ج. یعقوب علیه السلام و بنی اسرائیل
۱٫ در تورات
از منظر تورات، اسحاق علیه السلام که جانشین ابراهیم علیه السلام بود، صاحب دو فرزند توأم شد. اولی را عیسو (پرمو) و دومی را یعقوب (تعقیب می کند) نامید. تورات معتقد است ابتدا قرار بود عیسو جانشین پدر شود، ولی همسر اسحاق با حیله ای یعقوب را به جای عیسو نزد یعقوب فرستاد و یعقوب عهد جانشینی را از پدر گرفت و پدر متوجه نشد.(۱) یعقوب با رفتاری بحث انگیز در مقام وارث عهد الهی در صحنه ی رویدادهای کتاب مقدس ظاهر می شود. او بر اساس سنت نوزو، درباره ی تضمین حقوق وراثت برای خود، با عیسو معامله می کند. او با یک کاسه خورشت، حق نخست زادگی را صاحب می شود. او این حق را به صورت شفاهی دریافت می کند و این عهد هم تغییر ناپذیر است. رسمی که با قوانین معاصر آن دوره نیز سازگار بود.(۲) یعقوب، جانشین اسحاق شد. یعقوب ملقّب به اسرائیل بود. برخی می گویند اسرائیل یعنی کسی که بر خدا پیروز شد، اما ترجمه ی صحیح آن به عبری عبارت است از کسی که بر قهرمان پیروز شد یا کسی که همراه خدا می جنگد و علت آن، کشتی گرفتن یعقوب با الوهیم (خدا) است که به پیروزی یعقوب انجامید و خدا او را اسرائیل نامید.(۳) البته یهودیان معتقدند اینجا مراد از الوهیم یکی از فرشتگان خداست، نه ذات مجرّد محض حی قیوم.(۴) یعقوب دوازده فرزند داشت به نام های لاوی، یساکار، یهودا، بنیامین، یوسف، شمعون، زبولون، جاد، اشیر، دان، نفتالی رؤبین، که بنیامین و یوسف از یک مادر بودند. به این دوازده نفر بنی اسرائیل (یعنی فرزندان یعقوب) و به فرزندان آنان اسباط بنی اسرائیل می گفتند. تمام داستان های مربوط به بنی اسرائیل به این دوازده سبط مربوط می شود. در تورات داستان اسرائیل و بنی اسرائیل به تفصیل بیان شده است و از آنان با عنوان قوم برگزیده ومالک ارض موعود نام برده شده است.(۵) یعقوب مذبحی در بت ال (بیت ایل) بنا کرد که در مقابل بت پرستی بود. در آنجا خدا عهد خود را با او تمدید کرد. او که قبلاً با نیرنگ عهد را ربوده بود، با بخشش برادرش، برای عهد الهی صلاحیت یافت.(۶) داستان خواب یوسف و حسادت برادرانش نسبت به او، طرح قتل یوسف، انداختن یوسف به چاه، نجات یوسف و عزیمتش به مصر، زندان و تعبیر خواب او، رسیدن او به مقام صدارت اعظم مصر، قحطی در کنعان، عزیمت برادران یوسف به مصر برای آذوقه، دعوت یوسف از برادران برای مسافرت به مصر و ورود بنی اسرائیل به مصر داستان هایی است که در سفر پیدایش تورات مطرح شده است. سفر پیدایش، با مرگ یوسف خاتمه می یابد. سفر خروج با داستان اسباط بنی اسرائیل و پیشرفت آنان از نظر علوم و فنون آغاز می شود و تا آنجا ادامه دارد که فرعون مصر به آزار بنی اسرائیل پرداخت و بنی اسرائیل برای رهایی و ظلم او، از خداوند تقاضای رهبر کردند تا آنها را از این وضعیت برهاند و خداوند حضرت موسی را فرستاد و آنان نیز از او تبعیت کردند.
۲٫ در قرآن
قرآن بحث حیله را در قبول جانشینی امر رسالت در مورد حضرت یعقوب علیه السلام و یا داستان کشتی گرفتن یعقوب با خدا را نمی پذیرد، اما بسیاری از اقوال تورات در مورد یعقوب، یوسف و بنی اسرائیل را می پذیرد. سوره ی یوسف مشترکات زیادی با اواخر سفر پیدایش تورات دارد؛ اما نکته قابل ذکر این است که قرآن همواره با نگاه همراه با احترام و عصمت به یعقوب، یوسف و انبیای بنی اسرائیل می نگرد و از نسبت دادن گناه و پلیدی به آنان پرهیز می کند و آنان را بندگانی صالح، عابد و مطیع در برابر خداوند می داند.
۲٫ حضرت موسی علیه السلام(۷)
موسی بن عمرام (عمران) شخصیت محوری تورات است. از منظر تورات، پس از ظلم فراوانِ فرعون به بنی اسرائیل و به بردگی گرفته شدن آنان توسط فراعنه، آنان از خداوند تقاضای رهبری برای نجات از دست فرعون کردند و خداوند نیز دعای آنان را اجابت کرد و حضرت موسی را برای آنان برانگیخت. براساس گزارش کتاب مقدس، در ابتدا شخصیتِ محوری تمام وقایع قوم عبرانی حضرت موسی بود و هیچ شکی وجود ندارد که موسی شخصیتی تاریخی بود.(۸) افزون بر این، او منجی بنی اسرائیل نیز بود. بسیاری او را مؤسس دین یهود می دانند و او را با شخصیت های مهم تاریخی مانند عیسی و محمد که بنیان گذار دین های خاصی بودند، مقایسه می کنند.(۹)
أ. تولّد و رشد موسی علیه السلام
۱٫ در تورات
سفر خروج و سفر اعداد در تورات، به سرگذشت حضرت موسی و بنی اسرائیل می پردازد. در سفر خروج بیان شده است که شخصی از قبیله لاوی (۱۰) با یکی از دختران قبیله خود ازدواج کرد و دارای پسری زیبا شد و چون به دستور فرعون پسران بنی اسرائیل را می کشتند (۱۱)، مادر نوزاد، او را به مدت سه ماه مخفی نگاه داشت و چون مخفی نگه داشتن او بیش از این ممکن نبود، صندوقی تهیه، و منافذ آن را قیراندود کرد و کودک را در آن نهاد و در نیل رها کرد و خواهر موسی همراه صندوق رفت. اندکی بعد، دختر فرعون صندوق را دید و به کنیز خود دستور داد صندوق را بیاورد. وقتی کودک را در آن مشاهده کرد، گفت او از عبرانیان است. خواهر موسی جلو رفت و گفت آیا بروم زنی شیرده از عبرانیان بیاورم تا به کودک شیر دهد. دختر فرعون پذیرفت و خواهر موسی نیز مادر طفل را آورد و او دایه موسی شد و موسی نزد مادرش رشد یافت و دختر فرعون او را موسی (درعبری، موشه یعنی از آب کشیده شده) نامید.(۱۲) این داستان بیانگر توجه خدای موسی ـ که در آینده یهوه نامیده می شود به موسی می باشد که قرار است رسالتی بزرگ بر عهده ی او قرار دهد. این داستان در حدود ۱۲۵۰-۱۳۰۰ق.م بوده است و موسی در دامان مادر و تحت حمایت دختر فرعون بزرگ شد و این امر، امکان تحصیل و رشد در بزرگ ترین مرکز تمدن آن روزگار را برای او فراهم ساخت تا موسی به سلاح دانش و حکمت نیز مسلح شود. (۱۳) تا اینکه روزی موسی برای دیدن قوم خود (عبرانیان) از قصر خارج شد و ظلم یک مصری (قبطی) بر یک بنی اسرائیلی را دید که مداخله ی موسی، منجر به قتل آن مصری شد. وقتی جریان مرگ مصری توسط موسی برملا شد، فرعون دستور قتل موسی را صادر کرد و موسی به سرزمین مدیان که تحت تسلّط فرعون نبود، فرار کرد و در آنجا با راهبی به نام یترون (شعیب) آشنا شد و با صفوره دختر او ازدواج کرد و از او صاحب فرزندی شد به نام جرشون (یعنی غریب). موسی تا سال ها به شبانی گوسفندان یترون پرداخت تا اینکه مهم ترین حادثه ی زندگی اش که منجر به رسالت و اعزام به مصر برای نجات بنی اسرائیل شد، به وقوع پیوست.(۱۴) رشد در دربار، مانع از این نشد که موسی با مصائب بنی اسرائیل آشنا نشود و به همدردی نپردازد. همین امر او را در آینده در امر رسالت موفق تر کرد.(۱۵)
۲٫ در قرآن
آنچه در باب دوم سفر خروج آمده، با آنچه در سوره ی قصص در قرآن آمده است، شباهت های بسیاری دارد و تفاوت ها بسیار ناچیز است. تفاوت اصلی آن است که بر اساس قرآن، همسر فرعون کودک را سرپرستی کرد، اما تورات می گوید دختر فرعون سرپرستی موسی را بر عهده داشته است. زندگی در قصر فرعون، سبب آشنایی موسی با حکمت و دانش شد و چوپانی گوسفندان شعیب او را صبور و بردبار ساخت و او را برای رهبری قوم در بیابان سینا آماده کرد؛ آموختن این ویژگی ها، لازمه ی امر رسالت بود. این امر مهم هم در قرآن و هم در تورات بیان شده است و آن را از نقاط قوت زندگی موسی برشمرده اند.
پی نوشت ها :
۱٫پیدایش ۲۷ :۱ به بعد. ۲٫ساموئل شولتز، عهد عتیق سخن می گوید، ص۲۹٫ ۳٫پیدایش ۳۲ : ۲۴-۳۲ ؛ و ۳۵ :۱۰/ایزیدور اپستاین، یهودیت : بررسی تاریخی، ص ۸٫ ۴٫ر.ک: هوشع ۱۲: ۳-۴٫ ۵٫ر.ک: عبدالوهاب المسیری، دایره المعارف یهود، یهودیت و صهیونیزم، ج۴ ، ص۱۴۲-۱۴۴٫ ۶٫ساموئل شولتز، عهد عتیق سخن می گوید، ص۳۰-۳۱٫ ۷٫ر.ک: کتاب مقدس (خروج، اعداد و تثنیه)؛ ایزیدور اپستاین، یهودیت: بررسی تاریخی، ص ۹-۳۲/ ساموئل شولتز، عهد عتیق سخن می گوید، ص۳۵-۷۸/ ابا ابان، قوم من، تاریخ بنی اسرائیل، ترجمه ی نعمت الله شکیب اصفهانی، ص ۱۳-۲۵/ـ جان ناس بایر، تاریخ جامع ادیان، ترجمه ی علی اصغر حکمت، ص ۴۹۱-۵۰۵/ محمد خلیفه حسن احمد، تاریخ الدیانه الیهودیه، ص ۱۹۵-۲۰۲/ کایل ییتس، «یهودیت»، در جهان مذهبی: ادیان در جوامع امروز، ج۲، ترجمه ی عبدالرحیم گواهی، ۵۷۳-۵۸۳٫ -Haim Hillel Ben Sasson,pp.574-578. -Abraham Malamat,pp40-46;-Josef Kastein ,p.9-12. 8.Josef Kastein ,p.9. 9.Hans Kung, Judaism: Between Yesterday and Tomorrow, P.48. 10.نام این شخص در تورات عَمرام بن قهات بن لاوی بن یعقوب است خروج ۶ : ۱۴-۲۰٫ در منابع اسلامی به عِمران معروف است. ۱۱٫چون منجّمان به فرعون خبر دادند که شخصی از بنی اسرائیل تاج و تخت تو را نابود خواهد کرد و او در حال متولّد شدن است. ۱۲٫خروج۲ :۱-۱۱٫ ۱۳٫ساموئل شولتز، عهد عتیق سخن می گوید، ص۴۲٫ ۱۴٫خروج۲ : ۱۱-۲۲٫ ۱۵٫ایزیدور اپستاین، یهودیت: بررسی تاریخی، ص ۹٫
منبع:فصلنامه علمی- تخصصی معرفت ادیان شماره ۱ ادامه دارد…

















هیچ نظری وجود ندارد