18 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

اسوه فقه پژوهان (محقق اردبیلی)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

بى گمان ، دگرگونى پر شتاب امروزين زندگى بشر ، انبوه پرسش هايى را كه حوزه بايد پاسخ گوى آن ها باشد ، فرا روى حوزويان نهاده است .امروز ، تمامى عرصه زندگى فرهنگى ، اجتماعى انسان و هر آنچه در ايجاد جامعه اى توحيدى و اسلامى لازم است ، در قلمرو پژوهش متوليان دين قرار دارد . هم بايد در تدوين تئورى ها و دستمايه هاى اصلى همت گماشت و هم براى همسان سازى آن ها با نو پيداها و رخدادهاى مكانى و زمانى تلاش ورزيد و اين همه ، در سايه ارزش دادن به تحقيق در نظام آموزشى حوزه است .شكى نيست كه حوزه از لحاظ محتوا و مايه هاى علمى ، كمبودى ندارد . پيشينيان شايسته ما ، با توانايى هاى محدود و در اختيار داشتن نيمى از عرصه زندگى انسان ها ، در ميدان تحقيق و پژوهش حماسه آفريدند و با ژرفكارى خويش ، ژرفا و مايه ورى و توانمندى فقه شيعه را نمودند و آثار گرانبهائى از خود به يادگار گذاشتند .اكنون كه با استقرار نظام مقدس اسلامى ، امكان انجام اين مسئوليت سنگين ، بيش از پيش ، در تمامى زمينه ها فراهم گشته ، بايد تحقيق را در حوزه در صدر اندوخته هاى فقه شيعه ، آسان گردد و حوزه ، به آن جا برسد كه پاسخ گويى تمامى نيازهاى عصر خويش باشد .اين جاست كه شناخت فقيهان محقق ، نوآور ، ژرف انديش و زمان شناس ضرورت مى يابد . فقيهانى كه در روزگار خويش ، در عرصه فقاهت طرحى نو در افكندند ، دگرگونى جديد آفريدند و سر فصلى ديگر بر ميراث فقهى شيعه گشودند و در تحقيق و اجتهاد صاحب مكتب شدند .بايسته است حوزويان ، چنين فقيهانى را نيك بشناسند و از راه و رسم آنان بهره گيرند و آنان را الگوى خويش سازند .محقق اردبيلى ، با ديد ژرف ، آگاهى هاى گسترده ، مهارت و تسلط بر ديدگاه فقيهان و مبانى انديشه آنان ، دقت نظر در فهم آيات و احاديث ، به كار گيرى ، منطق و استدلال و … در نزد فرهيختگان جامعه اسلامى جايگاه والايى يافت ، تا آن جا كه خواص ، وى را محقق خواندند ، عنوانى كه فرهيختگان حوزه ، در دادن آن به افراد بسيار دقيق هستند و باريك بين اند كند و انگشت شمار ، آنان كه به اين عنوان مفتخر شده اند .علامه مجلسى درباره آثار وى ابراز مى دارد :” و كتبه فى غاية الدقة و التحقيق (1) ” .و شيخ اسدالله تسترى او را چنين مى ستايد :” الفاتح لابواب غوامض الافكار و دقائق الانظار ” التى لم يحوها قبله نطاق البيان (2) ” .دقت نظر محقق اردبيلى و توانايى وى در گشودن پيچيدگى ها و دشوارى هاى فكرى و نقد و بررسى دقيق ديدگاه ها و انديشه ها ، بزرگانى را در فقه واداشت تا راه و روش او را الگوى خود سازند و به پيروان مقدس اردبيلى مشهور شوند : ” اتباع المقدس ” .شخصيتى كه استوانه هاى فقه ، چون صاحب جواهر ، شيخ اعظم انصارى و … را متوجه آراء و انديشه هاى خويش ساخت و فقيهان نامور ، توانا و همه سونگرى ، چون آية الله بروجردى و امام خمينى را تحت تاثير انديشه هاى فقهى و راه و روش اجتهادى خويش قرار داد ، به گفته مقام معظم رهبرى : لازم است صد فقيه در حوزه بنشينند و انديشه هاى فقهى او را بررسى كنند .آرى ، چنين انسان فرهيخته و والايى ، شايسته است اسوه فقه پژوهان قرار گيرد . نكته مهم اين كه اردبيلى ، بيش از آن كه در ميان خواص به محقق بودن معروف باشد ، به قدس و تقوا شهره عام و خاص است .او ، در قدس و تقوا و پروا در زندگى ضرب المثل است . بنابراين ، چنين شخصيتى را نمى توان به سهل انگارى ، بى پروايى در ارائه نظر و فتوا متهم كرد ، همان گونه كه نمى توان او را به كم دانشى و كم مايگى متهم ساخت .او ، در عصر خويش ، رئيس حوزه بزرگ نجف بود و در دانش سر آمد .دانش قوى و بى همتايى وى ، در زهد و تقوا ، اين احساس را در بسيار بوجود آورده بود كه بى درك محضر او ، راه به جاى نخواهند برد ؛ از اين روى براى بهره بردن از خرمن فيض او ، از دور و نزديك ، به نجف رخت مى كشيدند به محضر او شرفياب مى شدند .” لانه الرئيس فى ذلك العصر و من يشد اليه الرحال (3) ” .بنابراين ، چنين فرزانه اى ، اگر طرحى نو در باب تحقيق در فقه افكند ، يا درى به روى محققان گشود و يا بر مبانى و اصولى ويژه تكيه زد و …شايسته است كه در آن ها بيشتر دقت شود و با ديدى تيز و انديشه اى ژرف ، از هر زاويه اى مطالعه شوند ، تا راه و روشى ماندگار و كار ساز به دست آيد .محقق تواناتوانايى محقق حوزوى ، تنها در گرد آورى دليل ها و گفته هاى بزرگان نيست كه اين كند و كاو است و مقدمه تحقيق .توانمندى محقق را در طرح همه مسائل فقهى نمى توان ارزيابى كرد ؛ چرا كه پاره اى از آن ها ، به خاطر روشن بودن مبانى ، نياز به دقت و اعمال نظر ندارند . طرح چنين مسائلى ، تكرار سخن ديگران خواهد بود و افزودن ” ان قلت ” و يا ” الاحوطى ” بر آن .توانايى محقق فقيه را بايد در چگونگى نقد و بررسى ديدگاه ها و به هنگام حل ناسازگارى و ناهمخوانى دليل ها ، سنجيد .توانائى فقه را بايد در حل آن دسته از مسائلى ديد كه بزرگان فقه ، از حل آن ها و گزيدن راى نهايى درمانده اند .قوت محقق را بايد در پيمودن راه هاى نارفته و مسائل نو پيدا و يا كم سابقه فقهى ديد .محقق اردبيلى ، براستى محققى است قوى و نيرومند و جاى جاى آثار ارزشمند او ، بويژه دو اثر : مجمع الفائده و البرهان و زبدة البيان آكنده از نمونه هايى هستند كه گواه بر توانايى او در تحقيق و ژرف نگرى ، از جمله :1 . پرداختن به گزاره هاى دشوار و مورد نياز :بر راه هموار رفتن كار دشوارى نيست ، پا در سنگلاخ نهادن و راه هاى ناپيموده را پيمودن ، كارى است ، كارستان . با پتك تحقيق راه بر ديگران گشودن ، توانايى مى طلبد . نياز را ديدن و تحقيق را در جهت پاسخ گويى بدان قرار دادن هنر است .محقق اردبيلى كسى است كه در اين عرصه توانايى خود را به خوبى نمايانده است :الف . او ، گزافه گويى و دراز نويسى را خوش ندارد . تنها آن جايى بر اين روش مى رود كه مشكليب موضوع آن را بدان سو بكشاند . در بحث قبله ، آن گاه كه سخن به درازا مى كشد ، مى نويسد :” فتامل فان المسالة من مشكلات الفن و لهذا طولنا فيها الكلام (4) . “ب . اگر در موردى ، ديگران حق سخن را ادا كرده اند ، گفتنى ها را گفته اند .و او حرفى نو براى گفتن ندارد ، از آن صرف نظر مى كند و يا به حد ضرورت ، بسنده مى كند .در بحث ” عول و تعصيب ” مى نويسد :اصحاب ما ، در اثبات باطل بودن اين ديدگاه ، سخن به كمال و تمام گفته اند ، نيازى به طرح آن نيست ، مگر به اندازه اى كه ترتيب مباحث كتاب رعايت شود .” ذكرو ان الاصحاب رحمهم الله اشبعوا البحث عن الكلام فى ابطالهما و اثبات الحق خلافهما عقلا و نقلا فلا يحتاج الى شى‏ء اصلا الا انا نحن ايضا نشير الى بعض منها لئلا يخلو الكتاب عنه (5) “درباره دو شاگرد برجسته وى : شيخ حسن صاحب معالم و صاحب مدارك نوشته اند كه اين دو نيز در اين جهت ، بسان استاد خويش بوده اند ، اگر يكى از آن دو در موضوعى تحقيق مى كرد و گفتنى ها را مى گفت ، ديگرى از تحقيق و دوباره كارى دورى جسته و به موضوعى ديگر مى پرداخت و افراد را در اين مساله ، به كسى كه تحقيق كرده بود ، رجوع مى داد (6) .ج . چون فقه را دستور العمل زندگى مى داند ، اگر براى موضوعى ، به هر دليلى ، نقش عملى نبيند و يا ثمره اش را اندك بداند ، بدان نمى پردازد ؛ مثلا ، در بحث جهاد ، چون جهاد ابتدايى را بسته به اذن امام معصوم (ع) مى داند ، تنها به آن قسم از مسائلى مى پردازد كه در زمان غيبت امام معصوم نيز ، ثمره اى داشته باشد . در اين باره مى نويسد :” و اعلم ان اكثر مسائل هذا الكتاب انما تقع مع حضور الامام (ع) ، اما متعلق بنفسه او باصحابه ، فلا يحتاج الى العلم به ، و تحقيقه ، و لهذا ما نشرح فى هذا الكتاب الا قليلا ، من حل بعض ما فيه ، و ما يتعلق بزمان الغيبة ، و ما له فائدة عائدة الى اهله ، اختصارا على ما له الفائدة و المحتاج اليه ، و الامور الضرورية قلة البضاعة (7) ” .در منطق تحقيقى اردبيلى ، نياز زمان ، مفيد بودن براى مردم ، معيار است ، نه اين كه خود تحقيق ، به خودى خود ، ارزش باشد و اين كه چون ثمره علمى دارد ، ارزش تحقيق و وقت گذرانى دارد ، هر چند موضوع هاى مورد نياز بر جاى مانده فراوان باشد !بنابراين ، جهت دار بودن تحقيق ، به معناى عام قضيه ، در آثار اردبيلى ، جايگاه ويژه اى دارد . اين نشان دهنده توانايى او در تحقيق است .2 . نقاد بودن :آن كه ، به هر چيز ، به ديده نقد مى نگرد و در هر موضوعى ، ترديد و شبهه را روا مى دارد و از كنار هر ديدگاهى و هر ادعايى ، هر چند مشهور از بزرگان بر آن باشند ، به سادگى نمى گذرد ، بلكه درنگ مى كند و به بررسى و تحقيق مى پردازد ، نوانايى او را در تحقيق مى رساند .از نگاه محققانه اردبيلى ، كمتر مساله فقهى است كه ترديد و شبهه در آن راه نداشته باشد . در بحث داد و ستد ، به هنگام بر پايى نماز جمعه مى نويسد :” فتامل فيه فانك قد علمت ترددى فى اكثبر مسائل (8) ” .و در جاى ديگر مى نويسد :” فانى ما افهم مساله خالية عن شيى‏ء من الشبهات الا قليلة من الكثيرات (9) ” .او ، حتى مواردى كه اجماعى است ، با اين كه در برابر اجماع سر فرود مى آورد و سرپيچى از آن را كم تر روا مى شمارد ، به خلاف مخالفت با شهرت ، در عين حال ، با وجود اجماع در مساله اى ، از نقد و بررسى دليل ها دست بر نمى دارد .بار ها مى بينيم پس از نقد دليل ها و شبهه افكنى ها ، مى نويسد : ” لو لا الاجماع ” نظر اين بود .بسيارى از مسائل فقهى كه تا زمان محقق اردبيلى مورد پذيرش فقها بوده ، براى نخستين بار به نقد و بررسى كشيده مى شوند و مورد ترديد واقع مى گردند . در مفتاح الكرامة كه دائرة المعارف آراى فقيهان شيعه است ، به موارد بسيارى بر مى خوريم كه صاحب مفتاح الكرامة ، مى نويسد : نخستين بار در اين مساله ، اردبيلى ترديد كرده است .صاحب جواهر ، در قاعده لزوم دورى گزيدن از اطراف شبهه محصوره ، مى نويسد :تا پيش از مقدس اردبيلى ، كسى در اين قاعده ترديد نكرد و فتوا به خلاف آن نداد ، تا آن كه مقدس اردبيلى در صحنه فقاهت آشكار شد . او ، براى نخستين بار در مساله ترديد كرد :” فاظهر الشك كما هى عادته فى كثير من المقامات و تبعه عليه بعض المتاخرين (10) “فقيهى مانند صاحب جواهر مى نويسد : ترديد در اين گونه موارد ، روش و عادت مقدس اردبيلى است .بى گمان هر كسى را جسارت چنين كارى نيست ، توانايى مى خواهد .3 . در هم آميختن تتبع و تحقيق :بى گمان ، كند و كاو ، مقدمه تحقيق است و گام نخست . تا كسى آنچه را گفته اند و دليل آورده اند ، نبيند و بر آن ها آگاهى نيابد ، نخواهد توانست ضرب آراء كند و به آسانى به حقيقت دست يابد . بدون گوش فرا دادن به سخن ها ، گزينش نيكوتر نشايد . بايد ” يستمعون القول ” باشد تا گزينش درست صورت گيرد .آنان كه در تحقيق توانا نيستند ، در گرداب ديدگاه ها و دليل هاى گوناگون ، در مى مانند و راه به جايى نمى برند .محقق اردبيلى ، كاوشگرى است كه كند و كاو را با تحقيق در مى آميزد و نو آورى ها و تازه هاى تحقيق را ، به عرصه فقه و فقاهت عرضه مى دارد .او ، هم به گفته ها و ديدگاه ها توجه دارد و هم در اقامه دليل ها ، به جست و جو بر مى خيزد و كاوش مى كند و با وجود كمبود امكانات و در دسترس نبودن منابع روايى و فقهى ، در هر مساله اى تا آن جا كه توانسته كند و كاو كرده و گاه افزون بر دليل هاى شناخته شده و معمول ، روايات و آياتى استناد مى كند كه تا آن زمان ، جز او كسى بدان ها استناد نكرده است .او ، چنان به كاوش و بررسى و نقادى مى پردازد كه هر صاحب نظرى را متوجه آثار خود مى سازد .4 . فراخ انديشى :عرصه ديگر توانمندى محقق ، داشتن ذهن باز و فراخى انديشه است . محقق توانا كسى است كه بتواند در هر موضوعى ، دائره دليل ها را گسترش دهد . به آنچه دليل آورده اند ، بسنده نكند ، در جست و جوى آنچه مى توان دليل آورد ، باشد و به هنگام تفريع فروع و برابر سازى اصول بر فروع ، گونه هاى گوناگون موضوع و تمام زواياى آن را در نظر داشته باشد .اردبيلى ، فقيهى است كه هم در مقام استدلال ذهنى پر تكاپو دارد ، تا آن جا كه بتواند براى ثابت كردن انديشه خويش ، استدلال مى كند و هم در مقام برابر سازى ، به كلى گويى بسنده نمى كند . با توجه به واقعيت هاى اجتماعى زمان خويش ، موضوع را مى شكافد ، فروع گوناگون آن را به دست مى آورد و حكم متناسب را بيان مى دارد .5 . سعه صدراردبيلى ، سينه اى فراخ دارد . براى شنيدن سخن مخالف ، نه تنها گوش شنوا دارد كه گاه به يارى او مى شتابد ، براى ثابت كردن آن ، دليل اقامه مى كند ، آن گاه به نقد او مى پردازد . او ، جوياى حق است ، هر جا كه باشد و از هر كسى كه بشنود .در اخلاق تحقيقى او ، تعصب راه ندارد . تعصب در ميدان تحقيق ، باز دارنده او ، از رسيدن به حق است .او ، باطل بودن مرام و مسلكى را بازدارنده از گزينش سخن خوب صاحبان آن نمى داند . او ، مثل اعلاى تقدس و عشق به ولايت و اهل بيت است ، با اين حال ، به آنچه غير هم مسلكان او دارند ، به ديده گزينش و چگونه بهره گيرى از آن مى نگرد ، نه آن كه يك سره به نفى بپردازد .در ديد باز اردبيلى ، متون رواى فقهى اهل سنت ، در خور استفاده اند :” فلا ينبغى الاعرض عن الاخبار النبوية التى رواها العامة فانها ليس الا مثل ما ذكرنا (11) . “هم از رواياتى كه آنان از پيامبر (ص) نقل كرده اند ، مى توان بهره گرفت و هم از روش استنباط و دليل هايى كه در متون فقهى خود ، به كار برده اند .او ، در بحث خريد و فروش كتاب هاى فقهى اهل سنت مى نويسد :” گاه براى برخى از شيعيان خريدن آن ها واجب است ، به چند جهت از جمله :” … و استنباط الفروع و نقلها و نقل ادلتها … (12) “در اين منطق ، صاحب انديشه اى به آسانى تكفير نمى شود و تنها آن نظريه اى طرد مى شود كه با نص صريح مخالف باشد .6 . پرهيز از تقليدتقليد نقطه مقابل تحقيق است . تقليد پيروى از شخص است و تحقيق پيروى از دليل . هر چند تقليد در جاى خود پسنديده است و مورد پذيرش ، ولى در عرصه تحقيق ، تقليد رهزن است ، هر چند از بزرگان علم و انديشه باشد .اردبيلى ، محققى است كه پايه هاى فكرى خويش را بر استدلال و برهان بر افراشته است و انديشه نا آرامش ، جز در بستر وحى و عقل آرام نمى گيرد .او با اين كه به رجال علم ، احترام مى گذارد ، به گزاف و شتابزده راى آنان را رد نمى كند و حتى بر استدلال هاى آنان ، دليل هاى ديگر نيز مى افزايد ، اما در تابش ديدگاه هاى آنان ، بهت زده نمى شود و هيچ گاه حرمت بزرگان و مكانت علمى آنان ، مانع از بررسى و نقد آراى آنان نمى شود .دليل مدارى را بر عناوين رجال پيش مى دارد . ” ما قيل ” را مورد نظر خود قرار مى دهد نه ” من قال ” را .او به صراحت بيان مى دارد :” و اعلم انه لا ينبغى الاكتفاء فى الفتوى بمجرد ما ذكره بعض الاصحاب … لانه لابد من دليل و قد لا يكون ما عتقدوه دليلا ، دليلا عند المفتى … (13) “بنابراين ، نه فتوا و نظريه بزرگان را بدون بررسى و تحقيق مى توان پذيرفت و نه آنچه را كه آنان دليل پنداشته اند ، مى توان چشم بسته به ديده قبول نگريست كه در وادى تحقيق تقليد كارى است دشوار (14) .7 . تواضعميان تحقيق و تكبر ، غور و غرور ، مرز باريكى وجود دارد . بسيار اند كند كسانى كه به وادى تحقيق در آيند حريم نگهدارند و پا به مرز تكبر نگذارند ؛ چرا كه علم غرور مى آورد ، اندك شماند كسانى كه در درياى تحقيق فرو روند و بدون غرور سر از آن در آورند . اردبيلى ، پژوهشگرى است كه با همه توانايى ها و تلاشى كه در دست يابى به حقيقت مى ورزد .در پايان مى نويسد : اين فهم من از دليل هاست . ” اللهم لا تواخذنى بفهمى (15) “و اگر خود را از رسيدن به حق ناتوان ديد ، در كمال شهامت اعلان مى كند :” و المسالة مشكلة و الدليل قاصر ، و التقليد مشكل و الاعتماد على ظنى اشكل (16) “و مهم تر آن كه در عين نقد ديدگاه ها و آراى بزرگان ، بسيار احترام به آنان مى گذارد . بى پايه بودن ديدگاهى را ، دليل كوچك شمردن صاحب آن نمى داند .با آن كه در برابر مشهور مى ايستد ، راى آنان را در بوته نقد و بررسى قرار مى دهد ، با اين همه ، مى نويسد شايد من سخن آنان را نفهميده ام ، ممكن است دليل هايى داشته اند كه به دست من نرسيده است و …محقق اردبيلى ، نه آن گاه كه با دليل هاى فراوان ديدگاهى را ثابت مى كند ، غرور او را مى گيرد و نه آن جا كه خود را ناتوان مى بيند ، تكبر مانع از اعتراف به ناتوانيش مى شود و نه به هنگام نقد آراى بزرگان ، آنان را كوچك مى شمارد . اميد آن كه اسوه همه فقه پژوهان گردد .________________________________________پى نوشت ها :1 . ” بحار الانوار ” ، علامه مجلسى ، ج 1/42 ، موسسة الوفاء ، بيروت .2 . ” مقابس الانوار ” /15 ، مقدمه .3 . ” تكملة امل الامل ” /354 .4 . ” مجمع الفائدة ” ، ج 3/67 ، انتشارات اسلامى ، وابسته به جامعه مدرسين ، قم .5 . ” همان مدرك ” ، ج 11/560 .6 . ” ريحانة الادب ” ، ج 3 و 4/393 .7 . ” مجمع الفائدة ” ، ج 7/437 .8 . ” همان مدرك ” ، ج 2/381 .9 . ” همان مدرك ” ، ج /364 .10 . ” جواهر الكلام ” ، ج 1/298 ، دار احياة التراث العربى .11 . ” مجمع الفائدة ” ، ج 8/75 .12 . ” همان مدرك ” ، ج 8/76 .13 . ” همان مدرك ” ، ج 2/296 .14 . ” همان مدرك ” ، ج 1/83 .15 . ” همان مدرك ” ، ج 2/147 .

برچسب ها: محقق اردبیلی
نوشته قبلی

ام البنين عليهاالسلام بانوي مردآفرين

نوشته‌ی بعدی

در باره حضرت معصومه (س)

مرتبط نوشته ها

تو رستم تهمتنی …
ویژه جنگ رمضان

تو رستم تهمتنی …

قیام امام حسین (ع) از دیدگاه وهابیّت
نهضت حسینی

قیام امام حسین (ع) از دیدگاه وهابیّت

عاشورا و امام حسین (ع) در آئینه احادیث
نهضت حسینی

عاشورا و امام حسین (ع) در آئینه احادیث

سلسلة الذهب به روایت اهل سنت
امام رضا (ع)

سلسلة الذهب به روایت اهل سنت

مبارزات امام کاظم (ع)
امام کاظم (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت
امام علی (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت

نوشته‌ی بعدی

در باره حضرت معصومه (س)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

تو رستم تهمتنی …

تو رستم تهمتنی …

قیام امام حسین (ع) از دیدگاه وهابیّت

قیام امام حسین (ع) از دیدگاه وهابیّت

عاشورا و امام حسین (ع) در آئینه احادیث

عاشورا و امام حسین (ع) در آئینه احادیث

سلسلة الذهب به روایت اهل سنت

سلسلة الذهب به روایت اهل سنت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا