12 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

پدیده خروج در اسلام (۳)

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

بررسس زمینه های پیدایش پدیده خروج در صدر اسلام (با تأکید بر عملکرد قبایل ربیعه و تمیم)
۲- تأثیر جنگ های داخلی بر تشدید پدیده خروج
جنگ جمل که اولین درگیری رسمی مسلمانان و دومین رویارویی اعراب (رده) بعد از رحلت پیامبر (ص) است از جهات مختلف حائز اهمیت است. خروج اشرافیت قریش، چون طلحه و زبیر با هدف استفاده ابزاری از عایشه در جلب حمایت مردم، بر ضد علی(ع) آغاز شد. هسته اصلی این اجتماع را اهداف سیاسی- اقتصادی تشکیل می داد که تحت پوشش خونخواهی از عثمان تبلور می یافت. همایش قریشیان در بصره، اشرافیت اموی را که به دلیل عملکرد سرورشان (عثمان) در میان مردم جایگاهی نداشت، فرصت مناسبی بود تا با همان بعد عاطفی مسئله (خوانخواهی) به عنوان ولی دم، خود را در کنار مخالفان سرسخت خلیفه انتخابی مردم قرار دهند.حضور فعال صحابه‌ای چون طلحه، زبیر و ام المؤمنین در مقابل علی(ع)، موجب شک و تردید عمومی در بر حق بودن یکی از طرفین دعوا شد. بعد از جنگ های رده که «عقیده» مهم ترین عامل به چالش کشیدن شک و تردید اعراب در رویارویی با هم نژادان خود بود، اکنون این عامل چالش هم از بین رفته و عرب بعد از اسلام، برای اولین بار زیر عنوان یک عقیده مشترک در دو جبهه به سرکردگی بزرگان دین و صحابه پیامبر(ص) در برابر هم صف کشیدند. حساسیت مسئله زمانی آشکار می شود که صاحب نظران، فقها، علما و بزرگان دین که به عنوان مراجع مردم بودند، به این شبهات دامن زدند. نمونه هایی از این رفتارها در مدینه و سایر شهرها به چشم می خورد. کاوش در فراهم کردن این شرایط به شناخت دو گروه مغبون می انجامد؛ این دو گروه در رقابت های سیاسی قریشیان از یک سو و انفعال سران سایر قبایل از سوی دیگر رخ می نمایند. از دسته نخست سعد بن ابی وقاص است که چون علی او را به همراهی فرا خواند گفت: «شمشیری به من بده که کافر را از مسلمان تشخیص دهد تا با آن شمشیر در رکاب تو جنگ کنم». (63) و از گروه دوم ابوموسی اشعری است که سخنرانی وی در مسجد کوفه مبنی بر عدم یاری علی(ع) در جنگ جمل، نمونه دیگری از دامن زدن فقها در ایجاد شک و تردید، نسبت به مسئله بود. دیدگاه ابوموسی این نگرش را به اعراب القا می کرد که این جنگ یک جنگ خانوادگی بین قریشیان بوده و دخالت در آن بیهوده است. نتیجه سخنان او در این زمینه به انفعال مردم در برابر جنگ و عدم مشارکت آنان در آن انجامید با این توجیه که هدف، حفظ وحدت و جماعت مسلمانان است. (۶۴) وی می گفت:…من به فتنه ها آگاه ترم، چرا که فتنه چون روی آورد با شک و تردید است و چون می گذرد حقیقت آن آشکار می شود. این فتنه مانند درد شکم است و معلوم نیست از کجا سرچشمه می گیرد. اکنون شمشیرها غلاف کرده. سر نیزه ها کشیده و زه کمان را پاره کنید و کنج خانه نشینید تا قریشیان که در کار حکومت با هم اختلاف پیدا کردند و خود بانی به وجود آمدن این اختلاف هستند با هم کنار آیند و رخنه و شکافی را که به وجود آوردند خود به ترمیم آن پردازند. (۶۵)تأثیر عمیق این سخنان که برگرفته از سنت های صرف عربی بوده به پرورش تفکر بیهوده بودن دخالت اعراب در ماجرای خانوادگی قریش دامن زد. (۶۶) نفوذ کلام این افراد به قدری مؤثر بود که کسانی چون سعید بن قیس و سلیمان بن صرد خزاعی را از همراهی با علی(ع) بازداشت.(۶۷)با توجه به ساختار قبیله‌ای شهرهای عراق که اقلیت اندکی قریشی که بعداً تحت عنوان اهل العالیه (قریش و وابستگان) در عصر اموی نمود پیدا کرد، بقیه ساکنان شامل اعراب عدنانی شمال و شمال شرق شبه جزیره و نواحی سواد یا اعراب یمانی منطقه جغرافیایی ذکر شده بودند. بر اساس تفکر ابوموسی، نباید برای گروهای مذکور فرق می کرد که بعد از این اختلاف و درگیری بر سر کسب قدرت، چه کسی از میان اعضای شورای رهبری قریش، به عنوان حاکم سر برآورد. مهم این بود که با انتخاب یکی از قریشیان وحدت جماعت، مسلمانان حفظ شود.با وجود کارشکنی ابوموسی سپاه کوفه در ذی قار به علی پیوست. وی طی سخنانی خروج طلحه و زبیر از بیعت با خلیفه را بدون اینکه از جانب او گناهی سر زده باشد بیان کرد و از آنان خواست تا او را در سرکوبی این پیمان شکنان یاری کنند. علی با توجه به تأثیر افکار منفعلانه‌ای که شک و تردید را در میان مردم ترویج داده بود، برای زدودن این مشکل روانی در افراد به آنان اطمینان داد:در قطع کردن دوستی از دشمنان خدا در راه حقی که برگزیدید تردید و دودلی به خود راه ندهید و جنگ با آنان را همچون جنگ با احزاب بدانید. (۶۸) بزرگان کوفه در تأیید سخنان او، اطاعت و فرمانبرداری خود را اعلام کردند.جنگ جمل برای جامعه اسلامی پیامد خوشایندی نداشت، چرا که به کشته شدن تعداد زیادی از مسلمانان، از جمله برخی از بزرگان و دانشمندان انجامید. (۶۹) مسعودی در تنبیه الاشراف از کشته شدن حدود ۲۴ هزار نفر گزارش می دهد. (۷۰)اولین جنگ داخلی، ابعاد مختلف نظامی، اقتصادی و اجتماعی به دنبال داشت. هر کدام از این ابعاد در تسریع بخشیدن به پدیده خروج اعراب در مقابله با حاکمیت مرکزی بی تأثیر نبود. در بعد نظامی نحوه چینش و صف کشیدن سپاهیان در مقابل هم، بر خلاف جنگ های دوران جاهلیت عرب، از ویژگی خاصی برخوردار بود. علی (ع) هم قبیله‌ای ها را رودرروی هم قرار داد. (۷۱) این نوع آرایش جنگی با توجه به ساختار قبیله‌ای که جمیعت این دو شهر پادگانی را به هم مرتبط می کرد، از نظر استراتژی نظامی و روان شناسی اجتماعی شیوه بدیعی بود. کاربرد این شیوه، کوتاه مدت به جلوگیری از بروز احساسات عاطفی، قومی و قبیله‌ای که تعصبات دیرینه را از دیدن قبیله رقیب در مقابل هم قبیله‌ای خود بر می انگیخت به فروپاشی سپاه در کوتاه مدت کمک می کرد. در دراز مدت نیز مانع از حس خونخواهی در میان مردم می شد. روی هم رفته سیاست فوق، انسجام و امنیت جانی و مالی جامعه را درپی داشت. (۷۲)حرکت علی(ع) به سوی شام فصل جدیدی در تقویت پدیده خروج داشت. او ناگزیر برای جنگ با معاویه اعلام آماده باش داد. علی(ع) در مشورت عمومی، طی سخنانی که در مسجد کوفه ایراد کرد تشریح اهداف خود در مقابله با شامیان پرداخت. اولین واکنش به سخنان او، اعتراض مردی از بنی فزاره بود که علی (ع) را به خون ریزی و برادرکشی در میان مسلمانان متهم کرد. گرچه این اعتراض، با اقتدار مالک بن حارث (اشتر) نخعی و همدانیان، کمرنگ شد.(۷۳) اما از اینکه او را نماینده طیف وسیعی از کوفیان بدانیم که از شروع کار تا ماجرای توجیه علم کردن قرآن ها توسط معاویه، به نوعی بر این نکته تأکید می کردند بی راهه نرفته‌ایم.ماجرای حکمیت در جنگ صفین، به خیزش سه اندیشه خارجی گری متفاوت منجر شد. نازل ترین آنها تحریک عوام دنباله رو، نوع تکامل یافته تر آن قاریان ساده اندیش و قشری نگر و نوع پیشرفته این اندیشه ها، اشرافیت سیاستمدار، منفعت طلب و مغبون از شیوه تساوی گرایانه خلافت علی (ع) بودند. دو دسته اول پیدایش شرایط دلخواه نوع سوم، خواسته یا ناخواسته نقش فعالی داشتند. برای اشرافیت مخالف علی (ع) این موقعیت زمانی پیش بینی نشده فرصت طلایی بود تا از آن به خوبی، جهت فشار بر رقبای داخلی (ساکنان بومی) و خارجی (مهمانان ناخوانده‌ای که در پی فتوحات عراق را مأمن خود کردند) استفاده کنند. (۷۴)جنگ صفین که با پایداری عراقیان، در آستانه پیروزی قرار گرفت، با بروز شکاف در میان قبایل، سران و قاریان، اشتر را به اندازه دویدن یک اسب مهلت ندادند تا سرنوشت آن را معلوم کند. آنان علی را مجبور کردند که دستور متارکه جنگ را اعلام کند. (۷۵) ابن مزاحم می گوید:چون علی در مورد نیرنگ قریشیان شام از برافراشتن مصاحف سعی می کرد عراقیان را آگاه کند، بیست هزار مسلح آهن پوش که شمشیرهایشان را برشانه افکنده بودند و پیشانی هایشان از اثر سجود پینه بسته بود [دنباله روان احساسی]، در حالی که پیشاپیش آنان مسعر بن فدکی و زید بن حصین و گروهی از قاریان [ساده اندیشان قشری نگر] که از آن پس خوارج نامیده می شدند، علی (ع) را به نام نه به عنوان امیرمؤمنان آواز دادند که ای علی، تو را به کتاب خدا خوانده‌اند، بدان قوم، جواب مثبت بده و گرنه همان طور که عثمان را کشتیم تو را نیز خواهیم کشت.(۷۶)تحت فشار قراردادن علی (ع) به تحریک اشعث بن قیس نماینده قدرتمند طیف مخالف، سپاه عراق را متلاطم و متلاشی کرد.جنگ صفین شخصیت های تأثیرگذار را به کام خود کشید و صحنه برای تحمیل نظرهای گروه های مخالف حاکمیت علی(ع) و ساده اندیشان سطحی نگر مهیا گشت. فقدان مردان بزرگ تأثیرگذار را می توان از سخنان اشتر دریافت که در سرزنش عراقیان می گفت: (۷۷)اینک که برجستگان شما کشته شدند و از اراذلتان مانده‌اند به من بگویید کی برحق بوده‌اید، وقتی جنگ می کردید و نیکانتان کشته می شدند. در این صورت اگر از جنگ دست بدارید بر باطل خواهید بود یا اکنون بر حقید و کشتگان شما که منکر فضلشان نیستید و بهتر از شما بودند در جهنم هستند.آنان جنگ خود را به خاطر خدا و کناره گیری از آن را برای خدا، نه اطاعت از اشتر و همفکران او قلمداد کردند. (۷۸)اعمال نظر اشعث در انتخاب حکم و تأکید بر ابوموسی اشعری، تلاش دیگری برای به رکود کشیدن خلافت علی (ع) و به منزله جرقه‌ای در انبار باروت بود. انتخاب ابوموسی خیل عظیمی از قاریان سطحی اندیش و سست نظر را با خود همراه می کرد. طبری می گوید: علی چون انتخاب ابوموسی را رد کرد و به کوفیان گفت:در آغاز نافرمانی می کردید اینک دیگر نافرمانی نکنید رأی من نیست که این کار به ابوموسی واگذارم… به او اعتماد ندارم که از من برید و کسان از من بداشت… این کار را به ابن عباس می سپاریم.(۷۹)اشعث و یارانش از اینکه دو حکم مضری باشند به شدت مخالف بودند. آنان پیشنهاد علی در انتخاب اشتر را نیز به دلیل اینکه از نظر آنان کانون فتنه بود، رد کردند. (۸۰) تأکید اشعث بن قیس در انتخاب ابوموسی، باب دیگری از فتنه را بر کوفیان گشود و آن زنده شدن احساسات قومی و قبیله‌ای گروه هایی بود که در دایره دو تشکل بزرگ قرشی- یمانی نمی گنجیدند. براین اساس، گروه های عرب ساکن در عراق و کوفه به دسته های ذیل تقسیم شدند: دسته اول، قریشیان که چون سروری خود را به مبداً دین متصل کردند، مقاومت در برابر آنان جز در مواردی که منافع همگان تهدید می شد، مورد استقبال عموم قرار نمی گرفت؛ دسته دوم، یمانی هایی که با قدرت و نفوذی که در طی فتوحات عصر عمر و امتیازات دوره عثمان (قبایلی چون بجیله و کنده در سپردن دو ایالت بزرگ چون همدان و آذربایجان به جریربن عبدالله و اشعث بن قیس) به دست آوردند و در دوره خلافت علی (ع) نیز با بر کشیدن قبایلی چون مذحج، همدان و سران و بزرگانی چون عدی بن حاتم، حجربن عدی، اشتر و گروه های دیگری چون انصار و اهل مدینه که با ورود علی بر کوفه به جمعیت آنان افزوده می شد، انزوای سیاسی گروه سوم یعنی قبایل بزرگی چون ربیعه و تمیم که ساکنان قدیمی سواد و حواشی آن بودند، را فراهم کرد. آنان اکنون بعینه حذف خود را از صحنه سیاسی با قرار گرفتن نماینده یمانی ها در رأس حاکمیت نظاره می کردند. در واقع حمله عروهًْ بن ادیه به اشعث بن قیس که توافق نامه عراق- شام را برای قبایلی که در دسته های نظامی صف کشیده می خواند، فوران «نه» به قیود حاکمیت مرکزی و عدم تحمل این انزوای سیاسی بود. احساس انزوا آغازگر فتنه‌ای گردید که طی آن صاحبان این تفکر برای جبران و اعتراض به سرکوب اندیشه‌ای که سه دهه با لباس شرع توسط حاکمیت به قید کشیده شد، با همان پوشش شرعی به کشتار مردم، غارت اموال، ایجاد ناامنی و انتقام از کسانی که به نظر آنان به نحوی در ایجاد این شرایط دخیل بودند پرداختند.علاوه بر مسائل فرهنگی- سیاسی ریشه دار، استفاده نادرست از ایدئولوژی رسمی، آشنایی سطحی و ظاهری از آیه های قرآن و تأویل و تفسیر به رأی آن، حربه ای در دست سران و بزرگان زاهد منش و خرقه پوش این گروه در سلک قرّا در صفین بود. این گروه از آغاز اعلام آماده باش تا مشخص شدن تکلیف حکمیت، به خاطر برداشت های سطحی از قرآن و تندخویی و زودخشمی خود چندین بار تغییر موضع دادند. زید بن حصین طایی دیدگاه خود را در مورد نبرد با شامیان چنین بیان می کرد: اگر در جنگ با آنان شک ندارید، اندیشه و تأیل در این زمینه لازم نیست زیرا ما در ریختن خون عثمان که این گروه ادعای خونخواهی آن را دارند، تردیدی نداشتیم. (۸۱) نمونه این اخلاق در مأموریتی که شبث بن ربعی تمیمی، همراه با سایر قرّا و سران از سوی علی (ع) نزد معاویه داشتند، دیده می شود، به طوری که در برابر تأکید معاویه مبنی بر خونخواهی عثمان، سخن معاویه را بی صبرانه قطع کرده او را عامل اصلی قتل عثمان قلمداد نمود. سپس معاویه را متهم کرد که خوانخواهی عثمان را برای خود وسیله‌ای برای رسیدن به قدرت قرار داده است. گرچه شبث در آنچه گفته بود، بی راهه نرفت، اما گستاخی او باعث شد که حقیقت گفتارش، در سرزنش های معاویه که او را اعرابی (صحراگرد) بی ادب، سبکسر، تندخو و دروغ زن معرفی کرده بود، پنهان بماند. (۸۲)به هر جهت شعار «لاحکم الالله» بهانه‌ای برای چرخش سریع قبایل بنی تمیم و شاخه های بنی بکر، بنی شیبان و تیره های دیگر از ربیعه و تمیم، در لوای دین و قرآن در اعتراض به قدرت قریش و مقابله با ترفیع روز افزون یمانیان در کوفه و عراق در دهه ی اخیر بود. آنان می دیدند که یمانیان علاوه بر قریش، بر سرزمین اجدای آنان تسلط یافته‌اند، به طوری که بنی تمیم و بنی بکر و شاخه های وابسته را به انزوا و تحلیل می بردند.تحت فشار قرار دادن علی(ع) برای پذیرش حکمیت و عدول از آن نشان از خوی بدوی، تعصبات قبیله‌ای- سرزمینی، سطحی نگری و عدم دوراندیشی این دسته از قبایل بود. گستاخی آنان در اعتراف به گناه و توبه خویش و کافر دانستن علی و یارانش به دلیل عدم توبه با اجتهاد خویش، به جدایی رسمی اولین شقاق فکری- علمی در اسلام انجامید. (۸۳) حروراء نخستین مکانی بود که اردوگاه خوارج را در خود جای داد. سران این گروه شبث بن ربعی، عبدالله بن وهب راسبی و ابن ابی کواء بودند. (۸۴) آنان طی نشست های مکرری که در کوفه برگزار کردند، منشور خود را مبنی بر خروج برضد حاکمیت مرکزی و هرکسی که به این حاکمیت راضی باشد منتشر کردند و عبدالله بن وهب راسبی را به رهبری انتخاب نمودند. در این زمان بود که خوارج، به طور رسمی نظر خود را در نفی حاکمیت سیاسی اعلام کرده و رسماً خود را از جامعه کشیدند.به خدمت گرفتن دین در جهت افکار و رفتارهای افراطی این گروه که مؤسسان آن از زهاد، عباد و مؤمنان و متقیان کوفه و بصره بودند، توجیهی برای مشروعیت بخشیدن به اعمالشان بود. عبدالله بن وهب راسبی، حرقوص بن زهیر، حمزهًْ بن سنان اسدی، زیدبن حصین طایی، شریح بن اوفی عبسی، عبدالله بن سخبر از پارسایان و رداپوشان بودند.اینان در توجیه پذیرش حکمیت، تأکید کردند چون علی و اطرافیانش به پیروی از نفس فرمان قرآن را کنار گذاشتند، جنگ با آنان بر ما واجب شد. راهبردی که خوارج در برخورد با مخالفان در پیش گرفتند مبتنی بر خشونت و برخورد شدید بود. آنان هدف از اتخاذ این راهبرد را، تلاش برای هدایت کافران و منحرفان از دین بیان می کردند. خوارج در تفسیر خود از جهاد با این منحرفان (مسلمانان)، دو هدف را دنبال می کردند مباح بودن جان و مال مخالفان در صورت پیروزی و در صورت شکست رسیدن به بهشت و رضوان الهی. (۸۵)عملی کردن این تفاسیر در مورد مخالفان در قرن اول و دوم جوّ وحشت را بر جامعه حاکم کرد. تسلط آنان بر تفسیر به رأی و صدور به حدی بود که چون علی (ع) ابن عباس را نزد آنان فرستاد، تأکید کرد که با استناد به قرآن با آنان احتجاج نکند، بلکه از سیره عملی پیامبر(ص) در این زمینه بهره گیرد، چرا که آیات قرآن انعطاف پذیر بوده و آنان از این طریق اهداف خود را توجیه می کنند. (۸۶)تربیت دینی این افراد که اساس آن افراط در قرآن و تفریط در احادیت نبوی بود، ریشه در سیاست عمر داشت. شیوه تربیتی که از سه رکن اسلام، تنها خدا و قرآن را گرفتند و پیامبر(ص) را رها کردند. این سیاست برای اعراب این امکان را به وجود آورد که با توجه ظرفیت عقلی و بینش سطحی قرآن را تفسیر کرده و محدودیت هایی که افرادی چون پیامبر(ص) در تفسیر برای آنان ایجاد می کرد و با روحیه اعراب همسازی نداشت کنار بزنند براساس روحیه بادیه نشینی، قرآن به تفاسیری کشانده شد که هدایتگر تفرد و عدم تقید آنان بود. شورش های مکرر آنان در شرایط مختلف علیه حاکمیت مرکزی، به عنوان مجرم اصلی این پرونده و هر آن کس که قید حکومت را پذیرا بوده باشد، صدق این گفته را بر ماهیت آنان آشکار می کند.با توجه به ویژگی های خاصی که تاکنون از خوارج به دست دادیم شاید به راحتی بتوان آنان را در ردیف شورشیان مرتجعی قرار داد که از ابزار دین برای بازگشت به سنن گذشته بهره برده و از احیای روح قانون گریزی و گریز از مرکز دوران قبل از اسلام، به بهترین نحو استفاده کردند و ایدئولوژیی را تدوین نمودند که توجیه کننده اعمال بدوی آنان باشد.ولهوزن در کتاب شیعه و خوارج، با اتکای به عوامل سطحی چون اسکان اعراب در کوفه و بصره از زمان عمر و دور افتادن آنان از زندگی بدوی، سعی می کند منشأ بدویت و تلاش آنان برای بازگشت به آموزه ها و سنن بدوی را از زمینه های بروز پدیده خروج را رد کند. (۸۷) از آنجایی که تثبیت یک رفتار اجتماعی چون غلبه تربیت زندگی شهری بر تربیت بدوی و تغییر و تحول آن چندین نسل لازم است یا اگر بیشتر ملاحظه کنیم، نظریه ابن خلدون در مورد عصبیت را می توان دخیل کرد که حداقل گذر یک نسل لازم است تا در نسل دوم تغییر در نوع تربیت مشخص شود؛ کوفه و بصره همین دوره را نیز تجربه نکرده بود. از سال هفده هجری تا سال ۳۷ تنها بیست سال فاصله بود، افرادی هم که حضور داشتند همان اعراب بدوی بودند نه نسل دوم آنان. ولهوزن، دلیل رد بدویت خوارج را حرکت آنان در دوره های بعد به سوی ایران و پیوستن حضریان به آنان می داند. غافل از اینکه عواملی چون تغییر موقعیت جغرافیایی حوزه فعالیت خوارج در دوری از مقر خلافت، اهداف مشترک خوارج و ساکنان شهرها و روستاهای سرزمین های اشغالی، در اعتراض به نابرابری و فشار حاکمیت اعراب اموی بود که موجب همگرایی حضریان با خوارج گردید نه تغییر در شیوه تربیتی خوارج. از سوی دیگر، نداشتن جایگاه اجتماعی در میان مردم شبه جزیره، به علل افکار افراطی نقش عمده‌ای در طرد آنان از جامعه عربی و پیوستن آنان به خارج از حوزه جغرافیایی شبه جزیره عربی داشت. در تاریخ نمونه های زیادی در تأیید تأثیر ساختار اجتماعی و زیست محیطی در بروز پدیده خروج از این دست می باشد. در تاریخ طبری می خوانیم: «معن بن یزید هشدار داد به علی (ع) بدویان بکر و تمیم نظرت را [نسبت به حکمیت] عوض نکنند. (۸۸) یا معاویه در سرزنش های شبث بن ربعی او را اعرابی بی ادب، سبکسر، تندخو و معرفی می کند که با بی صبری خود، ادب حضور دیگران را نگاه نمی دارد. (۸۹)به هر جهت خوارج با ویژگی های فوق، از کوفه خروج کردند و کشتار کفار (مسلمانان مخالف عقیده آنان) را در صدر برنامه خود قرار دادند. کشتن عبدالله بن خباب بن ارت و تعدادی از زنان، به عنوان فتح باب عملی این اندیشه بود. (۹۰) تأثیر این رفتار در کوتاه مدت، نگرانی های ناشی از تهدید امنیت اجتماعی در میان مردم و فرصت مناسبی برای سیاستمداران منفعت طلب فراهم نمود و عراقیان را برای در جنگ با شامیان متزلزل کرد. آنان علی(ع) را مجبور کردند که سرکوب خوارج را به جنگ با شامیان ارجحیت دهد در نهروان با مذاکرات و گفت و گوهای زیادی که صورت گرفت تعدادی از آنان قانع شدند، اما هسته اصلی خوارج کوفی- بصری، بر عقاید خود، مبنی بر اقرار به کفر و شرک علی (ع) و همراهان او پافشاری کرده و توبه آنان را شرط همکاری خود با علی (ع) قرار دادند. (۹۱) باعدم پذیرش علی (ع) و تأکید خوارج به جنگ، خوارج به فاصله چند ساعت در هم شکسته شد و کوفیان با کمترین تلفات پیروز جنگ شدند. علی (ع) همان قوانینی که در جنگ جمل در مورد اسیران، فراریان و غنایم عمل کرده بود، در نهروان نیز به کار برد. علاوه براین، به کوفیان توصیه می کرد که بعد از این خوارج را رها کرده و معاویه را هدف حملات خود قرار دهند، چرا که خوارج طالب حق بودند و به باطل افتادند و معاویه حق را شناخته و به باطل گرایید. (۹۲)نتیجه گیریزمینه های پیدایش پدیده خروج در صدر اسلام به عواملی چون شرایط جغرافیایی، ویژگی های روحی- روانی و ساختار اجتماعی اعراب بر می گردد. مجموعه این عوامل در ساخت فرهنگ سیاسی- اجتماعی خوارج تأثیر عمده‌ای داشت. در واکاوی عملکرد و سرانجام این حرکت که در طولانی مدت به شاخه های متعدد تقسیم شده و در سرزمین های مختلف داشت، روح حاکم بر شرایط پیدایش خود را حفظ کرده و همین روح حاکم به فروپاشی آنان سرعت بیشتری بخشید.
پی نوشت ها :

۶۳٫ ابوحبیفه دینوری، اخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر، (قاهره: داراحیاء الکتب العربیه، ۱۹۶۰ م) ص ۱۴۳٫۶۴٫ احمد بن جابر بلاذری، انساب الاشراف (بیروت: دارالفکر، ۱۴۱۷) ج ۳، ص ۲۰۱٫۶۵٫ شیخ مفید، پیشین، ص ۱۵۱-۱۵۲٫۶۶٫ ابن مخنف، تاریخ ابی مخنف، تحقیق سلمان الجبوری (بیروت: دارالمحجهًْ البیضاء، ۱۹۹۶ م) ج۱، ص ۲۰۳- ۲۰۴٫۶۷٫همان، ص ۱۹-۲۰٫۶۸٫ ابی مخنف، پیشین، ج ۱، ص ۱۲۱-۱۲۲٫۶۹٫ شیخ مفید، پیشین، ص ۲۳۵-۲۳۷: و ابن ابی الحدید، پیشین، ج ۱، ص۱۱۹٫۷۰٫ علی بن حسین مسعودی، تنبیه الاشراف، تحقیق عبدالله اسماعیل الصاوی (قاهره:بی تا) ص ۲۵۶٫۷۱٫ طبری، پیشین، ج۴،ص۵۰۶٫۷۲٫ ابن مزاحم، پیشین، ص ۲۲۷-۲۲۹٫۷۳٫ ابن مخنف، پیشین، ج۱، ص۱۵۳٫۷۴٫ ابن مزاحم، پیشین، ص۴۸۹٫۷۵٫ طبری، پیشین، ج۵، ص۴۹٫۷۶٫ ابن مزاحم، پیشین، ص ۴۸۹-۴۹۰٫۷۷٫ ابو حنیفه دینوری، پیشین، ص۱۹۰٫۷۸٫ همان.۷۹٫ طبری، پیشین، ج۵، ص۵۱٫۸۰٫ علی ابن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ( قم: دارالهجره، ۱۴۰۹ق) ج۱، ص۳۹۱٫۸۱٫ ابن مزاحم منقری، پیشین، ص۹۹٫۸۲٫ همان،ص۱۸۷٫۸۳ . ابن اعثم کوفی، پیشین،ج۴، ص۵۱۶٫۸۴ .یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۹۱٫۸۵ . ابوحنیفه دینوری، پیشین، ص۲۰۳٫۸۶ . ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶،ص ۸۷٫۸۷ . یولیوس ولهوزن، تاریخ سیاسی صدر اسلام، شیعه و خوارج، ترجمه محمود افتخارزاده ( قم: دفتر نشر معارف،۱۳۷۵) ص۳۲٫۸۸ . طبری، پیشین، ج۵، ص۶۶٫۸۹ . ابن مزاحم، پیشین، ص۱۸۷٫۹۰ . ابن ابی الحدید، پیشین، ج۱، ص ۳۹۴-۳۹۵٫۹۱ . ابن عبدربّه، عقدالفرید، تحقیق احمد امین ( بیروت: دارالاندلس، ۱۹۸۸ م) ج۳، ص ۳۴۳-۳۴۵٫۹۲٫ نهج‌البلاغه، خطبه ۶۰، ص۴۸٫

منابع:- نهج البلاغه.- ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه ( جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه) تهران، نشر نی، ۱۳۶۷٫- ابن اثیر، عزالدین، الکامل فی تاریخ، بیروت، دارالکتب العلمیه، بی‌تا.- ابن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، ۱۹۹۱ م.- ابن خلدون، عبد‌الرحمن..- ابن خیاط، خلیفه، تاریخ خلیفه، مصطفی نجیب فواز، حکمت کشلی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۹۹۵/۱۴۱۵ ق.- ابن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق عبد‌القادر، بیروت، دارالکتب الاسلامیه ۱۹۹۰٫- ابن شبه، تاریخ مدینه منوره، تحقیق محمد شلتوت، بیروت دار الاندلس، ۱۹۸۸٫- ابن عبدربّه، عقد الفرید، تحقیق احمد امین، بیروت دار الاندلس،۱۹۸۸ م.- ابن هشام، السیره النبویه، تحقیق مصطفی السقا، بیروت دارالمعرفه، بی تا.- ابی مخنف، تاریخ ابی مخنف، تحقیق سلمان الجبوری، بیروت دارالمهجه البیضاء،۱۹۹۹ م.- بشریه، حسین، انقلاب و بسیج سیاسی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۲٫- بغدادی، عبدالقادر، تاریخ بغداد، بیروت دارالفکر، ۱۳۴۴٫- بلاذری، احمد بن جابر، انساب الاشراف، بیروت دارالفکر، ۱۴۱۷٫- بلاذری احمدبن جابر، فتوح البدان.-بوتول، گاستون، جامعه شناسی جنگ، ترجمه هوشنگ فرخجسته، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۷۶٫- جواد علی، تاریخ مفصل عرب قبل از اسلام، ترجمه حسین روحانی، بابل، کتاب سرای بابل، ۱۳۶۷٫- حموی، یاقوت بن عبد‌اللّه، معجم البلدان، تحقیق عبداللّه رانس، بیروت، موسسه المعارفه، ۱۹۸۷ م.- دینوری، ابوحنیفه، اخبار الطول، تحقیق عبدالمنعم عامر، قاهره، دارالحیاء، الکتب العربیه، ۱۹۶۰ م.- ذهبی، شمس الدین، تاریخ وفیات المشاهیر و الاعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۹۹۳ م.- رژی، بلاشر، تاریخ ادبیات عرب، ترجمه آذرتاش آذرنوش، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳٫- سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، تحقیق عبد اللّه عمر البارودی، بیروت، دارالجنان، ۱۹۸۸ م.- شیخ مفید، جمل، ترجمه محمود مهدوی، تهران، نشر نی، ۱۳۸۳٫- طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۹۶۷ م.-عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، تحقیق عادل احمد عبدالموجود، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۹۹۵ م.- فضل بن شاذان، الایضاح، بیروت، مؤسسه اعلمی للمطبوعات، ۱۹۸۲ م.- کحاله، محمدرضا، معجم قبائل العرب والقدیمه والحدیثه، بیروت، مؤسسه الرساله،۱۹۹۴م.- کریمی، روان شناسی اجتماعی، تهران، ارسباران، ۱۳۷۸٫- مسعودی، علی بن حسین، تنبیه الاشراف، تحقیق عبداللّه اسماعیل الصاوی، قاهره،بی جا، بی تا.- مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجواهر، قم، دار المعجزه، ۱۴۰۹ ه.- مسکویه، ابوعلی، تجارب الامم، ترجمه ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، ۱۳۷۹٫- مقدسی، مطهربن طاهر، البدء و التاریخ، بیروت، المکتبه الثقافهًْ الدینیه، بی تا.- منقری، نصربن مزاحم، وقعهًْ صفین، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، قاهره، موسسه العربیه الحدیثه، ۱۳۸۲٫- نولدکه، تئودور، تاریخ ایرانیان و اعراب در زمان ساسانیان، تحقیق عباس زریاب، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۸٫- واقدی، محمد بن عمر، الرده مع نبذه من فتوح العراق و ذکر مثنی بن حادثه الشیبانی، تحقیق یحیی الجبوری، بیروت، دارالمغرب الاسلامی، ۱۹۹۰ م.- یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، بیروت، دارصادر، بی تا.- یعقوبی، البلدان، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۳٫- یولیوس، ولهوزن، تاریخ سیاسی صدر اسلام، شیعه و خوارج، ترجمه محمود افتخارزاده، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۷۵٫تاریخ اسلام- ش ۳۸

 

نوشته قبلی

ارتباطات میان فرهنگی در دهه‏ های نخستین اسلامی

نوشته‌ی بعدی

پدیده خروج در اسلام (۲)

مرتبط نوشته ها

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

پدیده خروج در اسلام (۲)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

رسانه ها در عصر اهل بیت علیهم السلام

رسانه ها در عصر اهل بیت علیهم السلام

امام باقر (ع) و فرق و مذاهب

امام باقر (ع) و فرق و مذاهب

نقطه‌زنی سفارت‌ها در نبرد روایت‌ها

نقطه‌زنی سفارت‌ها در نبرد روایت‌ها

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا