1 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

اخلاق سیاسی در نامه های نهج البلاغه(۱)

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مقدمه
نامه های نهج البلاغه به مباحث حکومتی پرداخته است. مطالعه ی نامه های نهج البلاغه سیره ی سیاسی امیرالمؤمنین(علیه السلام) را آشکار می سازد. دیدگاه سیاسی امام(علیه السلام) حکومت را در ذات فاقد ارزش دانسته و تنها در صورت احقاق حقوق پایمال شده، دارای ارزش می داند. کارگزار که مجری قوانین الهی است، باید شرایط ویژه ای را احراز کند. نهج البلاغه در یک تقسیم بندی کلی ویژگی های اخلاق سیاسی کارگزار را در سه طرح کلی مورد نظر قرار داده است: ویژگی های فردی، سیاسی اجتماعی و مدیریتی. حاصل اخلاق حسنه ی فردی ضامن بروز فضایل اخلاقی و دوری کارگزار از رذایل است که بسیاری از صفات، چون تقوی، بینش صحیح نسبت به خود، بینش صحیح نسبت به مسئولیت، آزادگی، زهد و…، را در بر می گیرد؛ وجود ویژگی های سیاسی و مدیریتی ضامن تدبیر لازم در امور و بر پاداشتن حکومت الهی می شود، ویژگی هایی چون: عدالت محوری و حق گرایی، حفظ حقوق مردم، حفظ حقوق مخالفین، مردم سالاری و…، در سایه ی اجرای این فرامین، جامعه به عدالت اجتماعی، کرامت انسانی و آزادی معقول دست خواهد یافت. ابعاد ویژگی های اخلاقی کارگزار در دیدگاه امیرالمؤمنین به گونه ای در هم تنیده شده است، که عدم احراز هر یک از آن ها صلاحیت کلی را خدشه دار می کند.
۱٫ اخلاق فردی
– درک صحیح از خود. امام علی(علیه السلام) درک و نگاه آدمی را نسبت به خود دارای اهمیت دانسته و جایگاه او در نظام آفرینش را جایگاهی والا می داند. چنانکه فرمود: قیمه کل امری ما یحسنه ارزش انسان به آن چیزی است که در نزدش زیباست و بدان دانا است (نهج البلاغه، ق۸۱). اگر آدمی به ارزش وجودی خویش آگاه شود، هرگز تن به خواری و ذلت گناه نمی دهد(نک: نهج البلاغه، ق ۴۴۹)، زیرا آدمی، در هر مقامی، خود را در محضر حضرت باری می بیند. این معنا در نامه های نهج البلاغه نمود دارد. اولین موردی که در آغاز برخی نامه ها مورد توجه قرار می گیرد، عبارتی است که امیرالمؤمنین در معرفی خود بیان می دارد و بر بندگی خود تأکید می ورزد:«من عبدالله علی امیرالمؤمنین…؛ از بنده ی خدا علی امیرالمؤمنین؛ نهج البلاغه، نامه ای:۱-۳۸-۵۰-۵۱-۶۰-۶۳-۷۵). در آغاز نامه ی ۵۳ نیز امام(علیه السلام)خود را بنده ی خدا می خواند و مالک را به این امر توجه می دهد که من، که تو را به عمارت مصر منصوب می کنم؛ خود درید قدرت لایزال الهی هستم. خدا ناظر بر اعمال من و تو است. اشارت آگاهانه ی امام، متذکر توجه والی به فرامین الهی و خضوع او در برابر ذات باری است. این گونه توجه، تقابل و تعامل مداوم انسان در برابر خدا و تأکید به قوه ی ناظره ی الهی، خود عامل دوری انسان از توجهات نفسانی و استکبارپیشگی و کبر است. – تقوای الهی. امام علی(علیه السلام) بر رعایت تقوا توسط آحاد مردم تأکید دارد. اما درنامه های نهج البلاغه این اصل در مورد کارگزاران نمود بیشتری یافته است. در مکتب سیاسی امام علی(علیه السلام) تقوی سر لوحه ی همه ی برنامه ها از جمله سیاست مداری، جنگاوری، مردم داری، قضاوت، داوری و تنظیم برنامه های دولت و تدوین برنامه های اقتصادی است، همچنین رعایت اصل تقوی برای کارگزاران سطوح پایین چون مأموران مالیات، زکات و توزیع بیت المال نیز مدنظر است (نک: ن۲۵-۲۶). امام(علیه السلام) تقوای الهی را، افزون بر جنبه های فردی، عامل اصلاح امور کارگزاران ذکر می کند. امام(علیه السلام) به اشعث بن قیس، که وجود خصلت های زشت در او مانع از گرایش وی به حق و حقیقت شده بود، فرمود: «ولعل امرک یحمل بعضه بعضا، ان اتقیت الله؛ شاید اگر تقوی پیشه سازی کارهای تو به گونه ای ردیف شود که تو را به خیر و سعادت رهنمون کند». قرآن کریم نیز رعایت تقوا را عامل بصیرت و تمییز حق از باطل معرفی می کند (انفال/۲۹؛ طلاق/۲-۳). امام(علیه السلام) هنگامی که روی سخن با صاحب منصبان دارد، روش انذار را پیش می گیرد. چنانکه به یکی از فرماندهان سپاه در شروع نامه می فرماید: اتق الله الذی لا بد لک من لقائه و لا منتهی لک دونه؛ از خدایی بترس که ناچار دیدارش می کنی و سرانجامی جز دیدارش نداری (نهج البلاغه، ن۱۲). یعنی کارگزاران باید توجه داشته باشند که سرانجام با خدای خود، ملاقات می کنند پس نباید از قدرت سوءاستفاده کنند. در سایه ی تقوای الهی، تقوای سیاسی شکل می گیرد، که متضمن احقاق حقوق و آزادی های سیاسی و اجرای عدالت در جامعه است. – نگاه کارگزار به مسئولیت. مسئولیت در فرهنگ علوی یک وظیفه است، نه موقعیت؛ فرد معاداندیش می داند که کوچک ترین خطایی در مسیر مسئولیت در پیشگاه الهی محاسبه شده و اگر جبران آن را نتواند، در عرصه ی حاکمیت الهی مورد مؤاخذه قرار می گیرد. امیرالمؤمنین(علیه السلام)به محمدبن ابی بکر فرمود: و ان الله تعالی یسائلکم معشر عباده عن الصغیره من اعملکم و الکبیره، و الظاهر و المستوره فان یعذب فانتم اظلم. و ان یعف فهو اکرم؛ خداوند متعال بندگانش را در مورد کارهای بزرگ و کوچک و آشکار و نهان بازخواست می کند، اگر شما را کیفر دهد استحقاق بیش از آن رادارید، و اگر ببخشاید، بزرگوارتر است(نهج البلاغه، ن۲۷) و در ادامه فرمود: و اعلم یا محمدبن ابی بکر اننی قد ولیتک اعظم اجنادی فی نفسی اهل مصر فانت محقوق ان تخالف علی نفسک و ان تنافح عن دینک و لو لم یکن لک الا ساعه من الدهر؛ من تورا برمردم مصر که نزد من بزرگ ترین سپاهیان هستند، فرماندهی دادم. پس هر چند از عمر تو ساعتی بیش نمانده باشد برتو است که بر خواهش نفست مخالفت کنی و از دین خود پشتیبانی نمایی (نهج البلاغه، ن۲۷). در مکتب امیرالمؤمنین، کارگزار تا پای جان در راه اهداف دین می ایستد؛ گرچه فرامین اسلام و نهج البلاغه نشان از رأفت و رحمت بر مردم و دوستان که گاه در عرصه ی اجتماعی دچار لغزش هایی می گردند؛ دارد. اما در برابر کفار و معاندین تا پای جان باید ایستادگی کرد. لذا فرمود: و ابتذل نفسک فیما افترض الله علیک راجیا ثوابه و متخوفا عقابه؛ جان خویش را در راه مسئولیتی که خدا برعهده ات نهاده است؛ نثار کن (نهج البلاغه، ن ۵۹). نهج البلاغه هشدار می دهد که مسئولیت امانتی است از طرف خداوند که باید آنرا پاس دارد و او را از تمسک به ابزار زر و زور و تزویر باز می دارد، که این سه عامل شیوه ی مستکبران در حکومت است در مکتب امام علی(علیه السلام) حکومت چون طعمه نیست، بلکه امانتی نزد کارگزار است(نهج البلاغه، ن۵). – آزادگی عقلانی. اندیشه ی علوی انسان را موجودی می داند که آزاد آفریده شده است. امام(علیه السلام) در وصیتش به امام حسن(علیه السلام) فرمود بنده ی دیگری مباش که خدا تو را آزاد آفرید (همان، ن۳۱). در بیان امیر(علیه السلام) حریت و آزادی معنی زیبایی دارد. حریت در مقابل عبودیت قرار دارد؛ عبودیت نه به معنای نیایش و تسلیم در برابر معبود مطلق، که به معنای خواری و بردگی در برابر دیگران، که در حقیقت «بردگی هوای نفسانی و شهوات شیطانی و گریز از من» عقلانی است. اگر انسان در اطاعت و مخالفت، و باید و نبایدها از عقلانیت فاصله بگیرد، گرفتار بندگی شوم و بردگی مذموم می شود. بنابراین آزادی معقول به معنای حفظ اعتدال در همه ی ابعاد زندگی و پرهیز از افراط و تفریط است. منتسکیو می گوید: «آزادی عبارت از این است که انسان حق داشته باشد هر کاری را که قانون اجازه داده و می دهد، بکند و آنچه قانون منع کرده و صلاح او نیست، مجبور به انجامش نباشد (منتسکیو، روح القوانین، ۲۹۳)». – زهد و ساده زیستی. امام(علیه السلام)، چه در دوران حکومت و چه پیش از آن، به پرهیز از دنیا و زهد و ساده زیستی اهتمام داشت و کارگزاران خود را به این امرتوصیه فرمود. زهد در کلام امام با عنایت به حکمت ۴۳۱ نهج البلاغه تعریف می شود. الزهد کله بین کلمتین من القرآن قال الله سبحانه (لکیلا تاسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا به ما آتاکم) و من لم یاس علی الماضی و لم یفرح بالاتی فقد اخذ الزهد بطرفیه؛ زهد، بین دو کلام از قرآن کریم تعریف می شود، اول آنکه آدمی از چیزی که از دست می دهد اندوهگین نشود؛ دیگر به جهت آنچه به دست آورده شادمان و دل بسته نگردد. بدیهی است آنکه زهد را به تمام معنی در نظر آورد؛ تنها او می تواند با تمام وجود و هستی خویش در راه خدا گام بردارد (نهج البلاغه، ق۴۳۱). نهج البلاغه در بسیاری از فرازها به ترسیم و بازگویی حقیقت دنیا می پردازد. در این بین سند تنظیمی امام برای خانه ای که شریح به بهایی گزاف خریداری کرده بود نیز خواندنی و جالب توجه است (نک: نهج البلاغه، ن۴). – متخلق به فضایل و دوری از رذایل اخلاقی. امام(علیه السلام) در گزینش افراد فضایل فردی اخلاقی را مورد توجه قرار می دهد. به طور قطع نفس آدمی هراندازه به خدا نزدیک تر باشد، صفات الهی در او تجلی بیشتری می یابد. مالک اشتر یکی از کسانی است که امام در قالب بیان خصوصیات او، برخی خصوصیات فردی سیاست مدار و فرمانده را بیان می کند. امام(علیه السلام) در امر سیاست میانه روی را به عنوان یک اصل در خصوصیات فردی مورد تأکید قرار داده و در معرفی مالک اشتر فرمود: فانه ممن لا یخاف وهنه و لا سقطته و لا بطوه عما الاسراع الیه احزم و لا اسراعه الی ما البطء عنه امثل؛ … او از مردانی است که نه از سستی و لغزش او ترسی است و نه از کندی او در جایی که سرعت لازم است و نه از سرعت او در جایی که کندی پسندیده است، بیمی است (نهج البلاغه، ن۱۳). ابن ابی الحدید نیز از مالک اینگونه یاد می کند: او میان نرم خویی و درشت خویی جمع کرده بود. آنجا که باید سطوت و قاطعیت به خرج دهد، با سطوت و قاطعیت و آنجا که باید مدارا کند، به نرمی و مدارا برخورد می کرد (شرح نهج البلاغه ۱۰۲/۱۵). مالک در نگاه امیرالمؤمنین دارای خصوصیاتی بود که او را از تاریکی و ظلمت خارج ساخته بود. دو فضیلت برجسته ی او حسن خلق و شجاعت بود. او به پیروی از بیان قرآن (فرقان/۶۳؛ همان/۷۲) بی تکبر در زمین راه می رفت و در برابر اهانت دیگران گذشت و بردباری نشان می داد (سفینه البحار۶۸۶/۱). امام برای دوری از تکبر حاصل از قدرت سیاسی راه کارهایی ارائه می دهد که عبارت اند از: تفکر در عظمت ملک خداوند، تدبر در قدرت لایزال الهی، تفکر به کوچکی انسان در برابر قدرت خدا و گواهی تاریخ در خواری گردن کشان (نک: ن۵۳). شجاعت اشتر نیزبه گواهی امیرالمؤمنین نشئت گرفته از حکم عقل بود. ابن ابی الحدید براساس تاریخ و با الهام از کلام امام(علیه السلام) او را به سخت کوشی، جود، ریاست مداری، حلم و بردباری، فصاحت و بلاغت و شاعری می ستاید (ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۵). افزون بر این از کلمات امام صفاتی به دست می آید که در مورد کارگزاران به طریق اولی مورد توجه است، صفاتی چون توانمندی در دین، صدق ایمان در حد یقین و آموزنده ی علم (نهج البلاغه، ن۳۱)؛ حلم و بردباری دربرابر جهل (غرر/۳۳۵۷)؛ حلم و بردباری در بحران و سختی (نهج البلاغه، ن۳۱)؛ خردمندی (غرر/۱۰۵۹۱)؛ شکرگزار (نهج البلاغه، ن ۳۱)، صدق و جوانمردی (همان، ق۴۷)؛ سخاوت(غرر/۲۸۹۹)؛ تسلط بر نفس (همان/۳۱۸۸)؛ هنگام خشنودی داخل گناه نشود، هنگام خشم از سخن حق باز نماند، هنگام قدرت از دادوستد چیزی که حق نیست، دوری گزیند (معانی الاخبار۳۶۶/۱)؛ خویشتن دار و مسلط بر نفس باشد (بحار ۳۷۷/۷۸)، اشتهار به نیکی (نهج البلاغه، ن ۳۱)؛ یادآور معاد، متواضع، انفاق (نهج البلاغه، ن۲۱)، ادای کامل حق مردم (همن، ن۲۶)؛ حق گرا و معترف به حق (همان، ن ۳۱)؛ دوری گزینی از دنیا (در موارد بسیار از جمله خطبه های ۴۹-۱۰۷-۱۱۰-۱۱۳-۱۸۶-۲۳۰)؛ مرگ آگاهی (همان، ن۲۷)؛ قناعت، امانت داری، کسب حلال (همان، ن۳۱)؛ خوف و رجا (همان، ن۲۷)؛ توجه به نماز (همان، ن۲۷و۵۲)؛ شب زنده داری، پرهیز از گناه، توجه به قرآن (نهج البلاغه، ن۳۱). برخی صفات سلبی نیز در بیان امام وجود دارد، که به طریق اولی، نباید در فرد مسئول وجود داشته باشد. از آن جمله است: تکبر(همان، ن۳۱، ن۵۳)؛ جبن و ترس (همان، ق۳)؛ حرص، ترس و بخل (غرر/۲۵۸۲)؛ پرهیز از اسراف (نهج البلاغه، ن۲۱)، ریا (همان، ن ۲۶)؛ برخورد همراه با ترش رویی و دروغ و بهتان با مردم (همان)؛ بدزبانی (همان، ن۳۱)؛ رفاه طلبی (همان). امیرالمؤمنین(علیه السلام) در بیان صفات مزدوران اموی، هفت صفت کوردلی، کرگوشی، کوردیدگی، جستن حق به باطل، در راه معصیت خالق اطاعت از مخلوق، به دست آوردن دنیا به وسیله ی دین و خرید منافع دنیوی به پاداش نیکان پرهیزکار، چهار مورد اخیر به عنوان اخلاقیات یعنی افعالی که برآمده از خوی های بد است مطرح است (نهج البلاغه، ن ۳۳).
 
منبع: فصلنامه پژوهش های نهج البلاغه(النهج) ۳۰

برچسب ها: shia
نوشته قبلی

اخلاق سیاسی در نامه های نهج البلاغه(۲)

نوشته‌ی بعدی

حضرت فاطمه (علیها السلام) در اندیشه فلسفی هانری کربن (۲)

مرتبط نوشته ها

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)
پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

حضرت فاطمه (علیها السلام) در اندیشه فلسفی هانری کربن (۲)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

الو سلام حاج آقا / 49

الو سلام حاج آقا / 49

صفوان بن یحیی

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق

میراث ماندگار خورشید هشتم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا