۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

اشعریان و تأسیس نخستین دولت شهر شیعه (۱)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مقدمهنوشتار پیش رو سعی دارد تا در قالب پژوهش های بنیادی و با تحلیل گزارش های تاریخی، فرضیه ای را مطرح و بررسی کند که طی آن از تأسیس و اداره ی یک دولت شهر از سوی خاندان اشعری در سرزمین قم، از نیمه ی نخست سده ی دوم تا نیمه ی پایانی سده ی چهارم، سخن می گوید. دولتی که در قالب یک دولت شهر و رهبری اریستوکراسی اشعریان خدمات شایان توجه و بلکه بی همتایی به جامعه ی امامیه انجام داد، زاییده ی کثرت ثروت، نفرات و وحدت کلمه ی خاندان اشعری بود و میراثی از امامیه گرد آورد که با توجه به فقدان امامان معصوم علیهم السلام در سایر ازمنه، منحصر به فرد و بی همتا بود.به رغم اهمیت فراوان و نقش بی بدیل اشعریان در تاریخ و فرهنگ تشیع امامی، تحقیق و پژوهشی که مستقلاً درباره ی این خاندان صورت گرفته باشد، یافت نشد. تحقیقات اندکی هم که در قالب کتاب، مقاله و پایان نامه صورت گرفته، (۳) پیش از هر چیز، فاقد یک نگاه کلی است، به گونه ای که بیشتر آنان خواسته یا ناخواسته به جزئی نگری و اهتمام بیشتر به رجال نگاری و توجه صرف به محدثان اشعری گرفتار آمده و از پرداختن به نتایجی کلی، که می تواند نتیجه ی برداشت از جزئیات مذکور باشد،‌ غافل مانده اند. علاوه بر این، به هیچ روی، از اقدام خاندان اشعری در تأسیس و اداره ی یک دولت شیعی سخنی نگفته اند. مهم ترین چالش پیش رو در این تحقیق نیز به دلیل نگاهی تازه و متفاوت، کمبود منابع بود؛ منابعی که تکیه ی اصلی آنها بر جنبه ی حدیث گرایی نباشد و با نگاهی جامعه شناسانه و یا سیاسی، به تحلیل و بررسی وضعیت شهر قم و یا خاندان اشعری پرداخته باشد. همچنین منابعی که درباره ی جنبه های حدیثی و دینی قم و اشعریان سخن گفته اند – جز چند منبع انگشت شمار – غالباً از نظر محتوا، یکسان، اما شکل و قالب ارائه ی مطالب در آنها متنوع است.
اشعریان از یمن تا قماشعریان از قبایل ساکن در سواحل غربی یمن بودند. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۹۴) نسبشان به « نبت بن ادد بن زید بن یشجب بن عریب بن زید بن کهلان بن سبأ» می رسید که چون در هنگام تولد، بدنش پوشیده از مو بود، به « أشعر» ( در عربی به معنای پر مو) ملقب شد. ( کلبی، بی تا، ص ۱۴۰ / ابن حزم، ۱۴۰۳، ص ۳۹۷) پیش از اسلام، از قبایل نامدار و پر نفوذ یمن بودند و گفته شده است: گروهی از آنان در حمله ی ابرهه به مکه در ۵۷۰ م وی را یاری دادند. در منابع اسلامی، فضایل بسیاری به اشعریان پیش از اسلام نسبت داده شده و از جوان مردی و نیک خویی آنان یاد شده است. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۸۴-۷۹۴) تاریخ دقیق گرویدن اشعریان به اسلام روشن نیست. برخی مالک بن عامر ( جد اشعریان قم) را نخستین مسلمان اشعری می دانند که در پی وقایعی غیبی و معجزه آسا، در آغاز نبوت به دیدار نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمد و اسلام آورد. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۴۶-۷۴۸) اما بیشتر منابع اسلام او را در سال هفتم و در جریان جنگ خیبر می دانند. ( یوسف اشکوری، ۱۳۷۸، ص ۶۶) از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در فضیلت اشعریان، روایاتی در منابع شیعه ( ر.ک. اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۶۴-۷۷۵) و سنی وارد شده است. ( بخاری، ۲۰۰۸، ص ۴۸۷ و ۴۸۸)عبید بن سلیم بن حضار، معروف به « ابوعامر»، ( ابن عبدالبر، ۱۴۱۲، ج ۴، ص ۱۷۰۴) بزرگ اشعریان در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و رهبر این قبیله در فتح مکه و نبرد حنین بود. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۹۰) پس از شهادت ابوعامر در حنین، برادرزاده اش، ابوموسی، مهم ترین اشعری شناخته می شود. ( ابن عبدالبر، ۱۴۱۲، ج ۴، ص ۱۷۰۴) پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، گروهی از اشعریان در یمن باقی ماندند و در شورش های معروف به « رده» شرکت داشتند. ( کحاله، ۱۴۱۴، ج ۱، ص ۳۰) بسیاری نیز مانند سایر قبایل به علت شرکت در فتوحات، در مناطقی همچون عراق، شام، مصر، ایران و اندلس پراکنده شدند. ( ابن حزم، ۱۴۰۳ ق، ص ۳۹۷ و ۳۹۸ / بری، ۱۹۹۲، ص ۲۲۳) مهم ترین شاخه ی آنان گروهی بودند که به رهبری ابوموسی در عراق ساکن شدند و در فتح ایران شرکت کردند. ابوموسی در سال ۱۷ ق از سوی عمر حاکم بصره شد. ( ابن خیاط، ۱۴۱۵، ص ۷۴) او در این مدت، بخشی از فارس، تمامی اصفهان ( از جمله قم)، تمامی اهواز، بخشی از جبال و کرمان و حرّان و نصیبین را فتح کرد. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۸۲۰-۸۲۱)با قتل عثمان در ۳۵ ق، اختلافات به وجود آمده در میان مسلمانان و نزاع علوی – عثمانی، دامن خاندان اشعری را نیز گرفت و افراد این قبیله چونان سایر امت اسلامی، به سه گرایش سیاسی ( ر.ک. طه حسین، ۱۳۷۹، ص ۴۴ و ۴۵) موجود آن زمان منشعب شدند:گروه نخست تحت رهبری ابوموسی اشعری، به تبعیت از امثال عبدالله بن عمر، از هر دو گروه علویان و عثمانیان کناره گرفت. ( ر.ک. احمدی، ۱۳۷۹، ص ۴۱۱-۴۱۳ / سلیمانی، ۱۳۸۳، ص ۱۱۳-۱۲۸) این شاخه دوام چندانی نیافت و با حاکمیت بعدی عثمانیان به رهبری معاویه، در این جریان هضم و جزو شاخه ی تسنن این خاندان گردید.گروه دوم اشعریانی بودند که پیش از آن و در زمان فتوحات، در شام ساکن شده بودند. این گروه در صفین از هواداران معاویه بودند و جنگاوری هایی نیز از خود نشان دادند. ( ر.ک. ابن مزاحم، ۱۳۷۰، ص ۵۹۴ و ۵۹۵)گروه سوم به رهبری مالک بن عامر، در کوفه شاخه ی علوی و تشیع بودند. این گروه بعدها در کوفه و قم، از هواداران و معتقدان تشیع امامی شدند. ( ر.ک. اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۷۹ و ۷۸۰) مالک بن عامر نخستین اشعری بود که اسلام آورد، در فتوحات شرکت کرد و در قادسیه از خود رشادت بی نظیری نشان داد. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۲۷۰) فرزندش سعد از گواهان بر شراب خواری ولید بن عقبه و سبب عزل او از حکومت کوفه در زمان عثمان شد. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۲۹۱) اگرچه منابع تاریخی در نبرد جمل، از مالک یادی نکرده اند، اما توصیه ی سائب فرزند او به ابوموسی، که پدر زن سائب نیز بود، برای یاری حضرت علی علیه السلام در جمل ( طبری، ۱۳۸۷ ق، ج ۴، ص ۴۹۹) می تواند حاکی از حضورخود وی همراه پدر و برادرانش در این نبرد باشد. آخرین گزارش از مالک در منابع تاریخی، تصریح صاحب تاریخ قم به حضور وی در صفین با حضرت علی علیه السلام است. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۲۷۱) پس از شهادت حضرت علی علیه السلام تا سال ۶۵ ق نامی از این خاندان برده نشده است. در این سال، از سائب بن مالک به عنوان یکی از رهبران قیام مختار سخن گفته شده است ( ر.ک. طبری، ۱۳۸۷ ق، ج ۶، ص ۹، ۱۱ و ۹۱ / ابن اعثم، ۱۴۱۱، ص ۶ و ۱۰۸ / اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۲۸۰) که در رمضان ۶۷ ق به دستور مصعب بن زبیر، همراه مختار و برخی از بزرگان کوفه به شهادت رسید. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۲۹۰ / طبری، ۱۳۸۷ ق، ج ۶، ص ۱۰۷)بنا بر گزارشی، گروهی از خاندان مالک در سال ۸۳ ق به سبب جانب داری از قیام ضد اموی عبدالرحمن بن اشعث، مغضوب حجاج واقع و مجبور به ترک کوفه و هجرت به قم شدند. ( ابوالفداء، ۱۸۴۰، ص ۴۷۳) اما بنا بر گزارش دیگری، در ۹۳ ق، به علت بدرفتاری احوص اشعری با روستاییان ایرانی که در املاک او کار می کردند، حجاج وی را زندانی کرد، اما با وساطت عبدالله، برادر احوص، که نزد حجاج ارج و قربی داشت، وی آزاد شد. پس از آن، عبدالله از بیم آنکه رأی حجاج برگردد و احوص مجدداً زندانی شود، چاره ی کار را خروج از کوفه دید که سرانجام منجر به سکونت آنان در قم شد. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۲۴۵ و ۲۴۶) در روایت سومی هم کشته شدن محمد بن سائب به دست حجاج، علت کوچ ایشان دانسته شده است. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۲۶۰)اشعریان نخست با اشراف محلی قم، که هنوز زرتشتی بودند، از در صلح درآمدند، اما پس از مدتی، رشد سریع نفرات و توان سیاسی – اجتماعی آنان، موجب نگرانی زرتشتیان و نقض پیمان نامه ی صلح از سوی بومیان شد. در واکنش به این نقض پیمان، اشعریان به سرکردگی احوص، در یک شب بزرگان آنان را ترور کردند و بر شهر مسلط شدند. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۲۵۱-۲۵۷)موسی بن عبدالله بن سعد بن مالک بن عامر، از اصحاب امام صادق علیه السلام ( مهاجر، ۱۳۸۶، ص ۱۸۰) برای نخستین بار به ترویج آشکار و بدون تقیه ی مذهب تشیع امامی در قم پرداخت و پس از آن، تشیع امامی مذهب رسمی اشعریان قم شد. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۷۸ و ۷۷۹) تا پیش از آن، باید تشیع خاندان مالک بن عامر را نوعی تبعیت سیاسی از حضرت علی علیه السلام و تعالیم فقهی برجای مانده از آن حضرت دانست که در میان تابعان کوفی باقی مانده بود. ( ر.ک. پاکتچی، ۱۳۸۳، ص ۳۱۸) بنابراین، می توان با توجه به سابقه ی خاندان مالک در حمایت از حضرت علی علیه السلام چنان نتیجه گرفت که آنان به علت جو خفقان حاکم بر کوفه و دوری از مدینه، که محل استقرار امامان شیعه بود، تعالیم دینی خود را از صحابه ی حضرت علی علیه السلام در کوفه اخذ می کردند و با از بین رفتن موانع ارتباط با امامان، که وارثان حقیقی حضرت علی علیه السلام بودند، آنها راه صحیح را یافته، به جرگه ی اصحاب ائمه ی اطهار علیهم السلام پیوستند.قیس بن رمانه، از اشعریان کوفه، نخستین فرد این خاندان بود که به ائمه ی اطهار علیهم السلام پیوست و از اصحاب امامان سجاد،‌ باقر و صادق علیهم السلام گردید. ( مهاجر، ۱۳۸۶، ص ۱۳۵)به گفته ی تاریخ قم، بیش از یکصد تن از اعقاب عبدالله، احوص و نعیم، فرزندان سعد بن مالک بن عامر و اعقاب سائب بن مالک بن عامر، از ائمه ی معصوم علیهم السلام روایت کرده اند. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۷۷ و ۷۷۸) البته در آمار دیگری، مجموع محدثان و فقهای اشعری ۸۳ تن ذکر شده اند که ۴ نفر از اصحاب امام باقر علیه السلام، ۱۶ نفر از اصحاب امام صادق علیه السلام، ۱۴ نفر صحابی امام هادی علیه السلام، ۱۳ نفر صحابی امام حسن عسکری علیه السلام، و ۳ نفر از مرتبطان و صاحبان مکاتبه با امام زمان علیه السلام بوده اند. ( حسینیان مقدم و دیگران، ۱۳۸۶، ج ۲، ص ۱۷۴ و ۱۷۵)
دولت شهر اشعریان« دولت شهر» یا « کشور شهر» ( city-state) شکلی از جامعه ی سیاسی است که قلمرو آن یک شهر است. این شکل در دوران تمدن یونان باستان پدید آمد و نام باستانی آن « پولیس» بود. قلمرو پولیس چندان محدود بود که شهروندان ( پولیتیای) همه یکدیگر را می شناختند. در باب منشأ دولت شهرها نظرها ناهمگون است. گمان می رود که نظام های قبیله ای آغازین در یک دوره ی پسرفت اقتصادی و از هم گسیختگی از ۱۰۰۰ تا ۸۰۰ سال پیش از میلاد در شبه جزیره ی یونان، جریزه های اژه و غرب آسیای صغیر جاگیر شدند و هسته ی دولت شهرها را به وجود آوردند. نظام دولت شهری در شهرهای قرون وسطایی ایتالیا نگاه داشته و باز آفریده شد. هزاران دولت شهری، که در این سده ها به وجود آمدند، هر یک شیوه ی حکومت و زندگی خود را – از پادشاهی گرفته تا کمونیسیم – داشتند و اصول سیاسی آنها را فیلسوفانشان تنظیم می کردند. همین دولت شهرها پایه ی تمدن یونانی – رومی جدید غربی را گذاشتند. ( آشوری، ۱۳۸۴، ص ۱۶۶ و ۱۶۷) اشعریان نیز قومی بودند که به مدد قدرتی که برای آنان از وحدت کلمه، کثرت ثروت و نفرات زاییده شده بود، دولتی را، که قریب به سه سده در اختیارشان بود، بنیان نهادند ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۶۸۲) تا در قالب آن به گونه ای منسجم و نظام مند، قدرت خویش را در راه گسترش دین و عقیده شان به کار بندند. در حقیقت، در سلسله مراتب دولت هایی که قدرت خود را در خدمت تشیع به کار گرفتند، اشعریان نخستین دولت شهر شیعه را به وجود آوردند. این دولت در طول حیاتش، که عصر حضور امامان معصوم علیهم السلام را هم دربر می گرفت، توانست میراثی از امامیه گرد آورد (۴) تا با تشکیل دولت شیعی آل بویه، که به مراتب قدرتی فراتر از دولت اشعریان داشت، این میراث را به بغداد منتقل کند و در نسل عالمان بغدادی مستقر سازد. میراث امامان معصوم علیهم السلام بعدها در دوره ی قدرت یافتن مغولان، به همت افرادی همچون خواجه نصیر طوسی و علامه حلی محافظت شد و با استقرار سلسله ی مقتدر صفوی در ایران و پس از آن، دولت های شیعی دیگر، تا امروز جاودان مانده است؛ همان گونه که ابن خلدون در جمع بندی تحلیل خود درباره ی علل رواج و زوال دانش و عقلانیت در جوامع اسلامی می نویسد:و باید از آنچه درباره ی وضع بغداد و قرطبه و بصره و کوفه بیان کردیم،‌ عبرت گرفت که چون در صدر اسلام، عمران شهرهای مزبور توسعه یافت و اصول حضارت در آنها مستقر گردید، چگونه دانش در آنها فزونی یافت و به منزله ی دریاهای بیکرانی از دانش و هنر در آمدند و در اصطلاحات تعلیم و اقسام دانش ها و استنباط مسائل و فنون،‌ انواع شیوه های گوناگون ابتکار کردند؛ چنان که از پیشینیان درگذشته و بر متأخران پیشی جستند. ولی همین که به عمران آنها نقصان و خلل راه یافت و ساکنان آنها پراکنده شدند، آن بساط و آنچه در آن بود، یکسره درهم پیچیده شد و آن همه دانش و تعلیم را از دست دادند و علوم آنها به شهرهای دیگر اسلامی منتقل شدند. ( ابن خلدون، ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۸۸۲)
الف. آغاز و انجام دولت شهربنابر گزارش تاریخ قم، سابقه ی سکونت در این شهر، به پیش از حمله ی اسکندر بازمی گردد، با حمله ی او،‌ قم رو به ویرانی گذارد، تا اینکه با توجه قباد ساسانی به ایالت مستقلی در مرکز ایران تبدیل شد و شهر قم نیز با ساختاری همچون شهر مدائن، که مجموعه ای از شهرک های نزدیک به هم بود، مرکز این ایالت شد. در جریان فتح ایران، قم نیز از خرابی، جنگ و گریز مصون نماند و به صورت روستاهای ویران و پراکنده به حیات خود ادامه داد. ( ر.ک. اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۴۴-۴۶، ۴۸، ۴۹ و ۲۴۹) تا اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم هجری، ساکنان این دهده ها، که مجموعاً قم را تشکیل می دادند،‌عموماً زرتشتی و دهقان بودند و اگرچه از شهروندان ولایت اصفهان محسوب می شدند، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۶۸۲) اما تقریباً از نگاه حکومت اموی، فراموش شده و از هر لحاظ، به خود واگذاشته شده بودند. ریاست محلی و مذهبی دهکده های مذکور نیز در دست شخصی به نام « یزدان فاذار» بود که برای حراست و دفاع از این منطقه، در مقابل راهزنان دیلمی، حصارهایی ساخته بود. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۹۰-۹۲) پس از ورود اشعریان، یزدان فاذار نخستین گروه آنها را پذیرفت و با آنان به عنوان ساکنان ماندگار قم، پیمان دوستی و پشتیبانی بست. با درگذشت یزدان فاذار و دیگر بزرگان زرتشتی، اختلافات میان اعراب اشعری و ایرانیان بالا گرفت و سرانجام، قم به دست اشعریان افتاد ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۰۲ و ۷۲۴) و از این پس، اشعریان قریب سه قرن حاکمان واقعی قم محسوب می شدند. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۶۸۲)
تاریخ قماز مراحل تأسیس این شهر به دست اشعریان سخن گفته است. نویسنده به نقل از حمزه اصفهانی ( م ح ۳۶۰ ق)، نویسنده ی کتاب اصفهان چنین آورده است:چون عرب اشعریان به قم آمدند، در جوانب قم، در خیمه هایی از موی نزول کردند. چون در این ناحیت متکمن شدند، در صحاری، هفت ده، خطه و منزل ساختند و سراها و بناها و قصرها و عمارت ها بنا نهادند و فرود آمدند، و آن هفت ده: ممجان، و قزدان، و مالون، و حمر و سکن و جلنبادان و کمیدان است، که الیوم قصبه و محلتهای قم است و حصارهای این دیها در این محال قائم و راسخند و علامت و نشان آنند. چون سراهای ایشان بذین دیهای هفتگانه بسیار شد و به یکدیگر نزدیک گشتند… ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۴۴-۴۶)این متن در کمال ایجاز، به درستی مراحل تشکیل شهر قم را بیان می کند؛ اشعریان پس از ورود به منطقه ی قم، تا مدت ها در چادرهای بافته شده از موی بز سکنا گزیدند. پس از استقرار نسبی اشعریان در روستاهای قم، آنان به تدریج، به ساختن سرپناه و خانه روی آوردند و طی چند سال، همگی در خانه های مسکونی مستقر شدند. زاد و ولد، فزونی ثروت و افزایش بردگان و کارگران و مهاجرپذیری سبب شد تا روستاهای هفت گانه و حریم آنها به گونه ای به یکدیگر نزدیک شده، به هم بپیوندند. این پیوستگی سبب فراهم آمدن شهر یک دست و یک پارچه ای با دست کم هفت محله به نام همان روستاهای هفت گانه شد.با به هم پیوستن چند روستای قم، اگرچه مجموعه ی مسکونی گسترده و یک دستی به وجود آمد، اما آغاز بافت شهری قم از دوره ای است که احوص بن سعد بن مالک اشعری، اقدام به تخریب آتشکده ی قم نموده و برای برادرش، عبدالله بن سعد، مسجدی در « دزپل» یا « درپل» ساخت. (۵) این مسجد، که می توان آن را « مسجد جامع قم» نامید، مرکز تجمع و فعالیت شهر شد و نقش مهمی در تمرکز شهر قم و به هم پیوستن محله ها و زمینه چینی برای رسمیت یافتن این شهر ایفا نمود. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۰۰ تا ۱۰۴)حمزه بن یسع اشعری در سال ۱۸۹ ق موافقت هارون را برای « کوره» ( ولایت مستقل) قراردادن قم و جداسازی آن از اصفهان به دست آورد (۶) و شش سال بعد، توانست در قم منبر قرار دهد و اعراب اشعری را به اقطاع داران دولت عباسی در قم تبدیل کند. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۰۴) از این پس تا پایان قرن چهارم، حاکمان قم همواره از سوی بنی عباس و سپس زیاریان و آل بویه تعیین می شدند و اگرچه در بسیاری موارد،‌ افرادی غیر از خاندان اشعری بر این منصب گماشته می شدند، اما بزرگان خاندان اشعری، که در موارد بسیاری از فقها و محدثان بزرگ امامی و اصحاب ائمه ی اطهار علیهم السلام نیز بودند، حاکمان واقعی دولت شهر قم محسوب می شدند. مدت ها ساختمان های اداری در خارج شهر مستقر بود و به حاکمان منصوب بغداد و عاملان آنها اجازه ی ورود به شهر داده نمی شد، تا آنجا که این حاکمان نقش چندانی در اداره ی امور شهر نداشتند، و تنها به منزله ی سفرای اعزامی از بغداد عمل می کردند و خراج سالانه را دریافت می نمودند. گذشته از آن، مدت امارت این حاکمان معمولاً بسیار کوتاه بوده و این خود می توانست عامل مهمی در تضعیف قدرت آنان و اهمیت یافتن قدرت اشراف و بزرگان بومی منطقه باشد. (۷) قاضیان و کارگزاران دینی شهر تا زمان خلافت المکتفی ( حک: ۲۸۹-۲۹۵ ق) از سوی بزرگان اشعری انتخاب می شدند. مذهب رسمی شهر تشیع امامی بود و در انجام فرایض و امور دینی، به هیچ وجه تقیه و کتمانی در میان نبود. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۳۳، ۱۲۱، ۱۲۲ و ۶۸۳-۶۸۵) حتی همین فقها و بزرگان بودند که در نهایت، تصمیم می گرفتند چه کسی حق ماندن و سکونت در قم را دارد و چه کسی باید از این شهر خارج شود. ( ر.ک. نائینی اردستانی کچویی، ۱۳۸۱، ج ۳، ص ۷۶) محمد بن عیسی بن عبدالله، از اصحاب امام رضا و امام جواد علیهاالسلام، که نجاشی از وی با عنوان « شیخ القمیین و وجه الاشاعره متقدم عند السلطان» یاد می کند، ( نجاشی، ۱۴۱۹، ش ۹۰۵) و احمد فرزند وی، که از اصحاب امامان رضا، جواد و هادی علیهم السلام بود و نجاشی درباره اش نوشته است: « شیخ القمیین و وجههم و فقیههم، غیر مدافع و کان ایضا الرئیس الذی یلقی السلطان بها»، ( نجاشی، ۱۴۱۹، ش ۱۹۸) دو تن از مهم ترین رؤسای قم بودند.اگرچه بعدها افرادی از خانواده های شیعی ایرانی، همچون خاندان بابویه، از موفقیت های علمی برجسته ای برخوردار شدند، و یا از میان طالبیان، نقبای ممتاز و ذی نفوذی ظهور کردند، اما به نظر می رسد همچنان غلبه و سیطره از آن خاندان اشعری بوده است. آنچه نویسنده ی تاریخ قم نیز از ضعف و افول قدرت اشعریان در زمان خود وی نوشته است، به نظر می رسد بیشتر ناظر به اهمال و ضعف آنان در فعالیت های عمرانی و اقتصادی بوده که به تدریج موجب شده است زیر ساخت های شهری قم رو به ویرانی گذارد، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۶۸۹) تا آنجا که این اهمال ها سبب شد تا در زمان وزارت صاحب بن عباد، بر اثر عدم توجه به نظام آب رسانی در قم، آب در این شهر نایاب شود و با مساعدت صاحب بن عباد، شهر از کم آبی نجات یابد. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۱) این امر در گزارش مقدسی ( زنده در ۳۸۱ ق) نیز منعکس شده، که مقارن روزگار نویسنده ی تاریخ قم نوشته است: « قم بارو دارد. روستایش گسترده است. شهری بزرگست، ولی متوقف شده، رو به ویرانی است و نزدیک کویر است.» ( مقدسی، ۱۳۶۱، ج ۲، ص ۵۸۴) علی رغم این اهمال ها، اشعریان همچنان از موقعیت سیاسی و اجتماعی ممتازی در قم برخوردار بودند و تا پایان قرن چهارم، نفوذ قابل توجهی در قم داشتند. برای نمونه، علی بن محمد اشعری برادر نویسنده ی تاریخ قم، در موارد متعددی از سوی آل بویه حاکم قم بود. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۲۲، ۴۱۱ و ۴۱۲) و این خود نشان از نفوذ اشعریان در آن برهه دارد. علاوه بر آن، بنابر نقل تاریخ قم، اشعریان ۲۸۰ سال بر قم حاکم بودند که ۱۸۰ سال آن پس از جداسازی قم از اصفهان در ۱۸۹ بود؛ یعنی تا ۳۶۹ ق. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۶۸۲)ریشه ی اصلی افول قدرت اشعریان و عدم اهتمام آنان به امور عمرانی و اقتصادی شهر را باید در ضعف قدرت خلفای بغداد دانست که به دنبال آن، قم نیز مانند سایر مناطق مرکزی ایران، از دهه ی دوم قرن سوم به معرکه ای برای کشمکش های سامانیان، زیاریان( دیلمیان) و آل بویه تبدیل شد، به گونه ای که با تسلط زیاریان در ۳۱۶ ق بر قم، نخستین ضربات نابود کننده بر دولت شهر اشعریان وارد آمد. زیاریان با مصادره ی بخش بزرگی از اراضی کشاورزی و قنات های مالکان و زمین داران بزرگ اشعری، در حقیقت، شهر قم را در دست خرده مالکانی قرار دادند که اتحاد و یک پارچگی آنان در برابر وقایع و پیشامدهای آینده، به مراتب سخت تر از اتحاد تعداد انگشت شماری ملاک و زمین دار بزرگ بود که پیش از آن عهده دار امور شهر بودند. از سوی دیگر، با این مصادره، دیگر برای اشعریان انگیزه های چندانی در رتق و فتق امور شهر باقی نمانده بود. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۶۲ و ۴۱۱)البته در افول دولت شهر اشعریان نباید قدرت یافتن آل بویه و تسلط آنان بر قم و سپس بغداد را نادیده گرفت؛ چرا که با روی کار آمدن آل بویه، موقعیت ممتاز قم، به عنوان کانونی امن و بی خطر برای امامیه، جا خود را به بغداد داد؛ مرکز خلافت و موقعیت سیاسی ممتاز، مدفن امامان هفتم و نهم علیهماالسلام، مقر فعالیت های نواب امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف – در عصر غیبت صغرا، محل زندگی عالمانی بزرگ، نزدیکی به نجف، کربلا، سامراء و بسیاری دیگر از اماکن مقدس شیعیان، همه عواملی بود که در کنار نعمت امنیت در سایه ی آل بویه، از بغداد مرکزی ساخت که به تدریج، قم را به حاشیه راند، تا آنجا که آغاز سده ی پنجم را باید پایانی همیشگی بر حیات دولت شهر اشعریان دانست. در یک نتیجه گیری کلی، می توان سیر قدرت و حاکمیت ۲۸۰ ساله ی خاندان اشعری بر دولت شهر قم را این گونه برشمرد؛۱٫ از آغاز ورود اشعریان تا ۱۹۵ ق ( مقارن آغاز سده ی سوم)؛ مرحله ی قدرت یابی و سعی بر مشروعیت بخشی و تثبیت حاکمیت خویش، به عنوان جزئی از نظام فرادست خود که همان دستگاه خلافت بغداد باشد.۲٫ از ۱۹۵ ق تا حدود ۲۹۵ ق؛ مرحله ی تثبیت حاکمیت و شکوفایی تمدن دولت شهر قم؛۳٫ از ۲۹۵ ق تا ۳۱۶ ق؛ مرحله ی تبعیت بیشتر از بغداد و کاسته شدن از قدرت اشراف دولت شهر قم؛۴٫ از ۳۱۶ ق تا پایان سده چهارم؛ آغاز سیر افول و انحطاط.
ب. جغرافیای شهری
تاریخ قماز دروازه ها و راه های متعدد قم نام برده است؛ راه خراسان از درب ری، راه ساوه و آبه از درب مسجد جامع، راه همدان از درب عبدویه اشعری، راه عراق از درب نصر بن عامر اشعری، راه جبال قم از درب حسن بن علی بن آدم اشعری، و راه کاشان از درب ولد احوص بن سعد اشعری، در کنار هفت درب دیگر، از مهم ترین راه ها بودند. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۶۲-۶۶)در این کتاب، از شش میدان و چهار پل نیز نام برده شده است: میدان یسع بن عبدالله اشعری، میدان حسن بن علی بن آدم اشعری، میدان یحیی بن عمران اشعری، میدان مالک بن سعد اشعری، میدان حسن بن سعد اشعری و میدان ایوب بن موسی اشعری، پل عبدویه اشعری، پل بکجه ( علی بن عبدالله اشعری)، پل ابوعلویه اشعری و پل سهلویه اشعری که یازده دهنه داشت. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۶۷-۷۱).این کتاب درباره ی نظام آب رسانی این شهر، در کنار رودخانه ی قم از بیست کاریز نام برده که همگی آنها مانند میادین و پل ها از تأسیسات اشعریان بوده، بجز یک کاریز که شخصی از موالی ایشان ساخته است. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۱) سعد بن مالک بن احوص اشعری اولین جوی آب ( کانال آبرسانی) را در شهر قم ایجاد نمود. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۵۵) بیست جوی دیگر آب را از رودخانه به مزارع اطراف می رساند که همه ی آنها زیرنظر خاندان سعد بن مالک اشعری بود. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۶۱) محلات، کوشک ها، خانه ها و باغات اشعریان نیز در کنار رودخانه قرار داشت. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۹۶-۹۹) از سه مسجد « در پل» ( ساخته ی احوص بن سعد اشعری)، « مسجد جامع» ( ساخته ی ابوصدیم اشعری) و « مسجد بازار» ( یا سعدآبادی که به نظر می رسد ساخته ی سعد بن احوص اشعری است) نیز نام برده شده. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۰۱-۱۰۷) اشعریان ۲۵۰ روستا و مزرعه را در قم احیا و یا از نو بنیان نهادند. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۸۱) تنها نگاهی به آنچه ذکر شد، نشان می دهم قم سازنده و مالکی جز اعراب اشعری نداشته و سایر شهروندان در حقیقت، اتباع دولت اشعری محسوب می شده اند.در قم، بازار وجود داشته، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۰۹) اما دام داری و کشاورزی محور اصلی اقتصاد بوده است. گندم، جو، نخود، انگور، فندق، زیتون، گردو، پسته، زعفران، هویج، شلغم، پیاز، سیر و انواع سبزی ها و میوه های درختی و جالیزی، کنجد، زیره، قرطم و انواع علوفه از جمله این محصولات بوده است. ( ر.ک. اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۲۹۹-۳۰۱ و ۳۱۰-۳۱۲) نمک استخراج می شده ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۲۱۸) و ۵۱ آسیاب وجود داشته که ۳۹ تای آن فعال بوده است. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۶۳) کرسی، لگام، رکاب، پارچه و زعفران مهم ترین اقلام صادراتی قم بوده است. ( مقدسی، ۱۳۶۱، ج ۲، ص ۵۹۲) شهر دارالخراج، دارالضرب و زندان نیز داشت و به نظر می رسد همه ی اصنافی که لازمه ی بافت یک شهر است، در قم مشغول بوده و در تاریخ قم نیز به برخی از آنها اشاره شده است: بازاریان، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۴۱۱) چهارپا داران ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۴۱۳)، کارمندان دولتی ( نظامیان، حساب رسان و…) ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۴۱۸ و ۴۱۹)، لگام سازان ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۴) فیلسوفان، مهندسان، منجمان، نساخان، وراقان ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۳۵)، چاه کنان و برزگران. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۵۵)عرب ( اشعریان)، عجم و طالبیان ( سادات) در قم زندگی می کردند ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۲۵) و از اهل ذمه، علاوه بر زرتشتیان، که ساکنان بومی قم بودند، یهودی و نصرانی نیز در قم وجود داشت. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۳۵) فرهنگی ایرانی – عربی بر شهر حاکم بود. دیوان آب و دیوان خراج و ثبت مسائل مربوط به آن، نیاز به دبیرانی مجرب را ایجاب می کرد و با وجود غلبه ی عرب، هنوز تا هنگام نگارش تاریخ قم، نیمه ی دوره ی قرن چهارم، اصطلاحات بومی مربوط به دیوان خراج و دیوان آب به زبان فارسی و تقویم یزدجردی در کنار تقویم قمری در قم معمول بود و در همه ی امور دیوانی و حساب رسی و انواع معاملات به کار می رفت. مردم قم بسیاری از آداب و رسوم ملی را حفظ کرده بودند و زندگی خود را با اجرای برخی از این مناسبت ها و اعمال و رسوم می گذراندند. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۵، ۳۶۱، ۳۶۸ و ۴۱۱)با وجود این، شواهد نشان می دهد که اشعریان شیعیانی بودند که قویاً بر حفظ ریشه های عربی خود اصرار می ورزیدند و ناسیونالیسم عربی، حتی در میان فقها و محدثان آنان وجود داشت. برای نمونه، درباره ی احمد بن محمد بن عیسی اشعری نقل شده است: وی شاهد بود که خیرانی، خادم امام جواد علیه السلام، پیامی از آن حضرت مبنی بر امامت حضرت هادی علیه السلام دریافت نمود، اما پس از رحلت امام جواد علیه السلام وی از گواهی دادن و تأیید سخن خیرانی در جمع بزرگان شیعه درباره ی جانشینی امام هادی علیه السلام امتناع می ورزید تا آنکه خیرانی او را به مباهله فراخواند و از بیم آن، سرانجام گواهی داد. خود وی علت این امتناع را این گونه ذکر کرده که می خواسته است فضیلت اعلام خبر امامت امام هادی علیه السلام نصیب یک عرب شود و نه عجم ( یعنی خیرانی). ( کچویی، ۱۳۸۱، ج ۳، ص ۷۳ و ۷۴)داعیه ی شیعه گری و تشیع امامی گرچه در دوره های میانی و پایانی خلافت بنی عباس امری رایج و متداول بود و جز قم مناطق دیگری همچون محله ی کرخ در غرب بغداد به تشیع آشکار پایبند بودند، اما چنین داعیه ی آشکاری در سال های قرن دوم هجری و دوره ی نخست عباسی عواقب سهمگین و خطرناکی می توانست در پی داشته باشد. ( ر.ک. اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۷۹ و ۷۸۰) تاریخ رسمیت تشیع امامی در قم، باید به ربع دوم سده ی دوم هجری بازگردد؛ چرا که به گفته ی تاریخ قم، موسی بن عبدالله اشعری نخستین کسی بود که تشیع امامی را در قم آشکارا تبلیغ نمود و سبب شد تا اهل قم بدو اقتدا کنند و این مذهب را بپذیرند. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۷۸) حال با توجه به ریاست پدر موسی،‌ یعنی عبدالله بن سعد، بر اشعریان قم، که تا پیش از آغاز علنی انقلاب بنی عباس وفات یافت و اینکه او برای پس از خود، برادرزاده اش، مالک بن احوص را به ریاست خاندان اشعری برگزید و پیوستن مالک و اشعریان تحت امرش به حمید بن قحطبه طائی، که از امرای لشکر بنی عباس بود و علیه بنی امیه می جنگید، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۲۹) به نظر می رسد که تا پیش از سقوط بنی امیه در ۱۳۲ ق تشیع امامی نمی توانست در قم قدرت و ظهوری داشته باشد؛ چرا که در این صورت و با نظر به آنکه موسی بن عبدالله از اصحاب امام صادق علیه السلام نیز بود، ( مهاجر، ۱۳۸۶، ص ۱۸۰) مانع یاری رساندن اشعریان به بنی عباس می شد.گذشته از فاصله ی زیاد قم با مرکز خلافت، که خود عاملی در نفوذ کمتر عباسیان بود، شاید یکی از عوامل مهم پذیرش تشیع قمیان از سوی دستگاه خلافت، قدرت و نفوذی بود که این خاندان از طریق رجال نامی و صاحب منصبان خود در دربار خلافت کسب کرده بود. ابوعبیدالله اشعری وزیر مهدی عباسی، ( ر.ک. دیانت، ۱۳۷۲، ج ۵، ص ۶۹۵ و ۶۹۶) علی بن عیسی اشعری معروف به « الطلحی» از امرای مأمون، ( مهاجر، ۱۳۸۶، ص ۱۱۷) ریّان بن صلت اشعری از مقربان مأمون و اصحاب امام رضا و هادی علیهماالسلام ( مهاجر، ۱۳۸۶، ص ۷۳ و ۷۴) و یحیی بن عمران اشعری از سرداران معتصم ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۸۳) از جمله ی این افراد بودند.عامل دیگر تشیع اعتدالی قمیان بود؛ تشیعی که به پی روی از ائمه ی اطهار علیهم السلام و برخلاف شیعیان زیدی، هیچ گاه مشروعیت سیاسی عباسیان را مستقیماً به چالش نکشید. البته قمیان نماز جمعه را، که نمادی در تأیید و تقویت خلیفه ی عباسی بود، سبک می شمردند، تا آنجا که مقدسی در این باره نوشته است: « مردم قم… جامع را تعطیل کرده بودند، تا آنکه رکن الدوله ایشان را به برقراری آن واداشت.» ( مقدسی، ۱۳۶۱، ج ۲، ص ۵۹۱) اما از هرگونه داعیه ی استقلال طلبی یا نافرمانی با انگیزه های سیاسی علیه خلیفه ی عباسی اجتناب می ورزیدند و در عین بیعت با خلیفه ی بغداد، به عنوان دولتی خودمختار عمل می کردند. آنچه را هم که به عنوان قیام و شورش قمیان در تاریخ ذکر شده، همگی رنگ و بویی به شدت اقتصادی داشته و کاستن و یا تعدیل خراج سالانه رکن اصلی آن بوده، تا آنجا که اگر انگیزه های سیاسی نیز وجود داشته، تحت الشعاع مسائل اقتصادی بسیار کم رنگ شده و اهمیت چندانی نیافته است. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۴۰۶-۴۱۰) شاید بتوان دلیل اصلی سنگین آمدن خراج حکومتی بر اهل قم را نیز در حمایت های مالی قابل توجه این خاندان از ائمه ی اطهار علیهم السلام دانست. آنان شیعیانی بودند که به ادای وجوه و مالیات های شرعی به امامان معصوم علیهم السلام سخت پایبند بودند و این خود سببی بود برای آنکه ادای خراج سالانه به حکومت، برایشان سنگین تر از سایر مناطق و سرزمین های سنی نشین باشد. تاریخ قم درباره ی این وجوه شرعی می نویسد:دیگر از مفاخر ایشان [اشعریان] وقف کردن این گروه از عربست که بقم بودند، از ضیعتها و مزرعها و سرائها، تا غایت که بسیاری از ایشان هرچه مالک و متصرف آن بودند، از مال و منال و امتعه و ضیاع و عقار، بائمه – علیهم السلام – بخشیدند. و ایشان اول کسانی بودند که بذین ابتدا کردند، و خمس از مال های خود بیرون کردند و به ائمه – علیهم السلام – فرستادند. و خلفا این املاک را، که ایشان بدفعات وقف کردند، بدست فرا گرفتند. ایشان دگر باره غیر آن وقف کردند،… و خراج املاک موقوفه ی ایشان به چهارصد هزار درم برسیده است. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۸۰)البته اینها غیر از حمایت های مالی بی دریغ و فراوان اشعریان از سادات و علویانی بود که به قم می آمدند؛ مثلاً، در یک نمونه، تاریخ قم درباره ی اکرام محمد بن موسی بن امام جواد علیه السلام که در ۲۵۶ ق به قم آمده بود، می نویسد:از مال خود، از برای او سرایی بخریدند و همچنین چند سهم از قریه ی هنبرد و اندریقان و کارچه از برای او از ورثه مزاحم بن علی اشعری بخریدند و بیست هزار درم از برای او قسمت کردند و بدو دادند. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۵۷۷-۵۷۹)اهمیت این حمایت های مالی برای جامعه ی شیعه در آن روزگار، وقتی روشن تر می شود که به امثال این گزارش ها توجه کنیم:اهتمام ناحیه ی مقدسه به حسن جریان امور در مسائل مالی مربوط به مقام امامت در دوره ی امام عسکری علیه السلام و سپس تا دوره ی غیبت صغرا ادامه یافت. متن برخی از نامه هایی که حضرت عسکری علیه السلام به وکلای خود در این باره مرقوم فرمودند در منابع قدیم و معتبر ضبط شده است. در این نامه ها، امام بر اهمیت پرداخت بموقع وجوه شرعی از طرف شیعیان تأکید شدید گذارده اند. روشن است که نیازهای مالی دفتر مقام امامت برای تأمین مصالح و حوایج جامعه ی شیعه، که دوره ی سختی را از سر می گذراند، افزونی گرفته بود. در یک نامه، که به صورت غیر معمول بسیار طولانی است و امام آن را به یکی از بزرگان جامعه ی شیعه در نیشابور نوشته بودند، امام از مسامحه ی شیعیان آن منطقه، که حقوق مالی خود را مانند زمان پدر بزرگوارش به صورت منظم و درست نمی پرداختند، گله فرموده است. ( مدرسی طباطبایی، ۱۳۸۶، ص ۵۱ و ۵۲)از دیگر ممیزات جامعه ی قم، به خلاف جامعه ی تشیع در کوفه، که ترکیبی از زیدیان، فطحیان، اسماعیلیه، واقفیه و امامیان بود، اینکه شیعیان قم در بیعت با سلسله ی امامان دوازده گانه علیهم السلام متحد بودند و در میان محدثان امامی فراوان این شهر، از کسی با انحرافات فطحی یا واقفی یاد نشده است. ( مادلونگ، ۱۳۸۱، ص ۱۳۱ و ۱۳۳) قمیان از ارتباط مستحکم و عمیقی با ائمه ی هدی علیهم السلام برخوردار بودند. این رابطه تا پایان غیبت صغرا ادامه داشت و در هیچ مقطعی نیز گسسته نشد. ( حسینیان مقدم و دیگران، ۱۳۸۶، ص ۱۷۲-۱۷۵ / ر.ک. جعفریان، ۱۳۷۱، ص ۱۲۰-۱۲۲)
ادامه دارد…
پی نوشت :
۱٫ کارشناس ارشد مذاهب اسلامی۲٫ استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات۳٫ این تحقیقات را می توان این گونه برشمرد: کتاب ها: رجال الاشعریین من المحدثین و اصحاب الائمه علیهم السلام ( مهاجر، ۱۳۸۶)، پیشگامان تشیع ( فرشچیان، ۱۳۸۴)؛ مقالات: « تشیع و قم» ( جعفریان، ۱۳۷۱، ۱۱۷ تا ۱۳۲)، « اشعریان قم» ( معلم حبیب آبادی، ۱۳۷۷)، « الاشعریون» ( مدرسی طباطبائی، بی تا)، « اشعریان قم» ( کوشا، ۱۳۶۶)، « اشعریان» ( یوسفی اشکوری، ۱۳۷۸)، « اشعریان» ( انوشه، ۱۳۷۵)، « شجره ی علمی خاندان اشعری» ( حاج تقی، ۱۳۷۷)، « الاشعریون فی تاریخ القم» ( سید محمد، ۱۳۵۱)، « اشعریان» ( حسینیان مقدم و دیگران، ۱۳۸۶)؛ پایان نامه: « خاندان اشعری» ( لیلی مکوندی، ۱۳۸۲)۴٫ این میراث به علت نبود امامان معصوم علیهم السلام در سایر زمان ها، برای امامیه اهمیت قابل توجهی داشت؛ چرا که هر داور منصفی می داند نیروی تعقل و اهتمام به علوم عقلی و اندیشه های زاییده ی ذهن بشری، امری است که اختصاص به زمان خاصی ندارد و تا آدمی زنده است عقل نیز زنده و پویاست. اما از سوی دیگر، وحی و عصمتی که آن وحی را تفسیر و تبیین می کند، از دیدگاه مکتبی که « امامیه» خوانده می شود، مختص زمان خاصی بوده و از بعثت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آغاز شده و با آغاز غیبت کبرای امام زمان علیه السلام ( ۳۲۹ ق) پایان پذیرفت است. پس تلاش و تکاپو برای انباشت آنچه در این مقطع زمانی قریب ۳۵۰ ساله از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه ی اطهار علیهم السلام در قالب احادیث و روایات صادر شده، با هیچ تلاش علمی دیگری از سوی معتقدان به این مذهب قابل قیاس نیست.۵٫ با توجه به سبک معماری اسلامی در ساختمان شهرها، همواره مسجد جامع، مرکز و قلب شهرها و مجموعه های انسانی را تشکیل می داده و پیرامون آن بازار، مدرسه، دارالعماره و جز اینها از تأسیسات شهری بنا می گردیده است. ( ر.ک. غنی زاده، ۱۳۸۵، ص ۱۹۷ تا ۲۱۰).۶٫ برای اطلاع از نقشه ی ولایت و کوره ی قم، ر.ک. جعفریان، ۱۳۸۷، ص ۱۶۰٫۷٫ از خلال گزارش های تاریخ قم، می توان به این مدت های کوتاه امارت پی برد. برای نمونه، ر.ک. ص ۳۶۱٫منبع مقاله :مؤسسه ی شیعه شناسی، (۱۳۹۱)، فصلنامه ی علمی – پژوهشی شیعه شناسی شماره ۳۹، قم: مؤسسه ی شیعه شناسی
 
 
 

نوشته قبلی

اشعریان و تأسیس نخستین دولت شهر شیعه (۲)

نوشته‌ی بعدی

ایرانیان و نقش کوفه در تشیع آنان (۳)

مرتبط نوشته ها

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

نوشته‌ی بعدی

ایرانیان و نقش کوفه در تشیع آنان (۳)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا