(این که در کتابهای صحیح اهل سنت تعداد کمی روایت در مورد فضائل اهل بیت وجود دارد یک بحث است و اینکه از همین تعداد کم بسیاری از آنها تکراری هستند یک بحث دیگر و لذا می توان گفت با حذف روایات تکراری ؛ روایات فضائل اهل بیت از چیزی که در ابتدا دیده می شود هم کمتر است)
باید گفت که بیشترین تکرارِ روایات فضائل، در صحیح بخاری آمده است. برای نمونه چند روایت را بررسی میکنیم؛
الف ـ تکرار روایت
«قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: لأعطین الرایة أو لیأخذن الرایة غدا رجلا یحبه الله و رسوله أو قال یحب الله ورسوله یفتح الله علیه فإذا نحن بعلی وما نرجوه فقالوا هذا علی فأعطاه رسول الله صلی الله علیه وسلم ففتح الله علیه»([2])
بخاری این روایت را در مناقب امام(علیه السلام) به شمارههای 3701 و 3702 آورده است؛ همچنین این روایات در همه جای این کتاب به چشم میخورد.([3])
در کل هفت بار این روایت تکرار شده است. روشن است که باید این هفت روایت را تنها یک روایت به شمار آورد.
ب ـ تکرار روایت
«ان عائشة قالت: لما ثقل النبی صلی الله علیه وسلم واشتد به وجعه استأذن أزواجه فی أن یمرض فی بیتی فأذن له فخرج النبی صلی الله علیه وسلم بین رجلین تخط رجلاه فی الأرض بین عباس ورجل آخر قال عبید الله فأخبرت عبد الله بن عباس فقال: أتدری من الرجل الآخر؟ قلت: لا، قال: هو علی».([4])
و روایت
«حدثنا إبراهیمبن موسی قال أخبرنا هشامبن یوسف عن معمر عن الزهری قال أخبرنی عبیدالله بن عبد الله قال قالت عائشة: لما ثقل النبی صلی الله علیه وسلم واشتد وجعه استأذن أزواجه ان یمرض فی بیتی فأذن له فخرج بین رجلین تخط رجلاه الأرض وکان بین العباس ورجل آخر، قال عبیداللهبن عبدالله: فذکرت ذلک لابن عباس ما قالت عائشة فقال لی: وهل تدری من الرجل الذی لم تسم عائشة؟ قلت: لا، قال: هو علی بن أبی طالب».([5])
این روایت برای نخستین بار به شمارهی 198 در صحیح نقل شده است. مضمون روایت این است که پیامبر(صل الله علیه و آله) در زمان بیماری خود، گاهی که از خانه بیرون میشد، به عباس و حضرت علی(علیه السلام) تکیه داده بود و عایشه در نقل این داستان نام علی(علیه السلام) را پنهان میکرد؛ ولی ابن عباس برای مردم میگفت که: «هو علیّ».
این روایت به شمارههای: 665، 687، 2588، 4442 و 5714 تکرار شده است و این شش روایت را باید تنها یک روایت به شمار آورد.
ج ـ تکرار روایت
«… فقال النبی صلی الله علیه وسلم أین ابن عمک قالت فی المسجد فخرج إلیه فوجد رداءه قد سقط عن ظهره وخلص التراب إلی ظهره فجعل یمسح التراب عن ظهره فیقول: اجلس یا أبا تراب مرتین»([6])
این روایت یکبار در مناقب امام(علیه السلام) به شمارهی 3703 آمده و در جاهای دیگر به شمارههای 441، 6204 و 6280 تکرار شده که یک روایت بیشتر نیست.
د ـ تکرار روایت
«ان رسول الله صلی الله علیه وسلم قال: فاطمة بضعة منی فمن أغضبها أغضبنی»([7])
این روایت نیز به دفعات تکرار شده؛ دو بار در مناقب به شماره 3714 و 3767 و سه بار دیگر در جاهای گوناگون به شماره 3110، 3729 و 5230؛ که این پنج روایت نیز یک روایت بیشتر نیست.
ه ـ تکرار روایت
«قال النبی(صل الله علیه و آله): فاطمة سیدة نساء اهل الجنةّ…»:
دو بار در مناقب بیشماره، و در جاهای دیگر به شمارههای: 3624، 6285 و 6286 آمده، که همگی یک روایت به شمار میآید.
و ـ تکرار روایت
«رأیت رسول الله صلی الله علیه وسلم علی المنبر والحسن ابن علی إلی جنبه وهو یقبل علی الناس مرة وعلیه أخری ویقول: إن ابنی هذا سید ولعل الله ان یصلح به بین فئتین عظیمتین من المسلمین».([8])
این روایت که در فضیلت امام حسن(علیه السلام) است؛ چهار بار و در شمارههای: 3746، 2704، 3629 و 7109 تکرار شده که همگی یک روایت بیش نیست.
بسیاری دیگر از روایات نیز در صحیح بخاری تکرار شده است که در شمارش آنها، باید مکررات حذف شود؛ روایاتی مانند صلوات بر محمد و آل محمد؛ حرمت صدقه بر آل محمد؛ شباهت امام حسن(علیه السلام) به پیامبر(صل الله علیه و آله)؛ دوست داشتن پیامبر(صل الله علیه و آله) امام حسن و امام حسین‘ را و… .
نکته
نکتهای بسیار مهم وجود دارد که نباید از آن غافل بود و آن اینکه در بخش پیشین و در شمارش روایات هر یک از کتابهای ششگانه، روایاتی به چشم میخورد که با اینکه یک روایت بیش نبود؛ ولی میتوان آن را از فضائل چندین نفر دانست. از این رو، اینگونه روایات چندین بار تکرار شدهاند. برای نمونه روایات «ارقبوا محمدا فی أهل بیته»، در صحیح بخاری، تحت عنوان «باب مناقب قرابهًْ رسول الله صلی الله علیه و سلم و منقبهًْ فاطمهًْ(سلام الله علیها) بنت النبّی صلی الله علیه و سلم…» آمده است، که در بخش سوّم، یکبار در فضائل اهلبیت(علیهم السلام) به صورت کلی و یکبار در فضائل فاطمه(سلام الله علیها)، به شمار آمده است.
نمونهای دیگر و بهتر روایتی است که در ترمذی آمده است:
«…أنّ رسول الله صلی الله علیه و سلم قال لعلیّ وفاطمة والحسن والحسین: أنا حرب لمن حاربتم و سلمٌ لمن سالمتم»([9])
درست است که این، یک روایت بیشتر نیست؛ ولی در بخش سوّم، این روایت چهار بار تکرار شده؛ یک روایت در فضیلت امام امیرالمؤمنین(علیه السلام)، یکی در فضیلت فاطمه(سلام الله علیها)، و نیز در فضیلت امام حسن و امام حسین(علیهم السلام). چرا که هدف ما در بخش سوم، بیان آمار روایات فضائل هر یک از ایشان بود([10]).
[2]) صحيح البخاري، البخاري، ج4، ص207، بيروت، دارالفكر، 1401 هـ.ق. (محقق)
[3]) از جمله روايات به شمارههاى: 2942، 3009، 4209، 4210، 2975.
[4]) صحيح البخاري، البخاري، ج1، ص57، بيروت، دارالفكر، 1401هـ.ق.(محقق)
[5]) صحيح البخاري، البخاري، ج1، ص162، بيروت، دارالفكر، 1401هـ.ق.(محقق)
[6]) صحيح البخاري، البخاري، ج4، ص208، بيروت، دارالفكر، 1401 هـ.ق.(محقق)
[7]) همان، ج4، ص210، بيروت، دارالفكر، 1401 هـ.ق.(محقق)
[8]) صحيح بخارى، البخارى، ج3، ص170، بيروت، دارالفكر، 1401 هـ.ق.(محقق)
[9]) صحيح ترمذى، ح 3870. نسخه دارالكفر، بيروت، ج5، ص360، ح 3962. (محقق)
[10]) يا اينكه روايت «المهدي من ولد فاطمة» كه در ابن ماجه آمده، دو بار شمارش شده، يكبار در فضائل مهدى(علیه السلام) و يك بار در فضائل فاطمه‘.
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
















هیچ نظری وجود ندارد