مصادر غیر موجود
أ. الضیاء فی الرد علی المحمدیه و الجعفریهکتاب الضیاء مجموعه احادیثی است که سعد بن عبدالله بن ابی خلف اشعری قمی در ردّ بر قائلان به امامت محمد بن علی بن محمد بن علی الرضا علیهم السلام و قائلان به امامت جعفر بن علی بن محمد بن علی رضا علیهم السلام گرد آورد. سعد بن عبدالله ـ آن سان که نجاشی۱۸ ترجمه میکند ـ از فقیهان امامیه اثنا عشریه بود. بنا به قولی امام یازدهم علیه السلام را نیز ملاقات کرد و از ایشان احادیث شنید. وی برای گردآوری احادیث اهل بیت علیهم السلام رنج سفر را بر خود هموار ساخت. ثمره این سفرها، کتب بسیاری شد که از خود باقی گذاشت و در شمار آنها کتاب ضیاء در ردّ محمدیه و جعفریه است که شیخ در کتاب غیبت از آن اخذ کرده و به همین لحاظ اسنادش را با نام سعد بن عبدالله آغاز میکند.البته شیخ از سعد بن عبدالله در این کتاب بسیار نقل حدیث کرده است؛ ولی تشخیص این که مستقیماً از کتب وی اخذ شده یا از کتب دیگران مشکل است و به درستی نمیتوان به اخذ مستقیم حکم کرد؛ لذا این جا مواردی بیان میشود که ما اطمینان به اخذ از کتاب ضیاء سعد داریم. شیخ، نخست ذیل «و اما من خالف من الفرق الباقیه الذین قالوا بامامه غیره: کالمحمدیه…» در صفحه ۶۸ اولین حدیث را از کتاب ضیاء نقل میکند. آغاز سند حدیث چنین است: «فروی سعد بن عبدالله قال حدثنی ابوهاشم داود بن القاسم الجعفری…» و دومین را ذیل «و اما المحمدیه الذین قالوا: …» در صفحه ۱۳۳ چنین نقل میکند: «و یزید ذلک بیاناً ما رواه سعد بن عبدالله عن جعفر بن محمد بن مالک…».در این قسمت مجموعاً سه حدیث از سعد نقل میکند که در صفحات ۱۳۳ و ۱۳۴ آمده است. وی ذیل «و اما موت محمد فی حیاه ابیه علیه السلام…» در صفحه ۱۳۴ و ۱۳۵ و ۱۳۶ مجموعاً سه حدیث از سعد نقل میکند و چهارمین حدیث مشکوک است که آیا از کتاب ضیاء اخذ شده است یا نه.همچنین ذیل «و اما معجزاته ( امام حسن عسکری علیه السلام ) الداله علی امامته…» در صفحات ۱۳۶ و ۱۳۷ و ۱۳۸ مجموعاً پنج حدیث از کتاب سعد نقل میکند و ذیل «فاما القائلون بان الحسن بن علی علیه السلام لم یمت…» در صفحه ۱۴۷ یک حدیث و ذیل «و اما من قال: ان الحسن بن علی علیهما السلام انه یعیش بعد موته…» در صفحه ۱۴۸ یک حدیث از وی نقل میکند.همچنین ذیل «و اما القائلون بامامه جعفر بن علی بعد اخیه علیه السلام…» در صفحه ۱۵۰ یک حدیث از کتاب ضیاء نقل میکند.شیخ طوسی ذیل «و قد بیّنا فساد قول الذاهبین الی امامه جعفر بن علی…» در صفحه ۱۵۱ و ۱۵۲ سه حدیث نقل میکند.پس مجموعاً شیخ از کتاب ضیاء سعد بن عبدالله نوزده حدیث نقل میکند که به نظر میرسد مستقیماً از آن اخذ کرده باشد.شیخ به دلیل این که راوی مستقیم سعد نیست و نمیتواند از وی بی واسطه حدیث نقل کند، باید طریق خود را در صدر اسناد سعد میآورد؛ ولی در فهرست۱۹ در ترجمه سعد میفرماید: «اخبرنا بجمیع کتبه و روایاته عده من اصحابنا عن محمد بن علی بن الحسین بن بابویه عن ابیه و محمدبن الحسن عن سعد بن عبدالله».با نهادن این طریق به صدر اسناد سعد، طریق شیخ تکمیل شده و روایاتش مسند خواهد شد.
ب. کتاب الرجعه و کتاب القائممؤلف این دو کتاب، فضل بن شاذان نیشابوری است. وی از مشایخ حدیث و ثقات محدثان امامیه در اواسط قرن سوم هجری قمری و از فقهای متکلمین و اجلای اصحاب حضرت جواد و هادی و عسکری علیهم السلام بوده است. بلکه به نوشته بعضی، از حضرت رضا علیه السلام نیز روایت کرده است. کتب وی، به حدود ۱۸۰ جلد میرسد که نجاشی۲۰ به تعدادی تصریح کرده است. او در سال ۲۶۰ ق بدرود حیات گفت.به نظر نگارنده، شیخ طوسی در فصول پایانی کتابش، آنچه از فضل نقل کرده، مستقیماً از همان دو کتاب اخذ کرده است. او در «فصل فیما ذکر فی بیان مقدار عمره علیه السلام» و در «ذکر طرف من العلامات الکائنه قبل خروجه علیه السلام» روایات کثیری را که به هفتاد میرسد، از وی نقل میکند و اولین روایت را بدینگونه آغاز میکند: «و روی الفضل بن شاذان عن ابن ابی نجران عن…».شیخ در بقیه موارد یا در اول سند، فضل بن شاذان را آورده یا ضمیری که به او برمیگردد.البته شیخ در فصول متعدد از فضل روایت نقل میکند؛ ولی احتمال اخذ مستقیم از کتاب وی ضعیف است و قراین کافی وجود ندارد. فضل، از مشایخ بی واسطه شیخ طوسی نیست؛ لذا شیخ در نقل حدیث از فضل به طریق اعتماد میکند. ما ذیلاً به نقل یک طریق که در فهرست۲۱ آمده است، اکتفا میکنیم: «اخبرنا بروایاته و کتبه هذه ابوعبدالله المفید رحمه الله عن محمد بن علی بن الحسین بن بابویه عن محمد بن الحسن عن احمد بن ادریس عن علی بن محمد بن قتیبه عنه».
ج. کتاب اخبار الوکلاء الاربعهکتاب اخبار الوکلاء تألیف احمدبن علی بن عباس بن نوح ابوالعباس سیرافی از دیگر مصادر شیخ در کتاب غیبت است. سیرافی ـ همان گونه که در ترجمهاش۲۲ آمده است ـ از مشایخ نجاشی بود و کتب بسیاری نگاشت که در شمار آنها همین کتاب است. سیرافی چارچوب اصلی کتابش را از هبه الله بن احمد بن محمد کاتب برگرفت. نجاشی در ترجمه هبه الله۲۳ بدین مطلب تصریح میفرماید: «…و کتاب فی اخبار ابی عمرو و ابی جعفر العمریین و رایت ابا العباس بن نوح قد عوّل علیه فی الحکایه فی کتابه اخبار الوکلاء».شیخ در فصول متعدد حدیث و احوالات نواب اربعه را از سیرافی نقل میکند. متأسفانه کتاب سیرافی نیز به دست ما نرسید. فقط آنچه از وی رسیده همان است که در لا به لای کتب حدیثی و مخصوصاً در کتاب غیبت شیخ طوسی آمده است. هر چند شیخ نیز در ترجمه۲۴ وی از عدم دستیابی به کتاب او خبر داده و میفرماید: «… و له کتاب اخبار الابواب غیر ان هذه الکتب کانت فی المسوده و لم یوجد منها شئ… و مات عن قرب الا انه کان بالبصره و لم یتفق لقائی ایاه.»البته به نظر میرسد که حین نگارش کتاب غیبت نسخهای از آن، به شیخ رسیده بود و شیخ هم در مواضع بسیاری از آن نقل میکند؛ از جمله:۱٫ در فصل «و امّا ظهور المعجزات الداله علی صحه امامته فی زمان الغیبه». شیخ در این فصل، پنج خبر از وکلای اربعه را در وقایع اتفاقیه نقل کرده که اولین آن در صفحه ۱۹۹ بدین شروع میشود: «و اخبرنا الحسین بن ابراهیم عن ابی العباس احمد بن علی بن نوح عن ابی نصر هبه الله بن محمد الکاتب قال: …» دومین آن نیز در صفحه ۱۹۹ با اسم اشاره «بهذا الاسناد» شروع میشود و سومین آن در صفحه ۲۰۸ و چهارمین آن در صفحه ۲۰۹ و پنجمین در صفحه ۲۲۰ آمده است.۲٫ در «فامّا السفراء الممدوحون فی زمان الغیبه (السفراء الاربعه)».شیخ در این فصل در هفده مورد، از کتاب سیرافی روایت اخذ کرده و در موضوعات مختلفی هم چون احوال سفرا و توقیعات بیان کرده است.۳٫ در «ذکر المذمومین الذین ادعوا البابیّه».شیخ در این قسمت در شش مورد از کتاب سیرافی اخذ کرده است.طریق شیخ به کتاب الوکلاء به واسطه «جماعه من اصحابنا»25 است که این جا به واسطه «حسین ابن ابراهیم قمی» از آن نقل میکند.
د. کتاب الاوصیاء و کتاب الغیبهشیخ از این دو کتاب شلمغانی نیز هر چند مختصر در «فصل فی ذکر العله المانعه لصاحب الامر علیه السلام من الظهور» در صفحه ۲۳۱ و در بحث «نیابه ابی القاسم الحسین بن نوح» در صفحه ۲۶۴ اخذ کرده است. شلمغانی محمد بن علی بن ابی العزاقر از فقهای امامیه بود و کتبی را نگاشت که این دو هم از آن جمله است. وی ابتدا در طریق مستقیم بود، ولی بعد منحرف شد و اقوال عجیبی از او صادر شد که دستگیر، و در سال ۳۲۳ق به قتل رسید.
ه. کتاب فی نصره الواقفهشیخ در ذیل «الکلام فی الواقفه» روایاتی را نقل میکند که برای اثبات حقانیت واقفه آورده شده است و بعد از هر روایت، جواب آن را بیان کرده است که یا اشکال در دلالت روایت دارد یا در صدور. وی مجموعه آنها را از کتابی اخذ کرده که علی بن احمد علوی در نصرت واقفه نوشته است؛ چنان که در صفحه ۴۱ میفرماید: فمن ذلک اخبار ذکرها ابو محمد علی بن احمد العلوی الموسوی فی کتابه فی نصره الواقفه.
نتیجهبعد از کنکاش و بررسی با قراین معلوم شد که شیخ در تدوین کتابش، از این کتب اخذ کرده است؛ ولی احادیث فراوانی را نقل میکند که ما به راستی مصدر اخذ آنها را نمیدانیم و خود شیخ هم بدان اذعان نکرده است. شیخ در بسیاری از موارد، سند را با شیخش شروع میکند؛ ولی ما نمیدانیم که آیا از او شنیده واز کتابش اخذ کرده یا از کتاب دیگر راویان حدیث اخذ کرده و در اول، طریق خود را به آن کتاب آورده است.
پی نوشت ها :
[۱۸]. نجاشی، رجال، ص۱۷۷، ش۴۶۷٫[۱۹]. شیخ طوسی، الفهرست، ص۷۵، ش۳۰۶٫[۲۰]. نجاشی، رجال، ص۳۰۶، ش۸۴٫[۲۱]. شیخ طوسی، فهرست، ص۱۲۴، ش۵۵۲٫[۲۲]. نجاشی، رجال، ص۸۶، ش۲۰۹٫[۲۳]. همان، ص۴۴، ش۱۱۸۵٫[۲۴]. شیخ طوسی، فهرست، ص۳۷، ش۱۰۷٫[۲۵]. فهرست، ص۳۷، ش۱۰۷٫

















هیچ نظری وجود ندارد