«به عقیده من مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهیه را میان خدا و خلق، برای همیشه، نگهداشته و بطور استمرار و پیوستگی ولایت را زنده و پابرجا میدارد… تنها مذهب تشیع است که نبوت را با حضرت محمد| ختم شده میداند، ولی ولایت را که همان رابطه هدایت و تکمیل میباشد، بعد از آن حضرت و برای همیشه زنده میدارند. رابطهای که از اتصال عالم انسانی به عالم الوهی کشف نماید، به واسطه دعوتهایی دینی قبل از موسی و دعوت دینی موسی و عیسی و محمد| و بعد از حضرت محمد، بواسطه ولایت جانشینان وی (به عقیده شیعه) زنده بوده و هست و خواهد بود، او حقیقتی است زنده که هرگز نظر علمی نمیتواند او را از خرافات شمرده از لیست حقایق حذف نماید… آری تنها مذهب تشیع است که به زندگی این حقیقت، لباس دوام و استمرار پوشانیده و معتقد است که این حقیقت میان عالم انسانی و الوهی، برای همیشه باقی و پابرجاست». یعنی با اعتقاد به امام حی غایب»کربن، اعتقاد به مهدویت را در تفکر شیعه، عامل حیات و پویایی جوامع شیعی میدانست. وی در آثار خویش، خود را شیعه معنوی میدانست و در بحث از تشیع بزرگان عرفان همچون اسفراینی، علاء الدوله سمنانی و غیره، با تعقیب و اعتقاد راسخ آنان را شیعه میدانست. درباره تشیع خود کربن، از علامه طباطبایی چنین نقل شده است. در تهران جلسه داشتم با مهمان بزرگواری به نام «هانری کربن» که فرانسوی، مسلمان و امامیه بود. از زبان مترجمش اظهار داشت که مسلمانم و شیعه اثنی عشری هستم و به سر امامیه اعتقاد دارم پرسیدم؛ آیا تبار و دودمان آقا در پاریس از طایفه امامیهاند؟ در جوابم گفت: خیر من با مطالعه کتب ادیان و مذاهب و ملل و نحل و تحقیقات شخصی خودم به دین اسلام رسیدم و مسلمان شدم و از اسلام به امامیه و مذهب جعفری که حتی به سر امامیه هم معترف و معتقدم.
پرسیدم: مرادش از سر امامیه چیست؟ در پاسخم گفت: وجود امام زمان مهدی موعود(عج) به عقیده کربن، مفهوم ولایت در این دوران طولانی انتظار، همان هدایت ارشادی امام است که «اسرار» اصول عقاید را میآموزد. این مفهوم از سویی، شامل مفهوم معرفت است و از سوی دیگر، واجد معنای محبت؛ یعنی معرفتی که فی نفسه متمرکز و نیرومند است. کربن در بخشی از کتاب تاریخ فلسفه اسلامی ضمن نقل روایتی مشهور از پیامبر اکرم| که میگوید: اگر تنها یک روز به پایان جهان باقی مانده باشد، خداوند آن روز را همچنان طولانی خواهد کرد تا مردی از ذریه من که نامش نام من و کنیهاش کنیه من خواهد بود ظهور کند او زمین را از هماهنگی و عدل پر خواهد ساخت چنان که تا آن هنگام از خشونت و جور پر شده است.
سپس به تفسیر این روایت پرداخته و مینویسد: روزی که چنین طولانی خواهد شد، زمان غیبت است و این حدیث صریح، طنین خود را در همه قرون و در تمام مراتب شعور و ضمیر شیعه منعکس ساخته است.
کربن پس از اذعان به این نکته که امامان همه نور و حقیقت واحدی هستند که در دوازده شخص متمثل شدهاند مینویسد: وقتی نسبت لاهوت و ناسوت را در شخص امامان در نظر بگیریم، میبینیم مسأله به هیچ روی شبیه به اتحاد اُقنونی در طبیعت نیست. امامان، ظهورات و تجلیات الهی هستند، قاموس فنی زبانف، کلمات (ظهور و مظهر) را پیوسته به مقابله با عمل آیینه باز میگرداند، پس بدین گونه امامان هم چون ظهور الهی، بیهیچ کم و بیش «اسماء الله» میباشند و به این عنوان از دو مهلکه تشبیه و تعطیل مصونند.
پی نوشت:
1- امین میرزایی، موعود، شماره چهاردهم.
2- هانری، کربن، تاریخ فلسفه اسلامی، ترجمه اسدالله مبشری
















هیچ نظری وجود ندارد