مقدمهدین به عنوان یک واقعیت، موضوع تحقیقهای گوناگون در هر یک از رشته های مختلف علوم میباشد.تلاشهای علمی متکلمان، فیلسوفان، مورخان درباره دین و قلمرو آن، بیانگر این ادعاست.نوشتار حاضر با رویکرد جامعهشناختی، تلاشی اندک در راستای پاسخ به این سؤال است که «از منظر علی علیه السلام چه عوامل و متغیرهایی موجب آسیبدیدگی دین میشود؟» لازم است مقدمتا، دو مفهوم «دین» و «آسیب» های آن تعریف شوند:دین ابعاد گوناگون و متعددی را شامل میشود که به طور خلاصه عبارتند از:الف.نفس الامری: دین به عنوان یک واقعیت دربرگیرنده بخشی از «علم الهی» است و به همین جهت ازلی و ابدی است و هیچگونه تغییر و تحول و یا تناقضی در مجموعه آن راه ندارد چه رسد به آنکه با آسیب رو به رو گردد. (۱)ب.مستند: از آنجا که خالق یکتا خواهان سعادت و کمال بشر است و «دین نفس الامری» متضمن آن است و بشر از راههای عادی نمیتوانسته بدان دستیابد، خداوند انبیا و اولیا و متون مقدس آسمانی را فرستاد تا پل ارتباطی بین خدا و بندگان بوده و زمینه تعالی و کمال انسان را فراهم کند.برای آن که تفاسیر متعدد و قرائتهای متناقض با دین در آن راه نیابد، معیارهای خاصی را برای تفسیر دین معرفی نموده تا مفسرین و فقیهان براساس آن معیارها، دین را برای مؤمنان معرفی کنند; چه درغیر این صورت، انسانها به فرامین و دستورهای الهی دسترسی نخواهند داشت و در نتیجه، هر کسی به فراخور فهم خویش تفسیری از خدا و معتقدات دینی ارائه خواهد نمود که با حقیقت دین ناسازگار میافتد.ج.عینی: لایه و سطح دیگری که میتوان در نظر گرفت، دین در باور مؤمنان است که التزامهای ذهنی و عملی اعضای جامعه دینی را شامل میشود.چه بسا مواردی موجب گردد که شهروندان التزام خود را نسبتبه دین از دستبدهند; هر چند دین به معنای دوم آن، همچنان دست نخورده باقی بماند.منظور از «آسیب» های دین، عوامل و متغیرهایی است که موجب میشود دین مستند و یا عینی از اصول اولیه خود فاصله گرفته و در تفسیر و در تحقق آن، برخلاف آن حقیقت واحد گام برداشته شود.بنابراین، آسیبشناسی دین کشف عوامل و متغیرهایی است که موجب میشود دین از محتوای موردنظر و یا روشهای مقبول دستیابی به آن فاصله گرفته، دچار انحراف و بیراهه گردد.بدیهی است که «دین نفسالامری» نمیتواند آسیبپذیر باشد; زیرا هیچ تغییر و دگرگونی در آن راه ندارد.اما در سطوح دوم و سوم دین، آسیبدیدگی امکانپذیر است; زیرا ممکن است تفاسیری مخالف با آن حقیقت اولیه ارائه گردد و با برخی زمینههای نظری، سیاسی و اجتماعی، راه را برای انحراف دین مهیا سازد و یا آنکه افراد جامعه به هنجارهای دینی عمل نکنند.ناهمنوایی با دین، گویای عدم حاکمیت آن خواهد بود و این به معنای آسیب دین است; زیرا دین برای تنظیم رفتارهای بشر آمده است.نکته قابل توجه دیگر این است که هر چند مفهوم دین در ادبیات جامعهشناختی مفهومی عام و کلی است و شامل مجموعهای از عقاید و مناسک دربرگیرنده امور «مقدس» و «غیر مقدس» و یا «دنیوی» و «معنوی» میگردد، اما در این مقال و در کلام امیرالمؤمنین علیه السلام منظور، دین اسلام با ویژگیهای خاص خود است.چنانکه میفرماید: «کسی که جز اسلام آیینی برگزیند زیانش مسلم، دستگیره ایمانش گسسته و سقوط او شدید خواهد بود و سرانجام غم و اندوهی طولانی و عذابی مهلک خواهد داشت» . (2)و نیز در خطبه ۱۹۸ بیان میدارند که این اسلام دین منتخب خدا میباشد. (۳)
اهمیت دینداریقوام، استحکام و انسجام اجتماعی در هر جامعهای بسته به نظام فرهنگی و مجموعه عقاید و باورها، ارزشها و هنجارهای آن جامعه است.بدون التزام و پایبندی به آن مجموعه، نه تنها جوهره آن جامعه و تمایزش با دیگر جوامع و اجتماعات مشخص نمیشود، بلکه کنش اعضای جامعه نیز دستخوش نابسامانی و در نهایت، کشمکش و نارضایتی و…میگردد.از منظر اسلام، زندگی و حیات آدمی یک زنجیره طولانی به هم متصل است که بخشی از آن در دنیای مادی قرار دارد و بخش دیگر متعلق به ماوراء ماده است.بنابراین، نظام فرهنگی اسلام عهدهدار بایدها و نبایدهای مطابق با سراسر این حیات است.اگر دین در عرصه اجتماع حضور فعال داشته باشد، روابط فردی و اجتماعی به شکل کاملا هنجاری تجلی میکند در غیر اینصورت، هیچگونه تضمینی برای پاسداری از هنجارهای دینی وجود ندارد در نتیجه، نظام کنش اعضا برهم خورده با اختلال و بحران مواجه میگردد. (۴)
تعریف اسلامهمانطور که گذشت، مقصود از دین در این مقال اسلام است.حال شایسته استبه تعریف اسلام از منظر مولی اشاره کنیم.حضرت در تعریف اسلام می فرمایند: اسلام را چنان تفسیر میکنم که هیچکس پیش از من آنرا چنین تفسیری نکرده باشد، اسلام همان تسلیم است (تسلیم در برابر فرمان خدا) و تسلیم همان یقین است (چرا که تسلیم بدون ایمان و یقین ممکن نیست) و یقین همان تصدیق است (چرا که تا علم و تصدیق حاصل نشود، یقین حاصل نمیشود) و تصدیق همان اقرار است. (چرا که تصدیق در درون کافی نیستباید آن را افشا کرد) و اقرار همان احساس مسؤولیت است (چرا که بدون آن لفظی استبیمعنا) و احساس مسؤولیت همان عمل است (چرا که نتیجه احساس مسؤولیت عمل میباشد) . (۵)
تعریف آسیبآسیب و انحراف و یا کجروی مفاهیمی مشابه و معادل هستند.مفهوم مشترکی که در این دو واژه میتوان یافت عبارت است از: عدم التزام به آنچه که باید باشد. بنابراین، عدم التزام عملی به هنجارهای مورد قبول جامعه، آسیب شناخته میشود. همین بیان خود در برگیرنده دو قلمرو است.هنجارهای مورد قبول جامعه خود شکل مطلوب و «باید» به خود میگیرد.بنابراین، آسیبشناسی به معنای آن است که در عمل «بایدها» چه میزان رعایت نگردیده است.
تعریف آسیب شناسی دیندر هر حوزه و قلمرویی اگر بتوان وجهی «آرمانی» و «بایدی» به تصویر کشید، عدم دستیابی بدان و یا چالش بین «هست» و «باید» به نوعی آسیب شمرده میشود.بر اساس همین الگو، دین به عنوان یک واقعیت عینی و مجموعهای از ایدههای نظری و عملی است که میبایست تمام عرصه حیات جمعی را پوشش دهد.اگر دین به هدف خود نرسد و نقش و کارکرد خود را به خوبی ایفا نکند، دچار آسیب شده است.
زمینه های پیدایش آسیب زایی
الف – فتنهاگر به هر دلیلی «دین» حاکمیتخود را از دست دهد، با آسیب روبهرو میگردد.حال سؤال این است که چگونه میشود «دین» حاکمیتخود را در جامعه از دستبدهد.حالات مختلف جوامع، تحت تاثیر عوامل و متغیرهای مختلف اجتماعی است.از جمله این عوامل، دگرگونیهای اجتماعی است که ممکن است عرصههای مختلفی را شامل شود.گاه قلمرو فرهنگ و باورهای جامعه را در برمیگیرد و گاه سایر عرصهها را.گاه رنگ و بوی اصلاحی و بازسازی دارد و گاه در جهت تخریب عمل میکند.از جمله عوامل مخرب، فتنهها در جامعه است.منظور از «فتنه» همان دگرگونیهای اجتماعی است که با سوگیریهای خاص خود همراه است. (۶)اصولا در فتنهها و دگرگونیهای اجتماعی، نوعی اختلال و عدم ثبات سیاسی وجود دارد (۷) و جامعه فتنهزده با آشوب و اضطراب و تشویش همراه میشود.فتنهها اعتراضی استبه نظم موجود و طرحی دربراندازی و تغییر، که جامعه را با هرج و مرج و بحران روبهرو میکند.در اینگونه بحرانها همه ساختهای اجتماعی متاثر از شرایط محیطی و پیرامون با عدم نظم و ثبات مواجه شده و شرایط بیهنجاری، ( Anomy) بر جامعه حاکم میگردد.به همین دلیل است که امیرالمؤمنین علیه السلام در عرصههای مختلف و دورههای گوناگون هشدار میدهند و کارکردهای منفی فتنهها را متذکر میگردند:«او [پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله] را زمانی فرستاد که مردم در درون فتنهها قرار داشتند، رشتههای مذهب گسسته و ارکان ایمان و یقین متزلزل شده، راههای اساسی برای شناختحق مختلف، و امور مردم پراکنده و متشتت، راه فرار از فتنهها باریک و پناهگاه ناپیدا، هدایت فراموش شده و گمراهی و نابینایی همه را فراگرفته بود، خدای رحمان معصیت میشد، و شیطان یاری میگردید، ایمان بدون یاور مانده، ارکان آن فرو ریخته و نشانههایش دگرگون شده بود» . (8)در این خطبه شرایط اجتماعی – فرهنگی جامعه عربستان به هنگام بعثت پیامبراکرم صلی الله علیه وآله تبیین شده است.گسستگی در حلقهها و بخشهای مختلف دین و هرج و مرج در باورها و ایدهها به گونهای است که دین ثبات و کارکرد خود را از دست داده و نتوانسته بود انسجام و وحدت لازم را برای جامعه ایجاد و تداوم بخشد.گاه بحرانها و هرج و مرجهای اجتماعی بر اثر برخی فعالیتهای نهادها و یا سازمانهای اجتماعی روی میدهد و گاه برخی کنشهای هدفمند در جامعه از ناحیه برخی کنشگران، اینگونه بحرانها را در جامعه ایجاد مینماید و جریان انحرافی شکل میگیرد.بنابراین، ممکن استخاستگاه بحرانها عملکرد برخی اشخاص باشد که در قالب جریانهای سیاسی – اجتماعی و با وجود تشکلهای رسمی به وجود آید و یا اینکه در قالب نظریهپردازی و بهطور غیر رسمی در جنبههای تئوریک و علمی.«دو نفر در پیشگاه خداوند مبغوضترین مردمند: ۱- کسی که خداوند او را به خود واگذار کرده است و از راه راست منحرف گشته و به سخنان ساختگی و دور از حق و حقیقت و بدعتهای خویش دلبسته و به سرعت در راه گمراه ساختن مردم گام برمی دارد و برای افرادی که فریبش را بخورند فتنه است، وی از مسیر هدایت پیشینیان گمراه گشته..» . (9)در چنین شرایطی است که جابهجایی در ابزارها و وسایل موردنیاز فهم و تفسیر دین و هنجارهای دینی رخ مینمایاند و به جای مراجعه به منابع مقدس و ناب، ابزارهای غیراصلی و نابجا بهکار گرفته میشود.انتخاب و ورود به موضوعهای موردنظر انتخابی و گزینشی، وسایل و ادوات و منابع تحقیق جهتدار و سوگیری شده با روشهای غیر متعارف، نتایجی به بار میآورد که دیگر «دین» نیست، بلکه مجموعهای از معارف و شناختهای بشری است; زیرا آن یافتهها چیزی است که مفسر خود گزینش کرده و در ذهن خود پرورانده و خواهان آن نتایجبوده است و این نقطه شروع «فتنه» است.طبعا در چنین شرایطی، ذهنیتها به جای حقایق و واقعیتها مینشیند و تفاسیر معنا و محتوا و کارکرد خود را از دست میدهد.و چون در این تفسیرها رگههایی از واقعیت نیز مشاهده میشود که با ذهنیتها آمیخته شده، تفکیک آنها از هم کاری بس مشکل خواهد بود و نتایجش انحراف در طراحی هنجارهای دینی و سپس کجروی مؤمنان و متدینان میشود.«همواره آغاز پیدایش فتنهها، پیروی از هوسهای آلوده و احکام و قوانین مجعول و اختراعی است; احکامی که با کتاب خدا مخالفت دارد و جمعی بر اساس آن احکام و هوسها و برخلاف آیین حق بر جمعی دیگر حکومت میکنند.اگر باطل از حق کاملا جدا میگردید، بر آنان که پیجوی حقیقتند پوشیده نمیماند، و چنانچه حق از باطل خالص میشد، زبان معاندان از آن قطع میگردید، ولی قسمتی از حق و قسمتی از باطل را میگیرند و به هم میآمیزند..» . (10)
شرایط اجتماعی پیدایش فتنهآسیبشناسی دین در سیره علوی در هر جامعهای ابزارهایی برای پیشگیری از انحراف پیشبینی شده و در صورت وقوع انحراف، اهرمهایی برای مقابله با انحراف در نظر گرفته میشود و فتنهها جریانهای اجتماعی انحرافی هستند و رشد و فراگیری فتنهها، نیازمند پیدایش شرایط اجتماعی مساعد است تا بتواند فعالانه در جامعه حضور پیدا کند.از سوی دیگر، همه انسانها به طور طبیعی گرایش به آن دارند که تمایلات خود را به منصه ظهور برساند و از لذتها کام بگیرند.نکته اساسی و اصولی در اینجا نهفته است که کامجویی از لذتها و خوشیها هر چند طبیعی است، اما لذتها و خوشیها اموری هستند بیرون از خصوصیات فردی.این خصوصیت و ویژگی جوامع انسانی بهترین وسیله و مساعدترین شرایط برای پیدایش و رشد فتنهها را فراهم میکند; چه آن که وقتی موانعی بر سر راه فعالیت نهادهای مرتبط با این نیاز و ضرورت اجتماعی وجود داشته باشد، علیالاصول این خلا و نیاز توسط اشخاص و دستگاههای دیگر و غیر مرتبط با آن نیاز تامین میشود.و چون بعضا سود و پاداشهایی هم به دنبال خواهد داشت، رفته رفته فراگیر شده و در مقابل باورها و ارزشها و هنجارهای واقعی، ایستاده و آنها را به انزوامیکشانند. (۱۱)از جمله موانع فعالیت نهادها، میتوان ازحضور رهبران سنتی که به نحوی از اقتدار سنتی برخوردارند نام برد.آنها براساس سنتهای پیشین خود که از جایگاه خاصی در نظام اجتماعی برخوردارند بهره جسته و سلسلهای از باورهای حافظ منافع خود را در سطح جامعه پراکنده نموده و یا از سنتهای جاری حمایت و پشتیبانی میکنند تا بدینوسیله از احترام و پایگاه اجتماعی خود برای ادامه آن سنتها بهره ببرند.همین امر به نوبه خود باعث اقتدار بیشتر آنها شده و بدان رونق و استمرار میبخشد.حضرت در همین زمینه میفرمایند: «زنهار، زنهار از پیروی و طاعتبزرگترها و رؤسایتان برحذر باشید; همانها که به واسطه موقعیتخود تکبر میفروشند، همانها که خویشتن را بالاتر از نسب خود میشمارند و کارهای نادرست را به خدا نسبت میدهند و به انکار نعمتهای خدا برخاستند تا با قضایش ستیز کنند و نعمتهایش را نادیده گیرند، آنها پی و بنیان تعصب و ستون و ارکان فتنه و فساد و شمشیرهای تفاخر جاهلیتند» . (12)
کارکردهای منفی فتنهوقوع و پیدایش فتنهها کارکردهای مختلفی دارد که مهمترین آنها، کمرنگ شدن باورها و عقاید است.تغییر و تحول و دگرگونی عمیق در بالاترین سطح نظام فرهنگی موجب کجروی در تنظیم روابط اجتماعی انسانها میگردد. (۱۳)پس از آنکه اصل معتقدات و باورها دچار دگرگونی شدید گردید، وحدت و انسجام درونی جامعه در سطح عقاید و باورها جای خود را به تشتتباورها و ایدهها میدهد و همین تفرقه در سطح ایدهها و آراء در لایههای زیرین اثر کرده و ضمن مشروعیتبخشیدن به کجرویها، موجب نابسامانی اجتماعی میشود.ارزشها و ضد ارزشها به هم میآمیزد و هنجارها رنگ میبازد، نهادها و سازمانها تضعیف میگردد و در نتیجه کارکردهای مثبتخود را از دست میدهند.حضرت از جمله پیامدهای فتنه را چنین بیان میکنند: «سپس فتنهای اضطراب آور و شکننده و نابود کننده، آغاز خواهد شد، قلبهائی پس از استواری میلغزند و مردانی پس از درستی و سلامت گمراه میگردند.افکار به هنگام هجوم این فتنه پراکنده و عقاید پس از آشکار شدنش مشتبه میشوند.آن کسی که به مقابلهاش برخیزد، فتنه پشتش را میشکند و کسی که در فرو نشاندن آن تلاش کند، فتنه وی را درهم میکوبد..» . (14)با توجه به همین کارکردهای منفی عمیق است که علی علیه السلام تلاش میکند تا یکی از مهمترین فتنهها و رخدادهای اجتماعی و سیاسی عصر خویش را تحلیل و تبیین کند تا از انحراف افراد جامعه خویش و آیندگان جلوگیری شود.چه آنکه عمق بخشیدن به معتقدات و باورهای اجتماعی توسط نهادهای مختلف اجتماعی صورت میگیرد که همگی به طور مستقیم و غیرمستقیم در آن دخالت دارند.عمدهترین نهادهای درگیر در این امر، نهاد حکومت و سیاست ونهاد دین است.معتقدات و باورهای حاکم برنهاد حکومت و نهاد دین به تمامی نهادها، سازمانها، گروهها و…رسوخ میکند و جامعه همان رنگ و بو را به خود میگیرد; چنانکه رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله به وضوع این نکته اساسی را بیان فرمودهاند: (۱۵) از همین منظر و به همین دلیل است که حاکمیتبنیامیه فتنه معرفی میگردد; (۱۶) چه آنکه حاکمیتبنیامیه فقط بخشی از نهاد حکومت نیست، بلکه تمام نهاد حکومت و نهاد دین معرفی میشود.آنان سیاستگزاران و مجریان حکومت و در عین حال عالمان و مفسران دین شناخته میشدند که علاوه بر زعامت و رهبری سیاسی، رهبری دینی جامعه را بر عهده داشتند و درستبه همین دلیل، بر تمام بخشهای جامعه تسلط و حاکمیتخود را برقرار ساخته بودند.عوامل و کارگزاران جامعهپذیری پیشبینی شده در نهاد دین همچون مساجد و منابر و خطبههای نمازجمعه و کلیه اجتماعات رسمی مسلمین در اختیار بنیامیه است.از این رو، هم «امراء» و هم «علماء یا فقهاء» (17) یکجا جمعاند.پشتوانههای اقتصادی رسمی و غیر رسمی موجود در نهاد اقتصاد در اختیار دستگاه بنیامیه بود و کلیه امکانات موجود در راستای تحکیم حاکمیتبنیامیه، که همانا تضعیف آموزههای دینی و سنت معصومین علیهم السلام و دین راستین بود، به کار گرفته میشد. بنابراین، کلیه شرایط و زمینههای لازم برای انحراف وجود داشت.به همین دلیل نیز علی علیه السلام ازخطر فتنه بنیامیه خبر میدهد و تلاش میکند روشنگریهای لازم را بنماید.مهمترین انحراف در حکومتبنیامیه پیدایش این رخداد است که نهاد «دین» ابزار و وسیله حاکمیتبخشیدن به حکومتشده و در واقع نهاد دین جایگاه اصلی خود را از دست داده است.به جای آنکه دین «بایدها» و «نبایدها» را برای حکومت و سیاست و زمامداران حکومتی معین و طراحی کند، حاکمان بنیامیه با دستکاری در آموزههای دینی و بیان تفسیرهای متعارض با دین آن را ابزار دستخویش قرار دادند.بنابراین، هر گاه حاکمیتبه دنبال تطبیق خود با دین باشد در مسیر دینداری حرکت میکند و آنگاه که دین ابزار قدرت مداران شد، موجب آسیبزدگی میگردد.
ب.شبههیکی دیگر از جلوههای آسیبهای «دین» پیدایش و طرح شبههاست. «که به معنای ایراد، اشکال، ایجاد تردید، به اشتباه انداختن و مسلم نبودن است» . (18)و البته تفاوت چشمگیری میان طرح سؤال با ایجاد شبهه وجود دارد.سؤال با هدف یافتن مجهول و یافتن پاسخ مطرح میشود.اما شبهه با هدف ایجاد نقص و یا کاستی و از روی استهزا و تمسخر صورت میگیرد.از آنجا که کمال و سعادت واقعی جامعه بشری در گرو رسیدن به «باید» و «نباید» هایی حقیقی است، ارزشها از این زاویه نگریسته میشود.بنابراین، هر آنچه که ظاهری شبیه به «حق» دارد اما حقیقتا و واقعا حق نیست، از مصادیق شبهه شناخته میشود و نامگذاری آن هم به نام شبهه درستبه همین دلیل است. «شبهه بدین سبب شبهه نامیده شده; زیرا که شبیه حق است» . (19)از همین بیان علی علیه السلام کارکرد منفی و تاثیر شبههها کاملا مشهود است; زیرا «حق» که ارزشهای پایدار و اصولی در نظام فرهنگی است و خاستگاه خاص خود را دارد و هنجارها میبایست در ارتباط با آنها باشد، با ورود شبههها، دچار اختلاط میگردد و نظم درونی آنها از بین میرود.بنابراین، وجود شبهات و پیدایش آنها باعث کمرنگ شدن معتقدات دینی میشود و با اینکار زمینه لازم برای جامعهپذیری اعضای جامعه در یک جامعه دینی از بین میرود; زیرا ارزشها و هنجارهای حاکم در چنین جامعهای دینی نیست و خود موجب فاصله گرفتن اعضای جامعه از دین میشود، هرچند آنها آن را نخواسته باشند.کارگزاران و عوامل این آسیب دین چند دستهاند: مهمترین گروه فعال در این پدیده، «منافقان» هستند.یکی از کنشهایی که منافقین بدان مبادرت میورزند، اقدام به شبههافکنی است.«آنها سخن میگویند و با سخن خود شبهه در دلها میافکنند» . (20)زمینه پیدایش شبههها و تاثیر آنها، پیدایش شک و تردید است که یا ناشی از عدم کارآیی ابزارهای شناخت و یا اشتباه در روشها و الگوهاست (۲۱) و یا بر اثر فتنهگریها. (۲۲)در فتنهها، هدف گمراه کردن (۲۳) اعضای جامعه و سپس بهرهبرداری از آن است.برای آنکه موارد مشتبه کاملا شبیه به «حق» شو، د از همان مفاهیم و ادبیات استفاده میگردد تا زمینههای انحراف از دین به طور کامل مهیا شود و مانعی در سر راه ایجاد نگردد.پیامبراکرم صلی الله علیه وآله در همین زمینه میفرمایند: «یا علی این مردم پس از من فریفته ثروتشان میگردند…حرام را با شبهات دروغین و هوسهای غفلتزا حلال میشمرند، شراب را به نام نبیذ و رشوه را به نام هدیه و ربا را به اسم تجارت حلال میدانند..» . (24)
ج.بدعتهر جامعهای به نحوی با نوآوری و اصلاح امور خود روبرو و دستبه گریبان است. نوآوریها، از ضروریات نظام اجتماعی است، اما سامان یافتگی نوآوریها هم از ضروریات نظامهای اجتماعی است; چرا که در غیر اینصورت، بقا و انسجام جامعه دستخوش تحول و دگرگونی میشود.دین به عنوان بخشی از نظام اجتماعی میبایست در گیر و دار تغییرات اجتماعی و پیدایش نیازهای جدید و بروز نوآوریهای متعدد در سایر زمینهها موضعی فعال داشته باشد.اگر این ضرورت در درون دین پیشبینی شده باشد، قوام و جاودانگیاش تضمین خواهد شد، در غیر اینصورت عوامل بیرونی، این خصیصه را بر آن تحمیل میکند که در بلند مدت موجب اضمحلال و نابودی دین میگردد.اسلام به عنوان یک دین، دارای برنامه زندگی است و در درون خود تغییرات و دگرگونیها را پیشبینی کرده و به همین جهت اهرمهایی را برای پویایی خود در نظر گرفته است.اگر این تغییر و تحولات بیرون از خود دین بر او تحمیل گردد، بدعتشناخته میشود. «بدعت» اصطلاحی فقهی است و به هر چیزی که با سنت نبیاکرم صلی الله علیه وآله مخالف باشد، اطلاق میشود و معمولا به نظریهها و عادتهای جدیدی که از دیدگاههای شخصی نشات گرفته و در جامعه اسلامی رواج یافته و نیز به نوآوریها و عقاید مخالف با اصول دین و سیره پیامبر اسلام گفته میشود. (۲۵)واژه بدعتبه معنای نسبت دادن عقاید و دیدگاههای جدید به دین است که با مبانی کتاب و سنت معصومین علیهم السلام سازگاری ندارد. (۲۶)عبارت فوق به خوبی بیانگر این نکته است که هر آنچه بیرون ازکتابآسمانیقرآن ویاسنت معصومین علیهم السلام باشد، و به عنوان نظر دینی ارائه شود، نظر شخصی و تفسیر به رای است و نمیتوان و نباید به عنوان دین مطرح و معرفی شود که در اینصورت بدعتشناخته میشود، حال با هر انگیزهای که باشد.امیرالمؤمنین علیه السلام در جای جای کلام خود متذکر پیدایش بدعتها و آثار شوم آن شده و از آن به کژی یاد میکنند.اولین گام در پیدایش بدعتها، نادیده گرفتن روشها و منابع تفسیری دین است که ممکن است در برخی شرایط به دلیل عدم آگاهی و یا عدم رضایتبه منابع و یا روشهای دینی به روشها و منابع خاص دیگری روی آورد.در چنین وضعیتی برخی باورها نسبتبه بعضی امور پدیدار میشود و دگرگونی در سطح ارزشها به وجود میآید و باعث میشود در سایر بخشها و لایههای اجتماعی دگرگونیهایی به وجود آید.همواره آغاز پیدایش فتنهها، پیروی از هوسهای آلوده و احکام و قوانین مجعول و اختراعی است; احکامی که با کتاب خدا مخالفت دارد. (۲۷)وقتی ارزشهای غیر الهی و نیازهای فردی و منزلتهای بهجای مانده از دوران پیشین حاکمیت پیدا کرد، دیگر نمیتوان از منابع دین برای دستیابی به آن ارزشها بهره برد.بنابراین، میبایست در منابع طراحی ارزشهای دینی و یا در روشهای فهم و تفسیر آنها و یا در هر دو – منبع و روش – تجدید نظر کرد که اثر و نتیجه آن جدایی از دین است.«دو نفر در پیشگاه خداوند مبغوضترین مردمند: کسی که خداوند او را به خود واگذار کرده است و از راه راست منحرف گشته، به سخنان ساختگی و دور از حقیقت و بدعتهای خویش سخت دل بسته است.» . (28)و این به منزله آن است که در روشها، از روش متعارف و شناخته شده تفسیر دین استفاده نکرده و به جای آن به نظریات و تفاسیر شخصی اکتفا شده و از این زاویه، با منابع مقدس ارتباط برقرار میکنند و یا آنکه اصولا بدون ورود به منابع و استفاده از آنها اقدام به تفسیر و تبیین دین میکنند.اینها کسانی هستند که «به خدا و رسولش دروغ میبندند» . (29)در اینجا نکتهای بسیار جالب و ظریف وجود دارد و آن این است که رابطهای بین فتنهها، شبههها، بدعتها و سنت وجود دارد.آنگاه که احکام و حقوق فردی و اجتماعی، ابداعی و ابتکاری باشد، فتنهها نمایان (۳۰) میشود.خاستگاه پیدایش بدعتها خود زمینهساز و بستر مناسب پیدایش شبههها (۳۱) نیز میباشد.بنابراین، روی آوردن به تنظیم هنجارهای اجتماعی و قوانین و قواعد حقوقی بدون در نظرگرفتن منابع مقدس دینی، نابسامانیها و مسائل و آسیبهای مختلف اجتماعی را نیز به دنبال خواهد داشت; زیرا در یک جامعه دینی، عدم توجه به معتقدات و ارزشها و هنجارهای دینی و به جای آن حاکمیت ارزشهای ملی و هنجارهای اجتماعی (۳۲) ، تعارض عین و ذهن را به وجود میآورد; یعنی معتقدات و باورهای دینی و به تبع آن ارزشها در مسیر حاکمیت و تحقق ارزشهای دینی است، اما عینیت جامعه و قواعد و الگوهای عمل اجتماعی سمت و سویی دیگر به خود میگیرد.به دیگر سخن، به صورت نظری و اعتقادی جهت دینداری به خود میگیرد، در حالیکه بایدها و نبایدهای دینی، نمود عینی و عملی به خود نمیگیرد.از این رو، تعارض عین و ذهن پیش میآید که خود آسیب جدی اجتماعی است و چه بسا نابسامانیهایی را نیز به دنبال داشته باشد.
پی نوشتها:
۱- دین یک حقیقت «نفسالامری» است و بخشی از «علم الهی» را شامل میشود و هیچگونه تغییر و دگرگونیای در آن راه ندارد.بحث از دین نفسالامری و سخن پیرامون آن به علوم فلسفه و کلام مربوط میشود و با توجه به تقسیمبندی علوم و تعیین موضوع آنها، در این نوشتار مفاد آن علوم به عنوان مفروضات اولیه و بنیادین و اصول موضوعه در نظر گرفته شده است.به علاوه آنکه «دین نفسالامری» حقیقت مطلق است که میبایست در عمل به بایدها و نبایدهای آن جامه عمل پوشاند.در غیر اینصورت انحراف و کجروی محسوب میگردد.۲- امامی و آشتیانی، ترجمه و شرح نهجالبلاغه، انتشارات مدرسه امام علی بن ابیطالب، ۱۳۷۵، چاپ دهم، ج دوم، ص ۱۹۵٫۳- همان، ص ۳۱۳۴- ر.ک.به: غررالحکم، ص ۸۴- ۸۶٫۵- امامی و آشتیانی، پیشین، ج سوم، تفسیر کلمات قصار، ۱۲۵، ص ۴۹۱۶- نهجالبلاغه، خطبه ۱۷۷- حسن المصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۸، ص ۲۳- ۲۶۸- امامی و آشتیانی، پیشین، ج ۱، ص ۷۱۹- همان، ج اول، ص ۹۷۱۰- ۱۱- همان، ج اول، ص ۱۵۵۱۲- ناصر مکارم شیرازی، ترجمه گویا و شرح فشردهای بر نهجالبلاغه، ج ۲، ص ۳۱۵۱۳- نهجالبلاغه، خطبه ۲، ص ۴۶۱۴- امامی و آشتیانی، پیشین، ج ۲، ص ۱۵۵۱۵- محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲، باب ۱۱، روایت ۱۰۱۶- نهجالبلاغه، خطبه ۹۳، ص ۱۳۷۱۷- هر چند کارگزاران دستگاه بنیامیه دین به دنیا فروشان باشند، اما به ظاهر آنچنان اند که میتوانند در مقابل توده مردم، از اصطلاحات خاص برای تحکیم مواضع حکومتبهرهبرداری کنند.۱۸- سیدجعفر سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، جلد سوم، چاپ اول ۱۳۶۲، ص ۶۷٫۱۹- نهجالبلاغه، کلام ۳۸- ص ۸۱۲۰- خورشید بیغروب، ترجمه آقای معادیخواه، ص ۴۰۳۲۱- ر.ک.به: نهجالبلاغه، وصیتبه امام حسن مجتبی علیه السلام و نیز کلام ۳۸، ص ۸۱۲۲- ر.ک.به: نهجالبلاغه، کلام ۱۷، ص ۵۹۲۳- ر.ک.به: نهجالبلاغه، خطبه ۱۶۹، ص ۲۴۳- ۲۴۴۲۴- امامی و آشتیانی، پیشین، ج ۲، ص ۱۷۵۲۵- دائرهالمعارف الاسلامیه، دارالفکر، مصر، جسوم، ص ۴۵۶۲۶- فخرالدین الطریحی، مجمع البحرین، انتشارات مرتضوی، ۱۳۶۲، جلد چهارم، ص ۲۹۸۲۷- ناصر مکارم شیرازی، پیشین، ج اول، ص ۱۴۵۲۸- امامی و آشتیانی، پیشین، جلد ۱، ص ۹۷۲۹- نهجالبلاغه، خطبه ۱۴۷- ص ۲۰۴ و ۲۰۵۳۰- نهجالبلاغه، کلام ۵۰- ص ۸۸۳۱- همان و خطبه ۱۵۴ و ۱۶۹۳۲- ذکر این نکته ضروری است که در صورت عدم تعارض هنجارهای اجتماعی با هنجارهای دینی، مشکل فوق پیش نمیآید; زیرا اصولا تعارضی بین آن دو دسته هنجارها وجود ندارد.
ادامه دارد ….

















هیچ نظری وجود ندارد