۵ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

اختلاف پذیرى قرآن و دسته بندى مسلمانان (۲)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 

۱٫ برخوردارى قرآن از معانى باطنى
این ویژگى قرآن از عوامل و زمینه هایى است که موجب اختلاف فهم و پیدایىِ دسته بندى هاى فکرى در تفسیر، و نیز ظهور برخى از جریان هاى تأویلى شده است. اصل پدیده ذى بطون بودن قرآن، به ویژه با توجه به ارائه مصادیق تأمل برانگیزِ آن از سوى افراد و گروه ها، موردتردید و انکار پاره اى از عالمان دینى قرار گرفته است; حتى دسته اى آن را از مخترعات جریان هایى تأویلى نظیر شیعیان، باطنیان و عرفا دانسته اند.[۲۹] چنین مى نماید که این گونه داورى ها، با توجه به شواهد عقلى و روایى و با عنایت به محتوا و اهداف قرآن و اذعان قرآن پژوهان شیعى و سنّى بر وجود لایه هاى معنایىِ عمیق در آیات قرآنى، از قوت چندانى برخوردار نیست; بهویژه اینکه برخى از منکران بطون به گونه دیگرى به وجود این پدیده اذعان کرده اند.[۳۰] درست است که موضوع ظهر و بطن داشتن آیات قرآنى برخلاف برخوردارى آنها از آیات متشابه به صراحت در قرآن نیامده، اما چنین نکته اى با صرف نظر از روایات مختلف شیعه و سنى، از دستورات فراوان قرآن به تدبّر و تفکر در آیات قرآن و نیز نکوهش کسانى که به فهم باطن معانى قرآن نرسیده اند و همواره نگاهشان به ظاهر است، به روشنى به دست مى آید.[۳۳] آلوسى در روح المعانى چنین گفته است: «سزاوار نیست براى کسى که کمترین بهره اى از عقل، بلکه کمترین ذرّه اى ایمان دارد، اشتمال قرآن را بر بطونى که مبدأ فیّاض بر باطن هر یک از بندگانش که بخواهد افاضه مى نماید، انکار کند.[۳۴] ابن تیمیه حدیث «للقرآنِ باطن و للباطن باطن الى سبعهِ ابطن» را مجعول دانسته، امّا از زاویه دیگرى به وجوه معانى باطنى اذعان مى کند،[۳۶] حتى برخى از تفکرات تأویلى نیز به چنین واژگانى در قرآن استناد مى کنند و نتیجه مى گیرند که هر آیه اى مثل و ممثول، و ظاهر و باطنى دارد. رابطه ظاهر و باطن، ماهیت باطن، لوازم، ضوابط و مقدمات فهم باطن و… از مباحثى است که از این عنوان روییده است.[۳۷] شاید بتوان گفت که نزاع اصلى و همیشگى دینداران در جنبه هاى نظرى بر سر این مسئله بوده است که آیا در فهم دین مى توان به ظاهر اکتفا کرد، و یا باید به باطن و گوهر دین توجه کرد. پرواضح است که نزاع دیرینه عقل و نقل و تقدم و تأخر آنها، حسن و قبح عقلى و شرعى، نزاع متکلم با فیلسوف نزاع عارف با محدث و فقیه و اختلاف بر سر روش ها و منابع فهم دین با موضوع ظاهر و باطن رابطه روشنى دارد. مولوى این آموزه مهم را به نظم درآورده، مى گوید: حرف قرآن را بدان که ظاهرى است زیر ظاهر باطنى بس قاهرى است زیر آن باطن یکى بطن سوم که در او گردد خردها جمله گم ظاهر قرآن چو شخص آدمى است که نقوشش ظاهر و جانش خفى است[۳۸] از نظر وى ذى بطون بودن قرآن نه تنها مسلم است، بلکه هیچ میهمان خاص و عامى از سفره گسترده و خوانِ تودرتوى قرآن محروم نخواهد شد.[۳۹] البته هدف ما در اینجا توجه دادن به اصل پذیرش اجمالى این مسئله است، نه گردآورى دیدگاه ها وگرنه روشن خواهد شد که کمتر دانشمندى است که در وادى فهم و تفسیر قرآن سیر کند و به این مسئله اشاره اى نکرده باشد.
ظهر و بطن در احادیث فریقین
در خصوص این مورد که قرآن داراى ظهر و بطن و حتى بطون مختلفى است، احادیث مختلفى از طرق شیعه و سنى گزارش شده است; گو اینکه پذیرش همه این روایات چه بسا متناقض مى نماید، اما با توجه به شهرت روایات و صدور آن با مضامین مختلف، مورد ردّ و انکار جدى واقع نشده، عالمان فن فى الجمله آن را پذیرفته اند.[۴۱] روایات رسیده در این مورد را مى توان به دسته هاى مختلفى تقسیم کرد: دسته اى از آنها از ظهر و بطن قرآن سخن به میان آورده و آن را امرى مسلم برشمرده است. برخى دیگر، ابعاد مختلف معارف قرآن را با توجه به فهم مخاطبان تقسیم کرده و دسته اى دیگر نیز باطن قرآن را مخصوص اوصیا دانسته است. همه اینها در کنار دسته اى دیگر از روایات که به تفسیر معناى باطنى برخى از آیات مى پردازد، حکایت از این دارد که معارف قرآن به آنچه از ظاهر آن بر مبناى قواعد ادبى فهمیده مى شود، منحصر نیست و اینکه دسته اى از معارف و معانى قرآن آشکار است و رسیدن به دسته دیگرى از آن، نه تنها ظرافت، تعمق، استعداد و ژرف اندیشى ویژه اى را مى طلبد، بلکه نیازمند تعالى روحى و تقرّب خاصى است.[۴۲] در اینجا به دو نمونه از روایاتى که علاوه بر اشاره به معانى ژرف قرآن، مراتب اهل فهم آن را نیز مشخص مى کند، اشاره مى کنیم: ۱٫ در روایتى نقل شده که امیرالمؤمنین درباره مراتب مختلف فهم قرآن فرموده است: «… فجعل قسماً منه یعرفه العالم والجاهل، و قسماً لایعرفه الاّ من صفى ذهنه، ولطف حسّه و صحّ تمیّزه ممّن شرح الله صدره للاسلام، و قسماً لایعرفه الاّ الله و انبیاؤه والرّاسخون فى العلم…»[43] در این روایت، امام على(علیه السّلام) مراتب فهم قرآن، و مخاطبان آن را در سه زمینه مشخص کرده است: ۱٫ بخشى از معارف قرآن که عالم و عامى آن را مى فهمند. ۲٫ بخشى از دانش قرآنى که ذهن هاى صیقل یافته و فرهیخته بدان راه دارند. ۳٫ بخشى از معارف قرآنى که فهم آن در انحصار خدا، انبیا و راسخان در علم است. گو اینکه در این روایت، از ظهر و بطن به صراحت نامى به میان نیامده، اما مى توان محتواى این روایت را با آنچه در روایات مربوط به ظهر و بطن است، تطبیق کرد. بخش اول، یعنى آن دسته از معارفى که عالم و عامى آن را مى فهمند، همان ظهر قرآن است و قسم سوّم را که دانش آن مخصوص خدا و دارندگان رابطه ویژه با خداست، مى توان باطن قرآن دانست. ۲٫ در روایت دیگرى از امام صادق(علیه السّلام) نقل شده که حضرت فرموده است: «کتاب الله عزّوجلّ على أربعه، على العباره والاشاره واللطائف والحقائق، فالعباره للعوام والاشاره للخواص، و اللطائف للاولیاء والحقائق للأنبیاء.»[44] در این روایت، امام صادق(علیه السّلام) مجموعه معارف قرآنى را در چهار طبقه، دسته بندى کرده، فهم هر دسته اى از آیات را ویژه افرادى خاص مى داند. کوتاه سخن آنکه اصل وجود معانى اى فراتر از معناى ظاهرى آیات، نه تنها امتناع عقلى ندارد، بلکه مورد تأیید بیشتر مفسران و متکلمان قرار گرفته و روایات فراوانى از پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و اهل بیت(ع) نیز بدانها اشاره کرده است. در تعریف کلى ظاهر و باطن نیز با توجه به تفاوت مبانى، سخنان به ظاهر مختلفى گفته شده است، با این همه، تکیه اصلىِ همه تعابیر بر این است که فهم معنا یا معانى باطنى تأمل، تدبّر و توانایى ویژه اى مى طلبد و همگان در رسیدن بدان یکسان نیستند.[۴۶] در اینجا تنها اشاره اى اندک به مواضع مختلف اندیشمندان اسلامى در نحوه راهیابى به باطن و ضابطه تأویل باطنى نموده، برخى از پیامدهاى فکرى آن را یادآور مى شویم. در واقع مى توان یکى از عوامل تفاوت دیدگاه هاى گروه هاى تفسیرى، کلامى و حتى جریان هاى سیاسى را در پاسخ هاى متفاوت به این پرسش جستوجو کرد که آیا مفاهیم باطنى از راه لفظ قابل درک و دستیابى است، یا باید جستوجو گر راهى دیگر و حقیقتى فراتر بود. پرواضح است که ویژگى و مصادیق تأویل فرد یا گروهى که دست بسته دلالت الفاظ و ادّله و قرائن نقلى را مى پذیرد با کسى که خود را به آنها محدود نمى کند، تفاوت زیادى دارد. در پاسخ به این پرسش به دو گرایش عمده مى توان اشاره کرد: ۱٫ گرایش متنى; ۲٫ گرایش معنایى. ۱٫ متن گرایان معتقدند که معانى باطنى مدلول الفاظ آیات بوده، از راه یکى از انواع دلالت هاى مطابقى، التزامى، تضمّنى، اشارى و… به دست مى آید. چنین دیدگاهى از تعریف این افراد از ماهیت باطن به خوبى روشن است; به عنوان نمونه ابوزهره مى گوید: «شاید مراد از بطن در روایت، حقائق هستى و روان انسانى و معانى دیگرى باشد که دلالت متن بر آن در سایه رشد عقلانى و علمى بشر تحقق مى یابد».[47] محمد حسین ذهبى در التفسیر والمفسرون بر آن است که: «ظاهر قرآن، فهم معناى همان الفاظ عربى است. اما باطن آن، فهم مراد و مقصود خداوند است که در وراى ظاهر الفاظ و شیوه ترکیب آنها نهفته است».[48] علامه طباطبایى نیز در المیزان مدافع این نظریه است; آنجا که درباره معانى باطنى قرآن مى گوید: «این معانى معانى مطابقى اى است که لفظ بر هر یک از آنها دلالت مطابقى دارد; البته براثر اختلاف فهم ها».[49] 2. معناگرایان معتقدند که راه دریافت بطون، نه از راه دلالت الفاظ، بلکه از راه کشف درونىِ مفسّر است. بر این اساس، روح و اسرار درونى قرآن را تنها صاحبان فهم عمیق مى توانند درک کنند; آن هم نه با علوم فراگرفتنى، بلکه با علم لدنى و مکاشفات باطنى.[۵۰]پر واضح است که از این منظر، قلمرو و مصادیق تأویل باطنى مى تواند بسیار افزون تر و به گونه اى آزادتر ارائه شود، چرا که هیچ ضابطه خاصى براى چنین تأویلى وجود ندارد. نمونه برجسته و پیامد اصلى این دیدگاه را مى توان در راه و رسم عرفا، اسماعیلیه و غالیان، و تأویل هاى بى ضابطه یا غیرقابل فهم آنها از قرآن نشان داد.[۵۲]
۲٫ وجود آیات متشابه در قرآن
براساس بیان خود قرآن در آیه شریفه «هو الذى علیک انزل الکتاب منه آیات محکمات هنّ أم الکتاب و أخر متشابهات»[55]
معنا و مبناى متشابه
مفسران در اینکه مراد از متشابه قرآنى چیست هم داستان نیستند[۵۸] پرسش مهم این است که با وجود اذعان قرآن به ظاهر فتنه انگیز آیات متشابه، چه ضرورتى در نزول چنین آیاتى وجود داشته است؟ چرا کتابى که فلسفه بعثت انبیا را رفع اختلاف دانسته و خود را «نور»، «شفاء» و «هدایت» دانسته، به جاى صراحت در بیان و روشن ساختن پیام خود، به متشابه گویى که موجب التباس و اشتباه است، روى آورده است؟ و در یک کلام حکمت وجود متشابه چیست؟ هریک از گروه هاى فکرى نظیر متکلمان، عارفان، فیلسوفان، مفسران و دانشمندان علوم قرآنى طبق گرایش و نگاه ویژه خود به این پرسش پاسخ داده اند، اما جملگى بر ضرورت و مصلحت وجود آن تأکید دارند.[۵۹] از نگاه پژوهشگرى مى خوانیم: قرآن به عنوان کتاب هدایت همگانى داراى معارفى جدید، عمیق و خارج از فهم مردم جزیره العرب بود. شیوه سخن گویى آن رعایت شیوه هاى زبانى قوم عرب بود. از طرفى چون آنان با چنین معانى بلندى و آوردن آنها در قالب هاى لفظى آشنا نبوده و نمى توانستند معانى آنها را به خوبى دریابند، در فهمشان مشکلاتى رخ داد و در واقع این مشکلِ خود آنان بود. به هر صورت به کارگیرى الفاظى که کاربرد آنها براى معانى محسوس و قریب به محسوس رایج است در معانى غیر محسوس و ارائه معارف بلند و والا با چنین الفاظى، موجب ایجاد مشکل در فهم مى شود.[۶۰] خلاصه اینکه بیان مطالب عمیق و پیچیده اى که با بیان صریح براى عرف قابل فهم نیست موجب مى شود که در این گونه موارد از شیوه محاوره عرفى عدول گردد و به تمثیل، استعاره و متشابهات و مانند آنها روى آورده شود. از نظر مرحوم علامه طباطبایى نیز وجود محکم و متشابه در قرآن امرى ضرورى است و این طبیعت اجتناب ناپذیر عالم الفاظ است. همان گونه که آب بدون کف در نشئه حرکت، وجود ندارد، در نشئه لفظ نیز محکم بدون متشابه قابل تحقق نیست.[۶۱]
اجتناب ناپذیرى تاویل آیات متشابه:
گفته شد که برخوردارى قرآن از آیات متشابه امرى مسلم و ضرورى است و متشابه نیز بنا به ظاهر آیه ۷ از سوره آل عمران قابلیت پذیرش تأویل صحیح و فاسد را دارد. نه در قرآن و نه در روایات و نه از زبان هیچ یک از بزرگان دینى نیز دستورى مبنى بر نهى از تأویل نرسیده است. حتى آن کسانى که با تأویل برخورد شدیدى داشته و احیانا آن را بزرگ ترین بلاى فرهنگ اسلامى تلقى مى کنند، مرادشان مطلق تأویل نیست و فى الجمله ضرورت آنرا پذیرفته[۶۳] دعاى آن حضرت در حق ابن عباس براى فراگیرى تأویل قرآن مشهور است. فخر رازى در اساس التقدیس مى گوید: «ان جمیع فرق الاسلام مقرّون بانه لابد من التأویل فى بعض ظواهر القرآن» وى که این کتاب را با هدف اثبات تنزیه خدا از جسمانیت و مکان داشتن، و توجیه آیاتى که ظواهر آنها به تشبیه و تجسیم مى انجامد، نگاشته است، براى اثبات ضرورت تأویل آیات قرآن و برخى از احادیث، نزدیک به بیست دلیل قرآنى و حدیثى مى آورد. حاصل کلام او این است که اخذ به ظواهر آیات متشابه و برخى از احادیث، به پیامدهاى زیان بار تشبیه و تجسیم دچار شده و خلاف مقتضاى عقل است. بنابراین از تأویل چنین آیات و احادیثى هیچ گریزى نیست.[۶۴] وى با چنین نگاهى، به تأویل برخى از آیات به ویژه آیاتى که بیانگر صفات خبرىِ خداوند است، مى پردازد. شایسته ذکر است که تاویل به عنوان روشى که ظواهر متون و عقائد دینى را با مقتضیات عقل سازگار کند، ویژه فرهنگ اسلامى نبوده، بلکه سابقه آن به قدمت تاریخ ادیان است. این پدیده نه تنها در فرهنگ ادیان قبلى وجود داشته، بلکه هر جا که انسان ناگزیر به پذیرش یک متن و پاى بندى بدان باشد، تحقق دارد و حتى دامنه آن به متون قانونى و ادبىِ مورد اهتمام نیز کشیده شده است.[۶۵] بدوى درباره تاویل در آیین یهود مى گوید: در قرن اول میلادى مسئله تأویل رمزى را فیلون یهودى به میان یهودیان آورد. آن گونه که خود اشاره دارد، بسیارى از یهودیان پیش از او به تاویل رمزى کتب مقدس در عهد قدیم پرداخته بودند، اما او از بزرگ ترین نمایندگان مکتب گرایش به تاویل در عصر قدیم به شمار مى رود. یهودیان قبل از او ابراهیم را به نور (عقل)، همسر او ساره را به فضیلت، و فِصَح را به تطهیر روح یا خلقت عالم تفسیر کرده بودند، اما فیلون تاویل را به عنوان مذهبى مستقل و شیوه اى خاص در فهم متون دینى مطرح کرد. بدوى بعد از بیان فلسفه تاویل گرایى فیلون که همان شبهات و حملاتى است که متوجه ظاهر نامعقول برخى از داستان ها و اساطیر غیر معقول است، به نمونه هایى از آنها مى پردازد و از جمله مى گوید: «او بهشت را به ملکوت روح، درخت حیات را به ترس از خدا، و درخت معرفت را به حکمت و دانش… تاویل و تفسیر کرده است».[67]
پی نوشت ها :

[۲۹]. ر.ک: ابن تیمیه، التفسیر الکبیر، ج۲، ص ۳۹ـ۴۵; محمد حسین ذهبى، التفسیر والمفسرون، ج۲، ص۲۷; شریعت سنگلجى، کلیدهاى فهم قرآن، ص ۴۱; محمد کتانى، جدل العقل والنقل، ص ۷۰۶; ذبیح الله منصورى، امام صادق مغز متفکر جهان اسلام، ص ۱۶۵٫ شهید محمد باقر صدر عالم بلندپایه شیعى با توجه به وجود برخى از روایات تأویلىِ غالیان و باطنیان در جوامع روایى شیعه، برآن است که اصحاب ائمه در برخورد با قرآن دو شیوه متفاوت داشته اند: ۱٫ شیوه پذیرفته شده از سوى فقیهان که بیانگر ظاهر و واقع شریعت بود… ۲٫ شیوه باطنیان که همواره مى کوشیدند به قضایا حالت معمّا بدهند… این گروه چون پشتوانه روشنى براى دیدگاه هایشان نداشتند به تأویل و استخراج بطون قرآنى روى آوردند. (بحوث فى علم الاصول، ج۴، ص۲۸۵). [۳۰]. مثلا بنگرید: ذهبى، التفسیر والمفسرون، ج۲، ص ۲۷٫ [۳۱]. به عنوان نمونه بنگرید: نساء، ۷۸، ۸۲; محمد، ۲۴٫ گردآورى روایات مختلف درباره ظهر و بطن قرآن را بنگرید: ابوالحسن عاملى اصفهانى، مقدمه تفسیر مرآه الانوار; بررسى و تقسیم و تحلیل محتواى آن را بنگرید: مجله پژوهش هاى قرآنى، شماره ۵ ـ ۶، مقاله ظاهر و باطن قرآن در گستره روایات، مبانى مختلف دانشمندان درباره مراد و راه دست یابى به بطون قرآنى را بنگرید: همان شماره ۲۲ـ۲۱٫ [۳۲]. ر.ک: ابوالحسن عاملى، تفسیر مرآه الانوار، فصل چهارم. [۳۳]. احیاء العلوم، ج۱، ص ۲۸۹٫ [۳۴]. روح المعانى، ج۱، ص۱۸٫ [۳۵]. التفسیر الکبیر، ج۲، ص ۴۱ـ۳۹٫ [۳۶]. بنگرید: حدید، ۳، روم، ۷ و لقمان، ۳۰٫ [۳۷]. بنگرید: قاضى نعمان، تأویل دعائم الاسلام، ج۱، مباحث مقدماتى، و نیز مقدمه مصطفى غالب بر همین کتاب. براى اطلاع بیشتر بنگرید: مقاله نگارنده تحت عنوان اسماعیلیه و باطنى گرى در کتاب مجموعه مقالات اسماعیلیه. [۳۸]. مثنوى (نیکلسون) دفتر سوم، ص۵۹۷٫ [۳۹]. مثنوى، ابیات ۱۸۹۹ـ۱۸۹۶٫ [۴۰]. چنین احادیثى را البته با اختلاف تعابیر و مضامین بنگرید: کنز العمال، احادیث ۲۶۶۱، ۲۸۷۹; طبرى، جامع البیان فى تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۰۹; اصول کافى، ج۲، ص۵۹۸; بحارالانوار، ج۹۲، ص ۸۳ به بعد; مقدمه تفسیر مراه الانوار; زرکشى، البرهان; سیوطى، الاتقان، ج۲، ص ۱۸۴٫ [۴۱]. بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۸۳; من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص ۲۹۰; فیض کاشانى، تفسیر الصافى، ج۱، ص ۴۳۹; مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص ۲۳۸٫ [۴۲]. همان، ج۲، ص ۲۹۰; البرهان فى تفسیر القرآن، ج۱، ص ۵۲; الاتقان، ج۴، ص ۱۹۶; رساله المحکم والمتشابه، ص ۵ به بعد. در این رساله با استناد به سخن امام على(ع) علاوه بر ارائه موارد مختلفى که در آنها ذووجوه بودن قرآن و وجود مشترک لفظى و آیات متشابه موجب اشتباه برداشت شده است به مواردى از تفسیر باطنى آیات نیز اشاره مى کند. [۴۳]. بحارالانوار، ج۹۲، ص۴۵٫ [۴۴]. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۲۷۸٫ [۴۵]. المیزان، ج۳، ص ۷۴ـ۷۳٫ [۴۶]. براى اطلاع بیشتر رک: محمد حسین فضل الله، مقدمه تفسیر من وحى القرآن; محمد طاهر ابن عاشور، تفسیر التحریر والتنویر، مقدمه دوم، سوم، نهم; شاطبى، الموافقات، ج۳، ص۳۸۲، ج۲، ص ۶۶ و ج۴، ص ۱۷۳; محمد هادى معرفت، التفسیر والمفسرون، ج۱، ص ۲۹ـ۲۴; شریعت سنگلجى، کلید فهم قرآن، ص ۵۶ـ۴۸; المیزان، ج۳، ص ۸۷ـ۷۵; ابن رشد، فصل المقال، ص ۹۷ به بعد; ابوحامد غزالى، قانون التأویل; فخر رازى، اساس التقدیس. علاوه بر مفسرانى که در ذیل آیه محکم و متشابه (آیه ۷ از سوره آل عمران) به این بحث پرداخته اند، بسیارى از دانشوران علوم قرآنى نیز بدین بحث کرده اند. [۴۷]. ابوزهره، المعجزه الکبرى، ص ۵۷۸٫ [۴۸]. التفسیر و المفسرون، ج۲، ص ۳۵۷٫ [۴۹]. المیزان، ج۳، ص ۶۹، قرآن در اسلام، ص ۳۲ـ۳۰; مقدمه تفسیر من وحى القرآن; چهارمین مقدمه تفسیر الصافى; کلید فهم قرآن، ص۵۲ـ۵۰; محمد هادى معرفت، التفسیر والمفسرون، ج۱، ص ۲۹ـ۲۴٫ استاد معرفت در این کتاب براى تأویل و صحیح بودن فهم معناى بطن دو معیار ارائه مى کند: ۱٫ ضرورت رعایت مناسبت نزدیک بین ظاهر و باطن گفتار ۲٫ مراعات دقت در الغاى خصوصیات گفتار از راه قانون سبر و تقسیم. [۵۰]. صدرالدین شیرازى، مفاتیح الغیب، تصحیح محمد خواجوى، ص ۴۱٫ [۵۱]. مرتضى مطهرى، آشنایى با قرآن، ج۱، ص۲۶ـ۲۷٫ [۵۲]. رک: روح المعانى، ج۱، ص۱۸ـ۱۶; الاتقان، ج۲، ص۱۱۹۷ـ۱۱۸۹; مقدمه تفسیر بیان السعاده; المحیط الاعظم، ج۱، ص۳۰۴ـ۳۰۳; گزارش دیدگاه هاى مختلف درباره ماهیت و ابزار فهم متون را بنگرید: پژوهش هاى قرآنى، شماره ۲۱ـ۲۰، ص ۱۲۰ـ۶۰٫ [۵۳]. آل عمران، ۷٫ [۵۴]. سامى النشار، نشاه الفکر الفلسفى، ص۳۴۹; تاریخ المذاهب الاسلامیه، ص۱۵; مقدمه ابن خلدون، ص۱۲۰; فجر الاسلام، ص۱۹۸٫ [۵۵]. التمهید، ج۳، ص۲۳٫ صاحب این اثر بعد از ارائه گزارش هاى متعدد و متضاد عالمان سلف و تابعان و دانشمندان فرق مختلف و آوردن روایات اهل بیت در تفسیر آیه «یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم واعلموا ان الله یحول بین المرء وقلبه و انه الیه تحشرون» انفال، ۲۴٫ مى نویسد: «تلک نماذج عشره من احادیث السلف بشأن تفسیر الآیه الکریمه و الایه تحتمل الجمیع لان القرآن حمال ذو وجوه و لکل آیه منه سبعه بطون من المعانى یعلمها اولوالبصائر فى الدین و من ثم لا اختلاف و لاتعارض بعد ان کان اللفظ فى تعبیره العام یحتمل الجمیع». (التمهید، ج۳، ص۲۵۵). [۵۶]. برخى از این اختلافات را بنگرید: الاتقان فى علوم القرآن، ج۱، ص۶۳۹ـ۶۴۱، البرهان فى علوم القرآن، ج۲، ص۷۹; المیزان، ج۳، ص۳۲ – ۴۲٫ [۵۷]. اکثر مفسران در ذیل تفسیر آیه ۷ سوره آل عمران، به این تعریف از متشابه اشاره کرده اند; همچنین بنگرید: قاضى عبدالجبار، شرح اصول خمسه، ص۶۰۰; اساس التقدیس، ص۱۷۹٫ [۵۸]. المیزان، ج۳، ص۴۱ – ۴۲ – ۶۴٫ [۵۹]. المیزان، ج۳، ص ۵۶ – ۵۹٫ [۶۰]. التمهید، ج۳، ص۲۱٫ [۶۱]. المیزان، ج۳، ص۵۸ – ۶۴٫ [۶۲]. براى نمونه بنگرید: ابن تیمیه، تعارض العقل و النقل، ج۱، ص۱۰-۱۲; التفسیر الکبیر، ج۲، ص ۹۶; جنایه التأویل الفاسد، ص۳۲ به بعد; اساس التقدیس، ص۶۹ – ۷۱; غزالى، قانون التأویل، ص۹ـ۶٫ [۶۳]. بحار الانوار، ج۹۲، ص۱۰۸٫ در حدیث دیگرى از پیامبر آمده که فقیه واقعى کسى است که تمامى وجوه مختلف قرآنى را بداند (الاتقان، ج۱ ص۴۴۵). طبیعى است که تأویل و فهم واقعى مراد از آیات متشابه قرآن، از مظاهر روشن فهم وجوه قرآنى است. [۶۴]. اساس التقدیس ص۶۹ – ۷۱٫ [۶۵]. عبدالرحمن بدوى، مذاهب الاسلامیین، قسمت دوم، ص ۷۵۴ – ۷۵۷٫ [۶۶]. همان، ص۷۵۶٫ مبحث تاویل و تفسیر در دیگر ادیان را بنگرید: محمد یوسف موسى، بین الدین و الفلسفه، ص۱۱۵ – ۱۲۶٫ [۶۷]. همان ص۷۵۷٫

 

نوشته قبلی

اختلاف پذیرى قرآن و دسته بندى مسلمانان (۳)

نوشته‌ی بعدی

پیامد گناه آدم در عهدین و قرآن: سقوط ، خروج یا هبوط؟ (۲)

مرتبط نوشته ها

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

نوشته‌ی بعدی

پیامد گناه آدم در عهدین و قرآن: سقوط ، خروج یا هبوط؟ (۲)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا