۲۹ دی ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • انقلاب اسلامی
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • انقلاب اسلامی
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home غدیر خم

اگر پیامبر در روز غدیرخم علی(ع) را به عنوان جانشین معرفی کرد چرا صحابه زیر بار خلافت علی(ع) نرفتند؟

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 
جواب: عوامل متعددی داشت.
 عامل ۱. سست بودن ایمان برخی از صحابه به پیامبر(ص).
سنت خداوند این است که بندگانی که ادعای ایمان می‌کنند را در صحنه‌ای امتحان کند تا راست گویان از دروغ گویان مشخص شوند {أَ حَسِبَ النّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ * وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللّهُ الَّذینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبینَ} (عنکبوت/۲و۳) آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: ایمان آوردیم به حال خود رها می‌شوند و آزمایش نخواهند شد؟ ما کسانی را که پیش از آنها بودند آزمودیم (اینها را نیز امتحان می‌کنیم) باید علم خدا درباره کسانی که راست می‌گویند و کسانی که دروغ می‌گویند تحقق یابد.
همانطور که خداوند، ملائکه را در خلقت حضرت آدم(ع) امتحان کرد و فرمود: به آدم سجده کنید. همه ملائکه به آدم(ع) سجده کردند غیر از ابلیس و همچنین است امتحان قوم بنی اسرائیل، آنجا که خداوند ماموریت حضرت موسی(ع) را ده روز تمدید کرد و طی ده روز تاخیر حضرت موسی(ع)، بسیاری از قوم بنی اسرائیل، گوساله پرست شدند.
امام رضا(ع) در حدیث زیبایی می‌فرمایند: مثل کسانی که در غدیر خم ولایت امیرالمومنین(ع) را پذیرفتند مانند ملاکه‌ای بودندکه به آدم سجده کردند و مثل کسانی که ولایت امیرالمومنین(ع) را نپذیرفتند مانند ابلیس هستند که حاظر نشدند به آدم سجده کند.
مسلمانان هم همگی ادعای اسلام و ایمان به پیامبر اسلام(ص) داشتند و سنت الهی این بود که آنان در جایی امتحان می‌شدند تا مومنین واقعی از غیر واقعی تشخیص داده می‌شدند و آن امتحان، در معرفی علی(ع) به جانشینی پیامبر(ص) بود که بعد از وفات پیامبر(ص) مسلمانان امتحان خود را پس دادند و مومنین واقعی از مومنین غیرواقعی تشخیص داده شدند. همانطور که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: و لولا أنت یا علی لم یعرف المؤمنین بعدی! ‌ای علی اگر تو نبودی مومنین پس از من شناخته نمی‌شدند.
 
عامل ۲. اجتهادی عمل کردن برخی از صحابه
از آنجا که اجتهاد کردن در مقابل نص به جهت رعایت مصالح و به قول معروف مصلحت اندیشی، امری موافق با میل و طبیعت انسان است، لذا گروهی از صحابه از همان زمان حیات پیامبر(ص) دست به این کار زدند و عملا با پیامبر به مخالفت پرداختند. کسانی مانند عمربن خطاب که در صلح حدیبیه شدیدا با پیامبر برخورد می‌کند.
بخارى این داستان را چنین نقل مى‌کند: از ابووائل نقل شده است که گفت: ما در صفین بودیم که سهل بن حنیف برخواست و گفت: اى مردم! مواظب خودتان باشید، ما در حدیبیه با رسول خد(ص) بودیم، اگر جنگى پیش مى‌آمد ‌مى‌جنگیدیم، عمر بن خطاب نزد پیامبر آمد و گفت: اى رسول خدا! مگر نه این است که ما بر حقیم و آنان بر باطل؟ فرمود: آری، چنین است. گفت: مگر نه این است که کشته‌هاى ما بهشتى هستند و کشته‌هاى آنان جهنمى؟ فرمود: آرى چنین است، گفت: پس چرا باید با ذلّت بازگردیم، و نباید خدا بین ما و آنان حکم نماید؟ رسول خد(ص) فرمود: اى پسر خطاب! من فرستاده خدا هستم‌، پس خداوند هرگز مرا خوار و کوچک نمى‌کند.
عمر در حالی که غضبناک بود، نزد ابوبکر رفت و آن چه به پیامبر خد(ص) گفته بود، به ابوبکر هم گفت. ابوبکر گفت: او فرستاده خدا است و خداوند هرگز او را کوچک و خوار نمى‌کند، سپس سوره فتح نازل شد. رسول خد(ص) آن را از اول تا آخرش بر عمر خواند، عمر گفت: آیا آن چه پیش آمد، پیروزى است، فرمود: آری. صحیح البخاری، ج ۳، ص ۱۱۶۲، ح۳۰۱۱، کتاب الجهاد والسیر، بَاب إِثْمِ من عَاهَدَ ثُمَّ غَدَرَ.
– این جریان در کتب دیگر اهل تسنن بیان شده که به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم؛ صحیح بخاری، سوره فتح، ج ۶/ص۴۵ و ۴۶؛ صحیح مسلم، ج۵/ص ۱۷۵ و ۱۷۶؛ المصنف، ابن شیبه، غزوه حدیبیه، ج ۸/ص ۵۰۹ و ۵۱۰/ ح ۱۰؛ و باب ما ذکر فی صفین، ج ۸/ ص ۷۳۶/ ح ۷۳۴؛ المعجم الکبیر، طبرانی، ج ۶، / ص ۹۰؛ مسند ابی یعلی، (مسند علی بن ابی‌طالب رض الله تعالی عنه)، ج ۱، ص ۳۶۴ تا ۳۶۷/ح ۴۷۳؛ السنن الکبری، بیهقی، باب نزول سوره فتح، ج ۹/ ص ۲۲۲ و ۲۲۳؛ السنن الکبری، نسائی، ج ۶، ص ۴۶۳/ ح ۱۱۵۰۴؛ تفسیر قرطبی، قوله تعالی و {لَقَدْ رَضِیَ الله عَنِ الْمُؤْمِنینَ إِذْ یُبایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَهِ} (فتح/۱۸)، ج ۱۶، ص ۲۷۷و ۲۷۸؛ تفسیر ابن کثیر، سوره فتح، ج ۴/ ص ۲۱۴؛ الدر المنثور، سیوطی، سوره فتح، ج ۶/ص ۶۷. (محقق)
 و در آخرین روزهای حیات پیامبر(ص) با احضار قلم و دوات برای پیامبر(ص) به جهت نوشتن وصیت، مخالفت عملی می‌کند.
هنگامى که پیامبر(ص) در بستر بیمارى فرمودند: « دوات و قلم بیاورید تا چیزى برایتان بنویسم که هرگز گمراه نشوید ». عمر گفت: « درد بر اوغلبه کرده و کتاب خدا ما را بس است »؛ « إنّ النبیّ(ص) قد غلب علیه الوجع، وعندکم القرآن حسبنا کتاب الله » صحیح البخاری، ج ۷ ص ۹، کتاب المرضى باب قول المریض قوموا عنّى؛ و ج ۵ ص ۱۳۷ کتاب المغازی، باب مرض النبی(ص) ووفاته؛ صحیح مسلم فى آخر کتاب الوصیّه، ج ۵، ص ۷۶…  و یا گفتند: رسول گرامى(ص) هذیان مى‏گوید: « إنّ رسول‏الله(ص) یهجر » و این قضیّه به قدرى درد آور بود که وقتى ابن عبّاس به یاد آن مى‏افتاد، اشک چشمانش همانند دانه‏هاى مروارید از گونه‏هایش سرازیر مى‏گشت‏ عن ابن‏عبّاس قال: « یوم الخمیس وما یوم الخمیس، ثمّ جعل تسیل دموعه حتّى رأیت على خدّیه کأنّها نظام اللؤلؤ قال: قال رسول الله: ائتونى بالکتف والدواه (او اللوح والدواه) اکتب لکم کتاباً لن تضلّوا بعده أبداً فقالوا: إنّ رسول الله(ص) یهجر ». صحیح مسلم، ج ۵، ص ۷۶ کتاب الوصیّه باب ترک الوصیه لمن لیس عنده شی‏ء، صحیح البخارى، ج ۴ ص ۳۱، کتاب الجهاد والسیر. .
– این اتفاق ناگوار در بسیاری از متون حدیثی اهل تسنن به طرق و عبارات مختلف ذکر شده که به بعضی از اشاره می‌کنیم:
صحیح بخاری، کتاب العلم، باب کتاب العلم، ج ۱/ص۳۶و۳۷ و باب مرض النبی و وفاته، ج۵/ص۱۳۸و۱۳۹ و باب قول المریض قوموا عنی، ج۷/ص۹ و کتاب الإعتصام بالکتاب والسنه، باب کراهیه الخلاف، ج۸/ص۱۶۱؛ صحیح مسلم، ج۵/ص۷۵و۷۶؛ السقیفه و فدک، جوهری، القسم الاول، ص۷۵و۷۶؛ المصنف، عبدالرزاق صنعانی، بدء مرض رسول الله(ص)، ج۵/ص۴۳۸و۴۳۹/ح۹۷۵۷؛ السنن الکبری، نسائی، کتابه العلم، ج۳/ص۴۳۳/ح۵۸۵۲ – و قول المریض قوموا عنی، ج۴/ص۵۶۲و۵۶۳؛ التمهید، ابن عبدالبر، ج۱/ص۱۶۹؛ الطبقات الکبری، محمد بن سعد، ذکر الکتاب الذی أراد رسول الله(ص) أن یکتبه لأمته فی مرضه الذی مات فیه، ج۲/ص۲۴۲تا۲۴۵؛ مسند احمد، (مسند عبدالله بن عباس)، ج۱/ص۳۲۴و۳۲۵و۳۳۶؛ الدرر، ابن عبدالبر، باب ذکر وفاه النبی(ص)، ص ۲۶۹تا۲۷۱. (محقق)
 این افراد پیامبر(ص) را در غیر وحی قرآنی، یک فرد عادی می‌دانستند. فردی که همانند سایر مردم، اشتباه و خطا می‌کند و بر مردم واجب است در مقابل خطاها و اشتباهات او بایستند. آنها معتقد بودند پیامبر(ص) در معرفی علی(ع) به عنوان جانشین، اشتباه کرده است و به مصلحت اسلام نیست علی(ع) خلیفه شود لذا توجیهاتی مانند اینکه علی(ع) جوان است و به درد خلافت نمی‌خورد و یا اینکه قریش دوست ندارد پیامبر و جانشین پیامبر از یک خانواده باشند در مقابل فرموده‌ی پیامبر(ص) اجتهاد کردند.
 
عامل ۳. حقد و کینه نسبت به علی(ع)
امام علی(ع) کسی بود که پدران و اجداد کافر و فاسق عده‌ای از همین تازه مسلمانان را در جنگ‌ها‌ی بدر و احد و حنین و احزاب و… . به قتل رسانده بود لذا کینه‌ی عجیبی در دل نسبت به آن حضرت داشتند. کینه‌ای که در دل فرزندانشان هم بود تا جایی که یزید بن معاویه، ۷۰ سال بعد از اسلام، امام حسین(ع) فرزند علی(ع) را به انتقام خون کشتگان خود در جنگ بدر به دست علی(ع)، به طرز فجیعی به شهادت می‌رساند. حال چگونه قابل تصور است این نو مسلمانان، از علی(ع) دل‌خوشی داشته باشند و اجازه دهند جانشین پیامبر(ص) شود. ولی ابوبکر و عمر در هیچ جنگی، هیچ کافر و مشرکی را نکشته بودند و طبیعی بود از آنها کینه نداشته باشند.
 
عامل ۴. عدالت علی(ع)
علی(ع) کسی بود که همه را به یک دید نگاه می‌کرد و این خوشایند یک عده زیاده خواه و فزون طلب، نبود. عدالت علی(ع) را آنها در سفری که همراه علی(ع) به یمن رفته بودند دیدند که چگونه حضرت علی(ع) با کسانی که برای خود سهم بیشتری قائل بودند برخورد کردند لذا حکومت علی(ع) برای آنها غیر قابل تحمل بود. همین عدالت علی(ع) بود که وقتی طلحه و زبیر که خواهان فرمانداری کوفه و بصره بودند ، از علی(ع) جواب رد شنیدند، به جنگ علی(ع) رفتند. و خون مسلمانان را برای رسیدن به قدرت، بر زمین ریختند
 
سئوال: دیدگاه شیعه نسبت به انتخاب امام و خلیفه مشخص و معلوم شد که شیعه معتقد است انتخاب جانشین برای پیامبر(ص) مانند انتخاب خود پیامبر امری الهی است و مردم نمی‌توانند در آن دخالت کنند. حال سئوال اینجاست اهل تسنن چه ملاکی برای انتخاب خلیفه دارند؟
جواب: واقعیت این است که ملاک و معیار مشخص و ثابتی ندارند. وقتی اهل تسنن زیر بار فرموده‌ی خداوند نمی‌روند آنجا که فرمودند: {إِنّی جاعِلٌ فِی اْلأَرْضِ خَلیفَهً} انتخاب و جعل خلیفه بر روی زمین به عهده‌‌‌‌‌‌‌‌ی من است. یعنی مردم نباید دراین امور دخالت کنند، طبیعی است برای یافتن ملاک، دچار حیرت و سرگردانی شوند. اگر نحوه‌ی انتخاب هر خلیفه را ملاک قرار دهند، آن ملاک، بلافاصله توسط خلیفه‌ی بعدی شکسته و نقض می‌شود. مثلا می‌گویند: پیامبر اسلام(ص)، مردم را بدون رهبر و سرپرست رها کرد و از دنیا رفت و انتخاب خلیفه را به عهده‌ی مردم گذاشت. می‌گوییم پس ملاک انتخاب خلیفه، نظر مردم است همانطور که ابوبکر، طبق این ملاک خلیفه شد. ولی دیری نمی‌انجامد که این ملاک در انتخاب خلیفه‌ی بعدی زیر پا گذاشته می‌شود و ابوبکر شخصا عمر را به خلافت بر می‌گزیند. فرض کنیم روش صحیح در انتخاب خلیفه، روش ابوبکر است یعنی انتخاب توسط شخص خلیفه‌ی قبلی. می‌گوییم پس چرا پیامبر(ص) این ملاک را رعایت نکرد و طبق عقیده‌ی شما مردم را رها کرد؟ پس چرا عمر بن خطاب، به این ملاک عمل نکرد و شورای شش نفره تشکیل داد تا پس از مشورت یکی را انتخاب کنند؟ اگر شورای شش نفره، تعیین خلیفه می‌کنند پس چرا پیامبر و ابوبکر و عثمان این ملاک را رعایت نکردند؟ ضمن آن که روش پیامبران الهی این بود که حتی اگر برای مدت کوتاهی از قوم خود دور می‌شدند یک جانشین برای خود انتخاب می‌کردند مثلا حضرت موسی(ع) وقتی به کوه طور برای آوردن تورات می‌رود، برای خود هارون را به عنوان جانشین معرفی می‌کند. پس چگونه ممکن است پیامبر اکرم(ص) که برای همیشه می‌خواهند از امت خود دور شوند یک جانشین شایسته برای خود انتخاب نکرد؟!

نوشته قبلی

علت نامگذاری شیعه و سنّی

نوشته‌ی بعدی

قلمرو حکومت امیرالمؤمنین(ع)

مرتبط نوشته ها

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم
غدیر خم

عید غدیر در سیره اهل بیت (ع)

غدیر خم و سقیفه بنى ساعده
غدیر خم

غدیر خم و سقیفه بنى ساعده

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم
غدیر خم

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم

طبرى و طرق حدیث غدیر
غدیر خم

طبرى و طرق حدیث غدیر

واقعه غدیر، اوج ابلاغ ولایت
غدیر خم

واقعه غدیر، اوج ابلاغ ولایت

واقعه غدیر یا اکمال دین
غدیر خم

واقعه غدیر یا اکمال دین

نوشته‌ی بعدی

قلمرو حکومت امیرالمؤمنین(ع)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

شیعه در هندوستان

شیعه در هندوستان

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟

بررسی علل وقوع سقیفه

بررسی علل وقوع سقیفه

مأموریت اهل بیت علیهم السلام

چشمه سار علوم اهل بیت (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا