پاسخ به شبهات عصمت اهل بیت
پس از بیان علل نزول آیات متشابه در باب عصمت و فلسفه استغفارهای اهل بیت، لازم است برخی از شبهات در باب عصمت اهل بیت که توسط برخی افراد معلوم الحال مریض القلب، مطرح و دلیل بهانهجویی آنان ذکر گردد تا ضمن برطرف نمودن مظلومیت حضرات چهارده معصوم، از مقام و منزلت و عصمت آن بزرگواران دفاع شود.
۱٫ شبههی خواستگاری امیرالمؤمنین از دختر ابوجهل
یکی از شبهاتی که در باب عصمت امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه زهرا توسط ناصبیها مطرح شده و در برخی منابع نیز آمده، خواستگاری امیرالمؤمنین از دختر ابوجهل، آن هم در زمان رسول خدا است.
این حکایت جعلی با حاشیههای فراوانی مطرح شده تا از طرفی عصمت حضرت زهرا با اعتراض آن بانو به تعدد زوجات زیر سؤال برود، و از طرفی عصمت امیرالمؤمنین با انجام این خواستگاری که باعث رنجش حضرت فاطمه زهرا شده نیز زیر سؤال برده شود، در نتیجه برای صدور حدیث شریف رسول خدا که فرمودند: «فاطمه بضعه منی من آذاها فقد آذانی ومن آذانی فقد آذی الله»[۱]. جایگاهی بیابند و در عمل، مصادیق واقعی آزار رسانندگان به حضرت زهرا که غاصبان خلافت بودند را از این نسبت پاک کنند و آن را به امیرالمؤمنین نسبت دهند.
متن حدیث جعلی: امیرالمؤمنین از دختر ابوجهل خواستگاری نمود، تا اینکه حضرت فاطمه خبردار شد و از امیرالمؤمنین نزد رسول خدا شکایت کرد. رسول خدا بالای منبر رفته و فرمودند: علی مرا آزار داده زیرا که از دختر ابوجهل خواستگاری نموده است. ای مردم آیا نمیدانید که هر کس فاطمه را آزار دهد مرا آزار داده است و هر کس مرا اذیت کند خدا را اذیت نموده است.[۲]
بنابراین گاهی اوقات دشمنان کینه توز با تیر زهرآگین تعصب و جاهلیت و کینه و بغض فراوان خود چند هدف مقدس را نشانه میگیرند تا با خیال خام خود به مقصدهای شوم خود برسند اما غافل از این که این حدیث، جعلی است و از چند جهت قابل تأمل و بررسی و به طور کلّی مخدوش است؛
الف) سند حدیث
این روایت از نظر سند بسیار ضعیف است و از افرادی مثل ابو هریره، مسور کذّاب، عروهًْ ابن زبیر، عبدالله بن زبیر و کرابیسی که از دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت به خصوص امیرالمؤمنین بودند نقل شده است.
ب) منبع حدیث
این روایت بیشتر در منابع اهل تسنن آمده است و در منابع شیعی نقل نشده و اگر هم نقل شده برای نقد و در مذمت کسانی که این خبر ساختگی را منتشر کردهاند مطرح شده است. حتی برخی راویان اهل تسنن نیز کذب بودن این روایت را مطرح نمودهاند.
ج) دلالت حدیث
این حدیث جعلی با تمام روایات متواتری که در فضائل امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا آمده در تضاد و تناقض است، همچنین با روایاتی که رسول خدا در فضیلت امیرالمؤمنین فرمودند هیچ تناسبی ندارد.
در این حدیث جعلی عصمت رسول خدا (به دلیل آنکه دخترش فاطمه را به ازدواج کسی در آورده که او را آزار میدهد.) و عصمت امیرالمؤمنین (به دلیل آن که موجبات آزار حضرت فاطمه و رسول خدا را فراهم نموده است) و نیز عصمت حضرت فاطمه زهرا را (به دلیل شکایت از امیرالمؤمنین)، مخدوش ساخته و با آیات قرآن نیز از جمله «آیه تطهیر» در تنافی آشکار است.
تنافی حدیث با فضائل امیرالمؤمنین
به عنوان مثال رسول خدا میفرمایند:
علی مع الحق والحق مع علی یدور حیثما دار؛[۳] علی همراه حق و حق همراه علی است و هر کجا که علی برود حق او را همراهی میکند.
با توجه به این حدیث با فرض آن که امیرالمؤمنین از دختر ابوجهل خواستگاری نموده باشد کار او حق است و هیچگاه رسول خدا و فاطمه زهرا از او شکایت نمیکنند.
روایت متواتر دیگری را منابع شیعه و اهل تسنن، از راویان متعددی نقل کردهاند که بسیار قابل توجه است.
عن ابن عباس قال: ما فی القرآن آیه {یا ایها الذین آمنوا} الاّ علی سیدها وامیرها وشریفها وما من أحد من أصحاب محمد’ الا وقد عوتب من القرآن الا علی ابن ابی طالب فانه لم یعاتب فی شیء منه؛[۴] در قرآن هیچ آیهای نیست که با «یا ایها الذین آمنوا» شروع شده باشد مگر آن که علی سرور و امیر و آقای آن آیه باشد و هیچ یک از صحابی رسول خدا نیستند مگر آن که در قرآن مورد سرزنش و مذمت قرار گرفتهاند مگر علی ابن ابی طالب که به حقیقت در هیچ موضوعی مورد سرزنش و مذمت قرار نگرفته است.
این روایت که منابع مهم اهل تسنن از طریق راویان خود نقل کردهاند، علاوه بر آن که عدالت جمیع صحابه را که خود قائل به عدالت آنها هستند زیر سؤال میبرد، عصمت بی نظیر امیرالمؤمنین را نیز ثابت میکند.
به راستی امیرالمؤمنین که هیچگاه مورد سرزنش و مذمت خداوند متعال قرار نگرفته است میتواند با رنجش خاطر فاطمه زهرا موجبات خشم و غضب الهی را فراهم کند؟
گذشته از موارد فوق، بنابر آن چه که در روایات نقل شده است، با وجود حضرت زهرا، ازدواج با زنان دیگر بر امیرالمؤمنین جایز نبود.
قال الصادق: حرم الله النساء علی علّی ما دامت فاطمه حیه، لانها طاهره لاتحیض؛[۵] امام صادق فرمودند: خداوند متعال تا زمانی که حضرت فاطمه زهرا در قید حیات بودند، ازدواج با زنان دیگر را بر امیرالمؤمنین حرام نمود، چرا که حضرت فاطمه زهرا از طهارت مطلق برخوردار بودند و عادتهای زنانگی را نداشتند.
بنابراین با توجه به عصمت مطلقه امیرالمؤمنین، هیچ گاه ایشان اقدام به ازدواج، آن هم با دختر ابوجهل که از دشمنان سرسخت رسول خدا بود ننمودند.
تنافی حدیث با سیره حضرت زهرا
با مطالعه زندگانی کوتاه حضرت فاطمه زهرا، علاوه بر این که هزاران نکتهی اخلاقی و تربیتی مانند: سیره خانه داری، همسرداری، فرزند داری و… ـ که برای خانوادههای امروزی بسیار درس آموز است و به یقین اگر به آن عمل شود بسیاری از مشکلات خانوادگی حل و فصل خواهد شد ـ تنافی این حدیث با سیره حضرت زهرا آشکار میشود. از این رو برخی از جلوههای زیبای همسرداری حضرت فاطمه زهرا را به عنوان نمونه ذکر میکنیم:
رضایت مطلق
حضرت علی میفرمایند:
فوالله ما اغضبتها ولا اکرهتها علی امر حتى قبضها الله عزّوجل الیه ولا اغضبتنی ولا عصت لی امراً ولقد کنت انظر إلیها فتنکشف عنى الهموم والأحزان؛[۶] به خدا سوگند در مدت زندگی با فاطمه تا هنگامی که خداوند متعال او را قبض روح نمود و به سوی خود برد هیچ گاه او را خشمگین نکردم و در هیچ کاری موجبات ناخشنودی و کراهت او را فراهم ننمودم. او نیز هیچ گاه مرا خشمگین نساخت و هرگز اوامر مرا نافرمانی نکرد. هرگاه به فاطمه مینگریستم تمام غم و اندوهم برطرف میشد.
بهترین یاور در اطاعت خدا
سأل رسول الله’ علیاً: کیف وجدت أهلک؟ قال: نعم العون علی طاعه الله وسأل فاطمه فقالت: خیر بعل؛[۷] رسول خدا از امیرالمؤمنین سؤال کردند: همسرت را چگونه یافتی؟ حضرت علی فرمودند: بهترین یاور است برای اطاعت از خدای منان، سپس همین سؤال را از حضرت فاطمه پرسیدند؟ حضرت فاطمه زهرا فرمودند: علی بهترین همسر است.
عدم مخالفت از امر همسر
زمانی که امیرالمؤمنین نزد حضرت زهرا آمدند و درخواست غاصبان خلافت و فدک برای ملاقات از ایشان را مطرح نمودند، با این که حضرت فاطمه زهرا از آنان به شدت خشمگین و غضبناک بودند در عین حال فرمودند:
فالبیت بیتک والنساء تتبع الرجال لا اخالف علیک بشیء؛[۸] خانه، خانه توست و زنان از مردان خود تبعیت میکنند و من نیز هرگز مخالفت تو را در هیچ موضوعی نخواهم کرد.
این موارد تنها ذرهای از فضائل حضرت زهرا در امر شوهرداری است که بیان شد. اما از همین اندک هم میتوان فضای زندگی این دو زوج معصوم و معصومه را ترسیم نمود. مشکلات زندگی، اختلافات خانوادگی و تنازعات، زمانی به وجود میآیند که دو طرف یا یک طرف غیرمعصوم باشند اما بین دو معصوم هرگز کمترین و کوچکترین اختلاف و تنازعی پیش نخواهد آمد.[۹]
۲٫ حکایت پایان خطبه فدکیه
پس از آنکه حضرت فاطمه زهرا در اعتراض به غاصبان خلافت و دفاع بینظیر از امیرالمؤمنین علی خطبهای غرّا در مسجد النبی ایراد نمودند به منزل بازگشتند و با امیرالمؤمنین سخن گفتند. آن چه که در قسمت پایانی خطبه فدکیه نقل شده چنین است:
یابن ابی طالب اشتملت شمله الجنین وقعدت حجره الظنین نقضت قادمه الاجدل فخاتک ریش الاعزل هذا ابن ابی قحافه یبتزّنی نحله ابی وبلغه ابنی لقد اجهد فی خصامی والفیته ألدّ فی کلامی حتى حبستنى قیله نصرها والمهاجره وصلها وغضت الجماعه دونی طرفها فلا دافع ولا مانع خرجت کاظمه وعدت راغمه اضرعت خدّک یوم اضعت حدّک؛[۱۰] ای پسر ابوطالب همچون جنین، پرده بر خود پیچیدهای و مانند افراد متهم در خانه نشستهای تو کسی بودی که شهپر عقابها را درهم شکستی و اکنون این افراد ناچیز تو را ناتوان ساختهاند… این پسر ابو قحافه است که عطای پدرم و وسیله معیشت فرزندانم را از من میرباید و در دشمنی با من سخت میکوشد و در گفتار با من دشمنی و کینه توزی میکند و کار به آنجا رسیده که انصار مرا یاری نمیکنند و مهاجرین پیوند مرا نادیده گرفتند و مردم چشم بر هم گذاشتند تا غصب حق مرا نبینند. هیچ کس از من دفاع نکرد و مانع ستم بر من نشد. به هنگام رفتن (برای ایراد خطبه) خشم فرو خورده و به وقت بازگشت شکست خورده بودم. از روزی که شمشیر خود را فرو گذاشتی خاکنشین گشتهای!!!
پاسخ مناسب به سؤال و شبهه
با توجه به نوع بیان حضرت فاطمه زهرا با امیرالمؤمنین در پایان خطبه فدکیه سؤالی ایجاد میشود مبنی بر این که این بیانات با مقام عصمت آنان سازگاری ندارد از این رو علمای شیعه دو پاسخ مناسب به این سؤال و شبهه دادهاند:
برخی علما قائل هستند که جملات پایان خطبه از حضرت زهرا نسبت و این عبارات را به ایشان نسبت دادهاند.[۱۱] و برای اثبات این نظریه، دلائلی آوردهاند که عبارتند از:
الف) عدم همخوانی این عبارات با مجموع خطبه فدکیه در فصاحت و بلاغت.
خطبه فدکیه از نظر فصاحت و بلاغت بینظیر و در ردیف خطبههای نهج البلاغه است، به نحوی که اگر این خطبه را بدون ذکر نام گوینده آن در مقابل یک شخص بیطرف قرار بدهیم، آنگاه خطبههای نهج البلاغه را به او نشان بدهیم بدون تردید خواهد گفت: خطبه فدکیه یکی از خطبههای نهج البلاغه است، اما اگر کسی به دقت پایان خطبه فدکیه را بررسی کند میفهمد که پایان خطبه فدکیه آن فصاحت و بلاغت ابتدای خطبه را ندارد.
ب) عدم هماهنگی بین بیان فضائل بیستگانه امیرالمؤمنین در ابتدای خطبه و اعتراض به امیرالمؤمنین در پایان خطبه.
حضرت فاطمه زهرا در طول خطبه بینظیر خود فضائل فراوانی را از امیرالمؤمنین مطرح میفرمایند، مانند:
زعیم حق له فیکم وعهد قدّمه الیکم وبقیه استخلفها علیکم کتاب الله الناطق والقرآن الصادق والنور الساطع والضیاء اللامع، بیّنه بصائره منکشفه سرائره منجلیه ظواهره مغتبطهٌ به اشیاعه قائد إلی الرضوان اتباعه مودّ إلی النجاه استماعه …؛[۱۲] پیشوای حقی از خدا در میان شماست و میثاقی از او که پیش از این از شما گرفته نزد شماست و او بازماندهای از خود در میان شما قرار داده است و خلیفه خود گردانیده و اوست (امیرالمؤمنین) که قرآن ناطق و صادق و نور درخشنده و چراغ پرفروغ پروردگار است. دیدگاههایش روشن و اسرارش آشکار و ظواهرش شفاف است، دیگران بر پیروان او غبطه میخورند و او شیعیان خود را به سوی بهشت رهبری میکند و گوش سپردن به او مایه نجات است.
ج) عدم سازگاری این عبارات با معرفت بی نظیر صدیقه کبری نسبت به امیرالمؤمنین.
مجموع رفتارها و گفتارهایی که از حضرت صدیقه کبری در مورد امیرالمؤمنین به ما رسیده است، کمال معرفت ایشان را نسبت به امام خود حضرت علی ثابت میکند.[۱۳] گذشته از آن که هدف از ایراد خطبه فدکیه، اثبات ولایت امیرالمؤمنین بوده و باز پسگیری فدک بهانهای بیش نبوده است.
فضائل امیرالمؤمنین از لسان حضرت زهرا
حضرت فاطمه زهرا پس از غصب خلافت به کنار قبور شهدای احد آمده و میگریستند، محمود ابن لبید میگوید: خدمت ایشان رسیده و در مورد وصایت امیرالمؤمنین سؤال نمودم. حضرت زهرا فرمودند:
واعجبا انسیتم یوم غدیر خم اشهد الله تعالی لقد سمعته یقول علی خیر من اخلفه فیکم … مثل الامام مثل الکعبه اذ یؤتى ولا تأتی؛[۱۴] عجیب است! آیا غدیر خم را فراموش کردهاید، خدا را شاهد میگیرم از رسول او شنیدم که میفرمود: علی بهترین کسی است که جانشین خودم در میان شما قرار میدهم و نیز فرمودند: مثل امام مثل کعبه است که باید به دور او چرخید و طواف نمود نه آن که او به دور شما طواف کند!
وقالت فاطمه: ابوا هذه الأمّه محمد وعلی‘ یقیمان اودهم وینقذان من العذاب الدائم ان اطاعوهما ویبیحانهم النعیم الدائم ان وافقوهما؛[۱۵] حضرت زهرا فرمودند: پدران این امت، محمد و علی هستند که کجیهای این امت را استوار میسازند و آنان را از عذاب دائم نجات میدهند به شرط آن که آن دو بزرگوار را اطاعت کنند و نعمتهای دائمی را برای آنان ضمانت میکنند اگر با آن دو بزرگوار موافقت کنند.
با وجود چنین معرفتی از حضرت فاطمه زهرا نسبت به امیرالمؤمنین که امیرالمؤمنین را در مثل همانند خانه کعبه و پدر معنوی این امت میداند، چگونه ممکن است در پایان خطبه به ایشان چنین اعتراضی داشته باشند؟!
تاریخ شهادت میدهد که سیره حضرت زهرا در دفاع از امیرالمؤمنین تا آخرین لحظه ادامه داشته تا آن جا که هنگام شهادت هم میگریستند، حضرت علی از ایشان علت گریه را سؤال کردند، حضرت فاطمه فرمودند: گریه من برای مسائلی است که پس از من برای تو پیش خواهد آمد.
آنگاه حضرت علی میفرمایند:
لا تبکی فوالله ان ذلک لصغیر عندی فی ذات الله؛[۱۶] گریه نکن! به خدا سوگند همه این مصیبتها در مسیر الهی نزد من کوچک است.
پاسخ مرحوم علامه مجلسی
مرحوم علامه مجلسی در پاسخ به این اشکال میفرماید:
هذه الکلمات صدرت منها علیها السلام لبعض المصالح ولم تکن واقعاً منکره لما فعله، بل کانت راضیه وانّما کان غرضها ان یتبیّن للناس قبح اعمالهم وشناعه افعالهم؛[۱۷] چه بسا عبارات پایان خطبه فدکیه از حضرت زهرا برای برخی مصالح صادر شده است و در واقع از آن چه که امیرالمؤمنین انجام دادهاند ناراضی نبوده بلکه رضایت کامل داشته است (چرا که هر دو به وظیفه عمل نمودهاند) و در حقیقت مقصود حضرت فاطمه زهرا از بیان این عبارات، روشن نمودن عمل زشت مردم و بدی دفاع نکردن از امیرالمؤمنین بوده است.
سپس علامه مجلسی برای اثبات نظریه خود بازگشت حضرت موسی از کوه طور و درگیری ایشان با برادرش حضرت هارون را بر سر مسئله گوسالهپرستی بنی اسرائیل مطرح نموده و میفرماید: مقصود حضرت موسی از نزاع با برادرش هارون این بوده که بنی اسرائیل جرم بزرگ خود در رها کردن خداپرستی و پذیرش گوسالهپرستی را متوجه شوند.[۱۸]
سپس مرحوم مجلسی، نظریه کسانی را که میگویند: ـ صدور عبارات پایانی خطبه فدکیه از حضرت زهرا به دلیل شدت غضب و ناراحتی تمام بوده را رد میکند، چرا که غضب نامطلوب با عصمت حضرت زهرا منافات دارد و صحیح نیست.
در پایان مرحوم مجلسی: طلب حق و اصرار در باز پسگیری فدک را نه تنها منافی عصمت و زهد حضرت زهرا نمیدانند، بلکه حق طلبی حضرت زهرا را با هدف برملا نمودن ظلم و جور و کفر و نفاق غاصبان فدک و خلافت کاری شایسته و از مهمترین امور دین و بزرگترین حقوق مسلمین میدانند.[۱۹]
شبهه عدم عصمت در کلام امیرالمؤمنین
گاهی اوقات برخی افراد بیمار دل که به دنبال ایجاد شبهه در جامعه میباشند، کلامی از اهل بیت را تقطیع نموده و آن قسمتی را که مطابق میل و نظر خودشان است انتخاب میکنند و غرضهای شخصی خود را با آن تطبیق داده و افراد ناآگاه را به خطا و اشتباه میاندازند. یکی از این شبهات که مدتی توسط افراد بهانهجو و به اصطلاح روشن فکر! در سطح رسانهها مطرح شد، کلامی از امیرالمؤمنین بود که دست مایه افراد حقیری شد تا عصمت آن یگانه دهر را زیر سؤال ببرند و در پرتو آن به مقاصد شوم خود نائل شوند.[۲۰]
توصیه به روابط سالم و متقابل رهبر و مردم
روزی حضرت علی در صحرای صفین خطبهای زیبا و بلیغ در خصوص رهبری جامعه و حقوق و وظایف متقابل بین رهبر جامعه و عموم مردم بیان فرمودند، سپس به ایجاد روابط سالم بین مردم و رهبری پرداخته و فرمودند:
ای مردم! خوش ندارم در خاطر شما بگذرد که من ستایش را دوست دارم و خواهان شنیدن آن میباشم. سپاس خدای را که چنین نبودم و اگر ستایش را دوست میداشتم به خاطر فروتنی در پیشگاه خدای سبحان و بزرگی و بزرگواری که تنها سزاوار خداست آن را رها کردم. گاهی مردم، ستودن افرادی را برای کار و تلاش روا میدانند، اما من از شما میخواهم که مرا با سخنان زیبای خود ستایش نکنید تا از عهده وظایفی که نسبت به خدا و شما دارم برآیم و حقوقی که مانده است بپردازم و واجباتی که برعهده من است و باید انجام گیرد انجام دهم،. پس با من همانند پادشاهان سرکش سخن مگوئید و چنان که از آدمهای خشمگین کناره میگیرند دوری نجوئید و با ظاهرسازی با من رفتار نکنید… .
سپس حضرت علی فرمودند:
فلا تکفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل فانی لست فی نفسی بفوق ان أخطئ ولا آمن ذلک من فعلى الا ان یکفى الله من نفسی ما هو املک به منی …؛[۲۱] پس ای مردم! از گفتن حق یا مشورت در عدالت خودداری نکنید، زیرا من خود را برتر از آن که اشتباه کنم و یا این که از اشتباه در امان باشم ایمن نمیدانم، مگر آنکه خداوند مرا حفظ فرماید چرا که او بر من بیش از خودم مالکیت دارد.
تقطیع ناجوانمردانه
افرادی که بهانهجویی خود را جایگزین حقیقتجویی میکنند قسمتی از کلام امیرالمؤمنین را که میتوان از آن عدم عصمت را برداشت نمود انتخاب میکنند (فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطیء) و قسمت دیگر کلام را که از آن عصمت امیرالمؤمنین ثابت میشود (الا ان یکفی الله من نفسی) حذف و غرض خود را همراه با مرض درونی نتیجهگیری میکنند. مانند کسی که از آیه اکل و شرب.[۲۲] تنها قسمت اول را انتخاب میکند (کلوا واشربوا) اما قسمت مهم آن (ولا تسرفوا) را فراموش میکند. یا نماز نمیخواند و میگوید: خدا در قرآن فرموده:
}لاتقربوا الصلاه{؛[۲۳] به نماز نزدیک نشوید!
اما ادامه آیه را نمیخواند:
{و انتم سکاری}؛ زمانی که مست هستید.
لذا خداوند در وصف چنین افرادی میفرماید:
{فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللهُ مَرَضاً وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کَانُوا یَکْذِبُونَ}؛[۲۴] در دلهای آنان بیماری (نفاق) است، پس خداوند هم (به کیفر نفاقشان) بر بیماری آنان افزوده و در برابر دروغهای همیشگی آنان عذابی دردناک است.
پاسخ قرآنی به کلام امیرالمؤمنین
این کلام امیرالمؤمنین مطلب جدید و عجیبی نیست بلکه مطابق همان کلام حضرت یوسف است که فرمود:
{وَمَا أُبَرّئُ نَفْسِـی إِنّ النّفْسَ لَأَمّارَهُ بِالسّوءِ إِلّا مَا رَحِمَ رَبّی إِنّ رَبّی غَفُورٌ رّحِیمٌ}؛[۲۵] من خودستایی نمیکنم چرا که نفس همواره به بدیها امر میکند مگر آن که پروردگارم ترحم فرماید، پروردگار من بسیار آمرزنده و مهربان است.
به طور قطع و یقین این آیه و روایت امیرالمؤمنین هر دو مقام عصمت را ثابت میکند. یعنی خدایی که مالک نفس امیرالمؤمنین است او را از هر خطایی حفظ میکند، همانگونه که یوسف نبی به خاطر لطف و ترحم خداوند از خطای نفس ایمن گردید. بنابراین هر پیامبر و امام معصومی به صورت استقلال از خود چیزی ندارند بلکه با توفیق و موهبت الهی از هر نوع لغزش و خطا مصون خواهند بود.
[۱]. عوالی اللئالی العزیزیه فی الاحادیث الدینیه، ج ۴، ص ۹۳٫
[۲]. تنزیه الانبیاء×، ص ۱۶۷٫
[۳]. اعلام الوری باعلام الهدی، ج ۱، ص ۳۱۵٫
[۴]. شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج ۱، ص ۶۷٫
[۵]. بحارالانوار، ج ۴۳، ص۱۶٫
[۶]. کشف الغمه فی معرفهًْ الأئمه×، ج ۱، ص ۳۶۳٫
[۷]. بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۱۱۷٫
[۸]. علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۸۷٫
[۹]. در خصوص نقل، ردّ و نقد این حکایت جعلی،مراجعه کنید: فاطمهًْ الزهرا بهجهًْ قلب المصطفی، تألیف رحمانی همدانی، فصل ۲۹، ص ۵۹۶ـ۶۱۷٫
[۱۰]. الاحتجاج علی اهل اللجاج للطبرسی، ج ۱، ص ۱۰۷٫
[۱۱]. جنهًْ العاصمهًْ، آیت الله میرجهانی، ص ۳۰۰٫
[۱۲]. الاحتجاج للطبرسی، ج ۱، ص ۹۹٫
[۱۳]. بخشی از این معارف در همین کتاب ص۲۳۴ آمده است.
[۱۴]. کفایهًْ الاثر فی النص علی الأئمهًْ الاثنی عشر، ص ۱۹۷٫
[۱۵]. التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری×، ص ۳۳۰ و بحار الانوار، ج ۲۳، ص ۲۵۹٫
[۱۶]. بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲۱۸٫
[۱۷]. بحار الانوار، ج ۲۹، ص ۳۲۵٫
[۱۸]. میتوان گفت: سخن علامه مجلسی اشاره به همان ضرب المثل معروف «ایاک اعنی و اسمعی یا جاره» دارد و منظور حضرت زهرا این بوده که تاریخ بداند چه بر سر امیرالمؤمنین× آوردهاند که قدرت ید اللهی همانند جنین در میان خانه خویش مظلومانه سکوت اختیار کرده تا اسلام باقی بماند و امت اسلام دچار تفرقه و اختلاف و درگیری نشوند.
[۱۹]. بحار الانوار، ج ۲۹، ص ۳۲۵٫
[۲۰]. چه قدر گمراه و غافل هستند کسانی که برای اثبات خطا پذیر بودن ولی فقیه یا مراجع تقلید، حاضر میشوند محکمات اعتقادی و بدیهیترین مسائل دین را زیر سؤال برده و مخدوش سازند. تا شاید انحراف سیاسی و دینی خود را مطرح نمایند، یا افرادی از مذاهب دیگر که برای طبیعی جلوه دادن خطاهای غاصبان خلافت، حاضر میشوند بهانهای برای غیرمعصوم بودن انبیاء الهی و بالاتر از آن خاتم الانبیاء و نفس ایشان یعنی امیرالمؤمنین× بیابند و به وسیله آن توجیهگر خطاهای خلفا شوند!!!
[۲۱]. نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶٫
[۲۲]. اعراف / ۳۱٫
[۲۳]. نساء / ۴۳٫
[۲۴]. بقره/ ۲۰٫
[۲۵]. یوسف/ ۵۳٫
منبع: برگرفته از کتاب امام شناسی استاد گنجی جلد۲: اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
















هیچ نظری وجود ندارد