25 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home تاریخ شیعه

ابوجعفر، منصور عباسی و اهل‌بیت(علیهم السلام)

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 کار دوّمین زمامدار عباسیان یعنی منصور دوانیقی([14]) به درازا کشید. مردم او را به مدت 20 سال (137ـ 158ه) خلیفه می‌خواندند. او چندی پیش از دعوت عباسی در حُمیمه به دنیا آمد و با آنکه از سفاح بزرگتر بود، ابراهیم امام، ابوالعباس را بر او مقدّم کرد؛ چرا که مادر منصور، «سلاّمه» کنیزی بربری بود.([15]) منصور هنگام مرگ برادرش سفاح در سفر حج بود و در راه مکه خبر مرگش را شنید. او که ولیعهد سفاح بود بی‌درنگ به عراق بازگشت و بر تخت نشست.([16])
دوران منصور، از تاریک‌ترین دورانهای حکومت عباسیان است. در مدت حکومت او اهل‌بیت(علیهم السلام) و نیز شیعیانشان، سخت‌ترین اوضاع را سپری می‌کردند.
او قیام «نفس زکیّه» یعنی محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی(علیه السلام)، در حجاز را سرکوب کرد (14 رمضان 145ه). همچنین برادر نفس زکیه یعنی ابراهیم نماینده‌ی او در بصره را نیز مانند محمد به قتل رساند (ذیقعده‌ی 145ه). قتل ابراهیم در «باخمری» بود؛ و او به قتیل باخمری مشهور شد.([17])
قیام نفس زکیه؛ نخستین قیام علویان برضد عباسیان بود. از این به بعد قیام‌های دیگری نیز صورت گرفت ولی بی‌فایده بود و عباسیان حساب کار خود را کردند و با شدت هرچه تمام‌تر بر علویان و در رأس آنان اهل بیت(علیهم السلام) و نیز شیعیان سخت گرفتند. روشن است در چنین محیط و فضای سیاسی نمی‌شد فضائل اهل‌بیت(علیهم السلام)منتشر شود.
منصور از کشتن اهل‌بیت(علیهم السلام) و شیعیان ایشان هیچ باکی نداشت. او حجاج را شخصی دلسوز برای مروانیان می‌دانست که به کشتار علویان و شیعیان پرداخته بود: «… فالله ما رأیت رجلاً أنصح من الحجاج لبنی مروان…». مسیب بن زهیر که یکی از درباریان منصور بود به او گفت:
«… والله ما خلق الله علی جدید الارض خلقا أعز علینا من نبیّنا، وقد أمرتنا بقتل أولاده فأطعناک و فعلنا ذلک، فهل نصحناک أم لا؟»([18])
او عبدالله بن حسن بن حسن بن علی(علیه السلام) و بسیاری دیگر از علویان را در کوفه در سردابی زندانی کرد که در آن، شب از روز تشخیص داده نمی‌شد. آنها آنقدر در آن زندان ماندند تا همگی مردند و پس از آن زندان را بر اجساد آنان خراب کردند و همگی در همانجا دفن شدند.
بدن‌های علویان در زندان‌های عراق متعفن می‌شد. تعفن از پاهای آنها شروع می‌شد و آنقدر گسترش می‌یافت تا به قلب می‌رسید و می‌مردند.([19])
منصور در خطبه‌ای، امام حسن(علیه السلام) را خلیفه‌ای بی‌کفایت خواند و به آن حضرت افترا زد.([20])
ابوالفرج اصفهانی([21]) در کتاب «مقاتل الطالبیّین» به کسانی که از آل‌علی(علیه السلام) در زمان عباسیان و از جمله منصور کشته شدند، اشاره کرده است.([22])
منصور، «محمد بن ابراهیم بن حسن» معروف به «دیباج اصغر» را در سال 144 ه وبه طرز فجیعی کشت. او دستور داد برروی سر محمد استوانه‌ای بنا کنند تا او بمیرد:
«… و أحضر المنصور محمد بن ابراهیم بن الحسن ـ و کان أحسن الناس صورة ـ فقال له: أنت الدیباج الاصغر؟ قال: نعم. قال: لأقتلنّک قتلة لم أقتلها أحدا؛ ثم أمر به فبنی علیه أسطوانه و هو حی فمات فیها…»([23]).
منصور به‌گونه‌ای با علویان برخورد کرده بود که علویان تا «سند» نیز فرار می‌کردند. از جمله‌ی آنها فرزند ابراهیم طباطبایی علوی پسر ابراهیم دیباج بود. او به «مولتان» در هند گریخت در حالی‌که از زیادی راه رفتن پایش خون‌آلوده شده بود.
«مقریزی»([24]) می‌گوید:
«… وکان لأبی القاسم الوسی بن إبراهیم طباطبا بن إسماعیل الدیباج ضیعة بالمدینة یقال لها «الرس»، فلم یسمح له أبوجعفر بالمقام بها حتّی طلبه، ففرّ إلی السند و قال:
لم یـروه ما أراق البغـی مـن دمنا        فی کل أرض ولم یقصر عن الطلب
ولیس یشفی غلیلا فی حشاه سوی       ألاّ یـری فـوقـها ابـن لبنـت نـبی
و کتب صاحب السند إلی أبی جعفر أنه وجود فی خان بالمولتان مکتوبا یقول: «أبو» القاسم بن ابراهیم العلوی، إنتهیت إلی هذا الموضع بعد أن انتعلت الدم من المشی…»([25])
«ریطهًْ»، دختر سفاح، کلید خانه‌ای را به همسر فرزندش داد و او را قسم داد تا زمانی که منصور زنده است در آن خانه را باز نکند. هنگامی که منصور مرد و پسرش محمد، ملقب به مهدی برتخت نشست، در آن خانه را باز کرده، با اجسادی از آل ابی‌طالب مواجه شدند که نسب آنها بر روی کاغذ نوشته شده بود و به گوش‌هایشان آویزان بود. در میان آنها کودکان خردسالی نیز به چشم می‌خورد. مهدی عباسی دستور داد گودالی کندند و آنان را در آن دفن کردند:
«… فإذا فیه من قتل من الطالبیین و فی آذانهم وقاع فیها أنسابهم و فیهم أطفال، فأمر المهدی فحضرت لهم حفیرة و دفنوا فیها»([26])
با این اوضاع، آیا می‌توان توقع داشت که منصور در مدت طولانی بیست و یک ساله‌ی حکومت خود اجازه‌ی نشر فضائل اهل‌بیت(علیهم السلام) را بدهد؟
منصور، در سال 80 یا 83 ه بزرگترین جنایت خود را انجام داد و امام جعفر بن محمد صادق(علیه السلام) را به شهادت رساند.([27])
5ـ 5ـ قیام حسین بن علی بن الحسن (شهید فخّ):
پس از هلاکت منصور در سال 158 ه، فرزندش مهدی عباسی یازده سال حکومت کرد (158ـ 169 ه). پس از او فرزندش موسی، ملقب به هادی تا سال 170 ه بر مسند خلافت تکیه‌زد. هرچند کار او به درازا نکشید؛ امّا در همان روزگار و در آغاز خلافت هادی؛ علویانِ منطقه‌ی حجاز به پیشوایی حسین بن علی بن حسن بن حسن بن علی(علیه السلام) قیام کردند. او در ذی‌قعده‌ی 169 ه، در مدینه مردم را به یاری اهل‌بیت فراخواند. بسیاری از علویان که پس از قیام نفس زکیّه به دنبال پیشوایی دیگر بودند دعوت او را پاسخ دادند.
دلیل قیام حسین‌بن علی را «یعقوبی»([28]) این‌گونه می‌نویسد:
«… وذلک أنّ موسی، ألحّ فی طلب الطالبیّین و أخافهم خوفا شدیدا وقطع ما کان من المهدی یجریه لهم من الارزاق و الأعطیة، وکتب إلی الآفاق فی طلبهم وحملهم، فلّما اشتدّ خوفهم وکثر من یطلبهم وبحث علیهم، عزم الشیعة و غیرهم إلی الحسین بن علیّ…»([29])
حسین یازده روز مدینه را دردست گرفت و پس از آن به سوی مکّه روانه شد. نرسیده به مکه در جایی به نام «فخّ» با سپاه عباسی رو به رو شد و به قتل رسید. بنابر گفته‌ی مسعودی، بدنهای حسین و یارانش سه روز بر روی زمین فخ ماند و درندگان و پرندگان آنها را خوردند:
«… و أقاموا ثلاثة أیام لم یواروا حتی أکلتهم السباع والطیر»([30])
«خیزُران»، همسر مهدی عباسی و مادر هادی و هارون، علاقه‌ی بیشتری به هارون داشت و می‌خواست پس از مهدی، هارون به خلافت برسد؛ ولی این کار نشد و پس از مهدی، پسرش هادی برتخت نشست و هارون ولیعهد او شد.
در زمان حکومت هادی، او خواست تا هارون را خلع کند و فرزند خردسالش، جعفر را به جای او بنشاند؛ از این‌رو کار را بر هارون و پیروانش سخت گرفت و یحیی برمکی را به زندان انداخت و خواست تا هارون را خلع کند؛ اما خیزران که کینه‌ی هادی را در دل داشت؛ کنیزان را وا داشت تا نیمه‌شبی هادی را خفه کردند و بدین ترتیب حکومت به دست هارون افتاد([31]).
پی نوشت :

[14]) در تاريخ، نام او را نيز چون برادرش سفاح، «عبدالله‏» آورده‏اند.[15]) مادر سفاح، زن عبدالملك مروان بود.[16]) تاريخ خلافت عباسى؛ ص21.[17]) همان؛ ص31.[18]) مروج الذهب؛ همان؛ ص298.[19]) همان؛ ص299.[20]) همان؛ ص300.[21]) على بن الحسين بن محمد مروانى 284 ـ 356 هـ؛ او از دودمان مروان حمار است.[22]) مقاتل الطالبيين، ابوالفرج اصفهانى، صص 166ـ 340.[23]) الكامل في التاريخ؛ ابن الاثير، ج5، ص146.[24]) تقي الدين أحمد بن على المقريزى 766ـ 845 هـ.[25]) كتاب النزاع والتخاصم فيما بين بينى‏أميّة و بنى‏هاشم؛ صص 102 ـ 103.[26]) همان؛ ص103.[27]) تاريخ خلافت عباسى؛ ص34.[28]) أحمد بن أبي يعقوب بن جعفر بن وهب ابن واضح، الكاتب العباسي، م 292 هـ‍.[29]) تاريخ اليعقوبى؛ ج2؛ ص404.[30]) مروج الذهب؛ ج3، ص327.[31]) تاريخ خلافت عباسى؛ صص 41ـ 42 با دخل و تصرف در عبارات.
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

نوشته قبلی

هارون الرشید و اهل‌بیت(علیهم السلام)

نوشته‌ی بعدی

امامت در آیینه اندیشه(1)

مرتبط نوشته ها

رسانه ها در عصر اهل بیت علیهم السلام
تاریخ شیعه

رسانه ها در عصر اهل بیت علیهم السلام

حدیث سلسله الذهب
تاریخ شیعه

هجرت امام رضا (ع) به ایران

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول
تاریخ شیعه

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول

طبرى و طرق حدیث غدیر
تاریخ شیعه

مظلومیت شیعه در تاریخ

کیفیت پیدایش و نشو و نماى شیعه
تاریخ شیعه

کیفیت پیدایش و نشو و نماى شیعه

تأثیر خلفا بر جریان سازی فکری و اجتماعی کوفه
تاریخ شیعه

تأثیر خلفا بر جریان سازی فکری و اجتماعی کوفه

نوشته‌ی بعدی

امامت در آیینه اندیشه(1)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا