آیتالله کاشانی پس از بازگشت از تبعید تا هنگام کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در اغلب پیامها و سخنرانیهای خود حمایت کامل خویش را از مردم مسلمان فلسطین و مبارزات ضد استعماری مسلمانان جهان اسلام علیه استعمارگران فرانسوی و انگلیسی بیان میکرد و صهیونیسم را خطر بزرگی برای همه مسلمانان و به ویژه مسلمانان خاورمیانه میدانست. ۵۱ در سال ۱۳۳۰ و پس از ملی شدن صنعت نفت و نخستوزیری دکتر مصدق که ایران به پیروزی سیاسی بزرگ دست یافت آیتالله کاشانی طی پیام مهمی به ملل مسلمان جهان، ملتها و دولتهای اسلامی را به اتحاد با یکدیگر علیه استعمارگران بینالمللی دعوت نمود و پیشنهاد کرد تا «اتحادیه اسلامی» مرکب از کشورهای اسلامی هر چه زودتر تشکیل شود. وی در ضرورت تشکیل این اتحادیه خطاب به مسلمانان جهان نوشت: «برادران! ایجاد دولت پوشالی اسرائیل یکی از هزاران تبهکاریهایی بود که اجنبیبه منظور نابود ساختن مسلمانان مرتکب شد.» 52 پیشنهاد تشکیل کنفرانس اسلامی در تهران و ایجاد اتحادیه اسلامی یا جبهه متحد اسلامی با استقبال بینظیر کشورهای اسلامی روبرو شد. روزنامه اطلاعات در آن زمان نوشت: «به قرار اطلاع تاکنون اغلب ممالک اسلامی به دعوت آیتالله کاشانی مبنی بر اعزام نماینده به کنفرانس تهران پاسخ مثبت دادهاند. در این میان، اسامی کشورهای مصر و پاکستان و فلسطین و عراق دیده میشود و به ترتیب نحاس پاشا، نخستوزیر سابق مصر، خلیقالزمان، رئیس جمعیت مسلم لیگ پاکستان، مفتی اعظم فلسطین و رشید عالی به نمایندگی از طرف مسلمانان کشورهای مزبور به تهران خواهند آمد.» اهمیت برگزاری این کنفرانس درباره مسأله فلسطین، به خصوص در آن ایام بسیار قابل توجه و چشمگیر بود. به همین دلیل مفتی اعظم فلسطین برای تشکیل این کنگره کمک زیادی نمود؛ از جمله فهرست کاملی از شخصیتهایی که باید از کشورهای مختلف دعوت شوند، برای آیت الله کاشانی فرستاد. مجله نیوزویک چاپ آمریکا با اشاره به استقبال سران و شخصیتهای اسلامی از پیشنهاد آیتالله کاشانی با درج مقاله مفصلی درباره هدف نهایی از تشکیل این کنگره و کنفرانس نوشت: «آیتالله کاشانی که اکنون بزرگترین قدرت سیاسی و مذهبی در ایران است با تشکیل این کنگره میخواهدنفوذ و قدرت خود را در کلیه ممالک اسلامی بسط دهد و به جای اتحادیه عرب، یک اتحادیه بزرگ بینالمللی اسلامی به وجود آورد…» 53 متأسفانه به دلیل دسیسه چینی استعمار و عوامل داخلی آن، آیتالله کاشانی موفق نشد که این کنفرانس را ـکه بسیاری از دول و ملل اسلامی بدان امید بسته بودند ـ در تهران برگزار کند و لذا کنفرانس، سال بعد در کراچی پاکستان برگزار شد. آیتالله کاشانی در پیامی که برای آن کنفرانس فرستاد با اشاره به عدم توفیق خود در تشکیل کنفرانس اسلامی در تهران به واسطه «گرفتاریهای داخلی» از اینکه برادران پاکستانی درصدد تعقیب آرزو و مقصود قدیمی او هستند اظهار خوشوقتی نمود و دو نفر نماینده به کنفرانس اعزام کرد. ۵۴ در اسفند ماه ۱۳۳۲، نایب رئیس «جمعیت دوستداران خاورمیانه» در نامهای که به آیتالله شیخ محمد حسین کاشفالغطاء فرستاد از او دعوت کرد تا در کنگرهای که در اردیبهشت ماه ۱۳۳۳ در شهر بحمدون لبنان برگزار میشود شرکت نماید. موضوع این کنگره «ارزش اخلاقی اسلام و مسیحیت و ناتوان ساختن مکاتب مادی» بود. کاشف الغطاء در این کنگره شرکت نکرد ولی پیامی برای آن ارسال کرد که پاسخ دندان شکنی به گردانندگان اصلی کنگره (دولت آمریکا) بود. او به خوبی میدانست که هدف از تشکیل این کنگره، آن بود تا چنین وانمود شودکه دول مسیحی و مسلمان علیه کمونیسم و الحاد همصدا و همرأی هستند. در بخشی از این پیام آمده بود: «خطر کمونیسم زمانی برطرف میشود که ملتها از آزادیها و عدالت اجتماعی برخوردار شوند و ریشههای ستم، دشمنی، حرص و آز و تجاوز به حقوق دیگران خشکانده شود. ای دولت آمریکا، ای دولت انگلیسآیا شما چنینی هستید؟ آیا شما برای معنویات ارزش قائلید؟ آیا جنایتهایی که شما در فلسطین کردید، شما را رو سیاه نکرده؟ آیا شما با این ستمهای خود، خوار و زبون نشدید؟ دنیای شرق تاکنون گرفتار دو کابوس استعمار [انگلستان و فرانسه] بود و اینک صهیونیسم نیز به میدان آمده تا به روستاهای فلسطین حمله کند و مردان، زنان و کودکان را بکشد. مگر به آنها پول و اسلحه نمیدهید؟ مگر آنها را به خاطر جنایتهایشان تشویق نکردید؟شما ۰۰۰/۹۰ عرب فلسطینی را بیخانمان و آواره بیابانها نمودید، آنها در وطن خود عزیز بودند اما شما کاری کردید که دل سنگ به حال آنها می سوزد و چشم نابینا برای آنها میگرید. آیا نرون (امپراتور خونآشام روم ) به اندازه شما جنایت کرد؟ شگفتا که شما از مسلمانان و اعراب انتظار همکاری دارید و از آنها میخواهید که با شما همکاری و همفکری کنند. شما عرب را لگدمال میکنید و با یک دست بر سرش میکوبید و با دست دیگر نوازش میکنید؟ شما فلسطین را ذبح کردید اما نه به دست دولتهای عربی، بلکه به دست دولتهای اسلامی تا ذبح شرعی باشد. به دست مسلمانان و رو به قبله، تا برای شما و صهیونیستها خوردن آن حلال باشد! چرا که شما اهل دین و در پی ارزشهای معنوی هستید! آمریکا به اسرائیل کمکهای نقدی میدهد و اسلحه فراوان در اختیار او میگذارد اما در مورد کشورهای عربی به جز وعده توخالی هیچ چیز به آنها نمیدهد. اگر اسلحهای به کشورهای عربی بدهد به این شرط است که با اسرائیل نجنگند! آمریکا تنها برای این به کشورهای عربی اسلحه میفروشد که با هم بجنگند. اکنون وضعیت در ایران، مصر، سوریه و دیگر کشورهای مسلمان چنین است که آنها اسلحه میخرند برای نابودی یکدیگر و نه نابودی دشمن. صهیونیستها برای سرکوب مردم فلسطین و کشورهای عربی از همه سلاحهای مدرن استفاده میکنندو به کوچک و بزرگ رحم نمیکنند. تمام جنایتهای اسرائیل به دستور آمریکاست… همه بدبختی جهان اسلام زیر آمریکا، انگلیس و فرانسه است. از میهمانان کنگره میپرسم: آیا میدانید که چند سال پیش صهیونیسم به «دیر یاسین» حمله کرد و مردان و زنان و کودکان را کشت و شکم زنان باردار را درید؟ آیا میدانید که صهیونیستها مردم «نعالین» را بدون هیچ جرمی میکشتند؟ آیا میدانید که همه اسلحه صهیونیستها آمریکایی بود؟ همه این جنایات زیرنظر کشورهای آزادیخواه صورت گرفت! همه این جنایات به حساب شما فرزندان عمو سام و زرد چشمهاست. ما این ذلتها را چگونه فراموش کنیم و چگونه با شما کنار یک میز بنشینیم و درباره ارزشهای معنوی و نمونههای والا به گفت و گو بپردازیم؟ شما شیطانها بهتر است دست از جنایات خود بردارید و فلسطین را به صاحبان اصلیش بسپارید و آنگاه درباره ارزشهای معنوی، کنفرانس تشکیل دهید. اگر در عرف سیاست رواست که با یک دست تسبیح و با دست دیگر کارد بگیرید و سینه مظلومان را بشکافید، اما از نظر عقل درست نیست. سکوت مرگبار عربها و سستی آنها شگفت آور است. خوشگذرانی برخی از مسلمانان در حالی که یورش بیرحمانه دشمن در کشورهای مسلمان را میبینید شگفتآورتر. من دولتهای عرب را نصیحت میکنم که تسلیم دولتهای استعماری نشوند زیرا مشکلی را برایشان حل نخواهند کرد. به جوانان میگویم که راه رهایی ما بازگشت به قرآن و اسلام است. فرهنگ پربار اسلامی میتواند پشتوانه مبارزه شما با استعمار باشد نه مرام کمونیستی که فرهنگ وارداتی است.» 55 پیام کاشفالغطاء در کنگره خوانده شد وباعث بهت و حیرت و شرمندگی اعضای شرکت کننده شد. همچنین بسیاری از جراید عربی و اسلامی پیام او را منتشر کردند و احزاب و جمعیتهای سیاسی موضعگیری انقلابی او را ستودند. ۵۶ تبلیغات شدید عوامل داخلی استعمار علیه آیتالله کاشانی سبب گردید تا وجهه سیاسی او در جامعه مخدوش شود و قدرت و نفوذ خود را از دست بدهد. پس از کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و آغاز مجدد استبداد و خفقان در کشور بتدریج هر گونه تحرک سیاسی متوقف گردید و مخالفان سیاسی قلع و قمع شدند. شاه پس ازتثبیت پایههای قدرتش روابط همه جانبه ایران، با امریکا، انگلستان و اسرائیل را گسترش داد. پس از تشکیل ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور)، موساد ( سازمان اطلاعات و امنیت اسرائیل) به تدریج وظیفه سازماندهی و آموزشنیروهای ساواک را بر عهده گرفت که این روند تا پایان حکومت شاه ادامه داشت؛ علاوه بر آن روابط اقتصادی، نظامی و فرهنگی دو کشور نیز روز به روز گسترش یافت. ۵۷ دولت اسرائیل که از نفرت و انزجار مردم مسلمان ایران نسبت به خود اطلاع داشت درصدد برآمد تا ضمن تحکیم و گسترش روابط همه جانبه با رژیم شاه، در میان گروههای مختلف اجتماعی به ویژه روشنفکران، دانشگاهیان، دانشجویان و دستاندرکاران مطبوعات نیز هوادارانی به دست آورد. از این رو سفارت اسرائیل همکاری نزدیکی با رهبر و اعضای فعال نیروی سوم که تمایلات ایدئولوژیک به اسرائیل داشتند آغاز کرد و از سال ۴۰ به بعد گروهی از اعضای نیروی سوم و نیز دهها نفر از دانشجویان دانشگاه تهران برای دیدار از پیشرفتهای اقتصادی اسرائیل با بورس آن کشور، روانه اسرائیل شدند که تا چند سال بعد این روند ادامه داشت. ۵۸ علاوه بر آن بسیاری از مقامات ارشد لشکری و کشوری به هزینه آن کشور به اسرائیل رفتند. امام خمینی (ره) پس از غائله انجمنهای ایالتی و ولایتی در سخنرانیها و پیامهای خود همه جا خطر اسرائیل را برای جهان اسلام بر شمرد و روابط گسترده آن کشور را با رژیم شاه به شدت محکوم نمود و بهائیان را «عمال اسرائیل» نامید. در بیاناتی که به مناسبت چهلم فاجعه مدرسه فیضیه (اردیبهشت ۱۳۴۲) ایراد کرد، رژیم شاه را «دستنشانده اسرائیل» دانست و از سکوت علما به شدت انتقاد نمود و فرمود: «وای بر این مملکت، وای بر هیأت حاکمه، وای بر این دنیا، وای بر ما، وای بر این علمای ساکت، وای بر این نجف ساکت، این قم ساکت، این تهران ساکت. این مشهد ساکت، این سکوت مرگبار، اسباب این میشود که این مملکت و این نوامیس، زیر چکمه اسرائیل و به دست همین بهاییها پایمال شود. وای بر ما، وای بر اسلام، وای بر مسلمین….» 59 پیش از فرا رسیدن ماه محرم ۱۳۴۲، رژیم که از حملات سخت امام و وعاظ در منابر به شدت نگران بود بسیاری از وعاظ را به ساواک احضار کرد و آنان را ملزم نمود که علیه شاه و اسرائیل در منابر و محافل سخنی نگفته و نیز نگویند که اسلام در خطر است! امام پس از اطلاع این اقدام رژیم، در اعلامیهای که «خطاب به وعاظ و گویندگان و هیآت مذهبی» صادر کرد، التزامات ساواک را غیر قانونی و بیاثر و التزام گیرندگان را مجرم و قابل تعقیب دانست و بار دیگر خطر اسرائیل و بهائیان را گوشزد کرد: «دستگاه جبار با تمام قوا با اسرائیل و عمال آنها همراهی میکند. تبلیغات را به آنها سپرده و در دربار، دست آنها باز است. در ارتش و فرهنگ و سایر وزراتخانهها برای آنها جا باز نموده و شغلهای حساس به آنها دادهاند.» امام در پایان از وعاظ خواست تا علیرغم میل رژیم «خطر اسرائیل و عمال آن را» به مردم تذکر دهند و اظهار حقایق نمایند، زیرا «سکوت در این ایام، تأیید دستگاه جبار و کمک به دشمنان اسلام است.» 60 امام در سخنرانی معروف و تاریخی روز عاشورای سال ۱۳۴۲، فاجعه مدرسه فیضیه را به تحریک اسرائیل دانست و رژیم شاه را دست نشانده آن کشور معرفی کرد و فرمود: «اسرائیل نمیخواهد در این مملکت علمای اسلامی باشند، اسرائیل نمیخواهد در این مملکت احکام اسلام باشد… اسرائیل به دست عمال سیاه خود مدرسه فیضیه را کوبید، ما را میکوبد، شما ملت را میکوبد. … برای اینکه اسرائیل به منافع خودش برسد، دولت ایران به تبعیت از اغراض و نقشههای اسرائیل به ما اهانت کرده و میکند..» سپس با اشاره به التزام گرفتن ساواک از وعاظ که از شاه و اسرائیل بدگوئی نکرده و نگویند که اسلام در خطر است اظهار داشت: «تمام گرفتاریها و اختلافات، در همین سه موضوع نهفته است:… اگر ما نگوییم اسلام در خطر است آیا در معرض خطر نیست؟ اگر ما نگوییم شاه چنین و چنان است آیا آن طور نیست، اگر ما نگوییم اسرائیل برای اسلام و مسلمین خطرناک است آیا خطرناک نیست؟ و اصولاً چه ارتباطی و تناسبی بین شاه و اسرائیل است که سازمان امنیت میگوید از شاه صحبت نکنید و از اسرائیل نیز صحبت نکنید؟ آیا به نظر سازمان امنیت،شاه اسرائیلی است».61 به دنبال این بیانات انقلابی، امام خمینی در شب ۱۵ خرداد دستگیر و به مدت ده ماه زندانی گردید. پس از آزادی از زندان امام در سخنرانیها و اعلامیههای خود بار دیگر خطر اسرائیل را برای ایران و اسلام برشمرد. در نخستین سخنرانی خود پس از آزادی در جمع گروهی از دانشجویان دانشگاه تهران فرمود: «هدف [تحقق] اسلام است، استقلال مملکت است، طرد عمال اسرائیل است، اتحاد با کشورهای اسلامی است…» 62 در سخنرانی دیگری که در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۳۴۳ ایراد نمود از اعزام دانشجویان و کارشناسان ایرانی به اسرائیل به شدت انتقاد کرد و مخالفت خود، روحانیت و مردم ایران را نسبت به هم پیمانی شاه با اسرائیل اعلام داشت. ۶۳ پس از تبعید امام به عراق (آبان ۱۳۴۳)، ایشان در اغلب اعلامیهها و نامهها و سخنرانیهای خود خطر اسرائیل را برای همه مسلمانان جهان یادآور میشد. در خرداد ماه ۱۳۴۶ به مناسبت حمله غافلگیرانه اسرائیل به کشورهای مصر، سوریه و اردن، طی اعلامیهای هجوم اسرائیل را محکوم کرد و هرگونه رابطه سیاسی، نظامی و اقتصادی با آن کشور را حرام دانست و مسلمانان را از خرید و فروش اجناس اسرائیلی برحذر داشت۶۴. مراجع شیعه عراق و ایران و آیات عظام: حکیم، شیرازی، میلانی، مرعشی نجفی، گلپایگانی، شریعتمداری، بهبهانی و نیز فضلا و طلاب حوزههای علمیه قم نیز با صدور اعلامیههایی، تجاوز اسرائیل را محکوم و همدردی خود را با ملتها و دولتهای عرب درگیر در جنگ اعلام داشتند و از مردم مسلمان ایران خواستار کمک به برادران مسلمان عرب شدند و شماره حسابهایی نیز به منظور جمعآوری کمکهای نقدی مردم اعلام کردند. ۶۵ به دنبال محکومیت آشکار تجاوز اسرائیل به کشورهای عربی همسایه توسط مراجع و علمای ایران و نیز احساسات شدید ضد اسرائیلی مردم کشور در حمایت از دولتها و ملتهای مسلمان عرب درگیر در جنگ، رژیم شاه ناگزیر طی اطلاعیهای خواستار تخلیه سرزمینهای اشغالی اعراب توسط اسرائیل و اجرای قطعنامههای سازمان ملل در مورد آوارگان فلسطینی گردید. در ضمن بر اصل استقلال و حاکمیت سیاسی اسرائیل نیز تأکید نمود. ۶۶ دو سال بعد که رژیم اسرائیل مسجدالاقصی را به آتش کشید با مخالفت شدید امام و برخی از مراجع و علما و مجامع مذهبی ایران و عراق مواجه شد. در مصاحبهای که امام در اول آبان ۱۳۴۸ برابر با ۲۳ اکتبر ۱۹۶۹ با روزنامه الجمهوریه عراق انجام داد. ضمن بیحاصل خواندن کنفرانس سران کشورهای اسلامی که در شهر رباط مراکش برگزار شد، آن را در راستای کمک و حمایت از اقدامات اسرائیل ارزیابی نمود و با اشاره به آتشسوزی مسجدالاقصی اظهار داشت: «… تا زمانی که فلسطین اشغال شده، آزاد نشده است،مسلمانان مسجدالاقصی را نباید تجدید بنا کنند. بگذارند جنایت صهیونیسم در برابر چشمان مسلمانان مجسم باشد و مایه حرکتی برای آزادی فلسطین گردد.» 67 در سال ۱۳۵۰ و همزمان با برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی امام خمینی طی سخنانی که در نجف اشرف ایراد کرد بار دیگر بر روابط فزاینده رژیم شاه و اسرائیل حمله نمود: «کارشناسهای اسرائیل برای این تشریفات دعوت شدند. به طوری که خبر شدم و نوشتند به من، کارشناسهای اسرائیل مشغول به برپا پاداشتن این جشن هستند و این تشریفات را آنها دارند درست میکنند. این اسرائیل که دشمن اسلام است و الآن در حال جنگ با اسلام است. این اسرائیل است که مسجدالاقصی را خراب کرد و دیگران میخواستند ترمیم کنند و روپوشی کنند جرم اسرائیل را … از قراری که در رادیوهای دنیا گفته شده است، کشتی نفت ایران برای اسرائیل که در حال جنگ با مسلمین است، رفته است.» 68 دو روز پس از شروع جنگ چهارم اعراب و اسرائیل که در مهر ماه ۱۳۵۲ روی داد و کشورهای عربی در ابتدای پیروزیهای نظامی چشمگیری به دست آوردند امام دو پیام مهم از نجف خطاب به ملتایران و دول و ملل اسلامی فرستاد. در این پیام امام از عموم دولتهای مسلمان، به ویژه دولتهای عربی خواست تا به یاری دولتهای عرب درگیر در جنگ برخیزند و برای آزادی فلسطین در این «جهاد مقدس» شرکت کنند، از قدرت پوشالی حامیان صهیونیسم و اسرائیل نهراسند و به توصیههای سازمانهای جهانی وابسته به قدرتهای استعماری برای آتش بس اعتنا نکنند و باتوکل به خداوند، بردباری و استقامت ورزند. همچنین از عموم ملتهای مسلمان درخواست نمود تا با کمکهای مادی و معنوی، به یاری برادران مسلمان خود بشتابند و دولت ایران را وادار سازند تا در کنار کشورهای اسلامی علیه اسرائیل پیکار کند. ۶۹ مراجع و علمای ایران و عراق حضرات آیات : خویی، گلپایگانی، شریعتمداری و روحانی با صدور اعلامیههایی این تجاوز را محکوم کرده و با ملل و دول عرب درگیر در جنگ ابراز همدردی نموده و خواستار کمکهای مردم مسلمان ایران به آنان شدند. ۷۰ مخالفت شدید امام با اسرائیل و محکومیت همکاری و هم پیمانی رژیم شاه با آن کشور، انقلابی ترین و مستمرترین موضعگیری علمای شیعه در مقابل پدیده صهیونیسم و اسرائیل بود. از آن پس مخالفت با حضور اسرائیل در کشور و منطقه، از موضوعات عمده وعاظ و روحانیون انقلابی گردید. ۷۱ در همان سال ۱۳۴۲ حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی برای اطلاع مردم کشور از سرنوشت مردم مظلوم فلسطین و خطر صهیونیسم، کتاب تکان دهنده القضیه الفلسطینیه را از زبان عربی، تحت عنوان سرگذشت فلسطین یا کارنامه سیاه استعمار ترجمه و منتشر کرد ۷۲ که با استقبال فراوان مردم مواجه شد و بارها به چاپ رسید. وی همچنین در اغلب سخنرانیهای خود به بیان جنایات اسرائیل در فلسطین و ابعاد خطرناک سلطهطلبی آن رژیم در منطقه میپرداخت. ۷۳ حجتالاسلام فلسفی، برجستهترین واعظ و سخنران مذهبی به تبعیت از امام خمینی در برخی از سخنرانیهای مهم خود، ضمن افشای جنایات اسرائیل در فلسطین، خطرات آن رژیم را برای مسلمانان جهان یادآور میشد. در تلگرامی که امام در ۲۷ تیر ۱۳۴۳ برای ایشان به سیرجان مخابره کرد خاطر نشان ساخت که: «هرگز در مقابل اظهار حق و ترویج احکام اسلام از ارعاب و ارهابهای بیمغز نهراسید… و مظالم دولتها را هر چه بیشتر و با هر وسیله انتشار دهید و برای عظمت اسلام و ممالک اسلامی و قطع ید اجانب، خصوصاً اسرائیل که در حال جنگ با مسلمین و اسلام است در مجامع عمومی دعا کنید…» 74 در شهریور ۱۳۴۸، وی طی سخنانی در مسجد ارک تهران، با اشاره به آتش زدن مسجدالاقصی توسط اسرائیلیها اظهار داشت: «… اگر اشغال کشورهای عربی ارتباطی به ما نداشته باشد، ما نمیتوانیم در تجاوزی که به یکی از اماکن مقدس مذهب ما صورت گرفته است ساکت بمانیم.» 75 در سال ۱۳۴۹نیز به دلیل سخنرانی مهیجی که وی علیه اسرائیل در شیراز ایراد کرد، به دستور ساواک شبانه او را تحتالحفظ به تهران آوردند۷۶ و بالاخره در بهمن سال ۱۳۵۰ برای همیشه ممنوعالمنبر گردید. ۷۷ آیت الله طالقانی هم از علمای مجاهدی بود که در سال ۱۳۲۸ به نمایندگی از سوی آیت الله کاشانی در کنفرانس اسلامی که در کراچی برگزار شد، شرکت کرد. در سال ۱۳۴۹، به نشانه تجلیل از شخصیت ضد استعماری و ضد صهیونیستی جمال عبدالناصر (رئیس جمهور مصر)، مراسم شب هفتم درگذشت او را در مسجد هدایت تهران برگزار نمود. ۷۸ در ماه رمضان آن سال در شبهای احیاء،سخنرانیهای مهیج و افشاگرانهای علیه جنایات اسرائیل در فلسطین ایراد کرد. ایشان در بخشی از خطبهها اظهار داشت: «مصیبت دیگر آن است که آوارههای فلسطین دارند. مگر کم مصیبت است؟ مردمی که متجاوز از بیست سال در بیابانها زندگی میکنند و بانگ میزنند به وجدان بشریت، به مردم دنیا که به داد ما برسید، آنها به جای اینکه به دادشان برسند با بمبهای ناپالم به سرشان میریزند. این مصیبت نیست؟» 79 همچنین به منظور اظهار همدردی با رنجهای مردم فلسطین، خطبه نماز عید فطر آن سال را به موضوع فلسطین اختصاص داد و از نمازگزاران خواست تا فطریه خودرا به مردم فلسطین دهند که با استقبال پرشور مردم مواجه شد. ۸۰ آیت الله شهید مرتضی مطهری نیز مبارزه سخت و پیگیری را با صهیونیسم بینالملل در اسرائیل و در دفاع از حقوق پایمال شده فلسطینیها دنبال میکرد. وی در سخنرانی تاریخی خود که در عاشورای سال ۱۳۹۰ قمری برابر با اسفند ۱۳۴۸شمسی در حسینیه ارشاد ایراد کرد، گفت: «اگر پیغمبر اسلام زنده میبود، امروز چه میکرد؟ درباره چه مسألهای میاندیشید؟ والله و بالله قسم میخورم که پیغمبر اکرم در قبر مقدسش امروز از یهود میلرزد. این یک مسأله دو دو تا چهارتاست. اگر کسی نگوید،گناه کرده است. من اگر نگویم والله مرتکب گناه شدهام و هر خطیب و واعظی اگر نگوید مرتکب گناه شده است. گذشته از جنبه اسلامی، فلسطین چه تاریخچهای دارد؟ قضیه فلسطین مربوط به دولتی از دولتهای اسلامی هم نیست، مربوط به یک ملت است، ملتی که او را به زور از خانهاش بیرون کردهاند. تاریخچه فلسطین چیست؟ مدعی هستند که در سه هزار سال پیش دو نفر از ما،داود و سلیمان برای مدت موقتی در آنجا سلطنت کردهاند. تاریخ را بخوانید. در تمام این مدت دو سه هزار ساله، کِیْ بوده است که سرزمین فلسطین به یهود تعلق داشته است؟ کِیْ بوده است که بیشتر سرزمین فلسطین مال ملت یهود باشد؟ آیا بیشتر سرزمین فلسطین از آن ملت یهود است؟ قبل از اسلام هم مال آنها نبود. روزی که مسلمین فلسطین را فتح کردند، فلسطین در اختیار مسیحیها بود نه در اختیار یهودیها و اتفاقاً مسیحیها که با مسلمین صلح کردند یکی از مورادی که در صلحنامه گنجاندند. این بود که شما یهود را در اینجا راه ندهید. گفتند ما با شما زندگی میکنیم ولی با یهود زندگی نمیکنیم چطور شد که یک دفعه [فلسطین]، نام «وطن یهودی» به خود گرفت؟ یکی از قضایایی که کارنامه قرن ما را تاریک میکند (این قرنی که به دروغ نام حقوق بشر، نام آزادی، نام انسانیت بر آن گذاشتهاند) همین قضیه است… اگر حسینبن علی بود میگفت اگر میخواهی برای من عزاداری کنی، برای من سینه و زنجیر بزنی، شعار امروز تو باید فلسطین باشد. شمر امروز موشه دایان است. شمر هزار و سیصد سال پیش مرد. شمر امروز را بشناس. امروز باید در و دیوار این شهر با شعار فلسطین تکان میخورد.»81 همچنین ضمن یکی از سخنرانیهای خود را در همان سال در حسینیه ارشاد، اعلام داشت که حساب بانکی به نام علامه طباطبایی، آیتالله سید ابوالفضل زنجانی و خود وی جهت جمعآوری کمکهای نقدی برای مردم فلسطین افتتاح شده است و از مردم مسلمان کشور خواست تا در حد توان خویش به یاری مردم مظلوم فلسطین بشتابند. پس از این سخنرانی بود که آیتالله مطهری دستگیر شد و مورد بازجویی قرار گرفت. ۸۲ امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان نیز سخت در اندیشه سرنوشت فلسطینیها بود. وی سرآغاز بهبودی اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مسلمانان جهان رادر حل مسأله فلسطین میدانست و در هر محفل و مجلس به موضوع فلسطین اشاره میکرد. یک بار گفت: ما باید مسأله فلسطین را بدون شرمساری و یا ترس بر عهده گیریم و در این راه از دادن قربانی نهراسیم. ۸۳ وی موضوع فلسطین را تنها یک مسأله اسلامی نمیدانست و سعی میکرد که آن را بیشتر از منظر فطری و انسانی مطرح کند تا در محافل غیر اسلامی و و جدانهای غیر مسلمانان نیز مؤثر واقع شود: «تلاش برای آزادی فلسطین، تلاش برای آزادی مقدسات اسلامی و مسیحی و تلاش برای آزادی انسان است. این تلاشی است برای جلوگیری از آلوده شدن نام خداوند در روی زمین، زیرا صهیونیسم با رفتارهای خود نام خداوند را آلوده میسازد.» 84 امام موسی صدر در سال ۱۳۴۸ حمایت خود را از مبارزات رزمندگان فلسطینی اعلام کرد. ۸۵ سازمان «امل» (شاخه نظامی حرکت المحرومین که توسط وی پایهگذاری شد) یکی از وظایف سهگانهاش دفاع از مقاومت فلسطین بر ضد صهیونیسم بود. ۸۶ وی به منظور آگاهی بخشی به محافل سیاسی جهان در معرفی مظلومیت ملت فلسطین و جنایات صهیونیستها در آن سرزمین، به آلمان و فرانسه سفر کرد و با شخصیتهای مذهبی و سیاسی و رسانههای گروهی آنجا دیدار و گفتگو نمود. همچنین ضمن سفر به مصر، کویت و لیبی، با رهبران سیاسی این کشورها دیدار کرد و نسبت به حمایت همه جانبه از مقاومت فلسطینیها بر ضد اسرائیل تلاش فراوانی به عمل آورد. وی در نامهای که در اکتبر۱۹۶۹ به مفتی بزرگ لبنان، شیخ حسن خالد نوشت، ضمن دعوت وی به ایجاد یگانگی میان پیروان مذاهب اهل سنت و شیعه، اظهار داشت: «اکنون که آزادی سرزمین اشغال شده فلسطین هدف همه مسلمانان است چه بهتر که همگی هماهنگ شویم و صفوف خود را متشکل و متحدسازیم. این را نیز باید بگویم که مهمتر از هر چیز این است که فعلاً که سرزمین لبنان از طرف اسرائیل مورد حمله قرار گرفته است، لازم است همگی به صفوف مقاومت فلسطین ملحق شویم و مبارزه علیه اسرائیل را تقویت کنیم. ضروری است که در سطح وسیعتر با همه کشورهای عربی در پیکار بر ضد اسرائیل متحد شویم و با آنان همکاری و همفکری کنیم.» 87 با اوجگیری انقلاب عظیم اسلامی ایران به رهبری امام خمینی، مسأله فلسطین جزو یکی از مبرمترین مسائل راهبردی جمهوری اسلامی شده است و در این هدف مقدس با وجود همه فشارها و توطئهها و تهدیدها همچنان استوار و پابر جا به یاری حق تعالی ایستاده است. بدون جهت نبود که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، موشه دایان وزیر خارجه وقت اسرائیل اظهار داشت که این انقلاب زلزلهای سهمگین برای اسرائیل است. … پایان. پی نوشت :
۵۱. برای اطلاع از پیامها و سخنرانیهای ضد صهیونیستی و ضد استعماری آیتالله کاشانی ر. ک. به: ایران اسلامی در برابر صهیونیسم؛ محمد دهنوی (گردآورنده)، مجموعه مکتوبات، سخنرانیها و پیامهای آیتالله کاشانی از ۱۲۹۹ ه. ش تا شهریور ۱۳۴۰ ه. ش. تهران: چاپخش، جلد ۱ـ ۳. ۵۲. همان، جلد ۲، ص ۲۳۵. ۵۳. به نقل از: سید احمد موثقی. اندیشه و استراتژی وحدت در شبه قاره هند و ایران، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۶، ص ۲۶۷. ۵۴. همان، ص ۲۵۳ و ۲۶۵ ـ267؛محمد دهنوی پیشین، جلد ۲، ص ۱۸۲ و ۱۸۳. این دو نماینده آیتالله حاجمیرزا خلیل کمرهای و آیتالله سید محمود طالقانی بودند. ۵۵. کاشفالغطاء، سوره خشم. ص ۱۱۹ـ ۱۵۰. نامه تاریخی کاشفالغطاء نخست در سال ۱۳۳۳ توسط دکتر علی شریعتی ترجمه شد و سپس دیگران نیز ترجمههای متعددی از آن نمودند. ۵۶. همان. ۵۷. برای اطلاع از روابط گسترده سیاسی، امنیتی، اقتصادی و نظامی رژیم پهلوی و اسرائیل ر. ک. به: دیپلماسی پنهان، ص ۲۳۵ ـ ۴۲۸؛ نقش اسرائیل در ایران، شامل قراردادهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی. [بیجا]: انتشارات انقلاب [بیتا]، علیرضا ازغندی. روابط خارجی ایران (دولت دستنشانده) ۱۳۵۷ـ ۱۳۲۰. تهران: قومس، ۱۳۷۶، ۴۰۹ ـ ۴۲۰؛ حسین فردوست: ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۱، ص ۳۶۴ ـ ۳۷۲ و ۴۴۲ ـ ۴۴۶؛ عبدالرضا هوشنگ مهدوی، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی، تهران، نشر البرز، ۱۳۷۴، فصل سوم، پنجم و ششم. برای اطلاع از عملکرد برخی از عوامل سیاسی، اقتصادی رژیم اسرائیل در ایران ر. ک. به: دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان. معماران تباهی یا سیمای کارگزاران کلوپهای روتاری در ایران، جلد سوم. سازمان انتشارات کیهان. چاپ سوم،1379. 58. از افراد معروفی که به اسرائیل رفتند، جلال آل احمد و داریوش آشوری بودند. جلال آل احمد خاطرات خود را از آن کشور چندی بعد با عنوان سفر به ولایت عزرائیل و آشوری نیز در مقاله مبسوطی به عنوان «سفرنامه اسرائیل» در کتاب ماه کیهان انتشار داد که هر دو لحن کاملاً جانبدارانهای از آن رژیم داشتند. انتشار سفرنامه آل احمد موجب تعجب و انتقاد برخی از روحانیون و روشنفکران مذهبی قرار گرفت که از جمله آنان آیتالله خامنهای بود. برای اطلاع بیشتر رجوع شود به: سفر به ولایت عزرائیل، مقدمه، ص ۳۶. برجستهترین و شناخته شدهترین مهره فرهنگی اسرائیل در ایران داریوش همایون بود که سرپرستی روزنامه صهیونیستی آیندگان را از سال ۱۳۴۶ تا زمان انقلاب بر عهده داشت. برای اطلاع از سوابق عملکرد وی ر. ک. به: دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان. نیمه پنهان؛ سیمای کارگزاران فرهنگ و سیاست، جلد اول. سازمان انتشارات کیهان، چاپ سوم، ۱۳۷۹، ص ۱۱ـ ۳۸. ۵۹. صحیفه نور، چاپ جدید، جلد اول، ص ۹۶. ۶۰. همان، ص ۸۹ و ۹۰. ۶۱. همان، ص ۹۱ـ ۹۴. ۶۲. کوثر، جلد اول، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر اثار امام خمینی، ۱۳۷۱، ص ۱۰۱. ۶۳. همان، ص ۱۲۶ و ۱۲۷. ۶۴. صحیفه نور، جلد اول، ص ۲۳۵. ۶۵. برای اطلاع از متن اعلامیهها رجوع شود به : اسناد انقلاب اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۴، ج ۱، ص ۳۰۵ـ ۳۲۰؛ ج ۲، ص ۱۵۶ـ ۱۵۸، ۱۶۶ـ ۱۶۸؛ ج ۳، ص ۲۰۷ـ ۲۱۲؛ ج ۴، ص ۱۶۴ـ ۱۶۸؛ ج ۵،ص ۱۲۶ ـ ۱۲۸؛ دیپلماسی پنهان، ص ۳۸۶. ۶۶. روابط خارجی ایران در سال ۱۳۴۶. گزارش سالانه وزارت امور خارجه، ص ۵۶، ۵۷. ۶۷. حمید روحانی. نهضت امام خمینی، ج ۲، ص ۴۵۹. برای اطلاع از نظرات مراجع، علما، فضلا و حوزههای علمی ایران و عراق نسبت به آتشسوزی مسجدالاقصی ر. ک. به: اسناد انقلاب اسلامی، ج ۱، ص ۳۳۴ـ ۳۳۸؛ ج ۲، ص ۱۶۶ـ ۱۶۸. ۶۸. صحیفه نور، ج ۱، ص ۱۶۸. ۶۹. صحیفه نور، ج اول، ص ۲۰۶ ـ ۲۱۰. ۷۰. اسناد انقلاب اسلامی، ج ۱، ص ۳۶۱ـ ۳۶۸؛ ج ۵، ص ۱۵۵ـ ۱۵۷. ۷۱. از جمله این وعاظ، حجت الاسلام فلسفی، آیتالله شهید مطهری و حجتالسلام هاشمی رفسنجانی بودند. ۷۲. مشخصات این کتاب چنین است: اکرم زعیرت. سرگذشت فلسطین یا کارنامه سیاه استعمار، ترجمه علیاکبر هاشمی رفسنجانی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، [۱۳۶۲]. وی در مقدمهای که در اردیبهشت ۱۳۶۲ بر این کتاب نوشت انگیزه خود را از ترجمه آن چنین بیان کرده است: «بر این اعتقاد بودم که یکی از کارهای بسیار لازم،آشنا کردن مردم ایران با حوادث فلسطین و علل و عوامل و خطرات روی کار آمدن اسرائیل غاصب است که به خاطر سیاست ضد اسلامی و ضد عربی رژیم پهلوی، خیلی از مردم ایران از این موضوع حیاتی بیخبرمانده بودند.» یکی از دلایل بازداشت ایشان در سال ۱۳۴۳، انتشار همین کتاب بود. همان. برای اطلاع از نظرات مراجع، علما، فضلا و حوزههای علمیه ایران و عراق علیرغم این موضعگیری رژیم شاه، روابط همه جانبه رژیم شاه واسرائیل به طور روزافزونی در حال گسترش و تعمیق بود. در طول این جنگ رژیم شاه نفت اسرائیل را تأمین میکرد. در مصاحبهای که شاه در سال ۱۳۴۸ انجام داد تلویحاً به روابط تاریخی ایران و یهودیان اشاره کرد و روابط بازرگانی و از جمله فروش نسبت به اسرائیل را اقدامی کاملاًَ تجاری و غیر سیاسی دانست. ر. ک. به: روابط خارجی ایران در سال ۱۳۴۸، گزارش سالیانه وزارت امور خارجه، ص ۸۴. ۷۳. برای اطلاع از مواضع ضد صهیونیسیت و ضد اسرائیلی هاشمی رفسنجانی، به عنوان نمونه ر. ک. به: هاشمی رفسنجانی، دوران مبارزه. زیر نظر محسن هاشمی. تهران: دفتر نشر معارف انقلاب، ۱۳۷۶، ج ۲، ص ۱۰۴۶ ـ ۱۰۴۸، ۱۰۵۴ـ ۱۰۵۵، ۱۰۷۵ـ ۱۰۸۲. ۷۴. خاطرات و مبارزات حجتالاسلام فلسفی، ص ۲۷۹. سند ساواک، شماره ۱۴۴. ۷۵. همان، ص ۳۲۰، سند ساواک، شماره ۲۳۴. ۷۶. همان، ص ۳۰۸ ـ ۳۱۵، سند ساواک، شماره ۲۲۶. ۷۷. همان، ص ۳۴۰، سند ساواک، شماره ۲۸۲. ۷۸. بهرام افراسیابی و سعید دهقان. طالقانی و تاریخ. تهران: انتشارات فرزانه [بیتا]، ص ۲۷۹. ۷۹. علی محمدی . آیتالله طالقانی ابوذر امام. سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۲، ص ۵۷. ۸۰. همان؛ طالقانی و تاریخ، ص ۲۹۶، ۲۹۸. ۸۱. سیری در زندگانی استاد مطهری، تهران: انتشارات صدرا، چاپ چهارم، ۱۳۷۶، ص ۸۲ـ ۸۴. ۸۲. همان،ص ۸۴. ۸۳. عبدالرحیم اباذری، امام موسی صدر امید محرومان. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۴، ص ۱۶۸ـ ۱۶۹. ۸۴. همان، ص ۱۶۹. ۸۵. علی علمی اردبیلی. زندگی و مبارزات امام موسی صدر و سید محمد باقر صدر. [مشهد]. انتشارات امامت،1358، ص ۴۷. ۸۶. همان، ص ۵۷. ۸۷. همان. منبع : موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی منبع:مجموعه مقالات همایش اسناد و تاریخ معاصر مرکز بررسی اسناد تاریخی، آذر ۱۳۸۱ /س
















هیچ نظری وجود ندارد