8 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

آشنایی با روش تفسیر قرآن به قرآن

0
SHARES
11
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 
پیشینه و روند گسترش تفسیر قرآن به قرآنتفسیر قرآن به قرآن، هم زمان با نزول آیات، آغاز شده و در همه دورانهای تاریخی از صدر اسلام تاکنون ادامه یافته است و مفسران بدان اهتمام داشته اند. به نظر می رسد معصومان علیهم السلام نیز در تفسیر برخی از آیات به دیگر آیات استناد کرده اند که نمونه های فراوانی از آن در تفسیر نورالثقلین موجود است؛ در تفسیر صحابه خاص پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام نیز مانند ابن عباس و در تفسیر تابعین مانند سعید بن جبیر، قتاده، مجاهد و … نمونه هایی از تفسیر قرآن به قرآن وجود دارد و آنچنان که در روش تفسیر روایی در بخش صحابه و در روش تفسیر عقلی در بخش تابعین می آید، قرآن از منابع مهم مفسران صحابه و تابعین بوده است.در دوره های پس از معصومین و تابعین یعنی از قرن سوم تا ششم هجری، مراجعه به روش تفسیری قرآن به قرآن رونق فراوان داشته است و مفسرانی بنام، همچون شریف رضی، مرتضی، شیخ طوسی، شیخ طبرسی، زمخشری و… بر تفسیر قرآن به قرآن توجه داشته اند و صدها آیه در فهم و بیان دیگر آیات آورده اند (۱) . البته مفسران پس از قرن هفتم تا دوران معاصر بیشتر بر تفسیر روایی تأکید داشته و کمتر بر روش تفسیری قرآن به قرآن توجه نموده اند ولی در دوره معاصر، مفسران بزرگی چون حضرت علامه طباطبایی، در تفسیرالمیزان، استفاده از آیات را در فهم یکدیگر، گسترش داده و به ذکر نمونه های بیشتر و بدیعی از آن پرداخته است.
اهمیت روش تفسیر قرآن به قرآنروش تفسیر قرآن به قرآن، برگرفته از سنت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، حضرت علی علیه السلام و دیگر معصومین علیهم السلام در تفسیر آیات است، قرآن نیز بر آن تأکید دارد، چنان که خداوند می فرماید: « وَ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَاناً لِکُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَهً وَ بُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ‌ » ( نحل/۸۹ ) ؛ « و این کتاب را که روشنگر هر چیزی است و برای مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگری است، بر تو نازل کردیم! »قرآن که بیانگر همه چیز است، قطعاً بیانگر خود نیز هست، لذا روشن است که بیانگر بودن قرآن با توجه به هدف نزول آن، به معنی رشد، هدایت و تکامل انسان است و قرآن برای هدایت انسان، هرچه را لازم بوده، بیان کرده است.حضرت علی علیه السلام نیز بر این امر تأکید دارد و می فرماید: « کتاب الله … ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه علی بعض؛ کتاب خداست، برخی از آن برخی دیگر را تفسیر می کند و برخی از آن، به برخی دیگر شهادت می دهد. » (2)تفسیر قرآن به قرآن، شیوه ای است که عالمان بزرگی چون علامه طباطبایی بر آن تأکید فراوان دارند. این روش از متقن ترین شیوه های تفسیری است؛ به عنوان مثال وقتی خداوند درباره نزول قرآن می فرماید: « إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهٍ مُبَارَکَهٍ » ( دخان/۳ ) ؛ « ما قرآن را در شبی مبارک فرو فرستادیم. »تفسیر لیله مبارکه، در سوره قدر چنین آمده است: « إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ » ( قدر/۱ ) ؛ « ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم ». در سوره بقره هم می فرماید: « شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ » ( بقره/ ۱۸۵ ) ؛ « ماه رمضان، زمانی است که در آن قرآن نازل شد. »براساس تفسیر قرآن به قرآن، تمامی آیات مذکور، در ارتباط با هم و مبیّن یکدیگرند، زیرا قرآن در مجموعه واحد، از طرف خداوند واحد و برای هدف واحد آماده شده است. از این رو، تفسیر آیه به آیه، در حدّ امکان، ضروری ترین اقدام خواهد بود.روش تفسیر قرآن به قرآن چنان که از توجه معصومان برمی آید، اهمیت فراوان دارد و در ردیف نخستین روشهای تفسیری است آنچنان که علامه طباطبایی در مقدمه تفسیرش، اهمیت روش تفسیر قرآن به قرآن را یادآور می شود و می گوید: هذا هو الذی دعی الناس ان لا یقتصروا علی الفهم العادی و المصداق المأنوس به الذهن فی فهم معانی الآیات کما کان غرض الاجتناب عن الخطاء و الحصول علی النتائج المجهوله هو الذی دعی الانسان الی ان یتمسک بذیل البحث العلمی و اجاز ذلک للبحث ان یداخل فی فهم حقائق القرآن و تشخیص مقاصده العالیه و ذلک علی احد وجهین، احدهما: ان نبحث بحثا لمیا او فلسفیا او غیرذلک عن مسئله من المسائل التی تتعرض له الآیه حتی نقف علی الحق فی المسئله ثم ناتی بالایه و نحملها علیه و هذه طریقه یرتضیها البحث النظری، غیر ان القرآن لا یرتضیها کما عرفت و ثانیهما: ان نفسّر القرآن بالقرآن و نستوضح معنی الآیه من نظیرتها بالتدبر المندوب الیه فی نفس القرآن، و نشخص المصادیق و نتعرفها بالخواص التی تعطیها الایات، کما قال الله: « و انرَلنا علیکَ‌ الکِتابَ تبیانا لِکُلّ شیء؛ و حاشا ان یکون القران تبیانا لکل شی و لا یکون تبیانا لنفسه. » (3)حضرت آیه الله معرفت نیز از مفسران معاصر، تفسیر قرآن به قرآن را متقن ترین نوع تفسیر می داند و در این خصوص می گوید: « لا شک ان اتقن مصدر لتبیین القرآن هو القرآن نفسه لانه ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه علی بعض » (4) .ایشان ضمن تأکید بر اصل روش تفسیر قرآن به قرآن، دو شکل آن را به شرح ذیل دارای اهمیت بیشتری می داند: نخست تفسیر برخی آیات با کمک دیگر آیات که در مقام بیان آن است و بین آنها تناسب معنوی یا لفظی وجود دارد؛ مانند آیات سوره دخان. قدر و بقره در خصوص نزول قرآن (۵) و آیات سوره رعد و مائده درخصوص مفهوم ارض (۶) . دوم اینکه تفسیر برخی آیات با یکدیگر که بین آنها ارتباط لفظی و معنوی نیست، ولی می توان در رفع ابهام برخی، از برخی دیگر کمک گرفت مانند آیه شریفه: « وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَهُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُمَا » ( مائده/۳۸ ) که در آن از نظر موضع قطع دست، ابهام وجود دارد که با کمک آیه : « وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلاَ تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً » ( جن/۱۸ ) ابهام آن رفع شده و می توان براساس آن، انگشتان را قطع نمود. (۷)
مستندات و ادله قائلان روش تفسیر قرآن به قرآنبرخی از محققان برای تفسیر قرآن به قرآن، مستندات و دلایلی بیان نموده اند (۸) که به اختصار عناوین آن چنین است:
الف ) ‌مضامین برخی از آیات:۱٫ « َنزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَاناً لِکُلِّ شَیْ‌ءٍ » ( نحل/ ۸۹ )۲٫« أَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً » ( نساء/۱۷۴ )۳٫« هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ » ( آل عمران/۷ )۴٫« أَ فَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلاَفاً کَثِیراً » ( نساء/۸۲ )۵٫« قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتَابٌ مُبِینٌ » ( مائده/۱۵ ) .مفاد آیات یاد شده، بیانگر ضرورت مراجعه به دیگر آیات برای فهم آیات مورد مراجعه است و از آنجا که قرآن تبیان هر شیء است، تبیان خودش نیز است. از طرفی در آیات متشابه، به آیات محکم که مرجع و اصل هستند باید مراجعه نمود و آنکه کتابی که نور هست با مراجعه به کل آن، نور بودنش معلوم خواهد گردید.
ب ) سنت قولی (۹) و عملی معصومین علیهم السلام:صدها نمونه از سنت در تفسیر «‌نورالثقلین » و « البرهان فی تفسیر القرآن » آمده است و هریک از معصومین به ویژه امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام در تفسیر برخی از آیات به دیگر آیات استناد نموده اند. (۱۰) و در روایتی از امامان معصوم آمده است که لازم است در متشابهات به محکمات مراجعه شود. (۱۱)
ج ) روش عقلایی:ارتباط معنایی معقول آیات با یکدیگر، خصوصاً در مجموعه آیات یک سوره نشان هماهنگی بین آنهاست (۱۲) و ضرورت تفسیر موضوعی آیات را بیان می دارد. (۱۳) متن قرآن که یک متن حکیمانه، الهی و کلامی واحد و مرتبط با هم است در فهم کامل هر قسمتی از آیات آن نیازمند مراجعه به آیات سوره های دیگر به ویژه آیات مرتبط پس از نزول و قبل از نزول آن هستیم.بزرگانی چون مجلسی در بحارالانوار، پیشگام این روش بوده اند (۱۴) ؛ مجلسی به هنگامی که درباره واژه های قلب و سمع و بصر سخن می گوید، آیات فراوانی را در خصوص آنها جمع آوری می نماید (۱۵) نمونه هایی از آیات الاحکام نیز که توسط فقها در زمینه آیات فقهی گردآوری شده، از این گونه اند.
دلایل ناقدان تفسیر قرآن به قرآن و بررسی نظر آنانگروهی از مفسران (۱۶) ، روش تفسیر قرآن به قرآن را کامل ندانسته و بر روشهای دیگر تفسیر به ویژه روایات تأکید داشته اند، که به نظر می رسد این دیدگاه، برخاسته از مبانی اخباری بوده و نادرست باشد؛ اهم مستندات آنها چنین است:۱٫ توقیفی بودن فهم آیات به دلیل روایت « انما یعرف القرآن من خوطب به » (17) و روایات نهی از تفسیر قرآن به رأی، مانند: « من فسر القرآن برأیه فلیتبوء مقعده من النار » (18) .2. عدم حجیت ظاهر قرآن به دلیل وجود آیات متشابه و مطالب غامض (۱۹) و احتمال تحریف به نقیصه در برخی از آیات قرآن (۲۰) و عدم امکان بهره مندی از آیات در تفسیر دیگر آیات.۳٫ روایات « ضرب القرآن »مانند: عن القاسم بن سلیمان عن الصادق علیه السلام: « ما ضرب رجل القرآن بعضه ببعض الاکفر » (21) که در مقام نفی تفسیر آیات با یکدیگر است.
نقد دلایل ناقدانبا بررسی موارد مذکور، به نظر می رسد هیچ یک از مستندات ناقدان تفسیر قرآن به قرآن، کامل و پذیرفتنی نیست؛ زیرا:۱٫ توقیفی بودن فهم آیات، به دلیل اهمیت تدبّر عموم در قرآن و سنت عملی معصومین در آموزش دیگران بر چگونگی تفسیر آیات با یکدیگر، نادرست است.۲٫ روایت « من خوطب به » هم در صورت صحت سند، در مقام بیان مراحلی از معرفت درونی آیات و مخصوص معصومین علیهم السلام است (۲۲) و در بحث تفسیر عقلی در موضوع مرتبط با تفسیر به رأی خواهد آمد که تفسیر و فهم آیات قرآن توقیفی نیست.۳٫ روایات نهی از تفسیر قرآن هم، آن چنان که در بخش تفسیر عقلی خواهد آمد، نهی از تفسیر نادرست است. (۲۳)۴٫ آیات متشابه هم در قرآن هیچ گاه سبب عدم حجیت دیگر آیات نشده است، بلکه فهم آنها به کمک دیگر آیات محکم و عمل معصومین علیهم السلام به آنها، میسر شده وگرنه حجیت ظاهر قرآن، انکار و سبب تعطیلی قرآن می شد.۵٫ احتمال تحریف هم، تصوری نادرست است که به دلایل خاص خود، نفی شده و محققان بزرگ شیعه آن را منتفی دانسته اند. (۲۴)۶٫ روایات « ‌ضرب القرآن » هم از نظر سند و متن کامل نیستند؛ زیرا در سند آن قاسم بن سلیمان است که در رجال توثیق نشده است (۲۵) و در صورت صحت سند، مربوط است به خلط بین آیات و تأویل برخی از متشابهات به روش غیرصحیح و یا ارجاع آیات به منظور بیان اختلاف و تضاد بین آنها (۲۶) .علامه مجلسی نیز منظور آن روایات را تخطئه و خلط معانی آیات با یکدیگر و یا به هم زدن آن می داند. (۲۷) علامه طباطبایی هم در این خصوص می فرماید: « و الروایات کما تری یعد ضرب القرآن بعضه ببعض مقابلاً لتصدیق بعض القرآن بعضا و هو الخلط بین الآیات من حیث مقامات معانیها و الاخلال بترتیب مقاصدها کاخذ المحکم متشابها و المتشابه محکما و نحو ذلک و… » (28) .
گونه های تفسیر قرآن به قرآنبرای تفسیر قرآن به قرآن گونه ها و مصادیق متعددی ذکر شده است که نشان دهنده چگونگی رابطه بین آیات قرآن است. می توان گفت مهم ترین آنها چنین است: (۲۹)۱٫ارجاع متشابهات به محکمات: مانند، آیه : « یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ » ( فتح/۱۰ ) به آیه « لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‌ءٌ » ( شوری/۱۱ ) و..۲٫تقیید آیات مطلق با آیات مقید: مانند آیه « أَقِیمُوا الصَّلاَهَ » ( بقره/۸۳ ) با آیه: « أَقِمِ الصَّلاَهَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّیْلِ » ( اسراء/۷۸ ) و…۳٫ تخصیص آیات عام با آیات خاص: مانند آیه « فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ » ( نساء/۳ ) با آیه: « وَ لاَ تَنْکِحُوا مَا نَکَحَ آبَاؤُکُمْ مِنَ النِّسَاءِ » ( نساء/۲۲ ) و…۴٫تبیین آیات مجمل با آیات مبیّن و کشف حکمت و علتهای مرتبط با آیات: مانند آیه « أُحِلَّتْ لَکُمْ بَهِیمَهُ الْأَنْعَامِ إِلاَّ مَا یُتْلَى عَلَیْکُمْ » ( مائده/۱ ) با آیه: « حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ » ( مائده/۳ ) و آیه: « خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ … » ( بقره/۷ ) برای پی بردن به اینکه چرا خداوند بر دلهای آنها مهر زده و منظور از مهر زدن بر دلها چیست، از آیه کریمه: « بلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَیْهَا بِکُفْرِهِمْ فَلاَ یُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِیلاً » ( نساء/۱۵۵ )۵٫تعیین مصداق برخی از آیات با کمک دیگر آیات: مانند، آیه « اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ‌ » ( حمد/۷ ) با آیه: « وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ » ( نساء/۶۹ ) و…مصادیق و موارد دیگری نیز از تفسیر قرآن به قرآن برشمرده شده است (۳۰) ، مانند: توجه به آیات متشابه، توجه به سیاق آیات، معنی شناسی آیات به کمک یکدیگر، توجه به آیات مخالف و… که برخی از آنها با موارد یاد شده، نزدیک بوده و می تواند از مصادیق مواد مذکور باشد.علاوه بر گونه های تفسیری قرآن به قرآن،‌ برخی از آیات می توانند در ملاک صحت روایات تفسیری ایفای نقش بنمایند (۳۱) ، زیرا گاهی برای تبیین معنا یا تعیین مصداق یک آیه، روایات مختلف و در برخی موارد متعارض وارد شده است که در این گونه موارد می توان با استفاده از دیگر آیات و به خصوص سیاق به حدیث صحیح رهنمون شد؛ مثال: در آیه شریفه: « وَ الَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ‌ » ( زمر/۳۳ ) ، « آنکه راستی[ دین ] را آورد و آن را تصدیق کرد، آنان پرهیزکاران اند. »در اینکه مراد از « الَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ » کیست، روایات مختلفی وارد شده است.مرحوم طبرسی می آورد که برخی از روایات آیه « الذی جاء بالصّدق »‌ را پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و « صدَّقَ به » را علی بن ابی طالب علیه السلام معرفی می کند (۳۲) و روایتی دیگر مراد از « الذی جاءَ بالصّدق » را جبرئیل و مراد از « صدَّقَ به » را پیامبراکرم صلی الله علیه و آله می داند. (۳۳)علامه طباطبایی در این باره می فرماید: « سیاق آیه شریفه با روایت نقل شده در الدرّ المنثور، سازگار نیست؛ زیرا آیه های قبل و بعد، همه در وصف پیامبر صلی الله علیه و آله و مؤمنان و مخالفان است و در آنها سخنی از جبرئیل نیامده است و معترضه دانستن آیه مورد بحث هم نادرست می باشد. » (34) از این جهت، با توجه به سیاق آیه یاد شده، روایتی که « الذی جاءَ به » را به جبرئیل می داند، پذیرفتنی نیست. (۳۵)
معرفی اهم تفاسیر قرآن به قرآنروش تفسیر « قرآن به قرآن » اغلب در کنار دیگر روشها و با ذکر نمونه هایی برای آن همراه بوده است، ولی در دوره معاصر توجه مفسران را جلب کرده و تفاسیر مستقلی با این روش شکل گرفته است. موارد زیر می تواند نمونه های کاملی از آنها باشد. معرفی اجمالی اغلب تفاسیر زیر در بخش گرایشها خواهد آمد:۱٫ آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، علامه محمدجواد بلاغی. ( گرایش: اجتماعی )۲٫ المیزان فی تفسیر القرآن، علامه محمدحسین طباطبایی. ( گرایش: جامع )۳٫ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، محمدصادقی تهرانی. ( گرایش: کلامی )۴٫ التفسیر القرآنی للقرآن، عبدالکریم خطیب. ( گرایش: اجتماعی )۵٫ تفسیر اضواء البیان فی ایضاح القرآن بالقرآن، محمد امین ابن محمد.۶٫ تسنیم، آیت الله جوادی آملی ( گرایش : جامع ) .
پی‌نوشت‌ها:
۱٫ رجبی، روش تفسیر قرآن، ص ۲۰۹٫۲٫ صبحی صالح، نهج البلاغه، خطبه ۱۳۳٫۳٫ طباطبایی، المیزان، ج۱، ص ۱۱ مقدمه.۴٫ معرفت، التفسیر و المفسرون، ج۱، ص ۲۲٫۵٫ دخان،۱۰؛ قدر،۱؛ بقره، ۱۸۵٫۶٫ رعد، ۴۱؛ مائده، ۳۳٫۷٫ معرفت، التفسیر و المفسرون، ج۲، ص ۲۲-۲۵٫۸٫ رضایی اصفهانی، منطق تفسیر قرآن، ص ۵۳؛ عمید زنجانی، مبانی و روشهای تفسیری، ص ۳۶۲؛ علوی مهر، روشها و گرایشهای تفسیری، ص ۶۹٫۹٫ نهج البلاغه، خ۱۳۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۹، ص ۱۲۷٫۱۰٫ حویزی، نورالثقلین، ج۱، ص ۵۶۸، آیه ۲۰ انعام؛ ج۲، ص ۵۴۸، آیه ۳۶ ابراهیم؛ ج۱، ص ۵۳۷، آیه ۵۵ مائده؛ ج۱، ص ۲۶، آیه ۳؛ ج۱، ص ۳۱۵، آل عمران،۱۰۴ و…۱۱٫ صدوق، عیون الاخبار، ج۱، ص ۲۹٫۱۲٫ طباطبایی، المیزان، ج۱، ص ۱۶، سوره حمد، آیه نخست.۱۳٫ مکارم، پیام قرآن، ج۱، ص ۲۲-۲۳٫۱۴٫ همان، ص ۲۷٫۱۵٫ مجلسی، بحارالانوار، ج۶۷، ص ۲۷٫۱۶٫ رضایی اصفهانی، منطق تفسیر قرآن، ص ۵۹٫۱۷٫ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۴، ص ۲۳۷٫۱۸٫ ترمذی، سنن ترمذی، ج۵، ص ۱۹۹؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۸۹، ص ۱۰۷٫۱۹٫ آخوند خراسانی، کفایه الاصول، ج۲، ص ۵۹؛ صدوق، امالی، ص ۶٫۲۰٫ معرفت، صیانه القرآن، ص ۱۹۷٫۲۱٫ کلینی، الکافی، ج۲، ص ۶۳۲؛ و مجلسی، بحارالانوار، ج۸۹، ص ۳۹٫۲۲٫ آخوند خراسانی، کفایه الاصول، ج۲، ص ۵۹؛ مؤدب، مقاله معصومان و فهم ویژه آنان، مقالات و بررسیها، ش ۷۴٫۲۳٫ طباطبایی، المیزان، ج۳، ص ۷۸٫۲۴٫ خویی، البیان، ص ۲۰۷٫۲۵٫ خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۴، ص ۲۰ قاسم بن سلیمان.۲۶٫ عمید زنجانی، مبانی و روشهای تفسیری، ص ۳۷۶؛ رضایی، منطق تفسیر، ص ۵۹٫۲۷٫ مجلسی، بحارالانوار، ج۸۹، ص ۳۹٫۲۸٫ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص ۸۳٫۲۹٫ رضایی، منطق تفسیر، ص ۷۲؛ علوی مهر، روشها و گرایشهای تفسیری، ص ۸۱٫۳۰٫ همان.۳۱٫ رجبی، روشهای تفسیر قرآن، ص ۲۱۳٫۳۲٫ طبرسی، مجمع البیان، ج۸، ص ۴۰۰٫۳۳٫ « عن السدی فی قوله: « الذی جاء بالصدّق » قال : هو جبرئیل « و صدّق به » قال: النبی صلی الله علیه و آله؛ از سدی درباره آیه « آنکه راستی را آورد » نقل است که گفت: او جبرئیل است و « درباره کسی که آن را تصدیق کرد » گفت: او پیامبر صلی الله علیه و آله است ». سیوطی، الدرالمنثور، ج۵، ص ۶۱۵٫۳۴٫ المیزان، ج۱۷، ص ۲۶۴٫۳۵٫ رجبی، روشهای تفسیر قرآن، ص ۲۱۳٫منبع مقاله :مؤدب، سیدرضا؛ (۱۳۹۲)، روشهای تفسیر قرآن، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها(سمت)، چاپ اول

 

نوشته قبلی

آشنایی با روش تفسیر روایی در شیعه

نوشته‌ی بعدی

حجیّت ظواهر قرآن کریم (۳)

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

حجیّت ظواهر قرآن کریم (۳)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا