11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

ارزش علم آموزی و تربیت از منظر قرآن کریم

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

ارزش علم آموزی و تربیت از منظر قرآن کریم

نکته:
برای ارزش علم همین کافی که چون انسان را بدون علم معرفی کنیم و بحث از خوردن باشد، انسان در کنار چهارپایان ذکر می شود: از آنها بخورید و دام هایتان را بچرانید که به راستی در این نظام آفرینش برای خردمندان و اندیشمندان نشانه ها و آیات فراوانی است (طه ۵۴/۲۰)اما چون این انسان به زیور علم آراسته گردد و از او به «اوتوالعلم» تعبیر شود، او را کنار ذات کبریایی حق تعالی و ملائکه می بینیم: خداوند که برپا دارنده ی عدل است گواهی می دهد که جز او معبودی شایسته ی پرستش نیست و فرشتگان و دانشمندان نیز گواهی می دهند. آری هیچ معبودی شایسته ی پرستشی جز او نیست همان که توانمند است و کارهایش هدف دار و حکیمانه است. (آل عمران ۱۸/۳)و نیز خداوند به هرکس حکمت و دانش عنایت فرماید از آن به خیر کثیر تعبیر می فرماید: و خلقت همه ی جهان آفرینش بر این اصل استوار است که انسان ها عالم شوند و حقایق را دریابند. (بقره ۲۶۹/۲)خدا همان است که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز مثل آن ها را آفرید؛ و فرمان او در میان آن ها (میان آسمان و زمین یا میان آسمان ها و میان زمین ها) فرود می آید تا بدانید که خداوند بر هرچیزی تواناست و این که خدا دانشش همه چیز را فراگرفته است (طلاق ۱۲/۶۵)
نکته:
دانایی، نادانی در اصطلاح قرآن و شرع مقدس، عالم مقابل جاهل قرار نمی گیرد بلکه پیوسته از لغت منفی علم استفاده می شود. در آیه ۳۰ سوره ی بقره می خوانیم: (…. قال انی اعلم مالا تعلمون)نمی فرماید «ماتجهلون» و در آیه ی ۳۲ همین سوره می خوانیم: ( قالوا سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا …) سوال : آیا کلمات « جهاله، جاهلون، تجهلون» که در قرآن آمده چگونه باید تعبیر شود؟ و مورد استعمال آنها کجاست؟ پاسخ: شما در اول اصول کافی می خوانید: « کتاب العقل و الجهل» و پس از آن کتاب «فضل العلم» می آید و اولین حدیث با این عبارات شروع می شود: قال رسول الله: ( … عن ابی عبدالله علیه السلام قال) « طلب العلم فریضه علی کل مسلم الا ان الله یحب بغاه العلم» فرا گرفتن علم برهر مسلمانی واجب است آگاه باشید خداوند طالبان علم را دوست می دارد. نفرموده است « کتاب العلم و الجهل» بلکه جهل برابر عقل قرار گرفته است. توضیح آنکه : برابر روایت سوم «کتاب العقل و الجهل» عقل را اینچنین می یابیم : قال: قلت له ما العقل، قال « ما عبد به الرحمن واکتسب به الجنان» آنچه در پرتو آن خداوند عز اسمه عبادت می شود و به وسیله ی آن بهشت حاصل آید، آن را «عقل» نامند، لذا آنچه انسان را از حقایق و تعالی الی الله دورکند « جهل» نامیده می شود گرچه عالم به علوم ظاهر می باشد. این آیات، مؤید این فرق است: ( انما التوبه علی الله للذین یعملون السوء بجهاله … ) جز این نیست که پذیرش توبه برخداوند برای کسانی است که از روی نادانی کار ناپسند انجام می دهند و بعد پشیمان شده، زود توبه می کنند. آنانند که خداوند توبه شان را می پذیرد، چه آن که خدا دانا و حکیم است. (نساء ۱۷/۴).( و اذا جاءک الذین یومنون بایتنا فقل سلام علیکم …) و چون آنان که به آیات و نشانه های ما ایمان آورده اند نزد تو آیند، بگو: سلام علیکم ( سلام و سلامت بر شما باد) پروردگارتان مهربانی و رحمت را بر خویش نوشته و لازم نموده است. نوشته است که هر کس از شما مومنان از روی نادانی کار بدی انجام دهد و پس از آن پشیمان شده و گذشته را اصلاح کند، او را ببخشاید و بر او رحمت آورد چرا که خداوند بسیار بخشاینده و مهربان است (انعام ۵۴/۶)در داستان حضرت یوسف (ع) و برادرانش می خوانیم: ( قل هل علمتم ما فعلتم بیوسف و اخیه و اذا انتم جاهلون) یوسف گفت آیا دانستید که در گذشته آنگاه که نادان بودید، با یوسف و برادرش چه کردید؟ (یوسف ۸۹/۱۲)برادران یوسف به همه چیز علم داشتند اما از حقیقت عقل و عبودیت و اکتساب بهشت و اجتناب از گناه به دور بودند، از این جهت آنها را جاهل می نامند. اصولاً جاهل در قرآن به کسی گفته می شود که راه ضلال به پیماید و از راه مستقیم و تقرب الی الله دور باشد: الف) (قالوا یا موسی اجعل لنا الهاً کما لهم ءالهه قال انکم قوم تجهلون) … گفتند: ای موسی! برای ما هم خدایی قرار بده همچنان که برای اینان خدایانی است. موسی گفت: بی تردید شما قومی هستید که نادانی می کنید. (اعراف ۱۳۸/۷)ب) (ائنکم لتأتون الرجال شهوتاً من دون النساء بل انتم قوم تجهلون) آیا شما از روی شهوت و تمایل جنسی به سوی مردان می روید (هم جنس بازی می کنید) و زنان را وا می نهید؟ بلکه شما مردمی هستید که سخت نادانی می کنید. (نمل ۵۵/۲۷)ج) ( قل افغیرالله تأمرونی اعبد ایها الجاهلون) پس بگو: ای نادانان! آیا به من فرمان می دهید که غیر خدا را بپرستم؟ (زمر ۶۴/۳۹) علم تا آنجا ارزش دارد که در جهت تعلیم، پیامبر اولوالعزم الهی مأمور می شود. آن عبد صالح که از علم لدنی بهره مند شده است را بیابد و کسب علم کند. مشروح داستان را از سوره کهف در قرآن می شنویم: در آن جا بنده ای از بندگان ما را یافتند که ما از نزد خود او را رحمتی خاص داده و از جانب خود دانشی به او آموخته بودیم. موسی به او گفت: آیا در پی تو بیایم تا آن چه تو را آموخته اند به من بیاموزی تا مرا مایه ی رشد و هدایت باشد؟! او گفت: تو هرگز نمی توانی هم راهی مرا تحمل کنی و صبور باشی (و آن چه را می بینی بپذیری، چرا که ملاک کار من آن علم و درایت برتر است). و چگونه می توانی بر آنچه دانش تو بر آن احاطه ندارد (ریشه و حکمت آن را نمی شناسی) صبر و تحمل کنی؟ موسی گفت: اگر خدا بخواهد مرا صبور و اهل تحمل خواهی یافت و در هیچ امری تو را نافرمانی نخواهم نمود. وقتی موسی قول می دهد که در برابر پیش آمد مسایل صابر باشد، عبد صالح به پیامبر الهی در حال تعلیم می گوید: او گفت: بنابراین اگر همراه من آمدی نباید از من چیزی بپرسی تا خود از آن سخنی برای تو بازگویم (و راز و اسرار کار را بدانی)، (سوره کهف آیات ۶۵ تا ۷۰)اکنون که مقام علم و ارزش آن شناخته شد، به بینیم آیا مطلق علم ما را به مقصد می رساند یا مقدمه است برای عمل؟ مسلماً علم هرگاه با عمل توأم شد، فلاح و فوز عظیم را نصیب صاحبش می کند والا وبالی بیش نیست. حال با آیات قرآن، توضیح بیشتر داده می شود: بهترین خلق و بدترین خلق را از زبان قرآن می شناسیم:
جایگاه علم و عمل در قرآن:
(در سوره بینه آیات ۶و۷ آمده است: بی تردید کسانی که به اسلام کفر ورزیدند از اهل کتاب و مشرکان در آتش جهنم جاودانه خواهند بود. آنها بدترین مخلوقاتند و آنان که ایمان آورده و عمل های شایسته انجام داده اند بهترین مخلوقات هستند.)در این آیات از کفار و مشرکین « بدترین مخلوق» و مومنانی که اهل عمل صالح هستند. «بهترین مخلوق» تعبیرشده است. علت را با بررسی برخی از مفاهیم قرآن می یابیم: در سوره الشمس در آیات نخستین بعد از یازده سوگند می فرماید: (قد افلح من زکاها* و قد خاب من دساها* …)سوگند به خورشید و پرتو روشن آن(۱) و به ماه، هنگامی که به دنبال خورشید درآید (۲) و به روز، آن هنگام که آن را (زمین را) خوب روشن گرداند (۳) و به شب، آن هنگام که آن را (زمین را) خوب روشن گرداند (۳) و به شب، آن هنگام که آن را فرا گیرد(۴) و به آسمان و آن که آن را برافراشت (بناکرد) (۵) و به زمین و آن که آن را گسترانید (۶) و به جان و آن که آن را آراسته و سامان داده است (۷) آن گاه بدی ها و خوبی هایش را به آن الهام نموده است(۸) و به همه ی این ها سوگند که هرکس جان را پاک کرد، قطعاً رستگار شد(۹) و آن که جان را پلید و آلوده کرد بی گمان زیان دید (۱۰) (سوره شمس، آیات ۱تا۱۰)فلاح و رستگاری، هدایت و سعادت جاودانه در پرتو تزکیه و پاک نمودن نفس حاصل می شود اما زیانباری و سوء عاقبت، نتیجه ی آلوده کردن نفس خواهد بود. پس ملاک در سعادت، نفس و تزکیه نفس و ملاک در شقاوت، آلوده ساختن نفس معرفی شده است و از این جهت در آیات فراوان دیده می شود که خداوند متعال آدمیان را بر مراقبت از نفس هشدار داده است. ( یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهتدیتم …) هان ای کسانی که ایمان آورده اید! بر شما باد که خود را مراقبت کنید هرگاه شما هدایت یافته باشید کسانی که گمراه شده اند به شما زیانی نمی رسانند. بازگشت همه ی شما به سوی خداست، پس شما را به آنچه عمل می کردید آگاه خواهد ساخت (مائده ۱۰۵/۵)این آیات را در کنار آیات ۱۵و۱۶ سوره مائده قرار می دهیم و با هم آنها را با دقت می خوانیم: ( یا اهل الکتاب قد جاءکم رسولنا یبین لکم کثیراً مما کنتم تخفون من الکتاب…) ای اهل کتاب! همانا فرستاده ی ما به سوی شما آمد، او بسیاری از چیزهایی را که از کتاب آسمانی پنهان می کردید برای شما بیان می کند و از بسیاری در می گذرد، به راستی از طرف خداوند برای شما نوری و کتابی آشکار آمده است (۱۵) خداوند با آن کتاب کسانی را که خشنودی او را دنبال می کنند به راه های سلامت هدایت می کند و آنان را به اذن خود از تاریکی ها به سوی روشنی بیرون می برد و به راهی راست هدایتشان می کند(۱۶) هدایت و راه یابی به راه های امن (ایمن) خروج از پلیدی ها و تاریکی های جهل و نفاق و گناه و راه یافتن به روشنایی مطلق و هدایت به راه مستقیم، تماماً در سایه ی آگاهی بر معارف حقه و پیروی از آنها است. یعنی علم به حقایق و معارف الهی و عمل به وظایف و اجتناب از محارم و معاصی، سعادت انسان را تأمین می کند و او را «خیر البریه» معرفی می نماید. برای توضیح بیشتر، باید توجه داشت که آگاهی بر حقایق اعتقادی را «علم» می نامیم و عمل به اخلاق حسنه و تداوم وظایف را، «تربیت» نام می گذاریم. یعنی آنگاه که علم آمد، نوبت عمل می رسد. نفس که شناخته شد، وظایف اخلاقی و عملی آن شناخته می شود و عمل به آنها واجب می گردد. برای توجه بیشتر به این مقدمه، آیات سوره ی رعد را با هم مرور می کنیم.(از آیه ی ۱۹ تا ۲۲) (افمن یعلم انما انزل الیک من ربک الحق کمن هو اعمی انما یتذکر اولوا * الذین یوفنون بعهدالله….) آیا آن کس که می داند آن چه از سوی پروردگارت بر تو فرو فرستاده شده، سراسر حق و درست است؛ چون کسی است که نابیناست و نمی داند؟ تنها خردمندان متذکر می شوند و پند می گیرند. پس علم در درجه ی اول معارف قرار دارد و درجه دوم، عمل به مسائل اخلاقی و انجام تکالیف الهی، یعنی اتیان واجبات و ترک محرمات است که از آن هم خردمندان آگاهند. خردمند در مقام عمل کیست؟آنکه : (۱) آنانکه به پیمان خدا پایبندند و به آن وفا می کنند و پیمان شکنی ندارند (۲۰) (۲) و هم آنانکه آن چه را خداوند دستور فرموده که پیوند داده شود، پیوند می دهند. (۳) و از پروردگارشان می ترسند (۴) و از بدی و سختی حساب آخرت هراس دارند. (۵) و هم آنانکه برای بدست آوردن رضای پروردگارشان، صبر و تحمل می کنند. (۶) و نماز را برپا داشتند (و اقاموا الصلوه) (۷) و از آن چه به آنان روزی داده ایم، پنهان و آشکارا به دیگران انفاق کردند. (۸) و با کارهای نیک، بدی ها را دور می کنند. فرجام نیکوی آن خانه پایانی (و آرامش ابدی) برای آنان است. (و یدرء ون بالحسنه السیئه…)
نکته ی مهم نهایی:
وراثت یا محیط کدامیک یا هر دو؟ از قدیم الایام بین متخصصین فن، یک مسئله ی اساسی و ریشه ای، مورد بحث و استدلال بوده است که آیا کدام یک از این دو اصل، در مسئله ی تربیت، نقش بیشتری دارد. آیا بنیاد (یعنی وراثت) و داشتن زمینه مساعد ذاتی در تعلیم و تربیت، نقش مهم را ایفا می کند و یا آنکه بنیاد و وراثت در برابر تأثیر محیط و اکتساب، ناچیز است و محیط نامناسب است که شرایط را دگرگون می سازد، بدین معنی : محیط خوب، خوبان را تحویل می دهد و محیط بد، بدان را می سازد. در میان گذشتگان علم و ادب، سعدی شیرازی، از همه بیشتر در حکایات گلستان خود به این مسئله پرداخته و داستان ها ساخته و از هر دو عامل، زیرکانه طرفداری کرده و مشخصاً نظر نداده که کدام یک موثرترند؛ گرچه در بعضی موارد، بنیاد و وراثت را بیشتر اهمیت داده است. ما از بین داستان های تربیتی گلستان، به حکایت سوم از باب اول (سیرت پادشاهان) اکتفا می کنیم. طایفه ی دزدان عرب بر سر کوهی نشسته بودند و منفذ کاروان بسته و رعیت بلدان از مکائد ایشان مرغوب و لشکر سلطان مغلوب … مدبران نظر داشتند که مقابله با این مزاحمان نوپا، به مراتب آسان تر است تا وقتی که از قدرت بیشتری برخوردار شوند و اصولاً اقدام به تربیت قبل از شکل گیری، آسان است ولی چون شکل گرفت و قدرت یافت، کاری است بس مشکل.درختی که اکنون گرفتست پای به نیروی مردی بر آید زجای ورش همچنان روزگاری هلی بگردونش از بیخ برنگسلی سرچشمه شاید گرفتن به بیل چو پر شد نشاید گرفتن به پیل عده ای دلاور را اعزام داشتند که در کوه پنهان شوند و شبانگاه که دزدان خسته بر می گردند و به خواب می روند، به آنها حمله نمایند و دستگیرشان نمایند و به نزدیک سلطان برند، نقشه عمل شد، دزدان را به نزد شاه آورند. شاه دستور داد همه کشته شوند، در میان دزدان، جوانی بود که یکی از وزرا (سنبل طرفدار محیط سالم و تربیت صحیح) شفاعت کرد که از گناه او در گذرد و کشته نشود تا به تربیت او اقدام نماید. شاه که سنبل طرفداری از بنیاد و وراثت است و تربیت محیط برای اینگونه افراد در نظر او نقشی ندارد می گوید: پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است تربیت ناهل را چون گردکان بر گنبد است او معتقد است نسل و تبار آنها از بیخ منقطع باید گردد، به دلیل آنکه: ابر اگر آب زندگی بارد هرگز از شاخ بید بر نخوری با فرومایه روزگار مبر کرنی بوریا شکر نخوری وزیر در برابر شاه سکوت می کند ولی سرانجام اظهار می دارد: اما بنده امیدوار است که به صحبت صالحان تربیت پذیرد و خوی خردمندان گیرد، که هنوز طفل است و سیرت بغی و عناد در نهاد او متمکن نشده و در خبر آمده است: « کل مولود یولد علی الفطره فابواه یهودانه و ینصرانه و یمجسانه» با بدان یار گشت همسر لوط خاندان نبوتش گم شد سگ اصحاب کهف روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد عاقبت با وساطت ندما، شاه از کشتن او گذشت و گفت: بخشیدم گرچه مصلحت ندیدماما وزیر، به تربیت او اهتمام کامل نمود و چون آثار فلاح در او ظاهر گشت، تعریف او را به نزد سلطان نمود و گفت: تربیت عاقلان در او اثر کرده است و جهل قدیم از جبلت او به در برده اما ملک در پاسخ گفت: عاقبت گرگ زاده گرگ شود گرچه با آدمی بزرگ شود سالی دو بر این برآمد و اوباش محلت در او پیوستند و عقد مراقبت بستند تا به وقت فرصت، وزیر و هر دو پسرش بکشت و نعمتی با قیاس برداشت و در مغاره ی دزدان به جای پدر نشست و عاصی شد. ملک (طرفدار وراثت و بنیاد) گفت: شمشیر نیک از آهن بد چون کند کسی ناکس به تربیت نشود ای حکیم کس باران که در لطافت طبعش خلاف نیست در باغ لاله روید و در شور بوم خس زمین شوره سنبل بر نیارد در او تخم و عمل ضایع مگردان نکویی با بدان کردن چنان است که بد کردن بجای نیک مردان شأن تربیتی انسان در قرآن کریم: قرآن کریم، شأن انسان را از موجودات دیگر، جدا می داند و خداوند متعال، انبیاء بیشمار را با تعلیمات آسمانی و ملکوتی بسیار، برای تربیت انسان فرستاده است و اگر عقیده و تئوری : « پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است» را بپذیریم، بعثت انبیاء عظام، عبث و بیهوده خواهد بود و در ترجمه و فهم آیاتی از قبیل : (۱) ( و ان لیس للانسان الا ما سعی )(نجم ۹۳/۳۵)(۲) (و من اراد الاخره و سعی لها سعیها و هو مومن فاولئک کان سعیهم مشکورا) (اسراء ۹۱/۷۱)(۳) (کل نفس بما کسبت رهینه ) ( مدثر ۸۳/۴۷)(۴) (کل امریء بما کسب رهین) (طور ۱۲/۲۵) (۵) (و لمثل هذا فلیعمل العاملون) (صافات ۱۶/۷۳)حیران خواهیم گشت. جز آنکه اعتراف کنیم همگان مسئول هستند و باید پذیرای تعالیم الهی باشند.
توضیح بیشتر:
ما در مورد غیرانسان، در قرآن چنین می خوانیم : اوست آنکه بادها را مژده دهندگانی پیشاپیش رحمتش (باران) می فرستد تا چون ابرهای سنگین را برداشتند آنها را به سوی سرزمینی که از بی آبی مرده و بی گیاه است، گسیل کنیم و از آنها آب فرو ریزیم و با آن آب، از هرگونه محصولی برآوریم؛ مردگان را هم این چنین زنده می کنیم و از گورها بیرون می آوریم (تجدید حیات گیاهان را یادآور شدیم) شاید شما متذکر شده (زنده شدن دوباره ی آدمیان را در قیامت) در یابید. سرزمین پاک و حاصل خیز، روئیدنی آن (به تمامی) با اذن پروردگارش بر می آید و سرزمینی که آلوده گشته است، گیاهش جز به سختی، آنهم آلوده و پلید، نمی روید. این چنین آیات و نشانه ها برای مردمی که سپاس گزارند، روشن و گوناگون بیان می کنیم (سوره اعراف، آیات ۵۷و۵۸) شعر سعدی در داستان گذشته (باران که در لطافت طبعش خلاف نیست) اشاره به مضمون همین آیه است و دقیقاً از همین آیه الهام گرفته است. اما اینجا مسئله ی خاک است و گیاه که با تقویت خاک و یا تعویض خاک و تغییر شرایط، می توان بستری مناسب برای باغ دیگری آماده نمود ولی با انسان چه کنیم؟ انسان در مسئله ی تعلیم و تربیت، با دیگر مخلوقات مقایسه نمی شود. آن خود جهانی دیگر دارد با مسائلی پیچیده که حکمت ارسال انبیاء، هدف پروردگار را در تعلیم و تربیت مشخص می دارد. اولاً خداوند، انبیاء را برای همه ی مردم فرستاده و آنان وظیفه دار تعلیم و تربیت همگان هستند. (۱) (و ما ارسلناک الا کافه للناس بشیراً و نذیراً)( سباء ۸۲/۴۳)(۲) (و ارسلناک للناس رسولاً و کفی بالله شهیداً ) (نساء ۹۷/۴)(۳) ( و ما نرسل المرسلین الا مبشرین و منذرین ) ( کهف ۶۵/۸۱)پیامبر، همه را موعظه می کند: ( قل انما اعظکم بواحده ان تقوموالله مثنی و فرادی ) (سباء ۶۴/۴۳)انبیاء با اجرای دستورات الهی، در جهت نجات بشر، گاه با گروهی مواجه می شوند که صریحاً به پیامبراظهار می داشتند: چه موعظه کنی و چه موعظه نکنی، ما پذیرای شما نیستیم؛ برای مثال: حضرت هود پیامبر، صریحاً به مردم خود اعلام می دارد. (انی اخاف علیکم عذاب یوم عظیم…) ولی مردم در جواب گویند: (قالوا سواء علینا اوعظت ام لم تکن من الواعظین)(شعراء ۱۳۵/۲۶ و ۱۳۶)من بر شما از عذاب آن روزگار بزرگ (قیامت) می ترسم آن مردم گفتند: برای ما فرقی نمی کند که ما را پند و اندرز بدهی یا از واعظان نباشی (ما گوش نمی دهیم) ولی برخی طوایف، پذیرای حرف حق نیستند و خداوند صریحاً می فرماید: ولی خداوند هرگز امتی را هلاک نمی کند تا آنکه از سوی خود، پیامبرانی بفرستد و آنها را آگاه کند، اگر پس از آگاهی، با عناد، نپذیرفتند آنگاه زمان هلاک آنها فرا می رسد. (بقره ۶/۲)بنابراین هلاکت و گمراهی و یا هدایت و نجات ابدی و پذیرش حق، تماماً از روی دلیل و برهان و پس از اتمام حجت، انجام می پذیرد. (قصص ۵۹/۲۸)(… لیهلک من هلک عن بینه و یحیی من حی عن بینه) ( انفال ۲۴/۸)… تا آن کس که بر اثر کفر و شرک نابود می شود پس از روشن شدن حق نابود گردد و آن کس که بر اثر پیروی حق، حیات می یابد دانسته و از روی دلیلی روشن پیروی کند و حیات یابد.
سخن پایانی ما:
از نظر آیات قرآن، محیط و تربیت و نقش تربیتی انبیاء، سهم بسزایی دارد و از وراثت هم نباید چشم پوشید، آن هم سهمی دارد و این جا است که دستورات خاص تربیتی برای زمینه سازی مسائل تربیتی، نقش خود را خوب ایفا می کند و برای کم کردن نقش وراثت دستورات سازنده ای به شرح زیر صادر می شود تا مولودی با بنیادی شایسته و بایسته به جامعه عرضه شود: (۱) برای ازدواج،از خانواده ی صالح، متقی و شجاع، همسر انتخاب شود. (۲) افراد اعم از زن و مرد، پیوسته مراقب خوراک و رفتار روزانه ی خود باشند. (۳) برای بچه دارشدن، مواقع خاص شرع مقدس با دستورات مربوطه، به هنگام هم بستر شدن، رعایت گردد. (۴) همسر به هنگام بارداری، در خورد و خوراک و طهارت و سایر سفارشات، تقید خود را حفظ کند. (۵) همسر به هنگام شیرخوارگی فرزند، طبق دستورات دقیق شرع عمل کند. (۶) از روزهای نخست، مراقب هم بازی های وی باشند و در تعلیم و تربیت او طبق موازین شرعی و علمی، بکوشند و صدها مطلب دیگر که در کتاب های تربیتی به تفصیل آمده است.
تذکر:
دستوراتی را که در بهسازی محیط و تأثیر تربیت، نقش بسزایی دارد و در این موارد، بنیاد و وراثت سهمی ندارد، ذیلا به اختصار بیان می شود: (۱) در حالی که در انجام خوبی ها اعم از عملی و اخلاقی کوتاهی نمی کنی،از امر به معروف به دیگران دریغ مدار. (۲) درحالی که خود از گناهان و بدی ها، چه اخلاقی و چه کرداری، به دور هستی از نهی منکر جامعه کوتاهی مکن.(۳) از معاشرت و مصاحبت اخیار و نیکان، در ارتقاء تربیت خود، استفاده کن. (۴) از معاشرت با بدان، حتماً اجتناب نما که آثار سوء آن، آدمی را فاسد می کند. آنگاه که جهنمی ها، یکی از علل دوزخی شدن خود را اظهار می دارند می گویند: (و کنا نخوض مع الخائضین* و کنا نکذب بیوم الدین) (مدثر ۴۵/۷۴و۴۶)(۵) در مجلسی که، مجلس گناه نامیدهمی شود، شرکت مکن. (۶) اگر در مجلسی وارد شدی که دیدی اهل گناه هستند، اگر می توانی با منکر مبارزه کن و موجب ترک گناه شو، و اگر نمی توانی تو خود جلسه را ترک کند که محیط فاسد به تو زیان می رساند. (۷) در انتخاب غذا حتماً سعی کن غذا حلال و پاک باشد. (۸) از مواد غذایی حرام و نجس بپرهیز. (۹) هرگز گناه را حقیر مشمار و از آن اجتناب کن.(۱۰) هرگاه به گناه آلوده شدی، بلادرنگ استغفار کن که توبه تأثیر تربیتی عجیبی دارد.
منابع

۱-قرآن کریم، ترجمه آیت الله محمد یزدی قم، ۱۳۸۷٫۲-حجتی، باقر، تعلم و تربیت (ترجمه منیته المرید) ۳-سعدی شیرازی، گلستان ۴-طباطبائی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، تهران، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبائی، چاپ پنجم، ۷۶٫۵-کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
منبع:نشریه کوثر ،شماره ۳۲

نوشته قبلی

جایگاه، نقش و رسالت معلم و مربی از دیدگاه قرآن و روایات

نوشته‌ی بعدی

قرآن، عقلانیت و پرسش گری (۴)

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

قرآن، عقلانیت و پرسش گری (۴)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

غلو از دیدگاه تشیع

غلو از دیدگاه تشیع

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

ارزیابی قیام مختار

ارزیابی قیام مختار

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا