موضوع آخرالزّمان و فرجام جهان، از همان آغازین ایام هبوط حضرت آدم (ع) مورد سؤال او و فرزندانش قرار گرفته است. بشارت به ظهور منجی آخرالزّمان و انتظاری که در پی آن تعریف می شود، به راحتی در متون مذاهب و ملل مختلف جهان تا به امروز، قابل رصد و دنبال کردن است. نتایج زیبا و متحیرکننده پژوهش در این زمینه، آنجا خودنمایی می کند که این مطالعه حالت تطبیقی و مقایسه ای به خود بگیرد و این مطالب در کنار هم قرار گیرند. آنچه در پی این بررسی به دست می آید، گویای این نکته است که تمام انسان ها در انتظار شخصی واحدند و با نام ها و عناوین مختلف، از آرزوی دیرینه خود یاد می کنند. ۱ از دیگر نتایجی که با مطالعه آثار یادشده جلب توجّه می کند، این مطلب است که هر چه به ظهور یا به تعبیر دقیق تر به ولادت منجی موعود نزدیک تر می شویم، انبیا و اولیای الهی به این موضوع بیشتر پرداخته اند و بیشترین فراوانی نقل ها در این عرصه را می توان در منابع اسلامی و به خصوص شیعی یافت؛ امّا همان طور که قبل از این نیز بیان شد، شیعیان در دو مقطع به طور جدّی دچار آسیب حیرت می شوند: یکی در ابتدای غیبت و دیگری در انتهای آن.
در دوره «آخرالزّمان» تغییر در نگرش انسان ها نسبت به همه امور و مسائل در جوامع مختلف و از جمله جامعه اسلامی رخ خواهد داد. شاید بتوان ادّعا کرد مهم ترین پدیده ای که در جامعه اسلامی، به شدّت دچار تغییر و تحوّل می شود، امر به معروف و نهی از منکر است؛ زیرا تحوّل در آن، زمینه ساز تمام تحوّلات بعدی خواهد شد. امر به معروف و نهی از منکر شاهرگ حیاتی اسلام و جامعه اسلامی به شمار می آید و به تعبیر روایات، فریضه ای چنان بزرگ است که دیگر فرایض با آن قوام می یابند. ۲ هرگاه بدان ها عمل شود، امّت اسلام روی خوشی و خیر را خواهد دید. عمل به آنها، عزّت یافتن از جانب خداوند متعال را به دنبال خواهد داشت و ترک آنها، خذلان و خواری ۳ و نیز بغض و قهر الهی را. ۴ عمل کردن به آن دو بر خلاف تصوّر عوام، نه امرکننده و ناهی را به استقبال مرگ می کشاند، نه او را از آنچه که به عنوان روزی، برای او مقدّر او شده، محروم می سازد. ۵
به رغم تمام آنچه درباره اهمّیت امر به معروف و نهی از منکر و جایگاه این دو در اسلام آمده است، در دوره آخرالزّمان علاوه بر ترک امر به معروف، توسط جوانان و پیران و نیز خواری امر به معروف کننده، کار تا آنجا پیش می رود که مؤمن قدرت بر انکار و نهی ندارد؛ مگر در دل خویش و اگر کسی به حق تکلّم نموده یا امر به معروف و نهی از منکر کند، دیگری به سوی او برخیزد و او را نصیحت کند که این امر از تو برداشته شده است. ۶ در دوره آخرالزّمان این دو فریضه اسلامی به طور چشمگیری کنار گذاشته می شود. علّت این امر را می توان ناشی از ترس جانی، مالی، نیافتن شرایط مناسب و غربت اسلام و حق دانست؛ زیرا در این دوره، دین به همان غربت صدر اسلام بازگشته ۷ و در میان مردمان تنها، نامی از دین و اسلام باقی می ماند و اساساً دینداری در میان آنان امری خوار شمرده می شود. ساکنان آخرالزّمان، دین را ترک گفته و به دنیا بچسبند، آخرت را ترک گفته و به دنیا اکتفا کنند و همین قدر که دنیاشان سالم باشد، برای آنان کافی است و هرچقدر از دینشان بر باد رود، پروا نسازند. ۸
در دنیای وارونه آخرالزّمان جای منکر و معروف، عوض شده و به دنبال آن، با کثرت ظهور منکرات و ترک معروف ها، به جای امر به معروف، به منکر دستور داده شده و در مقابل، از انجام معروف و کارهای پسندیده دیگران باز داشته می شوند. ۹ این باز داشتن گاه با امر و اجبار است و گاه با تمسخر و استهزاء. در این دوره، اساساً امر به معروف و نهی از منکر، از جمله منکراتی دانسته می شود که دیگران را از آن نهی می کنند و به طور کلّی این امر را از دین خارج می دانند و نزد مردمان و در شهرها، منکرتر از معروف و معروف تر از منکر وجود نخواهد داشت. ۱۰ در نتیجه چنین جریانی، دینداری برای مؤمنان و افراد متشرّع واقعاً سخت می شود. ۱۱ همه این موارد در حالی است که مسلمانان از قرن ها قبل با اندک مراجعه ای به منابع خود می توانسته اند با آگاهی از پیشامدهای پیش رو خود را برای مقابله با آسیب ها و آفت های آخرالزّمان مهیا نموده و به هنگام رویارویی با حوادث و فتنه ها، سربلند از آزمون بیرون بیایند. در منابع اسلامی و به خصوص شیعی، تصویری کاملًا واضح و روشن از سیمای آخرالزّمان می توان یافت. نمای آخرالزّمان در روایات را از زاویه های مختلف می توان به تماشا نشست که در اینجا به تبعات حیرت در آخرالزّمان خواهیم پرداخت؛ شاید با اطّلاع از این آسیب ها بتوانیم به نحوی خطّ مشی زندگی خویش را انتخاب نماییم که به حدّاقل آفات مبتلا شویم.
برخی از این آسیب ها، مربوط به جنسیت، قشر و طبقه خاصّی نمی شود که از آن، با عنوان آسیب های عمومی مردمان آخرالزّمان یاد می کنیم. برخی آسیب ها نیز مربوط به جنسیت ها و اقشار مختلف است که به اختصار به آنان نیز خواهیم پرداخت. پیش از طرح و تبیین آسیب ها و آفات ذیل لازم است این نکته را متذکر شویم که آسیب زدگان و آفت پذیرانی که در مجموعه این روایات توصیف شده اند، در چند دسته می گنجند:
صرفاً شیعیان؛
برخی از مسلمانان؛
همه مسلمانان؛
همه مسلمانان غیر شیعه؛
برخی از مردم جهان؛
همه مردم جهان؛
همه مردم جهان، غیر از مسلمانان؛
همه مردم جهان، غیر از شیعیان.
به عبارت دیگر برخی از این آسیب ها تنها مربوط به شیعیان می شود، برخی مربوط به همه مسلمان ها و برخی غیرشیعیان را در بر می گیرد؛ علاوه بر آن، زمان بررسی و تطبیق نشانه ها با شرایط پیرامونی در نتیجه، برخی عناوین تحلیل، تأثیرگذار است؛ برای نمونه، آسیب هایی که درباره حاکمان بیان شده است، درباره نظام شاهنشاهی «ایران» یا دولت های دیکتاتوری منطقه غرب آسیا، مصداقی کامل پیدا می کند و درباره ایران پس از انقلاب، مصداق پیدا نمی کند. فقهای از خدا بی خبر وهّابی، مصداق واضحی از فقهای آسیب زده آخرالزّمانند و در مقابل، عموم فقهای متألّه و متخلّق شیعه، نسبتی با این تعابیر پیدا نمی کنند؛ امّا در دیگر موارد که آسیب های عمومی یا مخصوص به جنسیت ها و طبقات مختلف اجتماعی بیان شده، قابل تطبیق و مقایسه با شرایط و زندگی روزمرّه ماست تا با دقّت در این روایات و شناسایی آسیب های مطرح شده در آنها، به صیانت و نگاهبانی از خود، خانواده و اطرافیانمان بپردازیم و در ورطه هلاک فتنه های آخرالزّمان و تبعیت از شیطان نیفتیم.
بحران زدگی فراگیر مردمان آخرالزّمان
روایات، وضعیت اسفناک مردم را در دوره حیرت دوم چنین ترسیم کرده اند:«غربت اسلام و مهجوریت «قرآن» در میان مسلمانان، تظاهر آنان به اسلام در گفتار و تأسّی به کفّار در رفتار، دین فروشی به قیمت دنیا، فراموشی آخرت و دنیامداری به نحوی که اگر دنیای افراد فراهم باشد، درباره آخرت خود هیچ نگرانی و واهمه ای ندارند، پیروی از بدعت ها به حدّی که بدعت ها سنّت شده و سنّت ها بدعت، ارتکاب و اظهار جسورانه منکرات، فراموشی امر به معروف و نهی از منکر و جایگزینی آن با امر به منکر و نهی از معروف، درازی آرزوها و اوهام همراه با تلاش اندک برای آخرت، رواج گسترده ریا و نفاق، قساوت قلب و رخت بستن رحم از دل ها، بُخل و سختگیری در خرج کردن برای خدا همزمان با ولخرجی برای گناه و امور غیر دینی، پیروی از هوای نفس، ذلّت مؤمنان و برتری گناهکاران و فاسقان، توقّع اجرت برای انجام وظایف دینی، بخل و خسارت شمردن پرداخت خمس و زکات، مهجوری و استخفاف قرآن به دست مسلمان و دیگران، رواج فسق و محبوبیت فاسق نزد مردم، تکریم و احترام اشرار، شیوع و پسندیده شمردن شراب، قمار، زنا، همجنس بازی، غنا، رقص، طرب، بی حیایی و پیروی از شهوات، ارتکاب معاصی و محرّمات و دروغ در گفتار و شهادت ها، طلاق و نیز ظلم و جور در تمام مناطق و قتل و خونریزی، تفرقه، جنگ، پیروی از فتنه ها، خیانت، جنایت، لجاجت، غیبت، بهتان، کینه، دشمنی، بی وفایی، پیمان شکنی و نمّامی (سخن چینی)، بی انصافی، کبر، حرص، خلاصه تمام رذایل اخلاقی قابل تصوّر و حتّی بالاتر از حدّ تصوّر. افراد، بدون دستور مقام مافوق کسی کار خیری انجام نمی دهد و به جای رضای خدا، رضایت افراد را در نظر بگیرند. همّت مردم شکم و شهوتشان شود؛ بی توجّه به اینکه چه را از کجا به دست بیاورند و چگونه دفع شهوت کنند. به لباس و مناصب کاری، به هم فخرفروشی کنند. احترام والدین پایمال شود و فرزند آرزوی مرگ آنان را بنماید. قطع رحم کنند. در حقّ همسایه یا جفا کنند یا از سر ترس او را اکرام کنند. گفتار مردم فحش و ناسزا و کردارشان پلید باشد. جایگاه امین و خائن در نظر مردم عوض شود. برادری در راه خدا کم شود و آشنایان در وقت حاجت به یکدیگر اظهار ناشناسی کنند. ظاهر افراد بسان آدمیان و قلب هایشان قلب شیطان باشد.»
مردان حیرت زده آخرالزّمان
برخی از آسیب ها علاوه بر مواردی که به عنوان آسیب های عمومی بیان شد، به طور خاص در میان مردان آخرالزّمان قابل پیگیری و مشاهده است که با توجّه به متن روایات، می توان به مطالب ذیل اشاره نمود:«به هم صحبتی با زنان خود را مشغول سازند و شکمشان را خدایشان و همسرانشان را قبله خویش سازند. از همسران خود اطاعت کرده و نافرمانی خدا کنند. همسرانشان را از فعل قبیحی که از آنها دیده اند، نهی نکنند. از درآمد فسق و فجور همسرانشان ارتزاق کنند. فسق و فجور همسر و فرزندانشان با رضایت مرد خانواده و به انگیزه کسب درآمد بیشتر انجام می شود و علاوه برآن، از این رفتار ناپسند فرزندان و همسر خویش شادمان می شوند. خود را به سان زنان سازند و از لباس های زنانه و طلا استفاده کنند و به مانند آنان خود را آرایش کنند. به سبب فحشای همجنس گرایانه برای همجنس خود، همانند مردی که بر همسر خویش غیرت می ورزد، به دیگران غیرت ورزی و حمله کنند. . . »
زنان حیرت زده آخرالزّمان
زنان به همان اندازه که نقش قابل توجّهی در سازندگی و تعالی نسل ها در طول تاریخ ایفا کرده اند، در آخرالزّمان به سقوط خود و اطرافیانشان کمک می کنند. برخی از آفاتی که علاوه بر آسیب های مشترک با مردان، به طور خاص دامنگیر زنان می شود، از این قرار است: «حیا از زنان رخت بربندد و زنان فاسد شوند. زنان هرچند به ظاهر لباس پوشده اند، امّا بدن هایشان (به سبب نوع پارچه، نحوه دوخت و اندازه لباس ها) نمایان است. سبک و شوخ و شنگ شوند. بر زین سوار شوند. به مانند مردان برای خود محفل و اتّحادیه و انجمن به پا کنند. خود را برای اهل کفر زینت کنند. تمام همّتشان معطوف به زینتشان شود. در همه چیز، گستاخ، دریده و پیشرو باشند. خود را به سان مردان بسازند. خود را برای همجنس خویش، فربه و زینت کنند و به جای همسر، به سراغ همجنسان خویش بروند.»
حیرت زدگی اقشار مختلف اهل آخرالزّمان
با مطالعه روایات توصیف کننده آخرالزّمان، به آفاتی برمی خوریم که مربوط به اقشار خاصّی از جامعه است که به مهم ترین آنان می پردازیم:
حاکمان و فرمانروایان
حکام و فرمانروایان همواره در طول تاریخ، نقشی مهم و کلیدی در جهت گیری های کلّی جوامع داشته اند؛ به نحوی که با تغییر یک نظام سیاسی به طور ملموس و محسوس، می توان جلوه تغییرات را در طبقات مختلف اجتماعی مشاهده کرد. در دوره آخرالزّمان که سیر عمومی جهان و بشر به سمت انحطاط و تباهی است، حکومت داران نقشی بسزا در این به ورطه هلاک افتادن دنیا ایفا می کنند:
«وای بر این امّت از پادشاهان ستمگر که چگونه می کشند و می ترسانند آنان را که از خداوند اطاعت می کنند! تنها افرادی از دست ایشان ایمن خواهند بود که از آنان اطاعت کنند. به همین جهت مؤمن پرهیزکار به مسالمت با آنان صحبت کند؛ امّا قلباً از ایشان فراری است. افرادی حاکم مردم شوند که اگر مردم حرف بزنند، آنان را بکشند و اگر هم سکوت اختیار کنند، اموال ایشان را مباح بشمارد. . . حرمتشان را لگدکوب نموده و خونشان را بریزند و دل هایشان را پر از خوف و رعب کنند. احمق ها متصدّی امور می شوند. حاکمان ظالم، اهل باطل را بر اهل حق مسلّط کنند. بیشترین ثمر رفتارها و سیاست های حاکمان، خرابی و ویرانی است؛ نه اصلاح. آنان مردم را به فرهنگ و سنن غرب و شرق می آلایند، تصمیم گیری ها بر مبنای جور و ستم می شود، کودکان، زنان، اشرار و افراد ناشایست و ضعیف الایمان به حکومت می رسند و آنان نیز سفیهان و انسان های بی مبالات را برای اداره امور با خود همراه می سازند. آنان پسران مردم را کشته و زنانشان را به بی عفّتی سوق می دهند.»
البتّه نباید این را فراموش کرد که مردم خود نیز در این جنایات مقصّرند؛ زیرا از سویی این آسیب ها، اثر وضعی رفتار و کردارشان است و از سوی دیگر هرجا که در مقام انتخاب و انتصاب قرار گیرند، افرادی را به کار بگمارند که صلاحیت تصدّی آن مناصب را ندارند: «مردم، افرادی را پیشوای خویش سازند که در میان آنان به مکر، منکر، رشوه و قتل عمل کند؛ گویا آنان پیشوای قرآنند؛ نه قرآن امام ایشان.»
علما و تعامل مردم با آنان
دانشمندان بر خلاف حکام که با ابزار زر و زور و تزویر به جهت دادن مناسبات اجتماعی مشغولند، با بهره مندی از ابزار و روش های به دست آمده از علم و تقوا، بر اندیشه ها و قلوب مردم سلطه می یابند و از این طریق، به آنان جهت دهی می کنند. در دوره حیرت، عالمان نیز حیرت زده و حیرت زا خواهند شد:
«فقیهان هدایت، اندک و فقیهان گمراه کننده بسیار شوند، ۱۲ افراد به قصد ریاست طلبی و تصدّی مناصب به دنبال تحصیل دین بروند. فتاوا بر اساس پیش داوری ها و خواسته های شخصی باشد؛ نه مبانی و اصول اسلامی. بیش از ورع، حرص و طمع داشته باشند. به در خانه ستمگران بروند و روزی خود را از آنان بجویند. فتنه از ایشان برخیزد و به ایشان بازگردد. برترین مخلوقات خداوند باشند و اهل عدول (روی گردانی) و تحریف دین باشند. در اظهار محبّت و دوستی به دشمنان اهل بیت (ع) مبالغه می ورزند و تمام تلاش خود را برای گمراه کردن شیعیان به کار می برند. اگر به منصبی برسند، هرگز از گرفتن رشوه و جمع مال و منال و ثروت سیر نمی شوند و هرگاه از منصب به کنار بروند، به عبادت می پردازند. در منبرهایشان مردم را به تقوا بخوانند و ذرّه ای تقوا در زندگی شخصی و رفتارشان دیده نشود. آگاه باشید که این گونه علما قاطع طریق و دزدان ایمان مؤمنانند و دعوت کنندگان به سمت الحاد! هرکس از شما آنان را درک کند، باید از ایشان حذر کرده و دین و ایمان خود را از شرّ آنان نگاه دارد.» ۱۳
در نتیجه با وجود چنین علما و فقهایی، مردم آخرالزّمان نیز چنین سرنوشتی پیدا می کنند: «جهالت عمومی نسبت به مسائل دینی و احکام و تکالیف شرعی پدید خواهد آمد. دنیا و ثروت بر علم برتری می یابد. شیوع وفات علما و کمبود آنان به تبع جبران نشدن این ضایعه توسّط نسل های بعد، تحقیر و بی توجّهی مردم به علما، آموختن فقه و دین با انگیزه هایی، مانند ثروت اندوزی و شناسایی آنچه کلاه شرعی خوانده می شود. برتری علما بر اساس لباس و مناصبشان باشد. کشته شدن علما به دست حاکمان جور و دست نشانده های آنان. ۱۴ همانند گوسفندی که از گرگ فرار کند، مردم از عالمان بگریزند و خداوند آنان را به سه بلا مبتلا می کند: برکت را از اموال ایشان بردارد؛ سلطان جائر را بر ایشان مسلّط کند؛ بی ایمان از دنیا بروند.»
قاریان قرآن، عوام متدین و متشرّعان عبادت پیشه
قاریان قرآن که در طول تاریخ، نماد تبلیغ و ترویج اسلام و حاملان قرآن به اقصی نقاط جهان بوده اند نیز مانند دیگر طبقات اجتماعی، مبتلا به ابتلائات آخرالزّمان می شوند و گاه به بدترین آسیب ها: «قاریان فاسق خواهند شد. ریاکارانه و برای به دست آوردن مقام و منزلت نزد دیگران عبادت کنند. قرآن با آلات و دستگاه های موسیقی خوانده شود. عبادت کردن به ماه مبارک رمضان محدود شود. افراد به ملامت کردن همدیگر مشغول شوند. قاریان و خوانندگان بر فقها برتری یابند.»
قاضیان
قاضیان متصدّی منصبی هستند که نقش راست کردن کجی های اجتماع را برعهده دارند؛ امّا امان از وارونگی دوره آخرالزّمان که در آن دوره، نمک هم می گندد:«قاضیان برخلاف امر خدا و گاه بدون اطّلاع از حکم صحیح قضاوت کنند. خود شهادت دروغ و باطل بدهند یا اگر نزد آنان چنین شهادت هایی داده شود، قبول می کنند و در عین حال، شهادت حق و عادلانه را رد می کنند. هواهای نفسانی خود را مسلّط سازند و براساس آن، حدود را تعطیل کنند. »
مدیران و کارمندان نهادهای اجتماعی
در رده بعد از حکمرانان، مدیرانی قرار می گیرند که تا کارمندان جزء، با رعایت سلسله مراتب، ساختار نظام ها را تشکیل می دهند. این قشر که بخش عظیمی از بدنه اجتماع را در برمی گیرد، علاوه بر آسیب هایی که تاکنون برشمردیم، اینچنین به آفات آخرالزّمان مبتلا می شوند: «افراد با انگیزه به دست آوردن متاع دنیا، ستم کردن و تفاخر به همدیگر، برای تصاحب مناصب با هم رقابت و داد و ستد رشوه می کنند. خائنان با توجّه به رشوه ای که به مقام بالاتر خود می دهند و نه صلاحیت و لیاقت خویش، به راحتی به مناصب تکیه می زنند. مکاران و اهل کفر و دشمنان اهل بیت (ع) نزد والیان جایگاهی بسزا خواهند یافت. . . »
سرمایه داران و ثروتمندان و تعامل مردم با آنان
با استناد به برخی روایات، خداوند مجرای به دست آوردن روزی برخی از اقشار جامعه را در دست برخی دیگر قرار داده است که یکی را ثروتمند و دیگری را نیازمند می خوانند؛ امّا در دوره آخرالزّمان، وارونگی به اوج خواهد رسید:
«میزان ثروت، مبنای تکریم و احترام به افراد می شود. مردم از ثروتمندان و نه متخصّصان و عالمان تبعیت کنند. سرمایه داران، نه تنها ثروت خود را از نیازمندان دریغ کنند، تا آنجا که بتوانند اموال آنان را نیز به سرقت می برند. فقرا به سبب ذلّت و حقارتی که علاوه بر نیازمندی خود در جامعه می بینند، آخرت خود را به متاع قلیلی از دنیا می فروشند و مبتلا به محرّمات و معاصی می شوند. برای تمسخر و تحقیر، به نیازمندان صدقه بدهند. گاه فقیری حتّی میان دو جمعه، در کلّ هفته دستش را به گدایی دراز می کند؛ امّا احدی چیزی به او نمی دهد. . . »
کسبه، فروشندگان و خریداران
کسی از مردم نیست که در طول شبانه روز داد و ستد یا خرید و فروش نکند. شرع مقدّس در این عرصه نیز، مانند دیگر عرصه ها قواعد و قوانین جامع و متناسبی وضع کرده تا انسان ها بتوانند زندگی مناسبی را تجربه کنند. در دوره آخرالزّمان با اعوجاجات زیر این مناسبات نیز از حدّ اعتدال خارج شده و به ورطه افراط و تفریط می افتد: «مردم نه تنها از مال حرام اجتناب نمی کنند که به دست آوردن آن را نوعی سود و زرنگی می شمارند. در مقابل نیز کسی را که به دنبال کسب حلال باشد، ملامت و تمسخر می کنند. رشوه و ربا حلال و سهل شمرده می شود و آن را به نام های دیگر می خوانند، رشوه مبنای تجارت تجّار قرار می گیرد و برای داد و ستد رشوه، ربا، قمار و کم فروشی و. . . با هم مسابقه می دهند. بخشی از درآمدها و نیازهای فروشندگان با کم فروشی تأمین می شود، عیب اجناس را پنهان کنند و مدام در تجارت، دروغ بگویند و در نتیجه آن دچار ضیق معیشت بشوند. تعداد تجّار بسیار باشد و سود به دست آمده اندک شود. زنان به رقابت با شوهران خویش و دیگر مردان در کسب و تجارت بپردازند، . . . . » ۱۵
پی نوشت ها:
(۱). برای نمونه می توانید به فصل نهم کتاب «ظهور حضرت مهدی (ع) از دیدگاه ادیان، مذاهب و ملل جهان» نوشته سید اسدالله هاشمی شهیدی، انتشارات مسجد مقدّس جمکران مراجعه نمایید.
(۲). کلینی، الکافی، ج ۵ ص ۵۵-
(۳). کلینی، الکافی، ج ۵، ص ۵۹-
(۴). ابن بابویه (صدوق)، معانی الأخبار، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم- قم، چاپ: اول، ۱۴۰۳ ق، ص ۳۴۴-
(۵). قمی، تفسیر قمی، ج ۲، ص ۳۶-
(۶). خراسانی، مهدی منتظر (ع)، ، مهدی منتظر (ع)، به تحقیق سید جواد میر شفیعی خوانساری، قم، بنیاد پژوهشهای علمی فرهنگی نورالاصفیاء، ۱۳۸۳، ص ۱۲۵
(۷). دیلمی، ارشادالقلوب، ج ۲، ص ۳۱۳-
(۸). محمّدجواد خراسانی، مهدی منتظر (ع)، ص ۱۲۴-
(۹). محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج ۶۹، ص ۱۷۳-
(۱۰). محمّدجواد خراسانی، مهدی منتظر (ع)، ص ۱۲۵-
(۱۱). احمد بن حنبل، مسند، ج ۲ ص ۳۹۰.
(۱۲). برای فهم بهتر می توانید آمار فقهای شیعه و وهّابی را مقایسه نمایید.
(۱۳). تمام این مصادیق را در نهایت وضوح در فقهای وهّابی شبه جزیره می توان مشاهده کرد.
(۱۴). به طور مشخّص می توان به علمایی که به دست و دستور صدّام لعین شربت شهادت نوشیدند، اشاره نمود.
(۱۵). مطالب این بخش با استفاده از تعداد زیادی از روایات بوده که برای مطالعه آدرس اصلی منابع اخبار و متن این روایات ر. ک: مهدی منتظر (ع) نوشته مرحوم آیت الله محمد جواد خراسانی، ص ۱۱۸- ۲۰۶
منبع: مجله / موعود / تیر ماه سال ۱۳۹۶ شماره ۱۸۵














هیچ نظری وجود ندارد