شناخت شیعه و ابعاد نظری و سیاسی و جامعه شناختی و مردم شناختی شیعه در غرب اندکی دیر آغاز شد ولی با توجه به تحولات بیست و پنج ساله اخیر و با انقلاب اسلامی و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی در ایران مطالعه درباره تشیع در غرب گسترش پیدا کرد و به ویژه در طول دو سال گذشته و به دلیل جنگ عراق در این باره مطالعات بیشتری صورت گرفت. اما با این همه می توان با تاکید گفت که شناخت غرب از تشیع و ظرفیت های آن هنوز بسیار اندک است و نیاز بـه اصلاح و بـازسازی بسیار دارد. در دو سال گذشته که اینجانب به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در فرانسه خدمت می کنم، بارها و بارها به مناسبت های مختلف از تعبیر ژئوپولتیک شیعه استفاده کرده ام و به ویژه به دلیل تحولات مهم جهانی در یکی دو سال گذشته و جنگ عراق، از این تعبیر در سخنان خود استفاده کرده ام. بررسی همه جانبه ژئوپولتیک شیعه البته نیاز به مطالعات وسیع تری دارد، ولی با توجه به فرصت محدود به تبیین چند نکته اکتفا می کنم:
۱. وحدت امت اسلامی، برخاسته از وحدت و یکپارچگی ایمان به خدای واحد، اعتقاد به پیامبر و کتاب آسمانی واحد است. با این وصف می دانیم که اسلام نیز همچون ادیان دیگـر دارای تفسیرهای متعددی است و این تفسیرهای متفاوت ریشه در اختلاف قرائت و برداشت از قرآن و منابع شریعت دارد. تشیع یکی از دو برداشت مهم اسلام است که زمان ظهور و شکل گیری آن با زمان خود اسلام کم و بیش به یک اندازه است. تشیع از همان آغاز در بخش هایی از جهان اسلام با گسترش قابل توجهی برخوردار بود و به ویژه در ایران تشیع یکی از اشکال مهم دینداری ایرانیان شد. دولت صفوی در حدود چهارصد سال پیش بنیاد حکومت خود را براساس دو رکن تشیع و وحدت ملی ایران گذاشت. بدین ترتیب تشیع و ایرانیت پیوند نزدیکی از لحاظ تاریخی با هم دارند. اما چنانکه می دانیم در بخش های مهمی از کشورهای منطقه و از جمله کشورهای عربی، تشیع حضوری قوی دارد. بخشی از این حضور به قدمت تشیع در ایران و گاهی بسیار قدیم تر از تشیع ایران است.
جمعیت بسیار قابل توجهی از شیعیان، در کشورهای عربی همانند عراق، عربستان سعودی، یمن، بحرین و لبنان زندگی می کنند و در برخی از این کشورها اکثریت جمعیت را تشکیل می دهند. در مورد کشورهای اسلامی غیرایرانی – غیرعربی هم می توان نمونه های متعددی را نشان داد که تشیع از سابقه بسیار قدیمی برخوردار است. در شبه قاره هند تشیع از دیرباز حضور داشته است و بنابراین می توان گفت که تشیع گرچه در ایران سابقه حکومتی چندصدساله دارد ولی تشیـع مخصـوص ایـرانیـان نیست و در بیشتر کشورهای اسلامی و در میان بیشتر قومیت ها و ملیت های مختلف تشیع ریشه دوانیده است. البته مقصود از تشیع تنها امامیه دوازده امامی نیست، بلکه شیعیان شامل زیدیه و اسماعیلیه و علویان و برخی گروه ها و فرقه های کوچکتر نیز می شوند که همگی خود را شیعه می دانند. حتی دروزیان لبنان و فلسطین هم خاستگاه شیعی دارند. بدین ترتیب می توان از یک امتداد شیعی سخن به میان آورد که از شبه قاره آغاز می شود و بخش هایی قابل توجه از هند و پاکستان را پوشش می دهد و سپس بخشی مهم از افغانستان و حتی آسیای مرکزی را شامل می شود و در دنباله، تمام ایران، اکثریت عراق و یمن و برخی کشورهای خلیج فارس مانند بحرین و منطقه شرق عـربـسـتـان سـعـودی را پوشش می دهد. در دنباله عراق بخش های مهمی از ترکیه را شیعیان امامی، علوی و بکتاشی تشکیل می دهند و در شامات، در لبنان اکثریت با شیعیان امامی و علوی و دروزی است و در سوریه نیز علویان حکومت می کنند و جمعیت قابل توجهی از آنان در ساحل سوریه به شکل تاریخی حضور دارند. اقلیت های شیعی دیگری نیز در اردن و فلسطین و اسرائیل هستند که این امتداد شیعی را تکمیل می کنند. در بخش هایی از آفریقا نیز تشیع سابقه تاریخی دارد و این امر تنها به کشورهای عربی آفریقا محدود نمی شود، بلکه در آفریقای غیرعربی هم این مسئله صادق است. به طور مثال حضور شیعیان اسماعیلی از دیرباز در شـرق آفـریـقا تأیید شده است. بنابراین ما هم اکنون از اقیانوس هند تا دریای مدیترانه با یک امتداد شیعی روبه رو هستیم که البته این امتداد به صورت امتداد و حضور تاریخی است و تشیع در تمام این نقاط ریشه های تاریخی بسیار کـهـنـه ای دارد کـه بـا قومیت ها و ملیت های این امتداد جغرافیایی آمیخته شده و به یکی از عناصر مهم هویت آنان تـبـدیل گردیده است. حتی در منطقه بالکان نیز شیعیان بکتاشی هواداران بسیار زیادی دارند. البته شیعیان در آسیای دور و برخی کشورهای آفریقایی و همچنین در اروپا و قاره آمریکا نیز دارای جوامع پرجمعیتی هستند که عمدتاً حضور آنان به دهه های اخیر بازمی گردد و در این میان باید به حضور شیعیان لبنانی در آفریقا و آمریکا و ایرانیان در آمریکا اشاره کـرد. در عـیـن حال باید به موارد فوق حضور صوفیان با تمایلات شیعی و نیز سنیان متمایل به امامان شیعی را در بسیاری از کشورهای اسلامی و از جمله در آسیای مرکزی، خاورمیانه و شمال آفریقا افزود. به طور نمونه در مصر و یا مغرب تمایلات شیعی در میان سنیان بسیار قوی است و در حقیقت علایق شیعی سنیان این کشورها مانع رشد وهابیت شده است.
۲. امتداد جغرافیایی شیعی یاد شده از لحاظ فرهنگی یک فضای یکپارچه را تشکیل داده که در تمامی این کشورها حضور دارد. با توجه به دینی بودن جوامع اسلامی به درستی می توان میزان نفوذ و تأثیر تشیع را در هویت جمعی شیعیان این کشورها با وجود اختلاف در زبان و قومیت درک کرد. هویت سیاسی برخی از کشورهای منطقه سابقه چندان زیادی ندارد و تاریخ برخی از کشورهای عربی به چند دهه اخیر بازمی گردد. در حالی که تشیع به عنوان یکی از مهم ترین عناصر هویت مردمان این منطقه از جهان سابقه تاریخی کهن دارد. بنابراین با توجه به اهمیت هویت مذهبی در شکل گیری تاریخ و جامعه مردمان کشورهای اسلامی باید بر این نکته تأکید کرد که این وحدت مذهبی، واقعیتی است که خود را بر تمامی امور دیگر در ارتباط با مسائل سیاسی و اجتماعی تحمیل می کند. به ویژه با توجه به گرایش به اسلام خواهی و احیاگری اسلامی بی تردید هویت مذهبی شیعیان می بایست در مناسبات بین المللی مورد عنایت قرار گیرد. در عین حال تشیع در برخی از این کشورها در سطح حاکمیت سیاسی مطرح شده است. در مورد ایران از دولت صفوی به بعد، تشیع در مقام قدرت مستقل سیاسی مطرح شد و در مورد برخی کشورها مانند لبنان و هم اینک عراق، شیعیان مهم ترین محور قدرت سیاسی را تشکیل می دهند. بنابراین غرب چه از لحاظ واقعیت فرهنگی – دینی و چه از لحاظ واقعیت قدرت ســیـاسی منطقه می بایست به ژئوپولتیک شیعه و امتداد جغرافیایی – سیاسی تشیع در کشورهای اسلامی توجه داشته باشد و در تعامل مستقیم با آن قرار گیرد. با جنگ افغانستان و سپس عراق این امتداد سیاسی شیعه از امکان قدرت نمایی بـیشتری برخوردار شده است. به طوری که غرب را ملزم می کند در برخورد با جهان اسلام این واقعیت را مدنظر قرار دهـد. در حـقـیقت تشیع به عنوان یک واقعیت سیاسی و اجتماعی رو به گسترش در دنیای اسلام، ژئوپولتیک منطقه را تغییر داده و واقعیت های تازه ای را تحمیل کرده است.
۳. اگرچه در میان جریانات اسلام گرایانه چند دهه اخیر نفوذ اسلام سلفی و وهابی به دلایل متعدد بسیار شدت گرفته است و این کوشش از سوی عربستان سعودی برای انتقال فرهنگ مذهبی وهابیت به سایر کشورهای اسلامی و از جمله کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز وجود داشته است، در مقابل باید گفت که تشیع نیز به عنوان یک جریان عمده در اسلام معاصر و در کشورهای اسلامی به عنوان یک عامل بسیار مهم عـمـل کرده است. بنابراین در درون جهان اسلام هر دو برداشت و قرائت اسلام سلفی و اسلام شیعی از توانایی بسیج اجتماعی و سیاسی و مذهبی برخوردارند و به عنوان عامل فراملی و حتی فرامنطقه ای عمل می کنند. غرب تا پیش از ۱۱ سپتامبر بیشتر به توانایی های اسلام سلفی در مقابله یا گاهی همکاری با غرب آشنا بود و چندین دهه در غرب اسلام سلفی را به عنوان یکی از نیروهای محرک در کشورهای اسلامی قلمداد می کردند و اگر از تشیع بحثی به میان می آمد آن را در چارچوب انقلاب اسلامی ایران مورد بررسی قرار می دادند.
منبع: مجله / اخبار شیعیان / مرداد ماه سال ۱۳۹۰ شماره ۶۹



















هیچ نظری وجود ندارد