هر پیامبری برای اثبات پیامبری خود معجزه یا معجزاتی داشته است. واژه «معجزه» به معنی: “ناتوان کننده” است. و به معجزات انبیاء به این خاطر معجزه اطلاق شده که “دیگران نمی توانسته اند مانند آن انجام بدهند و شکست می خورده اند. نوع معجزه یا معجزات هر پیامبری به شرایط دوران وی بستگی داشته است. مثلاً دوران حضرت صالح مردم کوه می تراشیده اند و در آن ساختمان می ساخته اند. به این خاطر معجزه وی شکافتن کوه و درآوردن شترِ زنده از آن بوده است. دوران حضرت سـلـیـمـان عصر آهنگری و ریخته گری بوده است. به این خاطر یکی از معجزات حضرت سلیمان کار با آهـن بوده است. وی آهن را بدون اینکه حرارت بدهـد ذوب می کرده و بدون اینکه قالب ریزی کند اسباب و وسایل و قطعات ظریف و پیچیده می ساخته است (یعنی با دست آنها را شکل می داده است). موسی در دوران سحر زندگی می کرده است. و معجزات وی متناسب با کار ساحران بوده است. مثلاً چوب را اژدها می کرده یا از زمین چشمه جاری می کرده است. دوران حضرت عیسی عصر پزشکی بوده است. به این خاطر معجزات وی در کادر مسائل پزشکی بوده است. وی نابینا را با یک لمس بینا می کرده، و بیماری پیسی مادرزادی را با یک لمس شفا می داده، و مرده را زنده می کرده است. دوران حضرت محمد (کـه بعد از وی نیز شامل می شود) عصر علم و ادبیات بوده است. به این خاطر معجزه ایشان در زمینه علم و ادبیات بـوده است. و اولین واژه ای که بر حضرت محمد نازل شده نیز واژه «اِقرأ» بوده است که فعل امر، از قرائت است. قرائت در اصل بمعنی: “بترتیب چیدن و پیش رفتن” است. در معنی دوم خود از جمله بمعـنی: “خواندن” بکار رفته است . و نیز بطور ضمنی و تلـویحی و توضیحی به معنی: ” آموختن، مطالعه کن، با سواد شدن”، و مفاهیمی از این قبیل بکار رفته است (چنانکه در زبان فارسی نیز چنین است. یعنی وقتی می خواهیم به کسی بگوئیم: با سواد شو، با فرهنگ شو، بیاموز، تحصیل کن، و مواردی از این قبیل، می گوئیم بخوان!). بنابر این اولین واژه ای کـه به حضرت محمد وحی شده نیز مربوط به علم و ادبیات بوده است. و “معجزه” بودن قرآن به این معنی است که کسی نمی تواند کتابـی مانند آن بنویسد. یعنی علومی که در قرآن آمده ارتباطی به سواد خواندن و نوشتن داشتن یا نابغه بودن ندارد، که یک یا چند نفر با سواد یا نابغه بتوانند بنشینند و مانند آن بنویسند. این معنا از نظر قرآن شناسی مسلم است که هرگز اختلاف وتکرار بیهوده در بین آیات کریمه قرآن وجود ندارد،چرا که خود قرآن در این باره می فرماید:(و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا)(۱) اگر از جانب غیر خدا بود قطعا در آن اختلاف بسیاری بود ولی از آنجا که معجزه است و از ناحیه اقدس الهی است،هیچگونه تعارض واختلافی در آن راه ندارد بلکه هماهنگی وانسجام فوق العاده ای در سراسر آن به چشم میخورد(الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها) (۲)
اقسام تکرار :
یکى از راه هایى که قرآن کریم در پیامرسانى خود از آن استفاده کرده، تکرار یک کلمه یا جمله یا یک آیه ی کامل است. بدون تردید این کار تحصیل حاصل و خالى از فایده نیست بلکه آثار و فوائدى دارد و از محسنات سخن به شمار مىرود. قرآنپژوهان تکرار در قرآن را به دو گونه تقسیم کردهاند: ۱ـ تکرار لفظى یعنى اینکه لفظى به صورت مفرد یا مرکب بیش از یک بار گفته شده باشد. ۲ـ تکرار معنوى: مقصود از این نوع تکرار، تکرار یک مضمون یا مفهوم است مانند تکرار داستان ابراهیم یا موسى و مانند آن که در موارد زیادى با جملات و عبارات متفاوتى تکرار شده و یا از مقاطع مختلف شروع شده است. قرآنپژوهان تکرار لفظى را به اقسام ذیل تقسیم نمودهاند: الف) گاهى تکرار جمله کامل در میان سورههاى مختلف است مثل «و ما ظلمونا و لکن کانوا انفسهم یظلمون) (بقره، آیه ۷۵) این آیه در سوره اعراف آیه ۱۶۰ هم تکرار شده است و مانند «کانوا اشد منهم قوه» که در سوره روم آیه ۹ و سوره فاطر آیه ۴۴ و سوره غافر آیه ۲۱ تکرار شده است. ج) گاهى جمله تکرارى در کنار هم قرار گرفته است مانند «اصحاب الیمین ما اصحاب الیمین» (سوره واقعه، آیه ۲۷) و «فان مع العسر یسرا ان مع العسر یسرا»(انشراح، آیات ۶ و ۷) همین حالت در سورههاى حاقه آیات ۱۷ و ۱۸ و سوره تکاثر آیات ۳ و ۴ نیز آمده است. د) گاهى هم یک جمله در فواصل آیات یک سوره تکرار شده است مانند «فباىّ آلاء ربکما تکذبان» که در سوره رحمن ۳۱ مرتبه تکرار شده و «ویل یومئذٍ للمکذبین» نیز در سوره مرسلات ۱۰ مرتبه آمده است. آنچه مهم است پاسخ به پرسش از فلسفه و اسرار تکرار در قرآن است. قرآنپژوهان در رابطه با این موضوع مطالبى را بیان کردهاند و حتى عالمانى مانند محمود بن حمزه بن نصر کرمانى کتابى مستقل تحت عنوان «اسرار التکرار فى القرآن» به نگارش درآوردهاند. پاسخ مختصر در این زمینه چنین است و سپس در ادامه به پاسخی تفصیلی خواهیم پرداخت: اولاً تکرار مخلّ فصاحت نیست زیرا در علم معانى و بیان و بدیع نیامده که کلام فصیح، آن است که از تکرار خالى باشد. بلکه گاهى با توجه بر شرایط و مقتضیات سخن، تکرار ضرورت هم پیدا مىکند. از این رو گفتهاند تکرار، در کلام فصیح بر انواعى تحقق مىیابد؛ یکى از آنها تکرارى است که براى مدح آمده است؛ مانند: «و السابقون السابقون اولئک المقربون » (3) در سوره مائده، آیه ۹۳ اینگونه تکرار هم هست. دیگرى تکرار براى وعید یا تهدید است؛ مثل (الحاقه ما الحاقه )(۴) و(و ما ادریک ما یوم الدین ثم ما ادریک ما یوم الدین)(۵) و سومى تکرار براى استبعاد است مانند «هیهات هیهات لما توعدون» (6) ثانیا، این گونه تکرارها، یا براى تأکید مطلب و تقریر کلام است؛ مثل این که پدرى فرزند خطاکارش را مخاطب قرار دهد و بگوید: آیا فراموش کردى کودکى خرد و ناتوان بودى و چه خون جگرها براى پرورش تو خوردم؟! آیا فراموش کردى براى تو همسر مناسب انتخاب کردم؟! آیا فراموش کردى براى تو مسکن خریدم؟! قرآنپژوهان گفتهاند تکرار در سورههاى رحمن و مرسلات از این قبیل است. و یا براى نشان دادن عظمیت و اهمیت موضوع است. چنان که(الحاقه ما الحاقه» و مشابه آن اینگونه است. و یا به خاطر اشاره به مطلبى جدید است. همچنان که در آیه ۱۸۵ سوره بقره، عبارت «و من کان مریضا او على سفرٍ…» براى اشاره به مفهوم «یریدالله بکم الیسر و لایرید بکم العسر» تکرار گردیده است. و یا براى این است که میان موضوع و محمول یا مبتدا و خبر فاصله زیادى مىافتد که دراینصورت تکرار موضوع یا مبتدا براى یادآورى مفید است.(۷) برشماری آیاتی که در قرآن تکرار شده اند : در قرآن بعضی از آیات تکرار شدهاند، ابتدا آیاتی که تکرار شدهاند را بر میشمریم، سپس به حکمت این تکرار اشاره مینماییم.
آیات مکرر :
۱٫ «فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ»؛ این آیه مبارکه «31» مرتبه در سوره «الرحمن» تکرار شده است. ۲٫«وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ»؛ این آیه مبارکه «10» مرتبه در سوره «مرسلات» آمده است. ۳٫ «فَاَلْقی عَصاهُ فَإِذا هِیَ ثُعْبانٌ مُبِینٌ»؛ این آیه مبارکه هم در سوره اعراف آیه«107» و هم در سوره شعراء آیه«32» آمده است. ۴٫ «وَ نَزَعَ یَدَهُ فَإِذا هِیَ بَیْضاءُ لِلنَّاظِرِینَ»؛ این آیه مبارکه هم در سوره اعراف آیه «108» و هم در سوره شعراء آیه «33» آمده است. ۵٫ «وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ»؛ این آیه شریفه هم در آیه «3» و هم در آیه «5» سوره «کافرون» تکرار شده است. ۶٫ «کَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ»؛ این آیه شریفه، در آیات «2 و ۳» سوره «تکاثر» آمده است. ۷٫ «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً»؛ آیه مبارکه درسوره «شرح» آیات «5 و ۶» تکرار شده است. «وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ إِلاَّ عَلی أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ فَمَنِ ابْتَغی وَراءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العادُونَ وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ» این آیات شریفه، بین سورههای «مؤمنون» آیات «5 الی ۸» و سوره «معارج» آیات «29 الی ۳۲» مشابه میباشد. ۸٫ «وَ الَّذِینَ هُمْ عَلی صَلَواتِهِمْ یُحافِظُونَ»؛ این آیه ی شریفه بین سوره «مؤمنون» آیه «9» و آیه «34» سوره «معارج» مشابه میباشد. ۹٫ «یا بَنِی إِسْرائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَی الْعالَمِینَ وَ اتَّقُوا یَوْماً لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لا یُقْبَلُ مِنْها شَفاعَهٌ وَ لا یُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ»؛ این آیات مبارکه، بین آیات «47 ، ۴۸» و «122 ، ۱۲۳» سوره «بقره» مشابه میباشد. ۱۰٫ «الم» این آیه شریفه «6» مرتبه در کل قرآن تکرارشده است. سورههای: بقره، آل عمران، سجده، لقمان، روم، عنکبوت. ۱۱٫ «فَسَجَدَ الْمَلائِکَهُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ». این آیه شریفه در آیه«73» سوره «ص» و همچنین در آیه «30» سوره «حجر» آمده است. ۱۲٫ «یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ فَما ذا تَأْمُرُونَ قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ وَ أَرْسِلْ فِی الْمَدائِنِ حاشِرِینَ یَأْتُوکَ بِکُلِّ ساحِرٍ عَلِیمٍ» این آیه شریفه «110 و ۱۱۱ و ۱۱۲» سوره «اعراف» مشابه با آیات «35 و ۳۶ و ۳۷» سوره «شعراء» میباشند. ۱۳٫ «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَهُ الْمَوْتِ» این آیه شریفه درسورههای «عنکبوت» آیه «57» و «انبیاء» آیه «35» آمده است. ۱۴٫ «وَ أُلْقِیَ السَّحَرَهُ ساجِدِینَ قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِینَ رَبِّ مُوسی وَ هارُونَ» آیات شریفه «120 و ۱۲۱ و ۱۲۲» سوره «اعراف» مشابه و مثل آیات «46 و ۴۷ و ۴۸» سوره «شعراء» میباشد. (۸) ۱۵٫دربسیاری آیات نیزداستانهایی مانند داستان حضرت موسی،آدم،ابراهیم، سجده نکردن شیطان و… به صورت های مختلف(معنایی) تکرار شده است. لازم به ذکر است، در بعضی از آیات، نصف آیه با آیه ی دیگر مشابه هستند، یا اینکه مشابه هستند ولی به آنها حروفی اضافه شده است. بهطور کلی این تشابه، دلیل بر مشترک بودن تمام محتوای آیه نیست؛ چون هر آیهای معنی و مفهوم خاص خودش را دارد.
انگیزه های مختلف تکرار آیات:
خدا حکیم است و قرآن را هم حکیم معرفی میکند بنابراین قرآن از بیهودهگویی به دور بوده،و هدفمند است و هدف مهم آن، عاقل ساختن انسان است تادر سایه آن به هدف نهایی خود (هدایت انسان) دست یابد. و برای رسیدن به آن از شیوههای مختلف مثل تکرار و …. استفاده کرده است.و اما برشماری برخی از اغراض تکرار در آیات قرآن:
۱٫ تاکید :
یکی از حکمتهای تکرار در قرآن میتواند به منظور تأکید باشد. مثلاً در سوره انشراح خداوند به پیامبرش بشارت میدهد، که همراه با سختیها آسانی است. «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً» یا در آیه بعدی تأکید میکند که با هر سختی آسانی است. «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا» تکرار یکی از فنون فصاحت است (۹) که غرض عمده از آن تأکید است، چنانکه مرحوم مغینه می نویسد: مفسران اتفاق دارند که، غرض از تکرار، تأکید است. گوستاولین در کتاب « آراء و معتقدات» میگوید: «هر کس لفط یا ساختاری را پیوسته تکرار کند، آن را تبدیل به عقیده میکند.» پس برای دست یابی به این نتیجه، قرآن ، یک معنی را، «به مقتضای حکمت، تکرار میکند .(۱۰) فراء یکی از بزرگان ادبیات عرب در این باره میگوید : قرآن به لغت عرب و به شیوه ی محاورهای آنان نازل شده است و از عادت عرب تکرار کلام ، برای تأکید و فهماندن مطلب، میباشد. مثلا،ً در تأیید مطلب دیگران میگویند: « بله! بله!» و در ردّ آن میگویند: نه! نه(۱۱) نتیجه تکرار و تأکید، تلقین است که اثر آن بر روان انسان غیر قابل انکار است و شاید به همین جهت بر تکرار عبادات و دعاها و … در اسلام تأکید شده است. (۱۲) امّا اینکه چرا یک آیه در یک سوره تکرار شده و در سوره دیگر تکرار نشدهاست، به دو مطلب بر میگردد: اوّل اینکه مفاهیم یک سوره گاه اقتضای تأکید بیشتری دارد و گاه چنین اقتضایی ندارد؛ به عنوان مثال در مقام استفهام تقریری جای تأکید بیشتری است تا مقام اخبار، لذا در سوره الرحمن تأکید فراوان است و سوره مرسلات در مرحله پایینتر و همینطور در مراحل و مراتب دیگر قرار دارد.
۲٫ تکرار به خاطر متعلقات وتناسب با آنان :
یکی از حکمتهای تکرار آیات در قرآن تناسب با متعلقات و موارد وموضوعات مختلف است. مثل تکرار آیات در سوره مرسلات و الرحمن و قمر. تناسب در قرآن از جهات مختلفی قابل بررسی است: الف:گاهی تناسب در مورد آیاتی است که باهم در یک زمان،به مناسبت واحد وبرای هدف واحدی نازل شده اند زیرا مجموعه ای از آیات که برای یک موضوع نازل شده اند،باید بینشان قدر مشترکی باشد تا مجموعا یک کلام بشمار آیند وگرنه سخن از زمره ی کلامی که دارای هدف واحد باشد، خارج میشود ولازم می آید که حکیم مطلق، در بین امور بیربط و بیمناسبت جمع نموده باشد واین محال است. ب:تناسب وتکرار در یک سوره که هدف اصلی سوره را تشکیل میدهد. ج:گاهی تناسب وتکرار بین سیاق آیات وفواصل آنها مطرح میشود.این تناسب امری ذاتی است (تناسب لفظی ومعنوی) که بلاغت وفصاحت قرآن را فزونی میبخشد وبه آن رونق وزیبایی وحسن ویژه ای میدهد. د:تناسب بین آیات پایانی یک سوره وآیات آغازین سوره بعدی:کسانی این تناسب را مطرح کرده اند که به عقیده ی آنها قرآن، در زمان پیامبر به صورت کنونی تدوین وجمع آوری شده است.عده ی دیگری از مفسران معتقدند که قرآن پس از رحلت پیامبر جمع آوری شده،بنابراین اگر کسی بپذیرد که ترتیب سوره های قرآن به نظر صحابه بوده،به بند (د) ملتزم نخواهد شد. (۱۳)
۳٫ تکرار برای تهدید :
یکی دیگر از رازهای تکرار کلمات در بعضی سور برای تهدید است مثل «أَوْلی لَکَ فَأَوْلی ثُمَّ أَوْلی لَکَ فَأَوْلی» که برای تهدید نسبت به افراد بیایمان است که آیات الهی را تکذیب میکنند.یا طبق بعضی از اقوال، تکرار آیه ی (ویل یومئذ للمکذبین) نیز برای تهدید دروغگویان وترسانیدن آنها از عذاب وغضب الهی بیان شده است. (۱۴)
۴٫ هدایت افکار :
بیدار ساختن افکار و وجدانها ایجاب میکند، که از یک موضوع در موارد مختلف بهطور مکرر سخن به میان آید، لذا بعضی از نکات اجتماعی و اخلاقی، در موارد متعدد بیان میشود و این نوع تکرار بر اساس پایه بلاغت است و مقتضای حالت است. و از آنجایی که قران کتاب هدایت است – وهدایت عمومی جز با تکرار مطالب با بیانات متفاوت امکان ندارد- در آن تکرار وجود دارد.چنانکه آیت الله جوادی آملی میفرمایند: « تکرار در قرآن کریم از آن روست که قرآن کتاب نور و هدایت است و در مقام هدایت لازم است مطلب واحد، در هر مناسبت، با زبانی خاص ادا شود، تا ویژگی موعظه داشته باشد؛ بر خلاف کتب علمی که هر مطلب، تنها در یک جا بیان میشود و تکرار آن سودمند نیست. سرّ لزوم تکرار در کتاب هدایت آن است که، شیطان و نفس امّاره (که عامل ضلالت و عذابند، پیوسته به اضلال)گمراه کردن آدمی مشغولند، و کار آنها گر چه گاهی کم میشود، لیکن ترک نمیشود، از این رو تکرار ارشاد و هدایت نیز ضروری است. (۱۵)
۵٫ هشدار :
یکی از علل تکرارهای آیات، جنبه هشداری دارد. مثل جریان شیطان که با آن که آن همه عبادت کرد ولی در اثر نافرمانی به چنان سرنوشتی گرفتار شد، که مغضوب درگاه خدا قرار گرفت.یعنی هشدار نسبت به اینکه غرور بیجا باعث میشود یک نفر آن همه مقام و عظمت را از دست بدهد وپست ترین افراد بشود.(۱۶) وهشدار نسبت به اینکه عذاب الهی بسیار دردناک وغیر قابل تحمل و تصور است. و نیز هشدار به انسان، برای دوری از گناهان زیرا این گناه است که انسان را به بدترین بدبختی ها وبیچارگی ها دچار میکند .و درآخر هشدار به اینکه فراموشی یاد خدا چه اثرات بدی دارد. یکی از مشکلات انسان این است که در معرض فراموشی قرار دارد و این البته برایش زیان آور است ودر بسیاری مواقع مانع موفق شدن او بر مشکلات میشود.برخی از آیات قرآن این مطلب را روشن کرده وهشدار میدهد که شیطان از طریق فراموشکاری -که به انسان دست میدهد و او را وادار میکند که احیانا از انجام برخی کارهای مهم که مصلحتش در آن است غفلت ورزد) به او نفوذ کند. (۱۷) پس تکرار باعث میشود که این فراموشی با این همه ضرر وزیان از انسان دور شده ویکی از راه های نفوذ شیطان به درون قلب انسان بسته شود.نمونه ی بارز این مورد را در زندگی امروز و در قسمت های مختلف شاهدیم؛مثلا پلیس برای کاهش تخلفات رانندگی به رانندگان( با استفاده از جریمه های سنگین) هشدار میدهد و برای اثرگذاری بیشتر این هشدار خود را بارها تکرار میکند.
۶٫ تذکر ویادآوری :
شاید این مورد ارتباط زیادی با مورد قبل داشته باشد ولی آوردن آن به صورت یک مورد مجزا خالی از لطف نیست: مسئله ی تذکر ویادآوری در زندگی انسان اهمیت بسیار زیادی دارد چراکه یادآوری معلومات ومهارت های گذشته ما را برای مقابله با مشکلات آینده توانا میسازد وما را در ادامه ی پیشرفت، به منظور کسب اطلاعات جدید وکشف حقایق تازه کمک میکند .این خود مسئله ی مهم در تکامل پیشرفت علمی و تمدن انسانی محسوب میشود. دائما به یاد خدا بودن ویادآوری تفضلات ونعمت های فراوانی که خدا عطا فرموده(به وسیله ی تکرار آنها) ونیز یادآوری آخرت وروز جزاء وپاداش کیفری که در انتظار انسان است؛ دارای اهمیت بسیاری است زیرا انسان را به تقوا وعمل صالح وآراسته شدن به فضایل اخلاقی وامیدارد.بنابراین تکرار و تذکر هم برای دنیا وهم برای آخرت سودمند است. در قرآن آیات زیادی تکرار شده که خداوند متعال پیامبر اسلام را مبعوث فرموده وقرآن را بر او نازل کرده است تا مردم را به یاد یکتاپرستی وروز رستاخیز وحساب آخرت وهمچنین به یاد تعالیم انبیاء وفرستادگان گذشته (که از آنها غافل مانده وفراموششان کرده بودند) بیندازد. (۱۷)
۷٫ لحاظ کردن شأن نزول وشرایط زمانی ومکانی :
احتمال دیگر لحاظ شأن نزول و شرایط و اوضاع زمانی و مکانی نزول آیات است که گاه با توجه به اوضاع و احوال مردم، هنگام نزول آیات قرآن؛ وعده، وعید، مبالغه، تمثیل، تکرار و دیگر وجوه بلاغی لحاظ میشود; در نتیجه ممکن است تکرار، بیارتباط با مطلب مذکور نباشد (۱۹)
۸٫ برقراری رابطه میان اجزای جمله :
ممکن است تکرار در قرآن به این دلیل باشد که گاهی اوقات میان موضوع ومحمول یا مبتدا وخبر فاصله زیادی میافتد وتکرار موضوع برای یادآوری مفید است. واگر این تکرار نبود، قطعا به معنا یا مفهوم جمله ضربه ی سختی وارد میکرد(یعنی معنا را مبهم، غیرقابل فهم ویا حتی دروغین ارائه میداد) ولی این در حالی است که اعتقاد ما این است قرآن در کمال فصاحت، وخالی از ابهام است. (۲۰)
۹٫ رموز حروف ابجد در آیات و کلمات قرآن نقش ویژه ای دارند.
در حروف زبان عربی رمزهائی است به نام حروف ابجد و تلفظ هر حرفی نوعی فرکانس ایجاد می کند که این فرکانسها، انرژی هائی به نام سیگنال تولید می کنند و کیفیت و کمیت این فرکانسها و انرژی ها، از طریق رموز عددی حروف ابجد محاسبه می گردد. از این جهت نوع چینش حروف در قالب کلمات عربی، تأثیرات ویژه ای را در بر دارد. یکی از وجوه معجزه بودن قرآن و مخصوصاً رموز حروف مقطعه قرآن نیز به همین موضوع ربط پیدا می کند. تکرار آیات از این لحاظ هم قابل تأمل است. (۲۱)
۱۰٫ آیات قرآن یکدیگر را تفسیر می کنند :
آیات قرآن یکدیگر را تفسیر می کنند و شاید گاهی یکی از وجوه این تکرارها در قرآن این باشد که آیات مربوطه به هم ربط پیدا می کنند.با اینکه آیات قرآن،بیش از شش هزار آیه است اما چنان باهم منسجم،هماهنگ،همراه وهنگام است که همگی به منزله ی یک کلام میباشند،چرا که قرآن از مبدأ حکمت نازل شده(کتاب احکمت آیاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر(۲۲)) چون این حکمت از آن منشأ حکمت واستواری ویکپارچگی سرچشمه گرفته آیاتش نه تنها اختلافی با یکدیگر ندارند بلکه مثانی (ثانی وقرین دیگری) ومتشابه نیز هستند. (الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها مثانی )(۲۳) هماهنگی آیات بگونه ای است که اگر یکی از آنها را حذف کنیم،انگار همه ی آیات را حذف کرده ایم.بنابراین در ایمان به قرآن نیز نمیتوان به برخی از آیات ایمان آورد وبرخی دیگر آن را نپذیرفت « نؤمن ببعض الکتاب ونکفر ببعض» (24) (25)پس میتوان گفت تکرار یک آیه میتواند بخاطر تفسیر وتوضیح بیشتر( آیه ی مشابه خود یا آیات دیگر)باشد، چون آیات قرآن مانند زنجیر به یکدیگر وصلند.
نکته ای در مورد روش تفسیری قرآن به قرآن :
این روش از روش هایی است که در عصر حاضر نیز در باب تفسیر قرآن متداول شده،که در آن استخراج معانی ومصادیق آیات به کمک آیات همانند(آیات تکراری از لحاظ لفظ ومعنا)صورت میگیرد. این روش تفسیری، بر اساس (القرآن یفسر بعضه بعضا (۲۶))بوده وهست.هرگونه ابهام واجمال ابتدایی در مورد آیات قرآنی به علت عدم توجه به سایر آیات همانند، میباشد که با مراجعه وتدبر در مجموع آیاتی که موضوع آنها با موضوع آیات مورد نظر یکسان ویا نزدیک به هم است برطرف میشود،واگر به نتیجه نرسید از سنت(حدیث) تفسیر آن دریافت میشود.از جمله تفاسیری که از این شیوه بهره برده است، تفسیر شریف المیزان نوشته علامه طباطبایی است؛ که میفرماید: تفسیر آیات با تدبر ودقت در آنها ودر آیات دیگر و با استفاده از احادیث،روشی اساسی است که ما بدان تمسک جسته ایم؛این همان روشی است که پیغمبر اکرم واهل بیت در احادیث خود بدان ترغیب نموده اند.(۲۷) چناچه حضرت علی(علیه السلام) فرمودند:(ذکر أن الکتاب یصدق بعضه بعضا،وانه لا إختلف فیه،فقال سبحانه ولو کان من غیر عند الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا) خداوند در قرآن تذکر داده که بعض قرآن گواه بعض دیگر است واختلافی در آن نیست مانند آیه ی شریفه (ولو کان……..)(۲۸) . ونیز در جای دیگری فرمودند:کتاب الله تبصرون به، وتنطقون به وتسمعون به،فینطق بعضه ببعض ولا یختلف فی الله ولا یخالف بصاحبه عن الله؛ )کتاب خداست که به آن می بینید وبه آن می گویید وبه آن میشنوید،بعضی از آیات تفسیر بعضی دیگر وبرخی گواه برخی دیگر است، آیاتش در مورد خدا اختلاف ندارند وهمدم خود را از خدا منحرف نکند.) (۲۹)
پی نوشت ها :
۱) نساء/۸۲ ۲) زمر/ آیه ۲۳ ۳) واقعه ۱۰و۱۱ ۴) حاقه۱و۲ ۵) انفطار۱۷و۱۸ ۶) مؤمنون ۳۶ ۷) jameatulquran.com 8) برگرفته از قسمت های مختلف(المعجم المفهرس) ۹) شرح المختصر ج۱ص۲۸۲ ۱۰) ۲ تفسیر الکاشف ج۱ص۹۶ ۱۱) ۳ التمهید ج۵ص۱۰۶ ۱۲) porsemanequran.com 13) پرسمان علوم قرآنی ص۱۳۶ ۱۴) jameatulquran.com 15) تسنیم ص۵۱ و۵۲ ۱۶) tebyan-hamedan.ir 17) قرآن وروانشناسی ص۲۷۵ ۱۸) قرآن وروانشناسی ص۲۶۹و۲۷۰ ۱۹) paasokhgoo.com 20) jameatulquran.com 21) Tebyan.net 22) هود۱،کتابی است که آیات آن استحکام یافته،سپس از جانب حکیمی آگاه به روشنی بیان شده است. ۲۳) زمر۲۳،خدا زیباترین سخن را به صورت کتابی متشابه،متضمن وعده و وعید نازل کرده است ۲۴) نساء۱۵۰ ۲۵) شبهه شناسی قرآن ص۳۹ ۲۶) المیزان ج۳ ص۳۶ ۲۷) پرسمان علوم قرآنی ص۱۸۲ ۲۸) نهج البلاغه خطبه ۱۸ ۲۹) نهج البلاغه خطبه ۱۳۳

















هیچ نظری وجود ندارد