زمین خالى از حجّت نمى ماند
در جهان بینى مکتب اهلبیت علیهم السّلام انسان بدون امام معصوم، و زمین خالى از حجّت بحق الهى، نخواهد ماند؛ چرا که بدون امام معصوم هدایت و کمال صحیح و شایسته انسانى میسّر نخواهد شد. بعلاوه حفظ نظام هستى به برکت وجود حجتهاى خداوند است. بر این حقیقت در جاى جاى روایات رسول اکرمصلى الله علیه و آله و ائمه اطهارعلیهم السّلام به شیوههاى مختلف تصریح شده است. منتهى گاهى زمینه و شرایط براى حضور علنى و آشکار امامعلیه السلام فراهم است در نتیجه او به گونهاى که همه مردم او را مىشناسند و به او دسترسى دارند در میان آنها زندگى مىکند، اما در شرایط خاصى به جهت وجود خطرات جانى یا مصالح دیگرى که خداوند به آنها عالمتر است مشیّت الهى اقتضاء مىنماید که امامعلیه السلام پنهان از چشم مردم زندگى کند. در این باره روایات زیادى نقل شده است. جهت آشنایى بیشتر با این موضوع به ذکر دو حدیث از روایات حضرت علىعلیه السلام اکتفا مىشود. – عن علىعلیه السلام قال: اللّهم انه لابدَّ لارضک من حجّه لک على خلقک، یهدیهم الى دینک و یعلّمهم علمک لئلا تبطل حجّتک و لا یضلّ أتباع اولیائک بعد اذ هدیتهم به اما ظاهر لیس بالمطاع او مکتتم مترقّب، ان غاب عن النّاس شخصُهُ فى حال هدایتهم فانّ علمه و آدابه فى قلوب المؤمنین مثبته، فهم بها عاملون. [۳] بار خدایا! همواره باید در روى زمین تو حجتى براى بندگانت داشته باشى تا خلق را به دینت راهنمایى کند، و علم تو را به آنها بیاموزد تا حجّت تو تباه نشود و پیروان اولیاء تو بعد از آنکه آنها را هدایت کردهاى دوباره گمراه نگردند. [حجت تو] یا ظاهر و آشکار خواهد بود که اطاعت او را نمىکنند و یا از دیدهها نهان خواهد بود که مردم در انتظار او به سر مىبرند. اگر شخص و جسم او در حال هدایت مردم از آنان غائب باشد علم و آدابش در قلبهاى عاشقان حق پایدار است و آنها به آن علم و آداب پایبند هستند و به آن عمل مىکنند. – اللّهم بلى لا تخلو الارض من قائم لِلّه بحجّهٍ: امّا ظاهراً مشهوراً و امّا خائفاً مَغموراً لئلا تبطُلَ حجج اللّه و بیّناته و کم ذا و أین؟ اولئک واللّهِ الاقلّون عدداً و الاعظمون عنداللّه قدراً یحفظُ اللّه بهم حُججه و بیّناته… اولئک خلفاء اللّه فى ارضهِ و الدعاهِ الى دینهِ. [۴] … بارخدایا آرى! زمین از امامى که قیام بر حق کند خالى نخواهد ماند. او یا آشکار و شناخته شده است یا ترسان و پنهان است تا حجتها و دلیلهاى روشن خدا (یعنى اصول و احکام دین و تعالیم انبیاء) از بین نرود. اما اینکه ایشان چند نفرند و کجایند؟ به خدا سوگند از نظر تعداد آنها بسیار کم هستند ولى از جهت منزلت و بلندمرتبهگى در نزد خداوند بسیار بزرگوارند. خداوند به وسیله ایشان حجّتها و دلیلهاى روشن خود را حفظ مىکند… آنان خلفا و نمایندگان خدا در روى زمین هستند و مردم را به سوى دین و احکام و مقررات او دعوت مىکنند…
نَسَب حضرت مهدىعلیه السلام
در لابلاى سخنان على بن ابیطالبعلیه السلام روایات زیادى در زمینه معرفى نسب امام زمانعلیه السلام به چشم مىخورد که به یک بیان مجموعه این قبیل از روایات به سه دسته تقسیم مىشوند. در بخشى از آنها او را فرزند خودشان معرفى مىکنند، در قسمتى دیگر آن حضرت را از فرزندان حضرت فاطمه علیها السّلام و بالاخره در دستهاى از روایات حضرت مهدىعلیه السلام را از اولاد امام حسینعلیه السلام معرفى کرده اند. – عن ابى جعفر محمد بن علىعلیه السلام قال: خطب امیرالمؤمنین على بن ابیطالبعلیه السلام بالکوفه بعد منصرفه من النهروان… فحمد اللّه و اثنى علیه و صلىّ على رسول اللّه صلى الله علیه و آله و ذکر ما انعم اللّه على نبیّه و علیه ثم قال: …و مِنْ وُلدى مهدىُّ هذِهِ الاُمّه [۵] امام محمد باقرعلیه السلام مىفرمایند: امیرالمؤمنین على بن ابیطالبعلیه السلام وقتى که از جنگ نهروان به کوفه برگشتند براى مردم خطبه اى خواندند… در آن خطبه نخست خدا را سپاس گفتند و درود به روان پیامبرصلى الله علیه و آله فرستادند و نعمتهایى را که خداوند به رسولش و بر خود آن حضرت عنایت کرده است یکى یکى شمردند سپس در ادامه فرمودند: از جمله نعمتهاى خداوند بر من آن است که مهدىّ این امّت از فرزندان من است. – عن زرّبن حبیش سمع علیّاً [علیه السلام ] یقول: المهدىّ رجلٌ منّا مِنْ وُلد فاطمه. [۶] زرّبن حبیش شنید که على بن ابیطالبعلیه السلام مىفرمود: مهدى مردى از ما اهلبیت و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا است. – …عن على بن موسى الرضاعلیه السلام عن ابیه… عن ابیه امیرالمؤمنین على بن ابیطالبعلیه السلام انه قال: التّاسِعُ مِنْ وُلْدِک یا حُسَیْنُ هُوَ القائِمُ بالحق… [۷] … حضرت امام رضاعلیه السلام از پدر بزرگوارش موسى بن جعفرعلیه السلام و او نیز از پدرش… او از امام حسینعلیه السلام و آن حضرت از امیرالمؤمنین على بن ابیطالبعلیه السلام روایت کرده است که آن حضرت خطاب به امام حسینعلیه السلام فرمودند: نهمین فرزند تو اى حسین! قائم بر حقّ (مهدىعلیه السلام ) است… – عن ابن العیاش قال: حدثّنى الشیخ الثقه ابوالحسین بن عبدالصمد بن علىّ… عن نوح بن دراج عن یحیى عن الاعمش … انهم کانوا عند علىبن ابیطالبعلیه السلام … و اذا اقبل الحسینعلیه السلام یقول: بأبى انت یا ابا ابن خیره الاماء. فقیل یا امیرالمؤمنین ما بالک؟ تقول هذا للحسن و هذا للحسینعلیه السلام ؟ و من ابن خیره الاماء؟ فقال: ذاک الفقید الطرید الشرید م-ح-م-د بن الحسن بن على بن محمّد بن علىبن موسى بن جعفربن محمّدبن على بن الحسین هذا و وضع یده على رأس الحسینعلیه السلام. [۸] ابن عیاش در کتاب مقتضب مىگوید: شیخ ابوالحسین بن عبدالصمد بن على از نوح بن دراج و چند نفر دیگر نقل کرد که آنها در حضور امیرالمؤمنینعلیه السلام بودند، وقتى امام حسینعلیه السلام وارد شد حضرت به ایشان فرمودند: پدرم به قربان پدر فرزند بهترین کنیزها! به آن حضرت گفته شد: یا امیرالمؤمنین علّت چیست که براى امام حسینعلیه السلام این تعابیر را به کار مىبرید؟ فرزند بهترین کنیزها کیست؟ حضرت علىعلیه السلام در جواب فرمودند: او گمشدهاى است که از نزدیکان و خویشاوندان و وطن خود دور است، نام او م-ح-م-د فرزند حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین است؛ در این هنگام دست خود را بر سر مبارک امام حسینعلیه السلام نهاده فرمودند: همین حسینعلیه السلام .
خاندان مهدىعلیه السلام
امیرالمؤمنینعلیه السلام در معرفى خاندان حضرت مهدىعلیه السلام از تعابیر زیادى استفاده کردهاند و هر یک از آنها به گوشه اى از واقعیّت دلالت دارند که در مجموع به همراه توصیفات دیگرى که از سایر ائمه علیهم السّلام نقل شده است به طور کامل شخصیّت امام عصرعلیه السلام را به انسانها مىشناسانند. به عنوان مثال در یک جا مىفرمایند: آن حضرت از قریش است. در مورد دیگر وى را از بنىهاشم معرفى مىکنند. در ضمن یکى دیگر از سخنانشان او را از عترت پیامبرصلى الله علیه و آله مىخوانند و… که هر کدام از این عبارات به بُعد خاصّى از شخصیت امام زمانعلیه السلام دلالت دارند و در نتیجه این اختلاف در الفاظ و عبارات با یکدیگر منافاتى ندارند و همه آنها اوصاف یک حقیقت نورانى را روشن مىکنند. – عن الحسین بن علىعلیه السلام قال: جاء رجل الى امیرالمؤمنینعلیه السلام فقال له: یا امیرالمؤمنین نبئّنا بمهدیکم هذا؟ فقال: اذا درج الدارجون و قلّ المؤمنون و ذهب المجلبون فهناک. فقال: یا امیرالمؤمنین علیک السلام ممّن الرجل؟ فقالعلیه السلام : من بنىهاشم من ذروه طود العرب… [۹] از حسین بن علىعلیه السلام نقل شده است که آن حضرت فرمود: شخصى خدمت علىعلیه السلام آمد و به آن حضرت گفت: اى امیرمؤمنان براى ما از مهدىعلیه السلام سخن بگو. على بن ابیطالبعلیه السلام فرمودند: هنگامى که رفتنىها بروند و اهل ایمان کم شوند و آشوبگران و جنگ طلبان نابود گردند، در چنین شرایطى او ظهور خواهد کرد. آنگاه همان شخص عرضه داشت یا امیرالمؤمنین! درود و سلام بر تو باد، حضرت مهدىعلیه السلام از کدام طایفه است؟ حضرت فرمودند: او از بنىهاشم است که بهترین طایفه عرب و قُلّه شرف و جوانمردى به حساب مىآید. – …عن ابن زریر الغافقى، سمع علیاًعلیه السلام یقول هو من عتره النبىصلى الله علیه و آله [۱۰] نقل شده است که ابن زریر غافقى شنید که على بن ابیطالبعلیه السلام مىفرمایند: مهدىعلیه السلام از عترت پیامبر اکرمصلى الله علیه و آله است. – قال على بن ابىطالبعلیه السلام : هو فتىً من قریش… [۱۱] على بن ابیطالبعلیه السلام فرمودند: او (حضرت مهدىعلیه السلام ) از قبیله قریش… است.
نام مبارک مهدىعلیه السلام
در مجموعه سخنان حضرت علىعلیه السلام با روشهاى مختلفى از نام مبارک امام زمانعلیه السلام یاد مىشود. در یک مورد تصریح به نام آن حضرت غیر جایز دانسته شده است. در مورد دیگر از آن با اشاره سخن به میان مىآید و بالاخره در مورد دیگر به صراحت نام مخصوص بیان مىشود. – …عن جابر بن یزید الجعفى قال: سمعت ابا جعفرعلیه السلام یقول: سأل عمر امیرالمؤمنینعلیه السلام عن المهدىّ فقال: یا ابن ابى طالب اخبرنى عن المهدىّ ما اسمُهُ؟ قالعلیه السلام : امّا اسمُهُ فلا، انّ حبیبى و خلیلى عَهِدَ اِلىَّ ان لا اُحدِّث باسمِهِ حتّى یبعثه اللَّه عزّوجلّ و هو ممّا استودع اللَّه عزّوجلّ رسوله فى علمه. [۱۲] جابربن یزید جعفى مىگوید: از امام باقرعلیه السلام شنیدم که مىفرمود: روزى عمر بن خطاب به امیرالمؤمنینعلیه السلام گفت: اى پسر ابوطالب! نام مهدى چیست؟ آنرا براى من بیان کن. علىعلیه السلام فرمود: اسم اورا نمىگویم، چون حبیب و خلیل من )رسول اکرم صلى الله علیه و آله ( با من عهد کرده است اسم او را براى کسى بیان نکنم تا اینکه خداوند وى را مبعوث و ظاهر گرداند و این از امورى است که خداوند عزّوجلّ علم آن را نزد پیامبرش امانت و ودیعه نهاده است. – …عن على بن ابیطالبعلیه السلام قال: المهدىُّ مولِدُهُ بالمدینه من اهل بیت النبىُّ اسمُهُ اسم نبىٍّ… [۱۳] على بن ابیطالبعلیه السلام فرمودند: مهدى در مدینه به دنیا مىآید. او از اهل بیت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله است. و هم اسم با یکى از پیامبران است… در یکى از اشعار منسوب به حضرت علىعلیه السلام در این باره آمده است: فثم یقوم القائم الحق منکم و بالحق یاتیکم و بالحق ّ یعمل سمىُّ نبى ّ اللّه نفسى فدائه فلا تخذلوه یا بنىّ و عجّلوا [۱۴] سپس آن قیام کننده بر حق، از میان شما قیام خواهد کرد. او حق را خواهد آورد و به آن عمل خواهد کرد. جانم فداى او که همنام رسول خداصلى الله علیه و آله است. اى فرزندان من! به یارى او بشتابید، مبادا او را بى یار و یاور رها سازید. – عن علىعلیه السلام قال: اسم المهدىُّ محمد [۱۵] حضرت علىعلیه السلام فرمود: اسم حضرت مهدىعلیه السلام محمد است.
سیماى مهدىعلیه السلام
به خصوصیات جسمانى و ویژگیهاى بدنى حضرت مهدىعلیه السلام در بخشى از روایات حضرت علىعلیه السلام اشاره مىشود. در یکى از این روایات بطور کلى این ویژگیها بیان شده تا آنجا که مىفرماید آن حضرت در خلقت خود شبیه پیامبراکرم صلى الله علیه و آله است، اما در تعدادى دیگر از روایات به توصیف خصوصیات چهره واعضاء بدن امام زمانعلیه السلام مىپردازد. حضرت علىعلیه السلام در توصیف ویژگیهاى جسمى مهدىعلیه السلام فرمودند: – …فقالعلیه السلام : رجلٌ اجلى الجبین، اقنى الأنف، ضخم البطن، اذیل الفخذین، ابلج الثنایا، بفخذه الیمنى شامه. [۱۶] او مردى است که پیشانىاش گشاد و درخشان است، بینى او خوش تراش و شکمش نسبتا بزرگ و رانهایش عریض مىباشد. دندانهاى سفید و درخشان دارد، و در ران سمت راست او علامتى هست.
اوصاف مهدىعلیه السلام
در دستهاى از روایات على بن ابیطالبعلیه السلام به اوصاف و ویژگىهاى روحى و اخلاقى امام زمانعلیه السلام پرداخته مىشود که از جمله آنهاست: – …ثم رجع الى صفه المهدىعلیه السلام فقال: اوسعکم کهفا و اکثرکم علما و اوصلکم رحما، اللهم فاجعل بیعته خروجا من الغمّه و اجمع به شمل الامه… [۱۷] حضرت علىعلیه السلام در ادامه یکى از سخنانشان به تبیین صفات حضرت مهدىعلیه السلام پرداخته، فرمودند: آستانه او در پناه دهى به بى پناهان از همه آستانهها وسیعتر، و علم و دانش آن حضرت از همه زیادتر است و از همه مردم بیشتر به صله ارحام و پیوند با خویشاوندان توجه مىنماید. پروردگارا! بیعت او را پایان بخش همه اندوهها قرار بده و تفرّق و پراکندگى امت اسلامى را به دست با کفایت آن حضرت به یگانگى مبدّل فرما… – …عن اصبغ بن نباته قال: سمعت امیرالمؤمنینعلیه السلام یقول: صاحب هذا الامر الشریدُ الطریدُ الفرید الوحید. [۱۸] اصبغ بن نباته مىگوید: شنیدم که امیرالمؤمنینعلیه السلام مىفرمود: صاحب الامر (مهدىعلیه السلام) کسى است که در سرزمینهاى دور دست ساکن مىشود و از میان مردم کناره مىگیرد و به تنهایى زندگى مىکند.
غیبت امام زمانعلیه السلام
یکى از پیشامدهاى بسیار مهم زندگى حضرت مهدىعلیه السلام واقع شدن غیبت مىباشد که در دو مرحله انجام گرفته است. اولى بنام غیبت صغرى معروف است که از سال ۲۶۰هجرى یعنى از زمان شهادت امام عسکرىعلیه السلام آغاز شد و تا سال ۳۲۹هجرى ادامه داشت و از این سال به بعد دوره غیبت کبرى آغاز مىشود که تاکنون نیز ادامه دارد. در رهنمودهاى امیرالمؤمنینعلیه السلام به این موضوع و وقایعى که در این دوره پیش خواهد آمد نیز اشاره شده است. در ضمن روایتى که آن را حضرت عبد العظیم حسنى؛ با سلسله سند از على بن ابیطالبعلیه السلام نقل مىکند چنین وارد شده است: – …عن امیرالمؤمنینعلیه السلام قال: للقائم منّا غیبه امدها طویل کانّى بالشیعه یجولون جولان النّعم فى غیبته یطلبون المرعى فلا یجدونه، ألا فمن ثبت منهم على دینه و لم یقْسُ قلْبُهُ لطول امد غیبه امامه فهو معى فى درجتى یوم القیامه. [۱۹] امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود: براى قائم ما غیبتى هست که مدت آن طولانى خواهد شد. شیعیان را در این زمان مىبینم که همانند گلّه بى صاحبى که در دشت پراکنده شده باشند به دنبال چرا گاه و مرتع مىگردند ولى آن را پیدا نمىکنند ]به جستجوى آن حضرت مىپردازند ولى او را نمىیابند.[ آگاه باشید! در این دوره هر کسى از آنها )شیعیان( در دین و عقیده خود استوار و ثابت قدم بماند و قلبش به جهت طولانى شدن غیبت امامش قساوت پیدا نکند، او روز قیامت در نزد من و در جایگاهى که من هستم خواهد بود. – … عن الاصبغ بن نباته عن امیرالمؤمنینعلیه السلام انّه ذکر القائمعلیه السلام فقال: أما لیَغیبَنَّ حتّى یقولَ الجاهلُ: ما للّه فى آلِ محمّدٍ حاجهٌ. [۲۰] از اصبغ بن نباته نقل شده است که امیرالمؤمنینعلیه السلام روزى حضرت قائمعلیه السلام را یاد کردند و فرمودند: آگاه باشید! او غیبتى (طولانى) خواهد داشت به گونهاى که نادانان (به مصالح الهى) بگویند: خداوند را در آل محمدصلى الله علیه و آله برنامهاى نیست. )یعنى افراد نادان به جهت طولانى شدن دروه غیبت از ظهور آن حضرت مأیوس و ناامید خواهند شد(.
علت غیبت امام زمانعلیه السلام
براى غیبت امام عصرعلیه السلام علت و حکمتهاى زیادى در مجموعه روایات اهلبیت علیهم السّلام ذکر شده است. در روایات امیرالمؤمنینعلیه السلام حداقل به سه علت اشاره شده است؛ یعنى شناخته شدن اهل هدایت از اهل گمراهى و ضلالت، و نداشتن بیعت ظاهرى هیچیک از سلاطین، و کوتاهى و ناسپاسى و ظلم مردم به عنوان فلسفه غیبت بیان گردیده است. – اِنّ القائم منّا اذا قام لم یکن لاحد فى عنقه بیعه فلذلک تخفى ولادته و یغیب شخصه [۲۱] همانا قائم از ما آنگاه که قیام کند بیعت کسى در گردن او نخواهد بود و به همین خاطر است که تولد او به صورت پنهانى واقع خواهد شد و وجود او از دید و نظر مردم غایب خواهد بود. – …فقال علىعلیه السلام …اما واللّه لَأقتلنَّ انا و ابناى هذان و لیبعثنّ اللّه رجلا من ولدى فى آخر الزمان یطالب بدمائنا و لیغیبنّ عنهم تمییزا لاهل الضلاله حتى یقول الجاهل ما للّه فى آل محمد من حاجه. [۲۲] امیر مؤمنانعلیه السلام در حالیکه امام حسنعلیه السلام و امام حسینعلیه السلام حضور داشتند خطاب به مردم فرمودند: اى مردم! آگاه باشید، سوگند به خدا من و این دو فرزندم به قتل خواهیم رسید. آن گاه خداوند شخصى از فرزندان مرا در آخر الزمان ظاهر خواهد کرد تا خون ما را از ستمگران طلب کند. او از دیده مردم غایب خواهد بود تا اهل ظلالت و گمراهى از دیگران شناخته شوند و این غیبت به قدرى طولانى خواهد شد که مردمان نادان خواهند گفت: خداوند برنامهاى در آل محمدصلى الله علیه و آله ندارد. – …ان امیرالمؤمنینعلیه السلام قال عَلى منبر الکوفه…: واعلموا ان الارض لا تخلو من حجه للّه و لکن اللّه سیعمى خلقه منها بظلمهم و جورهم و اسرافهم على انفسهم [۲۳] … مفضلبن عمر از امام صادقعلیه السلام روایت کرده است که آن حضرت فرمود: روزى امیرالمؤمنینعلیه السلام در بالاى منبر مسجد کوفه فرمودند: …اى مردم! بدانید زمین هرگز از حجت خدا (امام معصوم) خالى نخواهد ماند. اما خداوند متعال به زودى مردم را به خاطر ظلم و ستم و همینطور اسرافى که درحق خودشان انجام مىدهند از دیدن حجت الهى محروم خواهد کرد. [یعنى مردم به جهت اعمال خودشان در آینده از دیدن امام معصوم محروم خواهند شد]
فضیلت انتظار فرج
همانطور که پیش از این اشاره شد در دوره غیبت امام زمانعلیه السلام مشکلات و پیشامدهاى سختى بوقوع مىپیوندد به گونهاى که اعتقادات بسیارى از مردم در نتیجه این امور متزلزل مىشود. جهت جلوگیرى از دچار شدن به این قبیل خطرات، هشدارهاى زیادى توأم با روشنگریهاى لازم در رهنمودهاى اهلبیت علیهم السّلام داده شده است که به دو نمونه از آنچه در این زمینه در مجموعه روایات على بن ابیطالبعلیه السلام وارد شده است اشاره مىگردد. – عن محمد بن مسلم عن ابى عبداللَّهعلیه السلام قال: …قال علىعلیه السلام : …انتظروا الفرج و لا تیأسوا من روح اللَّه، فانّ احبَّ الاعمال الى اللَّه عزّوجلّ انتظار الفرج… و المنتظر لأمرنا کالمُتَشَحِّطِ بدمه فى سبیل اللَّه. [۲۴] محمد بن مسلم از امام صادقعلیه السلام نقل مىکند که آن حضرت از پدران بزرگوارش و آنها از علىعلیه السلام روایت کردند که علىبن ابیطالبعلیه السلام فرمودند: منتظر فرج [امام زمانعلیه السلام] باشید و از عنایت و توجهات خداوند ناامید نشوید. همانا محبوبترین کارها در نزد خداوند عزّوجلّ انتظار فرج [امام زمانعلیه السلام ] است. آنگاه در ادامه بیان فضیلت انتظار فرمودند: کسى که منتظر امر ما (فرج امام زمانعلیه السلام ) باشد، مانند رزمندهاى است که در راه خداوند به خون خود آغشته شده باشد (اجر و پاداش شهید را دارد). – قال زیدبن صوحان العبدى: یا امیرالمؤمنین! أى الاعمال احبّ الى اللّه عزّوجلّ؟ قالعلیه السلام : انتظار الفرج من اعظم الفرج. [۲۵] زیدبن صوحان عبدى گفت: یا امیرالمؤمنین! کدامیک از اعمال در نزد پروردگار عالم محبوبتر است؟ حضرت فرمودند: انتظار فرج.
احوال مردم آخرالزمان
شاید بتوان گفت که بیشترین مطالب مربوط به معارف امام زمانعلیه السلام که از زبان حضرت علىعلیه السلام نقل شده است به تبیین اوضاع آخرالزمان و وقایعى که در آن دوره پیش مىآید اختصاص دارد. آن حضرت ضمن تشریح آن پیشامدها چگونگى مقابله با آنها را نیز بیان مىنمایند. این حوادث شامل مسایل فرهنگى و اجتماعى و اخلاقى و تربیتى و طبیعى مىگردد. از آنجا که کم و بیش خیلى از این ویژگىها در دوره ما حداقل در بعضى از عرصهها به چشم مىخورد، جهت آشنایى بیشتر و چاره اندیشى مناسبتر به مواردى از آنها اشاره مىشود. بدان امید که موجب تنبه و بیدارىمان شده و از طریق آشنا شدن با این امور پیشاپیش تدابیرى را اتخاذ کنیم که از عوارض منفى آنها خود و جامعهمان را در امان نگه داریم. – یأتى على النّاس زمان لا یُقَرَّبُ فیه الّا الماحِلُ و لا یُظَرَّفُ فیه الّا الفاجِرُ، وَ لا یُضَعَّفُ فیهِ اِلّا الْمُنْصِفُ، یَعُدّونَ الصَّدَقَه فیه غُرْما، و صِلهَ الرَّحِمَ مَنّاً، و العبادَهَ اسْتِطالَهً على النّاسِ! فَعِنْدَ ذلِکَ یکونُ السُّلْطانُ بمشوَرَهِ الاِماءِ و اماره الصبیانِ و تدبیر الخِصیان. [۲۶] روزى خواهد آمد که در آن سخن چینها مقرّب خواهند شد و افراد بدکار، زیرک خوانده مىشوند، افراد با انصاف را ناتوان به حساب مىآورند، صدقه و انفاقِ در راه خدا را غرامت پندارند، و صله رحم و آمد و شد با خویشاوندان را با منّت انجام مىدهند، و بندگى و اطاعت خدا را وسیله فخر فروشى براى مردم قرار مىدهند. در چنین زمانى حکومت با مشورت زنان و امارت کودکان و تدبیر خواجه گان انجام مىگیرد. – روى اصبغ بن نباته عن امیرالمؤمنینعلیه السلام قال: سمعته یقول: یظهر فى آخرالزمان و اقتراب الساعه و هو شرّ الازمنه نسوه کاشفات عاریات متبرجات، من الدین خارجات، و الى الفتن مائلات، و الى الشهواتِ و اللّذّاتِ مسرعات، للمحرماتِ مستحِلّات، و فى جهنم خالدات. [۲۷] اصبغ بن نباته مىگوید: شنیدم که امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمودند: در آخر الزمان که بدترین زمانهاست در موقعى که روز قیامت نزدیک شود زنانى ظاهر مىشوند بدون حجاب، در حالى که زینتهاى آنها پیداست در انظار عمومى رفت و آمد مىکنند، آنها از دین خارج مىگردند (به احکام دینى پایبند نمىباشند) و به امور فتنهانگیز وارد مىشوند و به سوى شهوات و لذتجویىها روى مىآورند، حرامهاى خدا را حلال مىشمارند. اینگونه از زنان در جهنم خواهند ماند. – و فقهاؤهم یفتون بما یشتهونَ، و قُضاتُهُم یقولونَ مالا یَعْلمونَ و اکثُرهمْ بالزورِ یشهدونَ! من کان عنده دراهم کان موقّراً مرفُوعاً و من یعلمون انه مقلّ فهو عندهُم موضُوع [۲۸] فقیهان آخرالزمان طبق آنچه که دلشان بخواهد فتوا مىدهند، و قاضىهایشان به چیزى که نمىدانند حکم مىکنند و بیشتر آنها به دروغ شهادت مىدهند. کسى که پول دارد در نزد آنها عزیز و محترم است، ولى شخصى که بىپول باشد در پیش آنها زبون و حقیر است. – عن النزال بن سبره قال خطبنا علىّبن ابیطالبعلیه السلام فحمد اللّه و اثنى علیه، ثم قال: سلونى ایها الناس قبل ان تفقدونى ثلاثاً فقام الیه صعصعه بن صوحان، فقال: یا امیرالمؤمنین! متى یخرج الدجّال؟…فقالعلیه السلام احفظ! فان علامه ذلک اذا امات الناس الصلاه، واضاعوا الامانه و استحلّوا الکذب، و اکلوا الربا، و اخذوا الرّشا، و شیّدوا البنیان و باعوا الدین بالدنیا و استعملوا السفهاء و شاوروا النساء، و قطعوا الارحام، و اتّبعوا الاهواء و استخفّوا بالدماء و کان الحلم ضعفاً، و الظلم فخراً… [۲۹] نزالبن سمره مىگوید: علىبن ابیطالبعلیه السلام براى ما خطبه اى خواند و خداوند را حمد گفته و ستایش کرد، سپس فرمود: قبل از آنکه من از میان شما بروم از من سؤال کنید (این جمله را سه مرتبه تکرار کرد) در این موقع صعصعه بن صوحان از جاى خود بلند شد و گفت: یا امیرالمؤمنین! دجال در چه زمانى خروج مىکند؟ …حضرت فرمود: آنچه را مىگویم به خاطر بسپار! دجال وقتى ظهور خواهد کرد که مردم نماز را ترک کنند و امانت را ضایع سازند و دروغ گفتن را مباح شمارند و رباخوارى کنند و رشوه بگیرند و ساختمانها را محکم سازند و دین را به دنیا بفروشند و سفیهان را به کار بگمارند و با زنان مشورت نمایند (در آن مواردى که خارج از عهده آنهاست) و صله ارحام را قطع کنند و از هوى و هوسها پیروى کنند و خون یکدیگر را ناچیز بشمارند. حلم و بردبارى را نشانه و علامت ضعف و ناتوانى بدانند و ستم را افتخار به حساب آورند… – عن علىعلیه السلام قال: یأتى على الناسِ زمان همّتُهم بطونهم، و شرفُهُم متاعهم و قبلتهم نساؤهم و دینهم دراهمهم و دنانیرهم، اولئک شرار الخلق، لا خلاق لهم عنداللّه. [۳۰] امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمودند: براى مردم زمانى خواهد آمد که در آن زمان همّت و هدف آنها شکمشان خواهد بود. شرف و اعتبارشان به کالا و اموالشان بستگى دارد. قبله آنها زنانشان و دینشان درهم و دینارشان (پولشان) است. آنها بدترین مردمند که در نزد خداوند بهره و سهمى براى آنها نیست. – عن علىعلیه السلام قال: یاتى على الناس زمان لا یتبع فیه العالم و لا یستحیى فیه من الحلیم و لا یوقّر فیه الکبیر و لا یُرحَمُ فیه الصغیر یقتل بعضهم بعضاً… [۳۱] على بن ابیطالبعلیه السلام فرمودند: براى مردم زمانى مىآید که در آن زمان از عالم پیروى نمىشود و از افراد صبور و با حلم حیا نمىکنند (او هر اندازه در مقابل بدى مردم حلم نشان مىدهد آنها حیا نمىکنند) در آن دوره بزرگ را گرامى نمىدارند و به کوچک رحم نمىکنند. بعضى از مردم بعض دیگر را به قتل مىرسانند… (مردم همدیگر را بدون دلیل مىکشند) – عن عاصم بن ضمره عن علىعلیه السلام انه قال: لتملانّ الارض ظلما و جوراً حتى لا یَقُولَ اَحَد اللّه الاّ مستخفیاً، ثم یاتى اللّه بقومٍ صالحین یملَؤُونها قِسطاً و عدلاً کما مُلِئَتْ ظلماً و جوراً. [۳۲] عاصم بن ضمره از حضرت علىعلیه السلام روایت کرده است که آن حضرت فرمودند: [در آخر الزمان] زمین پر از ظلم و ستم خواهد شد به گونهاى که حتى یک نفر لفظ اللّه را بر زبان جارى نخواهد کرد مگر در نهان، بعد از این دوره است که خداوند مردم صالحى را خواهد آورد که زمین را پر از عدل و داد کنند همان گونه که پیش از آن پر از ظلم و ستم شده است. – ان بین یدى القائمعلیه السلام سنین خدّاعه یُکَذَّبُ فیها الصادق و یصدّق فیها الکاذِبُ و یُقَرّبُ فیها الماحِلُ و ینطق فیها الرُّویَبْضَهُ قلت و ما الرُّویَبْضَهُ و ما الماحِلُ؟ قال: او ما تقرؤون القرآن قوله و هو شدیدُ المِحال قال: یُریدُ المکر، فقلتُ و ما الماحِلُ؟ قال: یرید المکّارَ. [۳۳] حضرت علىعلیه السلام مىفرمایند: قبل از قیام قائم سالهاى پر خدعه و نیرنگى در پیش است، در این سالها راستگویان دروغگو شمرده مىشوند در عوض دروغگویان راستگو شناخته مىشوند، در این سال ماحل تقرب پیدا مىکند و رویبضه در سخن گفتن پیشقدم مىگردد. راوى مىگوید: عرض کردم ماحل و رویبضه به چه کسانى گفته مىشود؟ حضرت فرمودند: مگر در قرآن نخواندهاى که خداوند مىفرماید: و هو شدید المحال قالعلیه السلام : یرید المکر فرمودند: منظور از ماحل آدم مکارى است که به وسیله مکر زیاد مردم را به خود متوجه مىکند. تذکر: در این روایت رویبضه معنى نشده است در جاى دیگر به مناسبتى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مىفرمایند: رویبضه الرجلُ التّافِهُ ینطقُ فى امر العامّهِ یعنى مرد حقیر و بى شخصیتى که علیرغم عدم شایستگى، در امور عامّه مردم دخالت مىکند و به جاى آنها اظهار نظر مىنماید.
نشانه هاى ظهور مهدى علیه السلام
در روایات، براى ظهور امام زمانعلیه السلام نه تنها وقت خاصى تعیین نشده بلکه از تعیین کردن وقت براى آن منع شده است. ولى در عین حال براى آن علائم و نشانههایى ذکر شده که مردم مىتوانند از طریق آن علامتها، نزدیکى وقت ظهور را تشخیص دهند. این نشانه ها به چند قسم تقسیم مىشوند: علائم حتمى و غیر حتمى، علائم سال ظهور و علائم سالهاى دورتر، علائم اجتماعى و اخلاقى و طبیعى و… از میان مجموعه روایاتى که از حضرت علىعلیه السلام در این باره نقل شده است به ذکر دو مورد اکتفا مىشود: – …عن ابى رومان، عن علىعلیه السلام قال: اِذا نادى منادٍ من السماء، ان الحقّ فى آل محمّدٍ فعند ذلک یظهر المهدىُّ على أَفواهِ النّاس، و یشربون ذکره فلا یکون لهم ذکرٌ غیرُهُ. [۳۴] ابى رومان از على بن ابیطالبعلیه السلام روایت کرده است که آن حضرت فرمودند: وقتى که منادى از آسمان ندا دهد که به تحقیق حق با آل محمدصلى الله علیه و آله است. در این ایام نام حضرت مهدىعلیه السلام بر سر زبانها مىافتد و جهان مالامال از نام آن حضرت مىشود به گونهاى که از غیر او ذکرى به میان نمىآید. – عن الصادقعلیه السلام عن آبائهعلیهم السّلام ان علیّاعلیه السلام قال: اذا وَقَعَت النارُ فى حجازکم و جرى الماء فى نجفکم فَتَوَقَّعوا ظُهورَ قائِمکُمْ.(( اثباه الهداه، ج ۳ص )) .۵۷۸ امام صادقعلیه السلام از پدران بزرگوارشعلیهم السّلام و آنها از علىبن ابیطالبعلیه السلام روایت مىکنند که آن حضرت فرمودند: آنگاه که آتش در حجاز شعله ور شود و سیل در نجف جارى گردد منتظر ظهور قائمعلیه السلام باشید.
یاران مهدى علیه السلام
درباره اوصاف یاران امام زمانعلیه السلام و تعداد آنها و شهرهایشان و رابطه آنان با امامعلیه السلام و چگونگى بیعت و تبعیّتشان از آن حضرت، روایات زیادى وارد شده است. در این زمینه از على بن ابیطالبعلیه السلام چنین آمده است: – عن حکیم بن سعد عن امیرالمؤمنینعلیه السلام قال: اصحاب المهدىّ شبابٌ لاکهول فیهم الّا مثل کحل العین و الملح فى الزاد و اقل الزاد الملح. [۳۵] حکیم بن سعد از امیرالمؤمنینعلیه السلام روایت مىکند که آن حضرت فرمودند: یاران مهدىعلیه السلام همه جوان هستند، در میان آنها پیرمرد یافت نمىشود مگر به اندازه سرمه در چشم و نمک در طعام، و همانطور که بر همگان معلوم است کمترین قسمت غذا را نمک تشکیل مىدهد. – قال امیرالمؤمنینعلیه السلام : …ثم اذا قام تجتمع الیه اصحابه على عدّه اهل بدر و اصحاب طالوت و هم ثلثمأه و ثلاثه عشر رجلا، کلّهم لیوث قد خرجوا من غاباتهم مثل زبر الحدید لو انّهم همّوا بازاله الجبال الرّواسى لازالوها عن مواضعها فهم الذین وحّدوا اللّه به حق توحیده، لهم باللیل اصوات کاصوات الثواکل خوفا من خشیه اللّه تعالى، قوّام اللیل، صوّام النهار، و کانّما ربّاهم أبٌ واحدهٌ قلوبهم مجتمعه بالمحبه و النصیحه… [۳۶] امیرالمؤمنینعلیه السلام مىفرماید: …چون قیام کند جمع مىشوند به سوى او یارانش که به شماره اصحاب بدر و اصحاب طالوتند و ایشان سیصد و سیزده نفرند. همه آنها شیرانى هستند که از کمینگاههاى خود بیرون آیند مانند پارههاى آهن، اگر ایشان اراده کنند که کوههاى سخت را از جا بِکَنند هر آینه آنها را از جاهاى خود مىکَنند. پس ایشانند کسانى که خدا را به وسیله مهدى بیگانگى پرستش مىکنند. براى ایشان در شبها، صداهایى مانند صداهاى زنهاى جوان مرده از ترس خدا است نماز گذارندگانند در شبها و روزه دارانند در روز، گویا یک پدر و یک مادر آنها را تربیت کردهاند. دلهاشان در دوستى کردن به همدیگر و پند دادن به یکدیگر با هم جمع و یکى است
حکومت مهدى علیه السلام
به اعتقاد شیعه، امام زمانعلیه السلام از طریق تشکیل یک حکومت جهانى بر اساس تعالیم عالیه اسلام تمام نارسایىها را از سرتاسر عالم برطرف خواهد کرد و عدل و داد را در روى زمین مستقر خواهد ساخت. در سخنان پیامبر اکرمصلى الله علیه و آله و هر یک از ائمه اطهارعلیهم السّلام درباره ویژگىهاى حکومت حضرت مهدىعلیه السلام و کارهایى که در آن دوره انجام خواهد یافت مطالب زیادى به چشم مىخورد که مجموعه آنها تصویر بسیار روشنى از یک حکومت اسلامى کامل را نشان مىدهند. در اینجا به عنوان نمونه به بعضى از روایاتى که در این زمینه از امیرالمؤمنینعلیه السلام نقل شده است اشاره مىگردد: – حدثنا عبداللّه بن مروان، …عن علىٍعلیه السلام قال: یلى المهدىُّ امرَ النّاسِ ثلاثین سنه او اربعین سنه… [۳۷] عبداللّه بن مروان روایت کرده است که علىبن ابیطالبعلیه السلام فرمودند: حضرت مهدىعلیه السلام سى یا چهل سال زمام امور مردم را در دست خواهند داشت. – یعطف الهوى على الهدى اذا عطفوا الهُدى على الهوى و یَعْطِفُ الرأىَ على القرآنِ اذا عطفوا القرآنَ على الرّأىِ … فَیُریکُمْ کیف عدلُ السیرهِ، و یُحیىِ مَیِّتَ الکتابِ و السّنهِ… [۳۸] [امام زمانعلیه السلام وقتى که ظهور کند] هواهاى نفسانى را به هدایت و رستگارى برمىگرداند در آن روزگارى که مردم هدایت الهى را به متابعت هواهاى نفسانى درآورده باشند. آراء و اندیشه هاى مردم را تابع قرآن مىکند در آن روزگارى که آنها قرآن را تابع آراء و اندیشه هاى خود کرده اند… او به شما نشان خواهد داد که عدالت در کشوردارى چگونه است. هم چنین او تعالیم فراموش شده قرآن و سنّت را زنده خواهد ساخت… – قال امیرالمؤمنینعلیه السلام : …فلا یترک عبداً مسلما الّا اشتراه واعتقه، و لا غارماً الّا قضى دینه، ولا مظلمهً لِاَحَدٍ من النّاس الّا ردّها، و لا یُقْتَلُ منهم عبدٌ الّا ادّى ثمنه… و لایُقتَلُ قتیلٌ الا قضى عنه دینهُ، و اَلْحَقَ عیالَهُ فى العطاء حتى یملأ الارض قسطا و عدلاً کما مُلِئَتْ ظلماً و جوراً و عدواناً… [۳۹] امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمودند: …حضرت مهدىعلیه السلام برده مسلمان را نخواهد واگذاشت مگر اینکه آن را خریده و آزاد خواهد ساخت و بدهکارى نخواهد ماند مگر آنکه بدهى او را پرداخت خواهد نمود. مظلمه و حقى به گردن و ذمه هر کس که باشد آن را به صاحب حق بازخواهد گرداند. کسى کشته نمىشود مگر اینکه دیه آن را خواهد پرداخت. هیچ کسى کشته نخواهد شد مگر اینکه بدهىهاى او را آن حضرت پرداخت خواهد نمود و خانوادهاش را همانند سایر افراد جامعه اداره خواهد کرد تا زمین را از عدل و داد پر کند به همان صورتى که پیش از آن از ظلم و بیداد پر شده باشد… – قال علىعلیه السلام : …لو قد قام قائمنا لَذَهبَتِ الشحناء من قلوب العباد و اصطلحتْ السباع و البهائم حتى تمشى المرأه بین العراق الى الشام… على رأسها زینتها لا یهیجُها سبعٌ و لا تخافه… [۴۰] امیرالمؤمنینعلیه السلام مىفرماید: …آنگاه که قائم ما اهلبیتعلیه السلام قیام کند کینهها از دلها بیرون خواهد رفت حتى حیوانات درنده و وحشى نیز با هم سازگار خواهند شد و به یکدیگر ضرر نخواهند رساند، در آن روزگار به اندازهاى امنیّت زیاد خواهد بود که یک زن در حالى که همه زینت و زیور آلاتش همراه اوست از عراق تا شام را بدون ترس و دلهره به تنهایى خواهد پیمود.
حضرت مهدى علیه السلام در قرآن
در آیات قرآن کریم به صراحت نامى از امام زمانعلیه السلام به میان نیامده است، ولى از آنجا که ائمه اطهارعلیهم السّلام مفسران حقیقى قرآنند در تفسیر بسیارى از آیات، آنها را به مسأله مهدویّت و معارف امام زمانعلیه السلام تطبیق و تفسیر نمودهاند. از جمله آیاتى که آنها را حضرت علىعلیه السلام مربوط به امام زمانعلیه السلام دانسته اند این دو آیه است: – عن امیرالمؤمنینعلیه السلام قال: النُورُ القرآن، و النور اسمٌ من اسماء اللّه تعالى… قال اللّه تعالى فى سوره النور: اللّه نور السماواتِ و الارضِ مَثَلُ نورهِ کمشکاهٍ فیها مصباح المصباح فى زجاجه الزجاجه کانها کوکب درّىٌ… [۴۱] فالمشکاهُ رسول اللّهصلى الله علیه و آله و المصباحُ الوصىُّ، و الاوصیاءُ علیهمُ السلامُ و الزجاجهُ فاطمهُ، و الشجره المبارکه رسول اللّهصلى الله علیه و آله و الکوکب الدُّرى القائم المنتظر الذى یملأ الارضَ عدلاً. [۴۲] امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمودند: نور همان قرآن است. و نور اسمى از اسمهاى خداوند تبارک و تعالى نیز هست. خداوند عزّوجلّ در سوره نور مىفرمایند: خدا نور آسمانها و زمین است، نور او همانند مشکاتى است که درآن چراغى باشد و آن چراغ در میان شیشهاى که تلألؤ آن همچون ستارهاى است درخشان و روشن از درخت مبارک زیتون… آنگاه فرمودند: مشکات رسول خداصلى الله علیه و آله است و مصباح وصى و اوصیاء هستند، منظور از زجاجه حضرت فاطمه زهراعلیها السّلام است، و مراد از کوکب دُرّى حضرت قائم المنتظرعلیه السلام است. کسى که زمین را پر از عدل و داد مىکند. – [قال] امیرالمؤمنین علىبن ابیطالبعلیه السلام : المستضعفون فی الارض، المذکورون فى الکتاب [۴۳] الذین یجعلهم اللّه ائمّه، نحن اهل البیت؛ یبعث اللّه مهدیّهم فیعزّهم و یذلّ عدوّهم. [۴۴] حضرت على علیه السلام مىفرمایند: مستضعفان در زمین که در قرآن یاد شدهاند و خداوند وعده داده است آنها را پیشوایان مردم قرار دهد، ما اهل بیت هستیم و خداوند، مهدى ما اهل بیت علیهم السّلام را [در آخر الزمان] بر مىانگیزاند تا آنها را عزیز و دشمنانشان را خوار و ذلیل کند. ——————————————- پاورقى ها : [۱] خصال، ج ۲ص ۵۴۱ح .۱۵ [۲] در مورد معناى حفظ حدیث نظرات زیادى ابراز شده است که از جمله آنهاست: – به ذهن سپردن. – محافظت و نگهبانى از احادیث تا از بین نروند خواه از طریق به ذهن سپردن یا نوشتن یا نقل کردن براى دیگران با هر وسیله ممکن…؛ به یکى از وجوه شش گانه که علماى حدیث مىگویند یعنى شنیدن از استاد، خواندن بر استاد، شنیدن از دیگرى در حال خواندن آن بر استاد، با اجازه استاد آن را نقل کردن، و… (اربعین شیخ بهایى، ص ۶۵و ۶۶) [۳] کمالالدین، ج ۱ص ۳۰۲ح .۱۱ [۴] نهجالبلاغه فیض الاسلام، حکمت ۱۳۹ص .۱۱۵۸ [۵] معانىالاخبار، ج ۱ص ۱۳۸باب ۲۸ح ۹ط دار الکتب الاسلامیه؛ بحارالانوار، ج ۳۵ص .۴۵ [۶] ملاحم ابن طاووس، ص ۱۷۵ح ۲۰۳ کنزالعمال، ج ۱۴ص ۵۹۱ح .۳۹۶۷۵ [۷] کمال الدین، ج ۱ص ۳۰۴ اثباهالهداه، ج ۶ص ۳۹۵ [۸] بحارالانوار، ج ۵۱ص ۱۱۰و ۱۱۱ [۹] بحارالانوار، ج ۵۱ص ۱۱۵ [۱۰] فتن ابن حماد، ۲۶۴ح ۱۰۴۳ط دار الکتب العلمیه،؛ ملاحم ابن طاووس، ص ۳۲۰ح ۴۵۹ط مؤسسه صاحب الامرعلیه السلام . [۱۱] ملاحم ابن طاووس، ص ۱۵۵ح ۱۹۳ [۱۲] کمال الدین، ج ۲باب ۵۶ص ۶۴۸ [۱۳] عقدالدرر، ص ۶۴ عرف السیوطى، الحاوى، ج ۲ص ۷۳ [۱۴] بحارالانوار، ج ۵۱ص ۱۳۲ [۱۵] برهان المتقى، ص ۱۰۱ح .۸ [۱۶] منتخب الاثر، ص ۱۵۱ح ۳۰ [۱۷] غیبه نعمانى، ص ۲۱۲ – 214، بحار الانوار، ج ۵۱ص ۱۱۵ [۱۸] کمال الدین، ج ۱ص ۳۰۳ اثباه الهداه، ج ۳ص ۵۷۱ [۱۹] کمال الدین، ج ۱ص ۳۰۳ح ۱۴ [۲۰] کمال الدین، ج ۱ص ۳۰۲ح )) .۹ [۲۱] بحار الانوار، ج ۵۱ص ۱۰۹و ۱۱۰ح ۱ [۲۲] غیبت نعمانى، ص ۱۴۰و ۱۴۱ [۲۳] بحار الانوار، ج ۵۱ص ۱۱۲و ۱۱۳ح ۸ [۲۴] الخصال، ج ۲ص ۷۴۰حدیث اربعمأه، ط انتشارات علمیه اسلامیه. [۲۵] بحار الانوار، ج ۵۲ص ۱۲۲ [۲۶] نهجالبلاغه فیض الاسلام، حکمت ۹۸ص ۱۱۳۲ [۲۷] منتخبالاثر، ص ۴۲۶ح ۴ط مکتبه الصدر. [۲۸] بشارهالاسلام، ص ۸۰ط دار الکتب الاسلامى؛ الزام الناصب، ص ۱۸۵ط مؤسسه مطبوعاتى حق بین، با کمى اختلاف، به نقل از روزگار رهایى. [۲۹] بحارالانوار، ج ۵۲ص ۱۹۲و ۱۹۳ [۳۰] کنزالعمال، ج ۱۱ص ۱۹۲ح ۳۱۱۸۶ [۳۱] کنزالعمال، ج ۱۱ص ۱۹۲ ح ۳۱۱۸۷ [۳۲] بحارالانوار، ج ۵۱ص ۱۱۷ منتخب الاثر، ص ۴۸۴ [۳۳] غیبت نعمانى، ص ۲۷۸ [۳۴] منتخب الاثر، ص ۱۶۳و ۴۴۳ ملاحم ابن طاووس، ص ۱۲۹ح .۱۳۶ [۳۵] بحارالانوار، ج ۵۲ص ۳۳۳ح ۶۳ [۳۶] نوائب الدّهور فى علائم الظهور، ج ۲ص ۱۱۴ط کتابخانه صدوق. [۳۷] کنزالعمال، ج ۱۴ص ۵۹۱ح ۳۹۶۴۶ منتخب الاثر، ص ۴۸۷ [۳۸] نهجالبلاغه فیض الاسلام، خ ۱۳۸ص ۴۲۴و ۴۲۵ [۳۹] بحارالانوار، ج ۵۲ص ۲۲۴و ۲۲۵ [۴۰] بشاره الاسلام ص ۲۳۶ [۴۱] سوره نور، آیه ۳۵ [۴۲] معجم احادیث المهدىعلیه السلام ، ج ۵ص ۲۷۴ح ۱۶۹۹ [۴۳] اشاره به آیه و نرید انّ نمنّ على الذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین؛ و خواستیم بر کسانى که در آن سرزمین مستضعف واقع شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم و ایشان را وارث [زمین] کنیم. سوره قصص، آیه ۵ [۴۴] منتخب الانوار المضیئه، سید بهاء الدین على النیلى النجفى، ص ۳۰

















هیچ نظری وجود ندارد