11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

معنای «حمد»

0
SHARES
24
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

عبارت مقدس الحمدلله ربّ العالمین آیه ی دوم سوره ی حمد یا فاتحه است و همه ی ما در زندگی روزمره بارها در نماز و غیر آن، این کلمه یا خلاصه ی آن الحمدلله را (حتی در احوالپرسی) به کار می بریم. اخیراً جست و جوی ترجمه ی دقیق این عبارت قرآن و در واقع کلمه ی «حمد»، مشغولیت فکری ده- پانزده روزه ای برای راقم این سطور پیش آورده است و حاصل تأمل و تحقیق او این مقاله ی کوتاه است.بنده در ترجمه ی خود از قرآن کریم این عبارت را چنین ترجمه کرده ام: «سپاس خداوند را که پروردگار جهانیان است». به یاد دارم که هنگام ترجمه، در این که برای «حمد» معادل «سپاس» را برگزینم یا «ستایش» را، مدت ها تردید و تأمل داشتم و سرانجام به دلایلی که طبعاً در این مقاله هم معروض خواهد شد جانب «سپاس» را گرفتم.منبع تحقیق، برای معادل یا ترجمه ی درست این کلمه، اول خود قرآن است، دوم حدیث، سوم ترجمه های فارسی قدیم و جدید قرآن مجید، چهارم تفاسیر، اعم از قدیم و جدید و فارسی و عربی، و پنجم فرهنگ هایی عام و خاص (ویژه ی لغات قرآن)، هدف ما در این مقاله این است که نشان دهیم آیا حمد را باید ستایش [ثنا= مدح] ترجمه کرد، یا سپاس [=شکر].
الف) حمد در قرآنکلمه ی حمد ۳۸ بار در قرآن مجید به کار رفته است. از مشتقات این کلمه حامدون (یک بار)، محمود (یک بار)، یُحمدوا (یک بار)، حمید (۱۷ بار) و محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) (چهار بار) در قرآن کریم مشاهده می شود. برای تسهیل کار، در این مقاله فقط در حدود ۱۵ مورد اول کلمه ی حمد را در قرآن بررسی می کنیم. کاربرد این کلمه در قرآن به نحوی است که هم می تواند حمل به معنای ستایش شود و هم سپاس. فی المثل در وَّیُحِبُّونَ أَن یُحْمَدُواْ بِمَا لَمْ یَفْعَلُواْ (آل عمران، ۱۸۸) (و دوست دارند برای آنچه نکرده اند ستوده شوند)، معنای ستایش آشکار است. ولی موارد بسیاری هم هست که کلمه ی الحمدلله، یا الحمدلله رب العالمین، در محل شکر و سپاس به کار رفته است؛ از جمله: فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُواْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (انعام، ۴۵) (و ریشه ی ستمکاران [مشترک] برکنده شد و سپاس خداوند را که پروردگار جهانیان است)؛ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَى الْکِبَرِ إِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ … (ابراهیم، ۳۹) (سپاس خداوند را که با وجود پیری، به من اسماعیل و اسحاق را ارزانی داشت…).
ب) حمد در سنّتاما فخر رازی در تفسیر کبیرش در شرح «الحمدلله رب العالمین» در فرق بین مدح و حمد دو حدیث آورده است. یعنی ابتدا گفته است که مدح (چیزی مانند مدیحه سرایی) منهیٌ عنه است، چنان که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: «احثّوا التراب فی وجوه المدّاحین»، اما حمد مأمورٌبه است، چنان که حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: «من لم یحمدالناس لم یحمدلله» (کسی که به مردم سپاس نگزارد یا شکر مردم را به جای نیاورد، شکر/ سپاس الهی را به جای نیاورده است). در این جا به جای سپاس نمی توان ستایش گذاشت. این حدیث یادآور حدیث یا عبارت معروف دیگری است که با کلمه ی شکر بیان شده است: «من لم یشکر المخلوق، لم یشکر الخالق».غزالی می نویسد: «و رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: روز قیامت منادی کنند که اَینَ الحمّادون؟ [کجایند شکرگزاران؟] هیچ کس برنخیزد مگر آنکه خدای (تعالی) را شکر کرده باشد در همه حال» (کیمیای سعادت، ۳۵۶/۲). از این حدیث برمی آید که حمّاد به معنای شاکر و شکور است، نه ستایشگر.ابوالفتوح رازی می نویسد: «عبدالله بن عمر روایت می کند که رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: الحمد رأس الشکر، ماشکر الله عبداً لا یحمده. گفت: حمد تفسیر شکر است، شکر نکرده باشد خدای را بنده ای که حمد خدای تعالی نکند و این خیر مُنبی است از آن که «حمد» عام تر از شکر باشد…» (تفسیرابوالفتوح، تصحیح دکتر یاحقی- دکتر ناصح، ۶۳/۱). اما فخر در فرق حمد و شکر گوید: «حمد برای دفع مضرات و مکروهات است چه برای خود چه برای دیگران، و شکر فقط سپاس از نعمت الهی بر خویشتن است».همچنین ابوالفتوح می نویسد: «محمدبن الکعب القرظی گفت: نوح (علیه السلام) چون طعام بخوردی، گفتی «الحمدلله» و چون جامه پوشیدی، گفتی «الحمدلله» و چون برنشستی گفتی ‌«الحمدلله». خدای تعالی نام او را در جمله ی شاکران بنوشت، گفت: انّه کان عبداً شکوراً» (64/1).
ج) حمد در تفاسیربحث و نقل از تفاسیر را از قدیمترین تفسیرها آغاز می کنیم. در تفسیر ابن عباس در شرح الحمدلله ربّ العالمین آمده است: «یقول الشکر لله…».در تفسیر طبری [در خلاصه ای که نُجیبی از آن فراهم کرده است] در معنای کلمه ی حمد در همین آیه (دوم سوره ی فاتحه) آمده است: «الشکر».قشیری در لطائف الاشارات، حمد را به نحوی تفسیر می کند که از آن ستایش برمی آید: «حقیقه الحمد ثناء علی المحمود…».زمخشری می نویسد: «حمد و مدح همانند و خویشاوندند و آن عبارت است از ثناء و نداء بر نعمت نیکو و غیر آن… ولی شکر فقط به نعمت تعلق می گیرد و به قلب و زبان و اندام هاست…» می توان گفت زمخشری جانب معادل «ستایش» را می گیرد.شیخ طوسی در تبیان می نویسد: «و معنای الحمدلله شکر برای خداست، ویژه ی او به سبب انعامی که با انواع نعمت های دینی و دنیایی در حق بندگان کرده است. بعضی گفته اند الحمدلله همان ثنای بر او به اسماء و صفات اوست. و الشکرلله، ثنای بر نعمت ها و مواهب اوست. از نظر لغوی تعریف اول درست تر است، زیرا حمد و شکر به جای همدیگر [مانند مترادفان] به کار می روند».طبرسی می نویسد: «حمد و مدح و شکر دارای معانی نزدیک به همند. فرق بین حمد و شکر این است که حمد نقیض ذم است، چنان که مدح نقیض هجا هم هست. و شکر نقیض کفران است. حمد ممکن است در ازای نعمت هم نباشد، اما شکر اختصاص به نعمت دارد، با این تفاوت که حمد در موضع شکر نهاده شده است و گویند الحمدلله شکراً، یعنی شکر را از جهت مصدر بودن نصب می دهند و اگر حمد در معنای شکر نبود این نصب (در کلمه ی شکر) جایز نبود…» (مجمع البیان، ۱۲۱/۱).ابن کثیر می نویسد: «ابن عباس گفته است که الحمدلله کلمه ی شکر است و چون بنده ای گوید الحمدلله، خداوند فرماید: شکرنی عبدی [بنده ام مرا سپاس گزارد/ شکر کرد]» (همو چندین و چند حدیث نقل می کند که از اغلب آن ها برمی آید که حمد یعنی شکر، یعنی سپاس).شوکانی در تفسیر فتح القدیر، که بر وفق نظرگاه مذهب زیدی نوشته شده است، از قول ابن جریر (طبری) که حمد و شکر را مترادف می داند دفاع می کند.قاضی بیضاوی در انوارالتنزیل بیشتر جانب معنای «ثنا» [=ستایش] را می گیرد. از مفسران معاصر مرحوم مغنیه و علامه طباطبایی هم حمد را به «ثنا» معنی کرده اند.
د) حمد در فرهنگ های لغتخلیل بن احمد در کتاب العین: نقیض الذم [یعنی ستایش و ستودن].ابن منظور در لسان العرب‌: الحمد: نقیض الذم.لحیانی گوید: حمد یعنی شکر و بین آن ها فرق نگذاشته است.اخفش گوید: الحمدلله یعنی الشکرلله. حمد الهی ثنای اوست و می تواند شامل شکر نعمت او هم بشود، پس حمد اعم از شکر است… .فیروزآبادی در القاموس المحیط: الحمد: الشکر، و الرضی، والجزاء، و قضاء الحق… .زیبدی در تاج العروس، که شرح قاموس است، بر آن است که فیروزآبادی با جمهور اهل لغت همسخنی و همسویی دارد در این که حمد و شکر را مترادف می داند.راغب اصفهانی در مفردات: الحمدلله تعالی، الثناء علیه بالفضیله… و آن اخص از مدح و اعم از شکر است… یعنی هر شکری حمد است، ولی هر حمدی شکر نیست… .دامغانی در قاموس القرآن چند معنی برای حمد قائل است: ۱٫ امر ۲٫ منت ۳٫ نمازهای پنجگانه ۴٫ ثنا و مجد ۵٫ شکر. و می نویسد که در سوره ی فاتحه، الحمدلله رب العالمین یعنی الشکرلله. و نظیر آن در سوره ی انعام، آیه ی ۴۵ و کهف، آیه ی ۱ و فاطر، آیه ی ۱ نیز به همین معنی آمده است.محمد بن محمد بخاری در المستخلص فی ترجمان القرآن: الحمد: ستودن و سپاس و ستایش… .در تراجم الاعاجم و مجهول المؤلف آمده است: الحمد: ستودن. در ترجمان القرآن تألیف میرسیدشریف جرجانی و در لسان التنزیل: حمد: ستودن و ستایش.
هـ) حمد در ترجمه های فارسی قرآنچنان که اشاره شد، برای تسهیل کار، فقط کاربرد ۱۵ مورد اول حمد را در قرآن مجید در این ترجمه ها یا تفسیرهای فارسی (نظر به ترجمه هایشان) مبنای نقل و آمارگیری قرار داده ایم.
۱٫ در قرآن قدس، از میان ۱۴ مرتبه ی اولی که حمد در آن آمده است (این اثر، ترجمه ی حمد و بخشی از بقره را فاقد است) هر ۱۴ جا به «سپاس» ترجمه شده است (توجه داریم که به احتمال بسیار و به قول بعضی صاحب نظران، این اثر کهن ترین ترجمه ی موجود فارسی قرآن کریم است، حدوداً متعلق به سال های ۲۵۰ تا ۳۵۰ ق). چنان که ملاحظه می شود، همه ی معادل های حمد در این اثر فقط «سپاس» است.۲٫ در ترجمه ی تفسیر طبری، از ۱۵ مورد، ۷ مورد «سپاس» آورده است، ۴ مورد شکر، ۲ مورد شکر و سپاس، و دو مورد هم به ترجمه درنیامده است. در این اثر اکثریت قریب به اتفاق با «سپاس» و شکر (و سپاس) است.۳٫ در ترجمه ی آیات، در تفسیر سورآبادی، معادل ها از این قرار است: سپاس و ستایش (۳ مورد)، سپاس و آزادی (۷ مورد)، سپاس و آزادی و ستایش (۱ مورد)، ستایش (۳ مورد)، بدون ترجمه (۱ مورد). در این اثر غلبه ی نسبی با «سپاس» است.۴٫ در فرهنگنامه ی قرآنی (فرهنگ برابرهای فارسی قرآن، براساس ۱۴۲ نسخه ی خطی کهن محفوظ در کتابخانه ی مرکزی آستان قدس رضوی)، از ۴۵ معادل فارسی که در برابر ۲۶ عبارت قرآن (دارای کلمه ی حمد و مشتقات آن) آورده است، حاصل آمارش از این قرار است: «سپاس» (11 مورد)، سپاس و ستایش (۳ مورد)، سپاس داری (۴ مورد)، ستایش (۱۲ مورد)، سپاس و ستایش و آزادی (۳ مورد)، و چند مورد هم ثناء و درود. در این مرجع غلبه و اکثریت با «سپاس» است.۵٫ در تفسیر کشف الاسرار میبدی: ستایش (۳ مورد)، ستایش نیکو/ ستایش به سزا/ ستایش پاک (۶ مورد)، ثنا به سزا (۲ مورد)، به پاکی بستای (۲ مورد)، حمد و ستایش/ حمد و ثنا (۲ مورد). چنان که ملاحظه می شود در این تفسیر غلبه ی مطلق با «ستایش» و «ثنا» ست.۶٫ در تفسیر ابوالفتوح رازی: سپاس (۱۳ مورد)، شکر/ شکر و سپاس (۲مورد). چنان که ملاحظه می شود در این تفسیر غلبه ی مطلق با «سپاس» است.۷٫ ترجمه ی قرآن ۵۵۶ ق: در این اثر ۱۳ مورد «سپاس» و دو مورد نماز کردن/ نماز کن به کار رفته است.۸٫ تفسیر نسفی: ۱۱ مورد «سپاس» 2 مورد حمد، یک مورد آفرین و یک مورد شکر.۹٫ ترجمه ی شاه ولی الله دهلوی: ۹ مورد «ستایش»، ۲ مورد حمد و ۴ مورد «سپاس».10. ترجمه ی مرحوم محمدکاظم معزّی: ۱۴ مورد «سپاس» و ۱ مورد «ستایش».11. ترجمه ی مرحوم قمشه ای: ۱۱ مورد «ستایش»، ۱ مورد حمد، ۲ مورد ستایش و سپاس و یک مورد هم بدون ترجمه.۱۲٫ ترجمه ی مرحوم پاینده: ۱۳ مورد «ستایش» و ۲ مورد «سپاس».13. ترجمه ی آقای عبدالمحمد آیتی: ۱۱ مورد «سپاس»، ۳ مورد «ستایش» و یک مورد «بستای».14. ترجمه ی مرحوم رهنما: ۹ مورد «ستایش»، ۴ مورد «سپاس» و ۳ مورد «شکر».15. ترجمه ی آقای محمد خواجوی: ۱۰ مورد «ستایش»، ۴ مورد «سپاس» و ۱ مورد «حمد».16. ترجمه ی حکمت آل آقا: ۱۴ مورد «ستایش» و یک مورد حذف در ترجمه.۱۷٫ ترجمه ی آقای محمد باقر بهبودی: ۴ مورد «ستایش»، ۵ مورد «سپاس»، ۱ مورد حمد، ۳ مورد «سپاس و ستایش»، ۱ مورد «سپاس و ثنا» و ۱ مورد «شکر و سپاس».18. ترجمه ی آقای جلال الدین فارسی: هر ۱۵ مورد «سپاس و ستایش».19. ترجمه آقای دکتر جلال الدین فارسی: هر ۱۵ مورد «سپاس و ستایش».20. ترجمه ی آقای محمدمهدی فولادوند: ۱۱ مورد «ستایش»، ۳ مورد «سپاس» و ۱ مورد «حمد».21. ترجمه ی آیت الله مکارم شیرازی: ۷ مورد «ستایش»، ۶ مورد «حمد»، ۱ مورد حمد و ستایش» و ۱ مورد «شکر».22. ترجمه ی بهاء الدین خرّمشاهی: ۱۴ مورد سپاس» [با این توضیح که دو مورد چون «بحمد» بوده، «سپاسگزارانه» ترجمه شده است]. و یک مورد الحمدلله رب العالمین عیناً حفظ شده است.
نتیجه گیریبنده در طی این تحقیق به چند نتیجه رسیده ام که فهرست وار یاد می کنم:۱٫ کلمه ی «الحمد»، به ویژه به صورت «الحمدلله»/ الحمدلله رب العالمین، چه در قرآن کریم، چه در عرف، آن هم از عرف صدر اول اسلام که در احادیث منعکس است، تا عرف امروز جهان اسلام و حتی ایران خودمان، در مقام شکر و سپاس بیان می گردد. چنان که شواهد قرآنی و حدیثی متعددی نقل کردیم. در عرف، حتی در تعارف مسلمانان وقتی پرسیده می شود حال شما چطور است، در پاسخ گفته می شود «الحمدلله» یا «حمداً»/ «بحمدلله»، یا «شکر»/«شکراً». نظیر این که در محل و مقام شکر است و شکر یعنی سپاس و نه ستایش. حافظ می گوید:۱٫ ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله۲٫ کارم بکام است الحمدلله۳٫ لله حمد معترف غایه النعم۴٫ بحمدالله و المنه بتی لشکرشکن دارمو چنان که اشاره شد که معادل و ترجمه ی فارسی حمد به معنای شکر/ سپاس است. باز در این مقام حافظ گوید:
بدین سپاس که مجلس منوّر است به دوست *** گرت چو شمع جفایی رسد بسوز و بساز۲٫ در احادیث نبوی و نیز در تفاسیر روایی، با آن هایی که جنبه ی روایی هم دارند، «حمد» برابر با شکر یعنی برابر با «سپاس» فارسی است، چنان که از تفسیر ابن عباس و طبری و ابوالفتوح و ابن کثیر و شیخ طوسی (تبیان) و چند منبع دیگر نقل کردیم.۳٫ برعکس تفسیرهای عقلی، یا آن ها که جنبه ی عقلی و عرفانی شان بر جنبه ی نقلی می چربد، یا هر دو معنی یعنی هم سپاس و هم ستایش برای حمد نقل شده است، یا غلبه (اعم از نسبی یا مطلق) با معنای ستایش است، چنان که تفسیر کبیر فخر رازی هر دو معنا را دارد و زمخشری گرایش به «ستایش» دارد و نیز تفسیر امام قشیری (لطائف الاشارات) و تفسیر بیضاوی (انوارالتنزیل) و تفسیر المیزان «ستایش» معنی کرده اند.۴٫ فرهنگ نویسان هر دو معنی را به یکسان برای «حمد» یاد کرده اند. یا اگر هم هر یک فقط جانب یک معنی را گرفته باشند، در مجموعه همزور و همسنگ هستند.۵٫ فرهنگ های ویژه ی قرآن که عربی به فارسی هستند، بیشتر جانب معنای ستایش را گرفته اند.۶٫ اما اگر بر مبنای همین تحقیق بخواهیم به کمیت گرایی و آمار و اکثریت توجه کنیم، به این اعداد و ارقام می رسیم که در این مقاله، منابع پنجگانه ی ما حدود ۱۷۷ فقره «حمد» رابه معنای سپاس و شکر گرفته اند، یا در جهت تأیید و ترجیح آن هستند و ۱۳۹ فقره «حمد» را به معنای «ستایش» و «ثنا» گرفته اند، یا در جهت تأیید و ترجیح آن هستند.[اندکی بی دقتی در شمارش، لطمه ای به بحث ما نمی زند].۷٫ آخرین دلیل راقم این سطور در جهت ترجیح «سپاس»، به «ستایش» یک واقعیت زبانی- ادبی است.مراد یک پدیده ی کهن، اما جدیدالاکتشاف و تازه نامگذاری شده ی زبانی است که در زبان انگلیسی به آن Speech act می گویند که نوعی «اسم فعل» و کلام انشایی است و می توان آن را به سخنِ کارساز»، «کلام- کردار» و نظایر آن ترجمه کرد. این موجود یا پدیده ی زبانی تقریباً در تمامی زبان های طبیعی و پیشرفته ی بشری وجود دارد و عبارت است از کلامی که از حد کلام فراتر می رود و به نوعی کار تبدیل می شود، یعنی در حدّ حرف نمی ماند بلکه کارساز و کار راه انداز است. چنان که وقتی عاقد برای زوج جوان، خطبه ی عقد می خواند و می گوید من شما را به عقد همدیگر درآوردم/ درمی آورم (البته در هر فرهنگ و حقوق و فقهی جزئیات آن فرق دارد) همین سخن، آن ها را به عقد همدیگر درمی آورد. یا اگر شاهدی در حضور قاضی یا دیگری بگوید «من به این قرآن قسم می خورم» عمل قسم خوردن انجام گرفته است، دیگر لازم نیست صیغه ی قسم جاری کند، گو این که صیغه های عقود و معاملات هم همین خاصیت را دارد. این کتاب را خریدم (در محل انشاء و هنگام معامله) کار معنوی معامله را انجام می دهد. همین طور عباراتی چون من به شما تبریک می گویم/ تسلیت می گویم/ عذر می خواهم و ده ها نظیر آن. حال «خدا را شکر»، «سپاس خدا را» یا «الحمدلله» [رب العالمین] هم از همین قبیل است. یعنی قائلش با ادا کردن آن، عمل شکر یا حمد را انجام می دهد. حال پس از این مقدمه، عرض می کنم که همه ی ما در عرف عربی و فارسی قبول داریم که الحمدلله از همین قبیل است. اما اگر «حمد» به معنای ستایش باشد یا گفتن و ادای عبارت «ستایش خدای را» عمل ستایش انجام نمی گیرد. بلی اگر کسی بگوید: تعالی الله الملک الحق، یا لا اله الا الله الملک الحق المبین یا سبُّوحُ قدوسٌ ربّ الملائکه و الروح و نظایرآن، آن گاه است که عمل ستایش را انجام داده است.منبع مقاله:
خرّمشاهی، بهاء الدین؛ (۱۳۸۹)، قرآن پژوهی (۲)، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ نخست
 

نوشته قبلی

سبک ترجمه ی قرآن کریم

نوشته‌ی بعدی

جمل؛ شتر یا طناب کشتی؟

مرتبط نوشته ها

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

جمل؛ شتر یا طناب کشتی؟

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا