ارسال جوایز یزید براى ابنزیاد
عزیز شدن ابنزیاد نزد یزید بعد از کشتن امام حسین×، دلالت بر رضایت یزید دارد. در اینباره اقوال فراوان است که به نقل چند مورد بسنده میکنیم:
- مسعودی، ابنزیاد را صاحب اسرار یزید معرفی کرده و در اینباره مینویسد:
وکان یزید صاحب طرب وجوارح وکلاب وقرود وفهود ومناوعه علی الشراب، وجلس ذات یوم علی شرابه و عن یمینه ابن زیاد وذلک بعد قتل الحسین× فاقبل علی ساقیه فقال:
| استفنی شربه تروی مشاشی صاحب السرّ والامانه عندی |
ثم مل فاسق مثلها ابن زیاد ولتسدید مغنمی وجهادی([۱]) |
یزید همیشه اهل طرب بود… روزی در مجلس شراب نشسته بود و در طرف راستش ابنزیاد قرار داشت و این بعد از کشتن حسین× بود، آنگاه رو به ساقی کرد و گفت:
مرا شرابی ده که سراسر وجودم را سیراب کند. آنگاه برگرد و به مثل آن، ابنزیاد را سیراب کن.
او که صاحب سرّ و امانت نزد من است، به جهت تأیید غنیمتها و جهاد من، چنین کن.
ناگفته نماند که وی بعد از جملههایی که دربارهی بیدادگریها و ستمگریهای یزید مینویسد، میگوید: او در میان امت اسلامی مانند فرعون در میان رعیت بود، همچنین در ادامه مینویسد: یعنی نه چنین است، بلکه فرعون در میان رعیت خود از یزید عادلتر بود و در میان نزدیکان عامهی مردم با انصافتر بود.
- سبط بن جوزی (۶۵۴ ق)، در مورد جایگاه ابنزیاد نزد یزید اینگونه مینویسد:
یزید، ابن زیاد را به سوی خود طلبید و اموال بسیار و تحفههای بزرگی به او اعطا نمود، و او را به خود نزدیک کرده و منزلش را رفیع گردانید. و نیز او را بر زنان خود داخل کرده و همپیالهی شرابش گردانید. آنگاه به آوازهخوان گفت: غنا بخوان. آنگاه خودش آن دو بیت را انشاء نمود.([۲])
- ابناعثم نقل کرده که یزید به ابنزیاد یک میلیون درهم جایزه داد.([۳])
- ابناثیر در این زمینه مینویسد:
چون سر امام حسین× به یزید رسید، مقام و درجهی ابن زیاد نزد یزید بالا رفته و هدایایی به او عطا نمود و به جهت آنچه انجام داده بود او را مسرور ساخت.([۴])
- طبری در نقلی از خشنود بودن یزید از شهادت امام حسین× میگوید:
چون عبیداللهبن زیاد، حسینبن علی و فرزندان پدرش را به قتل رسانید، سرهای آنان را به سوی یزیدبن معاویه فرستاد، در ابتدا یزید از این عمل خشنود شد، و عبیدالله منزلت و مقامی نزد یزید پیدا کرد.([۵])
- دانشمند معروف اهل تسنن، دکتر طه حسین، در ردّ نظریهی هواداران یزید مینویسد:
ابنزیاد به امر قاطع یزید، دست به قتل حسین× زد و اگر یزید راضی به جنایت کربلا نبود، باید او را بدون هیچ درنگی جریمه میکرد و او را در مجلس شرب خمر خود راه نمیداد و همنشین نمیساخت و هدایایی به سوی او نمیفرستاد. همهی این امور بر رضایت یزید به قتل حسین× دلالت میکند و اینکه او هرگز به خاطر کشتار تلخ و جنایت هولناک کربلا پشیمان نگردید.([۶])
یحییبن حکم، که خودش نیز از امویها بود و در دستگاه یزید هم پست حساسی داشت، هنگامی که کاروانسرهای به نیزه زدهی اهلبیت پیغمبر و زنان به زنجیر کشیدهی آنها را در مجلس یزید مشاهده کرد، با لحن بسیار تندی امویهای جنایتکار را سرزنش نمود و گفت: میان شما و پیغمبر، جدایی افتاد و من از این پس در هیچ کاری با شما موافقت نمیکنم.([۷]) او شخص یزید را هم به باد نکوهش و تمسخر گرفت و گفت: پیوند شهدای اهلبیت پیغمبر، خیلی بیشتر از پیوند ابنزیاد ننگین شایستهی اکرام بود.([۸])
از تاریخ استفاده میشود که یزید، بعد از آنکه ابنزیاد امام حسین× را به شهادت رسانید، جوایز بسیاری برای او فرستاد و نزد او اجر و قرب خاصی پیدا کرد.
[۱]) مسعودی، علی، مروج الذهب، ج۱، ص۳۷۷.
[۲]) ابن جوزی، تذکرهًْ الخواص، ص۲۶۰.
[۳]) ابن اعثم، احمد، کتاب الفتوح، ج۵، ص۲۵۲.
[۴]) ابن اثیر، علی، الکامل، ج۳، ص۳۰۰.
[۵]) طبری، محمد، تاریخ طبری، ج۴، ص۲۸۸؛ ابناثیر، علی، الکامل، ج۳، ص۳۰۱.
[۶]) دکتر طه حسین، الفتنه الکبری، ج۲، ص۲۶۵.
[۷]) طبری، محمد، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۵۶؛ ابناثیر، علی، تاریخ، ج۳، ص۳۰۱.
[۸]) همان، ج۴، ص۳۵۲؛ همان.

















هیچ نظری وجود ندارد