۲۴ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

راستی و درستی

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

از صفات شایسته ی نیکان درست گویی است. امیرمؤمنان (علیه السلام) در وصف پرهیزکاران فرموده اند : «منطقهم الصواب ؛ سخن آنان درست و حق است.» (1)«صواب» در لغت به «دوری از خطا ، حق ، شایسته و لایق» معنا شده است . (۲)بنابراین «صواب» حوزه ی وسیعی از گفتار را فرا می گیرد و در راستگویی به معنای خاص آن خلاصه نمی شود.و لذا حق گویی ، حیا در گفتار ، استواری سخن ، راست گویی ، پرهیز از گفته ی باطل و زیاده گویی و مانند آن ، هر یک بخشی از گستره ی مصداق درست گویی و گفته ی صواب است که از ویژگی های خوبان به شمار آمده است .علی (علیه السلام) در خطبه متقین ، ابتدا اهل تقوا را صاحبان فضیلت ها و کرامت ها معرفی کرده اند و آنگاه درست گویی را در شماره ی نخست آن جای داده اند که نشان اهمیت بسیار آن و اهتمام فراوان آن حضرت به این ویژگی در بین سایر صفات پرهیزکاران است.
ریشه ی درستگوییاز علی (علیه السلام) جمله ای نقل شده است که فرموده اند : «المرء مخبوء تحت لسانه ؛ شخصیت انسان زیر زبان او پنهان است .» (3)این سخن ارزشمند نشان می دهد که چند و چون سخن آدمی رابطه تنگاتنگ و تفکیک ناپدیری با چگونگی شخصیت و اندیشه ی او دارد . پس گفته ی هر کس ترجمان عقل و میزان خرد اوست . و به سروده ی سعدی :تا مرد سخن نگفته باشدعقل و هنرش نهفته باشد(۴)و زیباست که اهل منطق انسان را «حیوان ناطق» شناسانده اند و لغویان نیز «نطق» را از سویی به سخن گفتن و از سوی دیگر به خردورزی واندیشه وری انسان معنا کرده اند. (۵) و این نیز تأییدی دیگر بر پیوند ساختاری میزان خرد و نوع گفتار است .اهل تقوا که جانمایه ی خویش را از پلیدی ها و زشتی های اخلاقی ، رفتاری و اعتقادی به دور داشته اند و روان خود را با آلودگی ها تیره و تار نساخته اند، از عقلی ناب و اندیشه ای سالم بهره مند اند . زیرا به سروده شاعر عرب :اماره العقل مکسوف بطوع هویعاصی الهوی یزداد تنویرادرخشش خرد با هواپرستی زنگار می گیرد و سرپیچنده از خواهش های نفس بر تابش عقل خویش می افزاید .نخستین اثر کمال اندیشه و تقوی در سخن انسان نمود می یابد و گوینده در دیدگاه مخاطب ، انسانی خردمند ، با شخصیتی متعالی ، و پاک دامن جلوه می کند.از پیامبر گرامی (صلوات الله علیه) نقل شده است :«من اخلص لله اربعین یوما فجرالله ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه ؛ هر کس چهل روز خود را برای خدا پیراسته کند. خداوند چشمه های حکمت را از قلب او بر زبانش باز می کند.(۶)بدیهی است این جریان طبیعی است یعنی اقتضای چنین قلبی هدایت زبان و مدیریت آن در جهت درستی و صواب است. و عدد چهل نیز مبنایی برای رسیدن به کمال اخلاص به شمار می رود .از این همه به دست می آید که خاستگاه گفته ی درست ، عقل ، ایمان و تقواست . و از انسان خردمند مؤمن و پرهیزگار جز شایسته گویی انتظار نمی رود.در این نوشتار به دو مورد مهم از انواع درست گویی می پردازیم .
1. سنجیده گوییاز خطاهای زبان ، شتاب در سخن است ، بسیاری را دیده اید که به محض رو به رو شدن با پدیده ای و یا شنیدن خبری بی تأمل درباره ی آن داوری می کنند و یا اگر کسی با آنها سخن ناخوشایند گفت و یا کاری ناپسند آنان کرد ، بی محابا زبان شان به جریان می افتد و در آن حال حرف هایی می زنند که پس از مدتی کوتاه و با تغییر مزاج از آن گفته ها پشیمان می شوند و تا مدت ها گرفتار پیامدهای آن گفتار و درگیر با عواقب آن اند . و گاهی جبران آن نیز به آسانی امکان پذیر نیست . همه ی اینها از ناسنجیده سخن گفتن ، است .امیرمؤمنان (علیه السلام) می فرمایند : «… انسان باید زبان خود را نگه دارد، قطعاً، این زبان با صاحب خود همچون شتری چموش است و به خدا سوگند ! نمی بینم بنده ای را که برخوردار از تقوایی سودده باشد مگر این که از زبان خود پاسداری کند. و به یقین ، زبان مؤمن در پس قلب او و قلب منافق در پس زبان اوست . زیرا مؤمن هر گاه اراده ی سخن می کند درباره ی آن می اندیشد اگر در آن خیری یافت می گوید و اگر آن را شایسته ندید آن را وا می نهد و شخص منافق چون سود و زیان خود را نمی داند، آنچه بر زبانش آمد می گوید ، و پیامبر گرامی (صلوات الله علیه) فرمود :«لا یستقیم ایمان عبد حتی یستقیم قلبه ، و لا یستقیم قلبه حتی یستقیم لسانه ؛ ایمان بنده بر پای نیست تا این که قلب او استوار گردد . و قلب او استقامت نمی یابد تا زبان او استواری یابد .» پس هر کس از شما بتواند خدا را در حالی ملاقات کند که دستش از خون و اموال مسلمانان پاک باشد ، باید چنین کند … .» (7)بسیاری از اخلافات و نزاع های خانوادگی از سخن نسنجیده است . گاهی گفته ای نه فحش است و نه ناسزا و یا دروغ ، ولی شنیدن آن از کسی که انتظارش را نداری آنچنان سنگین است که از هر نشتری خراشنده تر است.امام صادق (علیه السلام) می فرمایند :«أیما امراه قالت لزوجها : ما رأیت منک خیراً فقد حبط عملها ؛ هر زنی که به شوهر خود بگوید : خیری از تو ندیدم عمل (صاحلش) نابود می گردد.» (8)گاهی یک جمله ی محبت آمیز و از روی صفا ، دل ها را به هم در می آمیزد و در جان مخاطب تخم محبت می کارد ، به گونه ای که درخت برآمده از آن سال های سال ریشه می گذارد و میوه می دهد .به نقل از امام صادق (علیه السلام) پیامبر گرامی (صلوات الله علیه) فرمودند: «قول الرجل للمرأه انی احبک لا یذهب من قلبها ابدا ؛ این که مردی به همسر خود بگوید : تو را دوست دارم ، هیچ گاه از دل او بیرون نمی رود.» (9)و گاهی نیز جمله ای بذر نفاق و جدایی می افشاند و همه ی پیوندهای دوستی را می گسلد و بنیان خانواده ها را متلاشی می سازد .رسول خدا (ص) می فرمایند : «خداوند زبان ، انسان گنهکار را بیش از سایر اندامش عذاب می کند ، وقتی زبان اعتراض می کند، خداوند پاسخ می دهد : سخنی از تو صادر شد سپس به شرق و غرب زمین رسید (و بر اثر آن) خون ها ریخته شد، ثروت ها غارت و ناموس های مردم هتک شد». (10)سعدی می سراید :چون نداری کمال و فضل آن بهکه زبان در دهان نگه داریآدمی با زبان فضیحه کندجو ز بی مغز را سبکساریهر که تأمل نکند در جواببیشتر آید سخنش ناصوابیا سخن آرای چو مردم بهوشیا بنشین چون حیوانات خموش (۱۱)
2- راستگویی :از صفات زیبای خداوند ، صادق بودن است . خداوند در کتاب های آسمانی خود به ویژه قرآن کریم ، گزارش های فراوانی از گذشته و آینده بشر داده است و حقایق بسیاری را از ورای عالم ماده بازگو کرده است. همه ی ایمان و امید انسان به این است که این خبرها از مبدأ صدق ، صادر شده است.اگر این باور از انسان گرفته شود همه ی بنیان ها به هم می ریزد و فساد ، تباهی و تجاوز جهانگیر می شود.برخلاف تصور برخی که گمان می کنند خداوند در این گزاره های خود به ویژه درمورد بهشت و جهنم به راه اغراق رفته است تا بندگان خود را به راه صلاح تشویق و از فرجام گمراهی بترساند ، در این گفته های خود فوق صدق عمل کرده است . به عبارت دیگر راستگویی به معنای مطابقت گفته با حقیقت و واقع است و همین مقدار در تحقق صدق گوینده کفایت است ، در صورتی که هر چند خداوند از نعمت های بهشتی و نیز عذاب جهنم خبر داده است ولی از آن رو که دامنه ی کلمات و واژه ها محدوداند گنجایش حمل معانی نامحدود را ندارند و آنچه در واقع هست بسیار فراتر از آن چیزی است که جمله ها و الفاظ ، تاب انتقال آن را به آدمیان دارند هرچند جمله بندی های قرآن به گونه اعجاز آمیز به صورتی است که تا حد امکان از ظرفیت الفاظ در این خصوص بهره گیری شود .معانی هرگز اندر حرف نایدکه بحر قلزم اندر ظرف نایدو جالب است که میزان ایمان انسان به حقایق وجود ، به مقدار باور او به صدق الهی است . و هر چه این باور در انسان عمق یابد بر دامنه ی ایمان او به سایر اعتقادات ماورایی او نیز افزوده می گردد .وقتی انسان از خالق هستی این چنین انتظاری دارد و حتی آن را در دعای خود نیز گنجانده و از او می خواهد؛ (۱۲) همین مطالبه ی به حق را خدای جهان از او دارد و از او خواسته تا راستگویی را هم در رابطه خود با خدا و هم در مناسبات خود با مردم در پیش گیرد و در آیات فراوانی در نکو داشت آن سخن رانده . (۱۳) و در مواردی هم آن را در شمار صفات پسندیده ی نیکان و رستگاران آورده است .(۱۴)از امام صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود :«ان الله عزوجل لم یبعث نبیا الا بصدق الحدیث واداء الأمانه الی البر و الفاجر ؛ خداوند بزرگ هیچ پیامبری را نینگیخت مگر (با مأموریت تبلیغ) راستگویی و امانت داری نسبت به نیکوکار و بدکار» . (15)اساس زندگی بشر بر مدنیت و اجتماع است و انسان در زندگی اجتماعی است که می تواند به آرزوها و اهداف مادی و معنوی خود دست یابد و بسیاری از آموزه های انبیا نیز در راستای پاسداشت تعمیق پیوندهای آن و پیراستگی آن از آفت های ویژه آن بوده است .در این میان ، اعتماد اجزای جامعه به حقیقت گویی و راستی در گزارشات بین هم ، از استوارترین رشته های پیوند اجتماعی است ، به گونه ای که اگر این رشته بگسلد و بی اعتمادی به سخن یکدیگر رواج یابد ، تار و پود جامعه درهم فرو می ریزد و تباهی و گسل اجتماعی فراگیر می شود . و لذا توصیه ، تأکید و ترویج راستگویی از تعلیمات تمامی پیغام آوران الهی بوده است . و این جای شگفتی نیست گذشته از این، وقتی انسان خویش را به راست گفتاری در مناسبات خود با دیگران ملزم ساخت ، این حالت او را وا می دارد تا در رابطه ی با خدا و نیز نفس خود هم صداقت داشته باشد. شخصی که به خلاف گویی خو کند ، چه تضمینی است که به خدا و خود راست گوید ؟ و لذا در حدیث دیگری امام صادق (علیه السلام) می فرمایند : «من صدق لسانه زکی عمله ؛ هر کس زبانش به راستی باشد عمل او نیز پاک خواهد بود .» (16)پرسش این است که چه رابطه ای بین راستگویی و پاکی عمل وجود دارد ؟ ممکن است سخن امام (علیه السلام) گویای همان نکته ای باشد که بدان اشاره کردیم . زیرا کسی که به راست گفتاری خو گرفته است . سعی اش بر این است تا این راست را بین گفته و عمل خود نیز جاری کند و فاصله ی بین گفتار و عمل خود را کم کند . این تلاش رفته رفته همه ی رفتار و عملکرد او را فرا می گیرد و فردی درستکار می سازد .
راستگویی و اعتبار اجتماعیدر بین جامعه ، استحکام و وزانت شخصیت هر کس به پایه ی راستگویی او ارزیابی می شود و مردم انسان دروغگو را فردی ناتوان ، متزلزل، کم مایه و بی شخصیت می شمرند و به هیچ گفته ، قول و قرار او اعتماد و اعتنا نمی کنند.در حدیثی امام صادق (علیه السلام) از زبان حضرت مسیح علی نبینا و آله و علیه السلام نقل می کنند «من کثر کذبه ذهب بهانه ؛ هر کس زیاد دروغ گوید ، ارزشش از بین می رود .» (17)در حدیث دیگری امیرمؤمنان (علیه السلام) می فرمایند :«ینبغی للرجل المسلم أن یجتنب مؤاخاه الکذاب فانه یکذب حتی یجیء بالصدق فلا یصدق ؛ سزاوار است که شخص مسلمان از ایجاد برادری با انسان دروغگو بپرهیزد . زیرا چنین کسی (به اندازه ای) دروغ می گوید که مردم سخن راست او را نیز نمی پذیرند .» (18)امام (علیه السلام) در این حدیث به دو نکته اشاره کرده اند : نخست این که انسان دروغگو شایسته برادری و دوستی نیست . جالب این که یکی از واژه های رساننده ی معنای دوستی «صدیق» است و این نشان آن است که اساسا صداقت و راستی ، پایه و قوام هر دوستی است ، و دروغگویی با آن ناهمگونی و تقابل ذاتی دارد.دیگر این که شخص دروغگو منزلت و اعتبار اجتماعی ندارد ، و چنین کسی علاوه بر آن که در پیوند دوستی غیر قابل اعتماد است، شایسته ی رفاقت و مراوده نیست ، زیرا حیثیت اجتماعی هر کسی با همنشین او ارزیابی می شود.سعدی شیرین زبان آورده است :«دروغ گفتن به ضربت لازم ماند ، که اگر جراحت درست شود نشان بماند ، چون برادران یوسف که به دروغی موسوم شدند نیز به راست گفتن ایشان اعتماد نماند .»یکی را که عادت بود راستیخطایی رود در گذارند از اوو گر نامور شد به قول دروغدگر راست باور ندارند از او (۱۹)
حریم های دروغفساد دروغگویی به اندازه ای است که به منظور برکناری مؤمن از آن حریم هایی شناخته شده است تا با فاصله گرفتن از آن ، انسان به گناه بزرگ دروغ دچار نگردد .
الف) دروغ از روی مزاحزمانی که در یکی از شهرهای جنوب کشور بودم شنیدم که یکی از جوان ها از روی شوخی اعلامیه ی تسلیت وترحیم برای یکی از دوستانش چاپ کرده بود!! عده ای که آن را دیده بودند با منزل آن شخص تماس گرفته و به پدر و مادر او تسلیت گفته بودند !! آنان نیز از همه جا بی خبر ، تا مدتی و تا کشف دروغ بودن خبر ، در شگفتی و پریشان حالی به سر برده بودند . از این دست مزاح های ناروا به ویژه در بین جوانان گاهی اتفاق می افتد . برخی از فقهای بزرگ این گونه شوخی ها را مصداق دروغگویی شمرده و آن را حرام دانسته اند .(۲۰)در روایت است که امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمودند:«لا یجد عبد طعم الایمان حتی یترک الکذب هزله و جدّه ؛ بنده ای مزه ی ایمان را نمی چشد تا این که از دورغ چه شوخی و چه جدی آن بپرهیزد.» (21)در حدیثی دیگر رسول اکرم (صلوات الله علیه) به ابوذر غفاری فرمودند : «… یا اباذر ویل لمن یحدث فیکذب لیضحک به القوم ، ویل له ، ویل له ، ویل له … ؛ ای ابوذر ، وای بر کسی که سخن دروغ می گوید تا به این وسیله مردم بخندند ، وای بر او ، وای بر او ، وای بر او ، …» (22)شادکردن مردم و خنداندن آنان گر چه کار خوب و پسندیده است، ولی این کار نباید از راه کار حرام و به واسطه ی عمل یا سخن نامشروع باشد .
ب) دروغ های کوچکبرخی دروغ ها خیلی بزرگ اند و آثار بسیار وسیعی دارند . این دست دروغ ها گاهی به فتنه ها ، جنگ ها و تجاوزها می انجامند ، خانواده هایی را متلاشی کرده و دوستی های پر پیشینه ای را برهم می زنند. بر زشتی و گناه این دروغ ها علاوه بر خلاف واقع بودن آن زشتی پیامدهای آن نیز افزوده می گردد . ولی برخی دیگر آثار کمتری دارند که گاهی چندان به حساب نمی آیند ، از این دست دروغ ها درمحاورات اعضای خانواده ها با یکدیگر و نیز روابط دوستانه بسیار است و آن را به چیزی نمی انگارند.امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: «کان علی بن الحسین صلوات الله علیهما یقول لولده : اتقوا الکذب ، الصغیر منه و الکبیر فی کل جد و هزل ، فان الرجل اذا کذب فی الصغیر اجتری علی الکبیر أما علمتم ان رسول الله قال : ما یزال العبد یصدق حتی یکتبه الله صدیقا و ما یزال العبد یکذب حتی یکتبه الله کذابا ؛ امام سجاد (علیه السلام) به فرزندان خویش می فرمود : از دروغ گفتن چه بزرگ و چه کوچک در هر کار جدی و یا شوخی بپرهیزد . یقینا انسان هرگاه در امور خرد خلاف واقع بگوید بر دروغ های بزرگ جرئت می یابد .و رسول خدا (صلوات الله علیه) فرمودند : انسان همواره راست می گوید تا این که خداوند به او مقام «صدیق» می بخشد ، و کس دیگری آن اندازه دروغ می گوید تا نزد خداوند «کذاب» شمرده می شود» . (23)در این حدیث به روشنی ، پرهیز از دروغ های ناچیز به منظور پاسداشت حرمت صداقت و بر کنار ماندن از آلودگی به دروغ های بزرگ معرفی شده است . آنان که در درون خانواده که نخستین کانون تربیت است خود را به دروغگویی هر چند در امور جزئی و ناچیز عادت می دهند ، رفته رفته هم اینها به دروغگوهایی بزرگ تبدیل می شوند که در هیچ کاری نتوان بر آنان اعتماد کرد و برای گفته ، گزارش و وعده ی آنان ، ارزشی قائل شد . دروغگویی همچون راستگویی در شمار عادت ها است ، که با تمرین و تکرار حاصل می شود ، به گونه ای که پس از پیدایش آن ، به دشواری می توان با آن به مبارزه برخاست و آن را از ساحت خود دور ساخت .
ج) شایعه پراکنیکسانی که خبری را از کسی می شنوند بر سه دسته اند :۱ – برخی برای گزارش ها شنوای خوبی اند ، ولی توجه و اهتمامی به نقل آن ندارند .۲- گروهی دیگر ، علاوه بر آن که در شنیدن خبرها دقت کافی دارند، در انتقال آن به دیگران نیز همت می گمارند ، ولی تا از راههای اطمینان بخش به صحت آن مطمئن نشوند آن را برای دیگران بازگو نمی کنند . و حتی در گرفتن خبر از گوینده نیز به راحتی آن را نمی پذیرند.روزی یکی از آشنایان ما در تهران سوار تاکسی می شود ، راننده در بین راه نام یکی از مسئولان مورد احترام مردم را یاد می کند و سپس می گوید من او را می شناسم ، او در محله ی ما زندگی می کند . ساختمانی بسیار بزرگ و باشکوه و چند طبقه دارد و از زندگی بسیار مرفه و پر هزینه ای برخوردار است و گفته های دیگری از این قبیل . او هم پول قابل توجهی را که به همراه داشته به راننده پیشنهاد می دهد و با اصرار می خواهد تا او را به آن محله ببرد و آن ساختمان و وضعیت آن شخص را به او نشان دهد. راننده وقتی با اصرار مسافر خود رو به رو می شود می گوید : حقیقت این است که من با این شخص آشنایی ندارم و در محله ی ما زندگی نمی کند. صبح که من از خانه برای کار بیرون آمدم . شخصی سوار ماشین من شد و این مطلب را برای من نقل کرد و سپس پاکت پولی به من داد و گفت امروز کارت همین باشد و هر کس بر ماشینت سوار شد این جمله ها را بگو . من هم چون این پول قابل توجهی برای من بود ، پذیرفتم .۳- عده ای نیز در انتقال خبرها ، دستی دراز دارند و هر سخنی را از هر کس می شنوند ، بی آن که در صحت و سقم آن زحمت تحقیق را به خود دهند آن را در هر جمع و محفلی نقل می کنند .اینان افزون بر این که ممکن است در بسیاری موارد آلت دست شایعه پراکنان قرار گیرند ، در حریم دروغگویی گام می نهند و خود را در زمره ی دروغگویان رقم می زنند .امیرمؤمنان (علیه السلام) در نامه ای که به حارث همدانی می نویسند، می فرمایند: «ولا تحدث الناس بکل ما سمعت فکفی بذالک کذبا و لا ترد علی الناس کلما حدثوک به فکفی بذالک جهلا ؛ هر خبری را که می شنوی آن را برای مردم نقل مکن ، که چنین کاری برای این که تو را از دروغگویان قرار دهد کافی است . و هر سخنی را که دیگران برای تو باز می گویند انکار مکن ، که این کار برای بی خبر ماندن و ناآگاهی تو بس است .» (24)نقل خبر بدون تحقیق فرو غلطیدن در وادی خطرناک شایعه پراکنی و دروغگویی است و انکار هر گزارش از هر کس ، دچار شدن به جهل و نادانی است ، زیرا انسان بسیاری از اطلاعات و اخبار صحیح را هم از طریق رسانه ها و دیگران می شنود و اگر کسی بنا را بر انکار و بی اعتمادی مطلق بگذارد از دانستنی های فراوانی هم که برای او لازم و مفید است بر کنار می ماند .در بین سه گروه یاد شده ، دسته نخست ، حتی از گروه دوم به سلامت و رستگاری نزدیک ترند . زیرا هر چند این گروه با تحقیق کافی اقدام به بازگویی خبرها و سخن ها می کنند ولی هر خبر و سخن راستی هم شایسته ی نقل نیست . و برخی از سخن های راست ممکن است غیبت ، سخن چینی و افشای راز و یا ایجاد خدشه در آبرو و حیثیت افراد باشد که نه مشروع است و نه معقول.در فرازی دیگر از حدیثی که گذشت پیامبر گرامی (صلوات الله علیه) به ابوذر غفاری سفارش می کنند : «انک لا یزال سالما ما سکت فاذا تکلمت کتب لک او علیک ؛ تو هماره در سلامت (دینی و اخلاقی) به سر می بری تا زمانی که در حال سکوتی . پس هرگاه به سخن درآیی قلم ثبت یا به سود یا به زیان تو بکار خواهد افتاد .» (25)به سروده سعدی :خری را ابلهی تعلیم می دادبرو بر صرف کرده سعی دایمحکیمی گفتش ای نادان چه کوشیدر این سودا بترس از لوم لایمنیاموزد بهایم از تو گفتارتو خاموشی بیاموز از بهایم (۲۶)
وعده ی دروغ به همسردر برخی روایات سخن از جواز دروغ مصلحتی است و آن زمانی است که از راست ، فتنه بر خیزد و یا از راه دروغ مصلحتی بسیار مهم – که از دیدگاه شرعی مطلوب و خواستنی است و از فساد دروغ بالاتر است به دست آید. در این دست روایات مواردی بر شمرده شده که وعده خلاف دادن به همسر یکی از آنهاست .برای نمونه امام صادق (علیه السلام) می فرمایند : «کل کذب مسئول عنه صاحبه یوما الا [کذباً] فی ثلاثه : رجل کائد فی حربه فهو موضوع عنه ، أو رجل أصلح بین اثنین یلقی هذا بغیر ما یلقی به هذا ، یرید بذالک الاصلاح ما بینهما ، أو رجل وعد أهله شیئا و هو لا یرید ان یتم لهم ؛ هر دروغی روزی مورد بازخواست قرار می گیرد مگر درباره ی سه دروغ : دروغ مردی که درجنگ در برابر دشمن نیرنگ می زند یا شخصی که بین دو نفر اصلاح می کند نزد یکی سخنی می گوید و نزد دیگری سخن خلاف آن را اظهار می کند . تا بین آن دو سازش ایجاد کند و مردی که به خانواده ی خود وعده ای می دهد و اراده ی عملی کردن آن را ندارد.» (27)این حدیث درباره ی جایز بودن وعده ی دروغ نسبت به تمام اعضای خانواده است و حتی در حدیثی در سفارش رسول خدا (صلوات الله علیه) به علی (علیه السلام) همین سه مورد ذکر گردیده مگر این که به جای خانواده خصوص همسر آمده است. (۲۸)البته این دست روایات اعتبار سندی ندارند ، از این رو بسیاری فقها مطابق آن فتوی نداده اند. (۲۹)علاوه بر آن در حدیث دیگری وعده ی دروغ به فرزند ناروا شمرده شده است ، در صورتی که در حدیث گذشته این کار جایز دانسته شده است . در هر صورت این دست روایات ضعف سند دارند و قابل اعتماد نیستند و با صرف نظر از سستی سند می توان گفت : این دسته از روایات ناظر به موقعیت خاصی اند که مصلحتی در بین باشد ، زیرا این روایات در مقام بیان استثنای مواردی از دروغ اند که در آن مصلحت مهمی وجود دارد و راستگویی منشأ فساد و فتنه می گردد . بنابراین مقصود روایات در خصوص وعده ی دروغ به همسر ، زمانی است که زن از شوهر خود تقاضایی فوق قدرت و توانایی او دارد و وضعیت به گونه ای است که اگر شوهر به او صریحا پاسخ رد دهد ، چه بسا به مشاجره و نزاع بینجامد و فسادهایی از آن برخیزد ، در این صورت برای شوهر جایز است به منظور پیشی گیری از بروز چنین حالتی با این که می داند توانایی انجام وعده ی خود را ندارد به او پاسخ مثبت دهد ، ولی در عین حال اگر در زمان عمل قدرت بر آن یافت و یا آ ن را به مصلحت دانست ، بر او لازم است بدان اقدام کند تا از خلف وعده بر کنار ماند.بنابراین نمی توان به استناد این دست روایات ، به جایز بودن وعده ی دروغ به همسر و خانواده در هر صورت و به طور مطلق حکم کرد . و این به دو جهت است: نخست ضعف سند و دیگری سستی دلالت به گونه ای که توضیح داده شد.
پی نوشت :

۱-نهج البلاغه ، تحقیق ، صبحی صالح ، خ ۱۹۳ ، ص ۳۰۳ .۲- ن . ک . المنجد : ماده «صوب» .3- نهج البلاغه ، ص ۴۹۷ ، حکمت ۱۴۸ .۴-گلستان ، تهران، انتشارات امیر کبیر ، چ هفتم ، ۱۳۶۶ ، باب اول ، ص ۲۱ .۵- ن . ک . المنجد : ماده ی «نطق».6- بحارالانوار ، ح ۶۷ ، ص ۲۴۲ ، کتاب الایمان و الکفر ، باب الاخلاص ، ح ۱۰ . و نیز : سفینه البحار ، چاپ قدیم ، ج ۲۱ ، ص ۴۰۸ ، ماده «خلص».7- نهج البلاغه ، خ ۱۷۶ ص ۲۵۳-۲۵۴ .۸-حسن بن فضل طبرسی ، مکارم الاخلاق ، مؤسسه اعلمی للمطبوعات ، بیروت ، چ ششم ، ۱۳۹۲ هـ . ق ، ص ۲۱۵ .۹-وسائل الشیعه ، ج ۱۴ ، ابواب مقدمات نکاح ، ب ۳، ح ۹ ، ص ۱۰ .۱۰ – اصول کافی ، دارالکتب اسلامیه ، چ سوم ، ۱۴۸۷ هـ . ق ، ج ۲ ، ص ۱۱۵ .۱۱- گلستان ، باب هشت ، ص ۲۱۶ -۲۱۷ .۱۲-آل عمران ، آیه ۱۹۴ .۱۳-برای نمونه ، ن . ک . سوره های : حجرات آیه ۱۵ ، حشر آیه ی ۸ ، احزاب آیه ی ۲۳ و غیر آن .۱۴-ن . ک . آل عمران ، آیه ۷ ، احزاب ، آیه ۳۵ .۱۵-اصول کافی ، ج ۲ ، ص ۱۰۴ .۱۶-همان .۱۷-همان، ص ۳۴۱ .۱۸-همان.۱۹-گلستان ، باب هشتم ، ص ۲۳۴ .۲۰-ن . ک . آیت الله سید ابوالقاسم خویی (ره) ، مصباح الفقاهه ، قم انتشارات وجدانی ، چ سوم ، ۱۳۷۱ ، ج ۱ ، ص ۳۸۹.۲۱-اصول کافی ، ج ۲ ، ص ۳۴۰.۲۲-وسایل الشیعه ، ج ۸ ، ابواب احکام العشره ، ب ۱۴۰ ، ح ۴ ، ص ۵۷۷.۲۳-اصول کافی ، ج ۲ ، ص ۳۳۸.۲۴-بحارالانوار ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، ج ۲ ، ص ۱۶۰.۲۵-وسایل الشیعه ، ج ۸ ، ص ۵۷۷.۲۶-گلستان ، باب هشتم ، ص ۲۱۷.۲۷-اصول کافی ، ج ۲ ، ص ۳۴۲.۲۸-وسایل الشیعه ، ج ۸ ، ابواب احکام العشره ، ب ۱۴۱ ، ح ۱ ، ص ۵۷۸ .۲۹-برای نمونه . ن . ک امام خمینی (ره) ، المکاسب المحرمه ، قم ، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) ، ج ۲ ، ص ۱۴۰-۱۴۱ ، و نیز آیت الله سید ابوالقاسم خویی (ره) ، مصباح الفقاهه ، ج ۱ ، ص ۴۱۵ -۴۱۶.
منبع: ماهنامه پیام زن شماره ۱۹۵
 

نوشته قبلی

ترجمه پذیری متون ادبی و ترجمه شعر

نوشته‌ی بعدی

اسامى و القاب حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

مرتبط نوشته ها

مبارزات امام حسن عسکری (ع)
امام عسکری (ع)

مبارزات امام حسن عسکری (ع)

چرا رسانه‌ها، اندیشکده‌ها و سیاسیون دنیا روایتگر پیروزی ایران شده‌اند.
ویژه جنگ رمضان

چرا رسانه‌ها، اندیشکده‌ها و سیاسیون دنیا روایتگر پیروزی ایران شده‌اند.

مأموریت مشترک میدان، خیابان و دیپلماسی
ویژه جنگ رمضان

مأموریت مشترک میدان، خیابان و دیپلماسی

چگونه ایران چهارمین کانون قدرت جهان شد؟
ویژه جنگ رمضان

چگونه ایران چهارمین کانون قدرت جهان شد؟

قدرتی که از خیابان به میز مذاکره می‌رسد.
ویژه جنگ رمضان

قدرتی که از خیابان به میز مذاکره می‌رسد.

پهپادهای ایران، تنگه هرمز و نظم نوین جهانی
ویژه جنگ رمضان

پهپادهای ایران، تنگه هرمز و نظم نوین جهانی

نوشته‌ی بعدی

اسامى و القاب حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

مبارزات امام حسن عسکری (ع)

مبارزات امام حسن عسکری (ع)

چرا رسانه‌ها، اندیشکده‌ها و سیاسیون دنیا روایتگر پیروزی ایران شده‌اند.

چرا رسانه‌ها، اندیشکده‌ها و سیاسیون دنیا روایتگر پیروزی ایران شده‌اند.

مأموریت مشترک میدان، خیابان و دیپلماسی

مأموریت مشترک میدان، خیابان و دیپلماسی

چگونه ایران چهارمین کانون قدرت جهان شد؟

چگونه ایران چهارمین کانون قدرت جهان شد؟

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا