. زندگينامه ابنتيميه
تقىالدين احمدبن عبدالحليم معروف به «ابنتيميه»، كسى است كه افكار وهابيان از او سرچشمه گرفته و در حقيقت وى را مؤسس مذهب خود میدانند؛ اگرچه در ظاهر، اين مطلب را اظهار نكرده و خود را سلفى مینامند.
او در سال 661 هـ.ق در شهر حرّان و در خانوادهاى متولد شد كه اعضاى آن بيش از يك قرن پرچمدار مذهب حنبلى بودند.([1]) شش سال بعد به خاطر حملة تاتارها همراه خانوادهاش به دمشق رفت. در آنجا براى پدرش موقعيت تدريس در مسجد جامع دمشق فراهم شد. ابنتيميه ابتدا نزد پدر و سپس ساير اساتيد مشغول تحصيل شد. آخرين استادش شرفالدين احمدبن نعمه مقدسى بود كه به وى اجازة فتوا داد.([2]) بعد از وفات پدر، بر كرسى تدريس در مسجد جامع دمشق نشست و به خاطر كجسليقهگى و انحرافى كه داشت؛ به مخالفت با عقايد رايج مسلمين و مذاهب رايج آن زمان برخاست. فتواها و نظرات اعتقادى و فقهىاش از قبيل تجسيم، حرام بودن زيارت قبور اولياء، استغاثه به ارواح اولياى خدا، شفاعت، توسّل و… براى او مشكلساز شد.
علماى عصرش به مخالفت با افكار و عقايدش برخاستند و از نشر آن ممانعت كردند.
مجلسى با حضور قضات در قصر حاكم دمشق، برگزار شد و پس از محكوميت، او را به زندان معروف «قلعهًْ الجبل» مصر فرستادند.([3]) دو سال بعد آزاد شد، در مصر ماند ولی دست از افكار خود برنداشت.
سال 707 هـ.ق باز هم به جهت نشر افكارش از او شكايت شد، با حكم قاضى دوباره به زندان رفت، ولى بعد از يك سال آزاد شد. سال 709 هـ.ق به اسكندريه تبعيد گرديد، هشت ماه بعد با تغيير اوضاع، به قاهره بازگشت.
ابنتيميه در سال 712هـ.ق راهى شام شد.([4]) در سال 718 هـ.ق در شام، كرسى تدريس و افتاء را بر عهده گرفت و دوباره فتاوا و عقايد نادرست خود را مطرح نمود. خبر به علما، قضات و دستگاه حاكم رسيد و او را پنج ماه در قلعهاى حبس كردند. پس از آزادى تا سال 726 هـ.ق به تدريس ادامه داد، تا اينكه باز هم به خاطر اصرار بر افكار خود و نشر آن، در همان قلعه زندانى و از نوشتن و مطالعه منع شد.([5])
وى در سال 728 هـ.ق در آن قلعه از دنيا رفت، در حالیكه پنج ماه قبل از مرگ، از دوات و كاغذ محروم شده بود.([6])
يكى از شاگردان مهم ابنتيميه كه به ترويج افكار او پرداخت، ابنقيم جوزيه بود. او در سال 691 هـ.ق متولد شد و در سال 712 هـ.ق. با ابنتيميه ارتباط پيدا كرد و فقه را نزد او آموخت. وى كه در تمام مسائل از ابن تیمیه تقلید کورکورانه مینمود، مذهب استادش را يارى و افكار او را در كتابهايش تأييد كرد. به علاوه آن افكار و آرا را در قالب برهان و استدلال درآورد. در عصر ابنتيميه از عقايد باطلش توبه داده شد و با او به زندان رفت، ولى بعد از مرگ استادش از زندان آزاد شد.
عصر ظهور ابنتيميه با جنگهاى صليبى مسيحيان بر ضدّ مسلمانان و هجوم مغولها به سرزمينهاى اسلامى همراه بود. در چنين زمان حسّاسى، ابنتيميه مؤسس انديشههاى وهابيّت، دست به نشر افكار خود زد و شكافى تازه در امت اسلامى ايجاد كرد. با وجود آنكه خداوند متعال در قرآن كريم میفرمايد:
همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و متفرق و پراكنده نگرديد.([7])
و در جاى ديگر نيز میفرمايد:
همانا مؤمنين برادر يكديگرند.([8])
و پيامبر اکرم| هم بين مسلمانان عقد اخوّت بست؛ اما ابنتيميه به اين سفارشها توجهى نكرد و در آن زمان كه مسلمانان نیاز مبرمى به اتحاد و يكپارچگى داشتند، با مريدانى كه او پيدا كرده بود، سبب ايجاد اختلاف بين مسلمانان گشت. اگرچه افكار باطل وى در منطقة شامات ـ كه مهد علم و دانش بود ـ با انتقاد و اعتراض علماى مذاهب مختلف روبه رو و باعث انزواى او گرديد و افكار و عقايدش به ورطة فراموشى سپرده شد؛ ولى در قرن 12 هـ ق. اين افكار در منطقة نجد عربستان كه عارى از تمدن و فاقد فرهنگ بود؛ دوباره منتشر شد و پس از آن توسط قدرت سعودى و با پشتيبانى قدرتهاى استعمارگر گسترش يافت. طرح مجدّد افكار ابنتيميه توسط محمد بن عبدالوهاب در بدترين شرايط تاريخى و زمانى صورت گرفت، زمانی كه امت اسلامى از چهار سو مورد هجوم استعمارگران صليبى يعنى انگليسىها، فرانسوىها، روسهاى تزارى و حتى آمريكايىها قرار داشت و بيش از هر زمان نياز به وحدت كلمه داشتند.
[1]) ذهبي محمد، تذكرهًْ الحفاظ، ج4، ص149؛ صفدي، صلاح الدين خليل، الوافى بالوفيات، ج7، ص11؛ ابن عماد، عبدالحي، شذرات الذهب، ج6، ص80.
[2]) ابنتيميه، حياته و عقايده، ص57.
[3]) ابن کثير، علي، البدايهًْ والنهايهًْ، ج14، ص4.
[4]) همان، ج14، ص52.
[5]) ظاهري حنفي، يوسف، المنهل الصافى والمستوفى بعدالوافى، ص358.
[6]) يافعي، عبدالله، مرآهًْ الجنان، ج4، ص277.
[7]) آل عمران / 103.
[8]) حجرات / 10.
















هیچ نظری وجود ندارد