آگاهی امام حسین× از نقشهی سوء قصد به ایشان
امام حسین× از طرق و راههای مختلف اطلاع پیدا نمود که افرادی از طرف یزید مأمورند که او را ترور نموده و به قتل برسانند که به دو مورد اشاره میکنیم:
الف) امام حسین× در قبال پیشنهاد عبداللهبن زبیر فرمود:
به خدا قسم! [نمیخواهم حرمت خانهی خدا با خون من شکسته شده و کوچکترین اهانت و بیحرمتی به آن شود] اگر یک وجب دورتر از مکه کشته شوم برایم بهتر است از اینکه در داخل آن به قتل برسم. به خدا سوگند! اگر در لانهی مرغی باشم اینها من را بیرون آورده و میکشند تا اینکه به اهداف خودشان برسند و به خدا سوگند! همانگونه که قوم یهود احترام روز شنبه را شکستند و تعدّی کردند، اینها هم احترام من را شکسته و من را به قتل خواهند رساند.([1])
ب) امام حسین× در جواب فرزدق، شاعر معروف عرب، که عرض کرد:
یابنرسولالله! چه چیزی باعث شده که با این عجله از مکه پیش از انجام اعمال حج خارج شدید؟ فرمودند: اگر عجله نمیکردم و در موسم حج میماندم، گرفتار شده و در کنار خانهی خدا کشته میشدم و احترام مکه شکسته میشد و از جدّم رسول خدا| شنیدم که با خون گوسفندی حرمت خانهی خدا شکسته میشود و من دوست ندارم که آن قوچ من باشم و حرمت خانهی خدا به واسطهی خون من شکسته شود.([2])
در نتیجه، امام حسین× چارهای جز خروج از مکه نداشتند، زیرا دستگاه یزید هرگز از ایشان دستبردار نبوده و آن حضرت هم برای حفظ حرمت مکه از آنجا خارج شدند.
[1]) طبری، محمد، تاریخ طبری، ج4، ص288.
[2]) همان، ص289.

















هیچ نظری وجود ندارد