«شیعه» در لغت عرب به معنای «پیرو» است. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: {وَإِنّ مِن شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ} (صافات/۸۳) به راستى ابراهیم از پیروان نوح بود.
در اصطلاح مسلمانان، شیعه به گروهی اطلاق میشود که معتقدند پیامبر(ص) پیش از درگذشت خود، جانشین خویش و خلیفۀ مسلمین را در مناسبتهای متعددی؛ از جمله در روز هیجدهم ذی الحجه، سال دهم هجری که به روز «غدیر» معروف است، در یک اجتماع بزرگ معیّن فرمود و او را به عنوان مرجع سیاسی، علمی و دینی پس از خود، تعیین کرد. (منشور عقاید امامیه/صص۱۵۸ـ۱۶۲) او همان علی بن ابی طالب(ع) است؛ نخستین کسی که به پیامبر(ص) ایمان آورد.
این جمعیت که متشکل از گروهی از مهاجر و انصار بود و در رأس آنان، تمامی شخصیتهای بنیهاشم و جمعی از بزرگان صحابه مانند: سلمان، ابوذر، مقداد، خباب بن ارت و امثال آنان قرار داشتند، بر همین عقیده باقی ماندند و شیعۀ علی(ع) نام گرفتند.
این لقب را پیامبر اعظم(ص) در حال حیات خود به پیروان امیر مؤمنان(ع) عطا کرده است؛ آنجا که با اشاره به علی بن ابی طالب(ع) فرمودند: «سوگند به آن که جان من در دست او است، او (علی(ع)) و پیروان وی در روز رستاخیز، رستگاراناند». (الدر المنثور/ج۸/ص۵۳۸)
بنابراین شیعه، گروهی از مسلمانان صدر اسلام هستند که به دلیل اعتقاد به «تنصیصی بودن» مقام ولایت، بدین نام معروف شده و تاکنون نیز بر خط وصایت و پیروی از اهلبیتِ پیامبر(ص) باقی ماندهاند. سابقه، مقام و موقعیت شیعه، از همین طریق معیّن میشود و بدین بیان، بیپایگی گفتار برخی از افراد جاهل یا مغرض، مبنی بر اینکه تشیّع زاییدۀ دورانهای بعدی است، روشن میشود. (منشور عقاید امامیه/ص۱۵۱؛ شیعه در اسلام/صص۲۹ـ۳۱)
در مقابل، گروهی دیگر از مسلمانان بر آن بودند که مقام خلافت، انتخابی است؛ از اینرو با ابوبکر بیعت کردند و بعدها به «اهلسنّت» یا «تسنّن» ملقّب شدند و سرانجام نتیجه آن شد که بین هر دو طایفۀ اسلامی، با داشتن مشترکات بسیار در اصول، اختلافنظر دربارۀ خلافت و جانشینی پیامبر(ص) به وجود آمد و هستههای نخستین هر دو گروه را همان مسلمانان صدر اسلام که به مهاجر و انصار شناخته میشدند تشکیل میدادند. (شیعه در اسلام/صص۱۴۵ـ۱۵۱؛ دفتر هفدهم از مجموعۀ چلچراغ حکمت)
اصطلاح «سنّی» بعدها در مقابل «شیعه» قرار گرفت، وگرنه درگذشته کلمۀ «سنّی» در مقابل معتزله وضع شده بود. وقتی میگفتند این شخص سنّی است، یعنی معتزلی نیست. هرچند امروزه معتزلی و اشعری را سنّی میگوییم، از آنجایی که شیعه در حسن و قبح عقلی با معتزله همفکر و همرأی بود، بعد از آنکه معتزلیها از بین رفتند، و از طرفداران تعقّل و خرد فقط شیعه باقی ماند، کلمۀ شیعه در مقابل سنّی قرار گرفت و بعد این اندیشه پیدا شد که شاید کلمۀ سنّی دربارۀ مسألۀ خلافت وضع شده است؛ در صورتی که ریشهاش آن نیست، بلکه کمکم و با گذشت زمان اصطلاح «سنّی» در این معنا قرار گرفته است. (مجموعه آثار/ج۲۲/ص۷۱۳؛ ر.ک: عقاید تشیّع/چلچراغ حکمت/ دفتر نوزدهم)
















هیچ نظری وجود ندارد