آراء و عقاید ابن تيميه
ابنتيميه آراء و عقايد مختلفي دارد که با مسلّمات اسلام به جنگ برخاسته است. در زیر به مواردي از آنها اشاره ميکنيم:
- نماز خواندن در كنار قبور مشروع نيست. همچنين رفتن به مشاهد مشرّفه جهت عبادت در كنار آنها، از قبيل: نماز، اعتكاف، استغاثه، ابتهال و قرائت قرآن مشروع نيست، بلكه باطل است.([1])
- تمام احاديث مربوط به زيارت قبر پيامبر| ضعيف بلكه دروغ است.([2])
- اگر كسى به شخصى كه از دنيا رفته بگويد: مرا درياب، كمكم كن، شفاعتم كن، مرا بر دشمنم پيروز گردان و امثال اين درخواستها كه تنها خدا بر آن قدرت دارد؛ از اقسام شرك است. اگر چنين گويد بايد توبه كند وگرنه كشتنش واجب است.([3])
- اعياد، شريعتى از شرايع است كه در آن بايد از دستورها متابعت نمود نه آنكه بدعتگذارى كرد. اين عمل همانند اعمال مسيحيان است كه حوادث مربوط به حضرت عيسى× را عيد میگيرند.([4])
- قسم خوردن به غير خدا مشروع نيست بلكه از آن نهى شده است.([5])
- آنچه در قرآن و سنّت ثابت شده و اجماع پيشينيان بر آن است حق میباشد. حال اگر از اين امر لازم آيد که خداوند به جسميت وصف شود اشكالى ندارد!! زيرا لازمه حق نيز حق است.([6])
3. تناقضات آراء ابنتيميه
افکار و عقایدي که از ابنتيميه نقل شده با یکدیگر تناقض دارند؛ زیرا وي سليقهاي با مباحث کلامي برخورد کرده است؛ اينک به ذکر مواردي از آنها ميپردازيم:
- در موارد بسيارى به صحيح بخارى استناد مىكند؛ اما هنگامى كه به روايتى مخالف افكارش در كتاب برمىخورد، آن روايت را باطل دانسته و مىگويد:
در بخارى اغلاطى وجود دارد.([7])
- در باب فضايل عمر به كتاب ترمذى استناد مىكند؛ ولى هنگامى كه به روايات فضايل على× مىرسد میگويد:
ترمذى احاديثى در فضايل على× ذكر كرده كه بسيارى از آنها ضعيف است.([8])
- به احاديث احمدبن حنبل در كتاب «المسند» زياد احتجاج میكند؛ ولى وقتى مشاهده میكند که شيعه اماميه نيز به برخى احاديث آن احتجاج میكنند؛ میگويد:
گاهى امام احمد و اسحاق و ديگران، احاديثى نقل میكنند كه نزد خودشان ضعيف است.([9])
در جايى ديگر میگويد:
هرچه را احمد در مسند و غير مسند نقل كرده، نزدش حجت نيست.([10])
در نتيجه بايد گفت: آنچه موافق با هواى نفس ابنتيميه است حجت بوده و آنچه مخالف هواى نفس اوست؛ ضعيف يا جعلى است.
- در مواردى كه رأى و نظرش موافق شهرستانى است، به كلامش اعتماد میكند. ولى هرجا مطلبى از او مشاهده میكند كه موافق نظرش نيست يا ماية تقويت شيعه است، میگويد:
شهرستانى خبرويت ندارد.([11])
- از تفسير طبرى، ابنابىحاتم و بغوى به جهت نقل رواياتى كه موافق نظريات اوست تمجيد میكند. اما وقتى شيعه به روايات آنان استدلال میكند، میگويد:
مجرد نقل يكى از اين افراد دليل بر صحت روايت نمیشود، بلكه اين كتب، جمعكنندة چاق و لاغر و جعلى و دروغى است.([12])
[1]) مجموعهًْ الرسائل والمسائل، ج1، ص60.
[2]) ابن تيميه، احمد، التوسل والوسيلهًْ، ص156.
[3]) زيارهًْ القبور، صص 17 و 18.
[4]) اقتضاء الصراط المستقيم، صص 293 و 295.
[5]) مجموعهًْ الرسائل والمسائل، ج1، ص17.
[6]) الفتاوى، ج5، ص192.
[7]) ابن تيميه، احمد، منهاج السنهًْ، ج5، صص 101 و 102 و ج7، ص215.
[8]) همان، ج7، ص178.
[9]) همان، ص53.
[10]) همان ص96.
[11]) ابن تيميه، احمد، منهاج السنهًْ، ج6، صص 300 و 305 و 319 و 326 و 362.
[12]) همان، ج7، ص299.
















هیچ نظری وجود ندارد