۳۰ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

حصیرنشین خوش پوش

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

بخش اول: خانه ی پدری – حمیده، مادر امام موسی کاظم علیه السلام از جمله اشراف و بزرگان دیار فارس بود. کنیزی خرید و نامش را تکتم گذاشت.- تکتم، پاک و مهربان بود. حمیده می گوید کنیزی از این بهتر سراغ ندارم که در عقل و دین و حیا سرآمد باشد.- کنیز را حمیده به فرزندش هدیه کرد. به امام موسی کاظم گفت: زنی بهتر از آن ندیدم. زیرک و با اخلاق… می دانم که هر فرزندی به دنیا بیاورد، پاک و مطهر خواهد بود.- تکتم، شد مادر امام رضا علیه السلام. امام موسی کاظم علیه السلام نام همسرش را طاهره نامید و به همگان گفت: زین پس این بانو را طاهره صدا کنید.- مشهور است که امام رضا علیه السلام در دوران شیرخوارگی، فراوان شیر می خورد. مادرش گفت: کاش دایه ای برایش بگیرید که در شیر دادن کمکم کند.گفتند: مگر شیرت کم است؟گفت: نه، اما من نوافل و نمازهایی را که قبلاً می خواندم، حالا نمی رسم که بخوانم. به این دلیل دایه ای می خواهم که وقتم برای به جا آوردن نمازها بیشتر شود.
بخش دوم: در میان مردم – پدرش هرگاه به دیگران می گفت صدایش بزنند، می گفت: فرزندم رضا را بگویید بیاید. و هرگاه خودش او را صدا می زد، می فرمود: ابوالحسن!- تابستان روی حصیر می نشست و زمستان روی پلاس. لباسش زبر بود، اما در میان مردم آراسته و خوش لباس می گشت. محاسن اش را هم رنگ می کرد. مشکی مشکی.- یکی آمد جلو و گفت: شما همیشه لباس های قشنگی می پوشید که از سنت سادگی پیامبر خدا به دور است. امام رضا علیه السلام دستش را گرفت و کرد توی آستینش. زبر بود… فرمود: این لباس زیری را برای خدا می پوشم تا نفسم را سرکوب کنم و این لباس رویی را برای مردم… – همه زبان ها را بلد بود. با هر کس به زبان خودش حرف می زد و جواب سؤال هایش را می داد. تعجب یارانش را که می دید، می گفت: چطور می شود کسی حجت خدا بین آفریدگانش باشد و زبان های آن ها را نداند؟- روز عرفه همه دارایی اش را یک روزه بین فقرا قسمت کرد. یکی از یارانش به نام فضل گفت: با این همه بذل و بخشش ضرر کردید… فرمود: این که همه اش سود بود.- وقتی خدمتکارانش را که سر سفره ای نشسته بودند، صدا می زد و می گفت: هر وقت غذا خوردن تان تمام شد بیایید.
بخش سوم: تا مرو – مدینه محل اقامت امام رضا بود. در آن ایام، هارون در شهر طوس از دنیا رفت و مردم با پسر او، محمد امین بیعت کردند.مأمون (برادر محمد امین) از این کار بسیار لجش گرفته بود و چون می دانست حتی ولایتعهدی هم نصیبش نمی شود، برادرش را کشت و خود بر مسند خلافت نشست. همان روزها بود که مأمون تصمیم گرفت امام رضا علیه السلام را از مدینه به مرو بکشاند و حکومت خودش را با ظاهرسازی، بر حق جلوه دهد. امام که دعوت مأمون را رد کرد، نامه های تهدید آمیز شروع شد.- روز وداع از مدینه، همه خانواده و یاران امام دور ایشان جمع شده بودند و گریه می کردند. امام می گفت: من دیگر هرگز به میان خانواده ام باز نخواهم گشت.- برای وداع از مدینه رفته بود نزد قبر پیامبر دست پسرش جواد را هم در دست می فشرد و می گریست.- آن روزها همدان، کرمانشاه، قزوین و قم، محل اجتماع شیعیان ایران بود. مأمون هراس داشت که علی بن موسی علیه السلام با آن ها برخورد کند. برای همین هم دستور داد ایشان را از راه بصره به اهواز و فارس ببرند و از آن جا وارد خراسان بکنند.نیشابور که رسیدند، مردم به استقبال امام خود آمدند و برسرزنان، گریه می کردند. امام بر اسب سیاه و سفیدی سوار بود و داخل محمل نشسته بود. مردم شور و هیجان زیادی داشتند. بیست هزار نفر یا بیشتر، گرد امام جمع آمده بودند. امام به درخواست مردم سر از محمل بیرون کرد و حدیث «سلسله الذهب» را همان جا برای مردم خواند. دانه دانه اجدادش را به ترتیب نام برد و رسید به رسول خدا.فرمود: از رسول خدا شنیدم که می فرمود از جبرئیل شنیدم که می گفت از خداوند عزوجل شنیدم که می فرمود: «کلمه لا اله الا الله حصنی فمن قالها دخل حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی»- دهم شوال… مرو.مذاکرات شروع شد. مأمون اصرار می کرد و امام رد می کرد.فضل بن سهل می گوید: هیچ گاه خلافت را همچون آن روز، خوار و بی ارزش ندیدم. مأمون به علی بن موسی واگذار می کرد و او از قبول آن خودداری می کرد.- مأمون می خواست ظاهر سازی کند و خودش را بین مردم، خوب جلوه دهد. در مقابل جمعیت زیادی از مردم، رو کرد به امام رضا علیه السلام و گفت: من در آل علی و آل عباس بسیار نگریستم و هرچه فکر کردم کسی شایسته تر از علی بن موسی الرضا برای خلافت ندیدم.لذا خودم را از خلافت عزل، و ابالحسن را جایگزین خود نمودم.امام رضا نگاهی به مأمون انداخت و فرمود: اگر خدا این خلافت را به تو داده، پس حق بخشیدنش را نداری. اگر هم خدا نداده، پس اصلاً خلافت مال تو نیست که اختیار دادن یا ندادنش را به دیگران داشته باشی.- برای فرزندش جواد که آن روزها هشت ساله بود، نامه نوشته بود: می دانم که خدمتکاران تو را از در پشتی خانه بیرون می برند. آن ها می خواهند با فقیران نیازمندی که دم در خانه نشسته اند، برخورد نکنی. به حقی که بر گردنت دارم قسم ات می دهم که فقط از در بزرگ بروی و بیایی و همیشه هم مقداری پول همراه داشته باش. بخشش کن و به یاری خدا از تنگدستی نهراس…منابع:۱. عیون اخبار الرضا علیه السلام – شیخ صدوق.۲. به یادم باش – محمد جواد میری.۳. شکوه کرامت – حبیب الله پنجه چی، سید زهرا برقعی.نشریه دیدار شماره ۱۳۲
 

نوشته قبلی

آستان جان

نوشته‌ی بعدی

تکرار روایات فضائل اهل بیت در صحیح بخاری

مرتبط نوشته ها

امام علی علیه السلام و عدالت
امام علی (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت
برگزیده ها

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید
ویژه جنگ رمضان

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا
امام حسین (ع)

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب
تاریخ شیعه

هجرت امام رضا (ع) به ایران

کاروان اموال از قم و امام عصر (عج‌الله فرجه)
علوم شیعه

راویان قم در عصر امام (ع)

نوشته‌ی بعدی

تکرار روایات فضائل اهل بیت در صحیح بخاری

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

امام علی علیه السلام و عدالت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا