برعهد بزرگ خود وفا کرد عمونامرد تمام کوفيان، مرد عمويک جرعه نگاه تو عطش را کافي استمن آب نمي خواهم ، برگرد عمو!مهناز سپهريعمو در تن ندارد تاب، بي آبعلي اصغر ندارد خواب، بي آبعمو خيمه را انداخت مولاکه يعني کودکانم! آب بي آبمحمد حسين ابوترابيعجب پاييز زردي ، ياس من کو؟نکشت اين غم مرا ، احساس من کونمي خواهم نمي خواهم دگر آبخداوندا! عمو عباس من کو؟حميد رضا شکارسريگرفته بغض غم راه گلومونمي بينم خدايا رو به روموگمونم تا حرم راهي نموندهنريز اي مشک برخاک آبروموحسن بياتانيدلم مست و لبم مست و سرم مستبخوان اي دل که صبرم رفت از دستبخوان اي دل! محرم آمد از راهبخوان، اجر تو با عباس بي دستعليرضا قزوهفرياد توانقلاب را معنا کردبوي نفست گلاب را معنا کردآن روز براي شوکت شط فراتدست تو شکوه آب را معنا کردمحمد حسين کاظم زادهبرتوسن موج، خشم آوا زده بودمانند علي بر صف هيجا زده بودآبي مگر آورد حرم را ز فراتسقاي حسين دل به دريا زده بودمشفق کاشانيچون جنگلي از شکوفه هاي ياس استدستان شکفته اش پر از احساس استمردي زتبار خاک و خون، عز وشرفاوتشنه ترين عاشقان، عباس استعبدالرضا رادفررها شد دست تو، اما دل تو…کنا رساحل دريا ، دل تو…چقدر اينجا دل خسته زياد استدل زينب، دل مولا،دل توحبيب نظارينگاهي را که پرپر داشت، بوسيدوهر زخمي برادر داشت، بوسيدرسيد وخم شد و از روي شن هادودست ماه را برداشت ، بوسيدحبيب نظاريعموي سينه چاک وتير در چشمدو دست روي خاک وتير در چشمبرادر، کودکان، آتش ، عطش، زخم«اخا ادرک اخا»وتير در چشمحبيب نظاريدريغ ياس را ياري نکرديگل احساس را ياري نکرديزمين کربلا با من بگو آهچرا عباس را ياري نکرديابراهيم درويشيشکسته آسمان مي گريد امشبچه خسته آسمان مي گريد امشبکنار قبر عباس دلاورنشسته آسمان مي گريد امشبحيدر منصوري
منبع:اشارات شماره128
















هیچ نظری وجود ندارد