روش های تبلیغی پیامبر(ص)تبلیغ در زبان فارسی با دعوت، معرفی، تبیین و… مترادف است و در قرآن برای تبلیغ از کلماتی چون: قول، تعلیم، بیان، ذکر، دعوت، نبأ، انذار، تبشیر، ابلاغ، موعظه، نصیحت و… استفاده شده است.پیش از تبیین روشهای تبلیغی پیامبر اعظم(ص) مناسب است از مهمترین عناصر تبلیغ اشاره شود که عبارتند از: پیام دهنده، پیام گیرنده یا مخاطب، موضوع، ابزار، شیوه، هدف، زمان و مکان و…از آن جا که بررسی همه این عناصر از حوصله این مقاله خارج است، تنها به شیوه و روش پیامبر و ابزارهای تبلیغی آن حضرت اشاره خواهد شد.مهمترین خصوصیتهای پیامبر(ص) که از او مبلغ موفقی ساخته بود عبارت است از:
۱- علم و آگاهی به محتوای پیاماولین شرط برای پیامرسانی موفق، آگاهی صحیح و دقیق به محتوای پیام است وگرنه “خفته، خفته را کی کند بیدار؟” به فرموده قرآن بسیاری از گمراه کنندگان به خاطر ناآگاهی که دارند دیگران را گمراه می کنند: “و بسیاری از مردم، به خاطر هوی و هوس و بی دانشی، (دیگران را) گمراه می سازند، و پروردگارت، تجاوزکاران را بهتر می شناسد.” (۱) پیامبر(ص) برای تبلیغ اسلام به تمام زوایای دین آگاهی کامل داشت. هیچ گاه از ظن و گمانهای پوچ پیروی نمی کرد. قرآن نیز می فرماید: “از آنچه بدان آگاهی نداری پیروی مکن.”(۲)
۲- ایمان به حقانیت پیامکسی که به گفته خودش ایمان نداشته باشد، نمی تواند مبلغ موفقی باشد و “هر آن چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند” مبلغی که به محتوای پیامش ایمان نداشته باشد بزودی می لغزد و به راحتی تسلیم می شود؛ آن چه در تمام مراحل تبلیغ مددکار حضرت رسول بود، باور قلبی و یقین کامل او به هدفش بود. به خاطر ایمان و باور او به هدف مقدسش بود که هیچ گاه تسلیم نشد. به عنوان نمونه قریش برای مقابله با تبلیغ رسول اکرم(ص) نزد ابوطالب(ع) رفتند و گفتند: برادرزاده ات خدایان ما را ناسزا می گوید و آیین ما را به زشتی یاد می کند و به افکار ما می خندد و پدران ما را گمراه می داند. یا از او بخواه دست از ما بردارد یا او را در اختیار ما بگذار و حمایت خود را از او سلب کن. ابوطالب(ع) با تدبیری خاص آنان را بازگرداند اما به خاطر بیانات پیامبر(ص) و تأثیر سخنان وی خصوصاً در ماههای حرام که حجاج به مکه می آمدند، آنان بار دیگر نزد ابوطالب(ع) آمدند و این بار تنها در قالب تهدید به وی گفتند: ابوطالب! تو از نظر شرافت و سن بر ما برتری. قبلاً هم گفته بودیم که برادرزاده خود را از تبلیغ آیین جدید بازدار اما تو اعتنا نکردی، اکنون صبر ما به پایان رسیده است، لازم است او را از هر نوع فعالیت بازداری وگرنه با او و تو که حامی او هستی مبارزه خواهیم کرد. ابوطالب قول داد سخنان آنان را به پیامبر اکرم(ص) بگوید و چون پیامبر(ص) حاضر شد، فرمودند: “عموجان! به خدا سوگند اگر خورشید را دردست راست من و ماه را در دست چپ من قرار دهند، تا از تبلیغ آیین و تعقیب هدف خود باز گردم، هرگز چنین نخواهم کرد تا آن که بر مشکلات پیروز شوم و به مقصد نهایی برسم یا در این راه جان دهم.” (۳)
۳- عمل به گفتارویژگی مهم دیگر مبلغ موفق، عمل گرا بودن اوست دریافت کنندگان پیام اگر ببینند گوینده به جای این که اهل عمل باشد تنها اهل گفتار است بزودی از دور او پراکنده شده و گفتارش در دل کسی نمی نشیند.پیامبر(ص) همواره، بیش از همه به دستورات دینی که آن را ابلاغ می فرمود، عمل می کرد. با این روش هم اطمینان و اعتماد مخاطب را جلب می کرد و هم ثابت می نمود که عمل به دستورات دینی کار مشکلی نیست. عبادت های طولانی، راز و نیازهای شبانه، ایثارهای فراوان، همکاری در همه امور دینی و… از پیامبراکرم چهره ای ترسیم می کند که هیچ کس نمی توانست ادعا کند پیامبر به دستوراتی که به مردم می دهد عمل نمی کند. به عنوان نمونه اگر رسول اکرم(ص) دستور می داد انفاق کنید خودش سرآمد انفاق کنندگان بود به گونه ای که گاه برای حضور در نماز جماعت لباس مناسبی برایش نمی ماند.
۴- مدارا و ملایمت در ابلاغخداوند در این باره می فرماید: “به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان (مردم) نرم (و مهربان) شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می شدند. پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب و در کارها، با آنان مشورت کن اما هنگامی که تصمیم گرفتی، (قاطع باش و) بر خدا توکل کن زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد”.(۴)پیامبر نه تنها به این دستور عمل می کرد بلکه به دیگران نیز دستور می داد چنین باشند به عنوان نمونه وقتی پیامبر(ص)، امیر مؤمنان(ع) و معاذ را برای تبلیغ به یمن روانه می سازد می فرماید: “مردم را مژده و بشارت دهید و آنها را از خود مرانید. بر آنها سهل و آسان بگیرید نه سخت و دشوار.”
۵- خیرخواهی و دلسوزی برای مردماز مهمترین ویژگیهای رسول اکرم(ص) که نه تنها دوستان بلکه دشمنان با انصاف نیز به آن معترفند خیرخواهی آن حضرت است: خیرخواهی او برای مؤمنان به حدی بود که در چند آیه خداوند از آن حضرت می خواهد به جهت خیرخواهی بیش از حد خودش را به مشکل و ناراحتی گرفتار نکند. در آیه ۱۰۳ سوره یوسف می خوانیم: ” و بیشتر مردم، هر چند اصرار داشته باشی، ایمان نمی آورند” چنانکه در آیه دیگری خداوند در وصف پیامبر می فرماید: “به یقین، رسولی از خود شما بسویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت است، و اصرار بر هدایت شما دارد، و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است”.(۵)
۶- تواضعاز اصلی ترین شرایط تبلیغ و مبلغ موفق فروتنی و تواضع است. انسان متکبر و خودخواه نمی تواند به خوبی ازعهده تبیین و تبلیغ آن چه بدان موظف است برآید. خداوند دراولین دستور برای آشکار کردن دعوت به پیامبر(ص) می فرماید: “نخست خویشاوندان نزدیک را انذار کن، آن گاه پر و بال رحمت را بر تمام پیروان با ایمانت به تواضع بگستران.”(۶)
۷- سعه صدراین ویژگی نیز از شرایط لازم مبلغ موفق است. وقتی حضرت موسی مأموریت یافت برای تبلیغ دین خداوند نزد فرعون رود از اولین دعاهایی که کرد درخواست سعه صدر بود.در قرآن ذکر شده خداوند به موسی گفت: “اینک به سوی فرعون برو، که او طغیان کرده است.” (موسی) گفت: “پروردگارا سینه ام را گشاده کن، و کارم را برایم آسان گردان و گره از زبانم بگشای، تا سخنان مرا بفهمند” (۷) پیامبر اسلام نیز همین ویژگی را داشت؛ چنانکه خداوند می فرماید: “آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم، و بار سنگین تو را از تو برنداشتیم؟ همان باری که سخت بر پشت تو سنگینی می کرد و آوازه تو را بلند ساختیم.” (۸)
۸- تبلیغ به مقتضای حالمبلغ موفق کسی است که به مقتضای حال شنوندگان مطالب خودش را بیان کند. مردم به چند دسته تقسیم می شوند. عده ای با براهین عقلی و مسائل آن آشنا بوده و ذهنی عقلانی دارند و به اصطلاح “اهل منطق و استدلال” هستند و عده دیگر که غالب مردم هستند به عاطفه بیش از عقل توجه دارند و با اندرز که بیشتر جنبه عاطفی دارد و با تحریک عواطف آنان می توان آنها را به طرف حق متوجه ساخت و دسته سوم افرادی هستند که سؤالات و شبهاتی در ذهن آنها وجود دارد که مبلغ موفق باید آن سؤالات و شبهات را پاسخ دهد تا آمادگی برای پذیرش حق پیدا کنند. یا اگر دشمنی قصد حمله به بنیانهای فکری و فرهنگی مسلمانان را داشت مبلغ موظف است با دفاع منطقی و دقیق و صحیح سره را از ناسره باز شناساند. پیامبر اعظم(ص) نیز موظف بود از همه روشهای صحیح در تبلیغ کمک بگیرد، چنانکه خداوند می فرماید: ” (مردم را) با حکمت- گفتار درست و استوار- و پند نیکو به راه پروردگارت بخوان، و با آنان به شیوه ای که نیکوتر است مجادله و گفت و گو کن.” (۹)طبق این آیه، رسول گرامی مأمور شده که به یکی از این سه طریق دعوت کند:
الف- حکمت”حکمت” آن گونه که در مفردات راغب آمده به معنای رسیدن به حق به وسیله علم و عقل است. مراد از حکمت در این آیه حجتی است که حق را نتیجه دهد آن هم طوری که هیچ شک و ابهامی در آن نماند.
ب- موعظهیعنی کارهای نیک طوری یادآوری شود که قلب شنونده از شنیدن آن بیان، رقت پیدا کند، و در نتیجه تسلیم گردد، به عبارت دیگر، موعظه عبارت از بیانی است که نفس و قلب شنونده را نرم کند و آنچه مایه صلاح حال شنونده است از مطالب عبرت آور که آثار پسندیده و ثنای جمیل دیگر آن را در پی دارد بیان شود.
ج- جدالجدال که به معنی مناظره و مباحثه نیز آمده است عبارت است از دلیلی که صرفاً برای منصرف نمودن خصم از آنچه که بر سر آن نزاع می کند بکار برود، یعنی خلع سلاح خصم با آن چه خودش قبول دارد و رد ادعای دشمن. بنابراین، این سه طریق که خدای تعالی برای دعوت بیان کرده با همان سه طریق منطقی، یعنی برهان و خطابه و جدل منطبق می شود.(۱۰)البته خدای تعالی موعظه را به قید “حسنه” مقید کرده و شاید قید فوق اشاره بر آن است که اندرز در صورتی مؤثر واقع می شود که خالی از هر گونه خشونت، برتری جویی، تحقیر طرف مقابل، تحریک حس لجاجت او و مانند آن بوده باشد چه بسیارند اندرزهایی که اثر معکوس می گذارند به خاطر آنکه مثلاً در حضور دیگران و توأم با تحقیر انجام گرفته، و یا از آن استشمام برتری جویی، گوینده شده است، بنابراین موعظه هنگامی اثر عمیق خود را می بخشد که “حسنه” باشد و به صورت زیبایی پیاده شود و جدال را هم به قید” التی هی احسن” مقید نموده است، و این خود دلالت دارد بر اینکه بعضی از موعظه ها حسنه نیستند، و بعضی از جدالها حسن (نیکو) و بعضی دیگر احسن (نیکوتر) و بعضی دیگر هیچ حسنی ندارند و مبلغ موفق باید از این گونه موعظه ها و جدل خودداری کند. مجادله و مناظره هنگامی مؤثر واقع می شود که حق و عدالت و درستی و امانت و صدق و راستی بر آن حکومت کند و از هر گونه توهین و تحقیر و خلافگویی و استکبار خالی باشد و خلاصه تمام جنبه های انسانی آن حفظ شود. (۱۱)
۹- تفاهم و تکیه بر مشترکاتپیامبر(ص) در سراسر دوران تبلیغ خویش بحث را از جایی که مورد پذیرش طرف مقابل بود آغاز می کرد. این شیوه سازنده به ویژه در مواجهه با اهل کتاب به کار گرفته می شد. خداوند می فرماید: “بگو ای اهل کتاب بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است، که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم، و بعضی از ما، بعضی دیگر را- غیر از خدای یگانه- به خدایی نپذیرد. هر گاه (از این دعوت) سر باز زنند، بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم”.(۱۲)
۱۰- شناخت روشهای دشمن در تبلیغات ضد دینیمبلغ موفق کسی است که دشمن و راهکارهای او را بشناسد و در مواقع لازم بتواند از نقاط ضعف دشمن استفاده کرده و با ابزارها و روشهای دشمن مقابله کند.در ادامه این مقاله نگاه کوتاهی به روشهای تبلیغی دشمن و مقابله پیامبر اعظم(ص) با این روشها خواهیم نمود.
روشهای تبلیغی دشمن و شیوه مقابله پیامبر(ص)الف- تهدید و تطمیعوقتی آیه فاصدع بما تؤمر… نازل شد پیامبر(ص) دعوتش را علنی کرد و از این زمان دشمنان آن حضرت به اولین حربه خودشان روی آوردند ابتدا به روشهای مختلف حضرت را تهدید کرده و در بسیاری از موارد ایشان را آزردند، ولی وقتی این حربه ها کارگر نیفتاد به تطمیع آن حضرت روی آوردند که پیشنهادهای مالی چشم گیر از جمله آنان بود. به عنوان نمونه یک بار بیست و پنج نفر از اشراف قریش نزد ابوطالب(ع) آمدند و با ارائه چند پیشنهاد مالی از ابوطالب(ع) خواستند جلوی پیامبر(ص) را بگیرد آنان گفتند ای ابوطالب اگر این کارها را به خاطر نیازمندی و ثروتمندشدن انجام می دهد ما ثروت هنگفتی در اختیار او می گذاریم تا ثروتمندترین فرد عرب شود. اگر مقام می خواهد، او را فرمانروای خود می کنیم و سخن او را می شنویم. وقتی ابوطالب حضرت محمد(ص) را طلبید و جریان را برای آن حضرت گفت محمد(ص) فرمود: بگوید “لا اله الا ا…”، چون قریش این سخن را شنیدند همگی برخاستند و گفتند: آیا قرار می دهد خدایان ما را یک خدا؟ پس بدین مناسبت این آیات نازل شد: “آنها تعجب کردند که پیامبر بیم دهنده ای از میان آنان به سویشان آمده، و کافران گفتند: این ساحر بسیار دروغگویی است آیا او به جای این همه خدایان، خدای واحدی قرار داده؟این براستی چیز عجیبی است سرکردگان آنها بیرون آمدند و گفتند: “بروید و خدایانتان را محکم بچسبید، این چیزی است که خواسته اند (شما را گمراه کنند) ما هرگز چنین چیزی در آیین دیگری نشنیده ایم، این تنها یک آیین ساختگی است آیا از میان همه ما، قرآن تنها بر او (محمد) نازل شده؟” (۱۳)روایت شده که پیغمبر(ص) پس از اطلاع از گفتار قریش گفت: “ای عمو اگر خورشید در دست راست من قرار داده شود و ماه در دست چپ من، هرگز سخن خود را ترک نمی کنم.” (۱۴)
ب: تنها گذاشتن مبلغ دینییکی از سیاستهای مستکبران در طول تاریخ این بوده که نگذارند مردم دور مبلغان دینی و پیامبران الهی جمع شوند و با تهدید پیروان، تمسخر، فشارهای اقتصادی، ضرب و جرح سعی می کردند پیامبران را تنها بگذارند.
ج: پیشنهاد مصالحهوقتی کافران دیدند که توان مقابله با موج توفنده اسلام را ندارند، به پیامبر(ص) پیشنهاد مصالحه موذیانه ای دادند. آنان گفتند: ای محمد! بیا و از دین ما پیروی کن، ما هم از دین تو پیروی می کنیم.تو یک سال خدایان ما را پرستش کن، یک سال هم ما خدای تو را عبادت کنیم. در این صورت هر کدام که بر حق باشیم دیگری هم نصیبی از حق برده است.به این ترتیب اشراف در تلاش بودند با طرح شک در این که صراط واقعی معلوم نیست، پیامبر(ص) را به پذیرش قرائت خود وادار سازند و آنان نیز به قرائت پیامبر احترام بگذارند و به این ترتیب بذر شک در دلها کاشته می شد. اما پیامبر(ص) همچنان بر یقین خود باقی ماند و قرائت خود را که از منشاء وحی گرفته بود، یگانه قرائت واقعی دانست و در دام آنان گرفتار نشد. اشراف حتی راضی شدند پیامبر(ص) در ظاهر به خدایان آنها احترام گذارد و آنان نیز خدای محمد را تأیید کنند. اما سوره کافرون در همین زمان نازل شد و آنان را ناکام گذاشت. خداوند در این سوره می فرماید: “بگو، ای کافران آنچه را که شما می پرستید، من هرگز نمی پرستم. و شما نیز آن خدا را که من می پرستم، پرستش نمی کنید نه من معبودان شما را عبادت می کنم، و نه شما خدای مرا عبادت می کنید.دین شما برای شما و دین من برای من”
د: استهزاء و تمسخراین وسیله نیز از وسایل عمومی دشمنان مبلغان الهی است که از دیر زمان مورد استفاده آنان بوده است. به عنوان نمونه خداوند درباره حضرت نوح می فرماید؛ “و (نوح) کشتی را می ساخت و هر گاه گروهی از قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند. وی گفت: اگر ما را مسخره می کنید، ما نیز شما را مسخره خواهیم کرد چنانچه شما ما را مسخره می کنید. پس بزودی خواهید دانست که کیست آن که عذابی بدو رسد که وی را رسوا و خوار کند و عذابی پاینده بر او فرود آید.”(۱۵) این روش درباره پیامبر نیز با شدت بیشتری پیگیری می شد، خداوند به پیامبر گوشزد می کند که این سیاست اختصاصی، به او نداشته و درباره پیامبران پیشین نیز مصداق داشته: “و هر آینه پیامبرانی که پیش از تو بودند استهزاء شدند، پس کسانی را که ایشان را تمسخر می کردند آنچه بدان استهزا می کردند- یعنی عذاب- فرو گرفت.”(۱۶)استهزاء از اصلی ترین حربه هایی بود که در طول عمر پیامبر بر علیه آن حضرت استفاده می کردند .حتی ابن سعد، ابن اسحاق و بلاذری اسامی استهزاءکنندگان را ضبط کرده اند از میان دهها اسمی که ابن سعد آورده، تنها دو نفر ایمان آوردند و بقیه در جنگها کشته شدند یا پیش از فتح مکه مردند. ابولهب در تمام دوران بعثت از هیچ کوششی در راه مبارزه با پیامبر(ص) کوتاهی نکرد. او و همسرش ام جمیل چنان در تمسخر و آزار پیامبر(ص) پیشقدم شدند که نامشان در قرآن در سوره تبت آمده است.ابوسفیان بن حارث و امیه بن خلف نیز از مسخره کنندگان پیامبر(ص) بودند و به قول مفسران سوره همزه درباره او نازل شد.”(۱۷)
هـ: توهین و افتراءبا بررسی آیات قرآن مشخص می شود که این حربه از حربه های اساسی دشمنان دین بوده است. مشرکان با ناسزاگویی و تهمت تلاش می کردند قداست پیامبر(ص) را بشکنند. و آیات زیادی در این باره وجود دارد که به این تهمتها پاسخ می دهد. در سوره اعراف آیه ۱۸۴ می خوانیم: “آیا فکر نکردند که همنشین آنها (پیامبر) هیچ گونه (اثری از) جنون ندارد؟ (پس چگونه چنین نسبت ناروایی به او می دهند؟) او فقط بیم دهنده آشکاری است (که مردم را متوجه وظایفشان می سازد”. خداوند در سوره مؤمنون آیه ۷۰ نیز ضمن اشاره به این تهمت می فرماید: “آیا می گویند او دیوانه است؟ ولی او حق را برای آنان آورده، اما بیشترشان از حق کراهت دارند ( و گریزانند). “این آیه پاسخ روشنی به تهمت زنندگان است که روشن می کند هدف آنان از این تهمتها حق گریزی است. همچنین خداوند درباره اتهام سحر به رسول خدا می فرماید: این گونه است که هیچ پیامبری قبل از اینها بسوی قومی فرستاده نشد مگر اینکه گفتند: “او ساحر است یا دیوانه” آیا یکدیگر را به آن سفارش می کردند (که همه چنین تهمتی بزنند)؟ نه، بلکه آنها قومی طغیانگرند”.(۱۸)
و- بهانه جویی و درخواست های غیرمنطقیبسیاری از دشمنان مبلغان الهی و پیامبران وقتی دستشان از همه جا کوتاه می شود به بهانه جویی روی آورده و با درخواست های غیرمنطقی و گاه درخواست های محال سعی می کنند موقعیت مبلغان را پایین آورده یا آنان را در چشم مردم خوار کنند برخی از درخواست های غیرمعقول از حضرت محمد(ص) در این آیات آمده است: “و گفتند: ما هرگز به تو ایمان نمی آوریم تا اینکه چشمه جوشانی از این سرزمین (خشک و سوزان) برای ما خارج سازی…. یا باغی از نخل و انگور از آن تو باشد، و نهرها در لابه لای آن جاری کنی… یا قطعات (سنگهای) آسمان را -آنچنان که می پنداری- بر سر ما فرود آری، یا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بیاوری… یا برای تو خانه ای پرنقش و نگار از طلا باشد، یا به آسمان بالا روی، حتی اگر به آسمان روی، ایمان نمی آوریم، مگر آنکه نامه ای بر ما فرود آوری که آن را بخوانیم”.خداوند متعال در ادامه به پیامبر می آموزد که چگونه پاسخ این معاندان اشکال تراش و بهانه جو را بدهد:”بگو: منزه است پروردگارم (از این سخنان بی معنی) مگر من جز انسانی فرستاده خدا هستم؟ تنها چیزی که بعد از آمدن هدایت مانع شد مردم ایمان بیاورند، این بود که (از روی نادانی و بی خبری) گفتند: آیا خداوند بشری را به عنوان رسول فرستاده است؟ بگو: (حتی) اگر در روی زمین فرشتگانی (زندگی می کردند، و) با آرامش گام برمی داشتند، ما فرشته ای را به عنوان رسول، بر آنها می فرستادیم” (چرا که رهنمای هر گروهی باید از جنس خودشان باشد).(۱۹)پیامبر(ص) در برابر این درخواست ها به آنها وقعی نمی نهد، زیرا برای اعجاز شرایطی لازم است تا زمینه وقوع معجزه محقق گردد که به چند مورد اشاره می شود:امور محال و غیرممکن که امکان تحقق ندارد، از قلمرو قدرت بیرون است و هرگز مورد مشیت خدا قرار نمی گیرند.هدف از درخواست اعجاز این است که به وسیله آن صدق گفتار پیامبر به دست آید و سند و دلیل بر ارتباط او با جهان فوق طبیعت باشد. هر گاه مورد درخواست مردم از پیامبری فاقد این خصیصه شود، دلیلی ندارد که پیامبر کاری را که مربوط به شؤون او نیست انجام دهد. لذا چشمه ای که از زمین بجوشد، باغی از خرما، خانه ای از طلا، دلیلی بر ارتباط با غیب نخواهد بود.منظور از درخواست معجزه، ایمان آوردن است و وقتی آنها لجوج هستند، چنین درخواستی اجابت نمی شود.
پی نوشت:
۱- سوره انعام آیه ۱۱۹۲- اسراء آیه ۱۶۳- سیره ابن هشام ج ۱ ص ۲۶۵۴- آل عمران آیه ۱۵۹۵- توبه آیه ۱۲۸۶- شعراء آیه ۲۱۵ و حجر آیه ۸۸۷- طه آیه ۲۹-۲۳۸- انشراح آیه ۳-۱۹- نحل آیه ۱۲۵۱۰- المیزان، طباطبایی ج ۱۲ ص ۳۹۸۱۲- تفسیر نمونه، آیها… مکارم شیرازی۱۳- آل عمران آیه ۶۳۱۴- تفسیر مجمع البیان (ذیل آیه)۱۵- هود آیه ۳۸۱۶- انبیاء آیه ۴۱۱۷- مجمع البیان ج ۵ ص۵۵۷/ المیران ج ۲ ص ۵۳۹۱۸- ذاریات آیه ۵۲۱۹- سوره اسراء آیه ۸۹

















هیچ نظری وجود ندارد