آیا وهابیت خدا را محدود می دانند؟ نظر وهابیت در این زمینه چیست؟
پاسخ
تمام فرقه های اسلامی خداوند را از هر گونه حَد و محدودیّت منزّه میدانند، ولی وهابیون طبق آراء و سلیقه شخصی، برای خدا «حدّ» قائلاند و او را محدود به مکان خاص میدانند،[۱] و ادّعا می کنند که سلف نیز همین دیدگاه را داشته اند.[۲] آن ها نه تنها خدا را محدود می دانند، بلکه اگر کسانی منکر «حدّ» برای خداوند باشند، بدعتگذار، مشرک، کافر و زندیق خوانده می شوند![۳]
وهابیون هم چنین برای خدا جاه و مکان در نظر گرفته و مکان او را بالای همه مخلوقات و بر روی عرش و کرسی دانسته اند.[۴] آن ها ادعا میکنند، روش سلف درباره صفات الهی بهویژه صفات خبریه این است که آن ها الفاظ و مفاهیم صفات را بر معنای حقیقی و ظاهری آن حمل می کردند، و درباره کیفیت آنها قائل به توقف و تفویض می شدند.
در حالی که اولا؛ مسأله محدود بودن خداوند، نه تنها در نظر هیچ یک از مذاهب کلامی مانند اشاعره، ماتردیه، معتزله و شیعه جایگاهی ندارد و کسی خداوند را محدود نمیداند،[۵] بلکه از نگاه برخی چنین اعتقادی سر از کفر در می آورد. چنان که، ابوزهره میگوید: «و من ثبت الحد لله عزوجل و قصد به انّه محصور و محدود بشیء من الأمکنه فهو مبتدع، بل کافر»؛[۶] «کسی که برای خداوند عزوجل معتقد به حد باشد و مقصودش این باشد که خداوند محصور و محدود به مکان خاصی است، او مبتدع بلکه کافر است»
ثانیا؛ برخلاف آنچه وهابیان ادعا میکنند، روش سلف درباره صفات الهی بهویژه صفات خبریه این نبوده است که الفاظ و مفاهیم صفات را بر معنای حقیقی و ظاهری آنها حمل کنند و درباره کیفیت آنها قائل به توقف و تفویض باشند، بلکه در میان سلف روشهای گوناگونی وجود داشته است که عبارتاند از:
۱. عدهای روش اثبات و تشبیه را برگزیده بودند و آنان حشویّه از اهلحدیثاند، مانند مضر و کهمس و احمد هجیمی.[۷]
ابنخلدون این گروه را که در عصر صحابه و تابعین زندگی میکردند، بدعتگذاران در دین نامیده و گفته است: «عدهای از بدعت گذاران در عصر صحابه و تابعین نظریه شاذّی را برگزیدند و درباره صفات خداوند از آیات متشابه پیروی کردند و در دام تشبیه فرو رفتند»[۸]
۲٫ گروهی دیگر روش تأویل را برگزیدند و آیات متشابه در باب صفات خداوند را بر معانی مجازی آنها حمل کردند.[۹]
مؤلف المنار نیز گفته است: «و ائمه علماء السلف قد تأوّلوا بعض الظواهر کما فعل الإمام أحمد و غیره فی آیات المعیّه و آخرون فی غیرها»؛[۱۰]«پیشوایان علمای سلف گاهی ظواهر را تأویل کردهاند؛ چنانکه امام احمد بنحنبل و غیر او آیات دال بر معیّت و دیگران آیات دیگر را تأویل کردهاند»
از احادیثی که از امامان اهلبیت روایت شده نیز بهدست میآید که آنان در اینباره روش تأویل را برگزیده بودند و مبنای تأویل آنان ارجاع متشابهات به محکمات بوده است.[۱۱]
۳٫ بیشتر سلف درباره آیات و احادیث مربوط به صفات خبریّه، روش تفویض را برگزیده بودند؛ یعنی از اظهار نظر در معانی این صفات خودداری میورزیدند و معنای مقصود از آن را به خداوند و راسخان در علم واگذار می کردند.
شهرستانی در اینباره گفته است: عده ای از سلف درباره صفات خبریه راه توقف را برگزیده، گفتند ما به حکم عقل میدانیم که خداوند مِثل و مانند ندارد و از طرفی، ما معنای الفاظی که بیانگر صفات خبریه است مانند {الرَّحْمَـنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى و خَلَقْتُ بِیَدَیَّ و وَجَاءَ رَبُّک} و مانند آن را نمیدانیم. ما به فهم و تفسیر معانی این آیات و تأویل آنها تکلیف نشدهایم، بلکه تکلیف شدهایم به یگانگی خداوند و مثل و مانند نداشتن او ایمان آوریم. ما به این تکلیف عمل کردهایم. وی سپس از مالک بنانس (م۱۷۹ق)، احمد بنحنبل (م۲۴۱ق)، سفیان ثوری (م۱۶۱ق)، و داود بنعلی اصفهانی (م۲۷۰ق) بهعنوان پیروان روش توقف و تفویض یاد کرده است.[۱۲]
ابنقدامه مقدسی (م۶۲۰ق) که از پیروان روش سلف بهشمار میرود، درباره صفات خداوند چنین گفته است: «باید به آنچه درباره صفات خداوند در قرآن کریم یا در احادیث نبوی صحیح وارد شده است، ایمان داشت و از هرگونه تأویل یا تشبیه و تمثیل بر حذر بود و هرگاه در فهم آنها دچار اشکال شویم، باید الفاظ آنها را اثبات کرد و متعرض معانی آنها نشد و علم آن را به گویندهاش واگذار کرد و از روش راسخان در علم که خداوند آنان را ستایش کرده است، پیروی کرد؛ چنانکه فرموده است: وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا»[۱۳]
زمخشری صاحب تفسیر کشاف درباره ظاهرگرایی برخی و بکار بردن عبارت بلاکیف برای فرار از محذور تشبیه می گوید:
وَقَدْ شَبّهوهُ بِخَلْقِهِ وَ تَخَوَّفُوا* شَنْعَ الوَرَى فَتَسَتَّروا بالبَلْکَفَه
«این گروه خدا را به خلقش تشبیه کرده و از ترس سرزنش مردم گفتند بلاکیف». به عبارت دیگر گفتند کیفیتش را نمی دانیم.
نتیجه آن که ادّعای وهابیت نسبت به روش سلف، بی اساس بوده و هیچ جایگاهی ندارد. برای مطالعه بیشتر به مقاله «دیدگاه وهابیت درباره حَدّ و مکان برای خداوند و نقد و بررسی آن» مراجعه کنید.
[۱] – بیان تلبیس الجهمیه فی تأسیس بدعهم الکلامیه ج ۳، ص ۴۳، اثبات الحد، مقدمه.
[۲] – بیان تلبیس الجهمیه فی تأسیس بدعهم الکلامیه، ۱، ۲۸۷٫
[۳] – رد الامام دارمی، ص ۲۴، اثبات الحد لله، ص۱۲۱٫
[۴] – سلسله مؤلفات فضیله الشیخ محمد بن صالح العثیمین، اثبات الحد لله، ص۱۱۶٫
[۵] – الإیضاح فی أصول الدین، ص ۳۲۵٫
[۶] – حاشیه أسماء الله و صفاته، ج۲، ص۱۰۴۱٫
[۷] – الملل و النحل، ج۱، ص۱۰۴ ـ ۱۰۸٫
[۸] – تاریخ ابنخلدون، ص۴۶۳٫
[۹] – الملل و النحل، ج۱، ص۹۲٫
[۱۰] – تفسیر المنار، ج۱، ص۲۵۲ ـ ۲۵۳٫
[۱۱] – الکلام المقارن، ص ۱۰۲ ـ ۱۰۳٫
[۱۲] – الملل و النحل، ج۲، ص ۹۲و۹۳٫
[۱۳] – لمعه الإعتقاد، ص۳۱٫
http://yon.ir/IJqXh
http://shiastudies.com/fa
آیا وهابیت خدا را محدود می دانند؟ نظر وهابیت در این زمینه چیست؟. آیا وهابیت خدا را محدود می دانند؟ نظر وهابیت در این زمینه چیست؟. آیا وهابیت خدا را محدود می دانند؟ نظر وهابیت در این زمینه چیست؟. آیا وهابیت خدا را محدود می دانند؟ نظر وهابیت در این زمینه چیست؟. آیا وهابیت خدا را محدود می دانند؟ نظر وهابیت در این زمینه چیست؟. آیا وهابیت خدا را محدود می دانند؟ نظر وهابیت در این زمینه چیست؟.آیا وهابیت خدا را محدود می دانند؟ نظر وهابیت در این زمینه چیست؟.
هیچ نظری وجود ندارد