احتجاج به حادثه غدير:
از مسائلى كه بر وقوع حادثه غدير در تاريخ اسلام دلالت مىكند، احتجاج به كلام رسول خدا | در اين خطبه است. اين احتجاجات در مناظرات انجام شده از طرف اهلالبيت ^، اصحاب رسول خدا |، تابعان و شيفتگان حضرت على × آمده است كه در منابع شيعه و اهل سنت فراوان يافت مىشود که آوردن آنها موجب طولانى شدن بحث خواهد شد.
ما تنها به احتجاج حضرت على × به اين حادثه و آن هم براساس منابع اهل سنت اكتفا مىكنيم:
1-5- احتجاج به حديث غدير در «يوم الشورى»:
عمر در آستانه مرگ، شورايى شش نفره را تشكيل داد كه براى جامعه رهبر تعيين كنند و على × نيز يكى از آنان بود. آن حضرت براى اثبات اين كه شايستهترين فرد امت براى رهبرى جامعه است به استدلال پرداخت، و به حديث غدير و جمله رسول خدا | كه دربارهاش فرموده بود: «من كنت مولاه فعلى مولاه» احتجاج كرد.([1])
2-5- ايام حکومت عثمان:
در ايام خلافت عثمان روزى حدود دويست نفر از مهاجران و انصار در مسجد رسول خدا | نشسته بودند و درباره فضائل هر دو گروه سخن مىگفتند. حضرت على × ساكت بود تا اين كه در پايان از او خواستند كه در اين باره اظهارنظر كند. حضرت وارد بحث شد و به سخنان آنان پاسخ داد و سپس به بيان امتيازات خود براى رهبرى جامعه اسلامى پرداخت و به حديث غدير و جمله «من كنت مولاه فعلى مولاه» استدلال كرد.([2])
3-5- احتجاج در يوم الرحبه:
در دوران خلافت امام على ×، معاويه و طرفداران او تلاش میکردند تا مشروعيت حكومت امام را خدشهدار نموده و چنين القا كنند كه حكومت آن حضرت نيز همانند حكومت معاويه است؛ از جمله اين تلاشها آن بود كه امامعلى × را متهم كردند كه به رسول خدا | تهمت مىزند كه مىگويد: رسولخدا | او را بر ديگران مقدم داشته است.
به دنبال اين جريان امام على × در جمع مردم رحبه كوفه حضور يافت و ضمن يك سخنرانى از آنان خواست كه هركس در غدير حضور داشته و جريان مراسم معارفه او را توسط رسول خدا | ديده است برخيزد و شهادت دهد كه دوازده نفر برخاستند و شهادت دادند.([3])
4-5- احتجاج در يوم الجمل:
در جريان جنگ جمل – كه اولين جنگ داخلى مسلمانان بود و رهبرى جريان مخالف امام را همسر رسول خدا | و طلحه و زبير دو نفر از اصحاب با سابقه رسول خدا | به عهده داشتند – حضرت براى اين كه حقانيت خود را اثبات كند، زبير را خواست و با او مذاكره كرد تا شايد بتواند جلو خونريزى را بگيرد. وقتى حضرت در مذاكره با زبير به حديث غدير استدلال كرد زبير ضمن اعتراف به اين حادثه از عملكرد خود پشيمان شد و از جنگ كناره گرفت.([4])
([1]) مناقب، خوارزمى، ص 313، حديث 314.
([2]) فرائد السمطين، ج 1، ص 312، حديث 250.
([3]) شرح نهجالبلاغه، ابن ابى الحديد، ج 4، ص 74؛ اسنى المطالب فى مناقب ابن ابى طالب، ص48؛ تنبيه الغافلين عن فضائل الطالبييِن، ص 62.
















هیچ نظری وجود ندارد