15 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

حديث مناشده يوم ‏الشوری

0
SHARES
44
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

حديث مناشده يوم ‏الشوری

هنگامى كه عمر در آستانه مرگ قرار گرفت، شش تن را براى تعيين رهبرى برگزيد و به آنان سه روز مهلت داد تا تكليف رهبرى امت را مشخص كنند.([1])

از جمله اين افراد امام على × بود. به طور طبيعى هر يك از اين افراد مدعى رهبرى امت بودند و درصدد اثبات صلاحيت خود براى اين كار برآمدند.

از اين رو اميرالمؤمنين × – كه شايسته‏ترين فرد براى اين كار بود – به بيان امتيازات خود در آن جمع پرداخت كه به حديث مناشده يوم‏الشورا مشهور است. اين حديث را هم اهل سنت روايت كرده‏اند و هم شيعه. اين حديث در منابع شيعه بيش از ده صفحه است كه امام در آن به آيه «انّما» چنين استدلال مى‏كند:

«نشدتكم بالله هل فيكم احد ادّى الزكاة و هو راكع غيرى؟ قالوا: لا.»([2])

شما را به خدا سوگند! آيا در ميان شما جز من كسى هست كه در حال ركوع، زكات پرداخت كرده باشد؟ گفتند: نه.

اين حديث در منابع اهل سنت بسيار متفاوت نقل شده است كه به بعضى از آنها اشاره مى‏كنيم:

1- ابن حماد عقيلى:

وى از اين حديث حدود دو صفحه را نقل و بقيه را حذف كرده است و سپس از قول ابن مغيرة نقل مى‏كند:

«و هذا حديث لا اصل له عن على ×»([3])؛

[صدور] اين حديث از على× پايه‏اى ندارد.

محقق اين كتاب نيز در پاورقى مىنویسد:

«حاشا اميرالمؤمنين من قول هذا.»([4]) ؛

هرگز اميرالمؤمنين × چنين سخنى را نمیگوید!

همان طور كه ملاحظه مى‏كنيد، ابن مغيره ادعاى ساختگی بودن حديث را دارد، بدون اين‏كه سندى ارائه كند. دكتر عبدالمعطى امين نيز صدور اين سخن را از امام بعيد مى‏داند.

اكنون اين سؤال مطرح است كه چرا با اين حديث چنين برخورد كرده‏اند و بدون ارائه هيچ سندى آن را كنار گذاشته يا حذف كرده‏اند و يا درصدد تضعيف راوى آن برآمده‏اند؟

به نظر ما علت اين كار در مقدمه كلام اميرالمؤمنين × و ذهنيت اهل سنت نسبت به صحابه به خصوص خلفا است؛ زيرا اميرالمؤمنين × در مقدمه اين مناشده چنين مى‏فرمود:

«بايع الناس ابابكر و انا والله أولى بالامر و احقّ به منه، فسمعت و اطعت مخافة ان يرجع الناس كفارا يضرب بعضهم رقاب بعض بالسيف، ثم بايع ابوبكر لعمر و انا و اللاه حقّ بالامر منه، فسمعت و اطعت مخافة ان يرجع الناس كفارا، ثم انتم تريدون ان تبايعوا لعثمان…»([5])

مردم با ابوبكر بيعت كردند، در حالى كه به خدا سوگند من از او سزاوارتر به خلافت بودم، ولى از ترس اين‏كه مبادا مردم به دوران كفر بازگردند و با شمشير گردن يكديگر را بزنند، شنيدم و اطاعت كردم. بعد از آن ابوبكر براى عمر از مردم بيعت گرفت، در حالى كه به خدا سوگند من از او سزاوارتر به خلافت بودم، ولى از ترس اينكه مبادا مردم كافر شوند، شنيدم و اطاعت كردم و اكنون نيز تصميم داريد با عثمان بيعت كنيد… .

بدين سان حضرت عملكرد صحابه را در تعيين ابوبكر و عملكرد ابوبكر را در تعيين عمر و عملكرد اصحاب شورا را در تعيين عثمان مورد نقد قرار داده و آن را تخطئه كرده است كه اين مسأله با ذهنيت اهل سنت دربارة خلفا و صحابه سازگارى ندارد. از اين رو در صدد تضعيف راوى يا تقطيع و يا حذف كلى آن برآمده‏اند.

2- ابن حجر عسقلانى يك صفحه از اين حديث را از قول ابن حماد عقيلى نقل مى‏كند و سپس مىنویسد:

«فذكر الحديث فهذا غير صحيح و حاشا اميرالمؤمنين من قول هذا انتهى.»([6])

اين حديث را ابن حماد نقل كرده و اين حديث صحيح نيست و هرگز اميرالمؤمنين چنين سخنى نمىگوید.

3- ذهبى نيز همين مقدار مختصر را از ابن حماد عقيلى نقل مى‏كند بدون اين‏كه براى سخن خود دليلى ارائه كند و معتقد است که اين حديث صحيح نيست([7]).

4- ابن مغازلى مقدمه سخن امام را نياورده، ولى بقيه حديث را در حدود چهار صفحه نقل كرده است.([8])

5- خطيب خوارزمى نيز حدود سه صفحه از اين مناشده را از طرق مختلف نقل مى‏كند.([9])

6- گنجى شافعى نيز حدود يك صفحه از اين مناشده را آورده است. البته او تنها به بخشى از حديث كه درباره جريان ردالشمس است، استدلال كرده است.([10])

7- حموينى، صاحب فرائدالسمطين، نيز حدود سه صفحه از اين مناشده را آورده است.([11])

8- ابن عساكر، صاحب كتاب تاريخ مدينه دمشق، نيز حدود سه صفحه از اين مناشده را آورده است.([12])

چنان كه ملاحظه مى‏كنيد، در ميان اهل سنت نيز هستند افرادى كه احتجاج امام على × را به نزول اين آيه درباره خودش نقل كرده باشند. گذشته از آن كه چندين نفر مناشده «يوم‏الشوری» را نقل كرده‏اند كه با آنچه در منابع شيعه آمده است يكسان است، ولى وقتى مناشده در مقام اثبات برترى امام بر خلفا مطرح میشود، آن را نقل نكرده‏اند و عده‏اى هم با اين اتهام كه اين روايت ساختگی است، بدون ارائه دليلى از نقل مناشده خوددارى كرده‏اند و برخى نيز با اين توهم كه بعيد است امام على × نسبت به خليفه اول و دوم چنين سخنى بگويد تمام مناشده را نقل نكرده‏اند و گروهى نيز با اتهام ضعف راوى از نقل آن پرهيز كرده‏اند، در حالى كه اين گونه نيست.

به هر حال به اندازه‏اى كه اين حقيقت اثبات شود كه امام على × به نزول آيه احتجاج كرده است در منابع اهل سنت هم يافت مى‏شود.

ب . منابع شیعه

استدلال امام به آيه «انّما» در منابع شيعه بسيار زياد آمده است كه به بعضى از آنها اشاره مى‏كنيم:

1- مناشده يوم الشوریٰ

همان طور كه پيشتر بيان كرديم، در جلسه شورا كه هر يك ادعاى صلاحيت رهبرى دارند، طبيعى است كه درصدد معرفى و بيان شايستگى‏هاى خود برآيند.

اين مسأله طبيعى وقتى با وظيفه دينى همراه شود، انگيزه آن دو چندان مى‏شود. از اين رو امام على × كه بيان شايستگى‏هاى فردى خود را براى بازگرداندن حكومت اسلامى به مسير خود وظيفه‏اى الهى مى‏دانست، درصدد بيان شايستگى‏ها و امتيازات خانوادگى، فردى، سياسى، مبارزاتى، علمى و… خود برآمد كه در منابع هر دو گروه يعنى شيعه و اهل سنت يافت مى‏شود.

در اين حديث حضرت در دو جا به نزول آيه «انّما» درشأن خود استدلال كرده است:

الف – حضرت خطاب به اهل شورا مى‏فرمايد:

«فهل فيكم احد سمّاه اللّه عزّ وجلّ فى عشر آيات من القرآن مؤمنا غيرى؟ قالوا: اللهم لا»([13])

آيا در ميان شما بجز من كسى هست كه خداوند در ده آيه از آيات قرآن او را مؤمن ناميده باشد؟ گفتند: به خدا سوگند، نه.

يكى از آنها آيه {إِنَّما وَلِـيُّـكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا …} است.

ب – در اين مناشده حضرت خطاب به اهل شورا مى‏فرمايد:

«فهل فيكم احد اتى الزكاة و هو راكع و نزلت فيه {انّما وليّكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون} غيرى؟ قالوا: اللهم لا.»([14])

آيا در ميان شما به جز من كسى هست كه در حال ركوع زكات داده باشد و خداوند آيه {إِنَّما وَلِـيُّـكُمُ اللّهُ…} را درشأن او نازل كرده باشد؟ گفتند: به خدا سوگند، نه.

2- مناشده با ابوبكر

بعد از به قدرت رسيدن ابوبكر، وى تلاش مى‏كرد تا با امام على × با چهره‏اى بشّاش و خندان رو به رو شود، ولى حضرت امير × بر عكس هميشه با چهره‏اى گرفته و عبوس با او برخورد مى‏كرد كه اين وضع براى ابوبكر قابل تحمل نبود، تا اين‏كه روزى به خانه حضرت آمد و از مسائل پيش آمده عذرخواهى كرد و در صدد توجيه رفتار گذشته خود برآمد. حضرت با نقد رفتار ابوبكر از وى اعتراف گرفت كه شايستگى اين كار را ندارد، بلكه خود شايسته اين كار است. بدين سان حضرت با بيان شايستگى‏هاى خود به نزول آيه «انّما» درشأن خود استدلال كرد و فرمود:

«انشدك بالله الى الولاية من اللّه مع ولاية رسول الله| فى آية زكاة الخاتم‏ام لك؟ قال: بل لك.»([15])

تو را به خدا سوگند مى‏دهم آيا در آيه پرداخت انگشترى به عنوان زكات، ولايت من همراه با ولايت رسول خدا | از طرف خداوند مطرح شده است يا ولايت تو؟ ابوبكر گفت: ولايت تو.

3- مفاخره قريش

از مواردى كه حضرت امير × به نزول آيه «انّما» درشأن خود احتجاج كرده، جريان مفاخره مهاجرين و انصار است. پيشتر اين جريان و احتجاج آن حضرت به اين آيه را از منابع اهل سنت نقل كرديم. اين جريان در منابع شيعه نيز ذكر شده است ([16])

4- مذاكره با مهاجرين و انصار

در جريان تشكيل شورا از يك سو حدود پانزده سال از ارتحال رسول‏خدا| گذشته بود و نسل جديد مسلمانان عصر نزول قرآن را درك نكرده بودند، از سوى ديگر، تبليغات يك سويه حكومت در طول اين دوران و جلوگيرى از تدوين و نشر حديث رسول‏خدا | و عوامل ديگر سبب شده بودند تا نسل جديد از حوادث صدر اسلام و مدافعان واقعى اسلام و رسولخدا| بى‏اطلاع باشند. در چنين شرايطى حضرت امام علی × درصدد معرفى خود و دفاع از حق خويش برآمد و در جمع مهاجرين و انصار – كه بيشتر آنان را نسل جديد تشكيل مى‏دادند – حاضر شد و در يك سخنرانى فرمود:

«لقد علم المستحفظون من اصحاب النبى محمد| انّه ليس فيهم رجل له منقبة الاّ و قد شركته فيها و فضّلته ولى سبعون منقبة لم يشركنى فيها احد… امّا الخامسة و الستون فانّى كنت اصلّى فى المسجد فجاء سائل فسأل و انا راكع فناولته خاتمى من اصبعى فانزل اللّه تبارك و تعالى فىّ {إِنَّما وَلِـيُّـكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِـيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ}([17])

از اصحاب رسول خدا | آنان كه حافظه‏شان يارى مى‏كند، مى‏دانند كه در ميان اصحاب رسول‏خدا| كسى نيست كه امتيازى داشته باشد مگر اين‏كه من آن امتياز را بيشتر از او دارم، ولى من هفتاد امتياز دارم كه هيچ‏يك از اصحاب رسول خدا | هيچ‏كدام از آن امتيازات را ندارند. سپس حضرت اين امتيازات را مى‏شمارد تا اين‏كه مى‏فرمايد: اما شصت و پنجمين امتياز من اين‏است كه در مسجد نماز مى‏خواندم، فقيرى آمد و تقاضاى كمك كرد و من در حال ركوع بودم و انگشترى خود را به او دادم و خداوند نیز آيه {إِنَّما وَلِـيُّـكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَ…} را درشأن من نازل كرد.

5- مناظره با ملحدان

از مواردى كه حضرت امير × به نزول آيه «انّما» درشأن خود به آن احتجاج كرد، این است كه بعضى از ملحدان خدمت آن حضرت رسيدند و گفتند: آياتى در قرآن وجود دارد كه با هم تناقض دارند و اگر اين تناقض‏ها نبود ما ايمان مى‏آورديم؟

حضرت فرمود: اين آيات چيست؟

آنان آيات را برشمردند و حضرت به تك تك آنها پاسخ مى‏داد، تا اين‏كه سؤال كننده پرسيد: واحدها يقول {إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ}([18]) فما هذه الواحدة؟

حضرت فرمودند:

«و اما قوله انّما اعظكم بواحدة، فانّ اللّه جلّ ذكره نزل عزائم الشرايع و آيات الفرائض فى اوقات مختلفة كما خلق السماوات و الارض فى ستّة ايّام و لو شاء لخلقها فى اقلّ من لمح البصر و لكنّه جعل الاناة و المواراة امثالاً لامنائه و ايجابا للحجّة على خلقه، فكان اول ما قيّدهم به الاقرار بالوحدانية و الربوبية و الشهادة بان لا اله الاّ اللّه فلما اقرّوا بذلك، تلاه بالاقرار لنبيّه| بالنبوة و الشهادة له بالرسالة، فلما انقادوا لذلك فرض عليهم الصلاة ثم الصوم ثم الحج ثم الجهاد ثم الزكاة ثم الصدقات و ما يجرى مجراها من مال الفئ فقال المنافقون: هل بقى لربّك علينا بعد الذى فرضه شى‏ء آخر يفترضه فتذكره لتسكن انفسنا الى انّه لم يبق غيره، فانزل اللّه فى ذلك قل انّما اعظكم بواحدة؛ يعنى الولاية و انزل انّما وليّكم اللّه و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون و ليس بين الامّة خلاف انّه لم يؤت الزكاة يومئذ احد و هو راكع غير رجل و لو ذكر اسمه فى الكتاب لاسقط مع ما اسقط من ذكره و هذا و ما اشبه من الرموز التى ذكرت لك ثبوتها فى الكتاب ليجهل معناها المحرفون فيبلغ اليك و الى امثالك و عند ذلك قال الله {اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا}»([19])

اما سخن خداوند كه تنها به يك چيز شما را موعظه مى‏كنم به درستى كه خداوند متعال قوانين مهم و واجبات را در زمانهاى متفاوتى نازل كرده است، چنان كه آسمانها و زمين را در شش دوره آفريده است و اگر مى‏خواست مى‏توانست در كمتر از يك چشم بر هم زدن آنها را خلق كند، ولى او آهستگى و مدارا را نمونه‏اى براى امينان خود و حجتى براى خلق قرار داده است.

براين اساس اولين چيزى كه بندگان را به آن مقيد كرد، اعتراف به يگانگى و ربوبيت خداوند و شهادت به اين بود كه معبودى غير از اللّه نيست و چون اين مرحله سپرى شد و مردم وحدانيت خداوند را پذيرفتند، اعتراف به نبوت پيامبر – كه درود خداوند بر او و خاندان او باد – و شهادت به رسالت او را قرار داد و چون اين مرحله را پذيرفتند بر آنان نماز را واجب كرد، سپس روزه، سپس حج، سپس جهاد، سپس زكات و سپس صدقات و آنچه از اين نمونه بود؛ مثل انفال. به دنبال اين مسائل، منافقان به رسول خدا | گفتند: آيا چيز ديگرى مانده است كه پروردگارت بخواهد آن را واجب كند كه به ما بگويى تا ما اطمينان پيدا كنيم كه واجب ديگرى نيست؟ خداوند در اين موقع نازل كرد كه بگو: تنها به يك چيز توصيه مى‏كنم؛ يعنى به ولايت و [این] آيه را نازل كرد؛ «تنها سرپرست و ولىّ شما خداوند و رسول او و كسانى هستند كه نماز مى‏گزارند و در حال ركوع زكات مى‏پردازند». در ميان امت هيچ اختلافى وجود ندارد كه در آن دوران جز يك تن در حال ركوع زكات پرداخت نكرده است و وقتى ولايت نازل شد، خداوند اين آيه را نازل كرد كه «امروز دين شما را كامل گردانيدم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را به عنوان دين براى شما برگزيدم.

6- پاسخ پرسشگران

از مواردى كه حضرت اميرالمؤمنين × براى اثبات حقانيت ادعاى خود مبنى بر جانشينى بلافصل رسول خدا | به آيه «انّما وليكم» استدلال كرده، مواردى است كه عده‏اى از آن حضرت میپرسیدند و آن حضرت به ناچار پاسخ مى‏گفت. شمار اين موارد نيز بسيار است كه تنها به يك مورد آن اشاره مى‏كنيم:

«سأل رجل على بن ابى طالب × فقال: اخبرنى بافضل منقبة لك، قال: ما انزل اللّه فى كتابه…»

مردى از امام على × پرسيد: از برترين امتيازت بگو. حضرت فرمود: آنچه خداوند در كتابش درباره من نازل كرده است

و سپس حضرت بعضى از آياتى را كه درباره خودش نازل شده بود بيان كرد؛ «مثل قوله:

{إِنَّما وَلِـيُّـكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِـيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ}([20]).

تنها سرپرست و ولىّ شما خدا و رسول او و مؤمنانى هستند كه نماز را به پا مى‏دارند و در حال ركوع زكات پرداخت مى‏كنند.

همان طور كه ملاحظه مى‏كنيد، امام على × در تمام اين موارد با استناد به نزول آيه درشأن خودش تصريح مى‏كند كه امامت و رهبرى امت حق مسلم او بوده است كه اين مسأله در روايات روشنتر بيان شده است.

اما اين كه ابن‏تيميه ادعا مى‏كند حضرت على × هرگز ادعاى عصمت نكرده است، اين مسأله را نيز در احتجاج به آيه تطهير بررسى مى‏كنيم.

همان طور كه پیشتر بيان شد، از راههاى گوناگونى نزول آيه تطهير را درشأن اصحاب كساء اثبات كرديم

([1]) تاريخ، طبرى، ج 3، ص 29؛ كامل، ابن اثير، ج 3، ص 67.

([2]) الاحتجاج، ج 1، ص 196.

([3]) الضعفاء الكبير، ج 1، ص 211.

([4]) همان، ص 212.

([5]) لسان الميزان، ج 2، ص 157؛ ميزان الاعتدال، ج 2، ص 178.

([6]) لسان الميزان، ج 2، ص 157.

([7]) ميزان الاعتدال، ج 2، ص 178.

([8]) مناقب، ابن مغازلى، ص 112.

([9]) مناقب، خوارزمى، ص 313.

([10]) كفاية ‏الطالب، ص 386.

([11]) فرائدالسمطين، ج 1، ص 319.

([12]) ترجمة الامام على بن ابى طالب من تاريخ مدينة دمشق، ج 3، ص 113.

([13]) أمالى، طوسى، ج 2، ص 159؛ ارشاد القلوب، ج 2، ص 86؛ بحارالانوار، ج 31، ص 333؛ الاحتجاج، ج 1، ص 197.

([14]) إمالى، طوسى، ج 2، ص 162؛ الاحتجاج ، ج 1، ص 197؛ الدررالنظيم، ص 332؛ غاية المرام، ج 2، ص 20؛ ارشاد القلوب، ج 2، ص 89؛ بحارالانوار، ج 31، ص 332؛ منهاج البراعه، ج 3، ص 89، و ج 2، ص 363؛

([15]) الخصال، باب الاربعين و ما فوق، ج 2، ص 327؛ بحارالانوار، ج 29، ص 7؛ الاحتجاج، ج 1، ص 161.

([16]) الاحتجاج، ج 1، ص 213؛ بحارالانوار، ج 31، ص 410.

([17]) خصال، صدوق، ابواب السبعين و ما فوقه، ص 701؛ بحارالانوار، ج 31، ص 445.

([18]) . سباء / 46.

([19]) الاحتجاج، ج 1، ص 379.

([20]) الاحتجاج، ج 1، ص 232.

نوشته قبلی

شبهه به آیه تطهیر: عدم ادعاى خلافت

نوشته‌ی بعدی

مناشده يوم‏ الرحبه

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی
اگر علی (علیه السلام) پسر پیامبر بود...

مناشده يوم‏ الرحبه

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا