ابلاغ سوره برائت بر اهل مکه توسط حضرت علی
داعی: جمهور امت و جمیع علماء و مورخین فریقین (شیعه و سنی) بر آنند که چون آیات اول سوره برائت که نهمین سوره قرآن مجید است در مذمت مشرکین نازل شد خاتم الانبیاء ابیبکر را طلبیده ده آیه از اول سوره برائت را به او داد، ببرد در مکه معظمه موسم حج برای اهل مکه قرائت نماید. چند منزلی که رفت جبرئیل نازل شد و عرض کرد:
«یا رسول الله ان الله تعالی یقرئک السلام و یقول لا یؤدی عنک الا انت او رجل منک»
(اداء و ابلاغ رسالت از تو احدی ننماید مگر خود یا مردی که از خودت باشد)
لذا پیغمبر علی را طلبید و مأمور به این امر بزرگ نمود. فرمود: میروی هر کجا به ابیبکر رسیدی آیات برائت را از او بگیر، خودت ببر در مکه برای مشرکین اهل مکه قرائت کن. به فوریت علی حرکت کرد در ذی الحلیفه به ابیبکر رسید. ابلاغ پیام رسول الله نمود، آیات را گرفت. رفت در مکه در حضور عامه مردم ابلاغ رسالت رسولالله را نمود. آن آیات را بر اهل مکه قرائت نمود، برگشت خدمت آن حضرت در مدینه منوره.
نواب: آیا در کتب معتبره ما هم این قضیه نوشته شده است؟
داعی: عرض کردم اجماع امت است و جمهور علماء و مورخین از شیعه و سنی متفقا ثبت نمودهاند که قضیه همین قسم واقع گردیده.
ولی برای اطمینان قلب شما چند کتابی که الحال در نظر دارم به عرضتان میرسانم تا مراجعه فرموده حقیقت بر شما مکشوف گردد که امر مهمی بوده.
بخاری در جزء چهارم و پنجم صحیح([۱]) و عبدی در جزء دوم جمع بین الصحاح السته و بیهقی در صفحه ۹ و ۲۲۴ سنن([۲]) و ترمذی در صفحه ۱۳۵ جلد دوم جامع([۳]) و ابی داود در سنن وخوارزمی در مناقب([۴]) و شوکانی در صفحه ۳۱۹ جلد دوم تفسیر([۵]) و ابن مغازلی فقیه شافعی در فضائل([۶]) و محمد بن طلحه شافعی در صفحه ۱۷ مطالب السؤول([۷]) و شیخ سلیمان بلخی حنفی در باب ۱۸ ینابیع الموده([۸]) به طرق مختلفه از روات و اکابر علمای عامه و محب الدین طبری در صفحه ۱۴۷ ریاض النضره([۹]) و صفحه ۶۹ ذخائر العقبی([۱۰]) و سبط بن الجوزی در صفحه ۲۲ تذکره الخواص الامه([۱۱]) و امام ابو عبد الرحمن نسائی (که یکی از ائمه صحاح است) در صفحه ۱۴ خصائص العلوی([۱۲]) شش حدیث در این باب نقل نموده و ابن کثیر در صفحه ۳۸ جلد پنجم و صفحه ۳۵۷ جلد هفتم تاریخ کبیر([۱۳]) و ابن حجر عسقلانی در صفحه ۵۰۹ جلد دوم اصابه و جلال الدین سیوطی در صفحه ۲۰۸ جلد سوم در المنثور([۱۴]) در تفسیر آیه اول سوره برائت و طبری در صفحه ۴۱ جلد دهم جامع البیان([۱۵]) در تفسیر آیه مذکوره و امام ثعلبی در تفسیر کشف البیان([۱۶]) و ابن کثیر در صفحه ۳۳۳ جلد دوم تفسیر([۱۷]) و آلوسی در صفحه ۲۶۸ جلد سیم روح المعانی([۱۸]) و ابن حجر مکی متعصب در صفحه ۱۹ صواعق([۱۹]) و هیثمی در صفحه ۲۹ جلد هفتم مجمع الزوائد([۲۰]) و محمد بن یوسف گنجی شافعی در صفحه ۱۲۵ کفایه الطالب([۲۱]) ضمن باب ۶۲ مسندا از ابیبکر و از حافظ ابو نعیم و از مسند حافظ دمشقی از ابی نعیم به طرق مختلفه نقل نموده و امام احمد بن حنبل در صفحه ۳/۱۵۱ جلد اول و صفحه ۲۸۳ جلد سیم و صفحه ۱۶۴ و ۱۶۵ جلد چهارم مسند([۲۲]) و حاکم در صفحه ۵۱ جلد دوم مستدرک([۲۳]) کتاب مغازلی و در صفحه ۳۳۱ جلد دوم همان کتاب و مولی علی متقی در صفحه ۲۴۶ تا صفحه ۲۴۹ جلد اول کنز العمال([۲۴]) و صفحه ۱۵۴ جلد ششم در فضائل علی بالاخره این قضیه متواترا نقل گردیده و عموما تصدیق به صحت آن نمودهاند.
سید عبد الحی: پیغمبری که جمیع افعال و اقوالش از جانب خداست چرا از اول این مأموریت را به علی کرم الله وجهه نداد و ابیبکر رضی الله عنه را مأمور ابلاغ نمود که بعدا پیام حق برسد علی برود و ابی بکر پیر مرد را از وسط راه برگرداند؟!
علت عزل ابیبکر و نصب علی در ظاهر
داعی: در علت اصلی چون بیانی در کتب ما و شما نقل نگردیده ما وارد نیستیم ولی به نظر داعی روی استحسان فکری گمان میکنم علت این تغییر اثبات مقام مقدس علی بر دیگران بوده که بعد از هزار و سیصد و چهل سال تقریبا امشب جواب شما حاضر باشد که نگوئید ابیبکر از جهت کبر سن و سیاستمداری حق تقدم در خلافت داشته! اگر از ابتداء این مأموریت را به علی میدادند این امر عادی به نظر میآمد و ممکن نبود ظاهرا فضل و کرامتی برای علی به این حدیث برای شما ثابت نماییم زیرا شما عادت دارید در مقابل هر حدیثی که اثبات فضیلت در مقام خلافت آن حضرت بنمایید تأویلات بارده نمائید و لو آن تأویل مانند بسیاری از تأویلات شما مضحک باشد.
لذا برای اثبات مقام مقدس علی و حق تقدم او با صغر سن بر پیرمدان صحابه که بر جمع امت الی الحال کاملا مکشوف شود.
اولا آیات را به ابیبکر میدهد، بعد از رفتن چند منزل علی را مأمور مینماید با توضیح به این که جبرئیل از جانب رب جلیل مرا امر به این کار نموده است و صریحا گفته که خدا فرموده:
لن یؤدی عنک الا انت او رجل منک
(ادا و ابلاغ رسالت از تو، احدی هرگز نمینماید مگر خودت یا مردی که از خود تو باشد)
پس رفتن و برگشتن ابیبکر از وسط راه دلیلی بر اثبات مقام علی و حق تقدم او بر دیگران میباشد، که میرساند ابلاغ رسالت حق تعالی یعنی نبوت و خلافت ربطی به پیری و جوانی ندارد. هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست.
اگر برای ابیبکر پیر مردی و سیاستمداری موجب حق تقدم بود، نبایستی از چنین امر مقدسی عزل گردد و حال آنکه ابلاغ رسالت مخصوص پیغمبر میباشد.
سید: در بعض اخبار از ابو هریره نقل نمودهاند که علی کرم الله وجهه مأمور گردید که با ابابکر رضی الله عنه توأماً به مکه بروند، ابیبکر مناسک حج را به مردم ارائه دهد و علی آیات سوره برائت را قرائت نماید. پس به این جهت هر دو با هم مساوی در ابلاغ رسالت بودند.
داعی: اولا این خبر از مخترعات بکریون است چه آنکه دیگران نقل نمودند ثانیا اخبار عزل ابیبکر و ارسال علی برای ابلاغ رسالت منفردا به مکه مجمع علیه امت است.
و در صحاح مسانید ملل موافق و مخالف با اسانید مستفیضه به حد تواتر ثابت میباشد.
بدیهی است تمسک به صحاح احادیث کثیره مستفیضه الاسانید متفق علیه جمهور امت است و اگر خبر واحدی معارض صحاح کثیره باشد خود بهتر میدانید که به قاعده محدثین و اصولیین ترک و طرح آن واجب میباشد اگر چه آن خبر واحد صحیح هم باشد-مظنون است پس ترک معلوم برای خبر مظنون جائز نیست.
پس خبر عزل ابیبکر و نصب علی و برگشتن ابیبکر به مدینه با حال حزن و گفتگوی پیغمبر با او، دلداری دادن او که امر خدا چنین بوده از مسلمات خبریه میباشد.
و نیز خود دلیل کاملی است که حق تقدم مربوط به کبر سن و پیری نیست بلکه با دلائل عقل و نقل ثابت است که حق تقدم مربوط به کبر سن و پیری نیست بلکه با دلائل عقل و نقل ثابت است که حق تقدم در امت و جامعه بشر به علم و دانش و تقوی است. هر فردی از افراد بشر که از جهت علم و فضل و تقوی برتری دارد حق تقدم در جامعه برای اوست زیرا که فرموده آن حضرت است:
الناس موتی و اهل العلم احیاء([۲۵])
(تمام مردم مردگانند مگر اهل علم که حیات و زندگانی آنهاست)
به همین جهت رسول اکرم علی را مقدم داشت بر دیگران از صحابه که فرمود: علی باب علم من است پس باب علم رسول الله اقدم از سایرین میباشد.
ولو آن که صحابه پیغمبر هر یک که بر اطاعت آن حضرت ثابت قدم ماندند، فضائلی داشتند. ما هم منکر فضائل صحابه نیستیم ولی فضائل آنها هرگز مقابله با باب علم رسول الله نمینماید زیرا مقام و مرتبه او مقام افضلیت است.
اگر حق تقدم برای فردی از افراد صحابه بود قطعا رسول اکرم امر میفرمود امت پیروی از او بنماید. بدیهی است این امر الهی است که ابدا ربطی به پیری و جوانی ندارد بلکه هر کس را پروردگار، لایق و قابل این مقام بداند خواه پیر و یا جوان امر به اطاعت او مینماید.
[۱]) صحیح بخاری، ۶/۴۰۴، ح ۱۰۸۱، کتاب التفسیر، سوره برائهًْ.
[۲]) سنن الکبری، بیهقی، ۵/۱۱۱، کتاب الحج، باب الخصلت التی یستحب للامام ان یاتی بها فی الحج.
[۳]) الجامع الصحیح، ترمذی، ص۸۲۰، کتاب التفسیر، ح ۳۰۹۰، تفسیر سورهًْ التوبهًْ. و ج ۵، صفحه ۳۰۰، ح ۳۸۰۳، مناقب علی بن ابی طالب باب ۸۵٫
[۴]) مناقب خوارزمی، ص۱۶۵، فصل ۱۵، ح ۱۹۶، فی بیان امر رسول الله ایاه بتبلیغ سورهًْ برائهًْ.
[۵]) فتح القدیر، شوکنی، ۲/۳۳۴، ذیل سوره برائهًْ.
[۶]) مناقب ابن مغازلی، ص۲۲۷، ح ۲۷۲، ۲۷۴، قوله علی منی و انا منه.
[۷]) مطالب السؤول محمدبن طلحه شافعی، ص۸۴، فصل ۵، فی محبهًْ الله تعالی و رسوله و مؤآخاهًْ الرسول ایاه.
[۸]) ینابیع المودهًْ، قندوزی۱/۲۶۱ – ۲۶۳، باب ۱۸٫
[۹]) ریاض النضرهًْ، محب الدین طبری، ۲/۱۳۳، باب ۴ مناقب امیر المؤمنین علی بن ابی طالب ذکر اختصاصه بالتبلیغ عن النبی
[۱۰]) ذخائر العقبی، محب الدین طبری، ص۶۹، باب ذکر اختصاصه بالتبلیغ عن النبی.
[۱۱]) تذکرهًْ الخواص، سبط ابن الجوزی، ص۴۳، باب ۲، تفسیر معنی قوله و لا یؤدی عنی الا علی
[۱۲]) خصائص امیر المؤمنین، نسائی، ص۹۰، قوله لایؤدی عنی الا انا او علی.
[۱۳]) البدایهًْ و النهایهًْ، ابن کثیر، ۷/۳۹۴، ذیل حوادث سال چهلم هجری، شیء من فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب.
سبل الهدی و الرشاد، ابن حجر عسقلانی، ۴/۴۶۷، ترجمه ۵۷۰۴، شرح حال علی بن ابی طالب.
[۱۴]) درالمنثور، سیوطی، ۳/۳۷۸، ذیل آیه ۱و ۳، سوره توبه
[۱۵]) جامع البیان، طبری، ۶/۸۴، ح ۱۲۷۲- ۱۲۷۳، ذیل آیه ۱و ۳ سوره توبه.
[۱۶]) الکشف و البیان، ثعلبی، ۵/۸، ذیل آیه ۲۰۱ سوره توبه.
[۱۷]) تفسیر القرآن الکریم، ابن کثیر، ۲/۲۸۸، ذیل آیات اول سوره توبه.
[۱۸]) روح المعانی، آلوسی، ۱۰/۴۴، ذیل آیات ۱و۲ سوره توبه.
[۱۹]) صواعق المحرقهًْ، ابن حجر مکی، ص۱۲۲، ح۶ باب ۹ فصل ۱٫
[۲۰]) مجمع الزوائد، هیثمی، ۳/۲۳۸، کتاب الحج، باب لا یطوف بالبیت عریان.
و در پایان میگوید: فقلت فی الصحیح بعضه رواه احمد و رجاله ثقات.
[۲۱]) کفایهًْ الطالب، گنجی شافعی، ص۲۵۴، فی تخصیص علی بمأه منقبه و سائر الصحابه.
[۲۲]) مسند احمد حنبل، ۱/۳ مسند ابی بکر.
[۲۳]) المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ۳/۵۳، ح ۴۳۷۴، کتاب المغازی و السرایا؛ همچنین ۲/۳۳۱، تفسیر سورهًْ البرائهًْ.
[۲۴]) کنز العمال، متقی هندی، ۲/۴۳۱، ح ۴۴۲۰، کتاب الاذکار من قسم الافعال من الکتاب الثانی من حرف الهمزهًْ، فصل فی التفسیر، تفسیر سورهًْ التوبهًْ.
و ابن حجر در فتح الباری، ۸/۳۱۸، کتاب التفسیر، آیه سوم سوره التوبهًْ.
و طبری در تاریخ خود ۲/۳۸۳، کتاب التفسیر، آیه سوم سوره توبه.
و ابن حبان درالثقات، ۹/۲۹، شرح حال الکرمانی بن عمرو.
و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغهًْ، ۶/۱۶۸، خطبه ۷۳ (و من کلامه عزموا علی بیعهًْ عثمان)
و ابن عساکر در تاریخ دمشق ۴۲/۳۴۶، شرح حال علی بن ابی طالب باالفاظ گوناگون به همین جریان اشاره کردهاند.
[۲۵]) نور الابصار، ص۷۷؛ دیوان الامام علی، ص۲۴ «محقق»
منبع: برگرفته از کتاب شب های پیشاور جلد ۳؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی



















هیچ نظری وجود ندارد