30 جولای 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

ائمه(علیهم السلام) و قیامهای شیعی (قسمت اول)

0
SHARES
8
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مقدمه
یكی از موضوعات مهم تاریخ شیعه، بررسی قیامهای شیعی است كه تحول عظیمی در تاریخ اسلام، خصوصاً تاریخ خونرنگ شیعه محسوب می‌شوند؛ قیامهایی كه ریشه در قیام امام حسین(علیه‌السلام) داشتند و به عنوان خونخواهی آن حضرت و شهیدان راه خدا به وقوع پیوستند و منجر به هلاكت گروههای كثیری از بنی‌امیه و سقوط آنان و بنی‌عباس گردیدند. در واقع قیام مقدس حسین‌بن‌علی(علیهما‌السلام) و حادثه خونبار كربلا را می‌توان ریشه و اساس همه قیامهای حق‌طلبانه شیعی، در مقابل حكومتهای غاصب اموی و عباسی دانست.
با توجه به جایگاه ائمه(علیهم‌السلام) در میان شیعیان، موضع آنها در قبال چنین قیامهایی كه در زمان هر یك از آنها رخ داده است، برای معتقدان به عترت و شیعیان اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، معنایی فراتر از یك پژوهش تاریخی دارد. زیرا واكنش مثبت یا منفی یا بی‌طرفی امام در چنین اموری، از یك‌سو محور داوری دینی برای آنان خواهد بود و از سوی دیگر، مبنای آرای سیاسی و فقهی در زندگی دینی و اجتماعی آنان قرار خواهد گرفت. بنابراین، جا دارد كه موضع ائمه(علیهم‌السلام) در قبال قیامهای شیعی مورد بررسی قرار گیرد.
 1. قیام توابین1 (65ق)
شیعیان كوفه كه پس از شهادت حسین‌بن‌علی(علیهما‌السلام) در باتلاق گناه و تقصیر فرو رفته و دچار احساس عمیق ندامت و پشیمانی شده بودند، تصمیم گرفتند با انتقام گرفتن از قاتلان آن‌حضرت و جانبازی در این راه، كوتاهی خود را جبران كنند. از این‌رو به رهبری سلیمان‌بن‌صرد خزاعی و برخی دیگر از سران و بزرگان شیعه چون مسیب نَجَبه فزاری، عبدالله‌بن‌سعد ازدی، عبدالله‌بن‌وال تیمی و رفاعه‌بن‌شداد بجلی در تدارك سپاه و نیرو برآمدند.(2)
سرانجام یك سال پس از مرگ یزید و در سال 65ق، سلیمان و چهار هزار تن، با شعار «یا لثارات الحسین»(3) كنار قبر امام حسین(علیه‌السلام) جمع شدند و پس از ناله و انابه و پیمان با آن‌حضرت، راهی شام شدند. نبرد میان دو گروه در حالی آغاز شد كه از حیث شمار نفرات و نیز از نظر ساز و برگ نظامی با هم برابر نبودند. توابین در ابتدا توانستند تلفات سنگینی بر شامیان وارد آورند، اما با كشته شدن سلیمان و شمار زیادی از نیروها، جنگ به سود عبیدالله خاتمه یافت و باقیمانده توابین نیز به كوفه بازگشتند.(4)
امام سجاد(علیه‌السلام) و قیام توابین
این قیام یك قیام شیعی محض بود، چرا كه نیروهای آن از معتقدان به حق اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و از محبان و شیعیان علی(علیه‌السلام) بودند؛ آنان از بی‌وفایی و پیمان‌شكنی خویش نادم گشته بودند و در پی توبه و جبران تقصیر بودند.
البته برخی ادعا كرده‌اند كه توابین، امامت امام سجاد(علیه‌السلام) را پذیرفته بودند،(5) اما در منابع هیچ‌گونه رابطه‌ای بین امام سجاد(علیه‌السلام) و آنها ثبت نشده است. آنان نه دعوتی از امام به عمل آورده بودند، نه سفارش و توصیه‌ای از طرف امام بر شروع و ادامه قیام داشتند و نه حذر و تكذیبی از امام علیه ایشان نقل شده است.
آنچه مهم به نظر می‌رسد، این است كه توابین در مجموع، دعوت به اهل‌بیت(علیهم‌السلام) را در رأس برنامه‌های خود قرار داده بودند و اصلی‌ترین ركن تشیع ـ یعنی اعتقاد به امامت و واگذاری امامت جامعه به اهل‌بیت(علیهم‌السلام) ـ به طور مكرر در كلمات توابین به چشم می‌خورد. موارد زیر از آن جمله است:
1. عبیدالله‌بن‌عبدالله، سخنگوی توابین، در مقام دعوت مردم به قیام، در این زمینه می‌گوید:
انا ندعوكم الی كتاب الله وسنّة نبیه والطلب بدماء اهل‌بیته والی جهاد المحلّین والمارقین فان قتلنا فما عندالله خیر للابرار وان ظهرنا، رددنا هذا الامر الی اهل‌بیت نبینا.(6)
ما شما را به كتاب خدا و سنت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و خونخواهی اهل‌بیتش و جنگ با قاسطین و مارقین فرامی‌خوانیم. اگر در این راه كشته شویم، آنچه خداوند در جهان آخرت برای پاكان فراهم آورده بهتر است و اگر پیروز شدیم، حكومت و رهبری جامعه را به اهل‌بیت پیامبرمان باز می‌گردانیم.
2. آنان در میدان جنگ نیز زمانی كه در برابر سپاه شام قرار گرفته بودند، هدف و فلسفه قیام خود را چنین اعلام می‌كنند:
…ثم نردّ هذا الامر الی اهل‌بیت نبینا الذین آتانا الله من قِبَلهم بالنّعمة والكرمة.(7)
حكومت را به اهل‌بیت پیامبرمان بازمی‌گردانیم؛ آنان كه خدا به واسطه‌شان به ما نعمت و كرامت ارزانی داشته است.
بنابراین، با توجه به مطالب فوق می‌توان گفت: رابطه سیاسی خاصی بین امام سجاد(علیه‌السلام) و توابین كه ثابت كند قیام آنها مورد تأیید آن‌حضرت بوده، وجود نداشته و آنچه بیشتر رنگ قیام را شیعی نشان داده شركت فعالانه عده‌ای از بزرگان و سرشناسان شیعی كوفه در آن و مایه‌های عاطفی آن است؛ یعنی توبه به سبب عدم حمایت از حسین‌بن‌علی(علیهما‌السلام) و شهید شدن به عنوان تنها راه پذیرش این توبه.(8)
 
2. قیام مختار (66ق)
با شكست قیام توابین بازماندگان آنان به كوفه بازگشتند. مختار كه در این زمان به دلیل توطئه عمال ابن‌زبیر در زندان به سر می‌برد، به طور سرّی نامه‌ای برای باقیمانده توابین و از جمله رفاعه‌بن‌شداد و دیگران فرستاد. آنان پس از خواندن نامه به او پیغام دادند كه برای قیامی مجدد آماده‌اند.(9)
مختار با وساطت عبدالله‌بن‌عمر، شوهرخواهرش، آزاد شد و پس از آن دعوت خود را علنی كرد. بسیاری از بزرگان شیعه كوفه چون عبدالرحمان‌بن‌شریح، سعید‌بن‌منقذ، سعر‌بن‌ابی‌سعر، اسود‌بن‌جراد كندی، قدامه‌بن‌مالك و… از وی حمایت كردند.(10) سرانجام حدود یك سال پس از قیام توابین، مختار با شعار «یا لثارات الحسین» و «یا منصور أمِت» به مقر حكومت كوفه حمله كرد و والی ابن‌زبیر را اخراج نمود و حكومت شیعی تشكیل داد.(11)
از جمله اقدامات مهم مختار در مدتی كه حكومت كوفه در دستش بود، كشتن شمار زیادی از قاتلان امام حسین(علیه‌السلام) بود. همچنین اشراف كوفه را كه علیه او دست به شورش زده بوند یا به قتل رساند و یا عرصه را چنان برای آنان تنگ كرد كه مجبور شدند از كوفه فرار كنند و به مصعب‌بن‌زبیر در بصره بپیوندند.(12)
ائمه(علیهم‌السلام) و قیام مختار
شرایط سیاسی اجتماعی دوران امامت امام سجاد(علیه‌السلام) به گونه‌ای بود كه برای آن‌حضرت امكان فعالیتهای سیاسی و قیام مسلحانه علیه نظام اموی فراهم نبود و حتی تأیید و حمایت علنی از قیامهای مسلحانه علیه حكومت نیز به مصلحت آن حضرت و پیروانش نبود. حال برای اینكه دانسته شود آیا قیام مختار مورد تأیید ایشان و نیز ائمه بعدی بوده یا نه، برخی از روایات ذكر می‌شود:
1. عمر‌بن‌علی، فرزند امام سجاد(علیه‌السلام)، می‌گوید:
وقتی مختار، سر بریده ابن‌زیاد و عمر سعد را به نزد امام سجاد(علیه‌السلام) فرستاد، حضرت به سجده افتادند و در سجده شكر، خدا را این‌گونه سپاس گفتند:
الحمدلله الذی ادرك لی ثاری من اعدائی وجزی الله المختار خیراً.(13)
حمد و سپاس و ستایش خدای را كه انتقامم را از دشمنانم گرفت و خدا به مختار، پاداش و جزای خیر عنایت فرماید.
2. سدید، یكی از یاران امام باقر(علیه‌السلام)، می‌گوید: آن‌حضرت درباره مختار فرمودند:
لاتسبّوا المختار، فانّه قد قتل قتلتنا و طلب بثارنا وزوّج اراملنا، وقسّم فینا المال علی العسرة.(14)
از مختار بدگویی نكنید كه قاتلان ما را كشت و انتقام خون ما را گرفت و بیوه‌های ما را شوهر داد و در زمان تنگدستی به ما كمك كرد.
هیچ‌یك از این دو روایت، دلالت بر تأیید قیام نمی‌كند.
3. عبدالله‌بن‌شریك می‌گوید:
روز عید قربان در مِنی، به خدمت امام باقر(علیه‌السلام) رسیدیم. حضرت در خیمه تكیه زده و نشسته بودند. شخصی را به دنبال سلمانی فرستاده بودند كه بیاید سر حضرت را اصلاح نماید. و من نیز روبه‌روی حضرت نشسته بودم. در همین حال ناگهان پیرمردی از اهالی كوفه بر امام(علیه‌السلام) وارد شد و دستش را دراز كرد كه دست امام را ببوسد و حضرت نمی‌گذاشت. امام(علیه‌السلام) به او فرمود: شما كیستید؟! آن مرد عرض كرد:
من ابوالحكم، فرزند مختار‌بن‌ابی‌عبید هستم. تا امام او را شناخت با وجود آن كه فاصله كمی با حضرت داشت، امام دست او را گرفت و به نزدیك خود كشاند تا جایی كه نزدیك بود روی زانوی خود بنشاند و در كنار خود جای داد.
ابوالحكم، رو به امام(علیه‌السلام) نمود و عرض كرد: خدا كارت را اصلاح كند. مردم درباره پدرم حرفهای زیادی می‌زنند و چیزهایی می‌گویند. اما حق همان است كه شما بفرمایید. امام پرسید: چه می‌گویند؟ گفت: می‌گویند: كذّاب! ولی سخن شما هر چه باشد ملاك است و من قبول می‌كنم.
امام(علیه‌السلام) با شگفتی فرمودند: «سبحان الله! أخبرنی أبی والله انّ مهرَ امّی كان ممّا بعث به المختار. أو لم‌یبن دورنا وقتل قاتلینا وطلب بدمائنا فرحمه الله وأخبرنی والله أبی انّه كان لیسمر عند فاطمة‌بنت‌علی یمهدها الفراش ویثنی لها الوسائد ومنها اصاب الحدیث، رحم الله أباك، رحم الله أباك، رحم الله أباك، ما ترك لنا حقاً، عند احد الا طلبه، قتل قتلتنا، و طلب بدمائنا.»
پدرم به من خبر داد به خدا سوگند، مهریه مادر من از همان پولی بود كه مختار برایش فرستاده بود. مگر مختار نبود كه خانه‌های ما را ساخت و قاتلان ما را كشت و خون ما را طلب كرد؟ خدا او را رحمت كند. پدرم به من خبر داد كه مختار شبها در خانه فاطمه، دختر علی(علیه‌السلام) می‌رفت و او برایش زیرانداز می‌گستراند و متكا می‌گذاشت و مختار از او حدیث می‌شنید.
آن‌گاه سه بار برای او رحمت فرستاد و فرمود: خدا پدرت را رحمت كند، هیچ حقی از ما نزد كسی نبود، مگر اینكه آن را طلب كرد و قاتلان ما را كشت و خونخواه ما شد.(15)
اما باید گفت در این روایت نكاتی وجود دارد كه قابل دقت و تأمل است:
الف) بر فرض صحت سند روایت، در متن روایت آمده كه مَهر مادر امام باقر(علیه‌السلام) را مختار پرداخته است. حال باید بگوییم: بنابر روایات، ولادت آن حضرت در سال 57ق(16) بوده و آن‌حضرت جدشان امام حسین(علیه‌السلام) را هم درك كرده و با ایشان در كربلا حضور داشته‌اند. پس چگونه ممكن است مَهر مادر امام باقر(علیه‌السلام) از پول مختار باشد، در حالی كه مختار در سال 65ق قیام كرده است؟
بنابراین می‌توان گفت: این روایت جعلی و ساختگی است.
ب) در متن روایت آمده كه پسر مختار پیرمردی از اهالی كوفه بوده است.
حال باید گفت: اولاً: مختار در سال اول هجری به دنیا آمده(17) و در سال 67ق هم در جنگ با مصعب كشته شد.(18) از آنجا كه زمان دقیق این دیدار هم ذكر نشده، چندان معقول به نظر نمی‌رسد كه پسر مختار ـ آن‌گونه كه در نقل عبدالله‌بن‌شریك آمده است ـ پیرمرد باشد، زیرا مختار هنگام مرگ 67 ساله بوده است. بر فرض هم كه این امر را بپذیریم، آیا سزاوار است كه امام برای نشان دادن احساسات و علاقه خود پیرمردی را به طرف خود بكشاند؟ با توجه به اینكه روایات زیادی وجود دارد كه بیانگر فروتنی آنهاست، این امر با تواضع و فروتنی آن بزرگواران سازگاری ندارد.
ثانیاً: ابوالحكم می‌گوید: مردم درباره پدرم چنین و چنان می‌گویند. امام می‌بایست آن را با صدای بلند می‌گفت تا همه حاضران در مجلس بشنوند و از پدر او اعاده حیثیت شود. اما بنابر عبارت متن كه امام پسر مختار را بسیار نزدیك خود آورده تا حدی كه می‌خواسته روی زانوی خود بنشاند و سپس آن مطالب را در حق پدرش بیان داشته‌اند، باید این سؤال مطرح شود كه اگر فاصله آنها تا این حد نزدیك بوده، دیگران چگونه این سخنان امام را شنیده‌اند؟
با این احتمال، اینكه این روایت ساختگی و جعلی باشد، چندان دور از ذهن نیست.
ج) فاطمه، دختر امام علی(علیه‌السلام)، برای مختار نامحرم بوده است، بنابراین آیا در شأن آن بزرگواران است كه با یك مرد غریبه و نامحرم خلوت كنند و برای او حدیث بگویند؟
مگر در بیت علوی مردی وجود نداشته كه مختار از او حدیث بشنود؟
د) در هیچ منبع تاریخی نوشته نشده و یا گزارش نشده كه مختار برای اهل‌بیت(علیهم‌السلام) خانه‌ای ساخته باشد.(19)
علامه مامقانی با توجه به روایت فوق (روایت عبدالله‌بن‌شریك) می‌گوید:
معقول نیست امام(علیه‌السلام) برای كسی كه غیرامامی باشد طلب رحمت نمایند.
چون براساس مذهب امامیه، صرف اینكه مختار كار نیكی چون خونخواهی امام حسین(علیه‌السلام) كرده باشد، مجوز این نمی‌شود كه مورد ترحم امام قرار گیرد؛ زیرا اظهار رضایت و خشنودی ائمه(علیه‌السلام) تابع و فرع خشنودی خداست. پس معلوم می‌شود كه مختار از نظر عقیده، انحرافی نداشته كه موجب خشنودی ائمه(علیهم‌السلام) واقع شده است.
ایشان پس از چند استدلال دیگر، در پایان نظر خود را درباره مختار چنین بیان می‌كنند:
فتخلص من جمیع ما ذكرنا، ان الرّجل امامی المذهب فانّ سلطنته برخصة من الامام.(20)
خلاصه آنچه ما ذكر كردیم، این است كه این مرد (مختار) امامی‌مذهب و حكومت او با اجازه امام بوده است.
در پاسخ به علامه باید گفت: اولاً: در تاریخ موارد زیادی را شاهدیم كه ائمه(علیهم‌السلام) حتی برای دشمنان خودشان و یا افراد غیرمسلمان طلب خیر و هدایت كرده‌اند؛ چه رسد به مختار كه آن اقدامات (كشتن قاتلان امام حسین ـ علیه‌السلام ـ) را انجام داده است.
ثانیاً:آیا صرف اینكه امام برای مختار طلب خیر كرده باشد، لازمه اش تأیید قیام و یا حكومت وی است؟
4. مختار پس از آنكه دعوت خود را در كوفه علنی ساخت، گروهی از كوفیان ـ كه در رأس آنها افرادی چون عبدالرحمان‌بن‌شریح، سعید‌بن‌منقذ، سعر‌بن‌ابی‌سعر، اسود‌بن‌جراد كندی و قدامه‌بن‌مالك بودند ـ در پاسخ به ندای او دچار تردید شدند. سرانجام آنان تصمیم گرفتند هیأتی را به ریاست عبدالرحمان‌بن‌شریح به دیدار ابن‌حنفیه بفرستند تا جریان را با وی در میان گذارند.
هیأت به طور بسیار سرّی در مدینه با محمد حنفیه ملاقات می‌كند و مسئله را مطرح می‌نماید. ایشان پس از شنیدن سخنان هیأت و گفتن سخنانی، در پایان می‌گوید:
فوالله لَوَوَدتُ انّ الله انتصر لنا من عدونا، بمن شاء من خلقه.(21)
به خدا سوگند، دوست دارم خدا به وسیله هر كس از بندگان خود، انتقام ما را از دشمنانمان بگیرد.
البته برخی برای این روایت، ادامه‌ای هم ذكر كرده‌اند و آن اینكه محمد پس از شنیدن سخنان سران شیعه، و گفتن سخنانی كه ذكر شد، آنان را مخفیانه به حضور امام سجاد(علیه‌السلام) می‌برد و وقتی گزارش محمد حنفیه تمام می‌شود، آن‌حضرت می‌فرماید:
یا عمّ، لو انّ عبد زنجیاً تعصب لنا اهل‌البیت یوجب علی الناس مؤازرته، وقد ولّیتك هذا الامر فاصنع ما شئت.
ای عمو، اگر برده‌ای زنگی هم به پشتیبانی از ما اهل‌بیت(علیهم‌السلام) قیام كند، حمایت از او بر مردم لازم است و در این مورد، من به شما ولایت دادم، هر طور صلاح می‌دانی عمل كن.
و در ادامه روایت آمده كه آنها به یكدیگر می‌گفتند: زین‌العابدین و محمد‌بن‌حنفیه به ما اجازه دادند و گفتند دوست داریم خدا به وسیله هر كس از بندگانش كه خواهد انتقام ما را از دشمنان بگیرد و اگر راضی نبودند ما را نهی می‌كردند.(22)
آنچه از این روایت به دست می‌آید این است كه اگر كسی پیدا شد و انتقام اهل‌بیت(علیهم‌السلام) را گرفت، آنان راضی و خشنود خواهند شد. اما آیا صرف راضی بودن به كار كسی، بیانگر تأیید عمل آن شخص است؟ و آیا صرف اینكه امام(علیه‌السلام) آنان را نهی نكرد، بیانگر این است كه امام(علیه‌السلام) در آن لحظه قیام مختار را تأیید كرده است؟
روایاتی نیز وجود دارند كه بر ذم مختار دلالت می‌كنند. به این روایت بنگرید:
عن محمد‌بن‌الحسن وعثمان‌بن‌حامد عن محمد‌بن‌یزداد عن محمد‌بن‌الحسین عن عبدالله‌بن‌المزخرف عن حبیب الخثعمی عن الصادق(علیه‌السلام): كان المختار، یكذب علی علی‌بن‌الحسین.(23)
از امام صادق(علیه‌السلام) چنین نقل شده است: مختار بر امام سجاد(علیه‌السلام) دروغ می‌بست.
آیت‌الله خویی در رد این روایت می‌گوید:
این روایت از نظر سند جداً ضعیف است، زیرا حبیب، راوی این حدیث، مجهول‌الحال است.(24)
عالمان رجال روایات دیگری نیز كه در ذم مختار آمده، یا از حیث سند ضعیف دانسته‌اند و یا با توجه به ضربات مهلكی كه مختار به امویان و زبیریان وارد كرد، ساخته و پرداخته علمای عامه و زبیریان دانسته‌اند و یا آنها را حمل بر تقیه امام گرفته‌اند.
به هر حال، ما برای جلوگیری از اطاله كلام به همین مقدار اكتفا می‌كنیم. به عنوان نتیجه بحث باید گفت: مختار از این حیث كه توانست قاتلان امام حسین(علیه‌السلام) را به سزای عملشان برساند و دل اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و در رأس آنها امام سجاد(علیه‌السلام) را خشنود كند، مورد تأیید و درخور دعا و طلب خیر و رحمت آن‌حضرت است. اما اینكه آیا اصل قیام وی در آن شرایط، مورد تأیید امام سجاد(علیه‌السلام) بوده است، و یا آن‌گونه كه برخی ادعا كرده‌اند، قیام او به دستور و اشراف امام سجاد(علیه‌السلام) و محمد بوده است، مطلبی است كه نمی‌توان از روایات به دست آورد. از طرفی هم با توجه به اقداماتی كه مختار برای خشنودی آنان انجام داد، بعید است كه آن حضرت در حق وی گفته باشد او كذاب و دروغگوست.
3. قیام زید‌بن‌علی (121 یا 122ق)
زید، فرزند امام سجاد(علیه‌السلام)، فردی عابد، پرهیزگار و فقیهی بخشنده و شجاع بود كه با هدف امر به معروف و نهی از منكر و خونخواهی امام حسین(علیه‌السلام) و با شعار «یا منصور أمت» قیام كرد.(25)
وی پس از پشت سر گذاشتن درگیریهای لفظی با هشام‌بن‌عبدالملك (105 ـ 125ق) تصمیم گرفت علیه وی دست به قیام بزند. پس از بازگشت به كوفه، شیعیان (در حدود پانزده هزار نفر) اطراف او را گرفتند و او را به قیام بر ضد بنی‌امیه تشویق كردند.(26) اما در اثنای جنگ، با اصابت كردن تیری به پیشانی او، قیامش با شكست مواجه شد و خودش به شهادت رسید.(27)
ادامة
ائمه(علیهم السلام) و قیامهای شیعی (قسمت دوم)
ائمه(علیهم السلام) و قیامهای شیعی (قسمت سوم)

نوشته قبلی

زندگى حضرت امام خمينى ( سلام الله عليه)

نوشته‌ی بعدی

ائمه(علیهم السلام) و قیامهای شیعی (قسمت دوم)

مرتبط نوشته ها

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین
امام حسین (ع)

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)
نهضت حسینی

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

امام حسین (ع) از دیدگاه اندیشمندان جهان
امام حسین (ع)

امام حسین (ع) از دیدگاه اندیشمندان جهان

جهاد در فقه شیعه
محور مقاومت

سیلی دوبارۀ واقعیت بر گونۀ سرخ واشنگتن

سیره ائمه (ع) در زنده نگاه داشتن عاشورا
نهضت حسینی

سیره ائمه (ع) در زنده نگاه داشتن عاشورا

پیامدهاى نهضت عاشورا
نهضت حسینی

پیامدهاى نهضت عاشورا

نوشته‌ی بعدی

ائمه(علیهم السلام) و قیامهای شیعی (قسمت دوم)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

بیشتر بودن جمعیت اهل سنت از شیعه

بیشتر بودن جمعیت اهل سنت از شیعه

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

امام حسین (ع) از دیدگاه اندیشمندان جهان

امام حسین (ع) از دیدگاه اندیشمندان جهان

جهاد در فقه شیعه

سیلی دوبارۀ واقعیت بر گونۀ سرخ واشنگتن

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا