9 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

آیا در عصر طلایی اعتزال، فضائل اهل‌بیت(علیهم السلام) منتشر شد؟

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

شاید با توجه به آنچه گذشت، این ذهنیت برای خواننده پدید آید که در زمان محنت، معتزله با استفاده از عصر طلایی خود به انتشار احادیث فضائل اهل‌بیت(علیهم السلام) پرداختند و هر آنچه را که می‌دانستند برای مردم گفتند؛ به ویژه اینکه کسانی مانند اسکافی ـ پدر باشد یا پسر ـ کتابی مانند «المعیار و الموازنهًْ» می‌نویسد یا اینکه ردّی بر رساله‌ی عثمانیه‌ی جاحظ نوشته می‌شود. با این همه باید گفت پاسخ پرسش بالا، منفی است؛ و آن به دلایل زیر است:
1ـ سران معتزله‌ی بصره در زمان محنت، همچون، ابواسحاق ابراهیم بن‌سیار نظّام (160ـ 231ه)؛ ابوعثمان عمرو بن بحر جاحظ (150ـ 255ه) و… بیکار نبودند و در دفاع از عقیده‌ی خود در افضلیت ابوبکر و عمر و عثمان بر علی(علیه السلام) می‌گفتند و می‌نوشتند؛ زیرا همان گونه که گفته شد آنها ترتیب در فضل را به ترتیب خلافت می‌دانستند. برای نمونه اگر کسی به نوشته‌های جاحظ در این زمینه نگاه کند؛ خواهد فهمید که معتزله‌ی بصره به شدت از این عقیده دفاع می‌کردند و هرگز هم زیر فشار حکومت نبوده‌اند. جاحظ در «رسالهًْ فی النابقهًْ»([96]) که برای فرزند ابن ابی دؤاد یعنی «ابو الولید، محمد بن احمد» نوشته؛ آن چنان روضه‌ای در مقتل عثمان خوانده که هر کس بشنود و نداند موضوع این مقتل عثمان است؛ گمان خواهد کرد که مقتل حسین(علیه السلام) است. او در پایان روضه‌اش می‌گوید:
«… وما سمعنا بدم بعدوم یحیی‌بن زکریّ(علیه السلام) غلا غلیانه وقتل سافحه وأدرک بطائلته وبلغ کلّ محنته، کدمه(رحمه الله علیه)‌ علیه»([97])
او همچنین نوشته‌ای دیگر با عنوان «مقالهًْ العثمانیهًْ»([98]) دارد که در آن به شدت از افضلیت ابوبکر و عمر و عثمان دفاع کرده است. در آغاز این رساله می‌گوید:
«زعمت العثمانیة أنّ أفضل هذه الأمّة و أولاها بالامامة أبوبکر بن أبی قحافة…»
اگر کسی همه‌ی این رساله را بخواند با فضای فکری آن روزگار کمابیش آشنا خواهد شد.
2ـ سران معتزله‌ی بغداد هم چیز چشم‌گیری از فضائل اهل‌بیت(علیهم السلام) از خود برجای نگذاشتند. بنابر گفته‌ی ابن ندیم در فهرست، بشر بن معتمر کتابی به نام «الامامهًْ» داشت([99]). از عنوان این کتاب فی‌الجمله روشن می‌شود که او در آن‌چه گفته است، امّا آیا در آن به نقل روایات فضائل پرداخته باشد یا نه؟ روشن نیست.
ابن ندیم همچنین بیش از سی کتاب از نوشته‌های عیسی بن صبیح را نام می‌برد؛ ولی از کتاب فضائل خبری نیست.
او تنها برای جعفر اسکافی دو کتاب با عنوانهای «المقامات فی تفصیل علیّ(علیه السلام)»([100]) و «فضائل علی(علیه السلام)»([101]) نام برده است.
در کتاب «المعیار و الموازنهًْ» هم که در دسترس است؛ روایات قابل توجهی، بیش از آنکه در صحاح آمده، به ندرت دیده می‌شود.
از جعفر بن حرب نیز چیزی در دسترس نیست و اساساً ابن ندیم که او را رئیس معتزله‌ی بغداد در زمان خود خوانده ـ انتهت إلیه الرئاسة فی وقته ـ وقتی از کتاب‌های او نام می‌برد می‌گوید:
«… ولد من الکتب؛ کتاب متشابه القرآن، کتاب الاستقصاء، کتاب الأصول، کتاب الرّد علی أصحاب الطبائع»([102])
می‌بینیم که خبری از کتابی با عنوان فضائل یا امامت نیست.
از جعفربن مبشّر نیز که ابن‌ندیم درباره وی می‌گوید:
«… وله خطابة وبلاغة و ریاسة فی أصحابه…»؛ چیزی در دسترس نیست. ابن ندیم بیش از بیست عنوان از آثار او را نام برده ولی باز خبری از کتابی با عنوان فضائل یا امامت نیست.([103])
از همه‌ی اینها روشن می‌شود که درست است بغدادی‌ها، علی(علیه السلام) را افضل می‌دانستند ولی به اندازه‌ی لازم و کافی به نشر فضائل او نپرداختند. وانگهی اهل‌بیت(علیهم السلام) تنها در علی(علیه السلام)خلاصه نمی‌شوند. آنها حتی اگر در جدلهای لفظی فضائل امام(علیه السلام) را بر زبان می‌راندند ولی دیگر با فضائل حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام)، چندان کاری نداشتند.
3ـ برخی از سران معتزله‌ی بصره هم از نزدیکان خلفا بودند؛ و این نشان دهنده‌ی نفوذ آنها در دربار بود. برای نمونه درباره‌ی «ثمامهًْ بن اشرس» می‌خوانیم.
«… من کبار المعتزلة و رؤوس الضلالة. کان له اتصال بالرشید، ثم بالمأمون… و قال النّدیم: کان المأمون أراد أن یستوزره فاستعفاه… و کان مع المأمون ب«خراسان» ومشهد فی کتاب العهد منه لعلی بن موسی… ان الواثق لمّا قتل أحمد بن نصر الخزاعی، وکان ثمامة ممن سعی فی قتله…»([104])
4ـ در صورت نشر زیاد فضائل اهل‌بیت(علیهم السلام)، مشروعیت خلفای سه‌گانه پیش از علی(علیه السلام) زیر سؤال می‌رفت و این به سود خلفای عباسی نبود. از این‌رو فضائل تا حدی مطرح می‌شد که خطری را متوجه قدرت حاکم نکند.
5ـ بیشتر توان متکلمان و اهل حدیث صرف قرآن و صفات خداوند و دیگر مسائل کلامی شده بود؛ و معتزله بیشتر همّ خود را برای اثبات و ترویج اصول مذهب خود یعنی: 1ـ اصل توحید، 2ـ اصل عدل، 3ـ اصل وعد و وعید، 4ـ اصل «المنزلهًْ بین المنزلتین» و 5ـ اصل امر به معروف و نهی از منکر،([105]) خرج می‌کردند.
6ـ در میان خود معتزله، افزون بر بحث افضلیت، اختلافات عقیدتی و فکری شدیدی بود که گاه منجر به تکفیر گروهی از طرف گروه دیگر می‌شد؛ که خود این اختلافات هم بسیاری از فرصت‌ها و توان آنان را از بین برد.([106])
«ملطی» می‌گوید:
«… و بین معتزلة بغداد و معتزله بصرة اختلاف کثیر فاحش یکفر بعضهم بعضا…»([107])
7ـ دوران طلایی معتزله، آنقدر طولانی نبود که بشود در آن انتظار داشت معجزه‌ای در زمینه‌ی نشر فضائل اهل‌بیت(علیهم السلام) صورت بگیرد.
8ـ بسیاری از فضائل اهل‌بیت(علیهم السلام) از طریق خود اهل‌بیت(علیهم السلام) و یاران ایشان به آن دوران رسیده بود که معتزله با بسیاری از یاران اهل‌بیت(علیهم السلام) سر دشمنی داشتند و آنان را رافضه می‌خواندند؛ و روشن است که نمی‌توانستند بنشینند و روایات را از آنان بگیرند.([108])
9ـ اساساً کارهایی که در زمان امویان و مروانیان و حتی خود عباسیان درباره‌ی منع نشر و رواج فضائل اهل‌بیت(علیهم السلام) صورت گرفت و به آنها اشاره شد، دست معتزله را از روایات خالی کرده بود. در هر صورت باید روایات به دست و گوش معتزله‌ی بغداد می‌رسید و می‌خورد تا آنها را بازگو کنند؛ ولی روایاتی در کار نبود؛ زیرا بسیاری از آنها به دست فراموشی سپرده شده بود و حتی به معتزله هم نرسیده بود.
10ـ بسیاری از دشمنان درباری و دوران طلایی معتزله، دشمنی خود با امامان اهل‌بیت(علیهم السلام) را بروز می‌دادند. دشمنی ابن ابی‌دؤاد و یحیی بن اکثم با امام جواد(علیه السلام) مشهور و معروف است. یحیی در مناظره‌ای با امام(علیه السلام) از فضائل جعلی ابوبکر و عمر سخن به میان می‌آورد و امام(علیه السلام) همه‌ی آنها را با برهان قاطع رد کرد. این مناظره که در زمان مأمون رخ داد نشان دهنده‌ی این است که، دربار عباسی به هیچ عنوان حاضر به گسترش فضائل اهل‌بیت(علیهم السلام) یا منع گسترش فضائل ابوبکر و عمر نبوده است.
حسد و کینه‌توزی ابن ابی‌دؤاد، از اینکه امام(علیه السلام) او و دیگر فقهای درباری را شکست می‌دهد بیشتر شد؛ او آن چنان از این شکست علمی ناراحت می‌شود که می‌گوید: ای کاش! بیست سال پیش از این مرده بودم. او چند روز پس از این ماجرا، نزد معتصم رفت و گفت: از باب خیرخواهی، به شما تذکر می‌دهم که جریان چند روز قبل به صلاح حکومت شما نبود؛ زیرا در حضور همه‌ی دانشمندان و مقامات عالی مملکتی فتوای ابو جعفر… که نیمی از مسلمانان او را خلیفه و شما را غاصب حق او می‌دانند، بر فتوای دیگران ترجیح دادی و این خبر میان مردم منتشر شد و خود دلیل قاطعی بر حقانیت او نزد شیعیان است.
معتصم که مایل به ابزار هر نوع دشمنی با امام بود، از سخنان او بیشتر تحریک شد و درصدد قتل امام برآمد و سرانجام… امام جواد(علیه السلام) را توسط منشی یکی از وزرایش مسموم و شهید نمود.([109])
ابن صباغ به شهادت ایشان اشاره کرده است:
«… ویقال إنّه مات مسموما»([110])
مسعودی نیز می‌گوید:
«… قیل: إنّ أمّ الفضل بنت المأمون لمّا قدمت معه من المدینة إلی المعتصم سمّته…»([111]).([112])
 

[96]) رسائل الجاحظ؛ ج2، صص 7ـ 23.

[97]) همان؛ ص9.

[98]) همان؛ ج4، صص 19ـ 43.

[99]) الفهرست، ابن نديم، ص287.

[100]) الفهرست، ابن نديم، ص297.

[101]) همان.

[102]) همان، ص297.

[103]) همان، ص290.

[104]) لسان الميزان؛ ابن حجر؛ ج2، ص101. نيز نك: كتاب طبقات المعتزلة؛ أحمد بن يحيى بن المرتضى؛ ص62.

[105]) «… و الاصول التي هم عليها خمسة وهي: العدل و التوحيد و الوعيد و المنزلة بين المنزلتين والأمر بالمعروف والنهي عن المنكر…»؛ التنبيه و الرّد على أهل الأحواء والبدع؛ محمد بن أحمد الملكى م377 هـ؛ ص49.

[106]) نك: الانتصار و الرّد على ابن الراوندي الملحد؛ محمد بن عثمان الخيّاط، صص 19ـ 28.

[107]) التنبيه والرّد؛ ص53.

[108]) نك: رسائل الجاحظ؛ ج4 (من كتابه في مقالهًْ الزيديهًْ والرافضهًْ)، صص 311ـ 323.

[109]) نك: سيره‏ى پيشوايان؛ مهدى پيشوايى؛ صص 549ـ 564 و تاريخ تشيّع از آغاز تا پايان غيبت صغرى، غلامحسن محرمى؛ ص122 و تذكرة الخواص؛ سبط ابن الجوزي، ص321 و فصول المهمة؛ ابن الصباغ؛ ج2، ص1046.

[110]) فصول المهمّة؛ ج2، ص1058.

[111]) مروج الذهب؛ ج3، ص487.

[112]) در انتهاى كتاب بخش «دوستى و نقل روايات اهل‏بيت(علیهم السلام) و تهمت رفض و تشيع» توسط مؤلف محترم به اين بحث پرداخته شده است. علاوه بر مطالب ياد شده بايد به دو مطلب ديگر نيز توجه كرد.
نخست اينكه چون ملاك ما در اينجا بررسى كتب صحاح سته است و نويسندگان اين كتب از محدثان بودند و بيشتر آنها به لحاظ سياست زمان خود در مقابل معتزله قرار گرفته بودند و چون آنها در معتزله احساس گرايش به اهل بيت(علیهم السلام) و افضليت على بن ابى طالب(علیه السلام) را بر خلفاى ديگر مشاهده كرده بودند لذا به اين جهت و به منظور مخالفت با مرام آنها و به نوعى ضربه زدن به هدف آنها و نيز به سبب روحياتى كه ناشى از تربيت‌هاى دوران بنى اميه در خود داشتند رواياتى را كه در فضائل اهل‏بيت(علیهم السلام) يا برترى حضرت على(علیه السلام) مى‏ديدند به طرز شگفت‏آورى حذف يا تضعيف مى‏كردند و به اين صورت عقده‏هاى درونى خود را در كتابهايشان بروز مى‏دادند. اما اين رويه را در كتب معتزله مانند كتاب شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد معتزلى و كتاب ينابيع المودة شيخ سيلمان حنفى قندوزى معتزلى و حاكم حسكانى نمى‏بينيم و بلكه آنها روايات زيادى در اين باب آورده‏اند. و مطلب دوم اينكه اساس پذيرفتن روايات از راويان حديث و نيز جرح و تعديل آنان بر بغض و كينه از شيعيان بوده است به طورى كه كافى بود آنها بدانند فلان راوى شيعه بوده يا حتى اگر محبت بيشترى از اهل‏بيت(علیهم السلام) را در دل داشته همين كافى بوده تا او را تضعيف كنند و او را غالى يا رافضى يا شيعه بگويند و روايات او را به كنارى بيندازند از طرفى اينها در زمان ائمه اطهار(علیهم السلام) زندگى مى‏كردند و مسلماً روايات بسيارى را از آنان شنيده بودند، اما كمترين اشاره‏اى به آنها شده است كه به گفته بخارى از بين بيش از 600000 روايت تقريباً 7500 روايت را بپذيرد يا مسلم از بين بيش از 300000 روايت به اين تعداد بسنده كند و نام آن را صحيح بگذارد و باقيه را صحيح نداند و اين رويه نيز در ديگر صحاح جريان داشته است و فراموش نكنيم كه رونق اهل حديث از زمان متوكل و بخواست و تشويق او بوده است. (محقق)
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برچسب ها: معتزله
نوشته قبلی

ولادت امام رضا علیه السلا‌م

نوشته‌ی بعدی

کرامت امام کاظم(ع)

مرتبط نوشته ها

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …
ویژه جنگ رمضان

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه
علوم شیعه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)
امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی
امام حسن (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

اهلبیت (ع) برترین های جهان هستی
ائمه شیعه

اهلبیت (ع) برترین های جهان هستی

نسخۀ عربیِ اسرائیل
ویژه جنگ رمضان

نسخۀ عربیِ اسرائیل

نوشته‌ی بعدی

کرامت امام کاظم(ع)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا