مقدمهاگر بخواهیم به تاریخ پیدایش تشیع، دقیق و واقعبینانه نگاه کنیم و حقیقت را کشف نماییم، باید ببینیم بنیانگذار تشیّع چه کسى بوده است؟ ما ادلهی قطعى، مستند و مستدل داریم که اعتقادات و آرمانها در مکتب تشیّع از همان صدر اسلام، بهصورت همزاد و مولود طبیعى اسلام بوده است.طبق تعریف دقیق از تشیّع و طبق تعاریف صحیح لغوى و اصطلاحى، نمىتواند دینی، مقدّس، مشروع و حقیقی باشد مگر این که بنیانگذار آن، شارع مقدّس و صاحب وحى باشد. بر همین اساس ثابت میکنیم بنیانگذار اصلى مکتب تشیّع اسلام ناب محمّدى(ص) خداوند متعال و پیامبر اسلام(ص) است.بنابراین تشیّع را باید از لسان و دیدگاه بنیانگذاران تشیّع پیگیرى و جستجو کرد.بنیانگذاران تشیّع ابتدا خداى متعال، بعد حضرت رسول اعظم(ص)، سپس امیرالمؤمنین امام علی(ع) و ائمهی معصوم(ع) هستند. وقتى پیامبر اسلام(ص) مبعوث شدند تا سه سال مخفیانه مردم را به اسلام دعوت میکردند؛ تا اینکه آیهی قرآن بر پیامبر اسلام(ص) نازل شد:{وَأنْذِر عَشیرتکَ الاَقرَبِیْنَ * وَاخْفِضْ جَناحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤمِنینَ * فَإِنْ عَصَوْکَ فَقُلْ إِنّی بَریءٌ مِمّا تَعْمَلُونَ}؛([۳]) «اى پیامبر(ص) عشیره و نزدیکان خود را انذار کن و براى مؤمنانى که تو را پیروى کردهاند، بال خود را فرو گستر و اگر تو را نافرمانى کردند، بگو من از آنچه مىکنید بیزارم».نقطهی سرآغاز ظهور و بروز اسلام و سر منشأ شروع اسلام به صورت علنی از اینجا بود. اوّلین مرحلهاى که پیامبر(ص) نبوت خود را علنى کردند از همان روزى بود که دستور خدا اینگونه صادر شد. پیامبر اسلام(ص) طبق دستور الاهى، خویشان و بستگان و اقوام خود را جمع کردند. احادیث معتبر حاکى از آن است که پیامبر اسلام(ص) چهل نفر از بستگانشان را دعوت کردند؛ از جمله چهار عموى خویش ابوطالب، حمزه، عباس و ابولهب؛ حضرت گوسفندى را ذبح کردند و از آنان پذیرایی کردند؛ وقتی خویشان و نزدیکان پیامبر(ص) غذا را میل کردند، پیامبر(ص) فرمودند: «اى فرزندان عبدالمطلب، به خدا سوگند من جوانى را در عرب سراغ ندارم که براى قوم و قبیلهاش برتر از آنچه که من براى شما آوردهام، براى آنان آورده باشد؛ من خیر دنیا و آخرت را براى شما آوردهام؛ خداوند مرا فرمان داده است تا شما را به سوى او دعوت کنم».این حدیث معتبر دقیقاً بدون یک کلمه کم و یا زیاد در منابع شیعه و اهل تسنّن ضبط شده است. پس از بیان عظمت اسلام و دعوت به توحید و یکتاپرستی، پیامبر(ص) فرمودند:«فَاَیُّکُم یُوٰازِرنی علٰى اَمْرِی هذا عَلٰى اَنْ یَکُونَ أَخی و وَصیّی وخَلِیْفَتِی فِیْکُمْ»؛ «کدام یک از شما از من پشتیبانى مىکنید بر این دینى که من براى شما آوردهام تا آن شخصى که مرا یارى و پشتیبانى مىکند، برادر، وصى و خلیفهی من بین شما باشد».پیامبر(ص) به دنبال جملات اوّلیه ـ که مکتب اسلام را به صورت علنی و آشکارا تبلیغ مىکنند ـ مىفرمایند:«فَاَیُّکُم یُوٰازِرنی علیٰ اَمْرِی هذا…»؛ «کدامیک از شما از من پشتیبانى مىکند تا آن شخص، برادر، وصى و خلیفهی من در بین شما باشد».با شروع دعوت علنى به اسلام، پیامبر(ص) خلیفهی خود را مشخص مىکنند! میفرمایند: کدامیک از شما از من پشتیبانى مىکند تا خلیفه و جانشین من باشد؟ همه سکوت مىکنند و روى بر مىگردانند. حضرت على(ع) که هرگز بتپرستى نکرده و در کفر زندگى نکرده بودند، به پا خاسته، گفتند: «أنا یٰا نَبّی الله أکونُ وَزِیْرَکَ علیه»؛ «اى پیغمبر خدا(ص)! من از تو پشتیبانى مىکنم».در بعضى از روایات آمده است که حضرت رسول(ص) سه مرتبه این جمله را تکرار کردند و هر سه مرتبه امیرالمؤمنین على(ع) جواب دادند:«أنا یٰا نَبّی الله أکونُ وَزِیْرَکَ علیه»؛ «اى پیغمبر خدا(ص) من از تو پشتیبانى مىکنم.»سپس پیامبر(ص) دست به شانهی امیرالمؤمنین(ع) زدند و فرمودند:«اِنّ هذا أخی و وصیّی وخلیفتی فیکم فَاسْمَعُوْا له وَأطِیْعُوه»؛ «این شخص، این على(ع) برادر، وصى، خلیفه و جانشین من در بین شما است، حرفهایش را بشنوید و از او اطاعت کنید.»همزمان با دعوت علنى اسلام، پیامبر(ص) جانشین خود را هم معرفی مىکنند. جالب اینجاست که در بسیارى از منابع اهل تسنّن آمده است که وقتى پیامبر(ص) على(ع) را به عنوان خلیفه، وزیر و جانشین خود معرفی کردند، حاضران در مجلس به ابوطالب طعنه زدند که: ببین! دستور داده پسر تو ولىّ و امام تو باشد و تو از او فرمانبردارى کنى، حرفهایش را بشنوى و از او اطاعت کنى!بنابراین سرآغاز تشیّع ـ به دستور خدا و توسط پیامبر(ص) ـ همان روزى است که پیامبر(ص)، اسلام را علنى کردند؛ همانجا خلیفهی پیامبر(ص) مشخص شد و در حقیقت پیروان اسلام ناب ـ که همانا پیروان پیامبر و خلیفهی به حق او یعنى على(ع) باشد ـ مشخص شدند و خط سیر شکلگیرى تشیع از آنجا آغاز گردید. این حدیث صحیح السند است و بسیارى از حافظان، مفسران، محدّثان و مورّخان اهل تسنّن و همهی دانشمندان شیعه این حدیث را سرآغاز تعیین وصایت، خلافت و وزارت حضرت على(ع) براى پیامبر اعظم(ص) و شروع مقدسی برای مکتب تشیع مىدانند. برخی از منابع حدیث فوق الذکر عبارتند از:۱. تاریخ طبرى، ج ۲، ص ۳۱۹ تا ۳۲۱، چاپ دار المعارف مصر؛۲. الکامل فى التاریخ، ابن اثیر شافعى، ج ۲، ص ۶۲ و ص۶۳؛۳. السیرهًْ الحلبیهًْ، حلبى شافعى، ج ۱، ص ۳۱۱، طبع مصر؛۴. حاشیه مسند احمدبن حنبل، ج ۵، ص ۴۱ و ۴۲ و نیز حدیث شماره ۵۱۴ و ۵۸۰، چاپ بیروت؛۵. تاریخ دمشق، ابن عساکر شافعى، ج ۱، ص ۸۵، حدیث ۱۳۹ و ۱۴۱؛۶. شرح نهجالبلاغه، ابن ابى الحدید، ج ۱۳، ص ۲۱۰ و ۲۴۴؛۷. التفسیر المنیر، تفسیر منیر جاوى، ج ۲، ص ۱۱۸، چاپ سوم؛۸. تفسیر الخازن، علاءالدین شافعى، ج ۳، ص ۳۷۱؛و تفاسیر دیگری همچون مجمع البیان، برهان، نور الثقلین و… و ذیل آیه شریفه: {وَأنْذِر عَشیرتکَ الاَقرَبِیْنَ}([۴]) مضمون این حدیث نقل شده است.حدیث با سلسله اسناد صحیحى آمده است که آیهی قرآن (شعراء ۲۱۴) وقتى نازل شد، پیامبر(ص) اینگونه دعوتشان را علنى کردند و همانجا و در همان مجلس، خلیفهی پیامبر(ص) نیز مشخص شد. در نتیجه بنیانگذار تشیّع (اسلام اصیل و بىانحراف) خداى متعال است که توسط آخرین پیامبرش، حضرت رسول اعظم(ص) اعلام شده است. و سرآغاز تشیع از همان روزِ اوّلِ علنى شدن دعوت به اسلام، یعنی از همان سرآغاز اسلام است. بنابراین شیعه مولود طبیعى و همزاد اسلام است. هر تاریخى که ما براى اسلام داریم، همان تاریخ پیدایش را براى تشیّع هم داریم، هر کسى بنیانگذار اسلام است، بنیانگذار تشیّع هم هست. بنابراین حضرت امام على(ع) به عنوان اولین رهبر تشیّع (اسلام ناب) پس از رسول خدا(ص) بود که طبق دستور خداوند و به وسیلهی پیامبر(ص) منصوب شدهاند و از یومالانذار تا زمان حجهًْالوداع در غدیر، بارها و بارها توسط پیامبر اسلام(ص) به عنوان امام و خلیفهی مسلمین به صورت صریح و مشخص معرفى گردیدهاند؛ حتى امامان دوازدهگانه با نام و نشانى دقیق در روایات صحیح و موثّق معرفی شدهاند. شیعه بر این ادعا دلایل قانعکنندهاى ارائه نموده است. مستندات دلایل نقلى و عقلى تشیّع، در منابع و مآخذ اهل تسنّن نیز فراوان آمده است.علاوه بر منابعی که بیان شد به منابع متعدد دیگر همچون: تاریخ ابن عساکر ج۱، ص ۸۵؛ مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۳۵؛ امام احمد، کتاب الفتح الربانی، ج۲۳، ص ۱۲۲؛ کنزالعمال، ج ۵، ص ۱۵؛ و… مراجعه نمایید.این حدیث، صحیح السند، به حد تواتر رسیده و کاملاً قابل اطمینان و موثّق است. بنابراین نقطهی آغازین علنی شدن تشیع همان نقطهی آغازین علنی شدن اسلام است. اسلام و تشیع دو اسم برای یک مکتب الاهی است. دو اسم اما همزاد و هم کفو برای یک آرمان الاهی، که این هم خود سِرّی از اسرار الاهی، برای حفظ اصالت اسلام بوده است.حضرت آیتالله سبحانی (دامت برکاته) میفرماید: «تشیع و اسلام تاریخی یکسان دارند. در واقع تشیع همان اسلامی است که پیامبر خدا آورده است و یکی از تعالیم آن، استمرار رهبری و امامت به وسیلهی فردی است که از جانب خدا تعیین و به وسیلهی پیامبر(ص) معرفی میشود. این اصل اساسی که ضامن بقای اسلام است و هویت تشیع را تشکیل میدهد، در زمان خود رسول خدا(ص) به وسیلهی آن حضرت اعلام شد و گروهی از صحابهی پیامبر آن را پذیرفتند و پس از درگذشت رسول خدا(ص) بر همان پیمان باقی ماندند. اینان پیشگامان تشیع در عصر رسول خدا(ص) و پس از او بودند».گاهی دیده میشود که برخی مستشرقین، روشنفکران و یا شخصیتهای علمی و مذهبی تاریخهای مختلف و یا موقعیتهای زمانی خاصی را به عنوان تاریخ تشیع ذکر کردهاند که واقعیت عینی و حقیقی ندارد. علت این اشتباه آن است که یا نسبت به روند شکلگیری تشیع، علم و اطلاع کافی ندارند و یا اینکه حوادث و موقعیتهایی که بر روند گسترش تشیع تأثیرگزار بوده مثل جنگ جمل، واقعه کربلا، زمان امام جعفر صادق(ع)، دورهی صفویه و… را به عنوان تاریخ پیدایش تشیع قلمداد نمودهاند که البته بر هیچ محقق و پژوهشگری پوشیده نیست که دورههای تأثیرگذار بر تاریخ و گسترش تشیع غیر از زمان شکلگیری و سرآغاز تشیع است. در این مجال مختصر تنها به یادآوری چند دیدگاه متفاوت و ناصواب در مورد تاریخ پیدایش تشیع میپردازیم:گروهی میگویند تشیع در روز سقیفه به وجود آمده است، همان روزی که شماری از بزرگان صحابه از بیعت با ابوبکر خودداری کرده و گفتند: علی(ع) اولی به خلافت است و اوست که سزاوارتر به امامت امت است([۵]).گروه دیگری گفتهاند پیدایش شیعه مربوط به اواخر خلافت عثمان است و آن را به عبداللهبن سبأ ربط میدهند([۶]) که در ادامهی مطالب به نقد و نظر این دیدگاه میپردازیم.برخی تصور کردهاند شیعه پس از قتل خلیفه سوم پدید آمده است به این شرح که پیروان علی(ع) ـ که همان شیعیان بودند ـ در مقابل خونخواهان عثمان قرار گرفتند. ابن ندیم مینویسد: وقتی طلحه و زبیر با علی(ع) مخالفت کردند و جز به خونخواهی عثمان به چیز دیگری قانع نشدند، علی(ع) خواست با آنان بجنگد تا سر به فرمان حق نهند؛ آن روز کسانی را که از او پیروی کردند به نام شیعه خواندند([۷]).ابن عبد ربه اندلسی مینویسد: شیعیان کسانی هستند که علی(ع) را بر عثمان برتری دادند([۸]).گروهی دیگر تصور کردهاند آغاز تشیع به واقعهی کربلا و شهادت امام حسین(ع) مربوط است([۹]).برخی نیز ادعا کردهاند پیدایش تشیع مربوط به دوران صفویه بوده و…؛ اما حقیقت آن است که چنین دیدگاههایی واقعیت نداشته و آنچه موافق دلایل مستند، مستدل، آیات قرآن، روایات پیامبر اسلام و اهلبیت(ع) است و همچنین آنچه از تاریخ صحیح اسلام فهمیده میشود، بیانگر آن است که پیدایش شیعه برای اولین بار در زمان حضرت رسول(ص) و نقطهی شروع آن با شروع علنی شدن دعوت به اسلام هماهنگ و هم زمان بوده است. آنچه از احادیث و روایات نبوی به دست میآید نشان میدهد، واژهی «شیعه» اولین بار و پیش از همه از زبان رسول خدا(ص) و در لسان رایج پیامبر اسلام(ص) برای نامیدن دوستداران و پیروان علی(ع) به کار رفته است. اسلامشناسان و دانشمندان بزرگی همچون علامه کاشف الغطاء در کتاب «دفاع از حقانیت تشیع» ترجمهی غلامحسن محرمی، ص ۴۸؛ علامه محمد حسین مظفر در کتاب «تاریخ شیعه»، ص ۹، علامه طباطبایی در کتاب «شیعه در اسلام» ص ۲۲۳، و… معتقدند سرآغاز تشیع به دستور خداوند متعال و به دست پیامبر اسلام(ص) پایهگذاری و تأسیس گردیده است.حضرت آیتالله مکارم شیرازی (دامت برکاته) میفرمایند: «ما معتقدیم مبدأ پیدایش تشیع، عصر پیامبر(ص) و سخنان آن حضرت بوده است و اسناد روشنی برای این مطلب در دست داریم؛ از جمله بسیاری از مفسران در تفسیر آیهی شریفه: {إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ}؛([۱۰]) «کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند بهترین مخلوقات خدا هستند»، این حدیث را از پیامبر اکرم(ص) نقل کردهاند که فرمود: منظور از این آیه، علی(ع) و شیعیان اوست.بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران میفرمایند: ما مفتخریم پیرو مذهبی هستیم که رسول خدا مؤسس آن، به امر خداوند تعالی بوده است([۱۱]).در مقالهی «تاریخ پیدایش تشیع»، با عنایت به اینکه مجال تحریر بر تفصیل نیست، بر آن نیستیم تا تحقیق و تحلیلی همهجانبه و گسترده ارائه نماییم؛ بلکه مقصود، تبیین اجمالی مهمترین نکات و ادله در معرفی و تحلیل صحیح، روند شکلگیری و تاریخ پیدایش آن است. در ادامهی دقت توجه به چند نکته حائز اهمیت است:نکته یکم: تاریخ پیدایش تشیع مطابق با تاریخ پیدایش اسلام و اصل تشیع نیز استمرار اسلام اصیل و بدون انحراف، به رهبری اهلبیت(ع) است.نکته دوم: متقدمان و بزرگان نخستینِ شیعه، همان اصحاب بزرگ رسول خدا(ص) بودند که بنا به دستورات آن پیامبر بزرگ الاهی، در زمان حیات و پس از وفات پیامبر اعظم(ص) التزام و وفاداری خود را شجاعانه و مخلصانه به اهلبیت(ع) به ویژه رهبری و خلافت بلافصل علی(ع) نشان دادند.نکته سوم: شیعیان، فقه، حدیث، تفسیر، مبانی اعتقادی و دیگر معارف اسلامی خود را، با رهبری و خط سیر فکری امامان معصوم، از اهلبیت(ع)، قرآن و سنّت پاک رسولالله(ص) دریافت نموده و اصالت اسلامی خویش را در طی قرون و اعصار متمادی بدون لغزش و انحراف حفظ نمودهاند.نکته چهارم: شیعیان مسلمانانی دیندار، متقی و نیکوکار بودهاند، به گونهای که راوی و حافظ اصلی سنّت رسولالله(ص) بوده و در حقیقت اهل سنت واقعی پیامبر اسلام(ص)، شیعیان هستند.محمد ذهبی (م ۷۴۸ ه)، از بزرگان اهل تسنّن مینویسد: «گرایش به تشیع در میان پیروان دیندار، پرهیزگار و درستکار زیاد است، اگر احادیثی که آنان نقل میکنند، پذیرفته نشود، بخش اعظم آثار و احادیث نبوی از بین میرود و این مفسدهای بزرگ است»([12]).نکته پنجم: در صدر اسلام قبل از رحلت رسول خدا(ص) دوستداران و پیروان حضرت علی(ع) تنها با نام شیعه خوانده میشدند؛ امّا با گذر زمان، گاهی نامهای دیگری چون علوی، حسینیه، امامیه، اثنا عشریه (دوازده امامی) خاصه، رافضی، ترابی و جعفری در مناسبتهای مختلف بر شیعیان اطلاق میگردید؛ اگر چه نام غالب و متعارف پیروان مکتب اهلبیت(ع) در تمامی زمانها شیعه بوده است.نکته ششم: بیان شد که اساس و بنیان شکلگیری و تأسیس شیعه و تشیع، از طرف خداوند متعال و به دست پیامبر اعظم(ص) بوده است؛ که آیات متعددی از قرآن کریم و احادیث فراوانی از پیامبر اسلام مؤید و اثباتکنندهی آن است. برخی از بزرگان اهل تسنّن در کتب حدیث، تفسیر، تاریخ و… به این حقیقت اذعان داشتهاند.ابن جوزی در کتاب «تذکرهًْالخواص»، ص۵۴؛ اخطب خوارزم در «المناقب»، ص ۲۰۶؛ سیوطی، جلالالدین در «الدرالمنثور فی تفسیر بالمأثور»، ج۶، ص ۳۷۹؛ شیخ سلیمان حنفی قندوزی در «ینابیعالمودهًْ»، ج۱، ص ۳۰۱، و بلاذری در «انسابالاشراف»، ج ۲، ص ۱۸۲، همگی نقل کردهاند که پیامبر اسلام(ص) با اشاره به علیبن ابیطالب(ع) فرمود: «این (علی) و شیعیانش، رستگاران روز قیامت هستند».محمد کرد علی، از بزرگان علمای اهل تسنّن مینویسد: «عدهای از صحابه در عصر پیامبر اکرم(ص) معروف به شیعهی علی(ع) بودند»([13]).سیوطی در «الدرالمنثور» از «ابن عساکر» از جابربن عبدالله نقل میکند که ما خدمت پیامبر(ص) بودیم که علی(ع) به سوی ما آمد. هنگامی که چشم پیامبر(ص) به او افتاد فرمود: «والذی نفسی بیده ان هذا وشیعته لهم الفائزون یوم القیامه»؛ «سوگند به کسی که جانم به دست اوست، او و شیعیانش در روز قیامت رستگارند». سپس آیهی {إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ اُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ} نازل شد و بعد از آن، هنگامی که علی(ع) به مجلس اصحاب پیامبر میآمد، آنان میگفتند: «جاء خیر البریه»؛ «بهترین مخلوقات خدا آمد»([14]).همین معنی را «ابن عباس» و «ابوبرزه» و «ابن مردویه» و «عطیهًْ عوفی» با تفاوتهای مختصری نقل کردهاند. به این ترتیب میبینیم که انتخاب نام «شیعه» برای کسانی که ارتباط با علی(ع) داشتند، در همان عصر پیامبر(ص) صورت گرفته و این نام را پیامبر(ص) به آنان داده است، نه این که در عصر خلفا و یا در زمان صفویه یا غیر آن پیدا شده باشد.بنابراین با توجه به اسناد و مدارک موجود در منابع روایی و تاریخی و با عنایت به جمیع ادلهی عقلی و نقلی، سرآغاز مکتب تشیع در عصر رسول مکرم اسلام(ص) و از آغازین روزهای علنی شدن دعوت به اسلام شروع و به صورت مولود طبیعی اسلام، به عنوان مکتبی آرمانی و الاهی، ادامه حیات داده است.
نتیجهسرآغاز تشیع از همان روز اوّل علنى شدن دعوت به اسلام، یعنی از همان سرآغاز اسلام است. بنابراین شیعه مولود طبیعى و همزاد اسلام است. هر تاریخى که ما براى اسلام داریم، همان تاریخ پیدایش را براى تشیّع هم داریم؛ هر کسى بنیانگذار اسلام است، بنیانگذار تشیّع هم هست. بنابراین حضرت امام على(ع) به عنوان اولین رهبر تشیّع (اسلام ناب) پس از رسول خدا(ص) بود که طبق دستور خداوند و به وسیلهی پیامبر(ص) منصوب شدهاند و از یومالانذار تا زمان حجهًْالوداع در غدیر، بارها و بارها توسط پیامبر اسلام(ص) به عنوان امام و خلیفهی مسلمین به صورت صریح و مشخص معرفى گردیدهاند.تاریخ پیدایش تشیع مطابق با تاریخ پیدایش اسلام و اصل تشیع نیز استمرار اسلام اصیل و بدون انحراف به رهبری اهلبیت(ع) است. متقدمان و بزرگان نخستینِ شیعه، همان اصحاب بزرگ رسول خدا(ص) بودند که بنا به دستورات آن پیامبر بزرگ الاهی، در زمان حیات و پس از وفات پیامبر اعظم(ص)، التزام و وفاداری خود را شجاعانه و مخلصانه به اهلبیت(ع) به ویژه رهبری و خلافت بلافصل علی(ع) نشان دادند.
منابعـ قرآن کریم.۱ـ علامه کاشفالغطاء؛ دفاع از حقانیت تشیع، ترجمه غلامحسن محرمی.۲ـ مظفر، محمد حسین؛ تاریخ شیعه، ترجمه سید محمد باقر حجتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، اول، ۱۳۶۸ش.۳ـ طباطبایی، محمد حسین، شیعه در اسلام، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۳ش.۴ـ یعقوبی، احمدبن اسحاق؛ تاریخ یعقوبی؛ قم، منشورات شریف رضی.۵ـ مختار الیشی، جهادالشیعه، بیروت، دارجبل.۶ـ ابن ندیم، ابوالفرج محمدبن اسحاق، الفهرست، بیروت، بینا.۷ـ احمدبن محمدبن عبد ربه اندلسی، العقد الفرید؛ بیروت دارالاحیاء التراث العربی.۸ـ برنارد لوئیس، فدائیان اسماعیلی، ترجمه: فریدون بدرهای، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۱ش.۹ـ امام خمینی&؛ صحیفه امام، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی& 1385.10ـ ابن جوزی، تذکرهًْ الخواص، شریف رضی، قم، ۱۴۱۸، اول.۱۱ـ خوارزمی، احمد حنفی؛ المناقب، نینوا، تهران، بیتا.۱۲ـ سیوطی، جلال الدین؛ الدر المنثور فی تفسیر باالمأثور، دار الکتب، بیروت، چ ۱، ۱۴۲۱.۱۳ـ قندوزی حنفی، سلیمانبن ابراهیم؛ ینابع الموده لذوی القربی، به کوشش سیدعلی جمالی، اشرف حسینی، اول، تهران دارالاسوه ۱۴۱۶ ق.۱۴ـ بلاذری، احمدبن یحییبن جابر، انساب الاشراف، بیروت، دارالتعارف، ۱۳۹۷ق.۱۵ـ ذهبی، شمس الدین محمدبن احمدبن عثمان؛ میزان الاعتدال، محقق علی محمد و شیخ عاد احمد عبدالموجود، بیروت، چاپ اول، سال ۱۹۹۵، انتشارات دارالکتب العلمیه.۱۶ـ کرد علی، محمد؛ خطط الشام، چاپ سوم، دمشق.پی نوشتها :[۳]) شعراء: ۲۱۴، ۲۱۵ و۲۱۶.[۴]) شعراء: ۲۱۴.[۵]) تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۲۴؛ قم، منشورات شریف رضی.[۶]) مختار الیشی، جهادالشیعه، ص ۲۵، بیروت، دارجبل.[۷]) فهرست ابن ندیم، ص ۲۴۹.[۸]) احمدبن محمدبن عبد ربه اندلسی، العقد الفرید، ج ۲، ص ۲۳۰؛ بیروت دارالاحیاء التراث العربی.[۹]) اصول عقاید اسماعیلیه به نقل از برناردلویس، ص ۸۶.[۱۰]) بیّنه: ۷.[۱۱]) صحیفۀ امام، ج ۲۱، ص ۳۹۶.[۱۲]) میزان الاعتدال، ج ۱، ص ۴.[۱۳]) خطط الشام، ج ۶، ص ۲۴۵؛ چاپ سوم دمشق.[۱۴]) الدر المنثور، ج ۶، ص ۳۷۹.
منبع : نشریه ندای تشیع ؛ شماره اول ؛ تابستان ۱۳۹۱
















هیچ نظری وجود ندارد