قسمت اول
آرمان وحدت و مشق تقریب
ایمان و باور قلبی آقا به مسئله «تقریب مذاهب»، فراتر از یک راهبرد سیاسی، یک دغدغه عمیق دینی بود. ایشان در سخنرانیهایشان همواره با تأکید بر اشتراکات شیعه و سنی، بر لزوم همدلی امت اسلام پای میفشردند. خاطرم هست در ایام برگزاری کنفرانس وحدت، چه پیش و چه پس از آن، وقتی فرصتی دست میداد و ایشان با علمای اهل سنت خارجی دیدار میکردند، با چنان گرمی و عطوفتی با هر یک معانقه کرده و همسخن میشدند که گویی پیوند برادری در آن لحظات تجسم مییافت.
یکی از ماندگارترین این دیدارها برای من، به سال ۱۳۹۲ باز میگردد؛ در ایامی که آقا به مشهد مقدس مشرف شده بودند و در اقامتگاهِ ملکآباد استقرار داشتند. معمولاً وقتی ایشان در مشهد بودند، دیدارهای خانوادگی ما نیز تنظیم میشد. ظهر یک روز پنجشنبه، حدود دو ساعت مانده به اذان ظهر، راهی دیدار شدم.
وارد اتاق بزرگی شدم آقا بر روی صندلی نشسته بودند و جمع معدودی از جمله آیتالله واعظزاده خراسانی، آقای مروی و چند تن از اعضای بیت نیز حضور داشتند. پس از سلام و عرض ادب، ایشان با همان لبخند مهربان و لحن پراحترام همیشگی، بنده را تعارف کردند تا در نزدیکیشان روی مبلی بنشینم.
پس از خوشوبشهای اولیه، رشته سخن به موضوع تقریب کشیده شد. آقا با نگاهی ستایشگر به آیتالله واعظزاده خراسانی (که استاد برجسته و شوهرعمه بنده بودند و عمری را در محضر بزرگانی چون آیتالله بروجردی و امام راحل شاگردی کرده و آثار گرانسنگی چون ” المعجم فی فقه القرآن و سرّ بلاغته ” را از خود به یادگار گذاشته بود)، فرمودند: «آیتالله واعظزاده شخصیت پربرکتی هستند.» سپس یادی از حضرات آیات مکارم شیرازی و سبحانی کردند و با تجلیل از عمری مجاهدت علمیشان، فرمودند: «این بزرگواران هم بسیار پرخیر و برکتاند و تمام عمرشان را صرف خدمت به دین کردهاند.»
در میان گفتگوها، سخن از شهید آیت الله سید محمدباقر صدر و کتاب «حلقات» ایشان به میان آمد. رو به آقا عرض کردم: «آقا، عبارات این کتاب معقد است؛ شاید بهتر بود این کتاب در کنار کتابهایی مثل رسائل و کفایه مطالعه شود تا بهرهوری بیشتری داشته باشد.» آقا با تامل و بادقت گوش دادند و با تایید این نکته فرمودند: «بله، حق با شماست؛ عبارات کتاب گاهی روان نیست.»
هنگام صرف نهار، فرصتی پیش آمد تا چند نکته خبری و گزارشی از وضعیت برخی مراکز علمی را به استحضارشان برسانم. ایشان با همان نگاه دقیق و دلسوزانه، پس از شنیدن گزارشها، با قاطعیت و در عین حال آرامش فرمودند: «بسیار خب، پیگیری میکنم و میگویم؛ نباید اوضاع در آنجا اینگونه باشد.»
آن روز و آن گفتگوها، بیش از پیش برای من روشن ساخت که در نگاه ایشان، علم، وحدت و اصلاح، سه رکن جداییناپذیر برای اعتلای جامعه اسلامی بود. یادشان جاوید و راهشان پر رهرو باد.

















هیچ نظری وجود ندارد