۱۹ اسفند ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

شفاعت مایه کمال یا مجوز گناه

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 
امید به شفاعت شفیعان، سبب می‌شود که افراد عصیانگر به تعدی و گناه خود ادامه دهند، و روز به روز بر حجم جرایم خویش بیافزایند، زیرا با خود چنین می‌اندیشند که در روز سزا، شفیعانی دارند که در حق آنان شفاعت می‌نمایند، و در نتیجه خداوند گناه آنان را می‌بخشد. پاسخ: دقت در این اشکال حاکی است که برداشت انتقاد کننده از شفاعت، همان است که در ذهن یک فرد عامی دور از بحث‌های دینی، نقش می‌بندد، او تصور کرده است که نتیجه عقیده به شفاعت این است که گروهی به اتکاء شفاعت اولیاء خدا، خود را آلوده سازند، از این جهت نتیجه گرفته است که اعتقاد به آن مایه تجری و تصمیم بر ادامه گناه می‌گردد، در صورتی که حقیقت غیر این است. این پرسش و یا انتقاد را می‌توان به چند بیان پاسخ گفت: ۱ ـ هرگاه امید به مغفرت و آمرزش که نتیجه اعتقاد به شفاعت است، مایه جرأت افراد می‌گردد، پس چرا خداوند بندگان خود را از گسترش رحمت خود خبر داده و می‌گوید: خداوند همه گناهان، جز شرک را می‌بخشد چنانکه می‌فرماید: «انُّ اللَّهُ لا یُغْفِرْ اَنً یْشْرکُ بِهِ وُ یُغْفِرْ ما دْونُ ذلِکُ لمن یُشاءُ…».[1] «خداوند بجز شرک باقی گناهان را می‌بخشد». این که می‌فرماید: خداوند همه گناهان را می‌بخشد، مقصود بخشیدن بدون توبه است زیرا اگر مقصود آمرزش همراه با توبه باشد، استثناء شرک صحیح نخواهد بود، زیرا شرک در پرتو توبه که همان بازگشت به توحید است نیز بخشیده می‌گردد. ۲ ـ هرگاه امید به مغفرت مایه جرأت است چرا خداوند نوید می‌دهد که اگر از گناهان بزرگ اجتناب کنید ما گناهان کوچک شما را می‌بخشیم.[۲] آیا ما حق داریم به خدا بگوئیم که او با چنین وعده نوید، سبب تجری افراد را به ارتکاب گناهان کوچک فراهم ساخته است؟ یا این که باید چنین نویدی را، مایه بازگشت بسیاری افراد از ادامه گناه تلقی کنیم. ۳ ـ هرگاه اعتقاد به شفاعت، مایه جرأت گردد، پس اعتقاد به پذیرفته شدن «توبه» افراد گنهکار، و نوید به آن که خداوند توبه گنهکاران را می‌پذیرد، باید مایه جرأت گناهکاران گردد، در حالی که همگی می‌دانیم در میان تمام ملل جهان، مسئله‌ای بنام توبه و پشیمانی گروه عاصی وجود دارد، که در شرایط خاصی ندامت آنان پذیرفته می‌شود، و از مجازات و کیفرهائی که برای آنها تعیین شده است، بخشوده می‌شوند، اکنون باید گفت که تمام ملل جهان با تصویب این قانون بر تمرد عصیان دامن زده و آنها را بر ادامه طغیان تشویق می‌نمایند. مسئله توبه و اینکه ندامت و پشیمانی گنهکاران از کرده‌های خود، در شرایط خاصی مؤثر می‌افتد، یکی از معارف درخشان اسلام است، که قرآن در آیات متعددی، مردم را به آن دعوت کرده است، آنجا که همه جامعه با ایمان را که گاهی بر اثر طغیان غرائز، دچار گناه می‌شوند، با آیه زیر، به توبه دعوت می‌کند و می‌فرماید: «یا ایًّهُا الَّذینُ آمُنُوا تُوبْوا الَیُ اللَّه تَوبُه نَصُوحاً».[3] «ای گروه با ایمان بسوی خدا باز گردید و راه توبه‌ای که در آن، بازگشتی بسوی گنا ه نباشد پیش گیرید». آیا وجدان شما اجازه می‌دهد که نظر خردمندان جهان و قرآن مجید را که مسئله توبه را در لابلای قوانین کیفری و جزائی خود قرار داده‌اند، تخطئه کرده و تصور کنیم که چنین نویدهایی مایه جرأت گنهکاران می‌گردد؟! البته شفاعت به آن معنای غلط، که در ذهن گروهی از دور افتادگان از حقایق اسلامی نقش بسته و معتقدند که تحت پوشش شفاعت می‌توان هر نوع کار زشت و ناروا را انجام داد، مایه جرأت و بد بختی افراد گنهکار می‌باشد، ولی شفاعت به معنی صحیح و این که گروهی از گنهکاران که از نظر گناه و کیفر در شرایط خاصی قرار دارند به خاطر پیوندهای معنوی که با خدا و به خاطر ارتباط ایمانی که با اولیاء او دارند، مورد شفاعت شفیعان روز رستاخیز قرار می‌گیرند، هرگز موجب تشویق گناه و دعوت به تجری نمی‌شود. بلکه وسیله تربیت و مایه بازگشت افراد گنهکار، از نیمه راه بشمار می‌رود. هرگز نباید از نتایج درخشان و سودمند مسأله رجاء و امید، غفلت ورزید، زیرا هرگاه کسی تصور کند که هیچ روزنه امیدی به روی او باز نیست، هرگز از آن راهی که در پیش گرفته باز نمی‌گردد، اما اگر بداند که هنوز عواملی در کار است که در شرایط خاصی می‌توانند به داد او برسند، و او را نجات دهند، در این صورت برنامه تجری و گناه را متوقف ساخته و به فکر بازگشت بسوی خدا می‌افتد. یکی از آن عوامل که نور امید را در دل پدید می‌آورد اعتقاد به شفاعت اولیاء خدا است آن هم در شرایط خاصی یعنی در صورتی که رشته ارتباط خود را با خدا قطع نکند، و ارتباط معنوی خویش را با اولیاء او از میان نبرد، و در این موقع فرد گنهکار در همه زندگی به فکر حفظ پیوندهای خود با خدا و اولیاء گرامی می‌باشد، و از روز نخست می‌کوشد که پل‌های پشت سر خود را ویران نکند. یکی از روانکاوان درباره اهمیت امید و ضررهای سنگین بار نومیدی چنین می‌نویسد: بسیاری از مردم ناآگاه به محتوای انسانی و مهرآمیز مذهب توجه نمی‌کنند، تعصب را به جائی می‌رسانند که از مذهب تنها به جنبه‌های آمرانه آن، و وعده‌های مجازاتی که داده شده است توجه می‌کنند، اینان در واقع فراموش می‌کنند که خداوند اگر دوزخی دارد، بهشتی هم دارد، اینان عدالت خداوند و عفو و بخشایش الهی را عمداً یا ناآگاهانه، فراموش می‌سازند، و در حقیقت چهره‌های نادرست از پروردگار تصویر می‌کنند، چهره‌ای که گویا تنها کارش مجازات آدمیان بخاطر هر گناه و خطای کوچک است، چنین تصور نادرستی از خداوند بزرگ و فرامین مذهبی او، باعث می‌شود که آدمی هر لحظه خود را به دست خویش به دوزخی تبدیل سازد، و دچار عقده‌های آزار دهنده شود، از این جهت در آموزش فرزندمان باید نخست بکوشیم که جنبه بهشتی مذهب را در ذهن آنان تزریق کنیم، و آنان را بیهوده از مذهب و خداوند نترسانیم. حقیقت مطلب این است که همه بندگان خداوند به بهشت می‌روند مگر کسانی که مرتکب گناهان بزرگی بشوند و فرصت توبه و پشیمانی و جبران مافات را نیز گرامی نشمارند. اگر مجازات هست عفو و بخشش نیز هست، اگر به فرزندمان، به جوانان و نوجوانان چنین تلقین کنیم که با هر خطا و گناه کوچکی، در بهشت بروی آنان بسته می شود، در این صورت هیچ بعید نیست که فرزند ما بدین نتیجه نادرست برسد که در اثر خطائی که از او سرزده، دیگر به درد هیچ کاری نمی‌خورد و هر کاری هم بکند در داوری نهائی خداوند تأثیری نخواهد داشت، یک چنین فرد مأیوس هر گونه احساس مسؤلیتی را از دست می‌دهد و هیچ بعید نیست که از روی نومیدی به هر جنایتی دست بزند، کسانی که با دگرگون ساختن چهره واقعی مذهب، در توبه و پشیمانی و اصلاح خویشتن را به روی جوانان می‌بندند در حقیقت به بارگاه الهی توهین می‌کنند، چرا که در مذهب راستین درهای بهشت همیشه به روی توبه کاران باز است. پاسخی به گونه دیگر وعده شفاعت و تبلیغ آن در صورتی موجب جرأت بر معصیت می‌گردد که به صورت منّجز و بدون هیچ نوع ابهام و تردیدی نوید داده شود در صورتی که قرآن شفاعت را به صورت مشروط همراه با یک رشته ابهام‌هایی القاء نموده است. اینک بیان شروط و ابهام‌هایی که به شکل هاله‌ای دور شفاعت را فراگرفته است. الف) اگر وعده شفاعت به صورت منّجز و بدون قید و شرطی انجام گیرد، در این موقع جا دارد که چنین اندیشه‌ای به آن راه یابد اما اگر انجام آن نوید، مشروط به شرطی گردد که وجود دارد مبهم و مشکوک باشد در این صورت نوید به آن، چنین جرأتی را به دنبال نخواهد داشت. زیرا همانطور که در آیات شفاعت بیان گردید انجام شفاعت مشروط به اذن خدا است و شفاعت شونده باید مورد رضایت خدا باشد چنانکه می‌فرماید: «مُنً ذَا الَّذی یُشْفَعْ عِنْدُهْ اِلاّ بِإِذنهِ…».[4] «کیست که شفاعت کند جز به اذن او». و باز می‌فرماید: «وُ لا یُشْفَعْونُ اِلاّ لِمُنِ ارًتَضی».[5] « درباره افرادی شفاعت می‌کنند که مورد رضایت و پسند خدا باشد». چرا که به طور مسلم هیچ گنهکاری نمی‌تواند مطمئن باشد که خدا به عزیزان درگاه خود اجازه خواهد داد که در حق او شفاعت کنند تا در پرتو این اطمینان، وسیله جرأت و تمرد او فراهم گردد. خلاصه مشروط کردن شفاعت به اذن و رضایت خدا، به تحقق شفاعت درباره افراد، ابهام خاصی بخشیده است به طوری که هیچ فردی نمی‌تواند به اعتقاد شفاعت دست به گناه بزند. ب) شفاعت نه تنها از نظر شرط ( اذن و رضایت ) ابهام دارد، بلکه از جهات دیگری نیز مبهم است و همین ابهام سبب می‌گردد که انسانی به امید شفاعت نتواند خود را آلوده به گناه سازد و ابهام‌های دیگر شفاعت به قرار زیر است: ۱ـ ابهام از نظر مجرم و جرم هرگاه انگشت روی مجرم بگذارند بگویند: همه مردم و یا گروهی خاص و معین مشمول شفاعت الهی خواهند شد و یا انگشت روی جرم گذارده شود و بگویند: فلان گناه مطلقاً و درباره تمام افراد عقوبتی نخواهد داشت، در این صورت چنین نویدی مایه جرأت و وسیله تمرد افراد خواهد بود، و اوامر و نواهی الهی را بی اثر خواهد ساخت، ولی اگر این دو قسمت مبهم گذارده شود، و روشن نگردد که شفاعت درباره چه اشخاصی و یا درباره چه گناهانی موثر واقع خواهد شد دیگر کسی جرأت بر انجام گناه و ارتکاب معصیت پیدا نخواهد کرد. ۲ـ ابهام از نظر وقت و انجام عقوبت اگر فرض شود که مجرم و یا نوع جرم تعیین شود. اما نسبت به وقت پذیرفته شدن شفاعت و یا انواع عذاب و عقوبت‌ها، ابهامی باقی بماند دیگر چنین وعده‌ای مایه جرأت و تمرد نمی‌گردد. اتفاقاً نه تنها مجرم و جرم، در قرآن به طور مبهم بیان شده است و توضیحاتی در این باره داده نشده است بلکه انواع کیفر، و این که چه نوع کیفری مشمول شفاعت خواهد شد نیز به طور مجمل وارد گردیده است و نیز وقت شفاعت و این که آغاز پذیرفته شدن شفاعت چه لحظه‌ای است، به طور مبهم آمده است. روز محشر، روز بس دراز و یک روز آن معادل هزار سال دنیا و یا پنجاه هزار سال آن است.[۶] و برای انسان در چنین روزی مواقف مختلفی است که هول و هراس برخی کمتر از درهای عذاب نیست، هیچ گنهکاری نمی‌داند که اگر مشمول شفاعت گردید از چه لحظه‌ای مشمول چنین فیضی خواهد بود، آیا از نخستین لحظات حشر، مورد شفاعت قرار خواهد گرفت یا پس از گذشتن پاسی از آن، و یا پس از چشیدن قسمتی از دردها و عذاب های الهی. این ابهام‌های چهارگانه، شفاعت را به صورت یک روزنه رجاء و امید در آورده و اندیشه تمرد و عصیان را به اعتماد شفاعت شافعان از اذهان بیرون رانده است.
کتاب منشور جاوید جلد ۸ صفحه ۸۸ ————————– [۱] . سوره نساء آیه‌ی ۴۸ و ۱۱۶. [۲] . اِن تَجًتَنِبْوا کَبائِرُ ما تُنهونُ عُنهْ نُکَفِر عُنْکُمً سُیئاتِکُمً… (نساء/۳۱). [۳] . سوره تحریم، آیه ۸. [۴] . سوره بقره، آیه ۲۵۵. [۵] . سوره انبیاء، آیه ۲۸. [۶] . «وُ اِنُّ یُومُا عِنْدُ رُبُّکُ کَألْفِ سُنَه مِما تَعْدْونُ». (حج/۴۷). یک روز نزد پروردگار تو، معادل با هزار سال شما است.
« فِی یَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ خمسین أَلْفَ سَنَهٍ ».(معارج/۴)
در روزی که  مقدارش پنجاه هزار سال است.

برچسب ها: شفاعت
نوشته قبلی

آثار اخلاقی و تربیتی شفاعت

نوشته‌ی بعدی

آثار انس و محبت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ

مرتبط نوشته ها

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا
امام مهدی (ع)

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا

الو سلام حاج آقا / ۲۹
امام علی (ع)

ولایت و فضایل امام علی (ع) از نگاه فخررازی در تفسیر کبیر

حقیقت و فلسفه امامت
شخصیت های شیعه

محمد بن مسلم ثقفی

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول
تاریخ شیعه

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول

جعفر بن ابی‌طالب
شخصیت های شیعه

جعفر بن ابی‌طالب

شاهکار بزرگ شیعه
علوم شیعه

شاهکار بزرگ شیعه

نوشته‌ی بعدی

آثار انس و محبت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا

الو سلام حاج آقا / ۲۹

ولایت و فضایل امام علی (ع) از نگاه فخررازی در تفسیر کبیر

حقیقت و فلسفه امامت

محمد بن مسلم ثقفی

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا