ویژگی های اساسی مراحل تکامل تألیف بین شیعیان
پیش از ولادت حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف اصحاب ائمه علیهم السلام در تدوین احادیثی که از ائمه درباره غیبت و ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و وظایف مؤمنان در برابر آن حضرت در زمان غیبت و ظهور شنیده بودند و نیز پرورش مؤمنان برای داشتن ایمان به امام بدون مشاهده او می کوشیدند. حفظ این احادیث در اصلی مدون، به خصوص برای نسل های بعد، در حالی صورت می گرفت که اوضاع سیاسی آن روز، نقل این گونه احادیث را حتی بین شیعیان به طور جدی اجازه نمی داد. علت این امر، همان سیاست رعب انگیز حکومت عباسی بود که در برابر امامان معصوم علیهم السلام در پیش گرفته بودند و معتقد بودند مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف که حکومت جور و ستم را از بین می برد، از ائمه علیهم السلام است. از این رو، اصحاب ناگزیر بودند با تدوین اصلی، احادیث مهدویت را حفظ نمایند که این اصول مصدر و منبع مهمی برای احادیث گردید و علما در کتاب های مستقلی که به ویژه در زمان غیبت صغرا و اوایل غیبت کبرا نگاشتند، ابوابی را به مهدویت اختصاص دادند.
۱٫ تألیف در عصر غیبت صغراویژگی بیش تر مؤلفان مهدویت در دوران غیبت صغرا، تلاش برای برطرف کردن حالت تحیر ایجاد شده در میان مؤمنان به سبب فقدان ارتباط مستقیم با امام عجل الله تعالی فرجه الشریف بود. مؤمنان، آن گونه که با پدران حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف به طور مستقیم ارتباط داشتند و به آن عادت کرده بودند، خواهان چنین ارتباطی مستقیم با امام خود بودند، در حالی که فضای ترس آور آن روزها حتی ارتباط غیرمستقیم (از طریق نواب اربعه) را دشوار کرده بود.باید افزود که در مخفی نگه داشتن ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تعمدی در کار بود تا حضرت از شر شمشیر عباسیان در امان بماند(۶). از این رو علما در گام نخست برای برطرف کردن این حیرت تمرکز نمودند. مؤلفان به دلایل نقلی، عقلی و اصولی که وجود حجت را اثبات می کرد پرداختند. مؤلفان این دوره عناوینی روشن برای کتاب های خود انتخاب کرده بودند که متضمن معنای نفی حیرت به طور مستقیم یا غیرمستقیم بودند. با توجه به آن چه گفته شد، درمی یابیم تلاش آن ها برای برطرف کردن حیرت مؤمنان بوده است. حاصل این تلاش ها عبارتند از:۱٫ الغیبه و کشف الحیره، تألیف ابی الحسن سلامه بن محمد بن اسماعیل ازدی که شخصی ثقه و بزرگ از اصحاب ائمه علیهم السلام است(۷)؛۲٫ الغیبه و الحیره، تألیف ابی العباس عبدالله بن جعفر حمیری، شخصی جلیل القدر و ثقه، صاحب قرب الاسناد و توقیعات صاحب الامر، از اصحاب امام عسکری علیه السلام(۸)؛۳٫ الامامه و التبصره من الحیره، تألیف ابی القاسم علی بن الحسین موسی بن بابویه، پدر شیخ صدوق که از معاصران امام عسکری علیه السلام و درگذشته سال ۳۲۹قمری است. وی شیخ قمیین در عصر خود و ثقه آن ها به شمار می رود(۹)؛۴٫الشفاء و الجلاء، تألیف احمد بن علی رازی که شیخ طوسی از این کتاب تمجید کرده است(۱۰)؛۵٫الغیبه و کشف الحیره، تألیف شیخ ابی عبدالله محمد بن احمد صفوانی(۱۱).عناوینی از این دست مخصوص کتاب هایی است که در این دوران نوشته شده است و چنین نام هایی را در کتاب هایی که پیش و پس از این دوران نوشته شده نیافتیم.
۲٫ جمع آوری اصول در آغاز غیبت کبرااز ویژگی های اواخر غیبت صغرا و اوایل غیبت کبرا تلاش مؤلفان در جمع آوری اصول نوشته شده در دوران گذشته درباره مهدویت و احادیثی که در این باره در کتاب های مستقل یا در کتاب های عام دیگر نقل شده، در قالب کتاب هایی جامع و به صورت دائره المعارف با مرتب کردن آن ها در باب های منظم و با عناوینی گویا درباره عقیده شیعه به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، غیبت آن حضرت، صفات، علایم ظهور، وظیفه مؤمنان در زمان غیبت و… است. از کتاب هایی که در این مرحله تألیف شده، می توان به موارد ذیل اشاره کرد:۱٫ الغیبه، تألیف طلایه دار مؤلفان موضوع غیبت، شیخ ثقه و جلیل القدر محمد بن ابراهیم نعمانی که کتاب وی از مهم ترین مراجع شیعه درباره مهدویت و بهترین کتاب به لحاظ تصنیف، ترتیب و عناوین مناسب به شمار می رود. احتمالاً نعمانی در حسن تبویب و تصنیف الغیبه از استاد خود ثقه الاسلام کلینی در کتاب مشهور الکافی متأثر بوده است؛۲٫ ما نزل من القرآن فی صاحب الزمان، تألیف احمد بن محمد بن عیاش، در گذشته سال ۴۰۱قمری؛۳٫ الغیبه، تألیف حسن بن حمزه علوی طبری مرعشی، درگذشته ۳۵۸قمری. وی از بزرگان این طایفه و فقهای آن ها و شخصی پارساست که دارای تمجیدهای فراوانی از سوی بزرگان است.۴٫ اکمال الدین و اتمام النعمه، تألیف محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه(شیخ صدوق) که شخصی جلیل القدر و ثقه است و با دعای صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان حسین بن روح، سفیر سوم حضرت، به دنیا آمد و در سال ۳۸۱قمری وفات نمود. وی این کتاب را به دستور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نگاشت و ظاهراً چند کتاب دیگر نیز درباره غیبت تألیف نموده است؛۵٫فی ذکر القائم من آل محمد، تألیف احمد بن رمیح مروزی، درگذشته سال ۳۵۷قمری؛۶٫ ازاله الران عن قلوب الاخوان، تألیف ابی علی محمد بن احمد بن جنید؛۷٫ کتابی بزرگ در بیان کسانی از اصحاب حدیث که روایت کرده اند مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از فرزندان امام حسین علیه السلام است، تألیف احمد بن محمد بن احمد گرگانی، که فردی پرهیزکار و ثقه و ساکن مصر بود.
۳٫ پاسخ گویی به شبهاتدیگر ویژگی مرحله تکامل تألیف، پاسخ به شبهات مطرح شده درباره مهدویت است. محمد بن محمد بن نعمان بغدادی(شیخ مفید)رهبر شیعیان تا آخر قرن پنجم هجری هم راه با دیگر مؤلفان آثار مهدوی، با بررسی شبهات فکری درباره امامت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف غیبت آن حضرت، چگونگی بهره گیری از حضرت در زمان غیبت، طول عمر ایشان و نیز اعتراض های اهل سنت به موضوع مهدویت، درصدد پاسخ گویی به این شبهات برآمدند. از این رو، کتاب های تألیف شده در این مدت، به بررسی دلایل عقلی و برهان های منطقی و گسترش شاخه های شبهات متمایز می گردند و هیچ کتابی در این دوران خالی از این گونه استدلال ها نیست. از میان مهم ترین کتاب های تألیف شده در این دوران، می توان به کتاب های ذیل اشاره کرد:۱٫الفصول العشره(درباره غیبت)، تألیف شیخ مفید، درگذشته سال ۴۱۳قمری؛۲٫الجوابات(درباره ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف)، تألیف شیخ مفید؛۳٫ النقض علی الطلحی(درباره غیبت)، تألیف شیخ مفید؛۴٫جوابات الفارقیین(درباره غیبت)، تألیف شیخ مفید؛۵٫ المقنع(درباره غیبت)، تألیف سید شریف مرتضی(شاگرد شیخ مفید)؛۶٫الغیبه، تألیف شیخ محمد بن حسن طوسی. این کتاب جامع ترین و مفصل ترین اثر نگارش شده این دوره است که در آن، بسیاری از دلایل نقلی و استدلال های عقلی مطابق نظر امامیه درباره مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و رد شبهات از عقیده امامیه مطرح شده است؛۷٫البرهان علی طول عمر الامام صاحب الزمان، تألیف ابی الفتح محمد بن علی بن عثمان کراچکی، درگذشته سال ۴۴۹قمری؛۸٫ الفرج الکبیر(درباره غیبت)، تألیف شیخ ابی عبدالله محمد بن هبه الله بن جعفر وراق طابلسی(شاگرد شیخ طوسی). این کتاب نزد سید میرلوحی موجود بوده؛ زیرا وی در کتاب خود، کفایه المهتدی فی احوال المهدی از آن روایاتی نقل کرده است.
۴٫ تکمیل بنیاد و استمرار تطورتکمیل بنیاد و استمرار تطور، از ویژگی های بارزی است که مراحل اساسی حرکت تألیف درباره مهدویت سپری کرده است و در آن، رهبران اسلامی، علما و مجاهدان توانسته اند نیازهای یک مسلمان را از قبیل ادله نقلی و عقلی برای رسیدن به ایمان سالم و قابل باور درباره مهدی منتظر و موجود بودن آن حضرت در حال حاضر حفظ کنند و نیز توجه آن حضرت به سرنوشت مؤمنان و اقدام ایشان به وظایف امامت از پس پرده غیبت را به اثبات رسانند. این امر مسلمانان را در شناختی درست از امام زمانشان و نجات آنان از مرگ جاهلی و نیز اقدام به وظایف خود در برابر مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مقابله با شبهات و تشکیک هایی که علیه مهدویت صورت می گیرد و غلبه کردن بر دشواری فقدان ارتباط مستقیم و مشاهده علنی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در خلال غیبت آن حضرت، یاری می کند. از این رو، کتاب هایی که در این مراحل اساسی تصنیف شده اند، به عنوان مرجع اصلی در مطالعات ابعاد مختلف مهدویت به شمار می روند.این که در فرآیند تطور حرکت تألیف، درباره مهدویت به این چهار مرحله اساسی اشاره کردیم، دلیلی بر پایان پذیرفتن مراحل تطور در قرن های بعد نیست، بلکه مقصود این است که آن چه یک مسلمان از اصول ادله نقلی و عمده ترین براهین عقلی که برای رسیدن به باوری سالم به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیاز دارد، توسط علمای اعلام و رهبران اسلام در خلال این مراحل آماده شده است. تلاش های علما در این مراحل تکامل یافته است و آنان در راستای حفظ اصول ادله نقلی و تدوین آن در کتاب های مستقل یا در ضمن کتاب های مجامع روایی تلاش ورزیده و پایه های براهین عقلی را پی ریزی نموده اند. از این رو بر علمای آینده است که این اصول را تفریع و تهذیب نموده و به توضیح آن برابر با نیازها و ویژگی های فکری هر عصر همت گمارند و از ادله نقلی در آن چه مرتبط به این نیازهاست استنطاق کنند.حرکت تألیف درباره مهدویت در طول قرن های گذشته با این چارچوب ادامه یافت و عقیده به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را تبیین نمود، به گونه ای که برای جویندگان واقعی، آن را از روز روشن تر ساخت.هم چنین حرکت تطور در تألیف درباره مهدویت در ابعاد گوناگون گسترش یافت- که این امر را در بحث از شیوه ها و روش حدیث تشریح خواهیم کرد- و به این ترتیب تلاش های علمای گذشته با اضافات تازه، اتقان دلایل و عقیده و باور به آن ها را افزایش داد.
روش روایی تألیف درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفروش روایی از قدیمی ترین روش های تألیف درباره مهدویت بوده و بخش وسیعی از تألیفات در این روش جای می گیرد. البته روش روایی در چنین موضوعاتی امری طبیعی است؛ زیرا بسیاری از مسائل این گونه موضوعات را ایمان به غیب تشکیل می دهد که راهی برای شناخت آن جز از طریق منبع وحی الهی( کتاب و سنت) وجود ندارد؛ مانند نشانه های ظهور، خبر دادن از جنگ ها، خبر از حوادثی که مربوط به پیش از ظهور می شود، مانند ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، سردرگرمی مردم در دوران غیبت، طولانی شدن دوران غیبت، وقوع شک در اصل وجود امام، یا جریان هایی که در هنگام ظهور و پیش و پس از ظهور رخ می دهند و غیر این موارد، که احادیث فراوانی به تفصیل به آن ها پرداخته اند. این روش، اعتبار و ارزش خود را از اعتبار و ارزش مصادر وحی(قرآن و حدیث) می گیرد که اعتبار وحی و این مصادر در حوزه شناخت و هدایت مسلمانان به سوی سعادت حقیقی برای مسلمانان با براهین عقلی و اعجاز ثابت شده است و حجیت این مصادر از همین راه به طور کامل برای آن ها مبرهن بوده و به اثبات رسیده است.عمل به این روش روایی درباره تألیفات مستقل درباره مهدویت، یا تألیفاتی که در آن ها، باب یا فصلی به مهدویت اختصاص یافته چند گونه اند که به مهم ترین آن ها اشاره می شود:
۱٫ نگاه قرآنینگاه قرآنی به مهدویت دو گونه است:۱٫ نقل، تدوین و توضیح احادیثی که می تواند گروهی از آیات قرآن را درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یا برخی از شأن های امام، تفصیل نقش تاریخی امام و دوران غیبت و ظهور آن حضرت به عنوان مصداق منحصر به فرد آن آیات، یا یکی از مصادیق و یا یکی از بطن ها و معانی تأویلی آن تفسیر کند.ارزش این روش و حجیت احادیث به عنوان مفسر قرآن به سبب نص قرآن کریم است؛ زیرا پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم تبیین کننده قرآن است و روشن است تبیین در مرحله اول به تأویل و توضیح بطون قرآن که شناخت آن از طریق ظاهر آیات ممکن نیست،مربوط می شود. اما فهم ظاهر قرآن برای هر انسان عاقل میسور است، وگرنه خود قرآن به تدبر در آیاتش دستور نمی داد.(۱۲)اما قائل شدن این نقش برای ائمه علیهم السلام که جانشینان پیامبران هستند و منحصر کردن تبیین و تأویل قرآن برای آن بزرگواران را می توان از حدیث متواتر ثقلین که همه مذاهب اسلامی آن را بیان داشته اند و آیه تطهیر، آیه مسّ قرآن و غیر آن از نصوص مشهور شرعی ثابت کرد(۱۳).در تصنیفات و مجامع روایی درباره مهدویت، کم تر کتابی می توان یافت که مشتمل بر ابواب جداگانه که متضمن احادیثی در تفسیر یا تأویل آیات مهدویت است نباشد، یا این که این احادیث و آیات در ابواب گوناگون برحسب موضوع به طور پراکنده نیامده باشد. در کنار آن، تعدادی از تصنیفاتی را که به طور جداگانه به احادیث تأویل اختصاص داده شده و آن ها را در کتابی مستقل جمع آوری کرده می یابیم. به نظر می رسد اهتمام به این امر به زمان های گذشته برمی گردد و این دست از تألیفات را در ضمن کتاب هایی بیان داشتیم که گردآوری آن ها در اواخر غیبت صغرا و آغاز غیبت کبرا انجام گرفته بود که از جمله آن کتاب ها می توان به کتاب ابن عیاش معروف به ما نزل من القرآن فی صاحب الزمان اشاره کرد.از جمله کتاب های جامع در این بخش، المحجه فیما نزل فی القائم الحجه تألیف سید هاشم بحرانی از علمای بزرگ قرن یازده و صاحب تفسیر روایی معروف به البرهان است که استدراکاتی بر آن اضافه شده که سید بحرانی بر آن احادیث دست نیافته بوده و عدد آیاتی که از مهدویت سخن گفته به ۱۳۲ آیه می رسد(۱۴). روایات و آثار بسیاری در کتب تفسیری اهل سنت آمده است که آیاتی را به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تأویل برده و از رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم و عده ای از صحابه نقل شده اند.۲٫ به گروهی از آیات بر حتمیت ظهور امام مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف استدلال گردیده که اراده الهی به ظهور حضرت تعلق گرفته است؛ زیرا هدف از خلقت جن و انس، تحقق بندگی کامل برای خداوند و اظهار اسلام بر همه ادیان آسمانی منسوخ و ادیان بشری مذموم است. بنابراین، به منطوق این آیه استدلال شده که اهداف مذکور در زمان پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام تحقق نیافته و از سوی دیگر باید این اهداف به دست رهبری بزرگ که از سوی خداوند برگزیده شده محقق گردد؛ زیرا تحقق این مهم جز با دست امام معصومی که از جانب خداوند معین گردد معین نیست.روش مذکور در مرحله نخست بر تفسیر منطوق و مقتضیات آیات تکیه می کند؛ اما برای پشتیبانی نتایجی که به آن می رسد از احادیث بی نیاز نیست، هر چند برای رسیدن به اصول عقیده به مهدویت، تفسیر ظاهر تعدادی از آیات و تحلیل مقتضیات آن ها کافی است. البته کتابی مستقل که به این روش عمل کرده باشد نیافتیم، به جز این که در برخی از کتاب های تفسیر، بحث های اندک و پراکنده ای در این زمینه وجود دارد که از عمق زیادی برخوردار نیست؛ مانند کتاب موسوعه الامام المهدی تألیف سیدمحمد صدر، کتاب المهدی المنتظر فی الفکر الاسلامی و کتاب مع المهدی المنتظر فی دراسه مقارنه تألیف شیخ فتلاوی که در این کتاب ها بحث هایی درباره مهدویت می توان یافت. به نظر می رسد به کارگیری روش نگاه مستقل و ژرف به ظاهر قرآن درباره عقیده به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مفید است؛ زیرا ظاهر قرآن برای اقناع، رساتر و حجیتش قوی تر است.آری، کتاب های مستقلی وجود دارد که در اثبات جنبه هایی از ابعاد مهدویت به تفسیر آیات استناد کرده اند و یا این آیات را بر مهدویت تطبیق نموده اند؛ مانند کتاب آیات الحجه و الرجعه در تفسیر آیاتی که مربوط به حجت و رجعت است، تألیف شیخ محمدعلی بن حسن علی الحمدانی. کتاب دیگر، آیات الظهور فی انتظار الفرج و السرور، در تفسیر صد و ده آیه از آیات قرآن کریم و در شأن ظهور حجت و رجعت نگارش یافته است. هم چنین می توان به کتاب برهان البیان، در تفسیر آیه ۵۴ سوره نور، درباره حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف و دولت آن حضرت، تألیف سید ابی القاسم لاهوری، و رساله ای در تفسیر آیه «و لَقَد کتبْنا فی الزّبور…» تألیف شیخ زین العابدین خان کرمانی اشاره کرد(۱۵).
۲٫ استناد به حدیثاستناد به احادیث از قدیمی ترین روش ها درباره مهدویت به شمار می رود که میدان وسیعی را در میان آثار تألیفی مهدویت به خود اختصاص داده است. دلیل این امر به آن چه درباره روش روایی بیان کردم برمی گردد، به این بیان که صحبت از امام زمان به طور کلی صحبت از غیب است که برای شناخت آن راهی جز وحی وجود ندارد. افزون بر این، قرآن کریم چارچوب عامی را به این مسئله اختصاص داده است و تفصیل آن را برعهده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و جانشینان آن حضرت یعنی ائمه علیهم السلام گذاشته است که این سنت قرآن در این گونه قضایاست. به کارگیری این روش در تألیفات علمای شیعه و سنی متفاوت است که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم.قدیمی ترین روش در توضیح و عرضه کردن عقیده مهدویت، استناد به احادیث شریفی است که امامیه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام نقل کرده اند. این روش، همان روش قدمای اصحاب ائمه علیهم السلام و اصحاب اصول و نیز روش بیش تر تألیفات زمان غیبت صغرا و آغاز غیبت کبراست که برخی از آن ها را در ضمن بحث از مراحل اساسی در حرکت تألیف درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان کردیم.به کارگیری این روش در قرون گذشته ادامه داشت. تألیفات و تصنیفات علمای امامیه که در آن ها روایات اسلافشان درباره حضرت مهدی جمع آوری گردیده و درباره برخی از آن روایات بحث شده و نیز مدلولاتشان توضیح داده شده است. از این دسته از تألیفات می توان به کتاب هایی مانند کتاب تحقیق غیبه المنتظر و ما جاء فیها عن النبی و الائمه و وجوب الایمان تألیف تاج العلی اشرف بن اغر بن هاشم علوی حسنی از علمای بزرگ قرن هفتم قمری اشاره کرد. مؤلفان هم چون سید محمد بن میرلوحی موسوی سبزواری از علمای بزرگ قرن یازدهم در کتاب خود به نام کفایه المهتدی فی معرفه المهدی، علامه مجلسی در بحارالانوار(ج۵۱-۵۳)، میرزا نوری طبرسی از علمای بزرگ قرن چهاردهم در النجم الثاقب، سیدمحمد صدر از علمای معاصر در دایره المعارف خود درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و سایر علما از این روش پیروی کرده اند.
روش های حدیثی شیعه
۱٫ ارائه تصویری کامل از مهدویتدر این روش، تصویر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به طور کامل با تمام ابعاد و تفصیلاتش ارائه می شود که بدون به کارگیری این روش نمی توان به اطلاعات کامل و تفصیلی درباره آن حضرت دست یافت. دیگر روش های حدیثی نیز نمی توانند ما را از این روش بی نیاز سازند. دلیل مطلب این است که در احادیث بسیاری که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این باره فرموده است، به گونه ای که احادیث مهدوی آن حضرت، حدود ۵۶۰ مورد هستند و در صحاح اهل سنت و… روایت شده اند و هم چنین در احادیثی که ائمه علیهم السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده اند، به همه جزئیات و ابعاد مهدویت پرداخته نشده است؛ زیرا اوضاع عمومی مسلمانان، اجازه بیان وظایف مسلمانان در عصر غیبت و نیز بسیاری از نشانه های ظهور را نمی داد. از این رو به اجمال درباره آن ها سخن گفته شده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم احادیثی به صورت کلی و اجمالی برای اثبات اصول امامت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و نقش آن حضرت فرموده اند و تفصیل آن ها را به ائمه علیهم السلام واگذار کرده اند. احادیثی که اهل سنت درباره مهدویت از ائمه علیهم السلام روایت کرده اند به ۸۷۶ حدیث می رسد، به استثنای احادیثی که آیات قرآن کریم را تفسیر کرده و به مهدویت تأویل برده شده اند که حدود ۵۰۵حدیث هستند.به عبارت دیگر، امامان معصوم علیهم السلام آن چه را که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم درباره مهدویت به اجمال بیان داشته است، تفصیل کرده اند، همان گونه که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم آن چه را که در قرآن کریم درباره مهدویت آمده، تفصیل داده است. ائمه علیهم السلام در هر عصر به مقتضای اوضاع جامعه اسلامی به بخشی از ابعاد این موضوع اسلامی پرداخته و آن را توضیح داده اند و اگر اوضاع سیاسی اجازه نمی داد و شرایط مناسب نبود، تنها به نقل احادیثی از پیامبر اکتفا کرده اند و بدین ترتیب تصویر این موضوع را تکمیل نموده اند. بنابراین کسی که بخواهد درباره امام زمانش به معرفت کامل دست یازد که موجب رهایی از مرگ جاهلیت است، از این روش بی نیاز نیست.آری، قانع نمودن غیرشیعی به گونه ای که این روش آن را ترسیم می کند، به مقدماتی نیاز دارد تا حجیت اقوال ائمه علیهم السلام را با برهان عقلی یا ادله نقلی از طریق غیرشیعه ثابت نماید.
۲٫ پشتیبانی روایات شیعی با روایات اهل سنتنوع دوم از روش های حدیثی شیعه درباره مهدویت عبارت است از حمایت و پشتیبانی کردن احادیث شیعه درباره مهدویت، با احادیثی که اهل سنت از رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم یا صحابه ایشان درباره مهدویت روایت کرده اند. هدف از به کارگیری این روش اثبات اصول عقیده امامیه هم راه با دلایلی است که همه مسلمانان به آن معتقدند؛ مانند آن چه شیخ علی بن عیسی اربلی در کتاب کشف الغمه فی معرفه الائمه آورده و سیدعلی بن طاوس در کتاب الطرائف به کار برده است. شیخ حر عاملی نیز در اثبات الهداه بالنصوص و المعجزات بر همین روش مشی کرده است.در قرن های اخیر عمل به این روش به سبب تماس بیش تر بین شیعه و سنی افزایش یافته است. روشن است که این روش در مقایسه با نوع پیشین در مقام احتجاج رساتر است؛ زیرا آن چه را نوع اول ترسیم کرده، از طریق غیر امامیه پشتیبانی می شود.
۳٫ استناد به روایات اهل سنتاین روش در مقام احتجاج کامل تر و رساتر از نوع دوم است. در این روش تلاش می شود اصول عقیده امامیه درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف غیبت و هویت وی از طریق احادیث اهل سنت اثبات گردد، بدون این که از احادیث شیعه بهره گرفته شود. عمل به این روش به صورت مستقل، زاده عصرهای اخیر است و از نمونه های بارز آن، کتاب المهدی نوشته سید صدرالدین صدر و بخش اعظم از کتاب المهدی الموعود المنتظر نوشته مرحوم شیخ نجم الدین عسکری است.روشن است که این روش به تنهایی قادر نیست تصویری کامل از مهدویت با تمام ابعاد و تفصیلاتش را که روش اول و دوم ترسیم می کنند ارائه دهد؛ هر چند در مقام احتجاج و اقناع غیرشیعه به پذیرفتن عقاید امامیه بسیار مفید است، به ویژه درباره آن چه آشکارا به تعیین هویت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مرتبط می شود. بی تردید تقویت این شیوه و عمل به آن به طور دقیق و نیز گسترش کتاب های مورداعتماد اهل سنت و ملتزم شدن به صحت روایات آن ها برابر با معیارهای جرح و تعدیل آن ها، گام مهمی در راستای تقریب بین مذاهب اسلامی است. راهنمایی آن ها با محوریت مهم توحید، از راه توجه به رهبری امام معصوم زنده، که امور مهم امامت را از پشت پرده غیبت انجام می دهد میسور است و احادیث بسیاری که همه مذاهب اسلامی به صحت آن ها اعتراف دارند بر آن دلالت می کنند.
روش های حدیثی اهل سنتمهم ترین روش های روایی-حدیثی دانش مندان اهل سنت عبارتند از:
۱٫ استناد به احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و صحابهدر این روش، به احادیثی استناد می شود که سند آن ها به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می رسد، یا صحابه از آن حضرت نقل کرده اند و از آن جا که اهل سنت اقوال صحابه را حجت می دانند، کافی است. به نظر شیعه از آن جا که بسیاری از موارد جزئی در موضوع مهدویت، خبر دادن از غیب است که به جز سرچشمه گرفتن از منبع وحی برای آن راه دیگری وجود ندارد، لذا احادیثی که از طریق صحابه رسیده، در صورتی معتبرند که اطمینانی به صدور آن از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وجود داشته باشد و حضرت آن را به صحابی تعلیم کرده باشد، هر چند صحابی آن را تصریح نکرده باشد. دیگر این که صحابی ثقه و راست گو باشند و این شرط درباره هر یک از آنان به طور مجزا جاری است، برخلاف عقیده اهل سنت که همه صحابه را عادل می دانند.عمل به این روش در بسیاری از مجامع روایی اهل سنت که احادیث مهدی را روایت کرده اند مشهود است. اهل سنت روایات مهدوی را از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و گروهی از صحابه مانند امام علی علیه السلام، ابن مسعود، حذیفه، ابن عباس و… روایت کرده اند. پیداست که در این روش در نقل احادیث، تنها به طرق اهل سنت اکتفا شده است.
۲٫ روایت اهل سنت از ائمه علیهم السلامدومین روش روایی اهل سنت، روشی است که در آن چارچوب مصادر احادیث مهدویت توسعه می یابد و برخی از ائمه علیهم السلام را نیز شامل می گردد؛ زیرا احادیث مهدویت متضمن جزئیاتی است که در مصادر دیگر مفقودند. برای مثال نعیم بن حماد(متولد ۲۲۸قمری) چندین روایت را درباره مهدویت از امام باقر علیه السلام نقل کرده است و یوسف بن یحیی شافعی از علمای قرن هفتم در کتاب عقد الدرر فی اخبار المنتظر، متقی هندی صاحب کنز العمال از علمای قرن دهم در کتاب خود به نام البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان و دیگر کسانی که احادیث مهدویت را از امامان علیهم السلام نقل کرده اند، به همین روش عمل نموده اند.اما برخی علما اهل سنت که به این روش عمل کرده اند از ائمه علیهم السلام احادیثی را که به وضوح، عقیده امامیه را درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، هویت و غیبت آن حضرت بیان می کرده روایت نکرده اند، بلکه بیش تر به نقل احادیثی که درباره علایم ظهور یا وقایع بعد از آن پرداخته، اکتفا کرده اند.
۳٫ اثبات عقیده امامیه از سوی علمای اهل سنت از طریق شیعهنوع سوم، روشی است که برخی از علمای اهل سنت به احادیثی که از ائمه علیهم السلام روایت شده، یا از طریق آن ها از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده، در اثبات عقیده امامیه به هویت مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف و ولادت و غیبت آن حضرت استناد نموده اند و عقیده به مهدویت را با این روش بنا کرده اند، هر چند بر آرای خود در سایر مسائل اسلامی باقی مانده اند. از مهم ترین علمای اهل سنت که به این روش عمل کرده اند می توان به قندوزی حنفی(متولد ۱۲۷۰قمری) در کتاب ارزش مند ینابیع الموده و پیش از وی جوینی شافعی(متولد ۷۳۰قمری)در کتاب فرائد السمطین اشاره کرد.کسانی که این روش را به کار گرفته اند، در اثبات عقیده به مهدویت از پشتیبانی احادیثی که شیعه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام روایت کرده با احادیثی که اهل سنت از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم و تعدادی از صحابه نقل نموده اند، غفلت نکرده اند.به نظر می رسد عاملی که این دسته از علمای اهل سنت را به احادیث ائمه علیهم السلام درباره مهدویت نیازمند ساخته، این است که آن ها دریافته اند تنها احادیث ائمه، به طور منسجم و معقول تصویری را که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم درباره مهدویت از طریق اهل سنت ترسیم نموده تکمیل می کنند، همان گونه که آن ها در عقیده امامیه به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تفسیر معقول را در گروهی از احادیث نبوی که در کتب اهل سنت مورد تأیید قرار گرفته دریافته اند؛ مانند احادیث برپایی دین اسلام تا روز قیامت توسط امامی از امامان دوازده گانه قریش در هر عصر، و احادیثی که می گویند هر کس بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است. قندوزی حنفی در ینابیع الموده و برخی از علمای اهل سنت به این عامل تصریح کرده اند.
۴٫ اثبات عقیده امامیه از طریق اهل سنتچهارمین روش حدیثی علمای اهل سنت درباره مهدویت اثبات اصول عقیده امامیه درباره مهدویت با استناد به احادیث نبوی است که اهل سنت بدون نیاز به روایاتی که از طریق شیعه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام روایت شده نقل کرده اند. از نمونه های به کارگیری این روش، کتاب البیان فی اخبار صاحب الزمان تألیف حافظ محمد بن یوسف بن محمد قرشی نوفلی کنجی شافعی، معروف به فقیه الحرمین و مفتی العراقیین و محدث شام(متولد ۶۵۸قمری) را می توان نام برد. وی در مقدمه کتاب خود تصریح کرده که از طریق شیعه روایتی را هر چند صحیح، نقل نکرده و باب بیست و پنجم کتاب خود را به حدیث درباره جواز بقای مهدی در غیبت اختصاص داده است. گفتنی است هیچ یک از علمای اهل سنت تلاش نکرده اند به احادیث شریفی که از طریق شیعه برای اثبات چیزی که اهل سنت به تنهایی به آن باور دارند تکیه کنند؛ مانند این که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از ذریه امام حسن علیه السلام است، یا اسم او محمد بن عبدالله است، یا این که وی در آخرالزمان متولد می شود و مهدی امام دوازدهم از ائمه عترت طاهره نیست، برخلاف عقیده علمای امامیه به هویت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و غیبت آن حضرت، با استناد به احادیث نبوی که از سوی اهل سنت مورد تأیید قرار گرفته است.
روش کلامی-برهانیروش کلامی- برهانی از روش های اساسی در حرکت تألیف درباره مهدویت است. این روش حتی در کتاب هایی که به روش روایی نوشته شده اند نیز وجود دارد. این روش، براهین عقلی را بر اصول عقیده امامیه درباره مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف و غیبت آن حضرت و مهم ترین جزئیات مهدویت عرضه می کند.روش کلامی- برهانی از احادیث شریف اهل بیت علیهم السلام الهام گرفته است؛ زیرا بسیاری از احادیث مهدویت متضمن تنبیهات براهین عقلی درباره مهدویت است. این روش با توانایی برجسته اش در اقناع، استحکام بخشیدن ایمان و رد شبهات که علیه باور به مهدویت به وجود آمده، از برجستگی خاصی بهره مند است. روش کلامی- برهانی با منطق درستش مفاد دلایل نقلی را تقویت می کند و می تواند حجتی در حوزه ای کلان اقامه نماید تا غیر مؤمنان را شامل گردد. از این رو ممکن است وسیله ای مؤثر برای ارائه مهدویت به غیرمسلمانان باشد؛ به ویژه این که ایمان به لزوم ظهور نجات بخش و مصلح جهانی، باوری است که همه ادیان آسمانی، بلکه ادیان غیرآسمانی به آن معتقدند.به سبب اهتمام ائمه علیهم السلام به این روش، حرکت تألیف درباره مهدویت بسیار زود و در قالب تصنیفات مستقل پدید آمد. احتمالاً قدیمی ترین این گونه تصنیفات، آن گونه که در کتاب های تراجم ثبت گردیده، کتاب ترتیب الادله است که در دفاع از غیبت و امام غایب بر رد دلایل دشمنان اهل بیت علیهم السلام توسط احمد بن حسین مهرانی آبی، از علمای عصر غیبت صغرا نوشته شده است و شیخ صدوق در کتاب اکمال الدین از وی روایت کرده و او را مورد تمجید قرار داده است که تمجید شیخ صدوق بر وثاقت و جای گاه رفیع وی دلالت دارد.
مکتب شیخ مفیدبا تکامل یافتن علم کلام در بین شیعه به وسیله شیخ محمد بن محمد بن نعمان بغدادی(مفید) اهتمام به این روش افزایش یافت و شیخ مفید با استناد به همین روش، پنج رساله مستقل در اثبات عقیده امامیه درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تصنیف کرد. افزون بر کتاب الغیبه که در آن تنها به براهین عقلی اکتفا نکرده است. هم چنین در کتاب الایضاح فی الامامه از روش عقلی پیروی نموده است.سید مرتضی شاگرد شیخ مفید از استادش پیروی نموده و با استفاده از همان روش، چند رساله را درباره مهدویت نگاشته است؛ از جمله المقنع فی الغیبه، الزیاده المکمل بها، المقنع و نیز فصل های مهمی از کتاب ارزش مند الشافی فی الامامه که در آن ها نیز از روش عقلی پیروی شده است. همین روش را شیخ طوسی، شاگرد سیدمرتضی در بخشی از کتابش به نام الغیبه به کار گرفته است. البته وی از دو روش روایی و کلامی-عقلی استفاده کرده است. همین طور شیخ تقی الدین حلبی در فصل هایی از کتابش به نام تقریب المعارف و سدیدالدین حمصی از علمای قرن ششم در المنقذ من التقلید از روش کلامی-برهانی استفاده نموده اند. به کارگیری این روش در قرن های بعدی ادامه یافت و علمای خبره به استدلال های کلامی-برهانی مطالبی افزودند و استدلال های علمای گذشته را بازنگری کردند. از محصولات ارزش مند و مهم در این باب، کتاب بحث حول المهدی است که شهید محمدباقر صدر آن را با این روش نگاشته است.
روش بررسی تطبیقیاز روش های دیگری که حرکت تألیف درباره مهدویت شاهد آن بوده است، روش تطبیقی بین عقیده شیعه و غیرشیعه از سایر مذاهب اسلامی و بررسی ادله هر یک از آن ها طبق روش روایی و کلامی درباره مهدویت است. ویژگی مهم این روش، آگاهی از دلایل هر فرقه و مقدار صدق دلالت آن بر مقصود، تبیین نقاط قوت و ضعف دلایل دو طرف، مشخص شدن نقاط مشترک و اختلاف بین همه مسلمانان درباره مهدویت است. این روش انسان را در رسیدن به یک عقیده سالم که از دلایل نقلی صحیح و برهان های درست بهره مند است یاری می کند و نیز معرفت و آشنایی با نقاط مشترک انسان را به انتخاب یک نقطه آغاز مناسب برای گفت و گویی سازنده با سایر فرقه ها درباره مهدویت افزایش می دهد.به نظر می رسد، اهتمام به این روش به زمان پیش از تاریخ حرکت تألیف درباره مهدویت می رسد؛ زیرا بحث های فراوانی در کتاب های شیخ مفید و سیدمرتضی می یابیم که از این روش بهره گرفته اند و شیخ طوسی فصل هایی از کتاب الغیبه خود را به بررسی اقوال سایر فرقه ها درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و غیبت آن حضرت، اختصاص داده است. از کتاب های مستقلی که در آن ها این شیوه به کار رفته است می توان بیان الاشکال فیما حکی من امر المهدی من الاقوال، در بیان امامت و نص و حصر و صفت امام علیه السلام، تألیف سید علامه ابی عبدالله حمدان بن یحیی قاسمی حسنی از علمای قرن هفتم را نام برد.از دیگر نمونه هایی که این روش را به کار گرفته اند، کتاب المهدی الموعود المنتظر عند علماء اهل السنه و الامامیه تألیف شیخ نجم الدین عسکری از علمای قرن چهاردهم است. در زمان اخیر کارهای ارزش مندی با استفاده از این روش صورت گرفته است که از آن جمله می توان به کتاب مع المهدی المنتظر فی دراسه منهجیه مقارنه بین الفکر الشیعی و السنی تألیف شیخ مهدی فتلاوی و نیز کتاب المهدی المنتظر فی الفکر الاسلامی از سلسله نشریات مرکز رسالت تحت عنوان معارف اسلامی اشاره کرد.
روش تحلیل تاریخیدر چند دهه اخیر، تلاش هایی درباره مهدویت بر اساس روش تحلیل تاریخی صورت گرفته است که از جمله آن ها می توان مجموعه سه جلدی سید محمد صدر درباره مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با نام تاریخ الغیبه الصغری، تاریخ الغیبه الکبری، و تاریخ مابعد الظهور را نام برد. روشن است که این روش می کوشد با اعتماد به احادیث و آن چه شواهد و گزارش های مورخان اعم از شیعه و سنی از آن خبر داده اند، به صورت تسلسل تاریخی،وقایع مهدویت را اعم از آن چه واقع شده یا هنوز واقع نشده است ترسیم کند.این روش در شناخت تکاملی حلقات حرکت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای تحقق نقش تاریخی آن حضرت جهت محقق ساختن اهداف الهی با شریعت کامل مفید است و از این جاست که می توان نقش کسانی را که درباره امامت، پیش و پس از ولادت آن حضرت ایفای وظیفه می کنند شناخت. هم چنین می توان کسانی را که زمینه ساز غیبت آن حضرت هستند و شیوه تحقق امامت در زمان غیبت و تحرکاتی را که زمینه ظهور آن حضرت را تسریع می بخشند، یا به تأخیر می اندازند و شناخت راه های زمینه ساز برای ظهور آن حضرت و وظایف مؤمنان در زمان غیبت را شناخت. آن گاه می توان با تصویر عدالت گستر حکومت بشری که اسلام آن را در سایه دولت مهدی وعده داده است به خوبی آشنا شد.این روش در تحلیل تاریخی خود از روش روایی استفاده کرده، به این معنا که از قرآن و احادیث و آن چه در منابع تاریخ شیعه و سنی آمده است و به مهدویت ارتباط پیدا می کنند بهره جسته است. هم چنین این روش در رسیدن به نتایج تحلیلی خود در تاریخ مهدویت به براهین عقلی و شیوه کلامی استناد می کند.
استفاده از پیش بینی های ادیان غیراسلامیدر تألیفات مهدوی روش های دیگری وجود دارد که نتایج مهمی درباره مهدویت ارائه نموده اند. از آن جمله استناد به نصوصی است که در ادیان آسمانی غیراسلامی آمده است و از آن می توان برای اثبات اصول عقیده اسلامی درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بهره جست؛ مانند آن چه شیخ محمد صادقی در کتاب بشارات العهدین و سعید ایوب از علمای اهل سنت در کتاب المسیح الدجال آورده اند. از جمله این روش ها استناد به مصادر عقاید ادیان بشری مانند بودایی و غیر آن است که می توان از آن، جهت اثبات جهان شمولی باور به اصل تفکر مهدوی بهره جست؛ مانند آن چه دکتر میرزا محمدمهدی خان در کتاب مفتاح باب الابواب و استاد عبداللطیف عاشور در ثلاثه ینتظرهم العالم آورده اند.از ویژگی های مهم این روش، اثبات ریشه های فطری باور به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که حضرت، مصلح نجات بخش جهانی است. هم چنین این روش ما را در رسیدن به نتایج لازم برای شروع گفت و گو با پیروان دیگر ادیان درباره مهدویت در اندیشه اسلامی و بشارت به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و معرفی کردن ویژگی های کامل آن حضرت یاری می کند.از آن چه تاکنون گفته شد درمی یابیم هر یک از روش های مذکور ویژگی های مهمی دارند که در روش های دیگر دیده نمی شود. پس هر روش به سهم خود درباره مهدویت و توضیح باور اسلامی به آن، از سرچشمه ای معین به ما کمک می کند و در استحکام این باور و دست یابی به نتایج عملی آن سهیم می گردد. از این رو عمل به هر یک از این روش ها از جهتی برای مسئله مهدویت سودبخش است و آثار و نتایج سایر روش ها را کامل می کند و در ارائه تصویر دینی از امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف که برای نجات از مرگ جاهلی راهی به جز شناخت آن حضرت نیست، سهیم می شود.
پینوشتها:
۱٫این نوشتار، ترجمه مقاله «تاریخ و مناهج التألیف عن القضیه المهدویه»است که در مجله الفکر الاسلامی، سال چهارم، ش۱۶، ۱۴۱۷قمری، منتشر شده است.۲٫ عضو گروه جامعه شناسی مؤسسه آینده روشن(پژوهشکده مهدویت).۳٫اشاره به حدیثی معروف از منابع اهل سنت است که:« در رأس هر قرن، مجددی ظهور می کند».4.مقصود کتاب ها و تحقیقاتی است که باور به مهدویت را در مذاهب گوناگون اسلامی تأیید می کند، اما کتاب هایی که درباره مهدویت تشکیک نمایند یا آن را نفی کنند، بسیار اندکند و در میان قدما کتابی مستقل در این باره هرگز تألیف نشده است. تشکیک ابن خلدون نیز در کتابی مستقل نیامده، بلکه در فصلی کوتاه در ضمن مقدمه تاریخ خود آورده است که معاصران وی و هم چنین کسانی که بعد از وی آمده اند به این قول توجهی ننموده اند؛ چون بحث وی تحقیقی نبوده و اعتقاد به مهدویت نزد همه مسلمانان ثابت و مشهور است. سرچشمه تشکیک درباره مهدویت و انکار آن، زاده اندیشه متأخران و به ویژه از سوی کسانی است که متأثر از مباحث و مطالعات شرق شناسان هستند. شرق شناسان به این دلیل درباره باور به مهدویت تشکیک نموده اند که آن را برای مصالح غربی ها مضر می دانستند. از سوی دیگر، آن ها کوشیدند جهان اسلام را غرب زده سازند. از این رو کتاب هایی شبهه آور مانند کتاب احمد امین مصری به نام مهدوی و مهدویت را منتشر کردند. هر چند نتوانستند اصل باور به مهدویت را که با دلایلی معتبر نزد مسلمانان ثابت شده انکار نمایند، اما ناگزیر به مغالطات اعتماد کردند تا ایجاد شبهه نمایند و افراد غیرمتخصص را گمراه سازند.۵٫معنای این سخن، انکار تأثیرپذیری حرکت تألیفات مهدوی از حوادثی که بر مسلمانان گذشته نیست، بلکه مقصود آن است که حوادث و جریان های مختلف، بر اصل اعتقاد به مهدویت و تألیفات مهدوی تأثیر نداشته است. آری، برخی از حوادث مهم، در افزایش تألیفات مهدوی و هم چنین بر بعدی از ابعاد مهدویت تأثیرگذار بودند. از این رو مؤلفان احساس نمودند مسلمانان به آن بُعد از مباحث مهدویت نیاز بیش تری دارند، یا این که پنداشتند برخی از این حوادث تاریخی و اجتماعی، از علایم ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند. دیگر دلیل تأثیرگذاری حوادث، اهداف سیاسی خاص برخی از فرقه های ظهور کرده بود که از اعتقاد به مهدویت برای اهداف خود استفاده نمودند. هم چنین برخی کتاب ها اعتقاد به مهدویت را زیر سؤال بردند. ان شاء الله در فرصتی دیگر درباره این موضوع بحث خواهیم کرد.۶٫ تاریخ الغیبه الصغری، ص ۳۹۰٫۷٫ الفصول العشره فی الغیبه للشیخ المفید، ص ۲۶۴٫۸٫منتهی المقال، ج۳، ص ۳۶۲٫۹٫الذریعه، ج۱۶، ص ۷۷٫۱۰٫معالم العلماء، ص ۸٫۱۱٫الذریعه، ج۱۶، ص ۸۴٫۱۲٫القرآن فی الاسلام، علامه طباطبایی، ص ۳۵-۳۹٫۱۳٫نک: اشراقات قرآنیه، ص ۳۸-۴۹٫۱۴٫سید بحرانی ۱۲۰ آیه را نقل کرده و محقق کتاب، محمد منیر میلانی ۱۲ آیه را اضافه نموده است.۱۵٫ نک: موسوعه معجم ما کتب عن الرسول و اهل بیته، تألیف استاد الرفاعی، ص ۹، ۸۱، ۱۱۵، ۱۷۲٫

















هیچ نظری وجود ندارد