10 ژوئن 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

طنز در قرآن کریم

0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 
۱ . مقدمه
عده‏اى بر این باورند که طنز در قرآن فراوان به کار رفته است; زیرا طنز نوعى استعاره و کنایه است و در قرآن استعاره و کنایه بسیار است . در سرتاسر قرآن استعاره و کنایه و تشبیه و تمثیل به چشم مى‏خورد . استعاره‏هاى قرآن از ظرافت و لطافت ویژه‏اى برخوردار است و این مهم یکى از موجبات اعجاز قرآن تلقى شده‏است . در مقابل، عده‏اى دیگر طنز در قرآن را انکار مى‏کنند و تمثیلات و استعارات قرآن را مقوله‏اى متفاوت از طنز مى‏دانند; اما نگارنده دیدگاه نخست را ترجیح مى‏دهد .
۲ . مفهوم طنز
مفهومى از طنز که در این نوشتار اراده‏شده‏است، هر بیان و رفتارى است که به ظاهر غیر جدى و به صورتى لطیف و همراه با مزاح، ولى در واقع بیانگر واقعیتى جدى است . هدف از این طنز توجه دادن به معایب و مفاسد و مبارزه با رذایل و رشد فضائل است .
۳ . پیشینه طنز در نگارش‏هاى علوم قرآنى
بسیارى از مفسران قرآن و نگارندگان علوم قرآنى به وجود زیباشناختى قرآن و جلوه‏هاى هنرى آن بویژه طنز تمثیلى اشاره کرده‏اند . در این مجال نگارنده درصدد معرفى همه کتابهایى که در این زمینه تدوین یافته نیست . فقط به چند نمونه اشاره مى‏کنیم: ۱ . در قرن هفتم کمال الدین عبدالواحد بن‏عبد الکریم زملکانى (ت‏651) چندین اثر در وجوه زیباشناختى قرآن، به نگارش درآورد و گامهاى بلندى در مباحث علوم قرآنى برداشت و به تفسیر آیات مشتمل بر طنز پرداخت . وى در یکى از آثار خویش با عنوان «التبیان فى علم البیان، المطلع على اعجاز القرآن‏» به پیرایش کتاب «دلایل الاعجاز» جرجانى پرداخت و به دقایق معانى آیات و ظرافتهاى ویژه هنرى و ادبى و بلاغى آن از جمله طنز تمثیلى اشاره کرد (۱) . ۲ . کتاب دیگر وى درباره قرآن و بلاغت و فصاحت و شیوه‏هاى ظریف بیانى و هنرى تحت عنوان «البرهان الکاشف عن اعجاز القرآن‏» است (۲) . زملکانى در این کتاب با اشاره به حقیقت «بیان‏» ، آراء عالمان را درباره اعجاز و دریچه‏هاى آن برمى‏شمرد و آنگاه به ابعاد مانندناپذیرى بیانى قرآن مى‏پردازد و به ظرافتها و اشارتها و حکایتهاى آیات مشتمل بر طنز اشاره مى‏کند (۳) . عالمان پس از زملکانى ضمن استفاده از آثار وى، چیره دستى و فطانت و ذکاوت وى را در دانش معانى بیان و تیزفهمى و سرعت انتقال و گستردگى در آگاهى‏هاى گونه گون و احاطه بر جلوه‏هاى هنرى قرآن ستوده‏اند (۴) . ۳ . عبدالعظیم عبد الواحد، زکى الدین، معروف به ابن‏ابى الاصبع (ت‏654) از بلندآوازگان شعر و ادب و ابعاد قرآنى است . وى گام شریفى در شناخت و شناساندن وجوه زیباشناختى و ابعاد بلاغى و ظرافتهاى ویژه قرآن از جمله ظنز تمثیلى برداشت . وى ابتدا کتاب «تحریر التحبیر فى صناعه الشعر و النثر و بیان اعجاز القرآن‏» را نگاشت و در آن انواع فنون بدیعى و صنایع لفظى و معنوى بویژه جلوه‏هاى هنرى طنز تمثیلى را گزارش داد; آنگاه «تحریر التحبیر» را گزینش کرد و آنچه ویژه قرآن بود، از آن برگرفت و «بدیع القرآن‏» را پرداخت . ۴ . ابن‏ابى الاصبع «بدیع القرآن‏» را در یکصد و نه باب تنظیم نموده و در هر باب به یکى از انواع علم بدیع پرداخته و نمونه‏هاى قرآنى طنز را گزارش کرده‏است (۵) . ۵ . ابن‏ابى الاصبع کتاب دیگرى تحت عنوان «کتاب الامثال‏» دارد که بطور مبسوط به تبیین طنزهاى تمثیلى قرآن پرداخته‏است (۶) .
۲ . اقسام طنز
طنز را از جهتى مى‏توان به دو قسم تقسیم نمود: تفسیرى و تمثیلى ۲ . ۱ . طنز تفسیرى طنزى که در آن وقایع و حوادث به طور مستقیم و صریح و البته با بیان زیبا و شیرین و جذاب آورده شده است، طنز تفسیرى خوانده مى‏شود . در اینگونه از طنز طنزپرداز سعى مى‏کند حقایق تلخ و ناراحت کننده‏اى را به صورت دلنشین بیان کند تا مخاطب به آن حقایق بیشتر توجه پیدا کند . این نوع طنز در قرآن وجود دارد . خداوند در توصیف برخى از مردم در عدم پذیرش تذکر و نصیحت مى‏فرماید: و اذا قیل له اتق الله اخذته العزه بالاثم فحسبه جهنم و لبئس المهاد (۷) ; و چون به او گفته مى‏شود که از خدا بترس غرور و خودپسندى او را به گناه برانگیزد; پس جهنم او را کفایت کند و بسیار آرامگاه بدى است . در باره افساد برخى از مردم به ویژه سلاطین و ملوک در روى زمین مى‏فرماید: و من الناس من یعجبک قوله فى الحیاه الدنیا و یشهد الله على ما فى قلبه و هو الد الخصام و اذا تولى سعى فى الارض لیفسد فیها و یهلک الحرث و النسل و الله لایحب الفساد (۸) و از میان مردم کسى است که در زندگى دنیا سخنش تو را به شگفت آورد; حال آنکه خدا بر آنچه در دل دارد، گواه گیرد و او سخت‏ترین دشمن است . چون برگردد، کوشش مى‏کند که در زمین تبهکارى کند و کشت و نسل را نابود سازد، و خدا تبهکارى را دوست ندارد . در برخى از تفاسیر آمده‏است که آیه مذکور به افراد منافق مربوط است و یکى از معانى «تولى‏» نیز والى و حکمران گشتن است; بنابراین طبق این تفسیر معناى آیه چنین خواهد بود: اگر منافقان متولى امور جامعه شوند، انواع فساد را به پا کنند و حرث و نسل را نابود مى‏سازند; در عین حال خیلى جذاب و دلفریب به نظر مى‏رسند . رشید رضا در تفسیر المنار مى‏گوید: مراد از تولى در اینجا ولایت کسى است که حکمش نافذ و عملش مستبدانه و خراب‏کننده آبادانى سرزمین‏ها و نابود سازنده بندگان است . . . . حوادث روزگار و سیره ستمکاران این آیه را شرح مى‏دهد که چگونه در سرزمینى که ظلم دامن‏گیر مى‏شود، زراعت نابود مى‏شود و دام کاهش مى‏یابد و تولید از میان مى‏رود و نسل انسان‏ها را مى‏برد . این همان فساد و هلاک ظاهرى است . فساد باطنى نیز در چنین سرزمینى رخ مى‏نماید . در آن سرزمین جهل و نادانى شایع و اخلاق‏ها فاسد و اعمال مردم تباه مى‏شود (۹) . ۲ . ۲ . طنز تمثیلى طنزى که در آن حقیقت و واقعیتى جدى به یک واقعه لطیف و دلنشین تشبیه و تمثیل مى‏گردد، طنز تمثیلى نامیده مى‏شود . در طنز تمثیلى، طنزپرداز با استفاده از قیاس و تشبیه و تمثیل مناسب سعى مى‏کند، مقصود خود را ضمن ایجاد انبساط و شادى به مخاطب منتقل کند . شاید بتوان برخى از آیاتى را که در بردارنده کلمه «کمثل‏» است، حاوى این نوع از ظنز به شمار آورد; مانند: مثل الذین حملوا التوراه ثم لم‏یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا بئس مثل القوم الذین کذبوا بآیات الله و الله لایهدى القوم الظالمین (۱۰) ; مثل کسانى که [عمل به] تورات بر آنان بار شد [و بدان مکلف شدند]، آنگاه آن را به کار نبستند، همچون مثل خرى است که کتاب‏هایى را بر پشت مى‏کشند [. وه] چه زشت است وصف آن قومى که آیات خدارا به دروغ گرفتند . و خدا ستمکاران را راه نمى‏نماید . خداوند متعال در این آیه در قالب «طنزى تمثیلى‏» ، یهودیانى را که به کتاب آسمانى خود، «تورات‏» مى‏نازند، اما در عمل به خلاف آن عمل مى‏کنند، مورد مذمت و نکوهش قرارداده و به خرانى تشبیه مى‏نماید که کتابهایى را بر دوش خود بار کرده‏اند; اما هیچ بهره‏اى از آن نمى‏برند .
۳ . ویژگى طنز قرآنى
خطابات قرآنى از قبیل «ایاک اعنى و اسمعى یا جاره‏» است; یعنى مى‏خواهد حقایقى را که به مخاطب مى‏گوید، به گونه‏اى باشد که پرده‏هاى شرم دریده نشود; از این رو از اقوام گذشته سخن مى‏گوید . آیات فراوان قرآن در نقل تاریخ امت‏ها و ملل پیشین در حقیقت، خطاب به مردم امروز و آینده‏است; براى نمونه: آیه «مثل الذین حملوا التوریه ثم لم‏یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا» (11) که پیش از این ذکر شد، در ظاهر در شرح زندگانى یهودیان بى‏عمل مى‏باشد; اما در واقع در قالب «ایاک اعنى و اسمعى یا جاره‏» بیان شده و یادآور این نکته است که اگر مسلمانهاى معتقد به قرآن هم از معارف و فرهنگ قرآن استفاده نکنند و در عمل پیاده ننمایند، مانند خرى هستند که کتابهایى را حمل مى‏کنند . طنزهاى قرآنى همه در بیان حقیقت و به منظور پند دهى انسان است . در هیچ کدام از آنها خلاف واقع، دروغ و کذب وجود ندارد; زیرا آنها به واقع مجازهایى توام با قراین و شواهد حالى و مقالى هستند . اساسا بخشى از فصاحت و بلاغت قرآن به جهت همین مجازها و کنایه‏ها و طنزهاست .
۴ . نمونه‏هاى قرآنى طنز
چنانکه آمد، طنز یک نوع استعاره است و در قرآن به صورت تمثیلات و تشبیهات و تنظیرات دیده مى‏شود که اینک نمونه‏هایى از آنها ذکر مى‏شود: ۴ . ۱ . تشبیه صداى بلند به عرعر خر و اغضض من صوتک ان انکر الاصوات لصوت الحمیر (۱۲) ; آرام سخن‏گو (نه با فریاد بلند) که زشت‏ترین صداها، صداى خر است . در این آیه واقعیتى تلخ در قالب تشبیه و تنظیر بیان شده است . ۴ . ۲ . تشبیه رفتار بلعم باعورا به پارس سگ فمثله کمثل الکلب ان تحمل علیه یلهث او تترکه یلهث (۱۳) ; داستانش چون داستان سگ است [که] اگر بر آن حمله‏ور شوى، زبان از کام برآورد، و اگر آن را رها کنى، [باز هم] زبان از کام برآورد . خداوند در این آیه بلعم باعورا را به سگى تشبیه مى‏کند . ۴ . ۳ . تشبیه رباخوار به شیطان الذین یاکلون الربا لایقومون الا کما یقوم الذى یتخبطه الشیطان من المس (۱۴) ; کسانى که ربا مى‏خورند، [از گور] بر نمى‏خیزند، مگر مانند برخاستن کسى که شیطان بر اثر تماس، آشفته‏سرش کرده‏است . ربا خوار در رفتار اجتماعى خود مثل افراد دیوانه عمل مى‏کند; زیرا رباخوار نظم اقتصادى را بر هم مى‏زند و موجب اضطراب و سرگیجى جامعه مى‏گردد; لذا مانند انسانى که سرگیجه گرفته از قبر بیرون مى‏آید; به جهت آنکه تعادل اقتصادى جامعه را بر هم زده، در رستاخیز تعادلش از دست مى‏رود . این آیه حالت روانى یک رباخوار را در قالبى شیرین به تصویر مى‏کشد و عاقبت تلخ رباخواران را در مثالى زیبا بیان مى‏کند (۱۵) . ۴ . ۴ . نسبت‏ شکستن بت‏ها به بت‏ بزرگ بل فعله کبیرهم هذا فاسئلوهم ان کانوا ینطقون (۱۶) ; بلکه آن را بزرگترشان کرده‏است . اگر سخن مى‏گویند، از آنها بپرسید! این آیه به داستان حضرت ابراهیم با قوم لجوح و عنود خود مربوط است . آن قوم هنگام عید آن حضرت را به مراسم دعوت کردند; اما او اجابت نکرد و براى مراسم نرفت . وقتى برگشتند، دیدند، تمام بتها شکسته شده و تبرى بر روى بت‏بزرگى نهاده شده‏است . نزد حضرت ابراهیم آمدند و او را به شکستن آنها متهم نمودند . حضرت فرمود: من این کار را نکردم; بلکه بزرگ آنها چنین کرده‏است . شما از این بت‏ها سؤال کنید، اگر سخن مى‏گویند . شاید بتوان مطابق برخى از تفاسیر این مورد را «طنز» به شمار آورد . عبارت «بل فعله کبیرهم هذا» طبق تفسیرى که در آن، «هذا» فاعل فعل شمرده مى‏شود، طنز است; زیرا کاملا خنده‏آور است که مثلا بت‏هاى کوچک تخلف کرده‏باشند و بت‏بزرگ آنها را تنبیه کرده‏باشد (۱۷) . ۴ . ۵ . تشبیه درآمدن کفار به بهشت‏ به ورود شتر به سوراخ سوزن و لایدخلون الجنه حتى یلج الجمل فى سم الخیاط (۱۸) ; [کسانى که آیات الهى را تکذیب کرده‏اند]، به بهشت در نمى‏آیند، مگر آنکه شتر در سوراخ سوزن در آید . این معنا یک کنایه است و در واقع در این آیه حقیقتى تلخ در قالبى شیرین ارائه شده‏است و طنز معجونى است از نیش و نوش . نیش طنز همان حقیقت تلخ است که در آیه عبارت از «عدم ورود کفار و مشرکان به بهشت‏» است و نوش آن همان قالب شیرین است که در این آیه عبارت از «حتى یلج الجمل فى سم الخیاط‏» است (۱۹) . ۴ . ۶ . تعبیر ریشخندآمیز درباره سران کفار ذق انک انت العزیز الکریم (۲۰) ; بچش که تو همان ارجمند بزرگوارى! این آیه درباره برخى از سران کفر و شرک مکه است که در رستاخیز گرفتار جهنم مى‏شوند . خداوند مى‏فرماید: عذاب دوزخ را بچش که تو همان عزیز و گرامى هستى . در این آیه در اوج فصاحت و بلاغت مضمونى ارجمند به صورت طنز بیان شده‏است; زیرا شخص مورد اشاره در آیه خیلى مغرور و خودخواه بوده و در میان مشرکان شخصیت‏بزرگى داشته‏است . قرآن مى‏فرماید: وقتى که در آتش جهنم با ذلت افکنده مى‏شود، به او مى‏گویند: آقاى عزیز! نتیجه کارهایت را بچش! چنین تعبیرى یک نوع طنز است (۲۱) . ۴ . ۷ . تشبیه منافقان به تاریک‏زیان یا گرفتاران صاعقه قرآن همیشه حقایق والا و بسیار ارزنده‏اى را در قالب مثالهاى حسى آورده‏است . آیه‏هاى ۱۷ و ۱۸ و ۱۹ و ۲۰ سوره بقره منافقان را اینگونه تشبیه کرده‏است: مثلهم کمثل الذى استوقد نارا فلما اضاءت ما حوله ذهب الله بنورهم و ترکهم فى ظلمات لایبصرون صم بکم عمى فهم لایرجعون او کصیب من السماء فیه ظلمات و رعد و برق یجعلون اصابعهم فى آذانهم من الصواعق حذر الموت و الله محیط بالکافرین . منافقان مانند کسانى هستند که آتشى افروخته (تا در بیابان تاریک راه خود را پیدا کنند)، ولى هنگامى که آتش اطراف آنان را روشن مى‏سازد، خداوند (طوفانى مى‏فرستد و) آن را خاموش مى‏کند و در ظلمت و تاریکى وحشتناکى که چشم انسان را از کار مى‏اندازد، آنها را رها مى‏سازد . آنها کر، گنگ و کورند; بنابراین از راه خطا بازنمى‏گردند، یا همچون بارانى که در شب تاریک توام با رعد و برق و صاعقه (بر سر رهگذرانى) ببارد و آنها از ترس مرگ انگشت در گوش خود مى‏گذارند تا صداى صاعقه را نشنوند و خداوند به کافران احاطه دارد (و همه در قبضه قدرت او هستند). در این بیان طنزگونه قرآن حقیقتى تلخ یعنى نفاق و دورویى را که بسیارى از افراد جامعه گرفتار آن هستند، به صورت جذاب و شیرین و دلنشین تشبیه کرده‏است . پایان و عاقبت کار منافقان را چون افرادى کر، گنگ و نابینا معرفى مى‏کند که به راحتى قادر نیستند از راه نادرست‏خویش بازگردند (۲۲) . در مثال دیگر وضعیت منافقان اینگونه توصیف شده است: او کصیب من السماء فیه ظلمت و رعد و برق یجعلون اصبعهم فى ءاذنهم من الصواعق حذر الموت و الله محیط بالکافرین یکاد البرق یخطف ابصرهم کلما اضاء لهم مشوا فیه و اذا اظلم علیهم قاموا و لو شاء الله لذهب بسمعهم و ابصرهم ان الله على کل شى‏ء قدیر . یا چون [کسانى که در معرض] رگبارى از آسمان – که در آن تاریکیها و رعد و برقى است – [قرار گرفته‏اند] ; از [نهیب] آذرخش [و] بیم مرگ، سر انگشتان خود را در گوشهایشان نهند، ولى خدا بر کافران احاطه دارد . نزدیک است که برق، چشمانشان را برباید; هرگاه که بر آنان روشنى بخشد، در آن گام زنند و چون راهشان را تاریک کند، [برجاى خود] بایستند و اگر خدا مى‏خواست‏شنوایى و بینایى شان را برمى‏گرفت، که خدا بر همه چیز تواناست . (۲۳) در این مثال طنزآمیز، قرآن، صحنه زندگى منافقان و چهره‏هاى نفاق را چنین پریشان معرفى مى‏کند .
۵ . نتیجه
از آنچه گذشت روشن شد که کنایه و طنز و مجاز و استعاره‏هاى قرآنى همه در مسیر حقیقت و نیل انسان به واقعیت است . در هیچ‏کدام از این امور خلاف واقع و دروغ و کذب وجود ندارد; زیرا مجازى است، توام با شواهد و قرائن حالى و مقامى . بنابراین مى‏توان با مراجعه به آیاتى مشتمل بر مثل، کمثل، کما و ک، طنزهاى قرآنى را استخراج نمود و با مراجعه به کتب «امثال القرآن‏» که به نمونه‏هایى از آن اشاره شد، به انواع طنزهاى قرآنى دست‏یافت . بارى، طنزهاى مفید و سازنده و هدفمند هم انسان را متبسم و خندان مى‏سازد و هم باعث تفکر و تدبر و حزن و اندوه مى‏گردد . خنده از لطفت‏ حکایت مى‏ کند گریه از قهرت شکایت مى ‏کند این دو پیغام مخالف در جهان از یکى دلبر روایت مى ‏کند و انسان امیدوار و عاشق در سیر و سلوک خویش سعى مى‏کند، از تمام عالم هستى اعم از علم تکوین و تدوین که گاهى طنزگونه با آدمى سخن مى‏گوید، استفاده کند و در جهت کمال نهایى خویش بهره برد: عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد اى عجب من عاشق این هر دو ضد
پی نوشت :

۱) التبیان فى علم البیان، به تحقیق وتعلیق دکتر احمد مطلوب و دکتر خدیجه حدیثى به سال ۱۳۸۳ نشر یافته‏است . ر . ک . «التبیان . . .» ، بغداد، مطبعه العانى، ۱۳۸۳ . ۲) براى آشنایى با «سیر نگارشهاى علوم قرآنى‏» ر . ک . مهدوى راد; مقاله‏اى به همان نام، مجله بینات، ش‏8 . 3) زملکانى اثر دیگرى دارد با عنوان «المجید فى اعجاز القرآن المجید» که به تحقیق شعبان صلاح و به سال ۱۴۱۰ نشر یافته‏است . اثر دیگر وى «نهایه التامیل فى اسرار التنزیل‏» است . ۴) درباره احوال و آثار زملکانى ر . ک . طبقات الشافعیه الکبرى، ج‏8، ص‏316; شذرات الذهب، ج‏7، ص‏438; بغیه الوعاه، ج‏1، ص‏119; طبقات الشافعیه، ج‏2، ص‏12; تاریخ الادب العربى، عمر فروح، ج‏3، ص‏570 . 5) تحریر التحبیر را دکتر حفنى محمد شرف تحقیق کرده و به سال ۱۳۸۳ نشر یافته‏است و بدیع القرآن را نیز دکتر حفنى تحقیق کرده‏است . ر . ک . بدیع القرآن . . . تقدیم و تحقیق حفنى محمد شرف، نهضه مصر للطباعه و النشر، ۱۹۵۷ . ۶) ر . ک . تحریر التحبیر، ص‏80 . 7) بقره/۲۰۶ . ۸) بقره/۲۰۳- ۲۰۴ . ۹) المنار، ج‏2، ص‏248 . 10) جمعه/۱۵ . ۱۱) جمعه/۵ . ۱۲) لقمان/۱۹ . ۱۳) اعراف/۱۷۵ . ۱۴) بقره/۲۷۵ . ۱۵) ر . ک . المیزان، ذیل آیه ۲۷۵ سوره بقره . ۱۶) انبیا/۶۳ . ۱۷) ر . ک . المیزان و نمونه و مجمع البیان، ذیل آیه ۶۳ سوره انبیا . ۱۸) اعرف/۴۰ . ۱۹) ر . ک . مجمع البیان و المیزان و الصافى، ذیل آیه ۴۰ اعراف . ۲۰) دخان/۴۹ . ۲۱) ر . ک . المیزان، ذیل آیه ۴۹ سوره دخان و تفسیر نمونه، ذیل همان آیه . ۲۲) ر . ک . المیزان و تفسیر نمونه ذیل آیه ۱۷- ۱۸- ۱۹- ۲۰ سوره بقره . ۲۳) همان .
منبع: صحیفه مبین ، شماره ۲۳

نوشته قبلی

فاطمه(سلام الله علیها) همتای قرآن کریم

نوشته‌ی بعدی

عصمت و عدم تحریف قرآن

مرتبط نوشته ها

فلسفه و علل مهدویت در اسلام
انقلاب مهدوی

فلسفه و علل مهدویت در اسلام

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

عصمت و عدم تحریف قرآن

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

امام حسن عسكرى (ع) و تصوّف

امام حسن عسكرى (ع) و تصوّف

بصیرت و مواطن آن در نهج البلاغه

بصیرت و مواطن آن در نهج البلاغه

الو سلام حاج آقا / ۵۰

الو سلام حاج آقا / ۵۰

سید شریف رضی و نهج البلاغه

سید شریف رضی و نهج البلاغه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا