2 آگوست 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

آیا منظور از اولی الامر صاحبان قدرت‌اند؟

منظور از اولی الأمر
0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 

صاحبان قدرت

عده‏اى بر اين باورند كه اولى‏الامر، حاكمان و صاحبان قدرت هستند.

«اولى الامر منكم ذوى الامر»([2])

اين نظريه بيشترين طرفدار را در بین اهل سنت – به خصوص اهل حديث – دارد. قبل از نقد نظر ياد شده اين سؤال مطرح است كه چرا بيشتر اهل سنت به اين نظر رسيده‏اند؟

در پاسخ اين سؤال بايد گفت: اهل سنت در منابع حديثى خود رواياتى دارند كه چون نتوانسته‏اند مصداق درست آنها را تشخيص دهند، بناچار به اين نظر گرايش پيدا كرده‏اند كه صاحبان قدرت را اولى‏الامر بدانند؛

الف – رواياتى كه مى‏گويد: نبايد با صاحبان امر درگير شوند؛

«عن عبادة بن الصامت قال: دعانا النبى| فبايعناه فكان فى ما اخذ علينا ان بايعناه على السمع و الطاعة و الا ننازع الامر اهله الاّ ان تروا كفرا بواحا عندكم من الله فيه برهان.»([3])

عبادة بن صامت مى‏گويد: رسول خدا | ما را خواست و ما با او بيعت كرديم. از مواردى كه بر آن بيعت كرديم اين بود كه تسليم باشيم و با صاحبان امر درگير نشويم مگر اين كه كفر آشكارى را ببينيم كه دليل قطعى از طرف خداوند داشته باشد.

پيشتر بيان كرديم كه رسول خدا | اين مسأله را چند بار تكرار كرده است و آنچه عبادة بن صامت نقل مى‏كند جريان بيعه‏الحرب است. در جريان حجة‏الوداع نيز رسول خدا | چندين بار تأكيد كرده است كه اصحاب بعد از او با صاحبان امر درگير نشوند.

ب – رواياتى كه مى‏گويد: هر كس بدون پيروى از امامى بميرد به مرگ جاهلى مرده است؛

«قال رسول الله |: من مات بغير امام مات ميتة جاهليّة.»([4])

هر كس بدون پيروى از امامى بميرد، به مرگ جاهلى مرده است.

ج – رواياتى كه خروج بر سلطان را منع مى‏كند؛

«من كره من اميره شيئا فليصبر عليه، فانّه من خرج عن السلطان شبرا مات ميتة جاهلية.»([5])

هر كس از حاكمش كار ناخوشايندى ديد بايد صبر كند؛ زيرا هر كس به اندازه يك وجب بر حاكم خروج كند به مرگ جاهلى مرده است.

د – رواياتى كه اطاعت از سلطان را واجب شمرده است؛

«من خلع يدا من طاعته لقى الله يوم القيامة لا حجّة له و من مات و ليس فى عنقه بيعة مات ميتّة جاهليّة.»([6])

هر كس دست از اطاعت سلطان بردارد، روز قيامت در حالى خداوند را ملاقات خواهد كرد كه حجتى ندارد و هر كس بميرد و بيعت امامى در گردنش نباشد به مرگ جاهلى مرده است.

هـ- روايات اثنا عشر خليفه كه پيشتر بيان شد، نتوانسته‏اند آن را بر خلفاى بعد از پيامبر تطبيق دهند و روايات ديگر، به ويژه با توجه به آيه مورد بحث كه اطاعت از اولى‏الامر را بدون قيد و شرط واجب مى‏كند و از اين اطلاق عصمت به دست مى‏آيد و از طرفى جانشينى رسول خدا | كه قابل انكار نيست و آنان كه در صدر اسلام چه بنى‏اميه و چه بنى‏عباس قدرت را به دست گرفتند عموما افراد فاسد، فاجر و منحرف از دين بوده‏اند. مجموع اين عوامل باعث شد تا آنان نه تنها عصمت را در جانشين رسول خدا | يا به تعبيرى در امام شرط ندانند، بلكه شرط بودن عدالت را هم نپذيرفته‏اند و هر كس به هر شيوه‏اى كه قدرت را به دست گرفت او را امام خوانده و قيام عليه او را نيز ممنوع شمرده و متابعت از او را هم لازم دانسته‏اند.

به سخنان احمد بن حنبل، پيشواى حنابله، توجه كنيد:

«السمع و الطاعة للائمة و اميرالمؤمنين البرّ و الفاجر و من ولى الخلافة فاجمع الناس و رضوا به و من غلبهم بالسيف و سمى اميرالمؤمنين و الغز و ماض مع الامراء الى يوم القيامة البرّ و الفاجر و اقامة الحدود الى الائمّة و ليس لاحد ان يطعن عليهم و ينازعهم و دفع الصدقات اليهم جائز من دفعها اليهم اجزأت عنهم برّا كان او فاجرا و صلاة الجمعة خلفه و خلف كل من ولى جائزة اقامته و من اعادها فهو مبتدع تارك للاوثار مخالف للسنّه.»([7])

بايد مطيع رهبران و پيشواى مسلمانان – چه صالح و چه فاجر – بود. همچنين بايد از هر كسى كه خلافت را به دست مى‏گيرد و مردم قبولش دارند اطاعت كرد. همچنين بايد مطيع هر كسى بود كه با زور اسلحه قدرت را به دست گرفته و خود را امام مسلمانان ناميده است. جنگيدن همراه حاكمان تا قيامت جايز است، چه حاكمان صالح و چه حاكمان فاسد. اجراى حدود شرعى به عهده حاكمان است و هيچ‏كس حق ندارد آنان را نقد كند يا عليه آنان قيام كند و با آنان درگير شود. پرداخت صدقات به آنان جايز است و هر كس صدقات را به آنان بپردازد وظيفه‏اش را انجام داده است؛ چه آنان صالح باشند و چه فاجر.

نماز جمعه پشت سر امام و هر كسى كه قدرت را به دست بگيرد، جايز است و هر كس چنين نمازى را اعاده كند بدعتگزار و مخالف سنت و آثارِ رسيده است!

از اين سخنان نبايد در شگفت شد و اين گونه اظهار نظر كردن و فتوا دادن اختصاص به احمد بن حنبل ندارد بلكه اكثريت اهل سنت چنين نظرى دارند. ابوجعفر طحاوى از دانشمندان مشهور حنفى مىنویسد:

«و لا نرى الخروج على ائمّتنا و لاولاة امرنا و ان جاروا و لا ندعوا على احد منهم و لا ننزع يدا من طاعتهم و نرى طاعتهم من طاعات الله عزّوجلّ فريضة علينا مالم يامروا بمعصية.»([8])

ابوالحسن اشعرى بنيانگذار مكتب اشاعره نيز در تبيين عقايد مورد اتفاق اهل سنت مى‏گويد:

«و يرون العيد و الجمعة و الجماعة خلف كل امام برّ و فاجر… و يرون الدعاء لائمّة المسلمين بالصلاح و ان لا يخرجوا عليهم بالسيف و ان لا يقاتلوا فى الفتن.»([9])

اهل سنت بر اين عقيده‏اند كه نماز عيد، جمعه و جماعت پشت سر هر امامى جايز است؛ چه صالح باشد و چه فاسد… و بر اين عقيده‏اند كه بايد براى پيشوايان مسلمانان دعا كرد و اين كه نبايد عليه آنان قيام مسلحانه كرد و در آشوبهاى عليه آنان نبايد شركت جست.

ابوبكر باقلانى از دانشمندان معروف اهل سنت در اين باره مى‏گويد:

«ان قال قائل ما الذى يوجب خلع الامام عندكم؟ قيل له: يوجب ذلك امور، منها كفر بعد  ايمان و منها تركه الصلاة و الدعاء الى ذلك و منها عند كثير من الناس فسقه و ظلمه بغضب الاموال و ضرب الابشار و تناول النفوس المحرّمة و تضييع الحقوق و تعطيل الحدود و قال الجمهور من اهل الاثبات و اصحاب الحديث لا ينخلع بهذه الامور و لا يجب الخروج عليه، بل يجب وعظه و تخويفه و ترك طاعته فى شى‏ء ممّا يدعوا اليه من معاصى الله.»([10])

اگر كسى بپرسد به نظر شما چه چيزهايى باعث سلب مشروعيت حاكم مى‏شود؟ به او گفته مى‏شود: كافر شدن، نماز نخواندن و مردم را به بى‏نمازى تشويق كردن، و نزد بيشتر مردم [اشتهار داشتن به] فسق و تجاوز به اموال مردم، تازيانه زدن به مردم، كشتن بناحق مردم ، از بين بردن حقوق مردم و اجرا نكردن حدود الهى، ولى اكثريت اهل حديث بر اين باورند كه اگر حاكم همه كارها را هم انجام دهد مشروعيت خود را از دست نمى‏دهد و نبايد عليه او قيام كرد، بلكه بايد او را موعظه كنند و از پيامدهاى كارهايش بترسانند و در جايى كه دستور به گناه مى‏دهد، از او اطاعت نكنند!

قرطبى از سهل بن عبدالله نقل مى‏كند:

«اطيعوا السلطان فى سبعة: ضرب الدراهم و الدنانير و المكائيل و الاوزان و الاحكام و الحج و الجمعة و العيدين و الجهاد و… و اذا نهى السطان العالم ان يفتى فليس له ان يفتى فان افتى فهو عاص و ان كان اميرا جائرا.»([11])

در هفت چيز از حاكم اطاعت كنيد: پول رايجى كه منتشر مى‏كند، معيارهاى سنجش اشيايى كه مشخص مى‏كند، احكامى كه صادر مى‏كند، در گزاردن حج، نماز جمعه، نماز عيدين و جهاد… و اگر عالمى را از فتوا دادن منع كرد عالم حق ندارد فتوا بدهد و اگر فتوا بدهد گناهكار است، حتى اگر حاكم، شخصى ستمگر باشد.

براستى مى‏توان اين سخنان را به خدا و پيامبر | نسبت داد و گفت خداوند دستور داده است از حاكم فاسق، فاجر و… اطاعت كنيد، حق نداريد عليه آنان شورش و از دستور آنان سرپيچى كنيد و نبايد سخن حق و حكم خدا را بگوئيد؟ اين چنين سخن گفتن و تسليم محض حاكمان جور و ستم بودن برخلاف قرآن، سنت، عقل و فطرت سليم انسانى است. در ادامه به شرح آن خواهيم پرداخت.

([1]) تفسير، قرطبى، ج 5، ص 260.

([2]) صحيح، بخارى، كتاب الفتن باب دوم، حديث 7؛ صحيح، مسلم، كتاب الامارة باب وجوب طاعة الامراء؛ السنن الكبرى، ج 4، ص 421، حديث 7770؛ سنن، ابن ماجه، ج 2، ص 957، حديث 2866؛ الموطأ، ص 392، حديث 5؛ مسند، احمد، ج 5، ص 314 و 319؛ مسند، الحميدى، ج 1، ص 192، حديث 389؛ مصنف، ابن ابى شيبه، ج 8، ص 614، حديث 149؛ السنة لابن ابى عاصم، ص 480، حديث 1029؛ مسند ابى عوانه، ج 4، ص 406، حديث 7119؛ مسند، الشاشى، ج 3، ص 119، حديث 1180؛ الاحسان، بترتيب صحيح ابن حبّان، ج 7، ص 39، حديث 4530.

([3]) صحيح، البخارى كتاب الفتن باب دوم، حديث 7؛ صحيح، مسلم، كتاب الامارة باب وجوب طاعة الامراء؛ السنن الكبرى، ج 4، ص 421؛ حديث 777؛ سنن، ابى ماجه، ج 2، ص 957، حديث 2866؛ الموطأ، ص 392، حديث 5؛ مسند، احمد بن حنبل، ج 5، ص 314 و 319؛ مسند، الحميدى، ج 1، ص 192، حديث 389؛ مصنف، ابن ابى شيبه، ج 8، ص 614، حديث 149؛ السنة، لابن ابى عاصم، ص 480، حديث 1029؛ مسند، ابى عوانه، ج 4، ص 406، حديث 7119؛ مسند، الشاشى، ج 3، ص 119، حديث 1180؛ الاحسان، بترتيب صحيح ابن حبّان، ج 7، ص 39، حديث 4530.

([4]) مسند، احمدبن حنبل، ج 4، ص 96؛ مسند، ابى يعلى، ج 13، ص 366، حديث 7675؛ المعجم الكبير، ج 19، ص 388، حديث 9910؛ مسند، الطيالسى، ص 259، حديث 1913؛ السنة، لابن ابى عاصم، ص 489، حديث 1057؛ الاحسان، بترتيب صحيح ابن حبان، ج 7، ص 49، حديث 4554؛ حلية الاولياء، ج 3، ص 224.

([5]) صحيح، مسلم، ج 6، ص 21؛ صحيح، البخارى، ج 9، ص 84، حديث 5 و ص 113، حديث 7؛ سنن، الدارمى، ج 2، ص 166، حديث 2515؛ مسند، احمد بن حنبل، ج 1، ص 275، 297، 310؛ المعجم الكبير، ج 12، ص 124، حديث 12759؛ السنن الكبرى، لبيهقى، ج 8، ص 157.

([6]) صحيح، مسلم، ج 6، ص 22.

([7]) تاريخ المذاهب الاسلامية، لابى زهره، ج 2، ص 322.

([8]) شرح العقيدة الطحاوية، ص 110.

([9]) مقالات الاسلاميين، ص 323.

([10]) التمهيد، ص 186.

([11]) الجامع لاحكام القرآن، قرطبى، ج 5، ص 259.

نوشته قبلی

مصادیق «اولی الامر» از دیدگاه اهل سنت

نوشته‌ی بعدی

احادیثی از امام حسن عسکری

مرتبط نوشته ها

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

بررسی اتهام جسم ‌انگاری به شیعه
بدون دسته ( پیشفرض)

بررسی اتهام جسم ‌انگاری به شیعه

روش آشنا کردن اهل سنت با اهل بیت(علیهم‌السلام)
بدون دسته ( پیشفرض)

روش آشنا کردن اهل سنت با اهل بیت(علیهم‌السلام)

نوشته‌ی بعدی
دوخصلت برتر در کلام امام عسکری علیه السلام

احادیثی از امام حسن عسکری

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

بیشتر بودن جمعیت اهل سنت از شیعه

بیشتر بودن جمعیت اهل سنت از شیعه

گام‌های بی‌قرار، جان‌های متصل

گام‌های بی‌قرار، جان‌های متصل

اربعین در اربعین

اربعین در اربعین

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا