به چه دلایلی به تشیع گرایش پیدا کردید؟
دلایلی چند برای من وجود داشت. من همه ی ادیان و مذاهب را با یکدیگر مقایسه کردم که سه سال به طول انجامید. در مقایسه هایی که از نظر اعتقادی ، فقهی و تاریخی انجام دادم، به این نتیجه رسیدم که دلیل شیعیان قوی و پذیرفتنی است. شیعه دلایلی قوی دارد که قرآن و سنت نبوی پشتیبان آن است و با عقل و منطق سازگاری دارد. من به طور اتفاقی، شیعه نشدم، بلکه پس از دیدار با شهید صدر، آیت الله حکیم و بسیاری از علما و مراجع دیگر، و سه سال تحقیق ، به اهل بیت (ع) باور پیدا کردم.
قوی ترین دلیلی که برای خود داشتید و در شیعه شدن شما نقش اساسی ایفا کرد، چه بود؟ قوی ترین دلیل من، همان حضرت علی (ع) است . من دریافتم شیعیان به مذهبی اعتقاد دارند که به علی بن ابی طالب (ع) منسوب است. من به این دلیل قوی، باور پیدا کردم؛ زیرا علی بن ابی طالب (ع) تربیت یافته ی پیامبر (ص) بود و حضرت رسول (ص) تمام علوم را به وی آموخت و فرمود: من شهر علم ام و علی درب آن . بنابراین، من به عقلم رجوع کردم و گفتم : امام مالک، رسول خدا (ص) را ندید، ابوحنیفه، رسول خدا (ص) را ندید، شافعی و حنبلی نیز در زمان رسول خدا (ص) هم عصر نبوده و او را نشناخته اند ؟ بنابراین، خط مستقیم و درست که همان علی بن ابی طالب است، قوی ترین دلیل شیعه شدن من بود.
فرمودید قوی ترین دلیلتان برای شیعه شدن، حضرت علی (ع) بود. آیا جهان علی (ع) را نمی شناسد و چرا دیگران مثل شما شیعه نشدند؟ چون فرصتی که برای من پیش آمد، برای آنان پیش نیامده است. برای من این فرصت فراهم شد که با علما و مراجع شیعه دیدار کنم. آن ها که شیعه نشده اند، این فرصت برایشان به وجود نیامده است . همچنین من بیش از هفتاد کتاب شیعی مطالعه نمودم و مقایسه کردم، ولی برای آنان چنین فرصتی به وجود نیامده است آن ها فقط با برخی از افراد که تازه شیعه شده اند تماس برقرار می کنند. باید این فرصت برای فرد به وجود بیاید که با علمای بزرگ به صحبت بنشیند، مطالعه کند، بحث کند و سپس مقایسه کند. این فرصت برای من فراهم شد که من آن را در کتاب آن گاه هدایت شدم، در فصل سفر موفقیت آمیز آورده ام . برای همین ، هر فرد غیر شیعه که کتاب آنگاه هدایت شدم را مطالعه می کند، به تشیع گرایش می یابد؛ زیرا در آن ، تمام آن چیزی را که می خواهد، می یابد و همان مقایسه ای که من کردم، انجام می دهد و اعتقاد پیدا می کند .
پس از اینکه دیگران فهمیدند شما به تشیع روی آورده اید ، با شما چگونه برخورد کردند ؟ واکنش ها منفی و شدید بود ، مرا به بهانه های گوناگون متهم ساختند. حتی مرا اسرائیلی نامیدند و گفتند از سوی اسرائیل تأمین شده ام تا میان مسلمانان تفرقه بیندازم. مرا متهم ساختند که از شیعیان پول می گیرم . هر کس مرا به چیزی متهم می کرد. مرا گوشه نشین کردند و روزهای سختی را در تنهایی و عزلت گذراندم. این مسئله را برای شهید باقر صدر بازگو کردم. او مرا آرام ساخت و گفت : شیعیان اولیه که پیرو علی (ع) بودند، چوبه ی دار خود را با خود حمل می کردند آن ها را می کشتند، و هر کس در مدح علی (ع) چیزی می گفت، زبانش را قطع می کردند، بنابراین، در عمل در برابر این مسئله صبر پیشه کردم، اما پس از آن، همان طور که در کتاب آنگاه هدایت شدم گفته ام ، خداوند پاداش مرا داد و همراهانی یافتم که شیعه شده، به حق روی آوردند، این فضلی از جانب خداوند بود.
برای اینکه دیگران را به سوی تشیع هدایت کنید، تاکنون چه اقداماتی کرده اید ؟ شهید محمد باقر صدر به من توصیه کرد که از دخالت در امور سیاسی کشور تونس دوری کنم و علیه دولت توطئه نکرده، و به میدان مخالفت با آن وارد نشوم، و نقش من همانند امام جعفر صادق (ع)، معرفی حقیقت مذهب اهل بیت (ع) باشد. این توصیه ای بود که از آن پیروی کردم و موفق شدم. من اندیشه ی اهل بیت (ع) را از راه سفر و تجارت آن و بعدها به وسیله ی کتاب هایم به مردم معرفی کردم، و با سخنرانی هایی که گاهی ایراد می کردم، مردم مرا شناختند و دانستند که من شیعه شده ام و برای اهل بیت (ع) تبلیغ می کنم.
به نظر شما ، آیا جهان واقعا آماده ی شنیدن معارف تشیع است یا خیر؟ بله، مردم تشنه ی شناخت واقعیت ها هستند؛ زیرا اندیشه های دیگر تناقضات فراوان و گوناگونی دارند. اما در مذهب اهل بیت (ع) ، ۱۲ امام وجود داشته اند که هیچ یک با دیگری اختلاف نداشته ، همگی در یک اندیشه و یک فقه با هم توافق دارند. بنابراین برای انسان ساده خواهد بود که این افکار و اندیشه ها را به مردم ارائه دهد تا به آن اعتقاد پیدا کنند .
مبلغان شیعه، به ویژه مبلغان حوزه ی علمیه ی قم برای ترویج تشیع چه می توانند بکنند ؟ علمای شیعه باید بدون استفاده از روایات مبالغه آمیز یا خیالی که با قرآن یا واقعیت زمان رسول اکرم (ص) ارتباطی ندارد، اهل بیت (ع) را معرفی کنند؛ یعنی تنها به ابراز فضایل اهل بیت (ع) از جهت قرآن و سنت نبوی اکتفا کنند و دلیلی برای گفتن چنین روایاتی وجود ندارد. با مردم، تنها با چیزی که می فهمند ، صحبت کنید. متأسفانه برخی خرافاتی را همه جا نقل می کنند و بدین ترتیب، مسلمانان دیگر را از ایشان و مکتب تشیع گریزان می سازند.
هم اینک تشتتی میان مسلمانان، و حتی میان خود شیعیان وجود دارد. شما چه راهکارهایی پیشنهاد می کنید تا جوامع مسلمان و نیز جوامع شیعی به وحدت برسند و آیا چنین وحدتی دست یافتنی است یا خیر؟ این همان سخن پیامبر (ص) است که فرموده اند : امت من به ۷۳ گروه مختلف انشعاب می یابد که همگی در گمراهی اند، مگر یک گروه، حتی میان تشیع نیز فرقه های ضاله ای وجود دارد. تمام شیعیان بر حق نیستند. بنابراین، نمی توان همه ی آنها را در یک نقطه جمع کرد و به وحدت رساند؛ زیرا پیامبر (ص) فرموده اند : امت من متفرق خواهند شد، نه تو می توانی، نه من و نه هیچ کس دیگر که جلوی آن را بگیرد، مگر اینکه حضرت مهدی (عج) ظهور کند. هنگامی که آن حضرت ظهور می کند ، مردم را هدایت می کند و هموست که شیعه و سنی و یهود و نصارا و همه دنیا به وی معترف اند. گروهی به او عیسی بن مریم می گویند ؛ ما او را مهدی منتظر می خوانیم و دیگران او را عزیر می دانند که پسر خداست . بنابراین، وقتی نجات دهنده بیاید مسلمانان برای کشتن مشرکان و دشمنان خدا با حضرت مهدی متحد می شوند. این تنها راهکار است ، و ما و شما اگر بخواهیم در پی اتحاد مسلمانان باشیم، به مسئله ای دور از دسترس پرداخته ایم .
هجمه ای از سوی غرب و جهان کفر علیه مسلمانان ، به ویژه شیعیان صورت گرفته است. هدف آنان از این هجمه چیست ؟ آنان از ما می خواهند تسلیمشان شویم و اعتراف کنیم که آنان آقا و سروران جهان هستند و ما بردگان آن ها هستیم؛ زیرا ما عقب مانده ایم و از نظر فن آوری و تکنولوژیکی و علمی پیشرفتی نداشته ایم و در پستی و عقب ماندگی به سر می بریم. آنان می خواهند بگویند: ما سرور شماییم و شما را راهبری می کنیم؛ به شما می آموزیم و شما را متمدن می کنیم. بنابراین، باید از ما پیروی کنید. کشمکش موجود میان امریکا و ایران برای همین است؛ زیرا تمام کشورها، به استثنای ایران رهبری جهان را به امریکا واگذار کرده اند. به نظر می رسد، ایران رهبری خود را به آمریکا واگذار نکرده و نمی خواهد این کار را بکند ، آمریکایی ها هم نقشه می کشند به ایران حمله کنند، یا به آن ضربه بزنند، و یا دست کم این کشور را شکست دهند و موانعی بر سر راهش ایجاد کنند. آمریکا خودش می گوید که همان کاری که با ما در عراق کرد، در ایران اجرا خواهد کرد. ادعا می کند که مردم ایران می خواهند نظام عوض شود و اسلام را نمی خواهند؛ یا دست کم اسلام متمدن می خواهند، و این اسلام، بنیادگراست. کار تا آنجا پیش رفت که چندی پیش، در آمریکا نماز جمعه ای اقامه شد که امامت آن را یک زن بر عهده داشت و مؤذن آن نیز یک زن بود. شگفت آن که صف اول و دوم هم مختلط بود و ادعا کردند: اسلام متمدن و پیشرفته این است! آمریکایی ها اسلام را این گونه می خواهند. بنابراین، اگر ما رهبری را به آنان واگذار کنیم، کاری با ما ندارند، ولی اگر چنین نکنیم، در برابر ما ساکت نمی نشینند . این همان برخورد میان غرب و شرق است .
به نظر شما، آیا حکومت شیعی ایران توانسته در کار ترویج فرهنگ شیعه در جهان موفق باشد ؟ کاملا موفق نبوده است. به طور نسبی در بازگرداندن برخی از مسلمانان به راه درست، موفق بوده است. این ها کم بوده اند . به نظر من جمهوری اسلامی ایران در راه تبلیغ مذهب اهل بیت (ع) در جهان موفق نبوده است . البته موانع بسیاری وجود دارد، و من به دلیل این عدم موفقیت، آن را سرزنش نمی کنم؛ زیرا موفقیت در این راه نیازمند زمانی طولانی است و عمر انقلاب را نمی توان با عمر فساد مقایسه کرد. ممکن نیست که انقلاب بتواند چهارده قرن انحراف را در ده یا بیست سال اصلاح کند . زمان زیادی لازم است و این زمان، الحمدلله آغاز شده است . مهم این است و ما خدا را شکر می کنیم که این انقلاب ساقط نشده و شکست نخورده است . انقلاب با رهبران و مردانش، و برخلاف میل دشمنان داخلی و خارجی ادامه دارد . این فضلی از سوی خداست؛ زیرا توطئه های بسیاری علیه انقلاب شده و من از بسیاری از آن ها آگاهم . کار تا آن جا پیش رفت که برخی خائنان در داخل ایران می خواستند صدام و هواپیماهای او را وارد کشور کنند تا جماران ( بیت امام ) را بمباران کنند، ولی الحمدلله خداوند از این انقلاب محافظت کرد. بله، برخی از شعارها هست که در همه ی انقلاب ها نیز داده می شود و بسیار حماسی و احساسی است، اما کم کم آرامش باز می گردد و جامعه اسلامی از عواطف و حالت انقلابی اش به خردورزی و حاکمیت عقل گرایش پیدا می کند .
نظر شما درباره ی وضعیت فعلی جمهوری اسلامی ایران چیست و در صورت امکان آن را با دیگر نظامهای موجود در منطقه مقایسه کنید .انقلاب اسلامی هم اکنون به دوران خردورزی رسیده و می بینیم که مردم سالاری به طور کامل در ایران وجود دارد. رئیس جمهور از میان مردم انتخاب می شود و از سوی نظام تحمیل نمی شود. این تجربه ای بود که در انتخاب سید محمد خاتمی و دکتر محمود احمدی نژاد کاملا مشهود بود. علت اقبال من به انقلاب اسلامی همین است. ما اکنون در کشورهای عربی شاهد هستیم که یک رئیس جمهور ، بیست یا سی یا چهل سال بر مسند باقی می ماند، اما در ایران، به هیچ رئیس جمهوری اجازه داده نمی شود بیش از دو دوره به کارش ادامه دهد. این کار بسیار بزرگی است . در کشورهای عربی، رئیس جمهور یکه تاز و صاحب اختیار مردم است، اما در ایران این گونه نیست.پیامبر (ص) فرمود: اگر دیدید علما در آستان سلاطین هستند، هم عالمان و هم سلاطین را باید نکوهش کرد. اما اگر دیدید سلاطین در آستان علما هستند، باید علما و سلاطین را ستود. ما دیدیم که پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران، سلطان « یعنی رئیس جمهور » به سوی آیت الله خامنه ای رفت و دستش را بوسید. و آیت الله خامنه ای نیز او را در آغوش کشید . این تواضع در کشورهای عربی و اسلامی وجود ندارد و این امکان پذیر نیست جز با لطف خدا و انتشار و گسترش اندیشه ی اهل بیت (ع). از این روست که تمام جهان علیه این انقلاب توطئه کردند و به مدت ۸ سال به دست صدام جنایتکار، جنگی را به آن تحمیل کردند ، اما نتوانستند انقلاب اسلامی را سرنگون سازند؛ بلکه این ایران بود که به پیروزی رسید و جزایر مجنون را آزاد کرد، و وارد فاو و بصره شد. در این هنگام، غرب ترسید ایرانی ها عراق را اشغال کنند و یک حکومت شیعی در آن جایگزین شود. به همین دلیل ، خودشان به طور مستقیم مداخله کردند و هواپیمای ایران را سرنگون ساختند. سپس ورودی تنگه را اشغال کردند و نفتکش های کویت با پرچم آمریکا در خلیج فارس تردد کردند و … بنابراین، این دلواپسی و نگرانی موجود به دلیل نظام نوپایی است که در آن آزادی و مردم سالاری وجود دارد، و اندیشه ی صحیحی در آن نهفته که اگر اجرا شود، در حقیقت اسلام راستین اجرا شده است .
هم اینک ، جهان اسلام دکتر تیجانی را چگونه می شناسند؟ در جهان اسلام، تیجانی با کتاب ها، افکار و سخنرانی هایش که در اقصی نقاط جهان منتشر شده، شناخته شده است. البته برخی از متعصبان هنوز هم معتقدند ، تیجانی شخصیتی خیالی است که وجود خارجی ندارد. برخی از متعصبان نیز تیجانی را تکفیر می کنند و می خواهند با کشتن وی نزد خدا تقرب جویند! همانند فتاوای وهابیان که می گویند: شیعیان دشمنان اسلام هستند و برای اسلام از یهود و نصارا خطرناک ترند و کشتن آن ها واجب است. الحمدلله من هم اکنون در اوج توجهات الهی و الطاف اهل بیت (ع) هستم و در سفر به اقصی نقاط جهان، این اندیشه ها و احساسات سرشار از عشق به اهل بیت (ع) را گسترش می دهم. به لطف خدا، بسیاری از کسانی که با آنها دیدار می کنم این اندیشه ها را می پذیرند. من دلایل زیادی از کتب اهل سنت و شیعه دارم که به آن ها استناد می کنم و بسیاری از کسانی که با ایشان گفت و گو می کنم، قانع می شوند.
نام شما میان جوانان ایرانی، که با مسائل دینی درگیر هستند ، با احترام زیادی برده می شود و آنان شما را با کتاب آنگاه هدایت شدم می شناسند. پس از نوشتن این کتاب و دیگر کتاب ها ، چه برخوردهایی با شما شد ؟ طبیعی است که واکنش شیعیان بسیار مثبت بود. بسیاری از ایرانی ها و عراقی ها و شیعیان لبنان گفتند : ما تشیع را با کتاب های تیجانی شناختیم؛ زیرا آنان تشیع را آن گونه که من شرح دادم نمی شناختند، بلکه آن را از راه تقلید شناخته بودند . حتی به من خبر رسیده که آیت الله سیستانی گفته اند: کتاب های تیجانی برای عراقی ها مایه ی رحمت بوده است . اما واکنش دیگر مسلمانان در نوسان بود. برخی از آن ها مرا تکفیر می کردند، اما برخی از ایشان شیعه شدند و به مذهب تشیع گرویدند؛ مانند دکتر عصام العماد. حتی کسانی دست به تألیف زدند و در اثرشان از من نام بردند؛ زیرا تحت تأثیر من شیعه شده بودند؛ مانند شیخ هشام آل بویه. در تایلند دو هزار نفر از شیعیان از من استقبال کردند و برایم قربانی کشتند.
منبع: ماهنامه ی اخبار شیعیان شماره اول /س
















هیچ نظری وجود ندارد