۳۰ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home نظام ولایت فقیه

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

غلامرضا گلی زواره

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی
0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter
حسن استفاده از میراث محرّم

از دیدگاه امام خمینی، نهضت عاشورا دین را احیا کرد و حاکمیت الله، عبودیت خداوند، زدودن طاغوت، نشاندن اوامر و نواهی الهی به جای فرهنگ منحط دستگاه اموی، ارمغان این حماسه شکوهمند بود:

«خطری که معاویه و یزید برای اسلام داشتند، این نبود که غصب خلافت کردند. این یک خطر کمتر از آن بود. خطری که اینها داشتند این بود که اسلام را به صورت سلطنت در می خواستند بیاورند. می خواستند معنویت را به صورت طاغوت در آورند… . این خطر را سید الشهداء دفع کرد…»

حضرت امام حکومت را به عنوان یک مجموعه در نظر می گیرد و نشان می دهد که چگونه تسامح، سهل انگاری و خیانت در انتخاب شخص حاکم که خود گناهی بزرگ است، می تواند فساد عملی را به سرعت به ارکان حکومت سرایت دهد و از آنجا تمام شئون اجتماعی و فرهنگی جامعه را مخدوش، عدالت را کمرنگ و دین را از محتوا خالی و نفاق و ظاهر سازی، قدرت طلبی و بازگشت به اخلاق جاهلی را ترویج کند.

آن روح قدسی با پیروی از حضرت اباعبدالله و با الهام گرفتن از فرهنگ عاشورا بر این حقیقت ثابت ـ یعنی ترسیم دو جناح حق و باطل و مبارزه قاطع با اهل فساد و ستم به معنای عام آن و سازش ناپذیر بودن آن دو ـ بر همه اصولی که در روش و گفتار رهبر عاشورا مشاهده می کرد، تأکید می ورزید و در هدف خود از قاطعیت ویژه و عزم راسخ و تغییر ناپذیری برخوردار بود. حرکت انقلاب اسلامی را نیز بر اساس همین اندیشه استوار ساخته بود آثار این فرهنگ و تفکر در سیره و روش او و نیز در سخنانش به روشنی پیداست. در جایی فرموده اند:

«خمینی می تواند تفاهم کند با ظلم؟ خمینی آنجا هم که بود، مجد اسلام را حفظ می کرد، می تواند حفظ نکند؟ اسلامی که پیغمبر اسلام این قدر زحمت کشیده است، خمینی و امثال خمینی می توانند یک چیزی بگویند که برخلاف مصالح اسلام باشد؟».

هنر حضرت امام در بهره وری شایسته از عاشورا دگرگونی در نگاه مردم بود. او نگاه مردم را در این رویداد از مقام ثبوتی به اثباتی کشانید و توجه مردم را بیشتر به فلسفه قیام جلب کرد تا خود حادثه. از قیام امام حسین(علیه السلام) و حماسه های عاشورا مشعلی برای حرکت و زندگی مردم ساخت و این حماسه را در متن زندگی سیاسی اجتماعی مردم وارد کرد و از آن به عنوان الگویی برای نجات انسان ها از چنگال جنود شیطان الهام گرفت و آن را پشتوانه حرکت و قیام عمومی ساخت. این نگرش چنان تأثیر شگرفی نهاد که انسان های ذلیل، ترسو، ظلم پذیر، بی اراده و فرو خفته در غفلت های فراوان را به انسان های استوار، با شهامت، ستم گریز و خودباور تبدیل ساخت و فرهنگ حسینی را در بطن اجتماع وارد و نظامی به ظاهر محکم و استوار را سرنگون کرد و تشکیلاتی دیگر به جای آن بنیان نهاد و به مردم آموخت که عاشورا فقط برای گریستن نیست، بلکه این گریه ها و مویه ها فلسفه دارد. آدمی ضمن گرامی داشت عاشورا باید بیاموزد که حسینی زندگی کند، و گر نه همچون یزیدیان خواهد بود. بنابراین فرهنگ این قیام می تواند در تمامی جوامع، درس آموز، هدایت گر و راهنما باشد و کلام نبوی که فرموده اند: «إن الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه»، تحقق عینی خواهد یافت.

زنده ماندن عاشورا با این نگاه به معنای زنده ماندن همه ارزش های والای انسانی و الهی است؛ یعنی مصونیت جامعه در برابر سلطه گری ها، استبدادها و جهالت ها.

قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، به دلیل اوضاع اجتماعی و برخی تبلیغات مسموم و منفی، اسلام در دنیا، خرافه و کهنه و غیر قابل استفاده در فرهنگ جوامع تلقی می گردید. نماز خواندن در مراکز عمومی نشانه ای از جمود به حساب می آمد. یک مسلمان گاهی گناه ترک نماز را به دلیل فشار افکار عمومی می پذیرفت. یکی از مقامات سیاسی یکی از کشورهای عربی در ماه رمضان به دیدن شاه ایران آمد. برایش چای و دیگر وسایل پذیرایی آوردند. وی به شاه می گوید: ماه رمضان است. من مسافرم، شما مگر کسالتی دارید؟ در جوابم گفت: مگر شما هم این خرافات را قبول دارید؟

رئیس حکومتی در کشوری که اکثر آن شیعه هستند، احکام قطعی قرآن و واجبات الهی را قبول نداشت. التزام به موازین شرعی را نوعی عقب افتادگی می پنداشت. استفاده از شراب و سایر مشروبات الکلی عادی بود و قمار بازی و سایر مفاسد اخلاقی و اجتماعی هیچ گونه قباحتی نداشت. در این وضع نگران کننده، امام خمینی با پیروی از امام حسین(علیه السلام) همه را از خواب غفلت بیدار کرد و مردم را به درجه ای از رشد و تعالی رسانید که احساس کردند نه تنها اسلام خرافه نیست، بلکه تنها راه نجات بشریت است.

نگاه رهبری انقلاب اسلامی به میراث گران قدر و حیات بخش عاشورا، تعالی بخش، ولی در عین حال قدردان تلاش افراد در اعصار گذشته بود. آن روح قدسی ضمن آنکه خود دارای عمیق ترین بینش درباره عاشورا و نهضت حسینی بوده نقدی سازنده و احترام آمیز به برداشت های رایج از سنت ها و سوگواری های محرم داشت و قدر و ارزش همین مجالس و محافل سنتی عزاداری و بزرگداشت های متداول و مرسوم را در حفظ اساس نهضت و انتقال پیام آن به خوبی می شناخت و بر این اعتقاد بود که « ما هر چه داریم، از محرم است» و یا اینکه: «محرم و صفر اسلام را زنده نگاه داشته است» و «با ذکر مصائب اهل بیت این مذهب تا حالا زنده مانده است». او وامداری خود را در قبال سوگواری های صادقانه و خالصانه مردم بروز می داد و گاهً با لحنی توأم با احترام، خطای روشنفکران را در کم اعتنایی و نادیده انگاشتن کوشش های گذشتگان اعلام می داشت. در عین حال، با تعبیر به اینکه همه ائمه به رغم تفاوت مقتضیات و اوضاع اجتماعی و سیاسی که به اختلاف مشی مبارزه می انجامید، «اصل مبارزه با باطل» را با جدّیت دنبال می نمود و برداشت راحت طلبانه دین مداران عافیت طلب را افشا می ساخت و از همین موضع بود که فرمود:

«لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق، به طور کوبنده فجایع و ستمگری های ستمگران هر عصر و مِصر(شهر) یادآوری شود».

امام خمینی با استفاده نیکو از میراث بزرگداشت محرم و احیا و اصلاح ابعاد فراموش یا بد فهمیده شده اش، خیل عظیم محبّان کربلا و دوستداران اهل بیت را به سرچشمه کوثر حقیقی عاشورا متصل ساخت و از توده وسیع اما خاموش و بی خطر عزاداران، مداحان، گویندگان مذهبی و مرثیه سرایانِ فاجعه کربلا لشکرهای فریادگر با هدف، شهادت طلب و فداکار سامان داد که بنیاد بیدادگری ظلم و بیگانه پرستی را در کام آتش افروخته از ایمان به «کل یوم عاشورا» فرو بلعید. به یمن این حرکت، قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ آغازگر نهضتی شد که در عاشورای ۱۳۵۷ سند ختم مشروعیت و مقبولیت رژیم شاهنشاهی را به امضای همه مراکز خبری و محافل تصمیم گیری هواداران نظام طاغوتی رسانید و به این ترتیب یکی از مستحکم ترین نظام های یزیدی تاریخ، به مدد فهم درست نهضت عاشورا به موزه تاریخ پیوست.

قوی ترین عامل تحول جامعه

در شرایطی که تفکر ناب و اصیل اسلام مهجور بود، دینداری و اهل دیانت با هجوم آفت ها، تحرک و پویایی خود را از دست می دادند و علایم حیات یکی پس از دیگری زایل می شدند، احیاگران چگونه می توانستند نشاط و تکاپو را به این پیکر نیمه جان بازگردانند و از خواب آلودگانی که سراسر وجودشان را یأس و حرمان فراگرفته و از فرط سستی و خماری، احساس درد را هم از دست داده اند، چگونه انسان های باشور و حرارت، متعهد و اهل تکلیف و دردمند بسازد. در این شرایط امام خمینی برای ایجاد دگرگونی اساسی و بنیادی به سراغ قوی ترین عامل تحول جامعه رفت و با درک صحیح و عمیق از مکتب، شناخت همه جانبه جامعه و توانایی ارائه برنامه اصلاحی، به مسئله کربلا پرداخت زیرا متوجه این حقیقت بود که هیچ موضوعی مانند آن در اعماق جان شیعیان نفوذ نکرده و این حادثه صرفاً جنبه فکری و ذهنی ندارد، بلکه با پرشورترین احساسات و عواطف عجین است؛ چرا که مردم در هیچ واقعه ای به این میزان اشک نریخته و در هیچ ماتمی چنین سوگواری نکرده و در هیچ مراسمی این گونه به میدان نیامده اند. به علاوه، این قیام ایینه تمام نمای ارزش های انسانی است و اوج ایثار، حماسه، جهاد، مبارزه، اشتیاق معنوی و عبادت را به نمایش می گذارد. از این رو، مطرح کردن عاشورا و ترسیم چهره راستین کربلا، به معنی توجه دادن مردم به آشناترین چهره و پرجاذبه ترین حرکت توحیدی، کامل ترین سرمشق و عالی ترین حماسه در هر عصر است. به همین دلیل، یکی از نویسندگان معاصر می نویسد:

«ایت الله خمینی بیش از هر مقام شیعی که دارای منزلتی قابل قیاس با وی باشد، خاطره کربلا را با احساس حادّی از ضرورت سیاسی به کار گرفت است».

امام خمینی عقیده دارد باید عاشورایی دیگر به وجود آورد:

«اسلام را عرضه بدارید و در عرضه آن نظیر عاشورا به وجود آورید. چطور عاشورا را محکم نگه داشته و نگذاشته ایم از دست برود؟ چگونه هنوز مردم برای عاشورا سینه می زنند و اجتماع می کنند؟ سلام بر مؤسس آن. شما هم امروز کاری کنید که راجع به حکومت موجی به وجود اید، اجتماعات بر پا گردد».

امام حسین(علیه السلام) جامعه را از حالت سکون و ایستایی خارج ساخت و سبب بالندگی و شکوفایی آن شد. او که عصاره اسلام ناب محمدی است، قیام می کند تا نشان دهد آنچه بنی امیه حکومت خود را به وسیله آن توجیه می کند، دین نیست، بلکه نوعی فریب و نیرنگ است که به اسم دین عرضه می شود. اسلام حقیقی با چنین حکومتی سازگاری ندارد. امام خمینی نیز با اقتدا به امام حسین(علیه السلام) چنین کرد و در مقابل حکومت ستمگر همه مصایب را تحمل کرد و با ایستادگی و سازش ناپذیری خود مشروعیت اجتماعی و سیاسی نظام شاهنشاهی را برای اولین بار در تاریخ ایران زیر سؤال برد و برای همیشه ستم آن را از سر مردم کم کرد و آزادگی و ظلم ستیزی امام حسین(علیه السلام) در وجود امام خمینی به گونه ای متجلی شده است. آن روح قدسی می گوید:

«حضرت سیدالشهداء به همه آموخت که در مقابل ظلم و ستم، در مقابل حکومت جائر چه باید کرد».

و در جای دیگر فرموده اند:

«امام مسلمین به ما آموخت که درحالی که ستمگران زمان به مسلمین، حکومت جائرانه می کنند، در مقابل او اگر چه قوای شما ناهماهنگ باشد، به پا خیزید و استنکار کنید. اگر کیان اسلام را در خطر دیدید، فداکاری کنید و خون نثار نمایید».

مقام معظم رهبری حضرت ایت الله خامنه ای تأکید کرده است:

«عنوان پیروزی خون بر شمشیر را امام بزرگوار از ماه محرم استحصال کردند و مردم ایران نیز با پیروی از حسین بن علی(علیه السلام) از عاشورا درس گرفتند و سرانجام خون بر شمشیر پیروز شد. حضرت امام به عنوان یک انسان حسینی و عاشورایی دنیای کفر و الحاد را به مبارزه طلبید و همه شاهد بودند که در عمل چه کرد و امروز همه ما باید عاشورایی باشیم تا حرکت دنیا به سمت صلاح برود و تسریع و زمینه ظهور ولی مطلق نیز فراهم شود. گویندگان و علمای دین باید با شمشیر حق و ذوالفقار علوی و ولوی عاشورا در مقابل تبلیغات خصمانه و خباثت آمیز دشمن بایستند و با همت و فداکاری خود بار دیگر همان معجزه بزرگ را در برابر جناح کفر مطرح کنند.»

استاد شهید علامه مرتضی مطهری گفته است:

«ندای امام خمینی از قلب فرهنگ و از اعماق و از ژرفای روح این ملت بر می خاست. مردمی که در طول چهارده قرن حماسه محمد۹، علی(علیه السلام)، زهرا۳، حسین(علیه السلام)، زینب۳، سلمان، ابوذر و صدها هزار مرد دیگر را شنیده بودند و این حماسه ها با روحشان عجین شده بود. بار دیگر همان ندای آشنا را از حلقوم این مرد شنیدند. علی را، حسین را در چهره او دیدند. او را ایینه تمام نمای فرهنگ خود که تحقیر شده بود، تشخیص دادند. او توانست ایمان از دست رفته مردم را به آنها بازگرداند و آنها را به خودشان مؤمن کرد و مردمی که سال ها این آرزو را که در زمره یاران امام حسین(علیه السلام) باشند، در سر می پروراندند…، به ناگاه خود را در صحنه ای مشاهده کردند؛ آن چنان که گویی حسین(علیه السلام) را بعینه می دیدند و همین باعث شد که به پاخیزند و یکسره بانگ تکبیر بر هر چه ظلم و ستمگری است بزنند».

انقلاب اسلامی صرفاً در صدد ایجاد یک امپراطوری قوی یا سیستم رفاهی کم نظیر یا ساختار فرهنگی و سیاسی مبتنی بر نظریات علمی نبود، بلکه این حرکت عظیم با حدوث و تداومش در صدد بود که جامعه را از حضیض ذلت، به اوج عزت برساند و محرومین صالح را به مقام وراثت و خلافت الهی در زمین نایل نماید. از این جهت، وقوع این تحول بزرگ با دیگر انقلاب ها تفاوت جوهری دارد. علت اصلی پیدایش انقلاب اسلامی ایران سریان ولایت عاشورایی امام خمینی بود. اینک تداوم آن نیز در گرو حفظ و انتقال ولایت به نسل جدید و نسل های اینده خواهد بود. آنچه در فرایند این تسرّی نقش واسطه را ایفا می کند، اصل معرفت و شناخت امام خمینی و محبت و عشق نسل ها به او است که خود بهترین مقدمه برای ورود به ولایت اهل بیت: و ولایت الهی است. ولایت عاشورایی امام خمینی سر منشأ و علت محدثه انقلاب اسلامی بوده است؛ یعنی پیروزی این قیام را جز اعجاز ولایت حسین که از آستین ولایت امام خمینی بیرون آمد، نمی توان دانست. همین جاذبه معنوی و نفس رحمانی امام بود که مس ها را تبدیل به طلا ساخت و دمادم بر کالبد امّت عاشورایی خون تازه ای می دمید. تداوم انقلاب نیز به همین حضور دائمی بستگی دارد. در میان اولیای غیر معصوم، نوادری یافت می شوند که در برخورداری از شرایط ولایت تا مرز اولیای کامل الهی پیش می روند. از همین روی، گفتار و کردارشان حالتی دیگر پیدا می کند. آنان مصداق این روایت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) هستند که فرمود:

«انَّ للهِ عباداً لیسوا بانبیاء یغبطهم النبیون؛ خداوند بندگانی دارد که گر چه پیامبر نمی باشند، ولی فرستادگان الهی به حالشان غبطه می خورند».

امام خمینی در نقطه اوج این گونه از اولیاست؛ چنان که رهبر معظم انقلاب اسلامی در وصفش فرمود:

«امام خمینی نشان داد که در کسب فضایل تا مرز ائمه معصومین پیش رفتن اضافه نیست».

استاد شهید مرتضی مطهری عدالت اجتماعی، استقلال، آزادی و معنویت اسلامی را به عنوان ارکان تداوم انقلاب اسلامی نام می برد و رخنه فرصت طلبان، عدم اخلاص و معنویت، ابهام طرح های اینده، نفوذ اندیشه های بیگانه و تجدّدگرایی افراطی را از آفات انقلاب می داند. بی شک همان عواملی که انقلاب را پدید آورده اند، باید در استمرار این حرکت نقش ایفا کنند و قلب تپنده آن یعنی ولایت حق حضور داشته باشد، و گر نه تمام ارکان و اعضا از حرکت تکاملی باز خواهند ایستاد.

سرچشمه پیروزی

ائمه: ادامه دهنده راه انبیا هستند؛ یعنی همان تزکیه، تعلیم و برقرار کردن قسط و عدل و بیرون آوردن امت ها از تاریکی ها به سوی نور، از شرک به توحید، از تفرقه و جدایی به اتحاد و تفاهم و از ذلت به عزت. روح دعوت همه انبیا و اولیا نفی هر گونه استکبار و استبداد بوده است و شعار هر مسلمانی که حضرت امام خمینی بر آن تأکید کرده اند، این است (نه ستم را بپذیرید و نه زیر بار ظلم بروید). پیامبر آمد تا عقل سلیم مردم را شکوفا کند و آنان را به بصیرت و تفکر و تعقل وادارد حضرت علی(علیه السلام) فرموده اند: «و یثیروا لَهُمْ دفائِنَ العُقول؛ (فرستادگان الهی) آمدند تا عقل های دفن شده را بیرون آورند و به کار اندازند. دعوت مردم به معروف و نهی از منکر و دور کردن آنان از خرافات نیز از اهداف انبیاست». حضرت امام حسین(علیه السلام) نیز این اهداف را دنبال کرده و در وصیت نامه خود خطاب به برادرش محمد حنفیه پس از شهادت به یگانگی خداوند و رسالت حضرت محمد۹ و روز جزا فرموده اند: «وَ إِنّی لَمْ أخْرِجْ أشِراً وَلا بَطراً وَلا مُفْسِداً وَ لاظالِماً وَ إِنّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِصلاحِ فی أمَّهِ جدّی اُریدُ اَنْ آمُر بالمَعْروُفِ وَ اَنهی عَنَ المُنکَرِ و أسیر بِسیره جَدّی وَ اَبی علی بِنِ اَبی طالب؛ یعنی من برای تفریح و تفرّج خروج نکردم و نه از روی بلند منشی و نه برای فساد و خرابی و نه از روی ستم، بلکه خروج من برای اصلاح امت جدم است. من می خواهم امر به معروف و نهی از منکر و به سیره و سنت جدم و ایین و روش پدرم علی(علیه السلام) رفتار کنم».

حضرت امام خمینی برای نجات مردم از آتش بیداد و تباهی های خاندان پهلوی و نیز ستیز با استکبار و رهبری انقلاب اسلامی از این مکتب و روش درس گرفت و همان راه را ادامه داد.

«… ما پیرو پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) هستیم. پیرو حضرت امیر۷ هستیم. ما پیرو اباعبدالله هستیم. ما به سیدالشهداء اقتدا کرده ایم و تمام مقصد ما، مکتب ماست. همه ما باید فدای اسلام شویم و ما که تابع حضرت سیدالشهداء هستیم، باید ببینیم ایشان چه وضعی در زندگی داشت. قیامش، انگیزه اش نهی از منکر بود که هر منکری باید از بین برود. … مِن جمله قضیه حکومت جور، باید از بین برود».

امام خمینی علل شکل گرفتن و بقای انقلاب اسلامی را مدیون و مرهون عاشورا می دانند و می گویند مردم درس قیام و مبارزه را از امام حسین(علیه السلام) فراگرفتند. ایشان در سخنانی متذکر گردیده اند:

«ما باید همه متوجه این معنا باشیم که اگر قیام حضرت سید الشهداء نبود، امروز ما نمی توانستیم پیروز شویم. انقلاب اسلامی پرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است».

در جای دیگر تأکید کرده اند:

«تمام این وحدت کلمه ای که مبدأ پیروزی ما شد، برای خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگواری و این مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد».

پی نوشت ها
  1. صحیفه نور، ج۷، ص۳۷ و نیز ج۱۷، ص۵۸
  2. همان، ج۱، ص۷۰
  3. عیون اخبار الرضا، ج۷، ص۶۲؛ بحارالانوار، ج۳۶، ص۲۰۴؛ کمال الدین صدوق، ج۱، ص۲۶۴
  4. خورشید شهادت، ج۲، سخنرانی ایت الله محمد یزدی، ص۶۵ـ۶۶
  5. قیام عاشورا در کلام و پیام امام خمینی، ص۹۱
  6. تفکر نوین سیاسی اسلام، حمید عنایت، ترجمه ابوطالب صارمی، ص۲۷۱
  7. ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، امام خمینی، ص۱۶۰
  8. عاشورا در کلام و پیام امام خمینی، ص۵۵
  9. همان
  10. روزنامه همشهری، ۴ خرداد ۱۳۷۴، شماره ۶۹۱
  11. پیرامون انقلاب اسلامی، استاد شهید مرتضی مطهری، ص۹۴ ـ ۹۵
  12. شواهد الربوبیه، ملاصدرا، ص۳۷۷
  13. مجموعه مقالات دومین کنگره امام خمینی و فرهنگ عاشورا، دفتر دوم، ص۹۶
  14. پیرامون انقلاب اسلامی، ص۹۵؛ نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر، ص۸۷
  15. مجموعه مقالات دومین کنگره ، مقاله عباس ایزدپناه
  16. نهج البلاغه، فرازی از خطبه اول
  17. اعراف/۱۵۶
  18. مقتل عوالم، ص۵۴؛ مقتل خوارزمی، ج۱، ص۱۸۸؛ ملحقات احقاق الحق، ج۱۱، ص۶۰۲؛ نفس المهموم، ص۴۵
  19. صحیفه نور، ج۲۰، ص۱۸۹
  20. همان، ج۱۷، ص۶۰
  21. همان

منبع: مجله  /  فرهنگ کوثر  /  زمستان۱۳۸۶، شماره ۷۲

برچسب ها: انقلاب اسلامیامام حسین علیه السلامغلامرضا گلی زواره
نوشته قبلی

نظم جدید و قدرت جهانی ایران

مرتبط نوشته ها

نگاهی به پیشینه علمی حوزه نجف
نظام ولایت فقیه

سازمان رهبری شیعه در عصر غیبت صغری

ولایت فقیه از دیدگاه فقیهان دوره مشروطه
برگزیده ها

ولایت فقیه از دیدگاه فقیهان دوره مشروطه

آرمان ‌شناسى قیام‌ هاى شیعى
نظام ولایت فقیه

بررسی مبانی فقهی ـ کلامی عاشورا و تأثیر آن بر انقلاب اسلامی

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور
نظام ولایت فقیه

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

مبادی ولایت فقیه
نظام ولایت فقیه

مبادی ولایت فقیه

ما از انتقام خون شهداء صرف نظر نمی کنیم.
ویژه جنگ رمضان

ما از انتقام خون شهداء صرف نظر نمی کنیم.

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

نظم جدید و قدرت جهانی ایران

نظم جدید و قدرت جهانی ایران

سیره اخلاقی امام هادی (ع)

نامه های امام هادی (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

امام علی علیه السلام و عدالت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا