۲۹ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

آیا امام حسین را شیعیانش کشتند؟

0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

وهابیان و پیروانشان شبهه‌ای مطرح کرده و می‌گویند: «اهالی کوفه شیعه بودند لذا خود شیعیان حسین بن علی(ع)  را دعوت کردند و همان شیعیان او را کشتند و هم اکنون برای او عزاداری می‌کنند!».
این سخن شبهه‌ای بیش نیست که بایستی با تحقیق و بررسی پاسخ داده شود و مشخص شود که چه کسانی امام حسین(ع)  را به کوفه دعوت کردند؟ و پس از آن چه کردند؟
اهالی کوفه
کوفه از نظر تجاری و نظامی مورد توجه بوده و در زمان عمر به واسطۀ سعد بن ابی وقاص (پدر عمرسعد) فتح شد و مردم از نقاط مختلف عراق، حجاز و یمن به این شهر مهاجرت کردند ولی تشیع به صورت گسترده و فراگیر در آن‌جا از قرن دوم و سوم شروع شد و در قرن اول، شیعیانی که در آن‌جا بوده‌اند بسیار اندک بوده‌اند. شواهد در این زمینه موجود است از جمله در ذکر شرح حال مسیب بن نجبه به نقل از «ابن عساکر» در تاریخ مدینه دمشق؛ بر همین مبنا وقتی امیرالمؤمنین(ع)  در زمان حکومت خود در کوفه خواستند از نماز تراویح که یکی از بدعت‌های عمر است، ممانعت کنند، سر و صدایی به راه افتاد و فریاد «وا عمرا، واسنه عمراه، یا أهل الاسلام! غیّرت سنّه عمر…» بلند شد.(کافی/ج۸/ص۵۰)
اصطلاح شیعه و تشیّع
جالب توجه این که برای واژۀ شیعه و تشیّع دو اصطلاح وجود دارد:
۱ـ در اصطلاح نخست شیعه کسی است که فقط محبّ اهل‌بیت(علیهم السلام ) باشد.
۲ـ در اصطلاح دوم که ما را شامل می‌شود و اصطلاح معروف نیز همین است، شیعه عبارت از کسی است که به وصایت بلافصل امیرالمؤمنین(ع)  بعد از رسول خدا(ص ) و امامت اهل‌بیت پیامبر(علیهم السلام ) که دوازده نفر امام بعد از پیامبر(ص ) هستند و افضلیت ایشان بر دیگران و برائت از دشمنانشان اعتقاد داشته باشد.
حال آنکه غالب ساکنین کوفه که آنها را شیعه خوانده‌اند فقط محبّ اهل‌بیت(علیهم السلام ) بوده‌اند و با خلافت ابابکر و عمر ضدیت جدّی نداشته‌اند.
خوارج گروه دیگری از ساکنان کوفه
خوارج، فرقۀ بزرگ دیگری بودند که در شهر کوفه مسکن داشتند و بعد از جریان حکمیت در جنگ صفین از دشمنان سرسخت امیرالمؤمنین(ع)  گردیدند. سران این گروه افرادی مانند اشعث بن قیس (پدر جعده قاتل امام مجتبی(ع) )، شبث بن ربعی، عمرو بن حریث و… بودند و این افراد و پیروانشان در زمرۀ کسانی هستند که با توطئه و نیرنگ برای سیدالشهدا(ع)  دعوت‌نامه فرستادند و سپس در عاشورا با آن حضرت جنگیدند و امام حسین(ع)  در عاشورا این افراد را نام بردند و فرمودند: «ألم تکتبوا إلیَّ؟!»(الارشاد/ج۲/ص۹۸) آیا شما برای من نامه ننوشتید؟!
البته لازم به تذکر است که امام حسین(ع)  به نیرنگ آنان علم داشت و می‌فرمود: «نامه‌ای برای من نوشته نشد مگر از روی حیله و نیرنگ زدن به من و نزدیک شدن به فرزند معاویه…»(انساب الاشراف/ج۳/ص۱۸۵) ولی آن حضرت برای اتمام حجت مأمور به ظاهر بودند.
عمال و پیروان بنی‌امیه از ساکنان کوفه
والیان کوفه از ابتدای ریاست معاویه تا هنگام مرگ او شش نفر از دشمنان سرسخت اهل‌بیت(علیهم السلام ) بودند که به ترتیب مغیره بن شعبه (از قاتلین فاطمه زهرا(علیها السلام ))، زیاد بن ابیه (پدر عبیدالله بن زیاد) عبدالله بن خالد بن اسید (از بنی امیه و داماد عثمان)، ضحاک بن قیس (فرمانده لشکر معاویه و رئیس پلیس شام)، عبدالرحمان بن اُم‌حکم (خواهرزاده معاویه)، نعمان بن بشیر (از دشمنان اهل‌بیت(علیهم السلام ) و قاضی‌القضات یزید در شام و فرزند بشیر از عاملین ابوبکر در سقیفه).
سرکوب شیعیان واقعی کوفه
معاویه با همکاری والیان خود در کوفه به تصفیه مخالفان خود پرداخت و شیعیان واقعی کوفه را سرکوب کرد. دربارۀ زیاد بن ابیه آمده: «کان یتبع شیعه علیّ» (شیعیان حضرت علی(ع)  را تحت تعقیب قرار می‌داد). حجر بن عدی و عمرو بن حمق از بزرگان اصحاب رسول خدا(ص ) و امیرالمؤمنین(ع)  و از شیعیان واقعی کوفه بودند که همراه یارانشان توسط «زیاد بن أبیه» به شهادت رسیدند و حتی از حجر بن عدی خواستند که امیرالمؤمنین علی(ع)  را دشنام دهد! اما او قبول نکرد و بزرگان اهل کوفه که نامشان در تاریخ ثبت شده و بیش از سی تن هستند طوماری امضا نمودند و گفتند: حجر بن عدی به جهت تبرّی نکردن از علی(ع)  مستحق قتل است!
حال سؤال ما این است، آیا این افراد شیعه بودند؟!!!
زیاد بن أبیه در ادامۀ سرکوب شیعیان واقعی کوفه جنایات فراوانی مرتکب شد و افرادی مانند رشید هجری، میثم تمار و کمیل را آواره و تعقیب نمود.
ابن ابی الحدید دانشمند نامی اهل تسنّن می‌نویسد: شیعیان در هر جا بودند به قتل می‌رسیدند، بنی‌امیه دست‌ها و پاهای اشخاص را به احتمال اینکه از شیعیان هستند می‌بریدند. هر کسی که معروف به دوستداری و دلبستگی خاندان پیامبر(ص ) بود، یا زندانی می‌شد، یا مالش به غارت می‌رفت یا خانه‌اش را ویران می‌کردند. شدت فشار نسبت به شیعیان به حدی رسید که اتّهام به دوستی علی(ع)  از اتّهام به کفر و بی‌دینی بدتر شمرده می‌شد و عواقب سخت‌تری به دنبال داشت … زیاد شیعیان را تعقیب و در هر گوشه و کنار که مخفی شده بودند، پیدا می‌کرد، آنها را می‌کشت. دست‌ها و پاهایشان را قطع، چشمانشان را نابینا می‌ساخت، آنان را بر شاخه‌های درخت خرما به دار می‌آویخت تا آنکه همه را از عراق پراکنده ساخت، به طوری که احدی از شخصیت‌های معروف شیعه باقی نماند.(شرح نهج البلاغه/ج /ص۴۳ ـ ۴۵)
ادامه سرکوب شیعیان واقعی توسط عبیدالله بن زیاد
پس از هلاکت معاویه، یزید بنا به سفارش سرّی پدرش معاویه، عبیدالله بن زیاد را به امارت کوفه گمارد و طی نامه‌ای به او امر کرد: «قد بلغنی أن أهل الکوفه قد کتبوا إلى الحسین فی القدوم علیهم… فإن قتلته وإلا رجعت إلى نسبک وإلى أبیک عبید فاحذر أن یفوتک»(تاریخ یعقوبی/ج۲/ص۲۴۱) (به من خبر رسیده که اهل کوفه حسین را به شهرشان دعوت کرده‌اند… اگر او را به قتل رساندی که هیچ؛ وگرنه اعلام می‌کنم تو ولد الزنا هستی. پس مبادا که حسین جان سالم به در برد).
«ابن زیاد» به محض ورود به کوفه برای سرکوب باقیمانده شیعیان تدابیر متعددی را در پیش گرفت:
الف ـ قتل و کشتار: او بسیاری از شیعیان حقیقی مانند میثم تمار، عبیدالله بن عمرو بن کندی، عبیدالله بن حارث بن نوفل همدانی، عبد الأعلی بن یزید کلبی علیمی، عباس بن جعده جدلی، عماره بن صلخب ازدی و هانی بن عروۀ مرادی را در مقابل دیدگان همه به شهادت رساند.
ب ـ زندانی کردن: او بزرگان شیعیان واقعی را مانند سلیمان بن صرد، مختار، حارث اعور همدانی، مسیب بن نجبه و رفاعه بن شداد را در زندان کوفه حبس نمود.
ج ـ تعقیب فراریان: باقیمانده همراهان حضرت مسلم(ع)  مانند مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر را تحت تعقیب قرار داد ولی نتوانست دست‌گیرشان کند.
د ـ عزل و نصب سران قبایل: از آنجایی که بیشتر مردم کوفه اهل قبیله‌ها و تحت فرمان رئیس قبیله خود بودند ابن زیاد در اقدامی دیگر سران قبایل را که هوادار مسلم(ع)  بودند عزل کرد و از هواداران خود، سرانی را برای قبیله‌ها مشخص نمود به طور مثال مسلم بن عوسجه را از ریاست قبایل معروفی مانند بنی اسد و مذحج برکنار کرد و ابو برده فرزند ابوموسی اشعری را به جای او گماشت. همچنین عمرو بن حریث، خالد بن عرفطه، قیس بن ولید بن عبدالشمس را به سرکردگی قبایل دیگر گماشت.
ابن زیاد با این خدعه‌ها و همچنین تهدید، شایعه پراکنی، ارسال جاسوس و نظارت شدید، شهر کوفه را به طور کامل تحت قدرت خود قرار داد و دستور داد: «از بزرگ و کوچک، معروف و گمنام، کسبه و دیگر مردم هیچ کس باقی نماند و همگی بایستی در لشکر با من همراه شوند و هر کس که از لشکر ما تخلّف کند، ما دربارۀ حفظ خون او مسئولیتی نداریم».(الفتوح ابن أعثم/ج۵/ص۸۹)
لشکریان «ابن زیاد» از کوفه
وی همۀ مردم باقیماندۀ کوفه را به سرکردگی عمرسعد از کوفه به جنگ با سیدالشهدا(ع)  حرکت داد. آنان به دو گروه تقسیم می‌شوند:
گروه اول: کسانی که با میل و رغبت مانند خوارج، عمال و پیروان بنی امیه و یا با اکراه و زور در آن جبهه حاضر شده بودند.
گروه دوم: افرادی که برای رسیدن به کربلا راهی جز پیوستن به لشکر عمرسعد نداشتند؛ چرا که تمام راه‌ها را بسته بودند. این افراد که نام و مشخصات آنان در تاریخ آمده است از تاریکی شب استفاده کردند و به لشکر سیدالشهدا(ع)  پیوستند لذا این افراد از قبل هدایت شده بودند، نه این که شب یا روز عاشورا از ظلمت به نور منتقل گردند مانند قاسم بن حبیب بن ابی بشیر ازدی، عمرو بن ضبیعه بن قیس، حلاس بن عمرو ازدی و برادرش نعمان، مسعود بن حجّاج تمیمی و پسرش عبدالرحمان، البته حرّ بن یزید ریاحی روز عاشورا به حق و نورانیت رسید.
از همین رو می‌توان حدس زد که افراد دیگری نیز به همین قصد به ناچار با لشکر عمرسعد همراه شده بودند ولی موفق نشدند.
فرماندهان سپاه اعزامی از کوفه
نگاهی به فرماندهان لشکر اعزامی از کوفه، این حقیقت را که همگی از دشمنان امیرالمؤمنین علی(ع) ، خوارج، عمال و پیروان بنی امیه بوند به وضوح نشان می‌دهد. در رأس آنها عمر بن سعد بوده که هواداری او از معاویه و بنی امیه بر کسی مخفی نیست و سپس حصین بن نمیر، شبث بن ربعی، حجار بن ابجر، شمر بن ذی‌الجوشن، قیس بن اشعث، محمد بن اشعث، یزید بن حارث، عمرو بن حریث، عمرو بن حجاج و عزره بن قیس.
نگاهی به اعتقاد قاتلان سیدالشهدا(ع)
دقّت در رجزها و عقاید لشکر ابن زیاد به روشنی نشان می‌دهد که همگی دشمن امیرالمؤمنین علی(ع)  بودند. به طور مثال یزید بن معقل از سپاه ابن زیاد در مقام اعتراض به بریر بن خضیر از لشکر حضرت سیدالشهدا(ع)  می‌گوید: «آیا به یاد داری که در قبیله بنی لوذان عثمان و معاویه را دروغگو و گمراه و گمراه کننده و علی بن ابی‌طالب را پیشوای حق و هدایت می‌پنداشتی؟» و بریر نیز به این مطلب شهادت داده و سپس مباهله کردند و جنگیدند که البته یزید بن معقل به جهنم واصل شد.(تاریخ طبری/ج۵/ص۴۳۲)
فرد دیگری از سپاه ابن زیاد به نام مزاحم بن حریث در جواب نافع از لشکر حضرت سیدالشهدا(ع)  گفت: «من هم معتقد به دین عثمان هستم».(تاریخ طبری/ج۵/ص۴۳۵)
امام حسین(ع)  نیز با صدایی بلند خطاب به سپاه دشمن فرمودند: «یا شیعه آل أبی‌سفیان!» (ای پیروان آل ابوسفیان و بنی‌امیه).(الفتوح/ج۵/ص۱۱۷)
 
 
حضور سپاهی از شام در کربلا
علاوه بر دشمنان امیرالمؤمنین(ع)  از اهل کوفه، لشکری نیز از شام در کربلا برای جنگ با سیدالشهدا(ع)  حضور داشتند اسامی عده‌ای از آنان به دست آمده است البته این افراد، غیر از شامیان مقیم کوفه بودند.
امام صادق(ع)  فرمودند: «تاسوعا یوم حوصر فیه الحسین(ع)  وأصحابه بکربلا واجتمع علیه خیل أهل الشام»؛ (تاسوعا روزی است که امام حسین(ع)  و یارانش در کربلا به واسطۀ سپاهیان شام محاصره شدند).(کافی/ج۴/ص۱۴۷)
و شیخ صدوق& نقل می‌کند: «در این هنگام سنان بن أنس، شمر بن ذی الجوشن و افرادی از شام به آن حضرت هجوم آوردند.»(امالی صدوق/ص۲۲۶)
و شیخ طوسی& از امام صادق(ع)  این‌چنین روایت می‌کند: «إن آل امیّه لعنهم الله ومن أعانهم على قتل الحسین(ع)  من أهل الشام نذروا نذراً… أن یتخذوا ذلک الیوم عیداً لهم…» (همانا آل امیه و کسانی از شامیان که آنان را در کشتن امام حسین(ع)  یاری کرده‌اند، نذر نمودند که عاشورا را عید بگیرند).(امالی طوسی/ص۶۱)
برخی از جنایات سپاه ابن زیاد و شامی
کوتاه سخن این که حتی یک درصد هم احتمال نمی‌رود که قاتلان حضرت سیدالشهدا(ع)  شیعیان کوفه بوده باشند؛ چرا که از هیچ شیعه‌ای به هر معنایی که باشد و در نهایت فسق و قساوت قلب و بی‌دینی هم باشد، چنین جنایاتی سر نمی‌زند. برخی از آن جنایات عبارتنداز: قتل و شهادت امام معصوم(ع) ، قطع آب، آتش زدن خیمه‌ها، کشتن کودکان، کشتن بانوان، تاراج اموال، لگدمال کردن جسم مبارک و بدن مطهّر فرزند رسول خدا(ص ) با سم اسبان و… .
بدیهی است که هیچ کدام از این اعمال ننگین، هرگز از شیعیان صادر نمی‌شود. آیا کسی که امام معصوم(ع)  را به شهادت رساند شیعه است؟!!!
کوفیان شیعه شهدا و اصحاب سیدالشهدا(ع)
اکثر قریب به اتفاق اصحاب و یاران حضرت سیدالشهدا(ع)  (به غیر از بنی هاشم) که در رکاب آن حضرت به توفیق شهادت نائل آمدند و به مدال افتخار «فإنّی لا أعلم أصحاباً أوفی ولا خیراً من أصحابی»(ارشاد/ص۲۳۱) از جانب آن امام معصوم(ع)  مفتخر گشتند، شیعیان حقیقی و واقعی کوفه بودند. آنها بودند که با رشادت و ایثار و فداکاری با تمام وجود از امام معصوم خود که محور اصلی تشیع است دفاع کردند که مقاتل صحنه‌ای از این حماسه را این‌گونه ثبت کرده‌اند: «فقاتل قتال المشتاقین إلى الجزاء وبالغ فی خدمه سلطان السماء… .»
(مشتاقانه در خدمت امام خود، سلطان آسمان، جانبازی و فداکاری می‌نمود. او هم می‌جنگید و هم در دفاع از امام خود می‌کوشید، هر تیری که به سوی امام پرتاب می‌شد او دست خود را سپر می‌ساخت، و هر شمشیری که متوجه امام(ع)  می‌گشت با تمام وجود به جان می‌خرید و سر و سینه خود را سپر می‌کرد، تا اینکه بر اثر شدت جراحت توان خود را از دست داد و به زمین افتاد و با وجود همۀ این جانفشانی‌ها به امام خود رو کرده و با کمال تواضع و ادب عرضه داشت: ای فرزند رسول خدا(ص )! آیا به عهد خود وفا نمودم؟)(لهوف/شهادت عمرو بن قرظه انصاری کوفی)
از بزرگان شیعیان واقعی کوفه که در رکاب سیدالشهدا(ع)  شربت شهادت را نوشیدند می‌توان به عنوان نمونه نام حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، عابس بن ابوشبیب، بریر بن خضیر، انس بن حارث و… را ذکر کرد.
  منبع : نشریه امام شناسی ، شماره ۳۶

نوشته قبلی

شرح زیارت جامعه کبیره «و زائر لکم»

نوشته‌ی بعدی

شبهاتی پیرامون مصائب نقل شده در عزاداری امام حسین

مرتبط نوشته ها

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت
برگزیده ها

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید
ویژه جنگ رمضان

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا
امام حسین (ع)

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب
تاریخ شیعه

هجرت امام رضا (ع) به ایران

کاروان اموال از قم و امام عصر (عج‌الله فرجه)
علوم شیعه

راویان قم در عصر امام (ع)

۵ بازنده‌ی نظم جدید در نبرد با ایران
ویژه جنگ رمضان

۵ بازنده‌ی نظم جدید در نبرد با ایران

نوشته‌ی بعدی

شبهاتی پیرامون مصائب نقل شده در عزاداری امام حسین

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا