۳۰ بهمن ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

محمد بن ابی عمیر

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

نام و تبار او
کنیه محمد بن ابی عمیر«ابو احمد» و نام پدرش «زیاد بن عیسی» است، لیکن بیش تر از وی به همراه کنیه پدرش «محمد بن ابی عمیر» و گاه به طور خلاصه «ابن ابی عمیر» یاد می شود.از سلسله نسب او چنین بر می آید که جدش «عیسی » اولین کسی از اجداد او بوده که به اسلام گرویده است. بنابر ظاهر گفته شیخ طوسی، پدر محمد بن ابی عمیر از موالی مُهَلَّب بن ابی صُفْره، از طایفه ازد بوده است. ۱
مهلّب بن ابی صفره از امرای عبدالملک بن مروان اموی بود. وی در سال (۷۴ق.) برای سرکوب مخالفان خلیفه، به منطقه کرمان رفت و پس از آن از طرف عبدالملک والی خراسان گردید. او هم چنان بر این مقام بود تا این که در سال (۸۲ق.) درگذشت. پسران او، یزید و مفضل نیز از نزدیکان دستگاه خلافت اموی بودند و پس از مرگ پدر، هر دو مدتی حکم ران خراسان بودند.۲
اگر مولا بودن ابن ابی عمیر را«ولاء عتق» بدانیم، از آن جا که مولا بودن او را به مهلّب بن ابی صفره ازدی (م.۸۲ق.) نسبت می دهند، احتمالاً این امر در زمان جدّ ابن ابی عمیر(دو نسل قبل از او) صورت گرفته و از آن پس، پدر او و خودش از موالی مهلّب ازدی شناخته شده اند.اجداد او احتمالاً یمنی بوده اند، زیرا «جاحظ» ادیب و دانشمند معاصر، در کتاب فخر قحطان علی عدنان (که علل برتری قوم قحطان بر قوم عدنان را بر شمرده است) از محمد بن ابی عمیر به عظمت و برتری یاد کرده و ظاهراً او را یکی از دلایل فخر قحطان بر عدنان دانسته است. نگارنده به این کتاب دست نیافته، اما از ظاهر آن چه که شیخ طوسی نقل می کند چنین بر می آید که محمد بن ابی عمیر اصالتاً قحطانی بوده۳ و قحطان قومی بودند که در یمن می زیسته اند.
به هر روی، محمد بن ابی عمیر خود در بغداد به دنیا آمده و تا آخر عمر در آن جا سکونت داشته است. او به شغل بَزّازی و فروشندگی پارچه «سابری» اشتغال داشته۴ و متموّل بوده است.۵خلفای عباسی و ابن ابی عمیر
محمد بن ابی عمیر ازدی همواره از جانب حکام جور عباسی، مورد ظلم و آزار قرار گرفته و بارها بر سر عقیده خود به زندان افتاده و شکنجه های طاقت فرسایی را متحمل شده است.در یکی از همین زمان ها بود که «رشید» برای پی بردن به نام اصحاب امام کاظم(ع) و شیعیانش در عراق، او را دستگیر و زندانی کرد. در زندان او را سخت شکنجه کردند و بیش از صد تازیانه به وی زدند تا نام اصحاب امام را فاش کند، اما این صحابی پاک باخته امام، در برابر شکنجه مأموران «رشید» مقاومت کرد و زبان به افشای نام یاران حضرت نگشود.۶مقارن همین ماجرا، رشید عرصه را بر امام کاظم(ع) تنگ کرد و ایشان را زندانی کرد. او قصد داشت کار امام و یارانش را یک سره کند، اما مقاومت و ایستادگی کسانی چون محمد بن ابی عمیر نقشه های او را بی اثر و خنثی کرد، به گونه ای که سیاست خشونت رشید، در عمل شکست خورد. بعد از رشید، فرزندش مأمون به دلیل پایگاه عمیق و گسترده امام رضا(ع) در اجتماع، سیاست دیگری را در پیش گرفت.
در برهه ای دیگر، پس از شهادت امام رضا(ع) محمد بن ابی عمیر به دلیل نپذیرفتن منصب قضاوت از طرف مأمون، بار دیگر به زندان افتاد. زندانی شدن او این بار چهار سال به طول انجامید و با شکنجه و آزار سنگین توأم بود؛ تمامی اموال او ضبط گردید و هنگامی که از زندان رهایی یافت در نهایت تنگ دستی بود.۷متأسفانه هنگامی که او در زندان به سر می برد کتاب هایش، به دست خواهرش در زیر خاک پنهان گردیده بود،۸ پوسید و از بین رفت.۹سال های آخر عمر او، به تلاش برای جمع آوری و تدوین دوباره احادیثش گذشت تا این که در سال (۲۱۷ق.) به جوار حق شتافت.ابن ابی عمیر در دوران ائمه(ع)
آن چه که درباره ابن ابی عمیر مورد اتفاق نظر است، این است که وی با سه تن از امامان (امام کاظم، امام رضا و امام جواد علیهم السلام ) هم عصر بوده است، اما این که آیا او امام صادق(ع) را نیز درک کرده و این که از کدام یک از آن بزرگواران روایت نقل کرده است، اختلاف هایی وجود دارد.در کتاب رجال النجاشی بر معاصرت او با امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) تصریح شده و از آن جا که در همین کتاب، سال وفات وی۲۱۷ق. ذکر شده، بنابراین وی دوران امام جواد(ع) را نیز درک کرده است.۱۰شیخ طوسی، محمد بن ابی عمیر را از اصحاب امام صادق(ع) بر شمرده و بی آن که درباره وثاقت یا عدم وثاقت وی سخن بگوید می نویسد:«حسن بن محمد بن ساعه از او روایت نقل می کند.»11
علامه محمد صادق بحر العلوم در پاورقی کتاب، ذکر می کند که نسخه های کتاب در ضبط این نام مختلف است؛ در بعضی «محمد بن ابی عمره» و در برخی «محمد بن ابی عمر» و در بعضی «محمد بن ابی عمیر» آمده است. آیه الله خویی ضمن نقل روایت این شخص از امام صادق(ع) بیان می کنند:«نام صحیح، محمد بن ابی عمیر است.»12
شیخ طوسی، در میان اصحاب امام کاظم(ع) ذکری از نام محمد بن ابی عمیر نکرده، بلکه در میان اصحاب امام رضا(ع) از وی نام برده و بر وثاقت او تصریح کرده است.۱۳ایشان در ذیل نام ابن ابی عمیر می گوید:«او سه تن از ائمه را درک کرده: امام ابا ابراهیم، موسی(ع) که از او روایت نقل نکرده، امام رضا(ع) که از ایشان روایت نقل کرده و امام جواد(ع).»14
بنابراین از نظر شیخ طوسی، ابو احمد محمد بن ابی عمیر ازدی، تنها از اصحاب امام رضا(ع) و فردی ثقه بوده است. همین امر نشان می دهد که محمد بن ابی عمیر مذکور در کتاب الرجال غیر از فرد مورد بحث است.این که آیا ابن ابی عمیر متعدّد بوده؛یکی از اصحاب امام صادق(ع) که از آن حضرت بدون واسطه روایت نقل کرده و امام کاظم(ع) را نیز درک کرده است و دیگری، از اصحاب امام کاظم و امام رضا و امام جواد(ع) بوده است، یا این که یک نفر بوده است، بحث هایی را در کتاب های رجالی برانگیخته است.
علامه اردبیلی در پانوشت در ذیل نام «محمد بن ابی عمر» می نویسد:«این نام اشتباهاً از سوی نساخ به این گونه ضبط شده و صحیح آن «محمد بن ابی عمیر» است و او همان محمد بن زیاد بن عیسی است، به قرینه روایت کردن حسن بن عمر بن سماعه (م.۲۶۳ق.) از او و روایت کردن او از امام صادق(ع) در بسیاری از موارد و این که او فروشنده سابری و بزّاز بوده است.»15ایشان در جای دیگر در ذیل «محمد بن ابی عمیر» در خاتمه، همین بحث را مطرح می کند و می نویسد:«پس صحیح این است که ابن ابی عمیر چهار تن از ائمه (امام صادق، امام کاظم، امام رضا و امام جواد علیهم السلام ) را درک کرده است.
اما در جواب این که گفته شده، بعید است او بدون واسطه از امام صادق(ع) روایت نقل کرده باشد (زیرا زمان حیات آن ها از یک دیگر دور است) می گوییم: امام(ع) در سال (۱۴۸ق.) شهادت یافته و ابن ابی عمیر در سال ۲۱۷ق.) وفات یافته و فاصله بین این دو وفات ۶۹ سال است. پس اگر او ۸۰ یا بیش تر یا کمی کم تر از آن بوده باشد، می توانسته از امام(ع) روایت نقل کرده باشد.از آن چه که گفتیم، این مطلب را تأیید می کند که شیخ طوسی، محمد بن ابی عمر را از یاران امام صادق(ع) ذکر کرده و او اگر چه در رجال شیخ به صورت ابن ابی عمر (به صورت مکبّر) است، لیکن ما در ترجمه او روشن ساختیم که قرائنی وجود دارد که آن اشتباه است، و صحیح آن به صورت مُصَغَّر (ابن ابی عمیر) می باشد. و نیز این که محمد بن نعیم صحاف، وصی او بوده است آن چه را که گفتیم تأیید می کند، زیرا او از کسانی است که از امام صادق(ع) روایت نقل کرده است. و هنگامی که وصی ابن ابی عمیر از ابی عبدالله(ع) روایت نقل کرده و بعد از وفات او زنده باشد، پس روایت کردن او از امام(ع) به طریق اولی امکان خواهد داشت.»16
در مقابل، آیه الله خویی(ره) اعتقاد به تعدّد ابن ابی عمیر دارد و در این باره در ذیل نام «محمد بن ابی عمر (ابی عمره) و (ابی عمیر) » می گوید:«او فروشنده سابری بوده و بنابر گفته شیخ در رجال خود ا ز اصحاب امام صادق(ع) بوده و حسن بن محمد بن سماعه از او روایت می کرده است.نسخه صحیح باید محمد بن ابی عمیر باشد، زیرا در برخی روایات از او به همین نام یاد شده است. از جمله در روایت محمد بن نعیم صحاف که می گوید: محمد بن ابی عمیر، فروشنده سابری، وفات کرد و مرا وصی خود قرار داد. تنها وارث او زنش بود. پس من به عبد صالح(ع) در این باره نوشتم و حضرت در پاسخ نوشت: ماترک را به زنش بده و باقی را نزد ما بیاور.»17
سپس ایشان سه روایت را نقل می کنند که ابن ابی عمیر بدون واسطه از امام صادق(ع) درباره مسایل فقهی سؤال می کند. از نظر ایشان، روایات مذکور نمی توانند مرسل بوده باشند، زیرا گونه نقل روایت در آن ها، صراحت در سؤال از خود امام(ع) دارد. و محمد بن زیاد بن عیسی در سال (۲۱۷ق.) وفات یافته و امام صادق(ع) را درک نکرده است. پس باید محمد بن ابی عمیری که بدون واسطه از امام صادق(ع) روایت می کند، شخص دیگری باشد.
مضافاً این که محمد بن ابی عمیر اوّلی در زمان حیات امام کاظم(ع) وفات کرده، چه عبد صالح از القاب امام کاظم(ع) است و محمد بن زیاد بن عیسی، امامت امام جواد(ع) را به مدت چهارده سال درک کرده است. پس احتمال اتحاد این دو، ساقط خواهد بود.ایشان مطلبی را به عنوان تاکید در اثبات مدعای خود مطرح می کنند و آن روایتی است که در رجال کشی در ترجمه زراره بن اعین آمده است. کتاب، روایت را از بنان بن محمد بن عیسی، از ابن ابی عمیر، از هشام بن سالم، از ابن ابی عمیر نقل می کند که ابن ابی عمیر گفت: نزد ابی عبدالله صادق(ع) رفتم و… این روایت صراحت دارد که ابن ابی عمیر راوی، غیر از ابن ابی عمیر مروی عنه است. و ضعف سند این روایت به بحث ما ضرری نخواهد رساند.۱۸
نکته ای که باقی می ماند و باید بر طبق نظر مرحوم خویی پاسخ داد این است که بنابر گفته شیخ، حسن بن محمد بن سماعه از ابن ابی عمیر اول (از نظر ایشان) روایت کرده و حال آن که حسن بن محمد در سال (۲۶۳ق.) وفات کرده و ابن ابی عمیر در زمان حیات امام کاظم(ع) (نهایتاً در سال ۱۸۳ق.) رحلت کرده است. ایشان در حل این مشکل می گوید:«ما مطمئن هستیم که مطلب بر شیخ (قدس سره) مشتبه شده و حسن بن محمد بن سماعه از محمد بن ابی عمیر، زیاد بن عیسی، روایت می کند نه محمد بن ابی عمیر اوّل.»19
در این باره نظر میانه ای نیز وجود دارد که قائل آن علامه مامقانی است. ایشان ضمن آن که نسخه صحیح رجال شیخ را محمد بن ابی عمر می داند (بنابراین یک محمد بن ابی عمیر وجود دارد) معتقد است که محمد بن ابی عمیر از امام صادق(ع) نیز بدون واسطه روایت نقل کرده است. مرحوم مامقانی روایتی را نقل می کند که شیخ طوسی(ره) و کلینی(ره) با سند خود از ابن ابی عمیر آورده اند.۲۰ سپس می گوید:
«ظاهر این روایت، دلالت دارد که او امام را ملاقات کرده که آن، امری بعید هم نیست، زیرا باید ابن ابی عمیر در نهایت، ۸۷ سال عمر کرده باشد تا بتواند امام صادق(ع) را بعد از بلوغ خود ملاقات کند و ۸۷ سال، عمری قابل انکار نیست. پس دلیلی برای ارسال وجود ندارد، هم چنان که دلیل برای قلب سند نیست؛ به این معنا که محمد بن ابی عمیر مؤخر و قاسم بن عروه مقدم باشد تا این که در اصل چنین بوده باشد: محمد بن ابی عمیر، عن قاسم بن عروه، قال: سئلت ابا عبدالله(ع)…، زیرا اولا چنین امری بابی را می گشاید که مستلزم دست برداشتن از اصالت عدم سهو و عدم غفلت و دیگر اصول عقلایی (بدون قرینه) می باشد، به خصوص بعد از آن که سند به گونه ای که ذکر گردید در کافی (که از حیث ضبط، بهترین کتاب روایی است) و در نسخ متعدد آن، که یکی از آن ها نسخه ای است که بر فاضل مجلسی خوانده شده، آمده است.»21
ایشان درباره روایتی که در آن محمد بن ابی عمیر از هشام بن سالم و او از محمد بن ابی عمیر و او از امام صادق(ع) روایت کرده می گوید:« حتماً ابن ابی عمیر دوم، اشتباه نسّاخ بوده و بعید نیست که آن تصحیف شده محمد بن مروان باشد، زیرا او از کسانی است که هشام از او روایت می کند.»22
ایشان در جای دیگر می گویند:«روایت محمد بن نعیم صحاف دربارههوصی شدن او از طرف محمد بن ابی عمیر دلالتی بر تعدد ابن ابی عمیر ندارد، زیرا عبدصالح غالباً درباره امام کاظم(ع) اطلاق می شده نه این که بر دیگر ائمه(ع)، اطلاق نمی شده است.و محمد بن نعیم با این که از امام صادق(ع) روایت کرده می توانسته تا پایان عمر امام جواد(ع) زنده بوده باشد، زیرا اگر او پنج سال پس از بلوغ نیز امام صادق(ع) را درک کرده باشد، ولادت او در حدود (سال۱۲۸ق.) خواهد بود و اگر تا پایان امامت امام جواد(ع) باقی بوده باشد، عمر او ۹۲ سال بوده که آن، عمری عجیب و قابل انکار نیست.»23وی پس از طرح نظرهای مختلف در این بخش، نتیجه ای را که از هر یک از آن ها گرفته خواهد شد، مطرح می کند.
اگر قائل به این باشیم که نسخه محمد بن ابی عمر در رجال شیخ، صحیح است، اگر در سند روایت، محمد بن ابی عمر باشد او فردی است که درباره وثاقت یا عدم وثاقت او کلامی گفته نشده است.۲۴اگر قائل به وحدت ابن ابی عمیر باشیم، ابن ابی عمیر واقع شده در سند روایات، ثقه خواهد بود. و اگر قائل به تعدد محمد بن ابی عمیر باشیم، نتیجه بحث از زبان آیه الله خویی چنین خواهد بود:
« اگر روایت از امام صادق(ع) باشد، راوی محمد بن ابی عمیر اولی است که درباره او توثیقی وجود ندارد و یا این که روایت مرسل است [اگر نقل روایت به گونه ای باشد که امکان ارسال وجود داشته باشد] و اگر روایت از امام رضا(ع) یا جواد(ع) یا کسی که طبقه آن دو بزرگ وار است باشد، به طور جزم راوی محمد بن زیاد بن عیسی است و اگر روایت از امام کاظم(ع) باشد و کسی که از محمد بن ابی عمیر روایت می کند زمان امام کاظم(ع) را درک نکرده باشد (مانند حسن بن محمد بن سماعه) راوی، محمد بن زیاد خواهد بود. و اگر از کسانی باشد که زمان کاظم(ع) را درک کرده باشد، ابن ابی عمیری که از او روایت شده، اگر چه احتمال دارد که بر هر دو منطبق باشد، لیکن شکی نیست که به آن که معروف و مشهور است منصرف خواهد بود و اشتراک در این مورد اثری نخواهد داشت.»25آیا محمد بن ابی عمیر از امام کاظم(ع) روایت نقل کرده است؟شیخ طوسی بر این اعتقاد است که ابن ابی عمیر، امام کاظم(ع) را درک کرده، لیکن از ایشان روایت نکرده است.۲۶ لیکن نجاشی در رجال خود آورده که او امام کاظم(ع) را ملاقات کرده و از ایشان احادیثی را شنیده که در بعضی از آن ها حضرت او را با کنیه «ابا احمد» یاد کرده است.۲۷مشایخ و شاگردان
ابن ابی عمیر، نزد جمع بسیاری از اصحاب امام صادق، امام کاظم و امام رضا(ع) به استماع و ضبط روایت پرداخت. برخی از بزرگان، تعداد کسانی را که او از آنان روایت نقل کرده تا ۴۱۰ نفر ذکر کرده اند.۲۸در میان مشایخ او جمعی از بزرگان اصحاب ائمه(ع) وجود دارند که روایات بسیاری از آن ها شنیده است، هم چون: ابراهیم بن عبد الحمید اسدی، ۶۵ حدیث؛ حمّاد بن عثمان، ۲۲۱ حدیث؛ عبد الرحمان بن حجاج بجلّی، ۱۳۵حدیث؛ معاویه بن عمار، ۴۴۸ حدیث؛ هشام بن سالم، ۲۲۵ حدیث؛ حماد بن عیسی، ۹۲۱ حدیث؛ حَفض بن بَختَری، ۱۶۵ حدیث؛ عمر بن اذینه، ۲۵۴ حدیث؛ جمیل بن دَرّاج، ۲۹۸ حدیث؛ عبدالله بن بُکَیر، ۶۵ حدیث؛ هشام بن حکم؛ زراره بن اعین؛ محمد بن مسلم و….29
از آن جا که محمد بن ابی عمیر، بغدادی بوده، بایستی برای استماع، ضبط و تدوین حدیث به مدینه و کوفه و بصره (شهرهایی که مشایخ روایی او می زیسته اند) سفر کرده باشد.جمع زیادی از اصحاب ائمه(ع) نیز از آن محدّث بزرگ روایت نقل کرده اند، هم چون فضل بن شاذان نیشابوری، علی بن مَهزیار اهوازی، ابراهیم بن هاشم قمی، عبد الرحمان بن ابی نجران تمیمی، حسین بن سعید اهوازی، ابو عبدالله برقی، صفوان بن یحیی، حضرت عبد العظیم حسنی(ع)، عبدالله بن احمد یَهنک نخعی و برادرش عبید الله، عبدالله بن معروف، احمد بن محمد بن عیسی اشعری، عبدالله بن الصَلت قمی و….
تعداد کسانی که در حلقه درس و افاضه آن محدّث بزرگ، شرکت داشته اند و از وی روایت نقل کرده اند نزدیک به هشتاد تن بوده است. ۳۰کتاب های ابن ابی عمیر
علاقه و اهتمام وی به روایات امامان(ع) به حدی بود که صد کتاب از کتاب های اصحاب امام صادق(ع) را روایت کرده است. علاوه بر آن، خود، کتاب های روایی بسیاری را تدوین کرده که تعداد آن ها ۹۴۱ کتاب ذکر کرده اند.۳۱نگاهی به فهرست کتاب های آن صحابی گران قدر گستردگی و تنوع روایات او را در زمینه های مختلف علوم اسلامی (تاریخ، فقه، اصول فقه، کلام و تفسیر) نشان می دهد.
برخی از کتاب های او که در رجال نجاشی و نیز فهرست طوسی گزارش شده اند، از این قرارند:المغازی، الکفر والایمان، البداء، الاحتجاج فی الامامه، الحج، فضایل الحج، المتعه، الاستطاعه و الافعال و الرد علی اهل القدر والجبر، الملاحم، یوم ولیله، الصلاه، مناسک الحج، الصیام، اختلاف الحدیث، المعارف، التوحید، النکاح، الطلاق، الرضا(ع)، المبدأ، الامامه، ومسائله عن الرضا(ع).وی پس از حادثه از بین رفتن کتاب هایش، به تدوین دوباره روایاتی که از حفظ داشت پرداخت و آن ها را در ۴۰ مجلّد تحت عنوان «نوادر» جمع آوری کرد.۳۲ این علاوه بر کتاب هایی بود که دیگران قبل از آن حادثه از برخی از کتاب های او استنساخ کرده بودند.
اکنون از آن صحابی و محدث گرانقدر بیش از ۴۷۰۰ روایت در کتب روایی وجود دارد۳۳ که در زمینه های مختلف تفسیر، فقه و کلام است. ابن ابی عمیر علاوه بر آن که روایات فقهی بی شماری در جای جای ابواب فقهی از خود به یادگار گذاشته، حجم قابل ملاحظه ای روایت درباره مسائل کلامی نقل کرده است.در بزرگی و جلالت او در این زمینه، همین اندازه کافی است که بدانیم هشام بن سالم، دوست دیرینه او که از اصحاب متکلم برجسته امام صادق و امام کاظم(ع) به شمار می رفت، برای مناظره ای با هشام بن حکم، یکی دیگر از متکلمان برجسته حضرت، به این شرط حاضر به گفت وگو شد که محمد بن ابی عمیر حضور داشته باشد؛ در غیر این صورت از شرکت در بحث خودداری خواهد کرد. ۳۴
نگاهی به فهرست کتاب های او نیز گویای این امر می باشد.مرسل های مسند
ابن ابی عمیر علاوه بر این که از اصحاب اجماع می باشد،۳۵ از زمره کسانی است که روایت های مرسل او را هم چون مسند قابل اعتبار دانسته اند. پس از حادثه از بین رفتن کتاب هایش برخی از روایاتی را که از حفظ تدوین کرد به صورت مرسل است، لیکن دقت و تعهد او نسبت به نقل حدیث از افراد ثقه به حدی بود که مرسل های او را هم ردیف با مسند دانسته اند.
تقریباً تمامی علمای شیعه در طول تاریخ در قبول روایات مرسل ابن ابی عمیر اتفاق نظر داشته اند.۳۶ علامه مامقانی (م.۱۳۵۱ه.ق.) در این باره می گوید:«محمد بن ابی عمیر، تنها کسی است که تمامی علمای شیعه [در طول قرون گذشته] روایات مرسل او را پذیرفته و آن ها را مانند روایات مسند معتبر دانسته اند. اگرچه درباره برخی [از اصحاب ائمه(ع)] نیز این مطلب گفته شده، لیکن گوینده آن عده ای معدود بوده اند و درباره آن ها به مانند آن چه که درباره ابن ابی عمیر گفته شده، اتفاق نظر وجود نداشته است.»37
برخی وجود چند فرد ضعیف در میان مشایخ ابن ابی عمیر را دلیلی بر ردّ این مطلب که او جز از افراد ثقه روایت نقل نمی کرده دانسته اند، لیکن آیه الله شبیری زنجانی در سلسله درس های رجال خود بحث مفصلی در این باره کرده و به تک تک این موارد پاسخ داده اند.۳۸
 

————————————————————————————
پی نوشتها :
1. الفهرست، محمد بن حسن طوسی، (قم، انتشارات رضی) ص ۲۶۵؛ الرجال النجاشی، احمد بن علی نجاشی، به تحقیق سید موسی شبیری زنجانی (قم، انتشارات اسلامی) ص ۳۲۶۲. نک: تاریخ یعقوبی، به ترجمه محمد ابراهیم آیتی (مرکز انتشارات علمی و فرهنگی) ج۲، ص ۲۷۲؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج۴، ص ۳۶۵، ۳۷۵، ۵۰۲۳. الفهرست، شیخ طوسی، ص ۱۴۲۴. سابری: پارچه ای ظریف که در سابور فارس بافته می شده، و خرید و فروش و استفاده از آن شایع بوده است.۵. فضل بن شاذان (شاگرد ابن ابی عمیر)، ثروت او را نزدیک به پانصد هزار درهم گفته است (اختیار معرفه الرجال، ج۲، ص ۸۵۶). به گفته یکی از اساتید، نمی توان از این احتمال چشم پوشید که ابن ابی عمیر از وکلای امام کاظم(ع) بوده و وجوهات نزد وی جمع می شده است. آیا هارون و بعد از او مامون، با توجه به همین مطلب، پی در پی اموال او را مصادره می کردند؟ گرچه نقل صریحی مبنی بر وکالت او وجود ندارد، امّا از سوی دیگر، از وکلای حضرت، به جز آن هایی که پس از شهادت ایشان، امامت امام رضا(ع) را انکار کردند و به واقفیه گراییدند، نامی در میان نیست. شاید شدت تقیّه، موجب چنین امری شده است.۶. اختیار معرفه الرجال، شیخ طوسی ، به تصحیح میر داماد، به تحقیق سید مهدی رجایی (مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث)، ج۲، ص۸۵۵۷. همان.۸. او پس اختفای کتاب های خود، متواری شده بود.۹. درباره چگونگی از بین رفتن کتاب های ابن ابی عمیر نقل های متفاوتی در کتب رجالی وجود دارد. گفته شده که خواهر او کتاب ها را در غرفه ای گذاشت و کتاب ها در اثر جریان آب باران بر روی آن ها از بین رفت (الرجال النجاشی، ص ۳۲۶). و از ظاهر عبارت شیخ طوسی، چنین برمی آید که کتاب های ابن ابی عمیر در پی دستگیری اش، توسط ماموران مامون ضبط گردید که عاقبت کتاب های روایی اش را به او پس ندادند (اختیار معرفه الرجال، ج۲، ص ۸۵۴).آنچه در متن ذکر شد ظاهر نقل صحیح است. زیرا ابن ابی عمیر، خود به مناسبتی اشاره به دفن شدن کتاب هایش و از بین رفتن آن ها کرده است. (بحارالانوار بیروت، موسسه الوفاء ج۸۷، ص ۱۰۶ و ج ۲۰).۱۰. رجال النجاشی ، ص ۳۲۶ و ۳۲۷۱۱. رجال الطوسی، ص ۰۶۳۱۲. معجم رجال الحدیث(مرکز نشر آثار شیعه) ج۱۴، ص ۲۷۵ و ۲۷۶۱۳. رجال الطوسی، ص ۳۸۸۱۴. الفهرست، شیخ طوسی، ص ۱۴۲۱۵. جامع الرواه ، محمد بن علی اردبیلی (انتشارات کتاب خانه آیه الله مرعشی) ج۲، ص ۵۰۱۶. همان، ص ۵۶۱۷. معجم رجال الحدیث، ج۱۴، ص ۲۷۵۱۸. همان، ص ۲۷۵ ۲۷۷.۱۹. همان، ص ۲۷۷۲۰ و ۲۱. تنقیح المقال، مامقانی (قطع رحلی) ج۲، ص ۶۳(التنبیه الاول): وهی مارواه الشیخ وکذا الکلینی فی باب اوقات صلوه الجمعه والعصر من الکافی عن محمد بن یحیی، عن احمد بن محمد، عن محمد بن خالد، عن القاسم بن عروه، عن محمد ابن ابی عمیر، قال: سئلت ابا عبدالله(ع)….22. همان.۲۳. همان، ص ۶۴(التنبیه السادس).۲۴. نگارنده، نسخه های تصحیح شده برخی از کتاب های روایی که به وسیله آیه الله سید موسی شبیری زنجانی صورت گرفته و نزد فرزند فاضل ایشان بود، ملاحظه کرده است. در برخی از آن ها نسخه صحیح «محمد بن ابی عمر» است.۲۵. معجم رجال الحدیث، ج۱۴، ص ۲۷۷۲۶. الفهرست، شیخ طوسی،ص ۱۴۲۲۷. رجال النجاشی ، ص ۳۲۷. نگارنده، این روایات را با استفاده از برنامه رایانه ای مرکز تحقیقات علوم اسلامی ملاحظه کرده است.۲۸. نک: کلیات فی علم الرجال ، جعفر سبحانی (مرکز مدیریت حوزه علمیه قم)، ص ۲۲۳۲۹. معجم رجال الحدیث، ج۲۲، ص ۱۰۱ ۱۰۵۳۰. نک: معجم رجال الحدیث، ج۲۲، ص ۱۰۵ و ۱۰۶۳۱.رجال النجاشی ، ص ۳۲۷۳۲. اختیار معرفه الرجال، ج۲، ص ۸۵۴۳۳. معجم رجال الحدیث، ج۲۲، ص ۱۰۱۳۴. همان، ج۱۴، ص ۲۸۳۳۵. اختیار معرفه الرجال، ج۲، ص ۶۷۳۳۶. نک: کلیات فی علم الرجال، ص ۲۰۶ به بعد.۳۷. تنقیح المقال، ج۲، ص ۶۳. ذکر این نکته لازم است که برخی از بزرگان از جمله شهید ثانی در الدرایه، محقق حلی در المعتبر، سید طاووس، شیخ حسن عاملی در معالم الاصول، سید محمد عاملی (نوه شهید ثانی) در المدارک و آیه الله خویی در معجم رجال الحدیث به طور کلی روایات مرسل از جمله مرسلات ابن ابی عمیر را معتبر ندانسته اند. (نک: کلیات فی علم الرجال، ص ۲۲۰ ۲۲۲).۳۸. نک: کلیات فی علم الرجال، ص ۲۳۵ ۲۵۰

نوشته قبلی

فقه و فقاهت اسلامی

نوشته‌ی بعدی

حسن بن محبوب کوفی

مرتبط نوشته ها

آخرالزمان و نشانه های شگفت انگیز
آخر الازمان

آخرالزمان و نشانه های شگفت انگیز

مبارزات سیاسی امام باقر علیه السلام
امام باقر (ع)

مبارزات سیاسی امام باقر علیه السلام

شیعه علی علیه السلام
امام علی (ع)

شیعه علی علیه السلام

امام هادی (ع) مشعلدار هدایت
امام هادی (ع)

امام هادی (ع) مشعلدار هدایت

انقلاب های علویان معاصر امام عسکری (ع)
امام عسکری (ع)

امام حسن عسکری (ع) و منحرفان فکری

خطوط اصلی زندگی امام صادق (ع)
امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اتحاد اسلامی

نوشته‌ی بعدی

حسن بن محبوب کوفی

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

آخرالزمان و نشانه های شگفت انگیز

آخرالزمان و نشانه های شگفت انگیز

مبارزات سیاسی امام باقر علیه السلام

مبارزات سیاسی امام باقر علیه السلام

شیعه علی علیه السلام

شیعه علی علیه السلام

امام هادی (ع) مشعلدار هدایت

امام هادی (ع) مشعلدار هدایت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا