۲۴ آذر ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • انقلاب اسلامی
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • انقلاب اسلامی
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

مفهوم نظریه ی تفسیری (۱)

0
SHARES
11
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مقدمهتفسیر قرآن، در میان سایر علوم اسلامی، اولین دانشی است که پیشینه ی تاریخی آن به عهد رسالت برمی گردد و تاکنون اطوار چهارگانه ی تأسیس، تأصیل، تفریع و تجدید را سپری کرده است. (۱) دانش تفسیر، در ادیان آسمانی، نظر به پیوند آن با شرح متون مقدس، از اهمیت خاصی برخوردار است. ارزش تفسیر به اهمیت متن، و منزلت ماتن وابسته است. این هر دو مقدار که از منزلت برخوردار باشند، تفسیر نیز به همان میزان دارای اهمیت، ارزش و دقت خواهد بود. (۲) از اینرو کیفیت تفسیر تابع شناخت مفسر از منزلت ماتن است. (۳) تفسیر فرایندی ساده و بالبداهه نیست بلکه از نوعی دقت و ظرافت برخوردار است. مفسّر باید پیش از تفسیر نسبت به حقیقت تفسیر، پیش فرضها و لوازم آن اندیشه کند و نظام تفسیری خود را در قالب نظریه تفسیری استوار سازد. مقصود از نظریه ی تفسیری، مجموعه شاخصه ها و مؤلفه هایی است که دانش تفسیر را شکل می دهد و تصور آنها در تعریف تفسیر ضروری است. طرح پرسشهایی درست (۴) درباره ی « هویت دانشی تفسیر » (5)، امکان، پیش فرضها، مراحل، منابع، هدف، قواعد، قلمرو، انواع، روشمندی تفسیر، شرایط مفسر،… و یافتن پاسخی مناسب به آنها، در تبیین نظریه ی تفسیری یک مفسر ضروری است. (۶) آنچه امروزه به عنوان « فلسفه تفسیر » ‌مطرح است در حقیقت، رهیافتی از نوع منطق فهم دین، برای یافتن پاسخی درخور به این مسائل است. (۷) این پاسخها می تواند از پیش فرضهای کلامی، تاریخی و ادبی مفسر تأثیر بپذیرد و از یک مذهب و مفسری تا مذهب و مفسری دیگر متفاوت باشد و در نتیجه به اختلاف نظریات تفسیری بینجامد، از این رو، یکی از اسباب مؤثر در اختلاف آراء تفسیری مفسران، اختلاف نظر آنان در مبانی تفسیر است (۸) که در منابع و روش تفسیر نیز بُروز می یابد؛ از مبانی، منابع، روش، قلمرو و داوری تفسیر، به جهت تأثیرگذاری در دیگر ابعاد تفسیر، می توان به عنوان مؤلفه های اساسی نظریه تفسیری یاد کرد. در مطالعه تاریخ تفسیر از نقطه نظر توجه مفسران به مؤلفه های نظریه تفسیری، نکات ذیل قابل درنگ است:الف) از آغاز پیدایش دانش تفسیر تاکنون، تعریف اصطلاحی واحدی از آن ارائه نشده است؛ تبیین هویت حقیقی تفسیر و لوازم آن، از گذشته تاکنون، میان قرآن پژوهان مطرح بوده و تقریباً یکی از دغدغه های مشترک آنان، ارائه تعریفی نسبتاً جامع از تفسیر و تعیین حد و حدود، و چند و چون آن بوده است. همین دغدغه امروزه نیز، به گونه ی دیگری مطرح است، و بازشناسی حقیقت تفسیر و ساز و کار آن از اهداف اصلی چنین پژوهشهایی تلقی شده است. (۹) البته این مهم، جز با تلاشی سخت و رصدی ژرف در حیات گذشته، حال و آینده ی تفسیر، دست یافتنی نیست. شاهدْ آنکه هنوز هم در تعریف تفسیر میان قرآن پژوهان فریقین اختلاف نظر به چشم می خورد، و در نگاهی خوشبینانه، تنوع رأی وجود دارد. (۱۰) هرچند معنای لغوی واژه ی تفسیر – کشف حسی، معنوی و معقول- تقریباً اجماعی است (۱۱)، لکن مفهوم اصطلاحی آن در نگاشته های تفسیری گونه گون است (۱۲). خاستگاه این چندگانگی به دیدگاه صاحبان تعاریف در جواز و عدم جواز تفسیر غیرمأثور، حدود تفسیر، مرز تفسیر با تأویل می گردد، که گاه باعث شده برخی از تعاریف، به تعریفِ تأویل تبدیل شود. (۱۳)ب)تاریخ تفسیر، امروزه پژوهشگران را با تعاریف متعدد و کامل تر در مقایسه با تعاریف پیشینیان- که از سادگی و بساطت مفهومی برخوردار بودند- رو به رو کرده است؛ مفسران پسین، گاه تعاریف پیشینیان را تکمیل کرده، بر تعاریف آنان قیودی افزوده یا از آن کاسته اند. به طور کلی، در این تعاریف، تفسیر گاه به کوشش فکری مفسر و گاه به مثابه ی یک دانش تعریف شده است. (۱۴)که تنها اختلافشان در نوع تعبیر بوده و با تسامح می توان گفت که مقصود هر دو تعریف از تفسیر، یکی است؛ هرچند که این سخن در جای خود درست است که دانش تفسیر، همانند دیگر علوم اسلامی، از نزول وحی تا کنون، سیرِ تکاملی داشته و به تدریج به صورت دانشی قاعده مند و روش مند در آمده است؛ برخی از مستشرقان نیز در پژوهشهای خود بر این نکته اصرار دارند که نظریه و روش تفسیر اسلامی در سه قرن نخست هجری وامدار و اقتباسی از شیوه ی تفسیری مفسران مسیحی- یهودی معرفی کنند و فرایندی اقتباسی و تکاملی بر آن قائل شوند. (۱۵) البته روشن است که اصل دانش تفسیر و کاربرد آن در شرح متون دینی، دیرینه ای پیشااسلامی دارد و حتی اصطلاح تفسیر در آغاز به شرح کتب و نوشته های علمی و فلسفی اطلاق می شد و مترادف با شرح و بیان معانی آنها بود، و به همین معنا شرح های یونانی و عبری آثار ارسطو را تفسیر گفته اند (۱۶)، از این رو نمی توان ابتدای پیدایش دانش تفسیر را آغاز نزول قرآن دانست بلکه ریشه ی تاریخی آن به پیش از اسلام می رسد (۱۷)، اما این به معنای همانندی مبانی تفسیر قرآن با مبانی تفسیر عهدین و دیگر متون علمی نیست.
یک. نظریه ی تفسیری: اجتهادی یا تقلیدینظریه ی تفسیری، ‌از لحاظ شیوه ی اکتسابی آن، به دو گونه ی اجتهادی و تقلیدی تقسیم می شود. اجتهادی بودن یعنی مفسّر با انجام تحقیقاتی شخصاً به نظریه ای دست بیابد، اما تقلیدی، عکس شیوه ی اجتهادی است. مفسرانی که تفسیر منسجم و روشمندی ندارند درواقع فاقد نظریه ی اجتهادی هستند یا از نظریات دیگر مفسران اقتباسی ناقص کرده اند. این مفسران به طور مجازی نقش مفسر را ایفا کرده اند و اطلاق داشتن نظریه تفسیری بر آنان از روی تسامح است، چرا که نظریه ی تفسیری تقلیدی، در حقیقت نظریه نیست؛ به همین سان است مفسرانی که تفاسیرشان چیزی جز آراء و اقوال مفسران پیشین و احتمالات ذهنی بیش نیست. خوش بینانه آن است که بگوییم اینان مقلدانه یا از روی تفنن به تفسیر پرداخته اند. به بیان دیگر یکی از علتهای تفاوت تفاسیر به سطح آگاهی و وضوح نظریه تفسیری نزد مفسّران برمی گردد؛ مفسّری که چارچوب نظریه ی تفسیریش برای وی روشن باشد آن را تبیین و ترسیم می کند اما فردی که موضوع برایش مبهم و پیچیده است بهتر می بیند که آن را یاد نکند و این به اضطراب و پریشانی چهره ی تفسیری وی منجر می شود. (۱۸)اصولِ منطق تحقیق و ضوابط اخلاق پژوهش، ایجاب می کند مفسران پیش از اقدام به تفسیر، نظریه تفسیری ( مبانی، منابع، روش، قلمرو و داوری ) خود را مشخص کنند و در سراسر تفسیر آن را رعایت نمایند. بهتر است مفسر اصول کلی نظریه تفسیری را با تکیه بر نتایج تحقیقاتی خودش، سامان دهد و تا زمانی که نسبت به بنیادهای معرفتی نظریه تفسیری اقناع علمی و عقلی نیافته، از التزام عملی بدان بپرهیزد و از تقلید نظریات تفسیری دیگران بدون تحقیق و تفحص، خودداری کند، تا در مقام نقد و ایراد، توان تحلیل و دفاع را داشته باشد. این نکته بدان معنا نیست که نظریات تفسیری در تمامی اصول، متضاد و متقابل هم هستند، بلکه مقصود تأکید بر ویژگی تحقیقی و اجتهادی بودن نظریه تفسیری منتخب است که مفسر باید دشواریهای دستیابی به آن را تحمل کند. سبب تمایز نظریات تفسیری از همدیگر ( با وجود اشتراکات متعدد ) اختلاف آنها در یک مبنای نظری، منبع یا شیوه تفسیری است که یک نظریه ی تفسیری را از نظریه ی دیگر متفاوت می سازد و اجتهادی بودن نظریه های تفسیری در همین اصول اختلافی ظهور و بروز پیدا می کند.
دو. اکتشاف نظریه تفسیری
الف) ‌منابعمقصود از منابع، در این عنوان، مجموعه داده ها و مواد علمیی است که نظریه تفسیری مذهب و مفسری از درون آنها قابل بازیابی است. تبیین نظریه تفسیری هر مفسّر یا مذهبی باید مستند به منابع معتبر باشد تا انتساب نظریه به مذهب موردنظر، از لحاظ منطقی، صحیح باشد و در مقام نقد، شایستگی استناد داشته باشد. این یک اصل بدیهی است و وجدان آدمی درستی آن را درک و تأیید می کند. منابع اکتشاف نظریه تفسیری در یک نگاه کلی به دو دسته اصلی و فرعی تقسیم می شوند.الف) منابع اصلی، منابع مستقیم و مرجعی هستند که داده های اولیه ی نظریه ی تفسیری در آنها وجود دارد و به دو قسم عقلی و نقلی تقسیم می شوند. ادله ی عقلی قابل استناد در نظریات تفسیری، مشترک است و اختلاف در مقام حجیت برخی از مراتب عقل و تطبیق ادله عقلی است. منابع نقلی می تواند متنوع و متأثر از اندیشه مذهبی مفسّر باشد. همین تنوع و تکثر منابع نقلی است که سبب تکثر و تفاوت نظریات تفسیری شده است. منابع نقلی باید، از نظر تاریخی، قدمتی همپای تکوین و پیدایش مذهب مفسر داشته باشد، از این رو منابعِ متأخر از عهد تکوین مذهب، ارزش استنادی و اکتشافی در نظریه پردازی ندارند، مگر اینکه از نظر تاریخی تعلق آنها به عهد تکوین مذهبْ اثبات گردد و اعتبار متنی آنها نیز به تأیید عقل برسد.ب) منابع فرعی، منابع مأخوذ از منابع اصلی اند که در آراء‌متفکران نامدار مذهب تبلور می یابند، به ویژه در آثار متفکرانی که نزدیک به عهد پیدایش منابع اصلی باشند یا اشراف عمیق و گسترده ای بر آنها داشته باشند.
ب) شیوهبرای اکتشاف نظریه ی تفسیری یک مفسّر سه شیوه وجود دارد که می توانند مکمل هم باشند.اول) مقدمه تفسیر مفسّر مورد نظر به دقت مورد مطالعه قرار بگیرد و بنیادهای نظری وی درباره ی تفسیر استخراج و تحلیل گردد.دوم) مفسّرانی که مبانی و اصول تفسیری خود را در مقدمه ی تفسیرشان بیان نمی کند و تفاسیرشان فاقد مقدمه تفصیلی است، معمولاً در اثنای تفسیر آیات به مبانی خود اشاره کرده اند. در این موارد باید تمامی تفسیر وی به دقت بررسی گردد تا نظریه تفسیری وی استخراج شود. اتقان و جامعیت نظریه ارائه شده به سعه ی پژوهش و توان تحلیلی محقق بستگی دارد. (۱۹)سوم) برخی از مفسّران پیش از اقدام به نگارش تفسیر، کتاب یا رساله ای خاص و مستقل در موضوع اصول و مقدمات تفسر می نویسند و مبادی تصوری و تصدیقی تفسیر را در آن تبیین می کنند. چنین مفسرانی در تفسیرشان به اصول و مبانی تفسیر نپرداخته اند یا گذرا از آنها عبور کرده اند. در چنین مواردی محقق باید آثار این گونه مفسر را شناسایی کند و مبتنی بر آن به تبیین نظریه ی تفسیری وی بپردازد. گاه ضروری است جهت روشن ساختن التزام عملی مفسّر به اصول مذکور، به تفسیر وی نیز مراجعه شود. از معتبرترین روشها در اکتشاف نظریه ی تفسیری یک مذهب نیز مراجعه به عملکرد تفسیری اکثریت مفسّران آن است. در این پژوهش مبادی مشترک تفسیری آنان شناسایی و پس از تحلیل و نظام بندی در قالب نظریه ی تفسیری مذهب ارائه می گردد. البته مفسّران مذکور باید استانداردهای لازم مفسّر را داشته باشند و نزد اکثریت اندیشه وران مذهب از اعتبار و اقبال حداکثری برخوردار باشند، از این رو نباید به آراء شاذّ یا غیرمعتبر مفسّران استناد کرد. (۲۰)
سه. مؤلفه های نظریه ی تفسیری
۱٫ مبانیدر اندیشه اسلامی، قرآن همانند یک متن عادی نیست که بتوان با هر پیش فرضی آن را فهمید یا خالی از هر مبنایی تفسیرش نمود. (۲۱) بدیهی است که برای فهم درست و عمیق قرآن، داشتن مبانی فکری و اعتقادی صحیح برای انتخاب مصادر، روش و ابزارهای تفسیر ضروری است (۲۲)، به گونه ای که اگر مفسّری فاقد چنین اصولی باشد به همان نسبت، برداشت او از مقاصد قرآن دچار کاستی و خطا خواهد بود، همچنین پذیرش یا رد یک یا چند پیش فرض بنیادی، در کمال و اعتبار تفسیر مؤثر است. لذا مفسّر بایستی ابتدا، دیدگاه خود را نسبت به مبانی تفسیر، مشخص سازد و سپس در چارچوب آنها به تلاش تفسیری بپردازد. اختلاف نظر مفسّران به تفاوت مبانی تفسیری آنان برمی گردد؛ البته تعصبات مذهبی، سیاسی، و ذهنیتهای خودساخته ی افراد نیز در این میدان بی تأثیر نبوده است (۲۳). آنچه از چهره درهم کشیده تفاسیر فریقین نسبت به همدیگر مشاهده می شود، ریشه در همین تأثرات مذهبی و مبانی اختلافی آنان در تفسیر دارد.مبانی تفسیر اعم از مبانی فهم قرآن بوده و اقدام به تفسیر، فرع بر اثبات فهم قرآن است، که نباید با یکدیگر خلط کرد. متأسفانه با وجود کتابهای متعددی که با عنوان مبانی تفسیر نوشته شده است، لکن ابعاد این موضوع به دقت بررسی نشده است.۱٫در کتب لغت فرق صریحی بین « اصل »‌و «‌مبنا » گفته نشده است (۲۴) و به طور معمول نویسندگان آن دو را به جای یکدیگر به کار می برند (۲۵) و گاهی تفکیک ناپذیرند (۲۶)؛ لکن به استناد برخی از پژوهشها می توان چنین گفت که اصول قواعد و قوانینی است که یک دانش بر آن استوار است، آنگونه که هیچ کسی در ضرورت و موجودیت آن قوانین اختلاف نکند، همانند دانستن فارسی برای ترجمه ی قرآن به زبان فارسی، و مبنا قواعد و پیش فرضهای پژوهنده ای است که در ابتدای کار بسان یک اصل برای خود قرار می دهد، خواه دیگران آن را بپذیرند و خواه نپذیرند. از این رو مبنا را می توان مشتمل بر اصل دانست؛ یعنی هر اصلی مبنا نیز هست ولی هر مبنایی اصل نیست.۲٫ مبانی تفسیر، مجموعه باورهای اعتقادی، کلامی، زبان شناختی، روش شناختی، تاریخی و علمی مفسّر نسبت به متن، ماتن و عناصر اساسی دخیل در فرایند تفسیر است که با مبنا قرار دادن آنها به تفسیر قرآن می پردازد. هرچند برخی از نویسندگان با تعریف مبانی تفسیر به مبادی تصوری و تصدیقی مفسر، بر لزوم آگاهی، تعریف و انتخاب مبنا در مورد آنها پیش از تفسیر تأکید داشته اند لکن در بیان مثال دچار اشتباه شده، تأویل را در زمره مبانی تفسیر شمرده اند (۲۷)، حال آنکه تفسیر و تأویل با وجود اشتراکات، تفاوتهایی با همدیگر در پیش فرضها و سازوکار کشف دارند.۳٫مبانی تفسیر قرآن را می توان به شکل « برون متنی، درون متنی »، « نظری و کاربردی » و « صدوری، دلالی »‌تقسیم کرد. مبانی برون متنی به مجموعه پیش فرضهای مفسّر درباره متن، ماتن، هدف، گستره، روش و منطق تفسیر قرآن اطلاق می شود و از جمله آنها می توان به وحدت و سلامت متن، جاودانگی و اصالت وحیانی، جواز تفسیر قرآن، قرآن محوری و عترت مداری و… اشاره کرد. مبانی درون متنی نیز به اصولی گفته می شود که در هنگامه تفسیر مورد استفاده مفسر قرار می گیرد همانند مؤلف محوری در چارچوب دلالت متن، سازگاری درونی ( تناسب معنایی، تناسب با هدف نزول… )، انسجام درونی ( عدم مخالفت با سنت قطعی و الزامات عقلی… ) (۲۸) توجه به سطوح معنایی.مبانی صدوری به آن دسته از مبانی گفته می شود که صدور قرآن موجود را به تمام و کمال از ناحیه ی ذات الاهی به اثبات می رساند. تقریباً عموم مفسّران قرآن کریم به وحیانی بودن الفاظ و مفاهیم قرآن اعتقاد دارند، و با این مبنا به تفسیر قرآن پرداخته اند. این مبنا مستلزم پذیرش پیش فرضهای فرعی دیگری چون الاهی بودن الفاظ قرآن (۲۹)، عصمت پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) در دریافت و ابلاغ وحی، مصونیت قرآن از تحریف است. ردّ هریک از این پیش فرضها می تواند چهره ی تفسیر را عوض کند. (۳۰)مبانی دلالی، به آن دسته از مبانی اطلاق می شود که فرایند فهم مراد خداوند از متن قرآن را انسجام می بخشند. مفسّران گذشته، این مبانی را از منطق و اصول فقه اقتباس می کردند. امروزه با توسعه و تعمیق مسائل علم زبان شناسی و هرمنوتیک در غرب و راه یافتن برخی از این مباحث به حوزه ی تفسیر قرآن، ضرورت سامان بخشیدن به مبانی زبان شناختی و دلالی قرآن بیش از پیش آشکار شده است. مواردی نظیر قابل فهم بودن قرآن، زبان مفاهمه در قرآن، اختصاصی یا عمومی بودن فهم قرآن استقلالی دلالی قرآن،‌ لایه ها و سطوح معانی در قرآن، نسبیت یا عدم نسبیت برداشت از قرآن و عصری بودن فهم قرآن از اهمّ این مباحث است. (۳۱) به نظر می آید مبانی صدوری و دلالی خود قسمی از مبانی درون متنی نیز می توانند به شمار آیند.
۲٫ منابعتفسیر قرآن، نباید براساس حدس و گمان و نظر شخصی باشد، پیشتر باید حجیت منابع استنادی آن ثابت شود و بدین منظور از اعتماد بر آراء شخصی مفسّران، موافق یا مخالف، اجتناب گردد. منابع علم تفسیر، گزاره هایی هستند که حجیت آنها به لحاظ عقلی و شرعی ثابت شده است.۱٫ منابع تفسیر به گزاره هایی اطلاق می شود که داده هایی متناسب با مفاد آیات را در اختیار مفسر قرار می دهند، و معانی واژگان قرآنی و مفهوم آیات را برای وی روشن می کنند (۳۲). عدم آشنایی دقیق مفسّر با منابع معتبر تفسیر قرآن، در اعتبار نتایج ادبی، معناشناختی و آموزه های تفسیرْ تردید ایجاد می کند و گاه ممکن است او را از مراد مؤلف دور سازد.۲٫ مبانی تفسیری مفسّر بر منابع تفسیر تأثیر می گذارد، تا حدی که قلمرو منابع را دچار قبض و بسط می سازد، منبعی را از درجه اعتبار ساقط یا احیاناً آن را در کنار دیگر منابع قرار می دهد؛ نوعی تفاوت و تنوع در دیدگاه مفسران در این مسئله وجود دارد؛ برخی تنها منبع معتبر در تفسیر را، روایات پیامبر (صلی الله علیه و آله )‌ و اهل بیت (علیهم السلام) ‌یا صحابه می دانند؛ برخی بر تقدم منبعیت قرآن در تفسیر تأکید دارند؛ گروهی پای عقل و کشف و شهود را نیز به حوزه تفسیر کشانده اند. (۳۳)۳٫ پیشینه بحث از منابع تفسیر تقریباً به آغاز نزول قرآن برمی گردد، زمانی که افزون بر آگاهی مخاطب از زبان ادبی قرآن، رجوع به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ‌به عنوان معلم و مبیّن قرآن، به عنوان دومین منبع در تفسیر مطرح شد. (۳۴) بعدها در لابه لای تفاسیر از منبعیت لغت، اسباب نزول، تاریخ، قول صحابه و روایات اهل بیت (علیهم السلام) سخن رفت. در دوره های بعد با ظهور کتابهای علوم قرآنی، فصلی مستقل با عنوان مآخذ التفسیر (۳۵) و دربرخی از آثار جدید با عنوان مصادر التفسیر (۳۶) به بحث از منابع تفسیر و انواع آن اختصاص یافت؛ به رغم گفتگوهای فراوان در این زمینه، هنوز برخی از آنها همانند معیارهای اعتبار منابع تفسیری، نیازمند مباحث ژرفنگرانه می باشند. (۳۷)
مدلهای منابع تفسیرمنابع تفسیر در سه مدل نقلی- عقلی، شهودی، پایه- تابع، متن شناختی، پسامتن شناختی قابل تقسیم است. این مدلها تنها به هدف نشان دادن تنوع کارکرد و کارآمدی منابع در تفسیر قرآن، و معیار سنجی اعتبار آنها صورت بندی شده است، از این رو تقسیم مذکور به معنای توسعه و تکثیر منابع تفسیر نیست؛ البته به دلیل تأثیرپذیری منابع از مبانی تفسیری مفسّران، منابع تفسیری دو مفسّر شیعی و سنی در مقایسه با همدیگر متفاوت خواهد بود.
الف) ‌منابع نقلی، عقلی و شهودیتفاوت ماهیت دانشی منابع، معیار تقسیم بندی آنها به نقلی، عقلی و شهودی است. ویژگی منابع نقلی و شهودی عدم کارآمدی « روش تعقلی » در تحصیل آنها است: قرآن، لغت، حدیث و تاریخ در این قسم قرار می گیرند که دستیابی به آنها از طریق روش تاریخی و استنادی است. در تقسیم مصادر تفسیر به سه قسم نقلی، عقلی و لغوی (۳۸)، لغت قسم مستقلی نیست و زیرمجموعه مصدر نقلی می باشد. منابع عقلی شامل داده های عقل نظری و دستاوردهای علمی و تجربی بشر در شناخت انسان و جهان می باشد و تنها « روش تعقلی » در تحصیل آنها کارآمد است. منابع شهودی نیز شامل کشف و تجارب عرفانی است.
ب) منابع پایه و تابعالف) تقسیم بندی منابع به پایه و تابع، براساس معیاری ارزش مدارانه در سنجش اصالت و اعتبار معرفتی آنها صورت گرفته است. مطابق این معیار، منابع پایه داده هایی هستند که از اصالت و اعتبار برخوردار و مورد تأیید عقل و نقل باشند؛ منابعی که از چنین درجه ی اتقان و تأییدی برخوردار نباشند، منابع تابع به شمار می آیند و اعتبار آنها مشروط به تأیید منابع پایه است. قرآن، لغت اصیل، سنت اهل بیت (علیهم السلام)، عقل از منابع پایه در نظریه ی تفسیری امامیه هستند و تاریخ، تجربه علمی، فهم و رأی مفسران کهن از منابع تابع به شمار می آیند.ب) احتمال اختلاف نظر مفسران در هر دو قسم منابع پایه و تابع وجود دارد. چه بسا دو مفسر در منابع پایه هم رأی باشند، اما در فروع یا قواعد متخذ از همین منابع اصلی یا در چگونگی کاربرد آنها، نظر متفاوتی از یکدیگر داشته باشند. به عنوان مثال، مفسّرانی که حدیث را به عنوان یکی از منابع تفسیر پذیرفته اند، برخی همانند آیت الله خویی، کاربرد خبر واحد در تفسیر را حجت می داند (۳۹)، در حالی که علامه طباطبایی حجیت خبر واحد را مختص مسائل فقهی قلمداد می کند. (۴۰) اختلاف در منابع تفسیری، کم و بیش در تفسیر همه آیات تأثیر می گذارد و خاستگاه این اختلافات در واقع به روش های تفسیری مفسران برمی گردد و تقسیم تفاسیر به مأثور، قرآن به قرآن، شهودی، ظاهری، باطنی، عقلی و اجتهادی در این چهارچوب قابل ارزیابی است. (۴۱)
ج) منابع متن شناسی و پیشامتن شناسیتوجه به تنوع نقشِ منابع در معناشناسی مدلول درونی و مدلول بیرونی آیات، میزان در تقسیم آنها به متن شناختی و پیشامتن شناسی است، تمایز این دو تنها در قلمرو دلالی و حوزه معناشناختی است. پذیرش دو سویه ی ظاهری ( درونی ) و محیطی ( ‌بیرونی ) برای قرآن، و گفتاری- کلامی بودن آن (۴۲)، پیش فرضهای اصلی این مدل است. سویه ی ظاهری همان سطح محسوس و رویه ی متشکل از واژگان و ترکیبات عربی آیات است که متن قرآن از آنها تشکیل شده است. همین متن در محیطی پدید آمده و عوامل مختلفی در پدیداری آن مؤثر بوده است. متن آیات فاقد تمام ویژگیهای محیطی و عوامل پدیداری آن هستند و این ویژگیها و عوامل ظهوری در متن ندارند در حالی که تفسیر اصیل و جامع قرآن بدون توجه به آنها نادرست و گاه غیرممکمن است. این بُعد پنهان در آن سوی متن، مدلول بیرونی قرآن است که در سویه ی محیطی آن قرار دارد. کارکرد معناشناختی برخی از منابع تفسیری، تبیین سویه ی درونی و برخی دیگر سویه ی بیرونی محیطی قرآن است. بدیهی است که داده های لغوی نمی توانند سویه ی محیطی متن را تبیین کنند و بدین منظور به منابعی با کارکرد دلالی متناسب با این سویه نیازمندیم.الف) مقصود از منابع متن شناسی، بهره مندی مفسّر از داده های زبانی و ادبی در معناشناسی ظواهر الفاظ آیات است. لغت، شعر، صرف، نحو، بلاغت – هرآنچه که در شناخت زبانی یک متن عربی ضرورت دارد- زیرمجموعه ی این قسم قرار می گیرند.ب) منابع پیشامتن شناسی، منابعی هستند که فضای نزول، ملابسات فرهنگی، تاریخی و شرایط محیطی نزول متن قرآن را روشن می سازند. (۴۳) « داده های تاریخی » عنوان جامعی برای این قسم از منابع تفسیر هستند که دانستنیهای لازم برای شناخت محیط نزول آیات اعم از شرایط زمانی، مکانی، مخاطبی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و … را برای تفسیر بهتر، دقیق تر و جامع تر آیات را در اختیار مفسّر قرار می دهند. (۴۴) همچنین است نقش برخی از روایات تفسیری که حاوی نکاتی درباره ی تاریخ و فضای نزول آیات هستند.ج) اصول معناشناسی متن اقتضا می کند که مفسّر ابتدا دلالت لغوی ( زبانی ) آیه را به دست آورد و مدلول لغوی محصّل را، معیار سنجش راستی و ناراستی داده های تاریخی و روایی قرار دهد تا مفهومی متعارض بر آیه تحمیل نگردد (۴۵)، هرچند عکس این روش نیز می تواند درست باشد.
پی‌نوشت‌ها:
۱٫صلاح عبدالفتاح الخالدی، تعریف الدارسین بمناهج المفسرین، دارالقلم، دمشق، ۱۴۲۳ق، ص ۳۵-۴۷٫۲٫محمدحسین الصغیر، دراسات قرآنیه: المبادی العامه للتفسیر، مکتب الاعلام الاسلامی، تهران، ۱۴۱۳ق، ص ۸، ۲۳٫۳٫رک: محمدحسین اصفهانی، مجد البیان فی تفسیر القرآن، مؤسسه ی بعثت، قم، ۱۳۱۷ق، ص ۲۲٫۴٫محمد مجتهد شبستری، هرمنوتیک، کتاب و سنت، چاپ دوم، انتشارات قیام، تهران، ۱۳۷۵ش، ص ۲۳٫۵٫مقصود از هویت دانشی تفسیر این است که روشن شود تفسیر از لحاظ سنخی چگونه دانشی است؛ عقلی محض است؟ نقلی محض است؟ ترکیبی از عقل و نقل است؟ یا گونه ای دیگر است؟ و جایگاه آن در طبقه بندی علوم چیست ؟ پاسخ این پرسش در روش تفسیر تأثیرگذار خواهد بود. برای نمونه، اگر پاسخْ نقلی بودن دانش تفسیر باشد، اتخاذ شیوه عقلی در تفسیر با ذات این دانش و جوهره ی عقل گریز آن در تعارض خواهد بود. رد پایی از چنین نگاهی به مطالعه ی دانش تفسیر را بنگرید در: امین الخولی، التفسیر نشأته تدرّجه تطوّره دار الکتاب اللبنانی، بیروت، ص ۲۱؛ احمد پاکتچی، « تفسیر » دایره المعارف بزرگ اسلامی، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، تهران، ۱۳۸۷ش، ج۱۵، ص ۶۸۷-۶۹۰٫۶٫یحیی یثربی، « نگاهی به نظریه تفسیر متون اسلامی »، کتاب نقد، شماره ۵ و۶، سال دوم، بهار ۱۳۷۷ش، ص ۱۹۹٫۷٫علی اکبر رشاد، « نهادهای راهنمای فهم قرآن »، قبسات، شماره ۲۹، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، ۱۳۸۲ش، ص ۴۶٫۸٫رک: محمد شایع اسباب اختلاف المفسرین، مکتبه العبیکان، ریاض، ۱۴۱۶ق، مسعود بن عبدالله فنیسان، اختلاف المفسرین اسبابه و آثاره، دار اشبیلیا، ریاض، ۱۴۱۸ق، یعقوب طاهر محمود محمد، اسباب الخطا فی التفسیر: دراسه تاصیلیه، دار ابن الجوری، دمام، ۱۴۲۵ق.۹٫محمد حسین الصغیر، پیشین، ص ۸-۷٫۱۰٫عبدالمنعم نمر، علم التفسیر کیف نشا و تطور حتی انتهی الی عصرنا الحاضر، دار الکتاب اللبنانی، قاهره، ۱۴۰۵ق.۱۱٫راغب اصفهانی، مفردات غریب القرآن، دفتر نشر الکتاب، چاپ دوم، بی جا، ۱۴۰۴ق، ص ۳۸۰؛ سفر برای نمایاندن جنبه ی مادی و ظاهری و فسر برای نشان دادن جنبه ی معنوی و درونی به کار می رود. رک: امین الخولی، پیشین، ص ۱۶-۲۳٫۱۲٫برای آگاهی از ده تعریف ارائه شده برای تفسیر رک: محمد حسین الصغیر، پیشین، ۱۳۸۰ش، ص ۷۵٫۱۳٫علی اصغر تجری، مبانی تفسیر القرآن و منهجه، ص ۷۵٫۱۴٫تعاریف موجود از تفسیر از هسته ای مشترک با یکدیگر برخوردارند و در قیودی خاص و متعلق تفسیر با همدیگر اختلاف دارند. اخیراً به زبان فارسی نیز پژوهشهایی در بررسی تطبیقی و سنجش تعاریف فریقین تفسیر صورت گرفته است. از آنجا که موضوع کتاب پرداختن به این اختلاف ها نیست، به بسط این اقوال و آراء نمی پردازیم و به همین پژوهشها ارجاع می دهیم: علی اکبر بابایی و همکاران، روش شناسی تفسیر قرآن، پژوهشکده ی حوزه و دانشگاه و سمت، قم، ۱۳۷۹ش، ص ۱۲-۲۵٫۱۵٫Yeshayahu Goldfeld,The Development of Theory on Quranic Exegesis in Islamic Scholarship,Studie Islamica,No,67,1988چکیده فارسی مقاله را بنگرید: بولتن مرجع مقالات مستشرقان و حدیث، ۱، « قرآن پژوهی »، به کوشش علی راد، دار الحدیث، قم، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص ۱۴۱٫۱۶٫بهاء‌الدین خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، نشر دوستان و ناهید، چ اول، تهران، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص ۶۳۵٫۱۷٫عبدالله جوادی آملی، تسنیم، نشر اسراء، قم، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص ۵۲-۵۳٫۱۸٫صلاح عبدالفتاح الخالدی، پیشین، ص ۱۹-۲۰٫۱۹٫همان، ص ۲۰-۲۱٫۲۰٫ناصر مکارم شیرازی، الأمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، مدرسه امام علی بن ابی طالب، قم، ۱۴۲۱ق، ج۸، ص ۲۲٫۲۱٫برای آگاهی از ضرورت وجود پیش فرض در تفسیر رک: محمدعلی رضایی اصفهانی، منطق تفسیر قرآن (۱)، جامعه المصطفی العالمیه، قم، ۱۳۸۷ش، ص ۱۲۵؛ محمدحسن جواهری، درسنامه ترجمه: اصول، مبانی و فرایند ترجمه قرآن کریم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، بهار ۱۳۸۸ش، ص ۱۱۳-۱۱۴، ص ۱۲۷؛ سید حیدر علوی نژاد، « پیش فهم های علامه در المیزان »، فصلنامه پژوهشهای قرآنی، شماره ۹ و ۱۰، دفتر تبلیغات اسلامی خراسان، مشهد، ۱۳۷۶ش، ص ۱۵۳٫۲۲٫محمدباقر سعیدی روشن،‌«‌مبانی و معیارهای فهم روشمند وحی »، فصلنامه معرفت، شماره ۲۴، قم، بهار ۱۳۷۷ش، ص ۲۰-۲۸٫۲۳٫محمد مجتهد شبستری، پیشین، ص ۲۳٫۲۴٫رک: احمد بن فارس بن زکریا، ترتیب مقاییس اللغه، ترتیب و تنقیح علی عسکری و حیدر مسجدی، مرکز دراسات الحوزه و الجامعه، قم، ۱۳۸۷ش، ص ۳۲، ص ۱۱۸-۱۲۰؛ محمد بن حسن بن درید ازدی، ترتیب جمهره اللغه؛ ترتیب و تصحیح عادل عبدالرحمن بدری، بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۳۸۴ش، ص ۶۷‌، ص ۱۷۱٫ در فروق اللغه ابوهلال عسگری نکته ای در این باب یافت نشد.۲۵٫محمد حسن جواهری، درسنامه ترجمه قرآن، ص ۶۵-۷۶٫۲۶٫محمدعلی رضایی اصفهانی، منطق ترجمه قرآن، مرکز جهانی علوم اسلامی، قم، ۱۳۸۶ش، ص ۱۹٫۲۷٫محمدعلی رضایی اصفهانی، منطق تفسیر قرآن (۱)، ص ۱۷٫۲۸٫برای آگاهی از اصل سازگاری و انسجام رک: هادی صادقی، عقلانیت ایمان، نشر طه، قم، ۱۳۸۶ش، ص ۱۲۹٫۲۹٫امروزه میان برخی از اندیشه وران در تبیین سرشت وحی اختلاف نظرهایی مطرح شده است و ایده های متعددی چون گزاره ای، تجربه دینی و افعال گفتاری در تحلیل آن وجود دارد. برخی از این مباحث تحت تأثیر الهیات مسیحی و مطالعات وحی شناسی غرب می باشد. رک: علیرضا قائمی نیا، وحی و افعال گفتاری، نشر زلال کوثر، قم، ۱۳۸۱ش، علی راد، « درآمدی بر پیشینه گفتمان زبان وحی »، آینه پژوهش، شماره ۸۲، قم، مهر و آبان ۱۳۸۲ش، ص ۳۰-۴۳٫۳۰٫ البته در برخی از مبانی صدوری میان مفسّران اختلاف وجود دارد؛ به طور مثال، در مسئله تعدد قراءات هفتگانه معتقدند که نتیجه ی آن اثبات قرآنیت برای همه ی آن قراءات است؛ در مقابل، عده ای معتقدند قرآن بر حرف واحد نازل شده و همه ی این اختلافات از سوی راویان و قاریان ایجاد شده است. به همین سان است اختلاف بر سر سرشت وحی که ایده های متعددی چون گزاره ای، تجربه دینی و افعال گفتاری در تحلیل آن وجود دارد.۳۱٫مهدی هادوی تهرانی، مبانی کلامی اجتهاد در برداشت از قرآن کریم، چاپ اول، خانه خرد، قم، ۱۳۷۷ش، ص ۳۱٫۳۲٫علی اکبر بابایی و همکاران، پیشین، ص ۲۶۱٫۳۳٫رک: محمدهادی معرفت، التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، الجامعه الرضویه للعلوم الاسلامیه، مشهد، ۱۴۱۸ق، ج۲٫۳۴٫رک: علی اکبر بابایی، تاریخ تفسیر قرآن، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و مؤسسه امام خمینی (ره)، قم، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص ۲۵-۲۹٫۳۵٫زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، دار احیاء الکتب العربیه، بیروت، ۱۹۵۷م، ج۲، ص ۱۵۶؛ جلال الدین سیوطی، الإتقان فی علوم القرآن، تحقیق سعید المندوب، لبنان، دارالفکر، ۱۹۹۶م، ج۲، ص ۴۷۲٫۳۶٫محمد حسین الصغیر، پیشین، ص ۵۳٫۳۷٫برای آگاهی بیشتر رک: علی اکبر بابایی و همکاران، پیشین، ص ۲۶۱٫۳۸٫محمدحسین الصغیر، پیشین، ص ۵۳٫۳۹٫ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیر القرآن، بی جا، ۱۴۰۱ق، ص ۳۹۸٫۴۰٫علامه محمدحسین طباطبایی، قرآن در اسلام، جامعه ی مدرسین حوزه علمیه، قم، ۱۳۶۱ش، ص ۱۰۱٫۴۱٫محمد کاظم شاکر، مبانی و روشهای تفسیر قرآن، مرکز جهانی علوم اسلامی، قم، ۱۳۸۲ش، ص ۴۶-۴۷٫۴۲٫بخشی از اعجاز قرآن مرهون همین بُعد کلامی قرآن است، از این رو برخی در بیان اعجاز و حجیت ظواهر قرآن بر این ویژگی متن قرآن تأکید زیادی دارند و حداقل ده کمال برای کلام برمی شمرند که غیر کلام فاقد آن است. رک: میرزا مهدی اصفهانی، رسائل شناخت قرآن القرآن و الفرقان فی وجه اعجاز کلام الله المجید و مقدمه ای در حجیت ظواهر، مقدمه و تحقیق و تعلیق از حسین مفید، منیر، تهران، ۱۳۸۸ش، ص ۵۶-۵۸٫۴۳٫برای آگاهی از گفتگوهایی در این باره رک: بسّام الجمل، اسباب النزول، المرکز الثقافی العربی، بیروت، ۲۰۰۵م، ص ۳۱۰؛ عماد الدین محمد الرشید، اسباب النزول و اثرها فی بیان النصوص، دارالشهاده، دمشق، ۱۹۹۹م، ۵۸۶ص.۴۴٫برای نمونه توجه عمیق برخی از نویسندگان معاصر به ضرورت توجه به بستر تاریخی آیاتی چون « و إن خفتم ألا تقسطوا فی الیتامی فأنکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلاث و رباع و إن خفتم ان لا تعدلوا فواحده … نساء:۳ » اطلاق کلمه النساء و جواز مطلق همسرگزینی ( در ازدواج دوم، سوم و چهارم ) از میان زنان باکره را- که مشهور فقیهان بر آن قائلند – دچار تردید کرده است. محمد شحرور، الکتاب و القرآن قرائه معاصره، چاپ دوم، دمشق، ص ۵۹۷-۶۰۲٫۴۵٫رک: خلود العموش، الخطاب القرآنی: دراسه فی العلاقه بین النص و السیاق، عالم الکتب الحدیث، اردن، ۲۰۰۵م، ۵۱۶ص.منبع مقاله :راد، علی، (۱۳۹۰)، مبانی کلامی امامیه در تفسیر قرآن: با رویکرد نقّادانه به آرای ذهبی، عسّال و رومی، تهران: سخن، چاپ اول
مقالات مرتبط :
مفهوم نظریه ی تفسیری (۲)

 

نوشته قبلی

مفهوم نظریه ی تفسیری (۲)

نوشته‌ی بعدی

ترجمه قرآن به زبان های اروپایی

مرتبط نوشته ها

مبانى اعتقادى مهدویت
انقلاب مهدوی

مبانى اعتقادى مهدویت

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)

مهدویت و انتظار در اندیشه استاد مطهری
انقلاب مهدوی

مهدویت و انتظار در اندیشه استاد مطهری

نقش مهدویت در معناداری زندگی شیعیان
انقلاب مهدوی

نقش مهدویت در معناداری زندگی شیعیان

تربیت نسل مهدوی
انقلاب مهدوی

تربیت نسل مهدوی

اولین برخورد امام زمان با سیصد و سیزده نفر یارانش
انقلاب مهدوی

اولین برخورد امام زمان با ۳۱۳ نفر یارانش

نوشته‌ی بعدی

ترجمه قرآن به زبان های اروپایی

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

جلوه‌های اخلاقی در نهضت حسینی

جلوه‌های اخلاقی در نهضت حسینی

على (علیه السلام) از زبان پیامبر (ص)

اعتراف صحابه در شان نزول آیه ولایت

شمه‏ اى از کمالات معنوى حضرت زینب ‏(ع)

شمه‏ اى از کمالات معنوى حضرت زینب ‏(ع)

مبانى اعتقادى مهدویت

مبانى اعتقادى مهدویت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا