در شمارۀ پیشین اشاره شد که در مدت غیبت صغری مکتب تشیّع از رشد زیادی برخوردار بوده است. از آنجا که نائبان خاص بدون اجازۀ امام(ع) کاری انجام نمیدادند، این نکته مستفاد میشود که این رشد نمیتوانست بدون رهبری امام(ع) ایجاد شده باشد. به نظر میرسد برخی راههایی که امام مهدی(عج) به وسیلهی آن رشد مکتب تشیّع را در اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم مدیریت و رهبری کردند، بتوان در موارد زیر خلاصه نمود:
الف: گزینش نایبان و کارگزاران آنان
امام عسکری(ع) پیش از رحلت خود، عثمان بن سعید عمری را که از وکیلان و اصحاب خاص بود در چند مجلس به اصحاب خود معرفی و او را به عنوان نائب امام دوازدهم تعیین کرد. (شیخ صدوق/کمال الدین و تمام النعمه/ج۲/ص۴۷۶/ح۲۶) عثمان بن سعید قبلاً به مدت ده سال وکیل امام هادی(ع) بود و پس از آن وکالت امام عسکری(ع) را داشت و پس از رحلت امام عسکری(ع) به ظاهر مراسم تجهیز وی را انجام داد. (البته دراصل تکفین و نماز امام عسکری(ع) را امام مهدی(عج) برعهده داشت) عثمان بن سعید پس از چندی به بغداد نقل مکان کرد که آن زمان پایتخت و بزرگ ترین شهر مملکت اسلامی به شمار میرفت که بخش عمدهای از جمعیت آن را شیعیان تشکیل میدادند و در ضمن به شهر کوفه، پایگاه اصلی شیعه در عراق، نزدیکتر بود. در مدتی که او نیابت خاص امام دوازدهم را به عهده داشت شیعیان به وی رجوع میکردند و توقیعات صادر شده از طرف امام به دست وی به شیعیان میرسید. (همان/ص۲۳۷) عثمان بن سعید پیش از وفاتش مأمور شد تا پسرش محمد را به عنوان دومین نائب امام به شیعیان معرفی کند. دوران نیابت محمد بن عثمان طولانی و سخت بود و مهمترین مشکلات وی شامل: فشار و اختناق اعمال شده از جانب عباسیان، انحرافات دینی و فرقهای، القای شبهات گوناگون و حرکتهای رو به گسترش اسماعیلیان بود که وی با آنها درگیر بود. محمد بن عثمان در سال ۳۰۵ ق درگذشت و حسین بن روح نوبختی به نیابت او منصوب شد. او از مردم قم و مدتها از دستیاران محمدبن عثمان بود و با تدبیر و کیاست خود توانست در اوج بحران، اوضاع مساعدی را برای جامعه شیعی فراهم سازد و تا حد ممکن از فشارهای وارده از طرف حکومت بر آنان بکاهد. سیاست دینی وی به گونهای بود که هیچ تنش و واکنشی را علیه شیعیان پدید نمیآورد. بدین ترتیب دوران طولانی نیابت وی بهترین ایام غیبت صغری برای شیعیان بود. (محمد رضا جباری/سازمان رهبری شیعه در غیبت صغری) با درگذشت حسین بن روح نوبختی در ۳۲۶ ق محمد بن علی سَمَری به نیابت منصوب شد. وی آخرین نائب امام(ع) بود و در سال ۳۲۹ ق در گذشت. آخرین توقیعی که یک هفته پیش از وفاتش به دست او رسید وی را مأمور کرده بود که شخصی را به عنوان نائب امام بعد از خود معرفی نکند. این توقیع در واقع اعلامی بر آغاز غیبت کبرای امام(ع) بود.
در دوران غیبت صغری جریان گزینش نایبان چهارگانه به عنوان هدایت گران جامعه ى شیعی، و کارگزاران ساختار رهبرى کننده ى شیعه، به طور مستقیم از سوى ناحیه ى مقدسه، صورت مى گرفت. (الغیبه/ص۱۷۰/۱۹۱/والخرائج و الجرائح/قطب الدین راوندى/ج۱/ص۴۶۷) پایدار ماندن این سازمان و ادامه ى منظم روند امور و حفظ جامعه ى شیعه و دستگاه رهبرى کننده ى آن دربرابر خطر دشمن، اقتضا مى کرد که کارگزارانى زبده و مورد اطمینان براى این کار، برگزیده شوند. این سفرا علاوه بر اینکه ارتباط دهنده بین امام و جامعۀ شیعه بودند، از پراکنده شدن نظام شیعه در ابتدای دورۀ غیبت جلوگیری کردند؛ به عبارت دیگر آنان علم و پرچم تشیّع امامیه در زمان خود به شمار میرفتند که جامعۀ شیعی را از گمراهی و افتادن در مسیر مدّعیان و نحلههای دروغین و منحرف حفظ کردند. (الغیبه نعمانی /ص۱۶۱)
یکی از فواید مهم غیبت صغری این بود که ارتباط قریب به ۷۰ سالۀ امام مهدی(عج) با نایبان خاص شبهۀ توهمی بودن شخصیت ایشان را زایل کرد. (ولوی/دیانت و سیاست در قرون نخستین اسلامی/ص۲۵۸) علاوه برآن شیخ طوسی در کتاب «غیبت» مینویسد: «در زمان سفرای بزرگوار امام زمان(عج)، عدهای از مردم موثق بودند که از طرف سفرا توقیعاتی برای آنان میرسید، از جمله اینان ابوالحسین محمد بن جعفر اسدی بود». (الغیبه/الشیخ الطوسی/ص۴۱۵) امام(ع) در توقیعی او را از موثقان (مورد اعتماد) خود معرفی میکند و شیعه خود را به او ارجاع میدهد. (همان/همچنین ر.ک: بحار/ج۱۳/ص۶۹۱) از دیگر نمایندگان و سفرای امام زمان(عج)، احمد بن اسحق قمی و جماعت دیگر هستند که نامههایی در مدح آنان وارد شده است. احمد بن ادریس از احمد بن محمد بن عیسی از ابو محمد رازی نقل کرده که گفت: «من با احمد بن ابی عبد الله در محله عسکر بودیم که قاصدی از جانب امام زمان آمد و گفت: «احمد بن اسحق اشعری و ابراهیم بن محمد همدانی و احمد بن حمزه بن الیسع، همه نزد ما از موثقان به شمار میآیند». (الغیبه/الشیخ الطوسی/ص۴۱۷) علاوه بر این اشخاص دیگر نظیر محمد بن شاذان بن نعیم و محمد بن علی بن مهزیار الأهوازی در نامههای (توقیعات) دیگر امام، از شیعیان اهلبیت(ع) و مورد اعتماد ایشان معرفی شدند. ( همان/ص۲۹۰ـ۲۹۳)
ذکر این نکته ضروری است که با غیبت امام دوازدهم حضرت مهدی(عج) عباسیان و اهل تسنّن فکر میکردند که شیعیان به علت نداشتن امام حاضر، فعالیت های سیاسی خود را رها خواهند کرد و خلفای عباسی با خیال آسوده و با کنار رفتن طالبیان یکّهتاز میدان سیاست خواهند شد ولی عملاً از همین زمان فعالیت سیاسی شیعیان افزایش یافت و نفوذ در دستگاه خلافت و دربار سلاطین و حکّام و به دستگیری مشاغل مهمی نظیر وزارت نشان داد که شیعیان خود را برای به دست گرفتن قدرت به طور کامل آماده میکنند.
در شمارههای بعد به تسلّط تدریجی شیعه بر نقش عمدۀ جهان اسلام در اولین سدۀ غیبت اشاره خواهیم کرد.
منبع : نشریه امام شناسی ، شماره ۳۲

















هیچ نظری وجود ندارد