ادّعاى بغض صحابه نسبت به حضرت على×
ابنتیمیه دربارة بغض صحابه نسبت به حضرت علي× مينويسد:
علي فان كثيرا من الصحابة والتابعين كانوا يبغضونه ويسبونه ويقاتلونه.
بسيارى از صحابه و تابعين، بغض على× را داشته، و وى را سب كرده و با او جنگيدهاند.([1])
نقد و بررسي:
اين ادعاى ابنتيميه به خاطر دشمنى او با حضرت على× است، وگرنه چرا او نامی از اين افراد نمیبرد؟ آيا جز خوارج ـ كه ابنتيميه از اسلاف آنان است ـ كسى از تابعين نسبت به حضرت اميرالمؤمنين× بغض و عداوت داشته است؟ بر فرضی که همه صحابه بغض حضرت على× را داشته باشند؛ اين نقص آنان است نه نقص حضرت على×؛ زيرا پيامبر| در شأن آن حضرت فرمودند:
لا يحبّك إلاّ مؤمن ولايبغضك إلاّ منافق.
تو را جز مؤمن دوست ندارد و جز منافق با تو دشمنی نمیکند.([2])
همچنین فرمودند:
من آذی علياً فقد آذاني.
هر كس على× را اذيت كند مرا اذيت كرده است.([3])
و نیز میفرمایند:
من سبّ علياً فقد سبّني.
هر كس، على را دشنام دهد مرا دشنام داده است.([4])
و بالاخره رسول اکرم| میفرمایند:
من أحبّ علياً فقد أحبّني، ومن أبغض علياً فقد أبغضني.
هركس على× را دوست بدارد به طور حتم مرا دوست داشته و هر كس على× را دشمن بدارد به طور حتم مرا دشمن داشته است.([5])
چگونه كسى على× را دشمن بدارد، در حالىكه بخارى به سندش از پيامبر اکرم| نقل كرده كه فرمود:
أنت منّي وأنا منك.
تو از منی و من از تو هستم.([6])
و نيز رسول خدا| میفرمایند:
أما ترضی أن تکون منّي بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه لا نبي بعدي.
آيا راضى نمیشوى كه تو نزد من به منزلة هارون نزد موسى باشى، جز آنكه بعد از من پيامبرى نيست.([7])
همچنين فرمودند:
إنّي دافعٌ والرّاية غداً إلى رجل يحبّ الله ورسوله ويحبّه الله ورسوله.
قطعاً فردا پرچم را به دست كسى میدهم كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نيز او را دوست دارند.([8])
[1]) ابنتيميه، احمد، منهاج السنهًْ، ج7، ص137 و 138.
[2]) نيشابوري، مسلم، صحيح مسلم، ج1، ص86؛ شيباني، احمد، مسند احمد، ج1، ص95؛ صحيح ترمذى، ج5، ص643؛ نسائى، احمد، سنن نسائى، ج5، ص137؛ قزويني، محمد، سنن ابن ماجه، ج1، ص42.
[3]) شيباني، احمد، مسند احمد، ج3، ص483؛ حاکم نيشابوري، ابوعبدالله محمد، مستدرك حاكم، ج3، ص131؛ صحيحابنحبان، ج15، ص365.
[4]) شيباني، احمد، مسند احمد، ج6، ص323؛ نسائى، احمد، سنن نسائى، ج5، ص133؛ حاکم نيشابوري، ابوعبدالله محمد، مستدرك حاكم، ج3، ص130.
[5]) حاکم نيشابوري، ابوعبدالله محمد، مستدرك حاكم، ج3، ص141؛ طبراني، سليمان، المعجم الكبير، ج23، ص380؛ هيثمي، علي، مجمع الزوائد، ج9، ص130.
[6]) بخاري، محمد، صحيح بخارى، ج2، ص960 و ج3، ص1357.
[7]) همان، ص1359و ج4؛ نيشابوري، مسلم، صحيح مسلم، ج4، ص1870.
[8]) شيباني، احمد، مسند احمد، ج5، صص 353 و 354؛ بخاري، محمد، صحيح بخارى، ج3، ص1096؛ نيشابوري، مسلم، صحيح مسلم، ج4، ص1871.















هیچ نظری وجود ندارد