16 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home نهضت حسینی

اخلاق امام حسین علیه السلام

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

روزى امام حسین (ع) بر اسامه بن زید وارد شد. وى بیمار بود و به شدت اظهار غم و اندوه مى‏کرد.امام علت آن را پرسید؟ وى در پاسخ گفت: شش هزار درهم بدهکار هستم.آن حضرت فرمود : من بر عهده مى‏گیرم که این مبلغ را بپردازم.وى گفت: من بیم دارم که قبل از پرداخت بدهى خود از دنیا بروم.امام فرمود قبل از آنکه مرگت فرا رسد، وام تو را پرداخت خواهم کرد .پس آن حضرت پیش از آنکه مرگ او فرا رسد وام او را ادا کردند.آنگاه که مروان دستور داد، فرزدق شاعر معروف از مدینه خارج شود، وى به خدمت امام حسین (ع) رسید.آن حضرت چهارصد دینار به او بخشید.یکى از حاضرین رو کرد به امام و گفت: به شاعرى فاسق بخشش مى‏کنى؟ فرمود: بهترین بخشش از مال آن است که با آن آبروى خود را نگاهدارى . رسول خدا (ص) به کعب بن زهیر بخشش فرمود. و درباره عباس بن مرداس فرمود: او را از من دور سازید، تا زبانش از بدگویى به من قطع گردد.ابن عساکر در کتاب، تاریخ دمشق، آورده است که شخص فقیرى از اطراف به مدینه آمده بود .در حالى که قدم مى‏زد خود را به خانه حسین بن على (ع) رسانید.حلقه در را به صدا درآورد، و به گفتن شعر پرداخت:لم یخب الیوم من رجاک و منحرک من خلف بابک الحلقهفأنت ذو الجود انت معدنهابوک قد کان قاتل الفسقهامام حسین (ع) که به نماز ایستاده بود، با شنیدن صداى او نماز را کوتاه کرد، و خود را به مرد عرب رسانید.همین که در را گشود، مردى را مشاهده کرد که فقر و ناتوانى در چهره‏اش نمایان بود.پس بازگشته قنبر را صدا زد و از وى پرسید: از پول مخارج خانه چقدر نزد تو موجود است؟ قنبر گفت: اى فرزند رسول خدا، دویست درهم باقى مانده که آن هم به امر شما مى‏بایست بین افراد خانواده شما تقسیم کنم.سپس فرمود، آن را نزد من بیاور تا به آنکه از دیگران سزاوارتر است بپردازیم.بدین ترتیب، هر چه بود به شخص فقیر بخشید و اشعارى به شرح زیر بگفت:خذها فانی الیک معتذرو اعلم بأنی علیک ذو شفقهلو کان فی سیرنا الغداه عصاکانت سمانا علیک مندفقهلکن ریب الزمان ذو نکدو الکف منا قلیله النفقهمرد اعرابى پس از گرفتن عطاى امام بى درنگ اشعارى سرود و گفت:مطهرون نقیات جیوبهمتجری الصلوه علیهم اینما ذکرواو أنتم أنتم الأعلون عندکمعلم الکتاب و ما جاءت به السورمن لم یکن علویا حسین تنسبهفماله فی جمیع الناس مفتخراما خبرى را که در کتاب، لواعج الاشجان، از این بخشش ذکر کرده‏ایم با این خبر متفاوت بوده و در این جا مشخص نیست که روایت مزبور از چه منبعى آورده شده است به این ترتیب در روایت مزبور آمده است که: امام (ع) از قنبر پرسید، آیا از مال حجاز چیزى برجاى مانده؟ قنبر گفت: بلى چهار هزار دینار.آن حضرت پس از آنکه دو بیت شعر بخواند، مبلغ مزبور را با اضافه کردن چیزى بر آن به مرد اعرابى بخشید.برخى نیز اشعار مزبور را به ابو نواس نسبت داده‏اند که در مدح امام رضا (ع) سروده است.و الله اعلم.روزى ابو عبد الرحمن عبد الله بن حبیب سلمى به یکى از فرزندان امام حسین (ع) سوره حمد را بیاموخت.همین که وى این سوره را براى پدر خود بخواند، آن حضرت به ابو عبد الرحمن هزار دینار و هزار جامه نو عطا کرد، و دهانش را پر از در ساخت، و آنگاه که علت این امر را از وى جویا شده و گفتند، در برابر این کار چگونه بخشش مى‏کنى؟ ، امام (ع) گفت: آنچه را که من به وى بخشیدم، در برابر این امر یعنى تعلیم سوره حمد بسیار ناچیز است.آنگاه شعرى سروده و گفت:اذا جادت الدنیا علیک فجد بهاعلى الناس طرا قبل ان تتفلتفلا الجود یفنیها اذا هی اقبلتو لا البخل یبقیها اذا ما تولتروزى کنیزى بر امام حسین (ع) وارد شد و دسته گلى به وى هدیه کرد.پس آن حضرت، فرمود: تو در راه خداى تعالى آزادى.یکى از حاضرین گفت: چگونه است که در برابر دسته گلى ناچیز، کنیزى را آزاد مى‏سازى؟ ، آن حضرت فرمود: این روشى است که خدا ما را بر آن تربیت کرده است، چنان که در قرآن کریم خداى تعالى مى‏فرماید: (و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها) (۱)و بهترین هدیه براى این کنیز آزادى وى بود.مردى اعرابى به خدمت آن حضرت آمد و گفت: اى فرزند رسول الله (ص) دیه کاملى بر عهده من است و قادر به پرداخت آن نیستم.پیش خود گفتم، باید نزد کسى بروم که در میان مردم از همه کریم‏تر باشد، و کسى را بالاتر از اهل بیت رسول الله (ص) نیافتم.حضرت فرمود:اى برادر عرب من سه موضوع از تو مى‏پرسم چنانچه یک پرسش را جواب گفتى، یک سوم آن را به تو مى‏بخشم.اگر دو سؤال را پاسخ دهى دو سوم مال را خواهى گرفت و اگر هر سه را جواب گفتى تمام آن را اعطا خواهم کرد.مرد اعرابى گفت، اى فرزند رسول خدا چگونه روا باشد که شخصى همانند شما که خود اهل علم و فضیلت هستید، از فردى مانند من سؤال کند.امام (ع) فرمود، از جد خود رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: المعروف بقدر المعرفه: نیکى و بخشش بایستى به اندازه معرفت و شناسایى هر کس انجام گیرد.مرد عرب گفت، هر چه خواهید بپرسید.چنانچه بدانم جواب خواهم گفت، و اگر ندانم از شما فرا مى‏گیرم و همه نیروها از آن خداست.حضرت فرمود، افضل اعمال چیست؟اعرابى عرض کرد، ایمان به خداوند.ـ چه چیز، مردم را از هلاکت رهایى مى‏بخشد؟ـ توکل و اعتماد بر خداى تعالى.ـ زینت آدمى در چیست؟ـ دانشى که همراه با حلم و بردبارى باشد.امام (ع) فرمود، چنانچه به این فضیلت دست نیابد؟وى پاسخ داد، مالى که توأم با مروت و جوانمردى باشد.فرمود، چنانچه از این زینت نیز محروم باشد؟ عرض کرد، فقر و پریشانى، همراه با صبر و شکیبایى.فرمود، اگر این صفت در وجود وى نباشد؟ مرد عرب گفت، در این صورت، صاعقه‏اى از آسمان فرود آید و او را بسوزاند، که شایسته بیش از آن نیست.پس حضرت بخندید و کیسه‏اى که هزار دینار داشت همراه با انگشترى خود که ارزش نگین آن به دویست درهم مى‏رسید به وى عطا کرد و به او فرمود: هزار دینار براى اداى قرض خود و دویست درهم را براى هزینه زندگى خود صرف کن.مرد اعرابى آنها را بگرفت در حالى که این آیه را تلاوت مى‏کرد: (الله اعلم حیث یجعل رسالته)، خدا بهتر داند که پیغمبرى خود را چگونه قرار دهد.در، تحف العقول، آمده است که: مردى به خدمت امام حسین (ع) آمد و از وى کمک خواست.آن حضرت به وى گفت، سؤال تنها در سه مورد ممکن است جایز باشد، و آن به وقتى است که وام سنگینى بر عهده شخص بوده یا بسیار فقیر باشد و دیگر در موقعى که شخص دیه‏اى را بر عهده گرفته است.و نیز در کتاب مزبور آمده است که: مردى از انصار به ملاقات امام (ع) آمد و درخواست حاجت کرد.حضرت فرمود، اى مرد انصارى به خاطر بیان حاجت آبروى خود را مریز.نیاز خود را در نامه‏اى بنویس و براى من بفرست.انشاء الله خواسته تو را بر خواهم آورد.مرد سائل در نامه‏اى حاجت خود را به این شرح بیان داشت:اى ابا عبد الله، من به فلان شخص پانصد دینار بدهکارم و او همچنان درخواست طلب خود را دارد.از او بخواهید به من فرصت دهد تا گشایشى در کارم پیدا شود.همین که امام حسین (ع) نامه او را بخواند به خانه رفت و کیسه‏اى که محتوى هزار دینار بود، بیاورد و به وى بخشید و فرمود: پانصد دینار براى اداى قرض خود و پانصد دینار دیگر را در جهت مخارج زندگى خود استفاده کن.در نظر داشته باش که به هنگام اظهار حاجت جز به سه کس مراجعه مکن.: مردى که به دین معتقد، یا جوانمرد و با مروت و یا داراى حسب و نسب باشد.اما شخص دیندار با توجه به دین خود تو را از انجام خواسته‏ات محروم نمى‏سازد.و آن کس که داراى مروت و جوانمردى است خود شرم دارد که نیاز تو را انجام ندهد.و آنکه داراى اصل و نسب باشد، به این امر آگاهى دارد که تو به اراده خود جهت بیان حاجتى آبروى خود را از دست نمى‏دهى.از این رو در حفظ آبروى تو مى‏کوشد و حاجت تو را برآورده مى‏سازد .بخارى در کتاب صحیح خود و دیگران آورده‏اند که اسامه بن زید خدمتکار خود را که نامش حرمله بود، از مدینه به کوفه روانه ساخت تا از على (ع) بخواهد که مقدارى از مال براى او ارسال دارد، و به وى گفت: مسلما از تو مى‏پرسد که چرا با او همکارى نکرده‏ام.به او بگو، هر چند که من مایل به همراهى با شما بودم، اما در عین حال معتقد نبودم که در جنگ شرکت داشته باشم.امیر المؤمنین عذر او را نپذیرفت و از بخشش به او خوددارى کرد.پس حرمله نزد امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و عبد الله بن جعفر رفت.آنان خواسته او را انجام دادند و مبلغ زیادى به او بخشیدند.اما طبق نوشته ابن حجر در کتاب فتح البارى که در شرح بر صحیح بخارى تالیف گردیده، چنین است که: علت عدم شرکت اسامه در جنگهاى على (ع) این بود که وى اعتقادى به نبرد با مسلمین نداشت.از این رو امیر المؤمنین که دید وى در جنگ شرکت نکرده، از یارى با او خوددارى کرد.امام فرزندان آن حضرت، و عبد الله بن جعفر از اموال خود به او اعطا کردند تا رهسپار مدینه شود.به نظر نگارنده، عذر خواهى اسامه قابل قبول نخواهد بود، زیرا که خداى تعالى در قرآن کریم مى‏فرماید: (فقاتلوا التى تبغى حتى تفی‏ء الى امر الله) (۲) ، با آنکه تجاوز مى‏کند جنگ کنید تا به فرمان خدا باز آید.پس بدین جهت که اسامه از یارى و نصرت با على (ع) خوددارى کرده و از فرمان او سر باز زده بود شایسته بود که از آن حضرت شرم مى‏کرد و کمک مالى از بیت المال مسلمین نمى‏خواست .حتى در برخى روایات آمده است که وى اصولا با امام (ع) بیعت نکرد، و چنانچه این روایت که امیر المؤمنین (ع) از پرداخت مال به وى امتناع کرده درست باشد، خود امرى کاملا صحیح بوده و اسامه نیز بیش از این شایسته نبوده است.اما کمک فرزندان على (ع) و عبد الله بن جعفر خود حاکى از کرم و بخشش بنى هاشم و روح بزرگوارى آنهاست که همواره هر عمل ناروایى را با نیکى و احسان جبران مى‏کردند.و هر چند که اسامه شایسته کمک نبود و على (ع) نیز از این امر خوددارى کرد، اما آنان در عوض طبق شیوه کریمانه‏اى که در خاندان رسالت وجود دارد از دارایى خود به جبران این امر به کمک وى پرداختند.احمد بن سلیمان بن على بحرانى در کتاب، عقد اللآن فى مناقب الآل، مى‏نویسد: چنین اتفاق افتاد که روزى امام حسین (ع) پس از رحلت برادر خود امام حسن (ع) در مسجد جدش رسول الله (ص) حضور یافته بود.در یک گوشه عبد الله بن زبیر، و در گوشه دیگرى عتبه بن ابى سفیان نیز نشسته بودند.ناگاه مردى عرب که بر شترى سوار بود به نزدیک مسجد رسیده، شتر خود را بست و وارد مسجد شد.ابتدا نزد عتبه بن ابى سفیان رفت.پس بر وى سلام کرد و گفت، من پسر عموى خود را کشته‏ام و اکنون بایستى دیه او را بپردازم.آیا مى‏توانى مرا در این امر یارى و کمک دهى؟ عتبه رو کرد به خدمتکار خود و گفت، صد درهم به وى بپرداز.مرد عرب گفت، این پول کافى نیست و من دیه کامل مى‏خواهم.پس او را ترک کرده، به سراغ عبد الله بن زبیر رفت و آنچه را که براى عتبه گفته بود براى او نیز بیان داشت.عبد الله نیز به خدمتکار خود دستور داد دویست درهم به وى پرداخت کند.اما مرد عرب ماجراى خود را تکرار کرد و گفت، من دیه تمام مى‏خواهم این مبلغ کافى نیست و او را ترک کرد.سپس خود را به امام حسین (ع) رسانید و پس از سلام گفت: اى فرزند رسول خدا، من پسر عم خود را کشته‏ام و اینک از من مطالبه دیه دارند.آیا مى‏توانید پول آن را به من اعطا کنید؟ پس حسین بن على (ع) به وى گفت: ما خاندانى هستیم که به اندازه شناسایى و آگاهى هر کس بخشش مى‏کنیم.مرد عرب گفت، هر چه مى‏خواهید از من بپرسید؟ امام حسین (ع) فرمود، اى اعرابى راه رهایى از هلاکت چیست؟مرد عرب پاسخ داد، توکل بر خداى عز و جل.ـ همت چیست؟ـ اتکا به خداوند.در اینجا امام حسین (ع) سؤالات دیگرى از اعرابى کردند و او نیز پاسخ داد.آنگاه امام (ع) دستور داد ده هزار درهم براى پرداخت دیه او و ده هزار درهم نیز براى گشایش حال و رفع مشکلات و مخارج خانواده‏اش به اعرابى بپردازند.پس مرد عرب بى‏درنگ به سرودن اشعارى به این شرح پرداخت:طربت و ما هاج لی معبقو لا لی مقام و لا معشقو لکن طربت لآل الرسولفلذ لی اشعر و المنطقهم الاکرمون هم الانجبوننجوم السماء بهم تشرقسبقت الانام الى المکرماتفقصر عن سبقک السبقبکم فتح الله باب الرشادو باب الفساد بکم مغلق
مهربانى و احسان امام حسین (ع) نسبت به فقرا و مساکیندر واقعه کربلا هنگامى که آثار زخم را بر دوش آن حضرت مشاهده کردند از امام زین العابدین (ع) علت آن را جویا شدند.امام فرمود: پدرم، همواره انبانى از غذا بر دوش خود مى‏کشید و به منزل بیوه زنان و یتیمان و مساکین مى‏رسانید.
تواضع و فروتنى امامروزى امام (ع) بر گروهى از فقرا گذشت که تکه نانهایى بر عبایى نهاده و مى‏خوردند.آن حضرت بر آنها سلام کرد.آنان از وى خواستند که با آنها هم سفره شود.امام دعوتشان را پذیرفت، و در کنار آنها نشست و گفت: چنانچه نانى که مى‏خورید، صدقه نبود، من هم با شما همغذا مى‏شدم.آنگاه آنها را به خانه خود دعوت کرد.همین که به خانه رسیدند، به آنها غذا و لباس و مبلغى پول داد.ابن عساکر در تاریخ دمشق آورده است که: امام (ع) روزى بر عده‏اى از مسکینان گذشت که در کلبه‏اى نشسته و چیزى مى‏خوردند.از امام حسین (ع) دعوت کردند که با آنها در غذا شرکت کند.آن حضرت دعوتشان را پذیرفت و گفت خداوند متکبران را دوست ندارد.پس از خوردن غذا، امام رو کرد به آنها و گفت: من دعوت شما را پذیرفتم.اکنون نوبت شماست.آنان نیز پذیرفتند و به خانه امام رفتند.آن حضرت به خدمتکار خود رباب دستور داد هر چه در خانه اندوخته دارند به آنان ببخشد.
حلم امامیکى از غلامان امام (ع) کار ناروایى را مرتکب شده که مستوجب کیفر گردیده بود.آن حضرت دستور داد وى را تازیانه بزنند.وى گفت اى مولاى من، خداوند مى‏فرماید: و الکاظمین الغیظامام او را عفو کرده، گفت، او را رها کنید.غلام آیه مزبور را ادامه داده گفت:و العافین عن الناس،امام (ع) گفت، از گناه تو گذشت کردم.باز هم غلام در ادامه آیه گفت:و الله یحب المحسنین،در اینجا امام (ع) فرمود:(انت حر لوجه الله) تو را به خاطر خدا آزاد کردم، و ادامه داده گفت: از این پس آنچه را که به تو بخشش مى‏کردم دو برابر خواهد شد.
پی نوشت‌ :
۱ـ چون شما را درود گویند، درودى بهتر از آن گویید، یا همان را بازگویید، سوره نساء آیه ۸۶۲ـ سوره حجرات آیه ۹منبع:کتاب سیره معصومان
 

برچسب ها: shia
نوشته قبلی

راه های شناخت امام علیه السلام

نوشته‌ی بعدی

القاب حضرت مهدی علیه السلام،راهی برای شناخت بیشتر (حجت،خاتم الاوصیاء،شرید)

مرتبط نوشته ها

مهندسی فرهنگ عاشورا
نهضت حسینی

مهندسی فرهنگ عاشورا

عاشورا و هویت شیعی
نهضت حسینی

عاشورا و هویت شیعی

پیام عاشورا
برگزیده ها

پیام عاشورا

رویکردهای عاشورا با تکیه بر رویکرد انسانی
نهضت حسینی

رویکردهای عاشورا با تکیه بر رویکرد انسانی

مذهب شیعه از خلافت معاویه تا قرن چهاردهم
نهضت حسینی

عرفان و آزادى در آینه عاشورا

آرمان ‌شناسى قيام‌ هاى شيعى
نظام ولایت فقیه

بررسی مبانی فقهی ـ کلامی عاشورا و تأثیر آن بر انقلاب اسلامی

نوشته‌ی بعدی

القاب حضرت مهدی علیه السلام،راهی برای شناخت بیشتر (حجت،خاتم الاوصیاء،شرید)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

محمد بن ابی‌ بکر

محمد بن ابی‌ بکر

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا